<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; هم‌جنس من</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/category/homo/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>با شما هستم!/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2397/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2397/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Jun 2016 17:58:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2397/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2397/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="external" /></a>به بهانه حمله و کشتار نزدیک به ۵۰ همجنسگرا در اورلاندا/ فلوریدا ************* با شما هستم! با شما که بر نفرت و جنون مسلمان هموفوبی که ۵۰ انسان را به قتل رساند، تاختید. با شمایی که امروز از گوشه و کنار جهان و به اشکال مختلف با بازماندگان این ترور و جنایت، ابراز همبستگی کردید...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2397/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه حمله و کشتار نزدیک به ۵۰ همجنسگرا در اورلاندا/ فلوریدا</p>
<p>*************</p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2398" title="external" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
با شما هستم!<br />
با شما که بر نفرت و جنون مسلمان هموفوبی که ۵۰ انسان را به قتل رساند، تاختید.<br />
با شمایی که امروز از گوشه و کنار جهان و به اشکال مختلف با بازماندگان این ترور و جنایت، ابراز همبستگی کردید و از آزادی عشق گفتید و در مذمت همجنسگراهراسی نوشتید.<br />
بله، با شما هستم.</p>
<p>من هر روز در وحشت قربانی شدن در &#8220;اورلاندو&#8221; زندگی کرده ام. من و ما هر روز از ترس ضرب چاقوی فردی که ما را خوش نمی دارد، کوچه های خالی را طی کرده ایم.<br />
ما دیروقت شب در اتوبوسی خلوت و یا متروی شبانه نگران نگاه کنجکاوی بوده ایم که براندازمان کرده تا بفهمد &#8220;زن&#8221; هستیم یا&#8221; مرد&#8221;؟</p>
<p>ما همجنس گرایان و ترنس جندرها، هر روز طعم تلخ نگاه های بدتر از شلیک گلوله شما را حس کرده ایم.<br />
امروز گفتند قاتل خودش همجنس گرا بوده و مورد تمسخر پدرش، از خود بپرسید اگر چنین است، چرا دو بار همسران زن اختیار کرده است؟ بپرسید چگونه شاید تحت فشار اخلاق و آموزه های دینی و فشار و خشونت خانواده خود را و وجودش را انکار و پنهان کرده است و در وجودش تنفر انباشته است.<br />
وقتی از هموفوبیای درونی و نهادینه شده در ایران و در بین همجنسگرایان گفتیم، ناباور نگاهمان کردید، هموفوبیایی حاصل آزادی و ژست و افتخارات و امتیازات دگرجنس گرایانی چون شما.</p>
<p>اصلا از خود پرسیده اید چرا همجنس گرایان اورلاندو، فرانکفورت، برلین، پاریس، آمستردام و و و همجنسگرایان کپ تاون و مکزیکوسیتی، نیاز به کلوپ های مجزا دارند؟<br />
با خودتان صادق باشید، آن زمان که ما شریک و پارتنر همجنس مان را در مقابل شما بوسیده ایم، چندش شما را حس کرده ایم و خشم مان را فرو خورده ایم.<br />
ما زمزمه دل های شما را شنیده ایم وقتی زیر لب فکر کرده اید &#8220;حالا لازم بود جلوی همه همدیگر را ببوسند؟&#8221; و خود عکس بوسه هایتان را برای دوستانتان کارت دعوت سالگرد ازدواجتان کرده اید.</p>
<p>ما خشم شما را وقتی که در مقابل کودکانتان جرات کرده ایم از پارتنر همجنس مان سخن بگوییم دیده ایم، زمانی که با &#8220;محبت&#8221; به ما گوشزد می کنید &#8220;بچه اینجاست&#8221; و خود از دوست پسر و دوست دخترهای جوانیتان به کرات می گویید و از &#8220;هیزی&#8221; پسر ۵ ساله و &#8220;عشوه گری&#8221; دختر ۴ ساله تان حرف می زنید و به آن می بالید.<br />
ما نگاه شما را بر تمام انداممان حس کرده ایم وقتی که زن لزبینی به &#8220;جرم&#8221; شلوارپوشیدن، مورد تمسخر شما واقع می شود و &#8220;مثل مردها&#8221; خطابش می کنید.<br />
ما شنیده ایم و دیده ایم و حس کرده ایم تلخی کلامتان را وقتی به ما می گویید که &#8220;برای من این چیزها اصلا مهم نیست، من در دانشگاه چند نفر مثل تو را می شناختم&#8221; و یا&#8221; در دوران سربازی از این چیزها زیاد دیده ام&#8221;.</p>
<p>ما نفرت نهفته بسیاری از شما را دیده ایم، وقتی کسی از انتخابش گفته و شما تلاش داشته اید به ما بفهمانید که &#8220;ژنتیک&#8221; است، تا ظریف و ساده ما را &#8220;غیر طبیعی&#8221; بدانید و البته به این شرط &#8220;حق حیاتمان&#8221; را به ما بذل بفرمایید.<br />
ما تحلیل های شما را خوانده ایم وقتی که مهربانانه (!) نوشتید: “تظاهر به همجنس‌خواهی را از نظر روانی باید بررسی کرد.”<br />
و نتیجه گرفتید: &#8220;تظاهر به همجنس‌خواهی و اعلام بی مورد و بی نیازش وقتی نیازی به آن نیست، قدری به آسیب روانی نزدیک است&#8221; و هر &#8220;تظاهر&#8221; به همجنس خواهی ما را &#8220;آسیب روانی&#8221; نامیدید. و خواننده متونتان را به پنهان شدن و انزوا فراخواندید.<br />
شما که بوسه های ما، دست در دست هم داشتن ما، سر بر شانه هم گذاشتن ما را نیز &#8220;به تشخیص نیاز&#8221; از سوی خودتان وانهادید.<br />
با شما هستم!<br />
ما اگر صد به صد، در کلوپی از آن خودمان جمع می شویم، تا بهترین گزینه برای یک مرتجع، اسلام زده و جانی شویم، برای این است که شما بوسه ها و دست های در هم ما را درحضور خودتان، بر نمی تابید.<br />
ما هنوز و هنوز هم نیازمند فضاهایی هستیم که از نگاه و کلام تلخ شما رها شویم. ما نیازمند پذیرش اجتماعی هستیم، اجتماعی که از بیخ و بن بیمار است و پر از خشونت مردسالارانه و آلت محور.<br />
ما نیازمند رهایی حس ها و آغوش هایمان هستیم، رهایی ای که شما با درکتان از زنانگی و مردانگی متحجر و محدود کننده اش، بر ما روا نمی دارید.</p>
<p>با شما هستم!<br />
در کنار همدردی مجازی و گذرا با قربانیان این فاجعه انسانی، به درون خودتان نگاه کنید.<br />
ببینید کجا در به حاشیه راندن همجنسگرایی در محدوده روابطتان نقش داشته اید. کجا با شوخی های بی مزه و جوک های هموفوب راه را بر چنین آموزه هایی هموار کرده اید.<br />
ببینید چرا دوستان همجنسگرا و ترنسجندر شما، برای گذراندن آخر هفته و ساعات فراغتشان، شما را انتخاب نمی کنند؟ و شما نیز به خاطر رعایت هموفوب های درون جمع هایتان از دعوت آنها سرباز می زنید.<br />
ببینید چرا در موقعیت شغلی ای که دارید، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و شاعر و نویسنده و هنرپیشه و وکیل و رفتگر و بنا و نقاش و مهندس و پزشک و&#8230; مواظبید که گونه ای رفتار نکنید که به خاطر &#8220;دوستی&#8221; اتان با یک لزبین یا گی، &#8220;انگ&#8221; همجنسگرا بخورید.<br />
اگر قرار است کشته شدگان اورلاندا پیامی را در جهان ما به یادگار بگذارند، آن پیام جز پذیرش تمام و کمال تفاوت های بین انسان ها نیست. تفاوت هایی که با آموزه های مذهبی و خرافی ما جور نیست، اما هست.<br />
اگر قرار است زنان و مردانی که در میانه شادی و خنده و رقص به خون خود غلتیدند، برای ما درسی بر جای گذارند، پذیرش عشق و شادی و لذت دیگران است، آنگونه که خود می خواهند.<br />
این درس ابتدایی، گویا هنوز آویزه گوش بسیاری از مردم در این جهان نشده است. وگرنه ترس ها و نگرانی های هر روزه ما، در کوچه های تهران و کرمان و شیراز و پاریس و وین و نیویورک و کویت و کراچی و لاهور و کابل و استانبول و دنیزلی و جای جای دیگر این جهان، دیگر مجالی برای بروز نداشت.<br />
چشمان ما به جای جست و جوی خطر و به قصد مهار و کنترل آن، بر زیبایی های دنیای اطرافمان باز می شد.<br />
ما می ترسیم&#8230; هر روز می ترسیم و هر شب از مقاومت و قدرت خود به خود می بالیم و به استقبال روز دیگر می رویم.<br />
این مردسالاری دگرجنس گرا وآغشته به مذهب و خشونت است که قربانی گرفته است. علیه آن، با خانه تکانی در اندیشه های خودمان اقدام کنیم.</p>
<p>۱۴ جون ۲۰۱۶</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/orlando-nightclub-shooting-reactions-940x5401.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2400" title="orlando-nightclub-shooting-reactions-940x540" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/orlando-nightclub-shooting-reactions-940x5401.jpg" alt="" width="658" height="378" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2397/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیانیه مشترک شش رنگ به همراه ٣۵ نهاد و تشکل مدافع حقوق بشر به مناسبت برگزارى هفتادمین مجمع عمومى سازمان ملل و درخواست رسیدگى به وضعیت حقوق بشر در ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/sites/2381/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sites/2381/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2015 18:32:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[وب‌نوشته‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2381/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sites/2381/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2015/11/5.png" class="alignright wp-post-image tfe" alt="5" title="" /></a>ما امضاکنندگان حقوق بشر و سازمان‌های جامعه مدنی از دولت خود مصرانه می‌خواهیم  تا به قطعنامه A/C.30/70/L.45 در جهت ارتقاء و حمایت از حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران رای دهند. این رای‌گیری در طول ۷۰مین جلسه از مجمع عمومی سازمان ملل (UNGA)، برنامه ریزی شده برای سومین کمیته در پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵٫ برگزار خواهد...<a href="http://shabakeh.de/sites/2381/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2015/11/5.png" alt="5" width="704" height="121" /></p>
<p>ما امضاکنندگان حقوق بشر و سازمان‌های جامعه مدنی از دولت خود مصرانه می‌خواهیم  تا به قطعنامه A/C.30/70/L.45 در جهت ارتقاء و حمایت از حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران رای دهند. این رای‌گیری در طول ۷۰مین جلسه از مجمع عمومی سازمان ملل (UNGA)، برنامه ریزی شده برای سومین کمیته در پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵٫ برگزار خواهد شد.</p>
