<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; مادران پارک لاله</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%84%d8%a7%d9%84%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>آقای روحانی، در این سی و چهار سال شما و همراهان تان هر چه توانستید بر سر ما آوردید(از نامه منصوره بهکیش به حسن روحانی)</title>
		<link>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2013 12:54:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2254/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/uncategorized/2254/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>آقای روحانی صدای ما را بشنوید! شما به عنوان رییس جمهور حکومت جمهوری اسلامی ایران معرفی شدید و در مراسم سوگند بیان کردید که &#8220;نماینده&#8221; تمامی مردم ایران هستید. به عنوان یک ایرانی لازم دیدم یادآوری کنم که شما نماینده امثال ما که رای نداده ایم نیستید. ما به دلیل غیر دموکراتیک بودن شیوه انتخاب...<a href="http://shabakeh.de/uncategorized/2254/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1>آقای روحانی صدای ما را بشنوید!</h1>
<div>
<div dir="rtl">
<div><a href="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" border="0" alt="" /></a></div>
<div>شما به عنوان رییس جمهور حکومت جمهوری اسلامی ایران معرفی شدید و در مراسم سوگند بیان کردید که &#8220;نماینده&#8221; تمامی مردم ایران هستید. به عنوان یک ایرانی لازم دیدم یادآوری کنم که شما نماینده امثال ما که رای نداده ایم نیستید. ما به دلیل غیر دموکراتیک بودن شیوه انتخاب شدن و انتخاب کردن و هم چنین نبود آزادی بیان و امکان ایجاد تشکل های مستقل و مردمی، انتخابات را در ایران آزادانه نمی دانیم ولی معتقدیم رییس جمهور یک کشور به عنوان مهم ترین مقام اجرایی آن موظف است که بدون تبعیض در جهت خواسته های همه مردم حرکت کند و پاسخ گوی همه آنهایی که رای داده و رای نداده اند، باشد.</div>
<div>شما در مقابل مردم سوگند یاد کردید و گفتید زمانی می توان قفل درب های بسته را باز کرد که همه چیز شفاف باشد. عالی است، شفاف بودن یکی از ارکان مدیریت سالم است و امیدوارم لااقل خودتان این شعار را عملی سازید. چیزی که ما در این سی و چهار سال ندیدیم و به آن نیاز داریم. ولی تنها شفاف بودن کافی نیست، مسوولیت پذیری و پاسخ گویی و هم چنین نبود تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی ارکان دیگر مدیریت سالم و انسانی است.</div>
<div>ما از همان ابتدای سال ۵۸ که مردم به جمهوری اسلامی رای آری دادند، با مشکلات بسیاری روبرو شدیم ولی همواره مسوولان حکومتی از مردم می خواستند که دندان روی جگر بگذارند و امید به آینده ای روشن داشته باشند تا آرامش و آسایش و آزادگی در کشور برقرار شود ولی تفاوت گفتار و کردار از زمین تا به آسمان بود. آقای خمینی در نوفل لوشاتو گفت همه، حتی کمونیست ها آزادند ولی در دهه شصت و به ویژه در تابستان شصت و هفت هزاران نفر از بهترین فرزندان ایران زمین به دستور شخص ایشان اعدام شدند.</div>
<div>به جای آینده روشنی که برای مردم ترسیم کرده بودید، بگیر و ببندها و شکنجه و اعتراف گیری و کشتار مخالفان و دگراندیشان شروع شد؛ سپس جنگ و پیامدهای خانمان برانداز آن؛ حجاب اجباری؛ بستن دانشگاه ها و اخراج دانشجویان؛ اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت در کمتر از یک ماه در حالی که بسیاری از آنان حکم زندان داشتند؛ دفن گروهی آنها با لباس در کانال هایی در خاوران بدون اطلاع و حضور خانواده های شان؛ قتل های زنجیره ای نویسندگان در سال ۷۷ بدون آن که  پرونده آن به سرانجامی برسد؛ حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ و کشته و زخمی و بازداشت شدن تعدادی از دانشجویان؛ بازداشت و کشتار مردم معترض در خیابان در سال ۸۸؛ شکنجه و قتل زندانیان در زندان کهریزک و قتل های خاموش در زندان ها که هنوز پاسخ روشنی بر چرایی و چگونگی هیچ یک از آن ها داده نشده است.</div>
<div>آقای روحانی، در این سی و چهار سال شما و همراهان تان هر چه توانستید بر سر ما آوردید و با کشیدن تیغ بر روی مخالفان و مردمی که شاه را برای به دست آوردن آزادی و آزادگی و داشتن زندگی بهتر و انسانی تر بیرون کرده بودند، حکومت کردید و هر کدام تقصیرها را گردن دیگری انداختید.</div>
<div>من و بسیاری از ما بهترین عزیزان مان را به خاطر نبود آزادی در جمهوری اسلامی از دست داده ایم و شاهد نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران بوده و هستیم. ولی امروز دیگر دهه شصت نیست که تنها با حذف بی صدای دگراندیشان بتوانید به زندگی خود ادامه دهید. این بار با مردمی روبرو هستید که نه تنها از فشار اجتماعی و سیاسی بلکه از فشار اقتصادی و بیکاری و گرانی سرسام آور به تنگ آمده اند و اغلب از روی ناچاری شما را انتخاب کرده اند زیرا نه شیفته جمهوری اسلامی اند و نه شیفته امثال شما، بلکه  خواهان یک زندگی شرافتمند و انسانی به دور از تبعیض و جنگ و خون ریزی هستند.</div>
<div>ما خانواده ها و بستگان مان نیز چیزی جز ساختن دنیایی انسانی نمی خواستیم ولی در طی این سال ها در بدترین شرایط زندگی کرده و سرکوب شده ایم. جمهوری اسلامی نه تنها حق زندگی را از عزیزان ما گرفت، بلکه مادران و پدران و همه ما را کشت و از داشتن یک زندگی انسانی محروم کرد. نه تنها ما، بلکه دختران و پسران ما را نیز درگیر این بیداد کرد و سایه تهدید و محروم شدن از زندگی فردی و اجتماعی همواره روی سر ما بوده است. من یک نمونه ام که برای کشف حقیقت و برقراری عدالت و پیگیری دادخواهی بارها بازداشت و ده ها بار به وزارت اطلاعات احضار و از کار بیکار شده ام. از اسفند ۸۸ پاسپورت ام در فرودگاه ضبط شده است و به چهار سال حبس، سه و سال و نیم تعلیقی و شش ماه تعزیری محکوم شده ام و هر لحظه در انتظار اجرای حکم زندان هستم و پس از آخرین احضار برای اجرای حکم و معرفی خودم به زندان اوین در پانزده بهمن ۹۱، به خانه باز پس فرستاده شدم تا روزی دیگر و هنوز چمدان ام در گوشه اتاق خاک می خورد و نمی دانم با بیان بخشی از حقیقت تلخی که بر ما رفته است چه سرانجامی در انتظارم خواهد بود.</div>
<div>عمق فاجعه اینجاست که تا به حال هیچ مقام مسوولی به ما خانواده ها و دادخواهان پاسخی نداده است که چه بر سر عزیزان ما در زندان ها آورده اند. از شما که به دنبال شفاف سازی هستید می خواهم این حداقل را برای ما روشن کنید:</div>
<div>۱-     اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت و به ویژه کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ چگونه انجام شده است؟</div>
<div>۲-     چرا زندانیانی که حکم زندان داشتند بی خبر از خانواده ها اعدام شدند؟</div>
