<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; حجاب</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>سی و پنج سال در حجاب؛ گزارشی پیرامون نقض گسترده حقوق زنان در ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2329/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2329/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Mar 2014 15:43:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[قوانين]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2329/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2329/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/p.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="Print" title="" /></a>عدالت برای ایران، ۱۶ اسفند ۱۳۹۲: براساس آمارهای رسمی، بیش از ۳۰ هزار زن در ده سال گذشته به دلیل قوانین مربوط به حجاب بازداشت شده اند. گزارش تحقیقی “۳۵ سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران” که هم زمان با روز جهانی زن منتشر شده است نشان می‌دهد که حقوق اولیه زنان...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2329/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/p.jpg" alt="Print" /></p>
<p>عدالت برای ایران، ۱۶ اسفند ۱۳۹۲: براساس آمارهای رسمی، بیش از ۳۰ هزار زن در ده سال گذشته به دلیل قوانین مربوط به حجاب بازداشت شده اند.</p>
<p>گزارش تحقیقی “۳۵ سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران” که هم زمان با روز جهانی زن منتشر شده است نشان می‌دهد که حقوق اولیه زنان در ایران به شکلی سازمان‌یافته و گسترده به دلیل  رعایت نکردن قوانین مربوط به حجاب، نقض شده است.</p>
<p>سی و پنج سال پیش، در چنین روزی، تنها ۲۵  روز پس از پیروزی انقلاب، آیت‌الله خمینی در یک سخنرانی دستور داد که زنان از این پس حق ندارند بدون حجاب، در ادارات دولتی حضور داشته باشند. فردای آن روز که مصادف با ۸ مارس، روز جهانی زن بود، هزاران زن در خیابان‌های تهران در اعتراض به این دستور، راهپیمایی کردند. این دستور و تظاهرات زنان، سرآغاز تحمیل حجاب بر زنان از یک سو و مقاومت آنان در برابر حجاب اجباری از سوی دیگر بود.</p>
<p>“۳۵ سال در حجاب”، نخستین گزارش حقوق بشری است که به روشنی نشان می‌دهد زنان در ایران بیشترین و فراگیرترین آزار و اذیت‌ها را به خاطر مقاومت در برابر حجاب اجباری تجربه کرده‌اند و طیف گسترده‌ای از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی‌شان تنها به دلیل تبعیت نکردن از قوانینی که آنها را مجبور به پوشاندن سر و بدن خود می‌کند، به شکلی سازمان‌یافته نقض شده است.</p>
<p>این گزارش براساس آمارهای رسمی و نیز مصاحبه با ۲۱ زن که حقوق‌شان به دلیل عدم رعایت قوانین مربوط به حجاب نقض شده، نشان می دهد که جمهوری اسلامی برای سال‌ها، تعهدات بین‌المللی خود در زمینه اصل عدم تبعیض و اصل منع شکنجه را با اجبار حجاب، به عنوان یک مصداق بارز تبعیض جنسیتی و آزار و اذیت زنان برای اعمال این اجبار، زیرپا گذاشته است.</p>
<blockquote><p>“۳۵ سال در حجاب”، نخستین گزارش حقوق بشری است که به روشنی نشان می‌دهد زنان در ایران بیشترین و فراگیرترین آزار و اذیت‌ها را به خاطر مقاومت در برابر حجاب اجباری تجربه کرده‌اند و طیف گسترده‌ای از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی‌شان تنها به دلیل تبعیت نکردن از قوانینی که آنها را مجبور به پوشاندن سر و بدن خود می‌کند، به شکلی سازمان‌یافته نقض شده است</p></blockquote>
<p>یافته‌های گزارش عدالت برای ایران، که بر مبنای جمع زدن آمارهای پراکنده رسمی به دست آمده، نشان می‌دهد علاوه بر بازداشت بیش از ۳۰ هزار زن در ۱۰ سال گذشته (۱۳۸۲-۱۳۹۲)، دست‌کم  ۴۶۰ هزار و ۴۳۲ زن به خاطر نوع پوشش‌شان مورد توبیخ قرار گرفته‌اند که در اغلب موارد  این توبیخ‌ها با رفتارهای توهین‌آمیز و ازار و اذیت همراه بوده است. براساس همین آمارها، بیش از هفت‌هزار زن مجبور به دادن تعهد برای رعایت حجاب اسلامی شده‌اند و پرونده دست‌کم چهار هزار و ۳۵۸ زن به دادسراهای قضایی ارجاع شده است.</p>
<p>این گزارش همچنین نشان می‌دهد چگونه حق اشتغال، حق تحصیل، حق امنیت، حق برخورداری از خدمات عمومی، حق دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی، حق تردد و حق شرکت در زندگی فرهنگی صدها هزار زن در سی و پنج سال گذشته نقض شده است. همچنین هزاران کودک دختر، برخلاف تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی مجبور به پوشیدن حجاب شده اند.</p>
<p>“سی و پنج سال در حجاب” همچنین برخی از موارد شدید از خشونت دولتی را برای اعمال قوانین مربوط به حجاب، مستند کرده است که منجر به بازداشت، شکنجه و حتی تجاوز در بازداشتگاه به زنان شده و آثار آن زندگی تعداد زیادی از زنان ایرانی را برای همیشه، تغییر داده و منجر به ترک وطن، افسردگی و یا حتی خودکشی برخی از آنان شده است.</p>
<p>عدالت برای ایران در انتهای گزارش خود که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است، خواستار پایان دادن به نقض حقوق زنان به دلیل حجاب اجباری شده است. همچنین از رسانه ها، سازمان‌های حقوق بشری و نیز جامعه بین المللی خواسته است دولت ایران را وادار به اجرای تعهدات بین‌المللی خود و پایان دادن به تبعیض جنسیتی و خشونت دولتی گسترده علیه زنان به دلیل حجاب کنند.</p>
<p>متن کامل گزارش سی و پنج سال در حجاب را <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf">اینجا</a> بخوانید.</p>
<p>برای کسب اطلاعات بیشتر با عدالت برای ایران تماس بگیرید:</p>
<p><a href="mailto:info@justiceforiran.org">info@justiceforiran.org</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2329/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نابرابری ارتباط در برخورد دو تن / گفت و گوی اکرم موسوی با لیلا اصلانی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1942/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1942/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Dec 2011 23:14:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1942/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1942/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/12/hejab-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="hejab" /></a>لیلا اصلانی  در رشته ی علوم اجتماعی و سپس در رشته ی برنامه ریزی امورفرهنگی در ایران تحصیل کرده است. اودر تهران پا به پای شاگردانش در به ثمر رساندن انقلاب ۵۷ شرکت داشته است. در دهه ی ۶۰ مجبور به ترک ایران می شود. او می گوید بیشترین علاقه ام کار در جنبش زنان...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1942/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><em><br />
</em></strong></p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/12/hejab.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1943" title="hejab" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/12/hejab-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>لیلا اصلانی  در رشته ی علوم اجتماعی و سپس در رشته ی برنامه ریزی امورفرهنگی در ایران تحصیل کرده است. اودر تهران پا به پای شاگردانش در به ثمر رساندن انقلاب ۵۷ شرکت داشته است. در دهه ی ۶۰ مجبور به ترک ایران می شود. او می گوید بیشترین علاقه ام کار در جنبش زنان خارج کشور می باشد. با توجه به حساسیت ایشان به مسائل زنان بر آن شدم که با او در زمینۀ حجاب به بحث و گفتگوبپردازم.</p>
<p>ممنون از شما از اینکه دعوت مرا پذیرفتید.</p>
<p><strong>آیا از دید شما حجاب هم نوعی پوشش است؟ </strong><strong> </strong></p>
<p>بله حجاب نوعی پوشش است. پوشش تن است. پوشش تن زن است.</p>
<p>در کل پوشش تن به صورت لباس، یا معنای نمایشی دارد و یا معنای کاربردی .</p>
<p>معنای نمایشی، مانند لباسهـای نظـامیان که عــلاوه بر نوع آن ، باحمل نشـانه ها ودرجـه ها بر روی آن سلسله مراتب یک  سـاختــارنظامی را نشـان می دهـد.  یا لبـاس هــای بالمـاسـکه برای کارناوال و یا لباس عروسی برای مراسم ازدواج و عروسی، و لباس های مخصوص شب نشینی که برای  جلوه گری بیشتر تن تهیه می شوند. و دیگر موارد&#8230;</p>
<p>اما لباس هایی که بنا به کاربرد شان، جزیی از ابزار کار به حساب می آیند، برای ایمنـی  و محافظت تن ساخته و پرداخته می شوند.  مانند لبـاس کــار در مشاغل مختلف و لباس های ویژه برای رشته های گوناگون ورزشی ویا پوشش هایی مناسب برای مقابله با گرما و سرما بنا به محیط زیست.</p>
<p><strong>با توجه به این تعاریف، حجاب زنان چه نوع پوششی است و چه ویژگی دارد؟</strong><strong></strong></p>
<p>در این صورت حجاب زنان به صورت چادر، مقنعه، برقع نیز پوششی است که هم صورت نمایشی دارد و هم جنبه ی کاربردی.</p>
<p>این نمایشی است که زن با پوشاندن سر و تن خود  در هر کجای جهان اعلام می کند: که من دین و آیینی را برگزیده ام که فرمان می دهد،  تنم را در مقابل چشمان مرد پوشیده دارم تا مبادا رفتاری غیر کنترل شده  از او سر زند.  یعنی  خود بر یک نابرابری ارتباط در برخورد دو تن صحه می گذارد.  تنی آزاد در مقابل تنی پوشیده.  تن زن پوشیده می ماند تا بار خاطری نشود و آن گه مسئول نگاه هرزه اوست.  وظیفه ی زن است تا مرد چشم پوشیده بدارد.  با هر لایه ای که بر تن خود می آویزد، تلاشی است تا ذره ای از این عنصر حیات عیان نشود،  و گرنه بارقه ای است برای جوشش هیجان جنسی مرد. هر نگاهی به اندام زن شهوت برانگیز است، نه تنها در موقع کار  بلکه حتی در مواقع بحرانی، در مواقع بروز سوانح و بلایای طبیعی.</p>
<p>یعنی نگاه ونظاره هم  با نوع جنسیت معنای متفاوت دارد  واز آن دو عملکرد متفاوت سر می زند. نظاره  زن بر تن  و اندام مرد،  نگاهی است خنثی ، بی حس وبی واکنش. بدون هیچ واکنش شهوانی. داشتن چنین حسی ننگ و عار است. طبق عادت باید جسم و روحشان در این موارد بی واکنش بماند. او ابژه ای است برای تمتع و لذت جنسی مرد.</p>
<p><strong>تاثیر نظام های حاکم را در این مورد چگونه ارزیابی می کنید؟</strong></p>
<p>اگر چه بر این باوریم که تفاوت های فیزیکی  و روحی نه تنها میان دو جنس، بلکه به اندازه ی بیشمارانسان ها  قابل تشخیص است، و قابل درک.</p>
<p>اما اگر این تفاوت ها موجب  ارزش ها و هنجارهایی شود که برخی را بر برخی دیگر بر تر سازد و با دادن امتیازهایی بر بخشی، منجر به نادیده انگاشتن حیات زیستی و اجتماعی بخشی دیگر شود، با نظامی روبرو هستیم که نابرابری نه تنها در ساختارعینی جامعه شکل گرفته،  بلکه   در پروسه ی فرهنگی نیز به نا خودآگاهی ذهن ها راه جسته است. در این نظام میزان آگاهی محدود و محصور یک چارچوب از پیش تعیین شده ایست که خود تعینی را نیز محدود می سازد. تبلور همه ی این بود و نبود در نظام پدر سالاری با مایه ی دینی مشهود است. در این نظام پدر سالار دینی همه ی اصول و قواعد زندگی از پیش برای زنان و مردان به دو گونه تنظیم شده ، و با آموزش های رسمی و غیر رسمی نسل به نسل  ادامه می یابد و ساختار شخصیت هر فرد بنا به جنسیت آن در این چارچوب شکل می گیرد. با توجه به این ساختار شخصیتی که محصول این روند است، خود آگاهی و خود تعینی در همین چارچوب محصور و محدود می ماند و انتخاب خود انگیخته ای وجود ندارد.</p>
<p><strong>این زنان معتقدند که حجاب انتخاب آزاد آنها می باشد</strong></p>
<p>زنانی که ادعا می کنند ، این پوشش انتخاب خود آن هاست، برای خود چنین هویتی نابرابر و ابژه گونه قایل شده اند. همین زنان اگر به دانشگاه هم راه یابند، تحصیلات عالی داشته باشند، به مجلس و دولت راه یابند، کماکان  بر این باورند که این تفاوت فیزیکی دو جنس، حدود وظایف و مسئولیت های هر جنس را در امر خانه و درکارها و فعالیت های  اجتماعی تعیین می کند. و آن ها نمی توانند بر هم زننده ی  اصول و قوانینی باشند که از پیش به شکل متفاوتی برای دو جنس تعیین و تنظیم شده است، چه عقلانی و چه بنا بر اصول علمی</p>