<p>توافق هسته ای اخیر میان ایران و P5 + 1 برای جامعه بین المللی، موقعیتی برای تمرکز بر وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران فراهم کرده است. حمایت از قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل به اولویت بندی حقوق بشر کمک خواهد کرد و تاکید مجدد بر توصیه های هسته ای جامعه بین المللی برای مقامات ایرانی که چگونه می توانند به نحو احسنت به تعهدات حقوق بین المللی شان عمل کنند.</p>
<p>با وجود بسیاری از نگرانی های حقوق بشری، مقامات ایرانی توصیه‌های ایجاد شده در طول چرخه دوم از بررسی دوره ای جهانی (UPR)، را به طور کامل و یا بخشی از آن را رد کرده اند. و نسبت به UPR دوره قبل متعهد به تعهدات داوطلبانه کمتری شده‌اند. در واقع، آنها تقریبا تمام توصیه ها در مورد حقوق مدنی و سیاسی را به طورکامل و یا بخشی از آن را رد کردند.</p>
<p>متن کامل بیانیه به زبان انگلیسی:</p>
<p dir="ltr">To: Member States of the UN General Assembly</p>
<p dir="ltr">12 November 2015</p>
<p dir="ltr">Your Excellency:</p>
<p dir="ltr">We, the undersigned human rights and civil society organizations, urge your government to vote in favor of Resolution A/C.30/70/L.45 on the promotion and protection of human rights in the Islamic Republic of Iran. This vote will take place during the 70<sup>th</sup> session of the United Nations General Assembly (UNGA), scheduled for the Third Committee on Thursday, 19 November 2015.</p>
<p dir="ltr">The recent nuclear accord between Iran and the P5+1 provides the international community with an opportunity to focus attention on the chronically dire human rights situation in Iran. Support for the UNGA resolution will help prioritize human rights and reaffirm the international community’s core recommendations for how Iranian authorities can best meet their international rights obligations.</p>
<p dir="ltr">In September and October, the UN Secretary-General and the UN Special Rapporteur on the situation of human rights inthe Islamic Republic of Iran, each reported on a range of practices in the country that seriously undermine the rights to life, freedom from torture, freedoms of expression, association, peaceful assembly, and religion and belief, the right to a fair trial as well as the rights to education and health. The Special Rapporteur also cited discrimination based on gender, religion, and ethnicity. Notwithstanding Iran’s 2002 standing invitation to the United Nations’ Special Procedures, and despite their numerous and repeated requests to visit the country, none of these special procedures, including the country rapporteur, have been allowed to visit for the past 10 years.Furthermore, the authorities have systematically worked to undermine the efforts of Iranian civil society to promote and protect international human rights standards.</p>
<p dir="ltr">Despite these many human rights concerns, Iranian authorities have rejected in full or in part the majority of the recommendations made during the second cycle of the Universal Periodic Review (UPR), and undertook notably fewer voluntary commitments than they had in the first cycle. Indeed, they rejected nearly all recommendations regarding civil and political rights in full or in part.</p>
<p dir="ltr">The continued attention of the international community is required if Iran is to end this pattern of abuse and noncooperation. UN Member States should express their concern about these violations. In doing so, States show support for civil society as well as for those in positions of authority who wish to see improvements in the human rights situation. By voting in favor of the resolution, states will encourage Iran’s government to prioritize human rights and to advance and protect the rights of Iran’s population.</p>
<p dir="ltr">The country has had a disturbing escalation in the use of the death penalty, with at least 830 people executed between 1 January and 1 November 2015. There were reports of executions of at least four juvenile offenders. Iranian authorities executed Fatemeh Salbehi on ۱۳ October for a crime she allegedly committed at age 17. She was convicted of killing her husband, whom she had reportedly been forced to marry when she was just 16. Several UN Special Rapporteurs subsequently denounced this execution of a juvenile offender and lack of judicial leniency given that Salbehi experienced domestic abuse, including forced early marriage.</p>
<p dir="ltr">The vast majority of executions in Iran are for crimes such as drug-related offenses where international law clearly prohibits the death penalty, as the offenses are not ‘the most serious crimes’. Iranian law maintains the death penalty for financial crimes and for acts that should not be considered criminal at all including “insulting the Prophet of Islam,” and consensual sexual relations between adults, including for adultery and certain same-sex relations. Some individuals may also have been executed for peacefully exercising their rights to freedom of expression, association, and assembly. Others, including a spiritual teacher, Mohammad Ali Taheri, remain on death row for peacefully exercising their rights to freedom of belief. Executions based on national-security-related charges that may be politically motivated appear to be carried out disproportionately against members of Iran’s ethnic minority communities, including Ahwazi Arabs, Azerbaijani Turks, Kurds, and Baluchis, who experience widespread discrimination in law and practice, including in the enjoyment of their economic, social and cultural rights.</p>
<p dir="ltr">Trials in Iran often fall far short of international law and standards. Sentences, including the death penalty, are often imposed without any regard to internationally prescribed safeguards, such as access to a lawyer of one’s choice from the time of arrest. The use of “confessions” coerced under torture or other ill-treatment is routinely reported, and courts generally rely on evidence obtained in breach of international law and standards.</p>
<p dir="ltr">UN bodies and human rights organizations have expressed grave concerns for hundreds of activists, journalists, human rights defenders, women’s rights advocates, trade unionists, lawyers, students, artists, and members of ethnic and religious minorities languishing in arbitrary detention. Iranian detainees and prisoners persistently face the risk of torture or other ill-treatment, including prolonged solitary confinement and denial of medical treatment. They are regularly denied access to legal counsel, in breach of their right to a fair trial. Many detainees are prosecuted under vaguely defined national security charges, which are routinely used to silence peaceful expression, association, assembly, and religious activity.</p>
<p dir="ltr">At the start of November, Iran’s Revolutionary Guard arrested at least five journalists, including Isa Saharkhiz, Ehsan Mazandarani, Afarin Chitsaz, and Saman Safarzaee. According to Isa Saharkhiz’ son, he is facing national-security-related charges.  In an alarming set of cases, courts have imposed lengthy prison terms of 12 to 16 years on several young activists. For example, on 30 May, an artist and civil society activist, Atena Farghadani, was sentenced to over 12 years in prison for her association with families of the post-2009 presidential election protesters who died in detention, allegedly under torture, and for her artwork. The artwork included drawing and posting on Facebook a satirical cartoon that mocked Iranian lawmakers for their efforts to pass a bill that outlaws voluntary sterilization and restricts access to information about contraception.</p>
<p dir="ltr">Systematic discrimination and violence against women in law and practice also merits serious concern. For instance, married women do not have equal rights with their husbands, including with respect to divorce, child custody and inheritance, and must legally have their husbands’ permission to attend university, hold a job, or travel out of the country. In the past few years, the authorities have increased the discriminatory measures restricting women’s access to higher education, including imposing gender quotas. Women’s participation in society is also restricted through compulsory “veiling” laws that target women who fail to cover their head and conform to strict dress codes for harassment and imprisonment. Since 2012, state funding for Iran’s family planning program has been withdrawn, restricting access to affordable modern contraception for millions of women in the country. Two draft laws, the Bill to Increase Fertility Rates and Prevent Population Decline and the Comprehensive Population and Exaltation of Family Bill, would, if enacted, further erode women’s right to sexual and reproductive health, and entrench gender-based discrimination and violence, including domestic violence.</p>
<p dir="ltr">This resolution on the promotion and protection of human rights in Iran of the 70<sup>th</sup> UNGA is a vital opportunity for the international community to express human rights concerns. The resolution welcomes recent positive commitments by Iranian officials, while effectively drawing attention to the broad range of ongoing violations. Moreover, the resolution calls on authorities to cooperate with all UN Special Procedures, including the Special Rapporteur on the situation of human rights in the Islamic Republic of Iran.</p>