<div>۳-     چرا محاکمه آنها توسط کمیسیون مرگ پشت درهای بسته انجام شده است؟</div>
<div>۴-     چرا هیچ مقام مسوولی پاسخی رسمی مبنی بر چگونگی و چرایی این کشتارها به ما نداده است؟</div>
<div>۵-     چرا محل دقیق دفن آنها را به ما نمی دهند؟</div>
<div>۶-     چرا وصیت نامه های آنها را به ما نمی دهند؟</div>
<div>۷-     چرا خانواده ها را از حضور در خاوران منع می کنند یا مورد پیگرد و آزار و اذیت قرار می دهند؟</div>
<div>۸-     چرا نمی گذارند آزادانه در منازل یا در خاوران و دیگر گورستان ها مراسم یادبود بگیریم؟</div>
<div>۹-     چرا خاوران را برای چندمین بار در سال ۸۷ زیر و رو کردند و پاسخ شکایت ما به بهشت زهرا را نداده اند؟</div>
<div>۱۰-   چرا پنج سال است درب اصلی خاوران را بسته اند و مادران و پدران پیر مجبورند مسافت زیادی را با پای پیاده تا رسیدن به محل نامعلوم دفن عزیزان شان طی کنند؟</div>
<div>۱۱-  چرا اجازه گذاشتن سنگ قبر و کاشتن گل و گیاه و آب یاری و نظافت به ما نمی دهند؟</div>
<div>۱۲-  چرا حق شکایت را از ما گرفته اند و ما را مورد پیگرد و اذیت و آزار قرار می دهند؟</div>
<div>آقای روحانی، آیا می دانید وزیر &#8220;داد&#8221;گستری که شما انتخاب کرده اید، در بیست و پنج سال پیش یکی از اعضای کمیسیون مرگ بوده و چندین هزار نفر از بهترین و صادق ترین انسان ها و از جمله دو برادر نازنین ام که حکم زندان داشتند را به دلیل دگراندیشی اعدام کردند!</div>
<div>و بسیاری از افرادی که به شما رای داده اند از همین خانواده ها هستند، کسانی که پدر یا مادرشان، همسرشان، خواهر یا برادرشان و پسر یا دخترشان در جمهوری اسلامی کشته شده اند. خانواده هایی که با تمام این فشارها باز هم دوام آوردند و این شرایط را تحمل می کنند. آنها از سر درد و ناچاری به این جا به جایی ها دل بسته اند ولی اگر این بار به نیازها و خواسته های آنها بی توجهی شود، قطعا راه دیگری را برای تحقق مطالبات شان پیدا خواهند کرد. شما اگر واقعا آگاه به زمان و موقعیت خود شده اید و این حقیقت تلخ را به همراه تمامی مسوولان پذیرفته اید که حداقل برای نجات خودتان باید کاری دیگر کنید، همین امروز انجام دهید، زیرا فردا دیر است.</div>
<div>آقای رییس جمهور، امسال بیست و پنج سال از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ می گذرد و ما هم چنان به دنبال کشف حقیقت و پاسخ گویی مسوولان جمهوری اسلامی هستیم و تا زمانی که حقیقت آنچه بر بستگان ما در زندان های جمهوری اسلامی گذشته است روشن نشود، این داغ برای ما هم چنان تازه است و پیگیری های ما ادامه خواهد داشت.</div>
<div>ما از شما می خواهیم که به اذیت و آزار مادران و دیگر بستگان اعدام شدگان و ناپدید شدگان قهری پایان دهید؛ درهای خاوران به روی ما گشوده شود و برای برگزاری مراسم سالگرد خانواده ها محدودیت و مزاحمت ایجاد نشود؛ ما می خواهیم محل دفن عزیزان گمشده مان را مشخص کنیم و آنجا را به سلیقه خودمان بیاراییم؛ این حداقل حق ما خانواده های آسیب دیده است و از شما می خواهیم که این حق را محترم بشمارید و به رسمیت بشناسید.<br />
<strong><strong>تلاش ما دادخواهان برای ساختن دنیایی بهتر و انسانی تر است تا جهان شاهد بروز و تکرار چنین جنایت هایی نباشد.</strong></strong></div>
<div><strong>منصوره بهکیش</strong></div>
<div><strong>۱۶ مرداد ۱۳۹۲</strong></div>
</div>
</div>
<div>منتشر شده توسط مادران پارک لاله ایران</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دادنامه سرگشاده پروانه میلانی به رییس جمهور</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2251/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2251/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2013 12:49:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2251/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2251/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://3.bp.blogspot.com/-4TDc8ND5KXw/UhGgwSKZu6I/AAAAAAAABWk/_JgIksfPeAk/s200/IMG_4340.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>سینه تنگ من و بار غم او هیهات مرد این بار گران نیست دل مسکین ام بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه مهر آیین ام آقای رئیس جمهور؛ من به شما رأی ندادم، اما از آنجایی که شما خود را رئیس جمهور همه ی مردم ایران نامیده اید، به خود...<a href="http://shabakeh.de/news/2251/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://3.bp.blogspot.com/-4TDc8ND5KXw/UhGgwSKZu6I/AAAAAAAABWk/_JgIksfPeAk/s1600/IMG_4340.jpg" target="_blank"><img src="http://3.bp.blogspot.com/-4TDc8ND5KXw/UhGgwSKZu6I/AAAAAAAABWk/_JgIksfPeAk/s200/IMG_4340.jpg" border="0" alt="" width="150" height="200" /></a><em>سینه تنگ من و بار غم او هیهات</em></div>
<div><em>مرد این بار گران نیست دل مسکین ام</em></div>
<div><em>بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند</em></div>
<div><em>که مکدر شود آیینه مهر آیین ام</em></div>
<div>آقای رئیس جمهور؛</div>
<div>من به شما رأی ندادم، اما از آنجایی که شما خود را رئیس جمهور همه ی مردم ایران نامیده اید، به خود این اجازه را می دهم که سخنی چند با جناب عالی داشته باشم. سال ها ست، سی و دو سال است که زخمی را که رژیم جمهوری اسلامی با کشتن تنها برادرم بر جان و دلم نهاده است در تنهایی خود می لیسم.</div>
<div>من این دادنامه را خطاب به جناب عالی می نویسم و می خواهم توجه شما را به مسئله ی بسیار مهمی که مربوط به یکی از اعضای کابینه ی سرکار است، جلب نمایم. همان گونه که پیش تر گفته آمد، تنها برادرم را در بی دادگاه های جمهوری اسلامی از دست دادم، و وقتی خبر کشته شدنش را به من دادند از هیچ گونه توهین و ناسزای بسیار رکیک به من و بدن پاره پاره ی برادر عزیزم دریغ نورزیدند، آری، از آن تاریخ دارم زخم هایم را می لیسم. در آن زمان به ما اجازه ی برگزاری هیچ گونه مراسمی را هم ندادند  .</div>
<div><a href="http://1.bp.blogspot.com/-pxLZLMRVxeo/UhGhPn6vA9I/AAAAAAAABWs/zSDfwpoJZtY/s1600/R.M-4.jpg" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-pxLZLMRVxeo/UhGhPn6vA9I/AAAAAAAABWs/zSDfwpoJZtY/s200/R.M-4.jpg" border="0" alt="" width="150" height="200" /></a>آقای رئیس جمهور؛</div>
<div>ما در خانواده ی کم درآمدی زندگی می کردیم. برادرم رحیم در رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه آریامهر (دانشگاه شریف) فارغ التحصیل شد. لازم به یاد آوری ست که وی در رژیم گذشته نیز از فعالان دانشجویی بوده است و در آن زمان سه سال را در زندان گذراند. شاه او را نکشت، اما در این رژیم مثلاً اسلامی ششم مهر ماه سال شصت، دستگیر و در هفتم آبان ماه همان سال به جوخه ی اعدام سپرده شد. چه سریع!!! حتا مهلت دفاع به او ندادند.</div>