<p><strong>برخی از فمینیستها معتقدند که حجابی که دختران جوان دارند به دلیل  اعتراض به تبعیض های اعمال شده به مسلمانان در کشورهای اروپائی می باشد؟</strong></p>
<p>از نظر کاربردی این پوشش (حجاب)؛ عنوان می شود که در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به عنوان اعتراض در برابر تبعیض های اعمال شده برای مسلمان ها  نمود دارد، یعنی عملی است معترضانه. اگر چنین کاربردی هم دارد، پس چرا فقط تن زن باید وجه این معامله قرار می گیرد؟  چرا مردان هم به عنوان  اعتراض با عمامه و چپیه در انظار عمومی  ظاهر نمی شوند .</p>
<p>به همین جهت در شناخت حجاب هم چون هر پدیده ی اجتماعی  می بایستی هویت آن با توجه به علل بروز و نمود آن و بنا بر شرایط زمانی و مکانی مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p><strong>از دید شما پوششی که زنان دربرخی از مناطق  جهان دارند به معنی حجاب نیست؟</strong></p>
<p>پوششی چون برقع زنان در مناطق کویری معنا ی دیگری دارد، یعنی جنبه ی  کاربرد ی آن مطرح است. پوششی است برای محافظت تن در مقابل گرمای طاقت فرسا و ریگ بیابان. به همین جهت مردان نیز با پیچه صورت خود را می پوشانند.</p>
<p><strong>برخی حجاب کودک را یک نوع خشونت وارد به او می بینند و معتقدند که در این مورد مانند دیگر قوانینی که در کنوانسیون جهانی حقوق کودک آورده شده است باید یک اقدام جهانی صورت گیرد و کودکان تا ۱۸ سالگی وادار به حفظ حجاب نشوند، نظر شما چیست؟</strong></p>
<p>در مورد دختر بچه ها، حالا همه ی این جنبه ی نمایشی و کاربردی را برای دختر بچه ها در نظر گیرید. با توجه به اصل سرپرستی و قیمومیت پدر و همه ی این ها، پس مسئله ی انتحاب دختر بچه ها در  پوشاندن سر و تن  خود منتفی است. آن چه می ماند نمایشی است  از این که &#8220;من دختر&#8221; در یک خانواده  ی  مسلمان  متعصب به دنیا آمده ام  و( تمام مواردی را که در بالا عنوان شده)شامل حال من نیز می شود.. جنبه کاربردی آن  این است که &#8221; من  دختر&#8221;نه تنها باید از بعضی فعالیتهای  ورزشی و اجتماعی چشم بپوشم، بلکه نمی دانم در دنیای پرتحرک آینده با این لباس دست و پا گیر چگونه کنار خواهم  آمد، تازه اگر شانس بیاورم،  در جامعه ای باشم  که وظیفه ام تنها سرویس دادن به شوهر و بچه ها نباشد.</p>
<p>و بلاخره باید بپذیرم که طی استفاده ی طولانی از این پوشش، ممکن است به علت عدم برخورداری کامل از نور آفتاب دچار عوارض و بیماری های پوستی  و &#8230; شوم. در نهایت حتما تقدیر چنین رقم زده شده است!!!!!!!!</p>
<p>با تشکر از شما</p>
<p>۸٫۱۲٫۲۰۱۱</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1942/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت و گو یی دیگر پیرامون حجاب</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1852/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1852/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Oct 2011 15:08:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1852/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1852/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/10/shahin1-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="SONY DSC" /></a>*سلام خانم نوائی، خوش آمدید به این بحث و گفتگو - متشکرم از این فرصت، خسته نباشید و پر تلاش. فعالیتهای تا کنونی گروه کاری مقابله با حجاب بسیار جالب و مفید بوده است، من همیشه و همه جا در خدمتتان هستم. *برخی به استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1852/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong> </strong></p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/10/shahin1.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1853" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/10/shahin1-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p><strong>*سلام خانم نوائی، خوش آمدید به این بحث و گفتگو</strong></p>
<p>- متشکرم از این فرصت، خسته نباشید و پر تلاش. فعالیتهای تا کنونی گروه کاری مقابله با حجاب بسیار جالب و مفید بوده است، من همیشه و همه جا در خدمتتان هستم.</p>
<p><strong>*برخی به استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است و نمی توان زنان و کودکان را در انتخاب پوشش محدود کرد. شما چه فکر می کنید؟ </strong><strong> </strong></p>
<p>- به نظر من حجاب را  درسال ۱۹۸۰ به هیچ عنوان نمی توان فقط با نوعی پوشش و آزادی پوشش مقایسه کرد. این به جای خود که حجاب به طور کلی کنترل کنند ه ی زن، سرکوب جنسیتی او، محدود کننده ی رابطه اش با محیط اطراف، کنترل کننده ی بیان و نگاه آزاد به دیگران، حذف زبان بدن((body language  فرد است. حجاب حذف هویت فردی و ایزوله کردن زن از محیط اطراف است. دیوار متحرکی است که او همواره با خود حمل می کند به این معنی که نباید پا را فراتر از این حصار بگذارد. اجازه ندارد احساس خود را بیان کند، و به این ترتیب از کودکی سعی دارند کنترل، خود سانسوری و&#8230; را در زنان نهادینه کنند. بطوریکه اگر آزادی هم داشته باشند! ادعا می کنند که خود این رفتار پوشش را انتخاب کرده اند بدون آنکه به خود اجازه دهند این دیوار متحرک را در مقایسه با شرایطی که در آن قرار دارند بررسند.</p>
<p><strong>*شما چه زیبا بیان کردید &#8220;رفتار پوشش &#8221; . شما مرز بین فردیت و حجاب را چگونه می بینید؟</strong></p>
<p>- من هر وقت زنان چادر سیاه نماز جمعه را در فیلم های ویدئویی می بینم، از خودم می پرسم چگونه می شود آنها را از هم تفکیک کرد. چرا که انتخاب رنگ و لباس خود بخشی از بیان فردیت است چگونه می توان آنها را شناخت؟</p>
<p><strong>*نظرتان درباره ی قانون منع استفاده از حجاب و برقع در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی چیست؟</strong></p>
<p>- دیروز در خیابان Karl Marx Str. شهربرلین که یکی از مراکز خرید این شهر است، اتفاق جالبی افتاد، کودکی بود که مادر خود را نمی شناخت. بچه ۲ الی ۳ ساله ای را دیدم که مرتب دور خودش می چرخید و در جستجوبود، تصور کردم گم شده، چند لحظه او را زیر نظر گرفتم، متوجه شدم دو زن که یکی برقع پوش و دیگری نیز حجاب سفت و سختی داشت به بچه نزدیک شدند، بچه بازهم در جستجو بود و با آنها همراه نمی شد. بالاخره زن برقع پوش بچه را بغل گرفت و ادامه ی راه دادند. از خودم پرسیدم این بچه ی کوچک چگونه باید مادر خود را در خیابان بشناسد؟ کسی که سراپا سیاه پوش است و بخشی از چشمانش و نه همه ی چمشها از یک باریکه بیرون است. به نظر من تشخیص هویت این زنان برای شوهر و خانواده شان هم در خیابان آسان نیست! و از خود می پرسم زیر این برقع زن یا مرد  پنهان شده؟</p>
<p><strong>*برخی حجاب کودک را یک نوع خشونت وارد به او می بینند و معتقدند که در این مورد مانند دیگر قوانینی که در کنوانسیون جهانی حقوق کودک آورده شده است باید در این زمینه هم یک اقدام جهانی صورت گیرد و کودکان تا ۱۸ سالگی وادار به حفظ حجاب نشوند. نظر شما چیست؟</strong></p>
<p>- من هم حجاب کودکان را خشونت آشکار به آنها می دانم. و به چشم می بینم کودکانی را که در روزهای شنبه دربرلین در منطقه ای که من زندگی می کنم، هنگام رفتن به مدرسه ی قرآن چقدر پژمرده و سر به زیر هستند! جوامع پیشرفته فرهنگی جهان مدتهاست که کودکان را از تملک خانواده وهر مرجع و مقام دیگر خارج نموده است. و وظیفه ی پدر و مادر را در نگهداری و پرورش آنها مشروط نموده است.</p>
<p>این قوانین کشوری و بین المللی مدافع حقوق کودکان هستند، هر چندکه به نظر من قوانین بین المللی هنوز کمبود هایی دارد، اما هدفش در مرحله ی اول حفظ کودک در مقابل هر گونه خشونتی است که خانواده و یا جامعه به او اعمال می کند. این خشونت ها می تواند از گرسنگی دادن تا تنبیه بدنی و روانی و یا بکار گیری آنها در کارگاهها و یا فرستادن به جنگ باشد! در اروپا اگر در همسایگی شما صدای گریه ی غیر عادی کودکی بطور مدام شنیده شود و یا آثار کبودی و تنبیه در بدن کودک مشاهده شود می توانید غیر عادی بودن شرایط را بلافاصله به مسئولین مربوطه اطلاع دهید و آنها وظیفه دارند بلادرنگ به این موارد رسیدگی کنند، تا آنجا که اگر مراجع مربوطه تشخیص دهند که والدین صلاحیت پرورش و نگهداری کودک را ندارند، آنها را به مراکزویژه می سپارند. هر چند که این مراکز هم خالی از نقص نیست اما ضایعات وارده به کودک را کاهش می دهند.</p>
<p><strong>*به جز وضع قوانین در مورد حجاب کودکان، چه پیشنهادی دیگری در این رابطه دارید؟</strong></p>
<p>- در مورد حجاب کودکان به نظر من می باید کار فرهنگی و آموزش والدین بطور وسیع در جامعه انجام گیرد و از کودکان برای تمکین نکردن در این موارد حمایت شود. این کمبود ی است که در کشورآلمان بشدت به چشم می خورد. نکته ی دیگر اینکه حمایت از این کودکان می باید شرایطی را فراهم کند که محیط اطراف زندگی آنها نتواند فشاربه آنها وارد نماید. دو سال قبل مصاحبه های مفصلی را از یکی از رادیوهای شهر برلین شنیدم، که کودکان دبستانی و جوانان دبیرستانی دلایل حمل روسری و حجاب خود را توضیح می دادند. اکثر آنها بیان می داشتند که زمانی بدون روسری و حجاب به مدرسه می رفتند و مورد حمله ی پسرهای جوان در محله قرار می گرفتند که با ناسزا گفتن به آنها و فاحشه خواندن آنها مزاحم آنها می شدند. از این رو آنها حجاب می گذارند که در امان باشند! و یا اگردوست پسر آلمانی داشته باشند بشدت مورد حمله ی افراد هم وطن پدر و مادر شان قرار می گیرند. می بینیم که این سازمان دهی از طرف گروهای فشار اسلام سیاسی تا آنجا پیش رفته که تا کنون در حدود ۴۷ زن و دخترجوان را به دلیل عدم رعایت شرایط &#8220;نوشته نشده اخلاقی&#8221; در کشور آلمان به قتل رسانده اند. در جریان دادگاه هاتون دختر آلمانی ترک تبار روشن شد که برنامه ریزی قتل او توسط برادرانش و ملای مسجد مربوطه انجام گرفته بود. هاتون به این دلیل به قتل رسید که بی حجاب و مستقل شده بود و با یک پسر آلمانی دوست بود! من ممنوعیت حجاب کودکان در فرانسه را قدمی در کمک به کودکان می دانم که تا سن ۱۸ سالگی بتوانند کمی آزادتر باشند، هر چند که فشار های درون خانواده به آنها ادامه دارد. اما پس از ۱۸ سالگی بهتر می توانند تشخیص دهند. من به مسئله ی راسیسم و &#8221; اسلام فوبیا&#8221; در اروپا و دیگر کشورهای شمال امریکا آگاه هستم و معتقدم که وظیفه داریم همواره مبارزه با تحمیل حجاب را با مبارزه علیه راسیسم به خصوص درکشور آلمان همگام نمائیم! مسئله ی آزادی زن ( و هنوز نه رهائی او) و رشد طبیعی کودکان احتیاج به حمایت فعال شهروندان جامعه ی محل زندگی آنها دارد، و ما نیز در این جوامع زندگی می کنیم و شهروند هستیم!</p>
<p>ممنون از شما خانم نوائی عزیز</p>
<p>اکرم موسوی</p>
<p>۱۱٫۱۰٫۲۰۱۱</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1852/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در باره حجاب ، مصاحبه با هایده درآگاهی فعال جنبش زنان &#8211; اکرم موسوی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1818/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1818/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Aug 2011 16:26:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1818/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1818/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L200xH134/arton2149-9e910.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>خانم هایده درآگاهی ممنون از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید. شما سالهاست در جنبش زنان فعال می باشید و در جریان بحث حجاب هم هستید. می دانید که برخی با استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است، و نمی توان زنان و کودکان را در انتخاب پوشش محدود کرد، شما...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1818/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L200xH134/arton2149-9e910.jpg" alt="" width="200" height="134" /></p>