<p dir="ltr">Substantive cooperation with UN mechanisms and tangible rights improvements in line with Iran’s international legal obligations are the real measures of progress. By voting in favor of this resolution on Thursday, 19 November 2015, the UNGA will send a strong signal to the government and everyone in Iran that the world is invested in genuine human rights improvements in the country.</p>
<p dir="ltr">Sincerely,</p>
<p>Roya Boroumand, Executive Director</p>
<p><strong>Abdorrahman Boroumand Foundation</strong></p>
<p>Robin Phillips, Executive Director</p>
<p><strong>The Advocates for Human Rights</strong></p>
<p>Hassan Nayeb Hashem, Representative to the Human Rights Council in Geneva</p>
<p><strong>All Human Rights for All in Iran</strong></p>
<p>Said Boumedouha, Deputy Director of Middle East North Africa Programme</p>
<p><strong>Amnesty International</strong></p>
<p>Kamran Ashtary, Executive Director</p>
<p><strong>Arseh Sevom</strong></p>
<p>Thomas Hughes, Executive Director</p>
<p><strong>ARTICLE 19</strong></p>
<p>Shahin Helali Khyavi, Director</p>
<p><strong>Association for Human Rights of the Azerbaijani People in Iran</strong></p>
<p>Taimoor Aliassi, UN Representative</p>
<p><strong>(Association pour les Droits Humains au Kurdistan d’Iran-Genève (KMMK-G</strong></p>
<p>Mansoor Bibak, Co-Director</p>
<p><strong>Balochistan Human Rights Group</strong></p>
<p>Dr. Shirin Ebadi, Founder and President</p>
<p><strong>Center for Supporters of Human Rights</strong></p>
<p>Steering Committee</p>
<p><strong>Committee of Human Rights Reporters</strong></p>
<p>Joel Simon, Executive Director</p>
<p><strong>Committee to Protect Journalists</strong></p>
<p><strong>Jessica Morris</strong>, Executive Director</p>
<p><strong>Conectas Direitos Humanos</strong></p>
<p>Hassan Shire, Executive Director</p>
<p><strong>East and Horn of Africa Human Rights Defenders Project</strong></p>
<p><em>Raphaël</em>Chenuil-Hazan, Executive Director</p>
<p><strong>(Ensemble Contre La Peine de Mort (ECPM</strong></p>
<p>Ibrahim Al Arabi, Executive Director</p>
<p><strong>European Ahwazi Human Rights Organisation</strong></p>
<p>Susan Munroe, Chef Executive</p>
<p><strong>Freedom From Torture</strong></p>
<p>Keyvan Rafiee, Executive Director</p>
<p><strong>Human Rights Activists in Iran</strong></p>
<p>Sarah Leah Whitson, Director of the Middle East and North Africa Division</p>
<p><strong>Human Rights Watch</strong></p>
<p>Carolina Carrera, President</p>
<p><strong>Humanas: Centro Regional de Derechos Humanos y Justicia de Género</strong></p>
<p>Mani Mostofi, Director</p>
<p><strong>Impact Iran</strong></p>
<p>Mohammad Nayyeri, Director</p>
<p><strong>Insight Iran</strong></p>
<p>Hadi Ghaemi, Executive Director</p>
<p><strong>International Campaign for Human Rights in Iran</strong></p>
<p>Stéphanie David, Representative to the United Nations in New York</p>
<p><strong>(International Federation for Human Rights (FIDH</strong></p>
<p>Phil Lynch, Director</p>
<p><strong>International Service for Human Rights</strong></p>
<p>Saghi Ghahraman, President</p>
<p><strong>(Iranian Queer Organization (IRQO</strong></p>
<p>Mahmood Amiry-Moghaddam, Executive Director</p>
<p><strong>Iran Human Rights</strong></p>
<p>Shadi Sadr, Co-Director</p>
<p><strong>Justice for Iran</strong></p>
<p>Rebin Rahmani, Director of European Branch</p>
<p><strong>The Kurdistan Human Rights Network</strong></p>
<p>Jessica Stern, Executive Director</p>
<p><strong>OutRight Action International</strong></p>
<p>Mehrangiz Kar, Chairperson</p>
<p><strong>Siamak Pourzand Foundation</strong></p>
<p>Mahmood Enayat, Director</p>
<p><strong>Small Media</strong></p>
<p>Firuzeh Mahmoudi, Executive Director</p>
<p><strong>United for Iran</strong></p>
<p>Mohammad Mostafaei, Executive Director</p>
<p><strong>Universal Tolerance Organization</strong></p>
<p>Elizabeth A. Zitrin, President</p>
<p><strong>World Coalition Against the Death Penalty</strong></p>
<p>Shadi Amin, Coordinator</p>
<p><strong>6 Rang: The Iranian Lesbian and Transgender Network</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sites/2381/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سربلند و قد برافراشته، شش رنگ،چهارساله شد</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2360/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2360/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 00:47:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2360/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2360/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2014/11/6rang-fourth-birthday-590x393.png" class="alignright wp-post-image tfe" alt="6rang fourth birthday" title="" /></a>چهار سال پیش، وقتی در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۰، ۲۸ آبان ۱۳۸۹،  برای اولین بار دور هم جمع شدیم تا از تهدیدهای زندگی روزمره مان و به خصوص، همجنسگرا و ترنس ستیزی در فضای مجازی بگوییم و راه حلی مشترک برای آن پیدا کنیم، وقتی در جمع ۱۹ نفره مان، نام “۶رنگ” را انتخاب کردیم، وقتی...<a href="http://shabakeh.de/homo/2360/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2014/11/6rang-fourth-birthday.png"><img src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2014/11/6rang-fourth-birthday-590x393.png" alt="6rang fourth birthday" width="590" height="393" /></a>چهار سال پیش، وقتی در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۰، ۲۸ آبان ۱۳۸۹،  برای اولین بار دور هم جمع شدیم تا از تهدیدهای زندگی روزمره مان و به خصوص، همجنسگرا و ترنس ستیزی در فضای مجازی بگوییم و راه حلی مشترک برای آن پیدا کنیم، وقتی در جمع ۱۹ نفره مان، نام “۶رنگ” را انتخاب کردیم، وقتی با پرچم رنگین کمان عکس دسته جمعی گرفتیم، حتی فکرش را نمی کردیم که چهارسال بعد، ۶ رنگ، آنقدر تداوم و گسترش جهانی پیدا کند که صدها نفر که در ایران، ترکیه، و قاره های آسیا، اروپا، آمریکای شمالی و لاتین و حتی استرالیا زندگی می کنند، ۶رنگی شوند.</p>
<p>مروری بر موضوعاتی که در چهار سال گذشته، به مدد امکانات اینترنت، و در فضای امن خودمان به بحث گذاشته ایم نشان می دهد که تا چه حد همین گفت و گوهای مجازی به ظاهر ساده روزمره، در زندگی تک تک ما، افزایش اعتماد به نفس و امید، گریز از تنهایی و بی کسی و ایجاد دوستی های ماندگار، خلق نگاههای متفاوت و مهم تر از همه، گسترش فعالیتهای جمعی و بیرونی مان نقش داشته است؛ فعالیت هایی که به دلیل مشکلات امنیتی، تنها بخشی از آنها رامی توانیم اعلام عمومی کنیم.</p>
<p>وقتی به روزهای پر فراز و نشیب چهار سال گذشته نگاه می کنیم، ابتدا، روزهای سخت یادمان می آید. مثل زمانی که در ماه بهمن ماه (فوریه) امسال، (بهمن ماه) با دستگیری تعدادی از بچه های لزبین در ایران روبرو بودیم، فیسبوک و ارتباطاتمان کمک بزرگی بود تا بتوانیم ابعاد ضربه را درک کنیم و برای مقابله با گسترش آن سیاست متناسب اتخاذ کنیم،به کمک دستگیر شدگان برویم و پس از آزادی نیز به آنها مشاوره روانی بدهیم و در کنارشان باشیم. شبهای پشت هم بیداری در کنار دوستانی که از ترکیه خبر می گرفتند و تلفن هایی که نیمه شب می زدیم تا از سلامت دوستان دیگر با خبر شویم، همه لذت انتشار ویدیو کلیپ گوگوش و دخالتگری در بحث های پس از آن را از ما ربود، بدون آن که بتوانیم این همه خبر و نقض حقوق و خطر بالفعل و بالقوه برای همجنسگرایان در ایران را رسانه ای کنیم و به اطلاع مردم و جهانیان برسانیم. بدون اینکه بتوانیم از سازمانهای حقوق بشری در این زمینه کمکی بطلبیم. هیچکدام از دستگیر شدگان از شبکه ما نبودند اما از جامعه ما بودند و پس درد مشترکمان نیازمند همبستگی بود و چه شایسته از پس چنین مواردی بر آمده ایم.</p>
<p>زمانی که مسئولان ورزش ایران اعضای تیم های فوتسال و والیبال را زیر فشار تبلیغاتی خود قرار داده و تعدادی را به عنوان “دو جنسه” از بازیها محروم کردند، شبانه روزی با مربیان و روزنامه نگاران این حیطه و بازیکنان و دوستانشان در شهرهای مختلف و تهران در تماس بودیم. زنجان و کرمان و اصفهان و رشت و ارومیه و کرمانشاه و شیراز … رابطه هایمان را فعال کردیم و برای نوشتن بیانیه مطبوعاتی ای برگرفته از اطلاعات و نیازهای خود آنها، ساعتها مصاحبه و گفتگو کردیم. در نهایت توانستیم از حرمت انسانی و حق بیان جنسیتی دوستان نادیده مان دفاع کنیم و احترام مردم را به آنان جلب کنیم.</p>
<p>زمانی که در کرمانشاه به یک میهمانی حمله کردند و عده ای را به اتهام همجنسگرایی دستگیر کردند نیز وضع به همینگونه بود. با نوشتن نامه به  سازمان عفو بین الملل، به گزارشگر ویژه حقوق بشر و دیگر نهادهای بین المللی تلاش کردیم برای آزادی آنها اقدام کرده و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی در سکوت جهانیان و با ارامش به قلع و قمع و سرکوب همجنسگرایان و ترنس ها بپردازد.</p>