<div>اکنون پرسش من از شما این است که چگونه توانستید آقای پورمحمدی را که عالم و آدم از جنایت های ایشان که بسیار هم سنگین است به وزارت دادگستری بگمارید. داد!!! دادگستری!!! یا بی داد گستری؟ من آدم ساده لوحی نیستم که فکر کنم شما از سوابق مشعشع ایشان در بسیاری از کشتارها چه در بندرعباس، چه در مشهد، و چه در زندان اوین و چه در زندان رجایی شهر بی خبر بوده باشید. به ویژه آنکه ایشان یکی از سه نفر مأموران هیئت مرگ بودند که در کلیه ی زندان های ایران در تابستان هزار و سیصد و شصت و هفت باقیمانده ی زندانیان را به جوخه ی اعدام سپردند یا حلق آویز کردند و در گورهای دسته جمعی، در گورستان خاوران به خاک سپردند.</div>
<div>وجدان انسان ها بزرگترین فضیلتی ست که خداوند در ما به ودیعه گذاشته است. آیا شما با این فضیلت آشنا هستید؟! آیا می دانید ایشان چه خیل عظیمی از خانواده ها را داغدار کرده اند، آن هم چه فرزندان نخبه و با تحصیلات عالی که یا در گورستان ها خفته اند یا فرار را بر قرار ترجیح داده و به خارج از کشور مهاجرت کرده اند.</div>
<div><a href="http://1.bp.blogspot.com/-nc61DLnuV-M/UhGhpC2hbzI/AAAAAAAABXE/FkC32e6FntQ/s1600/khavaran.5.jpg" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-nc61DLnuV-M/UhGhpC2hbzI/AAAAAAAABXE/FkC32e6FntQ/s200/khavaran.5.jpg" border="0" alt="" width="200" height="150" /></a></div>
<div>پرونده ی جنایات ایشان بسیار سیاه است. در خاتمه از شما می خواهم زحمت کشیده و سری به گورستان خاوران بزنید و خود همه چیز را به رأی العین ببینید و خود قضاوت کنید که چه ظلمی بر ما خانواده های داغدار رفته است. شاید بد نباشد که بدانید مادر من پس از کشته شدن تنها پسرش به دو بیماری صعب العلاج آرتریت روماتوئید و پارکینسون مبتلا شد. لطفاً وضعیت بیماری مادرم را به سیاهه ی جنایات ایشان بیفزایید.</div>
<div><a href="http://3.bp.blogspot.com/-ks3ogrQDx5M/UhGhfNclWtI/AAAAAAAABW8/CSG-4q3qKug/s1600/m.m-3.jpg" target="_blank"><img src="http://3.bp.blogspot.com/-ks3ogrQDx5M/UhGhfNclWtI/AAAAAAAABW8/CSG-4q3qKug/s200/m.m-3.jpg" border="0" alt="" width="200" height="150" /></a><a href="http://2.bp.blogspot.com/-H4uTgIq0sPs/UhGhU6lcyUI/AAAAAAAABW0/F0UAulEpDkU/s1600/p.m-2.jpg.jpg" target="_blank"><img src="http://2.bp.blogspot.com/-H4uTgIq0sPs/UhGhU6lcyUI/AAAAAAAABW0/F0UAulEpDkU/s200/p.m-2.jpg.jpg" border="0" alt="" width="200" height="150" /></a></div>
<div>نکته پایانی:</div>
<div>جریان رأی گیری برای وزرای انتخابی شما را از تلویزیون دنبال می کردم. آن سه وزیر شایسته ی شما از مجلس فرمایشی رأی نیاوردند. واقعاً جای تأسف دارد. گرچه شیرازه ی مملکت چنان از هم گسسته است که نه شما و نه هیچ وزیری را توان بازگرداندن مملکت به شرایط عادی نیست.</div>
<div>پروانه میلانی</div>
<div dir="rtl">۲۸ مرداد ۱۳۹۲</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2251/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاشت درخت آزادی در آخن</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2012/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2012/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 10:39:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>
		<category><![CDATA[منیره برادران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2012/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2012/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Untitled-5.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="Untitled-5.jpg" title="" /></a>درخت آزادی درخت نماد زندگی نماد زایش و رویش است . درخت آزادی نماد همه جانباختگانی است که در راه تامین آزادی ودموکراسی، در راه تامین عدالت اجتماعی در ایران جان شیفته شان را از دست دادند. ما بخشی از ایرانیان مقیم آخن که در کانون ره آورد گرد آمده ایم با کمک مقامات شهر...<a href="http://shabakeh.de/news/2012/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div dir="rtl">
<div dir="rtl">
<h3></h3>
<div>
<p><strong>درخت آزادی</strong></p>
<p><em><strong>درخت نماد زندگی نماد زایش و رویش است .</strong></em></p>
<p>درخت آزادی نماد همه جانباختگانی است که در راه تامین آزادی ودموکراسی، در راه تامین عدالت اجتماعی در ایران جان شیفته شان را از دست دادند.</p>
<p>ما بخشی از ایرانیان مقیم آخن که در کانون ره آورد گرد آمده ایم با کمک مقامات شهر آخن درختی به یاد همه آن عزیزان ، به یاد نداها وسهرابها در پارک هانگه وایرخواهیم کاشت تا یاد رهروان راه آزادی همیشه سبزبماند.</p>
<p>ماهمه ایرانیان مقیم آخن و سایر شهرهارا که به مبارزه در راه آزادی ارج میگذارند وامکان شرکت در این مراسم را دارند،به حضور در مراسم کاشت این نهال<br />
دعوت میکنیم.<br />
این مراسم در تاریخ ۳۰ مارس ساعت ۱۴در محل پارک نامبرده برگزار می گردد.کانون ره اورد آخن</p>
<p>آدرس محل کاشت درخت<br />
Hangeweiher, ‎Hermann-Löns-Allee 3, , 52074 Aachen</p>
<p><img src="http://www.rahaward.org/archives/images/Untitled-5.jpg" border="0" alt="Untitled-5.jpg" width="512" height="737" /></p>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2012/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همبستگی جهانی حامیان مادران پارک لاله:  هشتم مارس، روز جهانی زن را گرامی می داریم</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1991/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1991/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 18:55:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[8 مارس]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1991/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1991/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0003/img_19011.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>سیر کوتاهی در عصر مشروطیت، نشان از آگاهی بسیاری زنان ایرانی با مفاهیم آزادی، برابری و عدالت دارد. زنان آزادیخواه در این عصر و در دوره های بعد نیز با کوشش و تلاش چشمگیر موفق شدند تا برخلاف فرهنگ مسلط پدرسالار بر جامعه، به مدارج عالی تحصیلی و شغلی نائل آیند. اما این فعالیت ها...<a href="http://shabakeh.de/news/1991/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0003/img_19011.jpg" alt="" align="left" />سیر کوتاهی در عصر مشروطیت، نشان از آگاهی بسیاری زنان ایرانی با مفاهیم آزادی، برابری و عدالت دارد. زنان آزادیخواه در این عصر و در دوره های بعد نیز با کوشش و تلاش چشمگیر موفق شدند تا برخلاف فرهنگ مسلط پدرسالار بر جامعه، به مدارج عالی تحصیلی و شغلی نائل آیند. اما این فعالیت ها به تغییرات بنیادی منجر نشد و با رخداد انقلاب ۱۳۵۷، و وعده هایی که فریبی بیش نبود، زنان آماج نخستین حمله های فرهنگی، مذهبی و سیاسی رژیم ولائی ایران قرار گرفتند.</p>