<h1><span style="font-weight: normal;"><strong>خانم هایده درآگاهی ممنون از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید. شما سالهاست در جنبش زنان فعال می باشید و در جریان بحث حجاب هم هستید. می دانید که برخی با استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است، و نمی توان زنان و کودکان را در انتخاب پوشش محدود کرد، شما چه فکر می کنید؟</strong></span></h1>
<p>- از دید من حجاب ، همانطور که مدافعان منع آن می گویند نوعی پوشش است اما معنا و تفسیری فراتر و مستقل از مفهوم خنثای پوشاک برای حفظ بدن از سرما یا گرما، آراستگی یا زیبایی و تفنن دارد. حجاب پوششی است که بدن زن را باید بپوشاند و انعکاس مادی و مرئی جهان بینی است که کلاَ موجودیت و هویت زن را نه فقط شیء جنسی، بلکه یک کالا ی جنسی می داند که نه تنها استفاده از آن، بلکه حتا دیدنش تمتع است وباید در انحصار کسانی باشد که به حکم سنت و مذهب مالک این کالا هستند؛ یعنی پدر، شوهر، برادر، پسر، خانواده و مجموعه ی انسانی collective)) اعم از زن یا مرد. حجاب در تعریف سنتی اش هم سمبل و هم ابزار یکی از حادترین انواع مردسالاری است. کنترل، تحقیر، و تنزل انسان مونث (کودک یا بزرگسال) به شیء قابل تملک، جزء ذات و تعریف حجاب است. این نقش سنتی حجاب است که در حال حاضر در بسیاری از بخش های مسلمان نشین جهان و در بین اقلیتهای مسلمان کشورهایی که مذهب اکثریت اسلام نیست، غالب است و تا قبل از ظهور اسلامیسم به عنوان یک پدیده ی سیاسی توتالیتر(چه در قدرت مثل ایران و افغانستان طالبان وچه بین جریانات اسلامی تشنه ی قدرت) وجود داشته و دارد.</p>
<p><strong>پس شما با این تعریفی که از حجاب دادید به اینکه فلسفه ی حجاب به قبل از ادیان تکی خدایی بر می گردد اعتقاد دارید.</strong></p>
<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" alt="-" width="8" height="11" /> شاید، ولی آنچه الآن برای ما مهم است این است که، همان طور که گفتم رواج تجدد در سنن بخش هایی از جهان و ورود زن ها به بازار کارمزدی ایده ی کالا بودن زن و به تبع آن نقش حجاب را، درسنن این جوامع تغییر داده و تعدیل کرده. سرِ زنی که استقلال اقتصادی دارد نمی توان به راحتی سابق معامله کرد. وقتی از آزادی پوشش صحبت می شود اشاره به این پدیده فرهنگی از جنبۀ حقوقی است. در این سطح از کاربرد حجاب می توان به مبارزه ی فرهنگی، یعنی آگاهگری در سطح اجتماعی در مورد معنا و عوارض حجاب دست زد.</p>
<p><strong>شما به کارمداوم روشنگری در مورد حجاب معتقد هستید؟</strong></p>
<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" alt="-" width="8" height="11" /> بله، قطعا، ولی این مبارزه طبعا در شرایطی معنی دارد که حق انتخاب وجود داشته باشد و حقوق برابر شهروندی زنان و حقوق کودک تثبیت شده باشد، مانند کار فرهنگی در کشورهایی که به این حقوق قائلند در بین اقلیت مسلمانان دراین کشورها نوع کار در جامعه ی دموکراتیکی که امیدواریم بر ویرانه های جمهوری اسلامی بنا شود، در صورتیکه هنوز هم حجاب در آن نقش چشمگیر داشته باشد برای پاک کردن تاثیرات مخرب چندین دهه شستشوی مغزی جا دارد، اما آنچه در واژگان سیاسی رایج اسلام سیاسی نام گرفته بُعد ضد انسانی جدیدی به نقش سنتی حجاب اضافه کرده و از این پدیدۀ فرهنگی ابزار سیاسی جدید ساخته است.</p>
<p><strong>نقش پدر- مرد سالاری و قدرت های حاکم را در مورد حجاب چگونه ارزیابی می کنید؟</strong></p>
<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" alt="-" width="8" height="11" /> هانا آرنت(Hanna Arendt) فیلسوف آلمانی- امریکایی یهودی تبار که در ۱۹۷۵ در گذشت در کتاب بسیار معروفش به نام توتالیتاریسم نشان می دهد که چطور سیستم های توتالیتر پایه های قدرت خود را بر عناصر منفی فی الحال موجود در فرهنگ جامعه می گذارند. سیاست ضد یهود و ضد روما(Roma) در آلمان نازی به یهودی ستیزی و روما ستیزی ریشه دار در اروپا تکیه کرد و با امتیاز دادن به &#8220;آریایی&#8221; های اروپا به عنوان نژاد برتر همدستی و همکاری و سکوت آن ها را به دست آورد تا بتواند بخش عظیمی از مردم اروپا را اول از حقوق شهروندی محروم کند و بعد به ارودوگاههای مرگ بفرستد. البته به موجب ایدئولوژی نازیسم بخشی از مردم جهان، عمدتا اسلاوها ی اروپای شرقی، قرار بود زنده نگه داشته شوند اما از امتیازات اولیه شهروندی محروم باشند تا بتوانند به عنوان برده های نژاد برتر به آنها خدمت کنند. همین مکانیسم در مورد توتالیتاریسم اسلام سیاسی که زنان را از حقوق اجتماعی برابر، به عنوان موجوداتی ذاتاَ و طبیعتاَ فرودست، محروم می کند و با توجیهات اخلاقی مردان را بر آنها استیلا می دهد صدق می کند. این تصادفی نیست که خمینی به فاصله ی فقط ۲۵ روز بعد از بازگشتتش به ایران حجاب را مطرح کرد و با اینکه از همان اول (تظاهرات ۶ روز ه ی زنان از ۱۷ اسفند ۱۳۵۷) از زنها تو دهنی بزرگی خورد. هیچوقت حتا در شرایط جنگی که موجودیت سیستم تهدید می شد، از تلاش اش برای بردن زنها زیر حجاب ذره ای کوتاه نیامد. سوابق فرهنگی جامعه، یعنی تاریخچه ی اسلامی آن و کشف حجاب ظالمانه ی رضا شاهی، زمینه ساز آن شد که بتواند حجاب را به پرچم توتالیتاریسم اسلامی تبدیل کند و با تکیه بر قوانین شرع، با دادن قدرت بلامعارض به مردان از بخش هایی از آنها که این حب را قورت دادند و با او همراه و هم صدا شدند، متحدین ولایت فقیه را بسازد. برای خمینی هم همچون هیتلر استقرار آنچه &#8220;نظام&#8221; می نامید از هر ملاحظه ی انسانی دیگر مهمتر بود و اسلام، به ویژه اسلام شیعی، تمام توجیهات ایدئولوژیک، منجمله انیفورم سیاسی آن را که حجاب باشد در اختیارش می گذاشت. اگر این بعد سیاسی جدید حجاب را نبینیم نمی توانیم صرف این همه نیرو و هزینه، تاسیس صدها نهاد کنترل، تبلیغ، و آموزش و وضع قوانین جدید را حتا (به ویژه) در مقطع بحرانی بعد از دور اخیر انتخابات ریاست جمهوری توضیح بدهیم. در عین حال از این زاویه می توان مخالفت بی امان و بی وقفه ی زنها را با حجاب از بدو روی کار آمدن رژیم اسلامی بهتر درک کرد. جمهوری اسلامی از حجاب ابزاری برای تحکیم پایه های قدرتش ساخت. امتناع زنها از رعایت آن در تمام این سالها و در حال حاضر جواب نه به موجودیت جمهوری اسلامی و یکی از مهمترین وجوه مبارزه ی مردمی است. اینکه آخوندها های ریزودرشت این روزها با دهان کف کرده از بالای منبرها به هذیان گویی افتاده اند و زنهای بد حجاب را الاغ بی پالان خطاب می کنند و با تشبیه کردنشان به جانوران درنده و گزنده سعی می کنند جاهل های محله را علیه آنها بشورانند، برای این است که معنی سیاسی بد حجابی را می فهمند و بوی الرحمن کل رژیم و آلاف و علوفی را که در تمام این سالها به یمن حکومت عدل علی از آن برخوردار بوده اند، شنیده اند. من هم مثل خیلی از دوستان از خواندن طنزهایی که در برخورد به گفته ی سردار رادان در مورد سیاسی بودن بد حجابی نوشته شده لذت بردم، اما بعد از حذف خزعبلات معمول، گفته هایش در مورد نقش دولتهای خارجی و اینکه زنها در خدمت آنها و به تحریک دشمنان کشور بد حجابند، باید بگویم که با نظر او دراین موردموافقم.</p>
<p><strong>اخیرا خانم خراسانی مقاله ای تحت عنوان &#8220;مانکن های اسلامی و&#8230; &#8221; نوشته اند و فعالین زن مخالف حجاب در خارج کشور را مورد انتقاد قرار داده اند و اینکه دولت ها در این مورد نباید دخالت کنند</strong></p>
<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" alt="-" width="8" height="11" /> تائید من برای منع برقع در فرانسه هم ازهمین زاویه که گفتم است. با اینکه با آقای سارکوزی، دولتش، و سیاست هایش کوچکترین توافقی ندارم و حق خودم می دانم که به نیات دولتش در مورد منع برقع هم مشکوک باشم اما تضعیف سمبل ها و منع انیفورم های اسلام سیاسی را گامی در جهت تضعیف این هیولای کریه ماقبل تاریخی می دانم و از این موضع بارها با زنانی که شاید نا خواسته حاملین اشکال مختلف این انیفورم اند در رسانه های عمومی وارد بحث شده ام. وقتی خانم خراسانی جراَ ت می کند فعالین زن مخالف حجاب، در خارج کشور را، که اتفاقاَ خیلی از آنها مثل خود من به خاطر مخالفت با حجاب در ایران ازکار اخراج شده اند( رجوع کنید به کتاب لولیتا خوانی در ایران نوشته ی همکارم در دانشگاه تهران دکتر آذر نفیسی) تجزیه و تحلیل روانی کند و بگوید انگیزه ی ما برای درست دانستن منع حجاب احساس تقصیر برای مخالفت نکردن با حجاب در شروع انقلاب است، فقط کنار آمدنش را با نظرآن بخش از قدرت سیاسی در ایران که فعلا مغضوب است جار نمی زند، بلکه نادانی اش را از واقعیات تاریخی دوره ی زندگی خودش و سطحی بودن شناخت اش از واقعیت جلو چشمش را هم به نمایش می گذارد.</p>
<p><strong>می روم سراغ سئوال بعدی در همین رابطه. برخی حجاب کودک را یک نوع خشونت وارد به او می بینند و معتقدند که در این مورد مانند دیگر قوانینی که در کنوانسیون حقوق کودک آورده شده است باید یک اقدام جهانی صورت گیرد و کودکان تا ۱۸ سال وادار به حفظ حجاب نشوند، شما چه فکر می کنید؟</strong></p>
<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L8xH11/puce_rtl-df008.gif" alt="-" width="8" height="11" /> بسیاری از کسانی که با منع قانونی حجاب برای دختر بچه ها در همین سوئد که من زندگی می کنم، مخالفند مساله ی آزادی پراتیک مذهب برای والدین را پیش می کشند. اگر توجه داشته باشیم که اصرار والدین بر حجاب دختر بچه ها به خاطر بالغ شمردن آنها از ۹ سالگی است، آنوقت بهتر می توان به وجوه مختلف مساَله و ابعاد روانی و فیزیکی این نوع خشونت و کودک آزاری پرداخت. پشت جشن تکلیف که جمهوری اسلامی با ظواهر کودک فریب در مدارس دخترانه ی ایران باب کرده جواز هولناک استفاده ی جنسی و قانونی از کودکان صغیر خوابیده است. حجاب دختر بچه ها، علاوه بر این، ابزار جداسازی جنسیتی است و پیام غیر قابل انکاری در مورد متفاوت بودن و کالای جنسی بودن به خود دختر بچه و به پسر بچه های پیرامونش می دهد. مطابق نص تورات و قرآن بچه ها مایملک پدرند و نه فقط تنبیه بدنی و روحی بلکه حتی کشتن فرزند به دست پدر ( به سیره ی ابراهیم جد پیامبران یهود و اسلام ) همین امروز هم در قوانین ایران مجازات ندارد. به گمان من یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریت مترقی به رسمیت شناختن حقوق کودک و خارج کردن کودکان از حیطه ی مالکیت خانواده است. خانواده فقط به نیابت از طرف جامعه سرپرستی کودک را دارد و صاحب هیچ حق طبیعی بر کودک نیست. حقوق و حدود جسم و روح کودک محترم است و نقض آن به هر شکل طفل را ازقیمومیت خانواده خارج می کند و تحت سرپرستی جامعه قرار می دهد. جا انداختن این حقوق در ایران بعد از جمهوری اسلامی یکی از جدی ترین وظایف فعالین اجتماعی و یکی از معیارهای دموکراتیک بودن جامعه آینده ی ایران است.</p>
<p><strong>خانم درآگاهی یکبار دیگر از شما ممنونم که اینچنین جامع به سوالات من پاسخ دادید.</strong></p>
<p>خواهش می کنم از شما</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1818/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گپی با هایده ترابی در مورد حجاب / اکرم موسوی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1805/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1805/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Aug 2011 15:40:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌وگو و چهره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1805/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1805/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L134xH200/arton2158-8e0e0.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>برخی به استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است، شما چه فکر می‌کنید؟ پاسخ من این است که حجاب یک پدیدۀ تاریخی است و هنگامی که به دامنه و عملکرد اجتماعی‌اش فکر می‌کنیم، یک &#8220;تفسیر&#8221; دلبخواهی شخصی از آن، جواب نمی‌دهد. حجاب فقط نوعی از پوشش نیست، در واقع هیچ گونه...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1805/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L134xH200/arton2158-8e0e0.jpg" alt="" width="134" height="200" /></p>