<p>اما تلاشمان برای اطلاع رسانی درباره وضعیت همجنسگرایان و ترنس ها تنها به کار روی موارد دستگیری ختم نشد. در تمام دو سال گذشته، با همراهی سازمانهای حقوق بشری تلاش کردیم تا کمیته بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل، مسئولان شورای حقوق بشر، گزارشگران ویژه سازمان ملل ,  و به ویژه دکتر احمد شهید و نمایندگان کشورها را نسبت به نقض حقوق اقلیت های جنسی در ایران آگاه کنیم و از آنها بخواهیم که دولت ایران را در این زمینه پاسخگو کنند. در حالی که چهار سال قبل و در دور قبل بررسی جهانی وضعیت حقوق بشر ایران، دولتهای کمی به نقض حقوق ما توجه کرده بودند، این تلاشها باعث شد در این دور، ۱۱ کشور آسیایی، آمریکای لاتین، اروپایی و آمریکای شمالی از دولت ایران انجام اقدامات مشخصی را در حوزه جرم زدایی از روابط همجنسخواهانه، منع دستگیری، شکنجه و آزار و اذیت افراد به دلیل داشتن گرایش جنسی یا هویت جنسیتی متفاوت و نیز منع تجویز داروهای روانگردان برای تغییر گرایش جنسی و عدم تحمیل عملهای تغییرجنسیت و عقیم شدن به افراد را خواستار شدند.ما درکمیته بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در حضور فرستادگان عالیرتبه حکومت ایران، از جمله معاونان وزرای بهداشت و درمان، وزارت کشور، کار و … از نقض حقوق اقلیتهای جنسی در قانون و عمل، با صدای بلند، سخن گفتیم. این کمیته نیز در قطعنامه پایانی خود ایران را به دلیل نقض حقوق اقلیت های جنسی محکوم کرد بدون اینکه استدلال نمایندگان جمهوری اسلامی را در این زمینه که همه شهروندان ایرانی از تمامی مزایا و حقوق انسانی به یکسان و بدون تبعیض برخوردارند، باور کند. ما  نشان دادیم که برای ما استفاده از تمام دریچه ها برای تاباندن نور بر زندگی همجنسگرایان و ترنس ها در ایران امری جدی است و قصد آن داریم که هیچ امکانی را برای رسیدن به حقوقمان از دست ندهیم.</p>
<p>حضور قدرتمند ما در اولین کنفرانس زنان خاورمیانه که در ماه مه سال ۲۰۱۳ در دیاربکیر کردستان ترکیه برگزار شد و ارائه بحث آزادی گرایش جنسی و بیان جنسیتی که تنها از طرف ما مطرح شد، باعث شد تا در سند نهایی این کنفرانس که مورد تصویب بیش از ۳۰۰ زن فعال از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا قرار گرفت، برای اولین بارهرگونه تبعیض مبتنی بر گرایش جنسی یا هویت جنسیتی محکوم شود. در کنفرانس جهانی ایلگا در مکزیک که اکتبر ۲۰۱۴ (مهر ۱۳۹۳) در مکزیک برگزار شد، عضویت شش رنگ در این شبکه بین المللی که متشکل از ۱۰۷۷ سازمان همجنسگرایان، ترنس ها و دوجنسی هاست تصویب شد و صدای ما در عرصه بین المللی، بیشتر و بلندتر به گوش خواهد رسید.</p>
<p>یکی از موضوعاتی که شرکت در بحثهای کنفرانس جهانی ایلگا به ما نشان داد این بود که در بیشتر کشورهای دنیا، همچنان برون آیی (آشکارسازی / coming-out)، یکی از مسائل اساسی جامعه ماست. ما تجربه خود در ارائه مشاوره آنلاین، به افراد و خانواده هایشان با بسیاری از سازمانهای عضو ایلگا به اشتراک گذاشتیم و از تجارب آنها آموختیم.</p>
<p>در دوسالی که از ایجاد خط مشاوره آنلاین می گذرد، در موارد بسیار برای برون آیی و آشکار سازی درون خانواده ها به  آنها مشاوره دادیم و ساعتها پای درد دل ها و نگرانی هایشان با گوش جانشستیم. صدها جلسه مشاوره آنلاین که بدون مشاوران و روانشناسان داوطلب از جنس خودمان امکان پذیرنبود، به بسیاری در ایران و ترکیه کمک کرد تا اعتماد به نفس و قدرت بیشتری پیدا کنند، از اطلاعات و آموزش صحیح و بری از بدآموزی رسانه های رسمی، بتوانند با خشونت خانوادگی، اجتماعی و دولتی مقابله کنند و در ارتباطات آنلاین خود موازین امنیتی را رعایت کنند.</p>
<p>بسیاری از اعضای جامعه ال جی بی تی در ایران و خانواده هایشان که برای مشاوره به ما رجوع می کردند، ما را از حضورمان در رسانه ها می شناختند. طی سه سال گذشته بی شک شش رنگانقلابی در حضور رسانه ای زنان لزبین و طرح موضوع همجنسگرایان و ترنس ها کرده است. ما موفق شدیم چندین صدا و چهره تازه از میان خودمان به رسانه ها معرفی کنیم. در تولید، پخش و انتشار دهها برنامه و مطلب در رسانه های پرمخاطبی چون بی بی سی، من و تو تی وی، صدای امریکا، رادیو فردا، رادیو زمانه و … نیز رادیو-تلویزیونهای دیگری مانند رادیو پژواک، رادیو صدای زن کانادا و سوئد، رادیو پیام، رادیو صدای ازادی استرالیا، تلویزیون برابری، تلویزیون رژهلات و… و نشریات اینترنی چون گویا، تابلو، خط صلح، شهروند و … نقش داشته ایم. صدها خبر، مقاله و مطلب تولید ,  و یا ترجمه و منتشر شده در وب سایت و صفحه فیس بوک شش رنگ نیزدر شکل گیری ذهنیت صدها هزار مخاطب نقش داشته است. صفحه فیس بوک ۶رنگ در ده ماه گذشته بیش از دویست هزار بیننده مختلف داشته است و۵۷ هزار نفر  فقط در ۱۰ ماه گذشته از وب سایت ما بازدید کرده اند. همچنین رسانه های بین المللی مانند رویترز،  گاردین، بی بی سی، حریت، تلگراف، فرانکفورتر الگماینه، هافینگتون پست و تعداد زیادی رسانه های الترناتیو کردی، عربی و ترکی گزارش فعالیتهایمان را منتشر کرده اند</p>
<p>اما حضور رسانه ای و بین المللی باعث نشده که حضورمان در خیابان را فراموش کنیم. در خرداد ماه امسال (ژوئن)، در بزرگترین جشن افتخار همجنسگرایان خاورمیانه که در استانبول، همسایگی ایران، برگزار می شود، با شعارها و پلاکارد شش رنگ، آزاد و رها، حضوری پرتعداد و فراموش نشدنی داشتیم و به عنوان نمایندگان ایران، از سوی هزاران شرکت کننده جشن بارها و بارها مورد تشویق قرار گرفتیم. حضورمان در جشن افتخار استکهلم نیز توجه زیادی به خود جلب کرد.</p>
<p>حضور در کنفرانس ها، گردهمایی ها و جلسات بحث و گفتگو با فعالین جامعه ایرانی و غیر ایرانی نیز جزیی از فعالیت های پیوسته شش رنگ بوده است. برگزاری جلسه ای در استانبول با همکاری کائوس، سخنرانی در اولین کنفرانس زنان خاورمیانه در دیاربکیر(ئامه د) ، شرکت در همایش بین المللی علیه هموفوبیا در آنکارا، سخنرانی در شهرهای پاریس، لاهه، برلین، بایروت، هانوفر، توبینگن، هانوفر، تورونتو، لایپزیگ، مونترال، کلن و … و شرکت در کنفرانس های بین المللی از قبیل بهار لزبین ها در آلمان، کنفرانس “ایران: جمهوری ال جی بی تی” در لندن، کنفرانس جهانی ایلگا در مکزیک، کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایرانی در کلن، سمینار زنان ایرانی در آلمان  و …تنها بخشی از فعالیت هایمان برای آگاه سازی جامعه درباره وضعیت اقلیت های جنسی بوده است.</p>
<p>چه در رسانه ها و چه در کنفرانس ها و بحثهای جمعی، همواره حرفی  نو  برای گفتن داشته ایم. زیرا پشتوانه حرفهایمان، نه ذهنیات خود و اطرافیان، که تحقیق مفصل و منحصر به فرد شش رنگ در مورد زیست همجنسگرایان و ترنس سکشوال ها در ایران و بررسی عمل های تغییر جنسیت بوده است. در سه سال گذشته، برای انجام این تحقیق، با بیش از ۹۵ نفر مصاحبه عمیق و چند ساعته کرده ایم و صدها ساعت مطالبعه کتابخانه ای و حقوقی انجام داده ایم که حاصل آن، تاکنون یک جلد کتاب ۱۸۰  صفحه ای به زبان انگلیسی بوده است و کتاب مفصل تری به فارسی که به زودی منتشر خواهد شد. این تحقیق، گفتمانی انتقادی و قدرتمند در دفاع از حقوق همجنسگرایان و ترنسجندرها ایجاد کرده تا جایی که موضوعاتی مانند حق انتخاب، نه فقط برای همجنسگرایان، که برای ترنسجندرها در ایران، از دل بحثهای مربوط به آن بیرون آمده است. امروز هر جا کسی در دفاع از حقوق همجنسگرایان سخن می گوید، به موقعیت ترنسجندرها و همچنین نقض حقوق آنان و عمل های تغییر جنس و بی حقوقی ترنس ها اشاره می کند. امروز، یکی از سئوالات مهم جامعه ترنس این است: چرا نباید یک فرد بتواند در کنار حق انجام عمل تطبیق یا تغییر جنس به عنوان یک ترنسجندر، همانگونه که هست، بدون اینکه هورمون تراپی و جراحی های تغییر جنس را انجام دهد،  به زندگی خود در ایران ادامه دهد و از حقوق یک انسان و عضو برابر جامعه برخوردار باشد؟!</p>
<p>اما برای اینکه این فعالیت ها را حرفه ای و اصولی به پیش ببریم، توانمند سازی اعضای شبکه برایمان اهمیت جدی داشته است. برگزاری چندین کارگاه آموزشی، آموزش روزنامه نگاری، ایجاد موقعیت های آموزشی دانشگاهی و همچنین انتقال تجربه در نشست ها و جلسات آنلاین از جمله فعالیهای ما برای تضمین ادامه کاریمان بوده است.</p>
<p><a href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2014/11/6rang-logo.png"><img src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2014/11/6rang-logo.png" alt="6rang logo" width="491" height="443" /></a></p>
<p>همه این فعالیتها، حضور و سخت کوشی های جمعی مان در چهارسال گذشته، بدون چالش نبوده است. همچنان، بزرگترین چالش ما فرودست انگاری لزبین ها و ترنس ها و نادیده گرفتن مسائل و تبعیض های خاصی است که این دو گروه تجربه می کنند. همچنان، کمبود تجربه اجتماعی بسیاری از لزبین ها و ترنس ها، که خود، یکی از نتایج همان فرودست انگاری است، کار جمعی ما را دشوار می کند. همچنان بی اعتمادی و ترس درون خود ما و در رابطه مان با دنیای بیرون، فاصله می اندازد و همچنان، سیاست گریزی و فقر تئوریک در بحثها، خود را نشان می دهد.</p>
<p>پس از چهار سال، سربلند و قدبرافراشته، خوشحالیم که سخت تلاش کرده ایم تا دیده و شنیده شویم، افتخار می کنیم که تلاش ضروری مان برای سازمانیابی و عمل جمعی باعث شد خیلی ها قدرت آشکارسازی یا صحبت درباره این موضوع را پیدا کنند، سربلندیم که بسیاری از تابوها را شکستیم و همه اینها را مدیون کسانی هستیم که پیش از ایجاد شش رنگ و پس از آن، با کوشش هایشان، راهمان را هموارتر کردند.</p>
<p><em>در تولد چهار سالگی مان، با صدای بلند می گوییم: بدون ۶رنگ جامعه عدالت خواه و برابری طلب ایران چیزی کم داشت.</em></p>
<p><em>شبکه لزبین ها و ترنسجندرهای ایرانی (شش رنگ)<br />
چهارشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴<br />
</em><em>www.6rang.org</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2360/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک مرد همجنسگرا چند روز پس از تصویب قانون ضد همجنسگرایی در اوگاندا در ملاء عام سوزانده شد</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2303/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2303/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Jan 2014 11:47:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2303/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2303/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/12/gay-person-burned-alive.jpg?zoom=1.5&amp;resize=310%2C150" class="alignright wp-post-image tfe" alt="gay-person-burned-alive" title="" /></a>چند روز پس از تصویب لایحه ی ضد همجنسگرایی در تاریخ ۲۱ دسامبر، یک مرد همجنسگرا در اوگاندا ، زنده در آتش سوزانده شد.

هفته ی پیش اوگاندا لایحه ای را تصویب کرد که مجازات های مربوط به همجنسگرایی را تشدید می کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/12/gay-person-burned-alive.jpg"><img src="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/12/gay-person-burned-alive.jpg?zoom=1.5&amp;resize=310%2C150" alt="gay-person-burned-alive" width="310" height="150" /></a></p>