<p>اما به شهادت تاریخ، در طول سی وسه سال گذشته و تلاش رژیم برای بیرون راندن زنان از عرصه اجتماع، زنانی که در داخل ایران ماندند، مانند بسیاری از زنان کشورهای خاورمیانه، برای حفظ حرمت و هویت خود به عنوان انسانِ برابر، میدان را خالی نکردند و و با پرداخت هزینه های سنگین مالی و جانی، در کنار مردان آزادیخواه، برگ زرینّی بر صفحات مبارزات مردم ایران افزودند. همچنین زنانی نیز که بعد از انقلاب، به اجبار یا خودخواسته، ترک وطن گفتند، اغلب، ضمن پذیرش مسئولیت سنگین زندگی خانوادگی، از فضای باز کشورهای میزبان، برای آموختن و رشد خود استفاده کردند، و با داشتن ارتباط دائم با زنان در داخل ایران و حمایت از مبارزات آنان، کوشیدند تا صدای در بند آنان را در جهان منعکس کنند.</p>
<p>هم اکنون تعدادی از زنان زندانی مدت هاست که از خانواده و بویژه فرزندان خردسال خود دور مانده اند. نام های شناخته شده زنان زندانی، تنها رقم کوچکی از خیل زنانی است که تنها بخاطر کسب حقوق اولیه و بشری خود تلاش کرده، به عنوان فعالیت علیه امنیت کشور در زندان های بی نام و نشان کشور بسر می برند.</p>
<p>آن چه تاریخ مبارزات زنان کشورمان را بیش از همیشه درخشان کرده است، حضور مادرانی است که در برابر دستگیری، شکنجه یا اعدام فرزندانشان، سکوت نکرده، زانوی غم در بغل نگرفته، بلکه آگاه و بی باک در راه دادخواهی خون عزیزانشان گام نهاده، و مسئولان دولتی و عمال حکومتی را به زانو درآورده اند. در این میان مادران پارک لاله که خود از آسیب دیدگان و قربانیان این حکومت هستند، در عین حال، برای انعکاس صدای دادخواهی تمام مادران ستم کشیده، از سی و سه سال پیش تاکنون نیز، به عنوان زنانی آزاده، خشونت پرهیز و مدافع صلح، گام های بلندی برداشته اند.</p>
<p>زنان و مادران ایران و حامیانشان در سراسر جهان، ضمن محکوم کردن نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم اسلامی ایران، بر خواسته های خود نیز همچنان استوار مانده اند:</p>
<p>۱ . لغو مجازات اعدام وکشتار انسانها به هر شکل<br />
۲ . آزادی فوری و بدون قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی<br />
۳ . محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل آن</p>
<p>ما ضمن ستایش از تلاش و فعالیت های زنان و مادران ایرانی برای آزادی زنان زندانی، و ضمن تأیید راه آنان در همبستگی با جنبش های حق طلبانه زنان و نقش آنان در تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی در جهان و به خصوص کشورهای خاورمیانه، فرا رسیدن هشتم مارچ، روزی که با نام زن، در میان روزهای تقویم می درخشد را به همه زنان و مادران و دختران ایران زمین تبریک گفته، همدلی و همراهی هرچه بیشتر زنان ایرانی در جهت آگاهی، مبارزه علیه تبعیضات جنسیتی و نیل به شأن و شکوه انسانی را خواهانیم</p>
<p>همبستگی جهانی حامیان مادران پارک لاله ایران، مارچ ۲۰۱۲</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1991/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاجعه دیگری در زندان قرچک ورامین در شرف وقوع است، تا دیر نشده آن را دریابید!</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1629/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1629/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 May 2011 21:27:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1629/</guid>
		<description><![CDATA[کهریزک را همه به خاطر داریم، زندانی در جنوب غربی تهران که پس از خیزش اعتراضی مردم ایران در سال ۸۸، به اردوگاه مرگ تبدیل شده‌بود. اردوگاهی که بهترین جوان‌های ما را در بدترین شرایط زیستی در آن جای‌دادند و زجرکش کردند. دستگاه قضایی و امنیتی کشور برای زهر چشم گرفتن از مردم، دستور داده‌بود...<a href="http://shabakeh.de/news/1629/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کهریزک را همه به خاطر داریم، زندانی در جنوب غربی تهران که پس از خیزش اعتراضی مردم ایران در سال ۸۸، به اردوگاه مرگ تبدیل شده‌بود. اردوگاهی که بهترین جوان‌های ما را در بدترین شرایط زیستی در آن جای‌دادند و زجرکش کردند.</p>
<p>دستگاه قضایی و امنیتی کشور برای زهر چشم گرفتن از مردم، دستور داده‌بود که این عزیزان را با طناب به یکدیگر و سر طناب را نیز به میله وسط سنگ آسیاب ببندند و آن‌ها را نیمه برهنه و با پشتی خمیده مانند اسب عصاری دور سنگ آسیاب بگردانند و با شلاق و کابل به سر و رویشان بزنند تا آدم شوند یا بتوانند از آنها اعتراف بگیرند و از این کارشان نیز جنون آمیز لذت می‌بردند.<br />
انسان هایی که نه آب داشتند و نه خوراک و جیره هر روزشان شکنجه جسمی و روحی بود که عاقبت منجر به کشته شدن حداقل سه تن از جوانان نازنین و مجروح و بیمار شدن بسیاری شد که هنوز هیچ خبر دقیقی از روند و چگونگی این جنایات وجود ندارد و عوامل اصلی آن نه تنها مجازات نشدند، بلکه یا پشت پرده ماندند یا برخی چهره های شناخته شده را به ناچار به مردم معرفی کردند و چند تن از مجریان دستورات را نیر برای آرام کردن مردم مجازات کردند و عوامل اصلی را برای روزی دیگر نگاه داشتند.<br />
امروز این فاجعه در زندان دیگری به نام قرچک ورامین در جنوب شرقی تهران یا شاید در زندان‌های شناخته و ناشناخته دیگری در کشورمان در شرف وقوع است.<br />
مساله انتقال زندانیان سیاسی و عادی زن به قرچک ورامین هنوز بر کسی روشن نیست، ولی آنچه مسلم است پیگیری و پایداری زنان برای رفع تبعیض و کسب حقوق انسانی و برابرشان، پایه های حکومت را به لرزه در آورده است. حکومت بدین وسیله می‌خواهد سدی در مقابل مبارزات زنان ایجاد کند و هم چنین از اتحاد زنان و مردان جلوگیری کند.<br />
شاید گمان می‌کند به این وسیله می‌تواند استواری زنان را خدشه‌دار کند. زنان در طی این سال‌ها نشان داده‌اند که هرچه فشار و تبعیض بیشتر شود، پیگیرانه تر به مبارزه خواهند پرداخت.</p>
<p>رژیم جمهوری اسلامی از یک طرف تصور می‌کند که با زور و ارعاب و محدودیت و محرومیت و دروغ‌پراکنی می‌تواند پایه‌های خود را استحکام بخشد ولی از طرفی شاهد است که حکومت‌های دیکتاتوری راهی جز تن‌دادن به خواست و اراده مردم ندارند.<br />