<p><strong>برخی به استناد به آزادی پوشش معتقدند که حجاب فقط نوعی پوشش است، شما چه فکر می‌کنید؟</strong></p>
<p>پاسخ من این است که حجاب یک پدیدۀ تاریخی است و هنگامی که به دامنه و عملکرد اجتماعی‌اش فکر می‌کنیم، یک &#8220;تفسیر&#8221; دلبخواهی شخصی از آن، جواب نمی‌دهد. حجاب فقط نوعی از پوشش نیست، در واقع هیچ گونه پوششی که در انظار استفاده می‌شود، فقط &#8220;پوشش&#8221; نیست. شاید تنها انسانهای نئاندرتال به &#8220;پوشش&#8221; خود تنها به عنوان &#8220;تن‌پوش&#8221; می‌نگریستند. در جوامع انسانی پوششها نشانه‌های فرهنگی – اجتماعی &#8211; سیاسی هم هستند و خواهی نخواهی، جزئی از جایگاه و رفتار اجتماعی انسانها تلقی می‌شوند. هرکسی که خود را با نوع پوشش‌اش از دیگران متمایز می‌کند یا با نوع پوشش‌اش بر اساس گرایشهائی/الگوهائی/دستورهائی/فشارهائی/قوانینی از گروهی منفک می‌شود و به گروهی می‌پیوندد، زاویه‌ای از هویت اجتماعی‌اش را، آزاد یا محصور ، در انظار عمومی معرفی می‌کند. هویت فردی در این فرایند چه می‌شود؟ گاه برجسته می‌شود، اغلب کمرنگ و گم می‌شود، و چه بسا که کاملا محو و نابود شود. &#8220;پوشش&#8221; مانند هر نیاز دیگر انسانی و اجتماعی زیر نفوذ سیاست، مذهب و بازار قرار داشته و بُعد جنسیتی – طبقاتی‌اش مظاهر آشکاری دارد. حالا پرسشی که در ربط با حجاب مطرح می‌شود این است که فردیت زن تا چه حد در این رفتار اجتماعی براستی آزادانه میدان تصمیم و عمل می‌یابد؟ تا چه حد دیکته شده است؟ تا چه حد تربیتی است؟ تا چه حد زیر نفوذ امواج فرهنگی و تبلیغاتی مردسالارانۀ مسلط بر جامعه است؟ تا چه حد زیر نظارت و فشار قوانین دولتی و ساختارهای اقتصادی و الگوهای جنسیتی قرار دارد؟ آیا این قوانین و الگوها چتر حمایتی و حفاظتی برای حقوق و آزادیها و شکوفائی &#8220;فردی&#8221; زنان در مشارکت اجتماعی هستند یا برای سلب آن وضع شده‌اند؟ تا چه حد اهرمهای پنهان و غیرمستقیم جامعه برای &#8220;سلیقه&#8221; و &#8220;انتخاب آزاد&#8221; ما زنان، در پوشش، تعیین تکلیف می‌کنند؟</p>
<p><strong>شما عملکرد تاریخی و اجتماعی حجاب اسلامی را چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<p>در پدیدۀ حجاب دینی و اسلامی اتفاقی که می‌افتد این است که با این نوع کنترل جنسی مردانه، هویت شخصی و فردی زن در بیرون از خانه کمرنگ‌سازی/گم‌سازی/پنهان‌سازی/محوسازی مطلق می‌شود و جدائی جنسیتی به اوج می‌رسد. در سنت حجاب دینی و اسلامی تقریبا سراسر بدن زن &#8220;عورت&#8221; وی به حساب می‌آید و باید پوشانده شود، در حالیکه &#8220;عورت&#8221; مرد، خط قرمز‌اش، در اصل محدود است به همان آلت جنسی وی و نواحی نزدیک به آن. &#8220;عورت پوشی مردانه&#8221; وی را از هیچگونه تحرکی، فعالیت فیزیکی و مشارکت اجتماعی باز نمی‌دارد. اما زن که تقریبا سراسر بدنش بمثابه آلت جنسی &#8220;تحریک آمیز&#8221; و &#8220;مستقبح الذکر&#8221; است، باید گونه‌ای &#8220;عورت‌پوشی&#8221; کند که سرشت طبیعی و انسانی وی منکوب شود، حضور و هویت فردی‌اش در بیرون از خانه به حداقل ممکن برسد و در مشارکت اجتماعی یا اصلا نباشد و یا در بسیاری از زمینه‌ها‌ محدود و گم شود. تاریخ صدر اسلام نشان می‌دهد که حجاب اسلامی، به هر شکل و اندازه‌ای که در آن زمان تعیین گشته بود، انتخاب زن عرب نبود، حتا نباید نماد هویت قومی آن زن در دورۀ &#8220;جاهلیت&#8221; هم بوده باشد، اگر نه بر محمد آیه‌ای &#8220;نازل&#8221; نمی‌شد که زنانش خود را بپوشانند یا خانه‌نشین شوند و یا از مردان نامحرم دوری جویند. نه حجاب دینی و نه خانه‌نشینی /پرده‌نشینی یک گزینش زنانه نبود. با تکیه بر آیه‌ای از قرآن و روایاتی که در مورد دلائل خانه نشینی و پوشاندن زنان محمد نقل شده، محمد این نوع پوشش را نخست تنها برای زنان خویش بدعت گذاشت. بر اساس روایاتی زنان وی با مردان دیگر محشور میشدند و وی با تشویق عمر بن خطاب لازم می‌بیند که آنها را محدود کند. آبشخور این بدعت نیز سنتهای طبقاتی-جنسیتی بود که در فرهنگ ادیان پدرسالار پیشین حاکم بود. بعدها آن &#8220;امتیاز&#8221; به پیروان محمد تسرﱢی یافت و این امر در اکثر جوامعی که بر آنها قوانین دینی و اسلامی حاکم شد، عمومی گردید.</p>
<p><strong>مثل حق تعدد زوجات؟</strong></p>
<p>بله درست مانند حق تعدد زوجات که نخست امتیازی برای &#8220;رسول خدا&#8221; بود و بعد سنت شد برای مردان مسلمان دیگری که از &#8220;پس‌اش&#8221; برمی‌آمدند. &#8220;چند‌همسری مردانه&#8221; پیش از محمد، برای اعراب و اقوام بین‌النهرین و مصر یک سنت نبود. مصرف جنسی از روسپیان و بردگان زن وجود داشت، اما چند‌همسری با زنان آزاد که مسئلۀ حقوق و ارث و&#8230; آنها را به میان می‌کشید، رایج نبود. باید گفت که در این زمینه اشراف و حاکمان یونانی و پارسی و ایرانی از پیشتازان و سنت‌گزاران پیش‌کسوت بودند، چنانکه حرمسراسازی شاهان ایرانی نیز الگوئی برای خلفای عرب شد.</p>
<p><strong>آیا حجاب می‌تواند تنها یک سنت بومی باشد؟</strong></p>
<p>من الان از آن پوششی نمی‌گویم که بنا بر ویژگیهائی جغرافیائی و آب و هوائی بوجود آمد و سپس به پوششی سنتی و بومی تبدیل گشت، آن پوشش، &#8220;حجاب&#8221; مورد نظر من نیست. جنبۀ صرفا طبقاتی و آئینی &#8220;پوشش&#8221; هم را هم فعلا می‌گذارم کنار، زیرا از این زوایا می توان از &#8220;حجاب&#8221; مردان هم گفت، گرچه به سختی می‌توان جنبۀ بومی و طبقاتی را از جنبۀ جنسیتی پدیده‌های اجتماعی جدا کرد. اما بهر رو، حجابی که زنان مسلمان و یا خواهران و مادران مقدس مسیحی دارند و یا زنان یهودی و یا حتا زنان زرتشتی ملزم به رعایتش بودند یا &#8220;پرهیزگاران&#8221; و بنیادگرایانشان باید هنوز هم شکلی از آن را رعایت کنند، ، با صرف پوشش بومی زنان و مردان تفاوت دارد.</p>
<p><strong>مرز این گونه پوششها را با حجاب در کجا می بینید؟</strong></p>
<p>مرز جائی است که از دریچۀ چشم مرد ناموس‌پرست یا متجاوز، حدود و ثغور&#8221;عورت زن&#8221; تعیین می‌شود. ما می‌دانیم که قوانینی طبقاتی–جنسیتی، برای پوشش سر &#8220;زنان خواص&#8221;، در دورۀ بابلیان مردوک‌پرست وضع شده بود. اما فکر می‌کنم به لحاظ تاریخی این هنوز فاصله دارد با حجاب دینی و اسلامی به عنوان &#8220;ستر عورت زنان از چشم مردان نامحرم&#8221; که به مرور برای همۀ زنان عمومی شد. محمد نظر به ادیان پدرسالار پیش از خود داشت و &#8220;پرده نشینی&#8221; زنان هم در منطقه بی‌پیشینه نبود. در دین یهود، پوشش سر به منظور حفظ موی زن از نگاه نامحرم وجود داشت و دارد. کلاه یا روسری یا کلاه گیس برای &#8220;زن مؤمن یهودی&#8221;، همین نقش حجاب را دارد. حتا روایتهائی هست که در آنها گفته می‌شود که زنان یهود مجاز بودند تنها یک چشم خود را نپوشانند. پوشاندن مو برای زنان زرتشتی، به هر شکل و اندازه‌ای که مرسوم بوده، اصل مهمی بشمار می‌رفته، زنان خواص ایرانی هم پوشش سر داشتند. یونانیان هم به همچنین. شاهان پارسی و ایرانی برای زنان متعدد خود &#8220;پرده نشینی&#8221; داشتند.</p>
<p><strong>چطور؟</strong></p>
<p>پلوتارخ (تاریخ‌نویس یونانی) که آریستوکراسی یونان را تافتۀ جدا بافته‌ای از حاکمان و اشراف دولتهای رقیب می‌شمرد، دربارۀ مردان &#8220;ملتهای بربر&#8221;، از جمله ایرانیان چنین می‌نویسد: &#8221; ملتهای بربر، و در میان آنها بخصوص پارسیان، فوق‌العاده نسبت به زنان خود حسود، سختگیر و مشکوک هستند. نه تنها زنانشان، بلکه برده‌های خریداری‌‌شده‌شان را و همبستران کناری‌شان را سختگیرانه نگاهداری می‌کنند تا هیچکس از خارج آنها را نبیند. آنها [زنان] زندگی‌شان را پشت درهای بسته می‌گذرانند، و وقتی که مسافرت می‌کنند در چادرهای بسته، از هر طرف با پرده پوشیده، سوار بر واگن، حمل می‌شوند.&#8221; می‌توان این گزارش را جانبدارانه و مقداری غلوآمیز دانست، اما حتا پیر بریان (هخامنشی‌شناس معاصر فرانسوی) که خود یکی از منتقدان سرسخت تاریخ‌نویسی یونانی است و در آن متون، مو را از ماست بیرون می‌کشد، می‌گوید که ما هیچ دلیل خوبی در دست نداریم که این اطلاعات [مشخص] را در منابع تاریخ‌نویسان کلاسیک کاملا رد کنیم. او اضافه می‌کند که باید به هیرارشی و جایگاه متفاوت زنان در دربار شاهان ایرانی توجه کرد، آنها شرایط و حقوق یکسانی نداشتد. عین همین واژه &#8220;پرده&#8221; فارسی در منابع یونانی در ارتباط با پوشاندن و محل اقامت زنان پارسی ذکر می‌شود. اشراف و فرادستان هخامنشی، سنت جداسازی یا &#8220;حرمسراسازی&#8221; یا &#8220;پرده نشینی&#8221; را برای زنان برگزیده و اصلی خود و بردگان و همبستران کناری خود باب کرده بودند و این تا زمان ساسانیان ادامه یافته بود.</p>
<p><strong>یعنی حجاب در همۀ ادیان بوده است، شما فکر می‌کنید چرا حجاب اسلامی برای ما عمده می‌شود؟</strong></p>
<p>در این فرهنگها و ادیانی که در مجاورت و تماس با هم بوده‌اند، حجاب زنان به یک شکلی وجود داشته است. در مسیحیت امروزی هم هنوز حجاب یا نشانه‌هائی از حجاب مشهود است، زنانی که می‌خواهند تارک دنیا شوند و به عقد خدای خود در کلیسای کاتولیک درآیند، موهای حرام خود را به دور می‌ریزند و حجاب کامل را به عنوان خواهران و مادران مقدس رعایت می‌کنند. این حجاب دینی و اسلامی زنان در هر شکلی و اندازه‌ای که بوده و هست با حق تملک‌جوئی و کنترل مرد/مردانه بر بدن زن ارتباط مستقیم داشت و دارد. و در حال حاضر چون بنیادگرائی اسلامی در کنار بنیادگرائی ادیان دیگر دست بالا را دارد و با نیروی تهاجمی بیشتری در صحنه حاضر است و در مرکز توجه قرار گرفته، حجاب اسلامی زنان هم تبدیل شده به یک موضوع داغ روز. ادیان دیگر هم در مقاطعی دیگر دست بالا را داشته‌اند. نتیجه‌گیری من این است که مرز حجاب با پوششهای آئینی و بومی دیگر، در تعیین &#8220;عورت پوشی زنانه&#8221; از زاویۀ دید و تهاجمات مردانه است و تبعیض و سرکوب جنسیتی در این پدیده روشن است و از نظر تاریخی محدود به مسلمانان هم نمی‌شود.</p>
<p><strong>حجاب اسلامی هم متفاوت بوده و در همۀ کشورها یک شکل نیست.</strong></p>
<p>دقیقا همینطور است و این همان وجه تاریخی و سیاسی قضیه است. حجاب دینی و اسلامی زنان بنا به پیشرفتگی نظام پدرسالار در جوامع مربوطه که مسلمان می‌شدند، مورد استقبال قرار ‌می‌گرفت، تشدید می‌‌شد، یا کمتر جای بروز ‌می‌یافت و گاه حتا تقریبا نادیده گرفته می‌شد. این نوع &#8220;عورت پوشی زنانه&#8221; دستخوش تحولات سیاسی و اجتماعی شد، شکلهائی نو گرفت، گاه سختگیرانه‌تر شد یا سهل‌گیرانه‌تر . بستگی داشت و دارد به درجۀ استبداد مذهبی در جامعه، حد امکان جداسازی جنسیتی در جامعۀ مربوطه، به فعالیت اجتماعی زنان، به جایگاه و ارزش کار و منزلت اقتصادی آنان در محیط بیرون از خانه. مثلا زنان روستائی در نقاطی از ایران هرگز حجاب اسلامی نداشته‌اند، زندگی زنان کوچ‌نشین قشقائی یا بختیاری در میان کوه و کمر، هنگام دویدن پی گله یا سوار بودن بر ترک اسب و تاختن، چه جائی داشت یا دارد برای رعایت حجاب دینی و اسلامی؟ این زنان گاه هنگام کار ساقهای پایشان را لخت بیرون می‌انداختند، پستانهایشان را جلو محرم و نامحرم در می‌آوردند و می‌گذاشتند توی دهان کودکانشان. ساز و نقاره‌ و دهل هم برایشان براه بود. اسمش هم بود که اینان مسلمان شیعه اثنی عشری هستند. کدام مسلمانی؟ با کدام تاریخ؟ با کدام بافت اجتماعی؟ اینها تعیین کننده است. بهر رو، نه پوشش سنتی و بومی آن زنان کوچ‌نشین تنها یک &#8220;پوشش&#8221; است و نه حجاب اسلامی زنان شهری. هر کدام از اینها ساز و کارهای اجتماعی و منزلتی متفاوت زنان را در خود نهفته دارد.</p>
<p><strong>برخی حجاب کودک را یک نوع خشونت وارد به او می‌بینند و معتقدند که در این مورد مانند دیگر قوانینی که در کنوانسیون حقوق کودک آورده شده است، باید در این زمینه هم یک اقدام جهانی صورت گیرد و کودکان تا ۱۸ سال وادار به حفظ حجاب نشوند، شما چه فکر می‌کنید؟</strong></p>