<p>تاریخ لایحه با نام “گی ها را بکش” به سال ۲۰۰۹ بر می گردد که مجازات را برای برخی اعمال همجنس خواهانه حتی تا اعدام پیش برده بود که البته تصمیم گیری در باره ی آن به خاطر اعتراضات و مخالفت های شدید بین المللی به بعد موکول شد.</p>
<p>طبق نسخه ی تازه ی این ماده، هر فردی که به برگزاری مراسم ازدواج دو همجنسگرا کمک کند به هفت سال حبس محکوم می شود. عدم گزارش اعمال همجنس خواهانه به پلیس جرم محسوب شده است. برای پزشکانی که بیماران همجنسگرا را می پذیرند، اشخاصی که به آنها خانه اجاره می دهند و کسانی که مشکوک به کوییر (از اعضای ال جی بی تی) بودن هستند نیزطبق این ماده پنج سال مجازات زندان پیشبینی شده است.</p>
<p>هر شخصی که از همجنسگریان حمایت کند –حتی در حد مشاوره- طبق این لایحه مجرم شناخته می شود.</p>
<p>با وجود اینکه همجنسگرایی بین ملل جنوب شرقی آفریقا غیر قانونی شناخته شده است، بعضی معتقدند این قانون باید تصویب می شد تا با تهاجم فرهنگی غرب مقابله کند.</p>
<p>کلر بیاروگابا؛ مسئول هماهنگی ائتلاف جامعه ی مدنی برای حقوق بشر و قانون اساسی (یک گروه ال جی بی تی)، گفت:  ”تعقیب و کشتن گی ها که مدتیست آغاز شده، اکنون توسط مجلس قانونگذاری اوگاندا صورت قانونی و موجه گرفته است؛ این واقعیتیست هولناک. ما نمی دانیم حالا که این قانون تصویب شده است، برخورد پلیس از این پس تا چه حد خشن خواهد بود. وضع خراب تر از این خواهد شد”.</p>
<p>آقای یوری موسونی؛ رئیس جمهور اوگاندا ۳۰ روز وقت دارد که برای اجرایی شدن این قانون، آن را امضاء کند.</p>
<p>منبع: <a href="http://news.naij.com/55056.html">http://news.naij.com/55056.html</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2303/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دعوت به جلسه بحث و گفت و شنود در برلین &#8211; رابطه جنبش های اجتماعی با یکدیگر و ضرورت مقابله با هموفوبیا و ترنس فوبیا</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2164/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2164/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Nov 2012 12:15:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2164/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2164/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/berlin--150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="berlin-" /></a>برلین: جنبش های اجتماعی و ضرورت مقابله با هموفوبیا و ترنس فوبیا، سخنرانی شادی امین، سپهر مساکنی و پویا ارسطو، ۴ نوامبر اولویت ها چگونه تعیین می شود؟ میز گرد با شرکت: شادی امین، پژوهشگر و فعال حقوق همجنسگرایان سپهر مساکنی، فعال سیاسی پویا ارسطو، وبلاگ نویس و فعال حقوق همجنسگرایان گرداننده : گلرخ جهانگیری...<a href="http://shabakeh.de/homo/2164/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/berlin-.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2170" title="berlin-" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/berlin--150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></h3>
<h3>برلین: جنبش های اجتماعی و ضرورت مقابله با هموفوبیا و ترنس فوبیا، سخنرانی شادی امین، سپهر مساکنی و پویا ارسطو، ۴ نوامبر</h3>
<p>اولویت ها چگونه تعیین می شود؟</p>
<p>میز گرد با شرکت:<br />
<strong>شادی امین، </strong>پژوهشگر و فعال حقوق همجنسگرایان<br />
<strong>سپهر مساکنی، </strong>فعال سیاسی<br />
<strong>پویا ارسطو، </strong>وبلاگ نویس و فعال حقوق همجنسگرایان<br />
گرداننده : گلرخ جهانگیری</p>
<p>مکان: سالن کانون پناهندگان سیاسی در برلین<br />
Verein iranischer Flüchtlinge in Berlin e.V.<br />
Reuterstr. 52<br />
12047 Berlin<br />
Germany</p>
<p>زمان: یکشنبه ۴ نوامبر ۲۰۱۲<br />
ساعت ۴ بعد از ظهر<br />
برگزار کننده:<br />
جمعی از فعالین کوییر در آلمان</p>
<p><a name="more"></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2164/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تجارت یک هموفوب: خوردن مرغ سوخاری در مخالفت با ازدواج همجنسگرایان</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2130/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2130/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Aug 2012 08:21:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2130/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2130/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/07/020/zimg_001_1.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>به گزارش  یورونیوز، مخالفان ازدواج همجنسگرایان در حمایت از رییس یک شرکت فست فود آمریکایی، به رستورانهای او آمده و غذا خوردند. بدنبال اظهار نظر جنجالی دن کتی صاحب فست فود آمریکایی &#8220;چیک فیل ای” در مخالفت با ازدواج همجنسگرایان و دفاع از ارزشهای خانوادگی مسیحی، موافقان او در سراسر آمریکا بطور گسترده به رستورانهای...<a href="http://shabakeh.de/homo/2130/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div>
<div>
<p>به گزارش  یورونیوز، مخالفان ازدواج همجنسگرایان در حمایت از رییس یک شرکت فست فود آمریکایی، به رستورانهای او آمده و غذا خوردند.<br />
بدنبال اظهار نظر جنجالی دن کتی صاحب فست فود آمریکایی &#8220;چیک فیل ای” در مخالفت با ازدواج همجنسگرایان و دفاع از ارزشهای خانوادگی مسیحی، موافقان او در سراسر آمریکا بطور گسترده به رستورانهای &#8220;چیک فیل ای” سرازیر شدند. آنها با خریدن و خوردن این فست فود حمایت خود را در دفاع از ارزشهای خانودگی مسیحی نشان دادند.</p>
<p>شبکه های اجتماعی هم راهی برای برای رساندن پیام حامیان این تفکر و حمایت از دن کتی رییس شرکت بود. در سایت فیس بوکی &#8220;چیک فیل ای” ۶۵۰ هزار نفر گفته بودند در این روز در اقدام حمایتی شرکت می کنند.</p>
<p><img src="http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/07/020/zimg_001_1.jpg" alt="" /></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2130/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با شادی امین در مورد همجنسگرا هراسی</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2057/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2057/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 May 2012 16:21:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[گالری تصوير]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2057/</guid>
		<description><![CDATA[watch?v=8yQsvzVIg1s]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="425" height="350" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/8yQsvzVIg1s" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="350" src="http://www.youtube.com/v/8yQsvzVIg1s"></embed></object></p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=8yQsvzVIg1s">watch?v=8yQsvzVIg1s</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2057/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با شادی امین: لزبوفوبی و فمینیسم</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2055/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2055/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 May 2012 16:18:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌وگو و چهره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2055/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2055/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/shadi-a.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" class="alignright wp-post-image tfe" alt="گفت‌وگو با شادی امین: لزبوفوبی و فمینیسم" title="" /></a>پنجشنبه, ۰۲/۲۸/۱۳۹۱ سوده راد – هفدهم ماه مه روز جهانی مبارزه با هموفوبیاست. در این روز در بسیاری از کشورهای جهان لزبین‌ها، گی‌ها، بایسکسوال‌ها و ترانس سکسوال‌ها دور هم جمع می‌شوند تابه هموفوبی و همجنسگراهراسی اعتراض کنند. هموفوبی تنها محدود به احساس هراس نمی‌شود، بلکه شامل احساس خشم و نفرت نسبت به فردی که مایل به برقراری...<a href="http://shabakeh.de/homo/2055/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div id="post-340">
<div>
<div><a title="گفت‌وگو با شادی امین: لزبوفوبی و فمینیسم" rel="lightbox" href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/shadi-a.jpg"><img src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/shadi-a.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" alt="گفت‌وگو با شادی امین: لزبوفوبی و فمینیسم" /></a></div>
</div>
<div>
<div id="node-14422">
<div>
<div>
<div>
<div>پنجشنبه, ۰۲/۲۸/۱۳۹۱</div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/statement.jpg?1337267748" alt="" width="250" height="159" /></div>
</div>
</div>
<p>سوده راد – هفدهم ماه مه روز جهانی مبارزه با هموفوبیاست. در این روز در بسیاری از کشورهای جهان لزبین‌ها، گی‌ها، بایسکسوال‌ها و ترانس سکسوال‌ها دور هم جمع می‌شوند تابه هموفوبی و همجنسگراهراسی اعتراض کنند.</p>
<p><em> </em></p>
<div>هموفوبی تنها محدود به احساس هراس نمی‌شود، بلکه شامل احساس خشم و نفرت نسبت به فردی که مایل به برقراری ارتباط عاطفی و جنسی با همجنس خود باشد نیز هست. بنابراین هموفوبی، هم لزبوفوبی یعنی هراس از زنان همجنسگرا، هم گی‌فوبی یعنی هراس از مردان همجنسگرا و هم هراس از زنان و مردان دوجنسگرا را در بر می‌گیرد. با این حال وقتی به هموسکسوالیته یا همجنسگرایی و هموفوبی فکر می‌کنیم، کمتر پیش می‌آید تصویر زنی همجنسگرا در ذهن نقش ببندد. به نظر می‌رسد در میان انسان‌هایی که به نادرستی اقلیت‌های جنسی و جنسیتی خوانده می‌شوند، زنان بازهم دچار تبعیض‌های بیشتری هستند و ـ ناخودآگاه ـ نادیده گرفته می‌شوند. در زبان فارسی بسیاری کلمه دگرباش را جایگزین LGBT می‌دانند که البته این امر مخالفان بسیاری هم دارد.</div>