در این تناقض و دو دلی تمامی ساختار و هویت سازمان هایش به هم ریخته است. دانشگاه‌ها را پادگان کرده، پادگان‌ها را تجارت‌خانه کرده، بیمارستان‌ها را تیمارستان کرده، تیمارستان‌ها را زندان کرده و زندان‌ها را تبدیل به کشتارگاه کرده است.<br />
در کشوری که شیوه کنترل و برقراری امنیت‌اش، چیزی جز ایجاد رعب و وحشت و کشت و کشتار و شکنجه و تنبیه نیست، این اعمال به یک رویه تبدیل شده و مسلم است که این رویه در دیگر نقاط این کشور فلک‌زده نیز هر روز در جریان است و شاید یک اتفاق ساده باعث شود که مردم از پاره‌ای از آن جنایت با‌خبر شوند.<br />
<strong>این رویه چیزی نیست که مال امروز و دیروز و سال ۸۸ و ۷۸ و ۷۷ و ۶۷ یا آن حاکم و این حاکم باشد، این جنایات از ابتدای به قدرت رسیدن این حکومت و حکومت های دیکتاتوری ماقبل آن نیز در نقاط مختلف کشورمان در جریان بوده است.</strong></p>
<p>ما مادران پارک لاله، دخترانی هستیم که در سال ۵۷ همراه مادران‌مان به خیابان‌ها آمدیم و بر علیه دیکتاتوری شاه قیام کردیم. ما اجازه نخواهیم داد که کهریزک دیگری پا بگیرد.<br />
ما پیگیرانه بر خواسته‌های خود که آزادی تمامی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام و محاکمه علنی و عادلانه آمران و عاملان جنایات سی و دو سال گذشته است پای می‌فشاریم و اعتقاد عمیق داریم که زمان دیکتاتوری به پایان رسیده است و هیچ حکومتی نمی‌تواند برای مدتی طولانی به تبعیض و نابرابری و بی عدالتی ادامه دهد.<br />
مادران پارک لاله(عزادار)</p>
<p>بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰</p>
<p><a title="Send to Facebook" href="http://www.addthis.com/bookmark.php?v=250&amp;winname=addthis&amp;pub=ra-4dc1623715890fde&amp;source=tbx-250&amp;lng=de&amp;s=facebook&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.madaraneparklale.com%2F2011%2F05%2Fblog-post_11.html&amp;title=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9%20%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87%20(%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86)%3A%20%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%82%D8%B1%DA%86%DA%A9%20%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D8%B1%D8%A7%20%D8%AA%D8%A7%20%D8%AF%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF!&amp;ate=AT-ra-4dc1623715890fde/-/-/4dcafb54806ac1f8/1/4dc50bc6948da96e&amp;uid=4dc50bc6948da96e&amp;sms_ss=1&amp;at_xt=1&amp;rsi=4dc9d0a94751192a&amp;gen=1&amp;pre=http%3A%2F%2Fwww.madaraneparklale.com%2F%3Fsms_ss%3Demail%26at_xt%3D4dc7d02412d79a0b%252C0&amp;tt=0" target="_blank"></a><a title="Send to meinVZ" href="http://www.addthis.com/bookmark.php?v=250&amp;winname=addthis&amp;pub=ra-4dc1623715890fde&amp;source=tbx-250&amp;lng=de&amp;s=meinvz&amp;url=http%3A%2F%2Fwww.madaraneparklale.com%2F2011%2F05%2Fblog-post_11.html&amp;title=%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9%20%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87%20(%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86)%3A%20%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%82%D8%B1%DA%86%DA%A9%20%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D8%B1%D8%A7%20%D8%AA%D8%A7%20%D8%AF%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF!&amp;ate=AT-ra-4dc1623715890fde/-/-/4dcafb54806ac1f8/2/4dc50bc6948da96e&amp;uid=4dc50bc6948da96e&amp;sms_ss=1&amp;at_xt=1&amp;rsi=4dc9d0a94751192a&amp;gen=1&amp;pre=http%3A%2F%2Fwww.madaraneparklale.com%2F%3Fsms_ss%3Demail%26at_xt%3D4dc7d02412d79a0b%252C0&amp;tt=0" target="_blank"></a>۷</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1629/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادران پارک لاله:  حمله به مجاهدین در اردوگاه اشرف را محکوم می کنیم!</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1586/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1586/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Apr 2011 16:20:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1586/</guid>
		<description><![CDATA[حمله وحشیانه نیروهای نظامی نوری المالکی به اردوگاه اشرف را به شدت محکوم می کنیم! بامداد جمعه ۱۹ فرودین ۱٣۹۰، نیروهای ارتش عراق با استفاده از سلاح های گرم و شلیک مستقیم به ساکنین اردوگاه اشرف (اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق) یورش مسلحانه می برند. ساکنین بی دفاع و غیر مسلح، با دست...<a href="http://shabakeh.de/news/1586/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p lang="fa">حمله وحشیانه نیروهای نظامی نوری المالکی به اردوگاه اشرف را به شدت محکوم می کنیم!</p>
<p>بامداد جمعه ۱۹ فرودین ۱٣۹۰، نیروهای ارتش عراق با استفاده از سلاح های گرم و شلیک مستقیم به ساکنین اردوگاه اشرف (اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق) یورش مسلحانه می برند. ساکنین بی دفاع و غیر مسلح، با دست های خالی و با چوب و سنگ به این حمله معترض شده و این درگیری ها و یا عوامل پشت پرده باعث می شود که نیروهای عراقی حمله را شدت بخشیده و برخی را با نفربر و ماشین های نظامی زیر گرفته و بقیه را به گلوله ببندند.</p>
<p>در این حمله حداقل ٣۰ نفر از نیروهای مجاهدین کشته و ٣۰۰ نفر مجروح و به بیمارستان منتقل می شوند که با امکانات ضعیف اردوگاه هنوز هم مشخص نیست چند نفر از آنها جان سالم بدر برده اند. خبرهای جسته و گریخته حاکی از مرگ ۶ دختر جوان در بین جان باختگان است.</p>
<p>مجاهدین قبل از انقلاب ۵۷ در کنار دیگر نیروهای مبارز، بر علیه رژیم ستم شاهی مبارزه می کردند و در زمان انقلاب نیز در سرنگونی شاه همراه مردم بودند، ولی پس از مدت کوتاهی مغضوب واقع شدند و رژیم تعداد زیادی از آن ها را به زندان های طویل المدت محکوم و تعداد بسیاری را نیز اعدام کرد و بقیه به کشور عراق پناهنده شدند.</p>
<p>در اواخر جنگ ایران و عراق، مجاهدین در قالب عملیاتی به نام &#8220;فروغ جاویدان&#8221; به ایران حمله کردند و این حمله به شدت سرکوب شد. رژیم این حمله را بهانه ای برای کشتار دیگر مجاهدین در زندان قرارداد و طبق برنامه ای از قبل طراحی شده، دست به کشتار دسته جمعی وسیعی زد که نمونه ای از &#8220;جنایت علیه بشریت&#8221; است. این کشتار از مرداد ماه سال ۱٣۶۷ با اعدام مجاهدین آغاز و در شهریور همان سال با کشتن هزاران نفر از زندانیان سیاسی گروه های دیگر، بخصوص زندانیان با تفکر چپ به پایان رسید. گفتنی است که تعداد زیادی از جان باختگان حتی حکم زندان شان به پایان رسیده بود و تا به حال هیچ مسئولی پاسخ نداده است که کشتار زندانیانی که از قبل زندانی شده بودند و حکم زندان داشتند، چه ربطی به حمله مجاهدین به ایران داشت.</p>