<p>حجاب و جدائی جنسیتی کودکان را یکی از مظاهر مسلم کودک‌آزاری می‌بینم. در مورد کودکان، مسئلۀ تندرستی و رشد طبیعی آنها بسیار جدی‌تر و حیاتی‌تر هم مطرح است. دختر نه ساله یا چه می‌دانم چند ساله را در اوج گرمای تابستان لچک به سر می‌کنند، چادر چاقچورش می‌کنند، این دختربچه می‌خواهد در فضای آزاد با همبازیهای پسر و دختر بازی کند، مثل آنها بالا و پائین بپرد، نمی‌تواند. خیس عرق می‌شود، باید حجابش را درست کند. چرا؟ چون پدر و مادرش امر کرده‌اند. خب این والدین دارند کودک آزاری می‌کنند. دختربچۀ با حجاب نمی‌تواند رقصنده شود، یا در فعالیتهای ورزشی با پوششهائی که راحت و مناسب آن ورزش است، شرکت جوید، همواره محدود و معذب است. پدر و مادرحالا خودشان به کنار، آنها دارند به تندرستی و رشد و شکوفائی این کودک، بخاطر باورهای مذهبی‌شان آسیب می‌رسانند، آیا این انسانی است؟ آیا مجاز است؟ آیا قوانین حفاظت از کودکان نباید در برابر خودسری این والدین که مذهب‌شان سد راه رشد یک انسان خرد بی‌دفاع نابالغ است، بایستند؟ آیا مربیان و آموزگاران و روانشناسان کودک نباید به یاری این دختربچه بیایند؟ با زنان بالغ که به هر دلیلی به &#8220;اختیار خویش&#8221; حجاب را برمی ‌گزینند، می‌توانیم گفتمانهای انتقادی را در سطح جامعه پیش ببریم، اما در مورد کودکان که هنوز اختیارشان دست خودشان نیست، مسئلۀ مرز حقوق و اختیار والدین در پرورش کودک مطرح می‌شود. در اینجا قوانین و دستگاهها و نهادهای پرورشی برای کودکان باید مداخله‌گر باشند، از حقوق کودکان دفاع کنند و حجاب را برای کودکان جایز نشمارند.</p>
<p><strong>نظرتان دربارۀ قانون منع استفاده از حجاب و برقع در فرانسه و دیگر کشورهای اروپائی چیست؟</strong></p>
<p>مورد به مورد می‌تواند تفاوت کند. زن مسلمانی که در اماکن عمومی از برقع استفاده می‌کند، چهرۀ خویش را به دلیل &#8220;عورت پوشی&#8221; یا به هر دلیل دیگری، خواه ناخواه، ناشناسا هم می‌کند. در این جا حقوق دیگران در اماکن عمومی مطرح می‌شود و مسؤلیت برابر انسانها در برابر هم. مثلا اگر شمائی که برقع دارید، در یک میدان سبزی‌فروشی با آرنجتان محکم به پهلوی من که مینی ژوپ دارم، بکوبید یا چهارتا فحش رکیک بدهید و در بروید، من چگونه مشخصات ظاهری شما را به پلیس بدهم تا به شکایتم رسیدگی شود؟ خانم آموزگار با حجابی که در یک دبستان مختلط دولتی تدریس می‌کند، چگونه می‌خواهد با بچه‌های کلاس‌اش به استخر شنا برود؟ در مدارس اروپائی یکی از برنامه‌های جمعی برای دانش آموزان، رفتن با آموزگار به استخر شنا است. خب، تکلیف درس و ورزش و تفریح دانش آموزان با برقع و حجاب خانم آموزگار دینی و مسلمان چه می‌شود؟ یکسری حقوق انسانی و امکانات برابر برای زن و مرد در کشورهای غربی، بر اثر تلاشها و مبارزات انسانهای آگاه و متعهد، نهادینه و فراهم شده که متأسفانه هر زمان هم ممکن است این دستاوردها از سوی دولتها مورد تهدید و نقض قرار بگیرد. آنجا که استفاده از حجاب و برقع با این حقوق برابر انسانی و امکانات برابر عمومی اصطکاک پیدا می‌کند، باید منع شود، در غیر اینصورت هر انسانی حق دارد در گزینش پوشش خویش به هر شکلی که هست، آزاد باشد.</p>
<p><strong>یعنی شما می‌گوئید که زنان محجبۀ و برقع پوش خانه‌نشین شوند؟</strong></p>
<p>من مخالف سرسخت خانه نشینی زنان هستم، اگر این زنان محجبه و برقع‌پوش زیر فشارهای خانوادگی و شرعی و عرفی مجبور به رعایت این پوشش هستند، جامعه باید با تکیه بر قوانین ضد تبعیض جنسیتی، از طریق نهادهای یاری‌رسانی به درد این زنان برسد و از حقوق آنان پشتیبانی کند. اگر هم زنان بالغ خود به دلیل باورهای سیاسی و مذهبی و شرعی این گونه پوششها را بر‌می‌گزینند، در تعیین سرنوشت خویش مختارند و مسئولیت دارند و باید با عواقب آن به چالش بنشینند. آنها باید آزاد باشند که گفتگو و چالش فرهنگی خود را، بی‌آنکه محدود کنندۀ آزادی و حقوق انسانی دیگری باشد، در سطح جامعه پیش ببرند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1805/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حجاب، آزادی و دمکراسی / پروین ثقفی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1742/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1742/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Jun 2011 07:23:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1742/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1742/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/06/parwin2-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="parwin2" /></a>نگاهی به مطالب &#8220;مانکن های ایرانی، برقع پوشان اسلامی&#8221; و &#8220;سونامی مداخلل دولت در حریم خصوصی شهروندان&#8221; از خانم نوشین احمدی خراسانی یکی از پیچیدگی ها و در عین حال جذابیت های بحث در مورد حجاب این است که این بحث فقط به موضوع حجاب محدود نمی ماند؛ بلکه درک و دیدگاه های طرفین بحث...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1742/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/06/parwin2.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1743" title="parwin2" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/06/parwin2-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>نگاهی به مطالب &#8220;مانکن های ایرانی، برقع پوشان اسلامی&#8221; و &#8220;سونامی مداخلل دولت در حریم خصوصی شهروندان&#8221; از خانم نوشین احمدی خراسانی</strong></p>
<p>یکی از پیچیدگی ها و در عین حال جذابیت های بحث در مورد حجاب این است که این بحث فقط به موضوع حجاب محدود نمی ماند؛ بلکه درک و دیدگاه های طرفین بحث را در بارۀ بسیاری از دیگر موضوعات اجتماعی و عقیدتی آشکار می سازد. در اروپا هم کشمکش های نظری در مورد حجاب به مسائلی مانند &#8220;حقوق مهاجرین&#8221;، &#8220;آزادی مذهب&#8221;،&#8221;حقوق پدر و مادر در تربیت کودک&#8221;، &#8220;نقش مذهب در جامعۀ سکولار&#8221;، &#8220;مناسبات میان فرهنگ ها&#8221;، &#8221; مرز فضاهای عمومی و خصوصی&#8221; و بسیاری مسائل دیگر مربوط می شود.</p>
<p>به دلیل این تجربۀ شخصی ام در بحث های مربوط به مشکل حجاب، ابتدا سعی کردم، روح حاکم در مطلب خانم احمدی خراسانی را در یابم.</p>
<p><strong>تیتر مطلب</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>در نگاه اول، به کار گیری مقولۀ &#8220;مانکن های ایرانی&#8221; در تیتر مقاله توجهم را جلب کرد! خانم احمدی خراسانی که در طول مطلب شان به وفور به جا و بی جا از &#8220;گیومه&#8221; استفاده کرده است، لزومی نمی بیند که این مقولۀ من درآوردی &#8220;مانکن های ایرانی&#8221; را در گیومه قرار دهند. به این ترتیب ایشان در همان ابتدای مطلب وجود نوعی &#8220;بدحجابی&#8221; در میان زنان ایرانی را به خواننده القا می کنند.</p>
<p>من هم به مانند خانم احمدی خراسانی &#8220;آلامد&#8221; نیستم، ولی لقب مانکن دادن به زنانی که مایلند لباس های مد روز بپوشند را نوعی تمسخر می دانم. گذشته از این فکر می کنم که این زنان خواهی نخواهی ظرفیت بالایی از مقاومت در برابر تحمیل حجاب اسلامی به جامعۀ ایران، متشکل از زنان، مردان و کودکان هر دو جنس را نشان داده اند. اما خانم احمدی خراسانی که &#8220;ارزشگذاری&#8221; روی پوشش های &#8220;خوب&#8221; و &#8220;بد&#8221; را محکوم می کند و &#8220;تلاش برای ظرفیت سازی و وسعت دادن به دایرۀ انتخاب شهروندان&#8221; را در دستور کار خود می گذارد، در این جا زنان علاقمند به مد روز را با یک چرخش قلم &#8220;مانکن های ایرانی&#8221; لقب می دهد.</p>
<p>آیا این خود نوعی ارزشگذاری نیست؟</p>
<p>آیا او تلاش خود را تنها محدود به &#8220;ظرفیت سازی&#8221; برای &#8220;زنان محجبۀ دیندار&#8221; می داند؟</p>
<p><strong>خانم احمدی خراسانی از چه سخن می گوید؟</strong></p>
<p>در این مطلب نسبتاً طولانی به سختی می توان به نظر شخصی خانم احمدی خراسانی در مورد  پدیدۀ حجاب پی برد. او جا به جا تاکید می کند، که به &#8220;ماهیت&#8221; حجاب کاری ندارد و مایل نیست به آن بپردازد. اما به نمایندگی از طرف &#8220;زنان دیندار&#8221; و محجبه، &#8220;برقع پوشان معترض در فرانسه&#8221; و یا &#8220;زنان بز فروش جنوب ایران&#8221; از حق اختیار و انتخاب و ضرورت های اقلیمی حجاب این زنان سخن می گوید. او به این تر تیب اولین شرط دیالوگ در &#8220;جامعۀ مدنی&#8221; را زیر پا می گذارد؛ یعنی ابراز عقیدۀ فردی در مورد موضوع مطلب و نه به عنوان مصلح اجتماعی و به وکالت از دیگران!</p>
<p>البته در مطلب ایشان کوچکترین حرفی از اعتراض روزمرۀ هزاران زن و کودک در همین اقلیم نیست که هر روز و هر ساعت پوشش اسلامی را با کراهت به تن و سرشان می پیچند و عصبانیت شان را قورت می دهند، تا  آرامش پدران، برادران و شوهران و همچنین نظم و قانون حاکمین را بر هم نزنند.</p>
<p>&#8220;مقابله با حجاب&#8221; از نظر خانم احمدی خراسانی &#8220;خشونت&#8221; تلقی می شود و به &#8220;قطبی شدن هر چه بیشتر فضای جامعه&#8221; یاری می رساند. و این پیامد های خشن، حذف دیگران را به دنبال دارد. تصور کنید، اگر همۀ زنان ایرانی بر این نظر بودند و با تحمیل حجاب در ایران &#8220;مقابله&#8221; نمی کردند، چه جزیرۀ آرامشی برای رژیم فراهم شده بود!</p>
<p>به راستی باید بگویم که من نحوۀ ابراز نظر و سهم خانم ها فاطمۀ صادقی، فریبا داوودی مهاجر و زنان معترض به حجاب در خیابان ها را در طرح بحث حجاب &#8220;مدنی&#8221; تر و فرهنگی تر ارزیابی می کنم تا این روش  دخالتگری خانم احمدی خراسانی را.</p>
<p>آن ها از خود سخن می گویند و خانم احمدی خراسانی از دیگران!</p>
<p>این نحوۀ برخورد به مشکل حجاب بسیار شایع و خود یکی از مشکلاتی است که باعث می شود، که بحث در مورد حجاب همچنان لنگ بزند، از اصل مطلب دور بشود و به کانال های دیگری بیفتد. به این معنی که برخی شاید حجاب را اساساً ویا برای خود پوششی مناسب ندانند، اما آن را برای دیگران لازم، کارآمد و یا ناگزیر قلمداد می کنند! در میان اروپایی ها هم یافت می شوند انسان هایی که به حجاب با این دیده می نگرند.</p>
<p>خانم احمدی خراسانی حجاب &#8220;اسلامی&#8221; و حتی برقع را صرفاً یک نوع پوشش مثل پوشش های دیگر می داند که زنان برای خود انتخاب می کنند. و از این که این &#8220;پوشش زنانه&#8221; &#8220;ابعاد سیاسی و امنیتی&#8221; پیدا کرده و در فرانسه &#8220;دخالت مقتدرانۀ دولت را سبب شده است&#8221;، گلایه می کند. او به این ترتیب توهمات خود را هم در مورد &#8220;کارکرد حجاب&#8221; و هم در مورد نقش و کارکرد دولت ها و قوانین نشان می دهد.</p>
<p>اگر ما بر خلاف میل خانم احمدی خراسانی به تاریخ و کارکرد حجاب نگاهی بیندازیم، جنبه های عمیقاً سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی آن را از ابتدا تا کنون در می یابیم. حجاب زنان در ابتدای پیدایش آن، که به طور تقریبی به ۴ هزار سال پیش تخمین زده می شود، به وسیلۀ قانون از طریق حاکمین، مذاهب و صاحبان قدرت، مستقیم و غیر مستقیم تنظیم و به زنان تحمیل شده است. حجاب و قانون حجاب یکی از محورهای مهم در تکوین و تحکیم نظم مناسبات مرد سالار  و به انقیاد کشیدن زنان بوده است؛ آن هم قرن ها قبل از پیدایش مذاهب تک خدایی.</p>
<p>به این ترتیب تعجبی ندارد که زنان نسل اندر نسل، حجاب تحمیلی را به تدریج تبدیل به امری درونی و اعتقادی نموده اند و برخی آن را حتی جزو پیکر خود می شمارند. در عین حال همیشه و هنوز هم زنان بسیاری یافت می شوند که از حجاب بیزارند. چرا نباید با آن به هر شکل که می توانند مقابله کنند؟</p>
<p>حتی اگر بپذیریم که زنان برقع پوش به این وسیله &#8220;اعتراض&#8221; خود را به مشکلات انتگراسیون اعلام می کنند، چرا نباید با این نحوۀ اعتراض مخالفت کرد؟ چرا نباید گفت، که ایشان سوراخ دعا را گم کرده اند؟ به ویژه آن که مهاجرینی که خود را قربانی قوانین و سیاست های حاکم در کشور های اروپایی می دانند، با پوشیدن برقع به رفع این مشکلات کمک چندانی نکرده اند.</p>