<div>در میان خشونت‌های روانی  و فیزیکی که براثر هموفوبی رو اداشته می‌شود، پدیده لزبوفوبی و نتایج آن توجه کنشگران برابری جنسیتی و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. چراکه لزبین‌ها در جوامع مردسالار امروزی هم به خاطر زن بودن و هم به خاطر همجنسگرایی به حاشیه رانده می‌شوند.<em> </em></div>
<div>به همین بهانه با شادی امین، لزبین فمینیست و کنشگر برابری جنسیتی و حقوق LGT که مبتکر و برگزار کننده اولین نشست زنان لزبین ایرانی است که به شکل گیری پلاتفرم شش رنگ  منجر شده، گفت‌وگو کرده‌ایم:</div>
<div><strong>شما چرا با جایگزینی ترکیب کلمات</strong><strong>LGBT</strong><strong>، با دگرباش موافق نیستید؟</strong></div>
<div><strong>شادی امین</strong>- LGBT خود مخفف واژه‌های لزبین، گی، بایسکسوال و ترانس‌سکسوال است، یعنی همه این موارد را در بر می‌گیرد. واژه دگرباش مشخص نیست از چه حرف می‌زند. در حقیقت این واژه ظرفی‌ است که ما قادر نیستیم داخل آن را ببینیم و تمام گرایش‌های مختلف با یک واژه و یک محتوا در آن ارائه و درنتیجه باعث خلط مبحث گسترده‌ای می‌شود.</div>
<blockquote>
<div><img src="http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shadi-amin.jpg" border="10" alt="" hspace="10" vspace="10" width="200" height="128" align="right" /></div>
<div>شادی امین: بسیاری از همجنسگرایان، درست مثل سایر اقشار موجود، در حوزه سیاست فعال نیستند یا نمی‌دانند کدام مطالبات را چگونه مطرح کنند. به همین ترتیب زنان دگرجنسگرا هم در رابطه با بسیاری از حقوق خودشان هنوز به ضرورت سازماندهی و تشکل‌یابی خود پی نبرده‌اند</div>
</blockquote>
<div>ما هنوز در آغاز راه بسیاری از این مباحث هستیم و موظفیم خیلی دقیق صحبت کنیم تا معلوم باشد که از همجنسگرایان حرف می‌زنیم که در جامعه ایران حکم اعدام برایشان وجود دارد، یا از ترانس‌سکسوال‌ها حرف می‌زنیم که در قوانین جاری ایران، بدون اینکه پروسه اصولی را طی کرده‌ باشند، به زیر تیغ جراحی کشیده می‌شوند. این- به قول آنها – شامل تمام همجنس‌گرایان هم می‌شود. یا در مورد بایسکسوال‌ها حرف می‌زنیم که “معمولاً” طبق نرم‌های اجتماعی زندگی می‌کنند ولی تنوع جنسی دارند و گاه با همجنس خود هم روابط جنسی ایجاد می‌کنند. این است که حقوق و فشارهایی که در جامعه ما به این گروه‌های مختلف وارد می‌شود، کاملاً متفاوت است و به همین دلیل هم واژه دگرباش علاوه بر نقدهای بسیاری که به لحاظ ترکیب واژه‌ای ضعیف و ادبیات فارسی به آن شده است، به لحاظ محتوای سیاسی و فمینیستی هم درست نیست. من از این کلمه استفاده نمی‌کنم و ترجیح می‌دهم همجنسگرایان را همجنسگرا و در جای خودش لزبین‌ها و گی‌ها را تفکیک شده استفاده کنم و ترانس‌سکسوال‌ها را هم به همین ترتیب.</div>
<div><strong>در مورد کلمه همجنسگرا چطور؟ ما اگر از کلمه همجنسگرا استفاده کنیم، می‌توانیم شرایط زندگی لزبین‌ها و گی‌ها را بررسی کنیم؟ لزبوفوبی و گی‌فوبی چطور؟</strong></div>
<div>من معتقدم در جامعه‌ای که مردسالاری – به معنای سالاری و ارجح بودن یک جنس و در اینجا مرد – وجود دارد، نمی‌تواند خود را در روابط همجنسگرایانه هم تحمیل کند، به این معنی که خواسته‌ها و آن شناختی که جامعه همجنسگرای مردان به خارج از جامعه خود می‌دهد، عیناً و قالبی به زنان لزبین هم تعمیم داده شود و ما تعریف‌مان را از تعریف همجنسگرایان مرد بگیریم و وظایف و حقوقمان را هم از آنها تقلید بکنیم.</div>
<div>واقعیت این است که در نیازها، گرایش‌ها و رفتارهای جنسی انسان‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد و زنان لزبین نوع معینی از زندگی را انتخاب می‌کنند و واردش می‌شوند که اساساً یکی از محورهایش مبارزه با جامعه مردسالار و دگرجنسگرای اجباری است. تفاوت‌هایی هست در مورد اینکه چرا اصلاً یک فرد همجنسگرا است و این دلایل در مورد زنان و مردان متفاوت است. بنابراین به رسمیت شناختن این تفاوت‌ها هیچ ایرادی ندارد و اتفاقاً به ما کمک می‌کند در مورد هر گروه اجتماعی خواسته‌های مشخصی را طرح کنیم و روی همان گروه اجتماعی تمرکز کنیم.</div>
<blockquote>
<div>در جامعه ایرانی، زنان لزبین به عنوان زیرمجموعه مردان گی قلمداد می‌شوند یا از آنها کمتر حرفی زده می‌شود، زنان لزبین باید خودشان را مرئی کنند و خواسته‌هاشان را به طور مشخص در پیوند با جنبش فمینیستی بیان کنند</div>
</blockquote>
<div>متأسفانه در جامعه ایرانی، سال‌هاست که زنان لزبین به عنوان زیرمجموعه مردان گی قلمداد می‌شوند یا از آنها کمتر حرفی زده می‌شود. به همین دلیل هم من تأکید دارم که زنان لزبین باید خودشان را مرئی کنند و خواسته‌هاشان را به طور مشخص در پیوند با جنبش فمینیستی بیان کنند. این به معنای نادیده گرفتن نقاط اشتراک طرح مطالبات همجنسگرایان مرد و لزبین‌ها نیست، بلکه باید با تأکید بر این نقاط اشتراک و حفظ وحدت برای تغییر قوانین جاری، به پیشبرد اهداف متمایز هرکدام از این گروه‌ها پرداخت.</div>
<div><strong>با توجه به همین قوانین جاری، به هرحال همجنسگرایان، چه لزبین و چه گی، امکان زندگی آشکار در ایران را ندارند. آیا ما آماری از شمار لزبین‌ها و گی‌ها در ایران داریم؟ آیا از شرایط زندگی آنها خبر داریم و آیا شما این ذهنیت عمومی را که لزبین‌ها می‌توانند به راحتی در ایران زندگی کنند، تأیید می‌کنید؟</strong></div>
<div>ما داده‌های کمی در مورد زندگی همجنسگرایان در ایران داریم و متأسفانه به دلیل فضای سرکوب و جرم‌انگاری برای همجنسگرایی حتی خاطره‌نویسی هم کم داریم و از وضعیت زندگی آنها کمتر اطلاع داریم، ولی این به این معنی نیست که بی‌اطلاع باشیم. گروه‌های اجتماعی مشخص در هر جامعه  اعضای دیگر آن گروه را پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند شبکه‌های اجتماعی خود را بسازند و در ایران هم این شبکه‌های اجتماعی گی‌ها و لزبین‌ها موجود است. البته در سال‌های اخیر میزان دیدارها و تماس‌ها به دلیل افزایش سرکوب کاهش پیدا کرده، اما واقعیت این است که زندگی همجنسگرایانه در ایران به معنی یک سبک و روش زندگی که فقط رابطه جنسی را در بر نمی‌گیرد، ممنوع است. این به معنای رابطه همجنسگرایانه در خفا و در نهایت قدم زدن با هم خارج از حریم خصوصی و انکار این رابطه در فضای عمومی است.</div>
<div>در مورد زنان لزبین این مشکلات حادتر است. مردان در برخی زمینه‌ها توانسته‌اند به دلیل فضای آزادتری که جامعه در مجموع برای مردان فراهم آورده است، بر شماری از مشکلات فائق آیند. مردان می‌توانند جمعی زندگی کنند، می‌توانند یک خانه مشترک داشته باشند، کمتر به چشم می‌آیند و متأسفانه زنان از همین امکانات اجتماعی هم به واسطه زن بودنشان محروم هستند. ما آمار دقیقی نداریم که چند درصد زنان از لزبین و چند درصد از مردان گی می‌توانند زندگی مستقلی داشته باشند، ولی می‌توان از سلسله مراتب اجتماعی و اقتصادی جنسیت‌ها، نتیجه گرفت که مردان در مجموع در شرایط بهتری هستند. فراموش نکنیم که حکم اعدام یک لزبین بعد از چهارمرتبه جاری شدن حد و شلاق لازم‌الاجرا می‌شود و به هر شکل باید مبارزه جدی را برای لغو این قوانین علیه همجنسگرایان پیش ببریم.</div>
<div><strong>آیا شبکه‌های اجتماعی برای پیشبرد مطالبات تشکیل شده است؛ مثلاً شبکه اجتماعی لزبین‌های ایران یا شبکه اجتماعی گی‌های ایران  یا حتی همجنسگرایان ایران؟‌ آیا آنها توانسته‌اند برای پیشبرد مطالبات‌شان خود را سازماندهی کنند؟</strong></div>
<div>بله، مسئله‌ای که ما داریم این است این گروه اجتماعی آگاهانه بسیاری از قوانین و قواعد موجود و عرف اجتماعی را زیر سئوال نمی‌برد و ما با قشری روبه‌رو نیستیم که آگاهانه مقابل جامعه ایستاده باشد، مطالباتی را تعیین کند و برای رسیدن به آنها سازماندهی لازم را انجام دهد.</div>
<blockquote>
<div><img src="http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/heofob.jpg" border="10" alt="" hspace="10" vspace="10" width="200" height="128" align="right" /></div>
<div>مردان همجنسگرا در برخی زمینه‌ها توانسته‌اند به دلیل فضای آزادتری که جامعه برای مردان فراهم آورده است، بر شماری از مشکلات فائق آیند. مردان می‌توانند  یک خانه مشترک داشته باشند، کمتر به چشم می‌آیند و متأسفانه زنان لزبین از همین امکانات اجتماعی هم به واسطه زن بودنشان محروم هستند</div>
</blockquote>
<div>متأسفانه بسیاری از همجنسگرایان، درست مثل سایر اقشار موجود و دگرجنسگرایان، در حوزه سیاست فعال نیستند یا نمی‌دانند کدام مطالبات را چگونه مطرح کنند. به همین ترتیب شما می‌بینید که زنان دگرجنسگرا هم در رابطه با بسیاری از حقوق خودشان هنوز به ضرورت سازماندهی و تشکل‌یابی خود پی نبرده‌اند. این امر در مورد زنان و مردان همجنسگرا هم کاملاً صدق می‌کند و ما با کمبود آگاهی و عدم دخالت در امور سیاسی روبه‌رو هستیم. این شبکه‌های اجتماعی موجود است ولی خودش را کمتر در سیاست دخالت می‌دهند. در بسیاری از موارد این افراد در میهمانی‌ها یا دیدارها دستگیر شده‌اند ولی ما کمتر صدایی از خود آنها شنیده‌ایم که مواردی را به شکل یک مطالبه در مقابل سیستم موجود مطرح کرده باشند.</div>
<div>در این گروه اجتماعی ما با کمبود آگاهی و تشکل‌یابی روبه‌رو هستیم و حتی در مورد عمل‌های تغییر جنسیت که در ایران انجام می‌شود متأسفانه آگاهی بسیار کم است و خود کسانی که به این مسئله تن می‌دهند به امکانات کمی برای انتخاب آلترناتیوهای دیگر دسترسی دارند. به هر شکل ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که نو نیست، اما به خودش جرئت داده است که بیشتر خود را نشان بدهد و بیشتر خواست زنده بودن و حق حیات و اینگونه زندگی کردن را برای خودش به رسمیت بشناسد، اما همچنان این با یک شبکه اجتماعی فعال که مطالباتی را فرموله کرده باشد فاصله دارد. من امیدوارم به این مرحله برسیم و در حال حاضر راه طولانی داریم.</div>
<div><strong> </strong></div>
<div><strong>به عنوان آخرین پرسش شما فکر می‌کنید بدن زن و سکسوالیته زن در جنبش فمینیستی ایران که به هر حال هدفش رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بوده و هست، چه جایگاهی داشته است؟ آیا به مبحث مطالبات لزبین‌ها به عنوان زنان همجنسگرای ایرانی به اندازه کافی پرداخته شده است؟ آیا مطالبات لزبین‌ها به عنوان شاید یکی از مطالبات پنهان جنبش فمینیستی ایران مد نظر قرار گرفته است؟</strong></div>