<p>ما به نگاه و یا شیوه مبارزاتی و عملکرد خوب یا بد آن سازمان نمی پردازیم، چون موضوع صحبت ما نیست، ولی اعتقاد عمیق داریم که روابط غیردموکراتیک و رهبری هرمی و یک طرفه از بالا به پایین و همچنین نبود امکان نقد سازنده در آن سازمان، صدمات جبران ناپذیری به بدنه جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی ایران زده است و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. همان گونه که این روابط و شیوه نگاه به رهبری در دیگر سازمان ها و حکومت ها را قابل پذیرش نمی دانیم و معتقدیم قدم اول در فساد و تباهی هر سازمان و نهادی، نبود روابط دموکراتیک و افقی و نقادانه در شیوه رهبری و هدایت آن سازمان است.</p>
<p>اردوگاه اشرف مکانی در کشور عراق است که مجاهدین خلق سال هاست به آنجا پناه برده و برای خود زندگی تازه ای را شروع کرده اند. ما از کم و کیف زندگی آنها و علت و علل نوع زندگی شان در کشوری هم مرز ایران نیز اطلاعی نداریم، ولی معتقدیم هر ایرانی حق زندگی و انتخاب شیوه زندگی در کشور خودش یا کشوری دیگر را دارد. آنها به خاطر نبود امنیت جانی در کشورشان ایران، به کشور عراق پناه بردند و آن کشور موظف بوده است که از آنها محافظت کند، نه اینکه آنها را مورد حمله قرار دهد.</p>
<p>کشور عراق نیز زمانی این نیروها را پذیرفت که با جمهوری اسلامی در حال جنگ بود و پذیرش این نیروها را به نفع خود می دید، ولی پس از صلح با ایران، علاقه ای به حضور آنها نداشت. ساکنین این اردوگاه از سال ۱٣٨۲ که کشور عراق تحت کنترل آمریکا در آمده بود، توسط نیروهای امریکایی خلع سلاح شدند و از سال ۱٣٨٨ که آمریکا بخش اعظم نیروهای خود را از عراق بیرون کشید، این اردوگاه تحت کنترل نیروهای عراقی در آمد و از آن زمان، مدام شاهد درگیری های مختلف بوده است.</p>
<p>ما مادران پارک لاله (عزادار)، ضمن ابراز تأسف از کشته و زخمی شدن انسان های بی دفاع که مورد حمله نیروهای نظامی عراقی قرار گرفته اند و ضمن همدردی با خانواده های آنها، از سازمان ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری می خواهیم که این موضوع را به طور جدی پیگیری و مورد بررسی قرار دهند و از ادامه روند کشتار جلوگیری کنند.<br />
این حمله وحشیانه را به شدت محکوم می کنیم و خواهان رسیدگی به روند چگونگی این جنایات از طرف سازمان های مسئول بین المللی هستیم.</p>
<p>مادران پارک لاله(عزادار)<br />
۲۰ فروردین ۱٣۹۰</p>
<p lang="fa">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1586/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محکومیت دو تن از حامیان مادران عزادار به ۴ سال زندان</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1575/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1575/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Apr 2011 00:53:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1575/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1575/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://a1.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc6/207642_10150143804802047_141391997046_6984664_4097060_n.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>- &#8220;ژیلا کرم‌زاده مکوندی&#8221; و &#8220;لیلا سیف الهی&#8221;، دو تن از حامیان مادران عزادار (مادران پارک لاله) توسط شعبهٔ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۴ سال زندان محکوم شدند. روز شنبه ۲۰ فروردین ماه، ۲ تن از حامیان مادران پارک لاله به شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب احضار شده و حکم ۴ سال...<a href="http://shabakeh.de/news/1575/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://a1.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc6/207642_10150143804802047_141391997046_6984664_4097060_n.jpg" alt="" /></div>
<p>- &#8220;ژیلا کرم‌زاده مکوندی&#8221; و &#8220;لیلا سیف الهی&#8221;، دو تن از حامیان مادران عزادار (مادران پارک لاله) توسط شعبهٔ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۴ سال زندان محکوم شدند.</p>
<p>روز شنبه ۲۰ فروردین ماه، ۲ تن از حامیان مادران پارک لاله به شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب احضار شده و حکم ۴ سال زندان توسط محمد مقیسه‌ای به ایشان ابلاغ شد.</p>
<p>بنا بر گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، از سویی دیگر قاضی مقیسه به علت عدم مراجعهٔ الهام احسنی، یکی دیگر از حامیان مادران عزادار، پروندهٔ وی را مفتوح نگه داشته و خواهر خانم احسنی را که کفالت او را به عهده گرفته بود احضار و به او اعلام می دارد که مبلغ کفالت را از حقوق وی کم خواهند کرد.</p>
<p>خانم‌ها لیلا سیف الهی، ژیلا کرم‌زاده مکوندی، الهام احسنی و فاطمه رستگاری نسب از حامیان مادران عزادار (مادران پارک لاله) که در ۱۹ بهمن ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شدند، ۴۰ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شکنجه‌های جسمی و روحی فراوان به سر بردند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1575/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شرکت حامیان مادران پارک لاله درکارزار افشای نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1485/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1485/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 12:28:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1485/</guid>
		<description><![CDATA[. در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ژنو ۱۷-۹ مارچ برای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار شده ۳۲ سال گذشته در طی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی  و در جهت افشاگری  موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد...<a href="http://shabakeh.de/news/1485/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p><span style="font-size: medium;"> .</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong><br />
</strong></span></p>
<p><strong><span style="font-size: medium;"> در روند شانزدهمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-size: medium;">ژنو</span></strong></p>