<p>تصویر خانم احمدی خراسانی از &#8220;جامعۀ مدنی&#8221; و دمکراتیک تصویری ایده آل و &#8220;گل و بلبل&#8221; است. در این جامعه، فعالیت های اجتماعی&#8221; عموماً به طور &#8220;منطقی و دوراندیشانه&#8221; صورت می گیرند (معلوم نیست از نظر چه کسانی!) . هیچ کس با هیچ چیز مخالف نیست. برای ابراز نظر مخالف باید فقط پچ پچ کرد، مبادا چرت اکثریت مردم پاره شود! چرا که ممکن است،&#8221;جدال و مقابله بین نظرات مخالف&#8221; بالا گیرد و احتمالاً به خشونت منجر شود!</p>
<p>حال سوال این جاست، که جای &#8220;مانکن های ایرانی&#8221; و اعتراض شان در &#8220;جامعۀ مدنی&#8221; خانم احمدی خراسانی کجاست؟</p>
<p>آیا مصاحبۀ شهلا شفیق و نظرات او در مورد قانون ممنوعیت برقع در فرانسه بدون سانسور اجازۀ چاپ پیدا می کند؟</p>
<p>آیا &#8220;گروه کاری مقابله با حجاب&#8221; با چنین بیانیه ای می تواند در جامعۀ مدنی مورد نظر خانم احمدی خراسانی مجوز فعالیت بگیرد؟ آیا همکاران این گروه کاری نمی بایست به دلیل &#8220;اعمال خشونت وتشویش اذهان عمومی&#8221; استنطاق شوند؟</p>
<p>آیا اجرای فیلم &#8220;سوب میسیون&#8221; کارگردان هلندی &#8220;تئو ون گوگ&#8221; که جانش را در افشای قوانین شریعه و  از جمله حجاب از دست داد، آزاد است؟ آیا او می توانست به کار هنری اش ادامه دهد؟</p>
<p>یا همۀ این فعالیت ها &#8220;شعار&#8221; و &#8220;اغراق در مبارزه&#8221; تلقی و سد نیل به سکولاریسم محسوب و به این دلایل مردود شمرده می شوند.</p>
<p><strong>یک توضیح کوچک!</strong></p>
<p>بحث حجاب و به ویژه مقابله با حجاب، همان طور که می دانیم، در جامعۀ سیاسی ایرانیان، متشکل از همۀ افراد، چه زن، چه مرد، چه &#8220;زاده شدگان بعد از انقلاب&#8221; یا قبل از آن، چه &#8220;جنبش زنانی های داخل کشور&#8221;، چه &#8220;فمینیست های ساکن اروپا&#8221; کاستی های بزرگی داشته است. یکی از دلایل آن هم غالب بودن نگرش و نوع استدلالات خانم احمدی خراسانی در میان ایرانیان است!</p>
<p>شاید جالب باشد بدانید که همان &#8220;گروه های چپ و مارکسیستی&#8221; (بخوانید پوپولیستی) که قبل از انقلاب با حجاب مخالفتی نمی کردند، استدلال هایشان بسیار به نظرات خانم احمدی خراسانی نزدیک بود! از نظر آن ها هم هر گونه مخالفت با حجاب خطر انشعاب در &#8220;صفوف خلق&#8221; ویا &#8220;جبهۀواحد ضد دیکتاتوری&#8221; را سبب می شد.</p>
<p>انسان هایی که با آرمان های چپ با حکومت شاه مبارزه می کردند، تا آن جا که من می دانم خود با حجاب میانه ای نداشتند. نوع لباس پوشیدن شان هم بیشتر متأثر از جنبش چریکی و به پوشش معمول در میان چپ های سراسر جهان آن زمان نزدیک تر بود تا پوشش اسلامیست ها. اما همان طور که خانم احمدی خراسانی هم اشاره کرده،&#8221;چپی ها&#8221; در آن زمان با حجاب مقابله نمی کردند. چرا که نمی خواستند، پوشش معمول زنان کارگر و زحمتکش (که حتماً زنان بز فروش جنوب ایران را هم در بر می گرفت) و نیز پوشش اسلامی متحدین و &#8220;همگرایان&#8221; مذهبی خود در مبارزه برای سرنگونی شاه را به زیر سوال بکشند.</p>
<p>آیا این نحوۀ برخورد به موضع گیری های خانم احمدی خراسانی نزدیک نیست؟!<strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>حجاب، دولت، قانون</strong></p>
<p>دغدغۀ اصلی خانم احمدی خراسانی تازه پس از فرو نشستن گرد و خاک هایی که در مقالۀ اول &#8220;مانکن های ایرانی&#8230;&#8221; به پا کرده اند، در مقالۀ &#8220;سونامی مداخلۀ دولت در حریم خصوصی شهروندان&#8221; آشکار می شود. او در واقع موضوع حجاب را بهانه ای برای بحث پیرامون دمکراسی و نحوۀ رفتار حکومت دمکراتیک فرانسه به &#8220;اعتراضات&#8221; برقع پوشان می کند.</p>
<p>مشکل حجاب اسلامی در طول سه دهۀ اخیر، به ویژه با قدرت گرفتن اسلام سیاسی در ایران و عرض اندام های آن در سراسر جهان، به ویژه در اروپا یکی از پر سر و صداترین   موضوعات مورد بحث سیاسی و کار های فرهنگی بوده است.</p>
<p>نتیجۀ این فعل و انفعالات اجتماعی در فرانسه و با توجه به تاریخ، ارزش ها، مناسبات و قوانین ویژۀ این کشور فعلاً چنین شده است که می بینیم. تازه می توانم با اطمینان بگویم، که با تدوین قانون ممنوعیت برقع در فرانسه، بحث و کار سیاسی و فرهنگی در مورد حجاب اتمام نیافته و همچنان از جانب گرایشات گوناگون ادامه خواهد یافت.</p>
<p>توجه به این نکته لازم است، که زنان برقع پوش، حتی اگر از برقع به عنوان ابزاری برای طرح اعتراض شان استفاده می کنند، بر متن چنین فضایی در جامعه عمل می کنند.</p>
<p>اما ظاهراً چون خانم احمدی خراسانی فعلاً با نتیجۀ این کارهای اجتماعی و فرهنگی<strong> </strong>موافق نیست، تلاش های مدنی از این دست را به هیچ می انگارد. او راه حل مورد نظر خود را برای برخورد شایسته &#8220;و البته در سطحی به دور از شعار&#8221; (!) با مسئلۀ حجاب چنین مطرح می کند که &#8220;مسئلۀ پوشش زنان را برای همیشه از چرخۀ کشمکش های سیاسی دور سازیم&#8221; (!) &#8220;باید بتوانیم روزی این چرخۀ معیوب: کشف حجاب اجباری،بار دیگر حجاب اجباری، و لابد دوباره کشف حجاب اجباری را یکبار برای همیشه بشکنیم و پوشش و لباس زنان را از شرّ منازعات سیاسی خلاص کنیم&#8221;&#8230; و این امر تنها &#8220;با کار فرهنگی و مداوم و گفتگو در عرصۀ عمومی امکان پذیر است.&#8221;</p>
<p>راستش نمی دانم به کارگیری عبارت های &#8220;به دور از شعار&#8221; ، &#8220;یک بار برای همیشه&#8221;، &#8220;بشکنیم&#8221; و &#8220;خلاص کنیم&#8221;، &#8220;باید بتوانیم&#8221; را در این پیشنهاد خانم احمدی خراسانی چگونه ارزیابی کنم! تنها می توانم بگویم، که این آرزوهای ایشان، تازه با شرط و شروطی هم که از قبل برای دخالت دیگران تعیین کرده اند، از نظر من نه عملی هستند و نه کافی! آرزوهایی خام بر اساس درکی مکانیکی از پروسۀ تغییر در جامعه هستند.</p>
<p>ما شاهد آن هستیم که هم حمل حجاب و هم اعتراض به حجاب چه در جامعۀ بین النهرین ۴ هزار سال پیش، چه در ایران زمان رضا شاه، یا در دهۀ قبل از انقلاب، همزمان با عروج مجدد و دگرگونه ای از اسلام سیاسی و حتی در فرانسۀ کنونی، نماد تمکین و یا اعتراض در جامعه محسوب شده و می شود.</p>
<p>حجاب از نظر من در واقع هم ابزار سرکوب و هم ابزار اعتراض، اما در هر دو حالت به نفع مناسبات مرد سالار به کار گرفته می شود. حتی اگر پوشش برقع دستاویزی برای ابراز اعتراض از طرف مهاجرین باشد، در کارکرد مردسالارانه، غیر مدنی و ضد زن آن تغییری نمی دهد.</p>
<p>یکی از زمینه ها و ضرورت های اصلی پیشبرد مناسبات انسانی، اجتماعی و سیاسی در یک جامعۀ زنده، در ابتدای امر ابراز نظر فردی و جرئت طرح نظرات و ایجاد گرایش های جمعی مخالف جریان است.</p>
<p>به این ترتیب کار فرهنگی هم در مورد موضوع حجاب، بدون روشنگری در مورد زمینه ها و کارکرد ابزاری این پدیده، کاری ناقص می ماند. کما این که می بینیم، خانم احمدی خراسانی در مقالۀ بعدی خود، &#8220;سونامی&#8230;&#8221; از فرط نگهبانی و مراقبت از دمکراسی، فراموش می کند که حمل برقع نفی حقوق بشری زنان است.</p>
<p>مناسبات حاکم، ساختار دولت ها و قوانین، نوع آیین ها و مقررات (و از جمله مقررات مربوط به حجاب) در هر جامعه نتیجه و برآیند توازن نیروهای اجتماعی و سیاسی موجود و بسته به میزان آگاهی و دخالتگری انسان هاست.</p>
<p>تدوین قانون ممنوعیت برقع در فرانسه هم از این قاعده مستثنی نیست. چنان که حتی ممکن است مدتی بعد، با تغییر دوبارۀ موازنۀ قدرت، قانون ممنوعیت برقع دوباره برچیده شود!</p>
<p><strong>فضاهای عمومی و خصوصی</strong></p>
<p>خانم احمدی خراسانی تازه در قسمت دوم مقاله اش به اصل مطلب می رسد، یعنی حفاظت از &#8220;حریم خصوصی&#8221; برقع پوشان در برابر مداخلۀ دولت فرانسه. در این مقاله یک تفکیک مکانیکی بین حوزه های عمومی و خصوصی صورت می گیرد. به نظر می رسد که او  حریم خصوصی را یک فضای شخصی قلمداد می کند، که هیچ ربطی به جامعه پیرامونی ندارد. تلقی برقع به عنوان یک پوشش انتخابی و شخصی، تبرئۀ آن به عنوان ابزار اعتراض و توجیه حمل آن با اتکا به آزادی حریم خصوصی شهروندی یک مغلطۀ بزرگ محسوب می شود. چرا که &#8220;انتخاب&#8221; این افراد، انتخابی اجتماعی و از نظر من سیاسی نیز است، حتی اگر خصوصی تلقی شود.</p>
<p>در جامعه ای مثل ایران حوزۀ خصوصی زندگی شهروندان به مانند حوزه های عمومی از چکمه های پاسداران قوانین جمهوری اسلامی در امان نیست. اما این نمی تواند دلیل آن باشد، که برای دفاع از &#8220;حریم خصوصی&#8221; سعی کنیم که این حریم را غیر سیاسی، غیر اجتماعی و صرفاً شخصی تلقی کنیم.</p>
<p>فضا های عمومی و خصوصی در جامعه، فضاهای اجتماعی هستند. آن ها به هم مربوطند.  محیط خانه، محیطی خصوصی ولی اجتماعی است. به طور مثال خشونت و  آزار جنسی نه  تنها در محیط های عمومی مانند خیابان، مدرسه و یا در محل کار محکوم و به لحاظ قانونی ممنوع است، بلکه در محیط خانه نیز به همان دلایل و همان میزان مردود و در بسیاری از کشورها ممنوع است. محیط خصوصی خانۀ فردی که از طریق اینترنت به پورنوگرافی کودکان مشغول است، تنها محیط شخصی زندگی او تلقی نمی شود. تجاوز به همسر در اتاق خواب خصوصی، پای دولت و قانون را به آن جا باز می کند. البته دخالت دولت و قانون زمانی صورت می گیرد، که فرد مورد تجاوز اعتراض کند. حقوق قانونی افراد در جلوی در محیط های خصوصی زندگی آن ها تمام نمی شوند. بی حقوقی شان هم همینطور. بنابراین، حوزۀ خصوصی، جزیرۀ آرامش و حیاط خلوت حوزه های عمومی نیست، بلکه آن جا هم محیطی اجتماعیست.</p>
<p>خانم احمدی خراسانی با استناد به یک مصاحبه از &#8220;میشل فوکو&#8221; حل مسائل خصوصی شهروندان (از جمله تجاوز به کودکان !) را به مددکاران اجتماعی حواله می دهند.</p>
<p>من به عنوان یک مدد کار اجتماعی که به طور روزمره شاهد شکاف ها و اختلافات  شهروندان در حوزۀ خصوصی زندگی شان و در درگیری با مشکلات ساختاری جامعۀ محل زندگیم هستم، هم با درک خانم احمدی خراسانی مخالفم، و هم با گفتۀ میشل فوکو.</p>
<p>این درست است که بسیاری از مشکلات و اختلافات شهروندان موضوع کار مددکاران و روان درمان ها هستند. اما آن جا که موضوع زور و خشونت در میان است، این شهروندان، به ویژه کودکان، به حمایت قانونی نیاز دارند.</p>
<p>ایده آلیزه کردن و تفکیک &#8220;حوزۀ حصوصی&#8221; سابقه ای طولانی دارد و همان طور که می دانیم، معمولاً زنان و کودکان قربانیان این جداسازی ها هستند.</p>
<p>با طرح مطالبۀ کوتاه کردن دست دولت از حوزه های خصوصی، وارد بحثی حساس می شویم.</p>
<p>چرا که حقوق انسان ها، به ویژه حقوق زنان و کودکان هیچ گونه تضمینی در محیط های خصوصی ندارند. ماهیت سرکوبگر یا دمکراتیک قوانین هم بستگی به مناسبات و نظام ادارۀ هر جامعه ای دارد.</p>
<p>بنابراین شهروندان بر خلاف نظر خانم احمدی خراسانی برای بر طرف کردن &#8220;احساس نا امنی، ترس خوردگی و بی اعتمادی در جامعه، &#8220;محتاج تفکیک بیش از اندازۀ حوزۀ خصوصی و عمومی&#8221; نیستند. بلکه در هر کجا و با هر توانی با نظر و عمل شان به تغییر یا تحکیم مناسبات حاکم بر جامعه، هم در حوزۀ عمومی و هم در حوزۀ خصوصی یاری می رسانند. میزان آزادی در حوزۀ خصوصی ربط مستقیم و غیر مستقیم به میزان آزادی های اجتماعی و سیاسی افراد در جامعه دارد.</p>
<p>زنانی که در انقلاب فرهنگی دهۀ هفتاد قرن گذشته در اروپا فریاد زدند: &#8220;خصوصی سیاسی است!&#8221;، خواب جامعۀ مدنی آن زمان را آشفتند. آن ها سهم بزرگی در بیداری و آگاهی در جامعه ایفا کردند. کار آن ها هم بی نقص و ایده آل نبود. ولی نتایج عمیق آن در پروسۀ تغییر شرایط زنان غیر قابل انکار است.</p>
<p>عقاید و افکاری که در جامعه طرح می شوند و همچنین حرکت های سیاسی و اجتماعی موجود می توانند در کنار هم و یا در مخالفت با هم پیش بروند. و بسته به فعل و انفعالات و کشمکش های سیاسی نیروهای مختلف قوت و ضعف می گیرند. این واقعیت در همۀ جوامع قابل درک و اندازه گیری است. در جامعه ای که مناسبات مدرن و قوانین زمینی غالب هستند، آن جا که حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی انسان ها با تلاش خودشان تا حدود زیادی از زیر دست و پای پدر سالاری و مذهب در آمده، به این گونه عمل می کند که این حقوق چه در حوزۀ عمومی و چه در حوزۀ خصوصی مطرح و لازم الاجرا هستند. اما همین واقعیت، در جوامع با مناسبات و ساختارهای غالب سنتی و با قوانین منبعث از مذهب مثل ایران، شرایطی فراهم می سازد، که در هیچ یک از زوایای آن نمی توان &#8220;خود&#8221; و &#8220;خویش&#8221; خود را دریافت.</p>