<div>در مجموع من فکر می‌کنم جنبش فمینیستی ایران به یکسری بحث‌های مهمی چون بدن زن، رهایی و آزادی جنسی نپرداخته است. به عقیده من جنبش فمینیستی باید وقتی شجاعت این را بیابد که خودش را از تعاریف مردسالارانه‌ای که بستر این موضوع‌ها شده است، خلاص کند. در واقع ترس و نگرانی جنبش فمینیستی این است که هربار خواسته از این چارچوب خارج شود، به او انگ ضد مردی و مردستیزی زده شده است. تا وقتی این جنبش نتواند شجاعت فاصله گیری از این تعریف‌ها را بیابد و تعریف جدیدی از بدن زن ارائه بدهد و رابطه عاطفی و عشقی زنان را محدود به رابطه با مرد دیگری نداند، نمی‌تواند بر این مسئله فائق آید. البته برخی پژوهشگران روی این مباحث کار کرده‌اند، اما هیچکدام تبدیل به گفتمان اجتماعی جنبش فمینیستی نشده است. هر زنی باید این حق را به خود بدهد که در هر جایی که مردان قدرت را در انحصار خود درآورده‌اند بپاخیزد، بدون نگرانی علیه این قدرت قد علم کند و از خواسته‌ها و تمایلاتش دفاع کند.</div>
<div>در حقیقت ما باد بند ناف‌مان را از جامعه مردسالار ببریم و از این نیاز تأیید مردان در هر حرکت اجتماعی رهایی یابیم و صرف نظر کنیم و بپذیریم که حق و حقوق معینی را باید به‌دست بیاوریم و کسی هم این‌ها را به ما تقدیم نمی‌کند. واقعیت این است که در رابطه با زنان لزبین و زنان بی‌سکسوال و همینطور زنان دیگر، نقاط اشتراک بسیاری در یک جامعه تحت ستم مردسالاری وجود دارد. آنها همه متحمل فشارهای اجتماعی مشابهی هستند، اما من فکر می‌کنم با وجود این نکات اشتراک، هرکدام از این گروه‌های اجتماعی باید خواسته‌ها و مطالبات خودش را روی پرچم خودش بنویسد و دست خودش بگیرد و حمل بکند.</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2055/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2051/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2051/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 May 2012 16:15:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2051/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2051/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" class="alignright wp-post-image tfe" alt="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" title="" /></a>“همیشه ترنس بودنم مثل پتک به سرم خورده است، اگر با این موضوع کنار می‌آمدند می‌توانستم در ایران زندگی کنم و دربه‌در نبودم و مشکلات روانی پیدا نمی‌کردم. دلم می‌خواهد روزی خانواده و برادرم که کاری کردند من از جامعه و کشورم بریده شوم، متوجه شرایطم بشوند.” این بخشی از حرفهای آکو، جوان ۲۰ ساله‎ سنندجی...<a href="http://shabakeh.de/homo/2051/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div id="post-362">
<div>
<div><a title="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" rel="lightbox" href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg"><img src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" alt="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" /></a></div>
</div>
<p>“همیشه ترنس بودنم مثل پتک به سرم خورده است، اگر با این موضوع کنار می‌آمدند می‌توانستم در ایران زندگی کنم و دربه‌در نبودم و مشکلات روانی پیدا نمی‌کردم. دلم می‌خواهد روزی خانواده و برادرم که کاری کردند من از جامعه و کشورم بریده شوم، متوجه شرایطم بشوند.”</p>
<div>این بخشی از حرفهای آکو، جوان ۲۰ ساله‎ سنندجی است که حالا در ترکیه تقاضای پناهندگی داده است. او در فیلم ویدیویی که هفدهم ماه مه ‌در روز جهانی مبارزه با هموفوبیا در لندن پخش شد، از آزارهایی می‌گوید که به خاطر ترنس بودن در ایران تحمل کرده است؛ از اینکه او را در تیم فوتبال و گروه موسیقی مدرسه راه نمی‌دادند و می‌گفتند “تو دختری”؛ از اینکه در دانشگاه نمی‌توانست با همکلاسی‌هایش ارتباط بگیرد و اگر ترنس بودنش را می‌فهمیدند او را مسخره می‌کردند؛ از همسایه‌هایی که او را “فاسد” خطاب می‌کردند و از اینکه خانواده‌اش او را در خانه حبس می‌کردند و چندبار اقدام به خودکشی کرده است.</div>
<div>در این مراسم که از سوی سازمان “رسانه‌های کوچک” برگزار شد، گزارش مفصلی از مطالعه این سازمان غیر انتفاعی درباره وضعیت همجنسگرایان و دگرباشان جنسی در ایران ارائه شد و علاوه بر سخنان شادی امین فعال حقوق همجنسگرایان، سعید دهقان خبرنگار روزنامه “گاردین” و مهری جعفری وکیل دادگستری، در فیلم‌های ویدیویی که از برخی دگرباشان جنسی در ایران و ترکیه گرفته شده بود، تصویر‌هایی از شرایط زندگی این اقلیت‌های جنسی در ایران نشان داده شد؛ تصاویری که بدون اغراق در وضعیت این بخش از جامعه، نمایی واقعی از مشکلات روزمره آن‌ها را بیان می‌کرد.</div>
<div><strong>همجنسگرایان و نگاه مردم</strong></div>
<div>فرید فرمانی، همجنسگرایی که در حال حاضر در کشور ترکیه درخواست پناهندگی داده، در یکی از این ویدیو‌ها علت خروج خود از ایران را تبعیضی دانسته است که جامعه بر امثال او اعمال می‌کند. وی می‌گوید: “بیشترین مشکلات دگرباشان جنسی مربوط به نوع نگرش جامعه به آن‌ها است.”</div>
<div>فرید که به خاطر گرایش جنسی‌اش از خدمت سربازی در ایران معاف شده است، پس از اطلاع محل کارش از این موضوع در دادگاه محاکمه می‌شود و پس از سه ماه کسری حقوق و گذاشتن وثیقه برای ادامه روند دادگاه، به دلیل آنچه “فشارهای روحی و روانی خارج از حد تحمل” عنوان می‌کند، از کشور خارج می‌شود.</div>
<div>این تجربه‌ای است که بسیاری از دگرباشان جنسی از جمله سعید کمالی دهقان، خبرنگار همجنسگرای روزنامه “گاردین” نیز با آن مواجه بوده‌اند. سعید کمالی دهقان که یکی از سخنرانان این مراسم بود، در این زمینه گفت: “برای معافیت از سربازی شما باید به پیش دکتر بروید و آن‌ها تایید می‌کنند که گرایش جنستیی متفاوتی دارید یا خیر. آنها این را یک مشکل روانی می‌دانند. برای من این روند چندان مشکل نبود، اما تجربه همه اینطور نیست. ممکن است اما بعد از آن کارتان را از دست بدهید که البته این بستگی به محل کار دارد.”</div>
<div>این خبرنگار همجنسگرا که در حال حاضر در لندن اقامت دارد، با همه مشکلاتی که به خاطر گرایش جنسی‌اش با آن روبه‌رو بوده است، همچنان سعی می‌کند نگاه مثبتی به ماجرا داشته باشد. او به حاضران در جلسه گفت: “در ایران همه چیز سیاه و سفید نیست و بسیار پیچیده است. اگر به یک پلیس بگویی که هموسکسوئال هستی اینکه چه اتفاقی می‌افتد بستگی به آن پلیس دارد.”</div>
<div><strong>همجنسگرایی؛ انحراف یا هویت؟</strong></div>
<div>برخورد قانون و نهادهای رسمی کشور، تنها بخشی از مشکلات دگرباشان جنسی در ایران است و چنانکه که کوهیار، مرد جوان همجنسگرایی که چهره او در یکی از ویدیوها نشان داده نمی‌شود، می‌گوید: “در ایران همجنسگرایی یک هویت نیست، بلکه یک انحراف و در ‌‌نهایت خوشبینی، یک بیماری شناخته می‌شود. من اگر خودم را همجنسگرا معرفی کنم همه دوستان و روابطم را از دست خواهم داد. بسیاری از مردم پیشفرض‌های نادرستی درباره همجنسگرایان دارند و آن‌ها را در ردیف جانیان قرار می‌دهند.”</div>
<div>زن ۲۴ ساله، لزبینی که فقط تصویری محو از چهره‌اش در فیلم دیده می‌شود نیز از همین نگرانی‌ها می‌گوید. از اینکه نگرانی او و امثال او هویت‌شان نیست و بیشتر از مسئله هویت نگران آرامشی هستند که ندارند؛ نگران باورهای سنتی هستند که مانع از درک تمایلات‌شان می‌شوند و همچنین نگران فشار ازدواج روی زنان لزبین هستند.</div>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/lgbtt.jpg" alt="" width="290" height="183" align="middle" /></div>
<div>هرچند به گفته یکی دیگر از این دگرباشان خانواده‌هایی هستند که فرزندان همجنسگرای خود را پذیرفته‌اند، اما تعدادشان بسیار کم و نادر است و اغلب این افراد همچنان با مسئله پذیرش یا عدم پذیرش از سوی خانواده و جامعه دست به گریبان هستند و اگر یکی از افراد خانواده از آن‌ها حمایت کند، از تیررس حمله دیگران در امان نخواهد ماند.</div>
<div>آکو، که در ایران دانشجوی نرم افزار کامپیو‌تر بود، از مادرش می‌گوید که تنها فرد حامی او در خانه بوده و حتی هنگام خروج از ایران به ترکیه او را همراهی کرده، اما به خاطر این حمایت‌ها، پا به پای آکو از پدر و برادرش کتک می‌خورده است.</div>
<div>آکو می‌گوید که به خاطر ترنس بودنش، مدام مورد آزار قرار می‌گرفته است: “من به مردم احترام می‌گذاشتم، اما مردم من را مسخره می‌کردند. به من می‌گفتند فاسدم و جامعه را فاسد می‌کنم. من چه آزاری به دیگران رسانده بودم که همسایه‌ها می‌امدند در خانه ما و به والدینم می‌گفتند که چرا بچه‌تان اینجوری است؟”</div>
<div><strong>برگه‌ای برای تضمین حق حیات</strong></div>
<div>مشکلات یادشده فقط مشکل ترنس‌ها نیست و همجنسگراهایی که به خاطر فشارهای موجود مجبور به تن دادن به عمل جراحی تغییر جنسیت می‌شوند نیز به نوعی با این مشکلات مواجه هستند.</div>
<div>به گفته شادی امین، فعال حقوق زنان و حقوق همجنسگرایان، “یکی از مسائلی که باعث شده است عمل تغییر جنسیت در جامعه ایران این‌چنین از سوی دولت تبلیغ و مورد پشتیبانی قرار گیرد این است که در واقع هرکسی که تعریف‌های مردانگی و زنانگی را زیر سئوال می‌برد، باید به تعریف‌های طبیعی بازگشت داده شود.</div>
<blockquote>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shadi-amin-268x300.jpg" alt="" width="200" height="224" align="middle" /></div>
<div>شادی امین: یکی از مسائلی که باعث شده است عمل تغییر جنسیت در جامعه ایران این‌چنین از سوی دولت تبلیغ و مورد پشتیبانی قرار گیرد این است که در واقع هرکسی که تعریف‌های مردانگی و زنانگی را زیر سئوال می‌برد، باید به تعریف‌های طبیعی بازگشت داده شود.</div>
</blockquote>
<div>تعریف طبیعی از زن و مرد این است که اگر فردی زن است قاعدتاً به مرد‌ها کشش و گرایش دارد و چنانچه به یک زن گرایش داشته باشد در واقع از این تعریف خارج شده است. همان‌گونه که در تعریف از یک مرد گرایش به یک زن قطعی فرض شده و چنانچه مردی به مرد دیگری گرایش داشته باشد باز هم مرزهای جنسیتی را بر هم ریخته است و برای حل این معضل است که در چنین مواردی عمل تغییر جنسیت پیشنهاد می‌شود تا ضمن حفظ این تعریف‌ها و مناسبات مانع از ترویج همجنسگرایی به عنوان یک روش زندگی شوند.”</div>
<div>او که سال‌ها است در زمینه مسائل مربوط به همجنسگرایان فعالیت می‌کند، می‌گوید: “در ایران به محض اینکه زنی بگوید من از یک زن خوشم می‌آید، باید با انجام عمل تغییر جنسیت مرد شود و یا اگر مرد است، زن شود. در واقع بدین ترتیب معضل همجنسگرایی را حل می‌کنند. آن‌ها به کسانی که رفتار جنسی‌ای به جز تعریف آنان دارند، ترانس سکسوئل می‌گویند و آن‌ها را با مشاوران و روانشناسانی که خود نیز کارگزاران همین سیستم هستند، به سوی عمل تغییر جنسیت روانه می‌کنند.”</div>