<p><span style="font-size: medium;"><strong>۱۷-۹ مارچ</strong><strong> </strong></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">برای داد خواهی مادران پارک لاله ، مادران داغدار شده ۳۲ سال گذشته در طی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی  و در جهت افشاگری  موارد بی شمار نقض حقوق بشر در ایران، کشتار های خیابانی و دستگیری های غیر قانونی ، تعداد بی شمار اعدام ها، قصاص، سنگسار و شکنجه و تجاوز در زندانها و برای محاکمه علنی آمران و عاملان جنایات فجیع  ۳۲ سال گذشته ،  نمایندگانی  از حامیان مادران پارک لاله از ۹ تا ۱۷ ماه مارچ ۲۰۱۱ در این کارزار شرکت کرده و روز چهارشنبه ۱۶ مارچ در جلسه نقض حقوق زنان ایران، گزارشات کتبی و مستدل آماده شده خود را ، بعد از گزارشات شفاهی به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ، تحویل خواهند داد</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> نیز در جهت افشاگری جنایات رژیم جمهوری اسلامی ، گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله از شهر های اسلو ، فرانکفورت ، وین و دورتموند، روز شنبه ۱۲ مارچ ساعت۱۶-۱۴ در جلوی مقر سازمان ملل انجام  خواهد شد تا از همه آزادیخواهان جهان تقاضای حمایت و همبستگی نمایند </span></p>
</div>
<div><span style="font-size: medium;"></p>
<h2>گردهمایی حامیان مادران پارک لاله سه شنبه ۱۵ مارس مقابل مقرسازمان ملل متحد در ژنو به مناسبت چهار شنبه سوری</h2>
<p></span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1485/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعلام تجمع ۱۷ اسفند در تهران، حامیان مادران پارک لاله &#8211; ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1473/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1473/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Mar 2011 22:36:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1473/</guid>
		<description><![CDATA[صد سال قبل همراه با اعتراض های زنان و نام گرفتن ۸ مارس در تاریخ به نام روز زن، هر ساله این مراسم در دنیا برگزار میشود ولی در ایران همواره تحت تدابیر امنیتی و با بگیر و ببند زنان و حامیان همراه بوده است. تنها در چند سال اول انقلاب زنان آزادنه و بدون...<a href="http://shabakeh.de/news/1473/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p>صد سال قبل همراه با اعتراض های زنان و نام گرفتن ۸ مارس در تاریخ به نام روز زن، هر ساله این مراسم در دنیا برگزار میشود ولی در ایران همواره تحت تدابیر امنیتی و با بگیر و ببند زنان و حامیان همراه بوده است. تنها در چند سال اول انقلاب زنان آزادنه و بدون خشونت های دولتی در ایران توانستند این روز را گرامی بدارند و خواست هایشان را اعلام کنند که هرگز هم به خواستهای آنان نه در مورد مسائل سیاسی کشور نه در مورد حقوق اجتماعیشان توجه نشد.</p>
<p>تاریخ گواه است که زنان در همه دنیا حداقل گردانندگان جامعه کوچکی به نام خانواده بوده اند و توانسته اند از این جامعه کوچک انسانهای بزرگی را تربیت کنند که دنیا را بسازند و دنیا را به شکل متمدن امروزی به نسل های بعدی واگذارند.</p>
<p>زنان که منبع و سرچشمه مهر و عطوفت و لطافت و شادی و سرزندگی در جوامع هستند و معروف به موجوداتی که نه ماه باری را با صبر و حوصله با خود حمل می کنند و بعد از آن از شیره جان خود برای حفظ بار نه ماه خویش دریغ نمی کنند. همه توان و هستی خود را به پای نهال در بطن خود می ریزند و با همه مهر و عطوفتی که دارند وقتی به حقوق شان و جامعه انسانی که در آن زندگی می کنند تجاوز می شود همه آن مهر تبدیل به خشم می شود .</p>
<p>در طول تاریخ ایران نیز زنان بسیاری داشته ایم که با چنگ و دندان و با قلم و هنر خود همیشه حق ستان خود و دیگر زنان جامعه بوده اند.</p>
<p>در طول ۸۰سال گذشته با همه بی حرمتی و ستمی که بر زنان ایران رفته ولی آنها هرگز از پای ننشستند و در میادین علم و هنر و ورزش و سیاست و مبارزه همیشه در صف اول ایستاده اند و تا پیروزی و رسیدن به حقوق اولیه خود و جامعه انسانی خود همچنان تحت هر شرایطی به مبارزه ادامه داده اند. در سالهای انقلاب زنان در همه عرصه ها دوش به دوش مردان دیده شده اند.زنان مبارزی که برای دزدیده شدن انقلاب دوش به دوش مردان در میدان مبارزه و زندان و چوبه های دار یک لحظه آرمانهای انسانی خود را فراموش نکرده اند و همچنان مقاوم برای رسیدن خواستهای خود ایستاده اند. در این میان باید از زنانی نام برد که در بدترین شرایطی سیاسی کشور و در خفقان آشکار حکومتی بصورت هماهنگ مادران خاوران، کمپین یک ملیون امضاء و جامعه فمنیستی زنان و مادران صلح رابه وجود آورده اند. بعد از انتخابات و با کشتارهای وسیع خیابانی و دستگیرهای مفرط و اعترافهای رسانه ای دروغین، مادرانی در پارک لاله بصورت خودجوش با داشتن یک هدف مشخص در کنار هم جمع شده و خواسته هایشان را به آرامی و با در دست داشتن عکس عزیزانشان و با روشن کردن شمع و بازگو کردن شعارهای مسالمت آمیز و خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی بار دیگربه گوش جهانیان رساندند. در پاسخ این فریاد عدالتخواهی ، جز توهین، دستگیری، زندان، بی حرمتی، کشتار در خیابان هیچ کرامتی از سوی مسئولان کشور که بطور مداوم از حرمت و شان و مقام زن می گوید ندیدند.</p>
<p>در طول یکسال و نیم اخیر با کشته شدن نداها، ترانه، و اعدام زهرا بهرامی جواب عدالتخواهی و آزادیخواهی و احقاق حقوق داده شد.</p>
<p>در همین زمان با دستگیری بیش از هزاران تن از زنان کشور، زیر بازجویی های سخت و طاقت فرسا و توهین آمیز در روزهای بزرگداشت زنان از آنها قدردانی شد.در این راستا زنانی که بعنوان مادران داغدار ۳۲سال اخیر در پارک لاله بصورت خودجوش گردهم می آمدند تا مرهمی بر دل سوخته مادران، همسران، دختران، خواهران عزیز از دست رفته باشند بارها مورد حمله و توهین و ضرب و شتم دولتی قرار گرفتند. دوبار دستگیری گسترده داشتند. در تاریخ های ۱۴آذر ۸۸ و ۱۷ دی ۸۸ که با فرستادن زنان فهیم تهرانی به کمیته وزرا و گرفتن تعهد و وثیقه آزاد شدند.</p>
<p>از تاریخ ۱۸بهمن ۸۸ دستگیری حامیان مادران پارک لاله بصورت شبانه و یورش به منازل برای ایجاد ترس و ارعاب شروع شد. حامیان خانم ها ام البنین ابراهیمی و ژیلا مکوندی، لیلا سیف الهی، الهام احسنی در اولین بازداشت گروهی دستگیر و به بند ۲۰۹ اوین فرستاده شده و به مدت ۳۵تا ۴۰ روز در بازداشت بودند و تحت بازجویی شدید و شکنجه های روحی و روانی.</p>