<p>همانطور که می دانیم، قواعد تحمیلی جامعۀ مرد سالار به زنان، در جوامع دمکراتیک نیز وجود دارند. از نظر من برخورد به مشکل حجاب از چهارچوب دمکراسی و قوانین دمکراتیک فراتر می رود. مقابله با حجاب، در مقولۀ مبارزه برای رهایی (امانسیپاسیون) می گنجد. آرزوی این که با قوانین دمکراتیک و تفکیک امور خصوصی از سیاسی &#8220;آزادی پوشش&#8221; را برای شهروندان فراهم کنیم، عیب نیست، اما راه مبارزۀ زنان برای رهایی را هموارتر نمی کند.</p>
<p>پروین ثقفی (پناهندۀ سیاسی، مدد کار اجتماعی در آلمان و همکار گروه کاری &#8220;مقابله با حجاب&#8221; در شبکۀ همبستگی با مبارزات زنان در ایران)</p>
<p>۱۵٫ژوئن. ۲۰۱۱</p>
<p>لینک های مربوط به این مطلب:</p>
<p><a href="http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article833">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article833</a></p>
<p><a href="http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2109">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2109</a></p>
<p><a href="http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2115">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2115</a></p>
<p><a href="http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2113">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2113</a></p>
<p><a href="http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2118">http://iran-women-solidarity.net/spip.php?article2118</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1742/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پلیس با افرادی که بدحجابی سیاسی دارند، برخورد کند</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1721/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1721/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Jun 2011 00:04:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1721/</guid>
		<description><![CDATA[عضو مجلس خبرگان رهبری از استان تهران گفت: برخی از افراد، اغراض سیاسی داشته و از طریق بدحجابی می‌خواهند با حاکمیت مقابله کنند؛ نیروی انتظامی باید با این افراد برخورد کند. به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ آیت الله عبدالنبی نمازی در  با بیان اینکه مسئله حجاب یکی از احکام ضروری، مسلم و قطعی اسلام است،...<a href="http://shabakeh.de/news/1721/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2></h2>
<h3>عضو مجلس خبرگان رهبری از استان تهران گفت: برخی از افراد، اغراض سیاسی داشته و از طریق بدحجابی می‌خواهند با حاکمیت مقابله کنند؛ نیروی انتظامی باید با این افراد برخورد کند.</h3>
<p><span style="font-size: small;">به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ آیت الله عبدالنبی نمازی در  با بیان اینکه مسئله حجاب یکی از احکام ضروری، مسلم و قطعی اسلام است، اظهار داشت: تمام فرقه‌های اسلامی از اهل سنت تا شیعه باید در خصوص امر به معروف و نهی از منکر گام بردارند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">وی ادامه داد: در اهل سنت فرقه‌‌های مختلفی از جمله شافعی و حنبلی و در اهل شیعه نیز فرقه‌های مختلفی از قبیل دوازده امامی، هفت امامی و چهار امامی وجود دارد که همه این فرقه‌ها بر اصل ضرورت حجاب، اتفاق نظر دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه مسئله حجاب را قرآن مطرح می‌کند و تمام کسانی که به این کتاب آسمانی اعتقاد دارند، به امر حجاب نیز معتقدند، گفت: حجاب امری ضروری است و اگر کسی ضرورت یا وجود حجاب را انکار کرده و به انکار نبوت منتهی شود، مرتد است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">آیت الله نمازی با بیان اینکه اسلام برای اینکه زن مورد سوء‌استفاده قرار نگیرد، او را به عنوان سرمایه بزرگ اجتماعی و خانوادگی می‌داند، افزود: در واقع این سرمایه نباید در معرض افراد سوء‌استفاده‌گر قرار گیرد چرا که طهارت و پاکی زن باعث پاکی و طهارت خانواده و فرزند می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>* امنیت زن به عفاف و حجاب او بستگی دارد</strong></span></p>
<p><span style="font-size: small;">وی با اشاره به اینکه اگر زنی با عفاف و حجاب باشد، خانواده سالمی را نیز اداره می‌کند، اظهار داشت: زن به عنوان یک رکن اساسی در خانواده و جامعه مطرح است و باید سلامت و امنیت او محفوظ بماند؛ در واقع سلامت و امنیت زن در جامعه به عفاف و حجاب او بستگی دارد.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه اگر دختران جوان بخواهند با وضعیت غیر اسلامی و بدون حجاب در اماکن عمومی تردد کنند، طبیعی است که جوانان تحریک شده و چشم طمع به آنها خواهند داشت، گفت: در این میان، نبود حجاب، سلامت جامعه، امنیت اجتماعی و خانواده را از بین می‌برد.</span></p>
<p><span style="font-size: small;"><strong>* بهترین نمونه در خصوص مضرات بدحجابی، وضعیت زنان در دنیای غرب است</strong></span></p>
<p><span style="font-size: small;">آیت الله نمازی با اشاره به اینکه در حال حاضر بیشتر خانواده‌ها در غرب متلاشی شده‌اند، ادامه داد: از بهترین نمونه‌ها در خصوص مضرات بدحجابی می‌توان وضعیت زنان در غرب را نام برد؛ در حقیقت آرامش در خانواده‌های غربی وجود ندارد چرا که زنان و مردان آزادی جنسی دارند؛ از نظر اخلاقی نیز خانواده در غرب متلاشی است.</span></p>
<p><span style="font-size: small;">وی با بیان اینکه اسلام برای حفظ سلامت خانواده، جامعه و نسل‌های آینده، رعایت حجاب را تدبیر کرده است، اظهار داشت: نظام اسلامی باید به گونه‌ای سیاست‌گذاری کند تا در برنامه‌های آموزشی مدارس دخترانه در مقاطع مختلف و در دانشگاه‌ها، ضرورت، فلسفه و دستاورد حجاب توضیح داده شود. /</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1721/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احمد خاتمی: برای حل مسأله حجاب باید خون ریخته شود!</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1606/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1606/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Apr 2011 10:36:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1606/</guid>
		<description><![CDATA[آفتاب: جهان نوشت: آیت‌الله سید احمد خاتمی در جلسه‌ای با حضور طلاب در پاسخ به سوال یکی از حضار که گفته بود در شهر قم افراد بد حجاب آزادانه در شهر می‌گردند و و هنگامی که از نیروی انتظامی پرسیده می‌شود چرا به وظیفه خود عمل نمی‌کند، می‌گویند ما دستوری برای این کار نداریم، اظهار...<a href="http://shabakeh.de/news/1606/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آفتاب: جهان نوشت: آیت‌الله سید احمد خاتمی در جلسه‌ای با حضور طلاب در پاسخ به سوال یکی از حضار که گفته بود در شهر قم افراد بد حجاب آزادانه در شهر می‌گردند و و هنگامی که از نیروی انتظامی پرسیده می‌شود چرا به وظیفه خود عمل نمی‌کند، می‌گویند ما دستوری برای این کار نداریم، اظهار داشت: دولت برای جذب آرایی که در انتخابات ۸۸ به کاندیداهای دیگر رای دادند در مسأله حجاب روی به سیاست تساهل و تسامح آورده است و در این موضوع قیافه روشنفکری گرفته است.</p>
<p>وی با تاکید بر اینکه مسأله حجاب در جامعه امروز ما تبدیل به یک مشکل و فاجعه فرهنگی شده است افزودند: دیگر نمی‌توانیم بگوییم در حوزه مسائل فرهنگی و علی‌الخصوص حجاب در کشور کم کاری صورت می‌‌گیرد و باید گفت اصلا کاری در جامعه برای حل مشکلات این چنینی صورت نمی‌گیرد.</p>
<p>عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری از اصطلاح بی‌کاری برای شرایط فرهنگی جامعه امروز استفاده کرده و گفتند: هیچ یک از مسئولان به فکر حل کردن و پیدا کردن راه حل برای این مشکل نبوده و به نظر می‌رسد دیگر با کار فرهنگی نمی‌توان جلوی بدحجابی در جامعه را گرفت و فکر می‌کنم برای حل این مسأله باید خون‌های پاکی ریخته شود تا این معضل از جامعه ما ریشه کن شود.</p>
<p>آیت‌الله خاتمی در ادامه افزود: رویکرد فرهنگی دولت در این زمینه به شدت ضعیف بوده و بنده بارها و بارها در نماز جمعه تهران این مسأله را گوشزد کرده و مردم هم در نظرسنجی‌ها این موضوع را با حدود ۹۰ درصد تائید کرده‌اند.</p>
<p>وی در پایان تاکید کرد با رویکرد آرام و آهسته و به اصطلاح کار فرهنگی دیگر نمی‌توان این موضوع را حل کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1606/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا با حجاب کودکان مخالفیم؟ / جلسه بحث وگفتگو از طریق پالتاک  زمان: دوشنبه  ۶ دسامبر</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1029/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1029/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Dec 2010 18:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1029/</guid>
		<description><![CDATA[«شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران» به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان برگزار می کند: جلسه بحث وگفتگو از طریق پالتاک زمان: دوشنبه  ۶ دسامبر ۲۰١۰ ساعت  ۲۰ ( به وقت  اروپای مرکزی) آدرس اتاق پالتاکی: Iran-Women-Solidarity در گروه Social Issues and Politics زیرمجموعه Other گروه کاری&#8221; مقابله...<a href="http://shabakeh.de/news/1029/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><em><br />
</em></strong></p>
<p><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong>«شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران» به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان برگزار می کند:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جلسه بحث وگفتگو از طریق پالتاک</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>زمان: دوشنبه  ۶ دسامبر ۲۰١۰ ساعت  ۲۰ ( به وقت  اروپای مرکزی)</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آدرس اتاق پالتاکی</strong><strong>:</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>Iran-Women-Solidarity</strong></p>
<p><strong>در گروه</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>Social Issues and Politics</strong></p>
<p><strong>زیرمجموعه</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>Other</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>گروه کاری&#8221; مقابله با حجاب &#8220;</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1029/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبارزه با بدحجابی؛ انتقام دولت از حضور زنان در اعتراضات مردمی / لیلا سعادتی</title>
		<link>http://shabakeh.de/violence/531/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/violence/531/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Jun 2010 13:00:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[عليه خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=531</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/violence/531/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/leila-248x300.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="leila" /></a>از اول خرداد ماه امسال، شهرهای بزرگ ایران دوباره شاهد حضور ماموران نیروی انتظامی است که این بار هم به بهانه اجرای طرح امنیت اخلاقی با دختران و زنانی که  به گفته آنها حجاب و پوشش مناسب ندارند برخورد می کنند. این در حالی است که اجرای این طرح گسترده تر از طرح گشت ارشادی...<a href="http://shabakeh.de/violence/531/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong><br />
</strong></p>