<div>شادی امین برگه گواهی اداره بهزیستی به همجنسگرایان را به به مثابه برگه‌ای برای “تضمین حق حیات” آن‌ها عنوان می‌کند و می‌گوید که در واقع جامعه “بیمار و هموفوبیک”، دو راه در مقابل افراد همجنسگرا می‌گذارد: “اول: تغییر جنسیت و قرار گرفتن در کلیشه‌های معمول مردانگی و زنانگی؛ و دوم پذیرش خطر طرد و تحقیر و مجازات از شلاق تا اعدام.” هرچند از دیدگاه وی “راه اول در بسیاری از موارد نوعی مثله کردن جنسی این انسان‌ها است”.</div>
<div><strong>تغییری اندک اما موثر در قانون</strong></div>
<div>
<div>راه دومی که پیش پای دگرباشان جنسی گذاشته می‌شود نیز فقط تحقیر ناشی از مجازات کیفری نیست. مهری جعفری، وکیل دادگستری با اشاره به تغییرات جدید در لایحه مجازات اسلامی، از مواد قانونی گفت که بر اساس آن‌ها در رابطه جنسی دو مرد با یکدیگر، فرد مفعول اعدام خواهد شد و فرد فاعل فقط به یک صد ضربه شلاق محکوم می‌شود و تنها پس از تکرار رابطه جنسی خود و محکومیت به آن برای بار چهارم، مشمول حکم اعدام خواهد شد. وی این تغییر اندک را مثبت و تاثیرگذار در زندگی همجنسگرایان توصیف کرد، اما در عین حال یادآور شد که قوانین ایران بین تجاوز و رابطه جنسی آزادانه بین دو همجنس فرق چندانی نگذاشته است و رابطه آزادانه همجنسگرایی نیز می‌تواند در نهایت بر پایه مفاد ماده ۱۳۵ قانون به اعدام متهم منتهی شود.</div>
<div>بر اساس تغییرات جدید در رژیم کیفری ایران (ماده ۲۳۳ قانون جدید) حکم اعدام برای فرد فاعلی که رابطه‌اش به “عنف” نبوده است، تا پیش از مرتبه چهارم صادر نمی‌شود و همین تغییر بسیار کوچک، نسبت به قانون پیشین که فاعل و مفعول هر دو در مرتبه نخست به اعدام محکوم می‌شدند گامی رو به جلو است.</div>
<div>با وجود همین گام‌های کوچک و قدم به قدم، اما شرایط همجنسگرایان در ایران همچنان دشوار و‌گاه غیر قابل تحمل است و آنقدراین افراد را به خاطر گرایش جنسی متفاوت‌شان تحت فشار قرار می‌دهند که یکی از مردان جوانی که به خاطر فرار از این وضعیت به ترکیه گریخته است، در فیلمی که در این مراسم پخش شد، می‌گوید: “سختی‌ای که اینجا می‌کشم راحت‌تر از زوری است که در ایران بالای سرم بود.”</div>
<div><strong>پانویس:</strong></div>
<div>۱- ماده ۲۳۳ قانون جدید مجازات اسلامی(۱۳۹۰) : “حد لواط برای فاعل، درصورت عنف، اکراه یا دارا بودن شرایط احصان، اعدام و در غیر این صورت صد ضربه شلاق است. حد لواط برای مفعول، در هر صورت اعدام است.”</div>
<div>۲- ماده ۱۳۵ قانون جدید مجازات اسلامی(۱۳۹۰) : “هرگاه کسی سه بار مرتکب یک نوع جرم موجب حد شود و هر بار حد آن جرم بر او جاری گردد، حد وی در مرتبه چهارم اعدام است.”</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2051/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حمله از درون به نظم برساخته/ به مناسبت مرگ آدرین ریچ/ مهشب تاجیک</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2036/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2036/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 22:12:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2036/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="rich" /></a>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود. امروزه جنبش...<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2037" title="rich" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود.</p>
<p>امروزه جنبش زنان در آغاز قرن بیستم، به جنبشی تمام و کمال سیاسی و فرهنگی برای احقاق حقوق زنان بدل گشته است. نخست زبان و نوشتار زنانه به‌عنوان گونه‏ای از زبان، توسط نویسندگان و شاعران این‏ جنبش حیات پیدا کرد و پس از مدتی، وجود چنین زبانی با منطق شکل‏گیری خود زبان ناسازگاری پیدا کرد چراکه درحال‌حاضر عنصر جنسیت نمی­تواند عامل موثری برای ایجاد زبانی‏ بیان‌گر و راه‌برنده باشد. بنابراین، زبان و نوشتار زنانه موجودیتی است که خود را نه به‌وسیله­ی نوشتاری که زنانه است و تنانگی دارد که به‌وسیله­ی زنانی که روزگاری این زن را روایت کرده­اند و عناصر و درون‌مایه­های زنانگی را در جامعه­ای که قوام و دوام مردسالارانه در آن رسوخ کرده است، باز می‌نمایاند.</p>
<p>تقریبن می‌توان گفت که تمام انسان­ها در سن و زمان خاص خود، توانایی‏ تعریف وجود خود از طریق زبان جنسیت را پیدا می‏کنند و تا حدود هفت‌سالگی توانایی درک و بیان این قاعده­ی رایج جنیستی را فرامی‌گیرند. قریب به هزاران سال است که به هر انسان در آغاز کار، جنسیت را در قالب دو هستی مجزای زن و مرد می‌شناسانند و تنها به این نوع تعریف بسنده می‌کنند چراکه این گونه از تعریف، قابلیت بازنمایی هویت از طریق ایجاد تفاوت و تمایز را دارد، ولی در این راستا وجه پرسنده­ی درون به پاسخی دست می­یابد که بیشتر او را به‌سمت نادانی هدایت می­کند. گاهی در این بازی­های جنسیتی با مسایلی حادتر رویارو می‌شویم؛ این سختی زمانی خود را نشان می‌دهد که زنان و مردانی که نوع زیست و جهان ذهنی و بیرونی آن‌ها یکسر متفاوت است و میل شناخت این جنسیت را بنا به تعاریف رایج ندارند در چرخه‌ی باطل جنسیت سنتی قرار می‌گیرند. آن‌ها از سکوی خودشان به زندگی پرتاب می‌شوند و سپس مسیری را پیش می­گیرند که آشکارسازنده­ی میل آن‌هاست. این گروه انسانی، از عشق­ورزی خود تا سرشارترین لحظات زیستشان به گفت­وگویی ناخودآگاهانه با خود روی می­آورند که در صورت عدم پاسخگویی با دریچه­ی نیستی و تباهی و سیاهی روبه­رو می­شوند.</p>
<p>هریک از ما به‌طور حسی متوجه تفاوت‌های زبان‏ بدن هستیم. زبان بدن پس از فراز و نشیب­هایش به زبانی ایستا تبدیل می­شود، درحالی­که ناخودآگاه ما هنوز به کشمکش با این زبان می­پردازد. با نگاهی به زندگی بسیاری از زنانی که فعالان جنبش زنان و جنبش حقوق همجنس­خواهان بوده­اند، مانند «آدرین ریچ» خواهیم دید که این­ها در ابتدا زنانی دگرجنس­خواه بوده­اند، ازدواج کرده‌اند و بچه­دار شده­اند و پس از طی کشاکش منطقی وجودی خودشان، شیوه­ی زیست خود را تغییر داده­اند، اما چرا؟</p>
<p>واقعیت این است که زندگی همیشه ثابت و تغییرناپذیر نیست، ولی چه می­شود که زنی مانند آدرین ریچ و بسیاری از زنان شناس و ناشناس دیگر چون او، در برش­های بعدی زندگی‌شان به همان شکلی که باید با خود ارتباط برقرار می­کنند و قابلیت تغییر و تصحیح ریست خود را پیدا می­کنند. آن‌ها با رویکردی چون کاشفان قاره‌ای جدید نسبت به گفتمان مسلط جامعه واکنش نشان دادند و از این رهگذر، به بازتعریف خود و ساختار موجود پرداختند. شاید در وهله­ی نخست دلیل عمده، این باشد که این زنان، زیست خود را می­­شناسند، آن را آزموده­اند و مادرانگی را هم تجربه کرده­اند، پس آن‌گاه دست از واکنش­های محافظه‌کارانه می­کشند و به زندگی سلام می­کنند.</p>
<p>اینک به همان نسبت که زندگی دگرجنس­خواهانه و همجنس­خواهانه­ی آن‌ها در نمودهای‏ زبانی­شان متفاوت جلوه می‌کند، از سویی دیگر، این تغییر زیست برای منتقدان دست‌آویزی فراهم می‌آورد و همچنین دریچه‏های‏ بیشتری را برای تاویل و تفسیر، بر روی ایشان و متن‌های نقادانه‌‌ی خشمگینانه‌شان می‌گشاید. از سوی دیگر زیست آن‌ها هم مانند اثر ادبی­شان به گونه‏ای برای پیوند با مخاطبان خویش در تلاش خودآگاه و ناخودآگاه است. هرچند که به‌لحاظ سیالیت خویش در دالان‏ها و معبرهای لغزنده از دسترس خواننده بگریزند، با این همه آن‌ها هم مانند اثر ادبی‌ای که به‌وجود می­آورند، خواه‌ناخواه به‌واسطه‌ی کیفیت زیستی خود، در شاه‏راه ارتباط­گیری با مخاطب راهنما خواهند بود. حال اگر اندکی از قاعده­های زیستی معمول چنین زنانی پای فراتر بگذاریم، اگر آن‌ها نتوانند اثر و گونه‌های متفاوت زیست خود را برای مخاطب شرح دهند، آن‌گاه است که با زبان­پریشی روایت خود برخورد خواهند کرد.</p>
<p>مساله­ای که آدرین ریچ با تمام ذکاوتش از آن جان سالم به در برد، فراروی از مرزهای محدود نقش‌پذیری و رهایی از حصار امکان‌های دست‌وپاگیر جنسیت بود. او با تیزهوشی توانست ساختارهای ازپیش‌تعیین‌شده­ را هم در زندگی زنانه/مادرانه­ی خود و هم در ساحت ادبی خویش بشکند. او زیست خود را به‌جای این‌که به اجزایی آشفته و پیچیده بدل کند، زندگی را با منطقی همگن به پیش می‌راند و این‌چنین است که در شعر و زیست خود لحظه­های اکنونی­اش را برای مخاطب تعریف می­کند و درست به همین سبب، شاید هنوز برای او از فعل‌هایی چون «هست» و «می­گوید» استفاده می­شود.</p>
<p>آدرین ریچ همان زیستی زنانه‌ای است که در ترکیب­بندی پیچیده­ای حضور خود را نمایان ساخته است و وجود برساخته‌ی او در قامت یک زن، مادر، سفیدپوست، زنی که زمانی دگرجنسگرا و زمانی هم همجنسگرا بوده است، موقعیتی را ایجاد کرده است که نمی­توان هیچ‌کدام از آن صورت‌های زیسته را بخشی از او تعریف کرد، گویی تمام این موقعیت‌های زیسته، مصالح او برای قوام موقعیتی هستند که در آن با یاری هم موجودیتی به نام آدرین ریچ را به‌وچود بیاورند. مساله­ی دیگر، قدرت قلمرو آدرین به‌عنوان زنی فعال است که به او شناخت می‌دهد و این زن در آن قلمرو به تولید می­پردازد. به‌وسیله‌ی شناخت قلمروی او، می­توان ایده­های او را بازشناخت. برای نمونه، قدرت آدرین زمانی نمد می‌یابد که او هنوز به‌عنوان زنی یهودی با یهودی­ستیزی مواجه بود، اما در آن حال، آثار او به آه و ناله­های متعصبانه تقلیل نیافتند و مناسبات خانوادگی و روابط اجتماعی تعریف‌شده در زمان او، او را تبدیل به یک مومیایی متحرک نکردند.</p>
<p>این مسایل همه در حالی قابل توجه و کنکاش هستند که آدرین ریچ از همان آغاز نه‌تنها نسبت به مبارزه، مبارزه­ی طبقاتی و حق زن‌بودگی بیگانه نگه داشته می‌شود، بلکه به زیستی پنهانی و به دور از هر تنش عادت داده می­شود و فراتر از آن، تلاش بی­وقفه­ای است که او به کار می‌گیرد تا دست­آوردهای خانوادگی خود را با هنجارهای روز مطابقت دهد. او با صفت‌های مختلف خود به‌مثابه عیبی­هایی برخورد می­کند که می‌بایست در پوشاندن آن‌ها کوشید. در همان حال، محدودیت­های آدرین به‌عنوان یک زن یهودی می­رود تا او را به یک موجود سازش­پذیر تیدیل کند، اما او مانند ققنوس از خاکستر خویش برمی­خیزد و زندگی خانوادگی را ترک می­کند تا به‌عنوان یک همجنس­خواه به زیست خود نه با الگوهای سازش­پذیر که با الگوهایی که برای خود بازتعریف می­کند ادامه دهد.</p>
<p>mahshab.tajik@gmail.com</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2036/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