<p dir="rtl">از اول خرداد ماه امسال، شهرهای بزرگ ایران دوباره شاهد حضور  ماموران نیروی انتظامی است که این بار هم به بهانه اجرای طرح امنیت اخلاقی  با دختران و زنانی که  به گفته آنها حجاب و پوشش مناسب ندارند برخورد می  کنند. این در حالی است که اجرای این طرح گسترده تر از طرح گشت ارشادی است که چند سال پیش اجرا شد، اما این بار برخورد با  سرنشینان بد حجاب اتومبیل ها  و نسبت یابی دختران و پسرانی که در معابر و  خیابان ها با هم دیده می شوند نیز در اجرای این طرح وجود دارد.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>فرافکنی رییس دولت</strong></p>
<p dir="rtl">وقتی که محمود احمدی نژاد بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زد یکی  از طرح هایی که به اجرا درآورد مبارزه با بدحجابی بود، این در حالی است که  او در سال ۸۴ و در برنامه های تبلیغاتی خود بارها ب<a href="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/leila.jpg"><img title="leila" src="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/leila-248x300.jpg" alt="" width="120" height="140" /></a>ر این موضوع تکیه کرد که دختران و  زنان ایرانی پاکدامن هستند و ما نباید شأن آنها را با برخوردهای قهری پایین  آوریم، اما پس از آنکه به ریاست جمهوری رسید این وعده خود را به مانند  وعده های دیگر فراموش کرد و از اواخر سال ۸۵ طرح مبارزه با بدحجابی در  شهرهای بزرگ به اجرا درآمد. در آن روزها بسیاری از رسانه های اصلاح طلب و  کارشناسان اجتماعی به اجرای این طرح معترض شدند و وعده احمدی نژاد را قبل  از رییس جمهور شدنش مورد تاکید قرار دادند، اما احمدی نژاد اجرای این طرح  را دستور دولت ندانست و نیروی انتظامی را مسبب اجرای چنین طرحی معرفی کرد.  شانه خالی کردن احمدی نژاد از زیر اجرای این طرح واکنش رییس نیروی انتظامی  را در بر داشت تا آنجا که اسماعیل احمدی مقدم در زمستان سال ۸۵ اعلام کرد؛  دستورالعمل اجرای طرح مبارزه با بدحجابی که از سوی شخص احمدی نژاد ابلاغ  شده را رسانه ای خواهد کرد، اما پس از چند هفته، دعوای نمایشی دولت و نیروی  انتظامی پایان یافت با این تعبیر که چون رییس جمهور رییس شورای عالی  انقلاب فرهنگی نیز هست و در سال ۸۵ ، قانونی به نام عفاف و حجاب در این  شورا تصویب شده و جهت اجرا به وزارت کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  ابلاغ شده و نیروی انتظامی هم مامور اجرای آن در شهرها شده است، این به  معنی دخیل بودن رئیس جمهور در این طرح است. اگرچه این بار هم احمدی نژاد  اجرای این طرح را از سوی دولت ندانسته و در گفت و گوی اخیر خود در صدا و  سیمای جمهوری اسلامی، اجرای آن را بر دوش رهبر انداخته و خود را مبرا از آن  دانسته با این وجود در حال حاضر شرایطی که بر  دختران و زنان ایرانی حاکم  است وخیم تر از دوره نهم ریاست جمهوری احمدی نژاد است و این بار هم زنان و  دختران مجبورند  دوباره شرایط تحمیلی حکومت را با اکراه بپذیرند و با ترس و  اضطراب در خیابان ها تردد کنند.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>دریغ از پارسال<a href="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/hejab.jpg"><img title="hejab" src="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/hejab-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></strong></p>
<p dir="rtl">هر سال با شروع فصل گرما زنان و دختران ایرانی در انتظار  اجرای طرح های جدیدی از سوی دولت وقت هستند. شاید بتوان گفت در دوران ۸  ساله ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بود که آرامش اجتماعی روی خود را به زنان  نشان داد، اما بعد از آن نزدیک به ۵ سال است که امنیت و آرامش فردی و  اجتماعی از زنان ایران رخت بر بسته است و این بار به نظر می رسد کینه ای که  دولت از حضور زنان در اعتراضات مردمی بعد از انتخابات سال گذشته به دل  دارد باعث شده که امسال طرحی وسیع تر و زورگویانه تر را درباره زنان به  اجرا گذارد.</p>
<p dir="rtl">اولین مکانی که در تهران برای اجرای طرح مبارزه با بدحجابی  برگزیده شد، فلکه اول تهران پارس بود، اما این بار گشت های ارشاد که حالا  نام خود را به گشت های امنیت اخلاقی تغییر داده اند، به جای توقف در میادین  و خیابان های اصلی با گشت زنی در سطح خیابان ها رعب و وحشت بیشتری را  متوجه مردم می کنند  و با اتومبیل هایی که راننده های جوان دارد به بهانه  برخورد با مزاحمان نوامیس برخورد می شود و حتی در برخی مواقع، جلوی دختران و  پسرانی که با هم در حال قدم زدن هستند را گرفته و از آنها درباره نسبتشان  با هم سئوال می کنند. حتی جریمه نقدی نیز برای رانندگان و سرنشینان  بدحجاب  در نظر گرفته شده است. اجرای این طرح، ایرانی ها را به سال های دهه ۶۰ و  اوایل دهه ۷۰ می برد که ماموران کمیته، آسایش و آرامش را از مردم گرفته  بودند و حالا در سال ۸۹، دستاورد دولتی که با وجود اعتراضات مردمی بر سر  کار آمده، بازگشت به همان دوران خفقان است.</p>
<p dir="rtl"><strong>ریاکاری حاکمان</strong></p>
<p dir="rtl">کارشناسان  مسائل سیاسی و اجتماعی معتقدند اجرای طرح دوباره  مبارزه با بدحجابی، بیشتر جنبه امنیتی دارد و حکومت با این کار درصدد مهار  فعالیت های اعتراضی مردم و به ویژه زنان است، اما از آنجا که همیشه این  زنان بوده اند که مورد تبعیض و آزار و اذیت حکومت بوده اند و حکومت هم برای   نیمی از جامعه ایران، حقی قائل نیست دوباره این زنان هستند که باید در  برابر فشارها تاب آورند.<a href="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/hejab-S1.jpg"><img title="hejab-S" src="http://www.shahrvand.com/wp-content/uploads/2010/06/hejab-S1-300x207.jpg" alt="" width="300" height="207" /></a></p>
<p dir="rtl">هر زمان حکومت ایران به دنبال مهار جامعه است از زنان و  دختران استفاده می کند و برخوردها و رفتارهای تبعیض آمیزی که با این جنس  صورت می گیرد در هیچیک از معادلات دینی و مذهبی گنجانده نمی شود. به  کارگیری ماموران زن برای تشخیص درجه برنزه بودن پوست دختران نه تنها در  راستای امر به معروف و نهی از منکر نیست، بلکه مبین آن است که حکومت ایران  جایگاه زنان را به دوران قبل از اسلام عربستان برگردانده و هیچ حقی را   برای آنان قائل نیست تا آنجا که زنان ایران نمی توانند رنگ پوست خود را  انتخاب کنند و مالک جسم خود باشند.</p>
<p dir="rtl">موضوع حجاب در ایران پیشینه ای تاریخی دارد  ـ چه آن زمان که  رضا شاه حجاب را از سر زنان برداشت و چه در زمان انقلاب که آیت الله خمینی  دوباره همان حجاب را بر سر زنان کرد ـ اما هر چه از انقلاب می گذرد رفتارها  و نگرش های زنان نشان می دهد که آنها حجاب را نه به میل خود بلکه با نفرت  پذیرفته اند. در سال ۸۷ ، نیروی انتظامی آماری درون سازمانی منتشر کرد که  در آن آمده بود که در سال ۸۶ بیش از ۲۰۰ مورد بی حجابی مطلق در سطح شهر  وجود داشته. این به این معناست که بیش از ۲۰۰ نفر از زنان و دختران بدون  حجاب کامل به خیابان آمده اند و یا بر سر کار خود رفته اند اگرچه تعداد  بیشتری از آنها توسط لباس شخصی ها و یا ماموران انتظامی بازداشت شده اند،  اما چنین رفتار ضد عرف جامعه ایران نشاندهنده نفرت و دلزدگی زنان از حجاب  است.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>قربانی آپارتاید</strong></p>
<p dir="rtl">در کنوانسیون امحای خشونت علیه زنان موارد زیادی فهرست شده  است که وجود هر کدام از اینها حاکی از تبعیض جنسیتی و خشونت علیه زنان است.  با نگاهی به آن و مقایسه وضعیت زنان در ایران باید گفت؛ زنان به انحاء  مختلف در حکومت اسلامی مورد خشونت حاکمان، جامعه، خانواده، جامعه مردان،  فرهنگ و مذهب قرار دارند و از طبیعی ترین حق خود که مالک جسم خود باشند  محرومند و حتی نمی توانند نوع پوشش و آرایش خود را انتخاب کنند. حاکمان با  بهانه قرار دادن اینکه ایران دارای حکومت اسلامی است زنان را از حق طبیعی  خود محروم کرده اند. اگرچه به نظر می رسد در جامعه ایران، احکام شریعت  اسلام فقط درباره زنان اجرا می شود و سایر امور تحت لوای اسلام اداره نمی  شود، این در حالی است که در قرآن به صراحت درباره نوع حجاب زنان سخنی نرفته  است، اما درباره دزدی، دروغگویی، ربا، تهمت و… دستورات مستقیمی دارد که با  نگاهی به وضعیت حکومت، به جرات می توان گفت که شریعت اسلام درباره این  کجروی ها اعمال نمی شود، بلکه رفته رفته به ارکان جداناپذیر زندگی مردم  تبدیل شده است و حکومت اسلامی با اعمال نکردن قوانین اسلام درباره این کج  روی ها عملا مردم را با تضادهای زیادی مواجه کرده است.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>بازی با جنس دوم</strong></p>
<p dir="rtl">جامعه ایران، جامعه ای است که چند دهه به زندگی دوگانه خو  کرده است. در این میان هم زنان بیشتر خود را با این شرایط دوگانه تعریف  کرده اند و هر موقع که بستر را برای تغییرات هر چند کوچک مهیا دیده اند  برای به دست آوردن حق طبیعی خود تلاش کرده اند. البته به دست آوردن چنین  حقی به آسانی صورت نگرفته و نمی گیرد چرا که بیش از ۳۰ سال است که حقوق  طبیعی زنان دستخوش سیاست های حاکمان قرار دارد و هر زمان که بنیادگراها به  قدرت رسیده اند بیش از هر زمان دیگری بر زنان فشار آورده اند، اما در این  میان آنچه که باید بر آن تاکید شود این است که رفتار حاکمان ایران به خوبی  وخامت وضعیت زنان را نشان می دهد. واکنش های سست و در برخی موارد سکوت  مجامع بین المللی و سازمان های حقوق بشری درباره چنین رفتارهایی بر وخامت  اوضاع دامن زده است، این در حالی است که وضعیت زنان در ایران مصداق بارز  تبعیض جنسیتی شمرده می شود و همواره سازمان ملل متحد و سازمان های حقوق  بشری بر رفع تبعیض جنسیتی درباره زنان تاکید کرده اند. میثاق آپارتاید که  در سال ۱۹۹۱ در آفریقای جنوبی اعمال شد به درستی نتایج موضع گیری های  سازمان های حقوق بشری را نشان داد اما چرا چنین میثاق هایی زنان ایران را  از بند تبعیض و آپارتاید نجات نمی دهد؟</p>
<p dir="rtl">سازمان های حقوق بشر و میثاق های بین المللی که درباره زنان  وجود دارد هر از گاهی رفتارهای تبعیض آمیز و خشونت بار حاکمان ایران را  درباره زنان محکوم می کنند، اما وقتی فعالان حقوق بشری و اجتماعی خواستار  توجه جدی سازمان های مربوطه برای پایان دادن فشارها علیه زنان ایرانی  هستند، اجبار فرهنگ و دین به میان می آید و اینکه سازمان ها نمی توانند بیش  از این بر حکومت ایران فشار آورند چون اسلامی بودن کشور چنین رفتارهایی را  توجیه می کند و برای همین هم حاکمان ایران از این فرصت سوء استفاده کرده و  به بهانه اسلام زنان را از حق طبیعی خود محروم می کنند و همچنین به بهانه  مبارزه با بدحجابی دختران جوان را در خیابان ها به کتک می گیرند و در مقابل  چشم همسران به زن ها توهین می کنند.</p>
<p dir="rtl">به نظر می رسد  سازمان های حقوق بشر و مدافع حقوق زنان بیش از  هر زمان دیگری باید به داد زنان ایران برسند چون اکتفا کردن به چند بیانیه  و تذکر نه تنها دردی از زنان ایران دوا نمی کند، بلکه فرصت بیشتری را در  اختیار حاکمان قرار می دهد تا دیدگاه های آپارتایدی خود را به بهانه دین بر  زنان تحمیل کنند و با دروغ و نیرنگ جسم و روح زنان را به بازی بگیرند.</p>
<p dir="rtl"><strong> </strong><strong>تنهایی زنان ایران</strong></p>
<p dir="rtl">اگر بگوییم زنان ایران تنها هستند اغراق نکرده ایم. دین آنها  را از زندگی طبیعی محروم کرده است. جامعه مردسالار همچنان سعی می کند آنها  را در جایگاه جنس دوم نگاه دارد. حاکمان، سرنوشت و زندگی زنان را دستخوش  سیاست های خود کرده اند. روحانیون بدون منطق، زنان را تا مرتبه امیال جنسی  پایین آورده اند، نمایندگان زنان در مجلس شورای اسلامی منفعل و پیرو مردان  هستند. مدافعان حقوق بشر و حقوق زنان یا در زندان به سر می برند یا از  ایران فراری شده اند. سازمان های حقوق بشری سکوت کرده اند و این تنهایی  همچنان ادامه دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/violence/531/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