<p>در تاریخ ۱۷مهر ۸۹ خانم ها اکرم نقابی مادر سعید زینالی که از سال ۷۸ مفقود گشته و ژیلا طرمسی مادر حسام طرمسی که بعد از انتخابات دستگیر و به مدت ۹ ماه در زندان بوده دستگیر و به مدت ۷۵روز در زندان و تحت آزار و اذیت و شکنجه های روحی و سلول انفرادی بوده اند و با سپردن وثیقه های سنگین آزاد شدند.در تاریخ ۱۴آذر خانم حکیمه شکری که برای تولد امیر ارشد تاجمیرزاده به بهشت زهرا رفته بود همراه با خانم ندا مستقیمی و پدر جان باخته رمضانی و به همراه تعداد زیادی از مادران که مادر سهراب اعرابی هم در میان بازداشتی ها بوده بازداشت و خانم ندا مستقیمی بعد از یک ماه و خانم حکیمه شکری بعد از ۴ماه که دو ماه آن را در انفرادی بسر برده با سپردن سنگین ترین وثیقه و طولانی ترین بازداشت، قهرمان حامیان مادران لاله شناخته شده که دیگر حامیان برای رفتن به بهشت زهرا هم باید محاکمه شوند.</p>
<p>این مختصری از شرح حال مادرانی ست که بصورت خودجوش برای کم کردن درد و آلام مادران داغدیده همت گماشته اند و حاکمیت بدین صورت از آنها تقدیر و قدرانی کرده و آن ها را مجاهد، سلطنت طلب، کمونیست، زنان خیابانی، فاحشه های سیاسی و القاب دیگری که بیشتر به شان و منزلت خودشان میاید نه زن آزادیخواه ایران خطاب کرده است.از همین روی باز زنان و مادران و حامیانشان از حرکتهای اعتراضی خود دست نکشیده و خواستار آزادی کلیه زندانیها و موکدا زنان آزادیخواه و همه زنانی هستند که در زندانها بسر می برند چرا که حاکمیت غلط و نادرست باعث ایجاد زندان می شود و در این راستا زنانی که بدهی مالی سنگین دارند نیز کم نیستند. زنانی که مجبور به گرداندن چرخ زندگی سخت خود بوده اند و تحت فشار مالی پایشان به زندان باز شده است.چرا که جرم ساز و مجازات کننده یکی هستند.</p>
<p>از همین روی ما مادران داغدار و حامیان آنها در روز ۸مارس برابر با ۱۷اسفند همراه و همدوش با همه زنان جامعه خود اعتراضات آرام و مدنی خود را برگزار خواهیم کرد و این روز را همراه با دیگر زنان جهان گرامی خواهیم داشت.</p>
<p>در انتها ما حامیان مادران پارک لاله در داخل کشور باز هم می گوییم : نه حزبیم، نه دسته ایم، نه گروهیم، نه تشکیلات بلکه ما مادران و زنان خودجوشی هستیم که بعد از وقایع انتخابات در کنار دیگران خانواده های داغدارمرهمی بر دل داغدارشان می باشیم.باشد که راهمان پر رهرو باد</p>
<p>لحظه دیدارمان در ۱۷اسفندساعت ۴ بعد از ظهر خیابان فاطمی، چهارراه امیرآباد این مکان نزدیک به پارک لاله است که مادران در سال ۸۸ حدود ۷ماه برای رسیدن به خواسته هایشان دور هم جمع می شدند</p>
<p><strong>حامیان مادران پارک لاله &#8211; ایران</strong></p>
</div>
<div>
<p>تاریخ گواه است که زنان در همه دنیا حداقل گردانندگان جامعه کوچکی به نام خانواده بوده اند و توانسته اند از این جامعه کوچک انسانهای بزرگی را تربیت کنند که دنیا را بسازند و دنیا را به شکل متمدن امروزی به نسل های بعدی واگذارند.</p>
<p>زنان که منبع و سرچشمه مهر و عطوفت و لطافت و شادی و سرزندگی در جوامع هستند و معروف به موجوداتی که نه ماه باری را با صبر و حوصله با خود حمل می کنند و بعد از آن از شیره جان خود برای حفظ بار نه ماه خویش دریغ نمی کنند. همه توان و هستی خود را به پای نهال در بطن خود می ریزند و با همه مهر و عطوفتی که دارند وقتی به حقوق شان و جامعه انسانی که در آن زندگی می کنند تجاوز می شود همه آن مهر تبدیل به خشم می شود .</p>
<p>در طول تاریخ ایران نیز زنان بسیاری داشته ایم که با چنگ و دندان و با قلم و هنر خود همیشه حق ستان خود و دیگر زنان جامعه بوده اند.</p>
<p>در طول ۸۰سال گذشته با همه بی حرمتی و ستمی که بر زنان ایران رفته ولی آنها هرگز از پای ننشستند و در میادین علم و هنر و ورزش و سیاست و مبارزه همیشه در صف اول ایستاده اند و تا پیروزی و رسیدن به حقوق اولیه خود و جامعه انسانی خود همچنان تحت هر شرایطی به مبارزه ادامه داده اند. در سالهای انقلاب زنان در همه عرصه ها دوش به دوش مردان دیده شده اند.زنان مبارزی که برای دزدیده شدن انقلاب دوش به دوش مردان در میدان مبارزه و زندان و چوبه های دار یک لحظه آرمانهای انسانی خود را فراموش نکرده اند و همچنان مقاوم برای رسیدن خواستهای خود ایستاده اند. در این میان باید از زنانی نام برد که در بدترین شرایطی سیاسی کشور و در خفقان آشکار حکومتی بصورت هماهنگ مادران خاوران، کمپین یک ملیون امضاء و جامعه فمنیستی زنان و مادران صلح رابه وجود آورده اند. بعد از انتخابات و با کشتارهای وسیع خیابانی و دستگیرهای مفرط و اعترافهای رسانه ای دروغین، مادرانی در پارک لاله بصورت خودجوش با داشتن یک هدف مشخص در کنار هم جمع شده و خواسته هایشان را به آرامی و با در دست داشتن عکس عزیزانشان و با روشن کردن شمع و بازگو کردن شعارهای مسالمت آمیز و خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی بار دیگربه گوش جهانیان رساندند. در پاسخ این فریاد عدالتخواهی ، جز توهین، دستگیری، زندان، بی حرمتی، کشتار در خیابان هیچ کرامتی از سوی مسئولان کشور که بطور مداوم از حرمت و شان و مقام زن می گوید ندیدند.</p>
<p>در طول یکسال و نیم اخیر با کشته شدن نداها، ترانه، و اعدام زهرا بهرامی جواب عدالتخواهی و آزادیخواهی و احقاق حقوق داده شد.</p>
<p>در همین زمان با دستگیری بیش از هزاران تن از زنان کشور، زیر بازجویی های سخت و طاقت فرسا و توهین آمیز در روزهای بزرگداشت زنان از آنها قدردانی شد.در این راستا زنانی که بعنوان مادران داغدار ۳۲سال اخیر در پارک لاله بصورت خودجوش گردهم می آمدند تا مرهمی بر دل سوخته مادران، همسران، دختران، خواهران عزیز از دست رفته باشند بارها مورد حمله و توهین و ضرب و شتم دولتی قرار گرفتند. دوبار دستگیری گسترده داشتند. در تاریخ های ۱۴آذر ۸۸ و ۱۷ دی ۸۸ که با فرستادن زنان فهیم تهرانی به کمیته وزرا و گرفتن تعهد و وثیقه آزاد شدند.</p>
<p>از تاریخ ۱۸بهمن ۸۸ دستگیری حامیان مادران پارک لاله بصورت شبانه و یورش به منازل برای ایجاد ترس و ارعاب شروع شد. حامیان خانم ها ام البنین ابراهیمی و ژیلا مکوندی، لیلا سیف الهی، الهام احسنی در اولین بازداشت گروهی دستگیر و به بند ۲۰۹ اوین فرستاده شده و به مدت ۳۵تا ۴۰ روز در بازداشت بودند و تحت بازجویی شدید و شکنجه های روحی و روانی.</p>
<p>در تاریخ ۱۷مهر ۸۹ خانم ها اکرم نقابی مادر سعید زینالی که از سال ۷۸ مفقود گشته و ژیلا طرمسی مادر حسام طرمسی که بعد از انتخابات دستگیر و به مدت ۹ ماه در زندان بوده دستگیر و به مدت ۷۵روز در زندان و تحت آزار و اذیت و شکنجه های روحی و سلول انفرادی بوده اند و با سپردن وثیقه های سنگین آزاد شدند.در تاریخ ۱۴آذر خانم حکیمه شکری که برای تولد امیر ارشد تاجمیرزاده به بهشت زهرا رفته بود همراه با خانم ندا مستقیمی و پدر جان باخته رمضانی و به همراه تعداد زیادی از مادران که مادر سهراب اعرابی هم در میان بازداشتی ها بوده بازداشت و خانم ندا مستقیمی بعد از یک ماه و خانم حکیمه شکری بعد از ۴ماه که دو ماه آن را در انفرادی بسر برده با سپردن سنگین ترین وثیقه و طولانی ترین بازداشت، قهرمان حامیان مادران لاله شناخته شده که دیگر حامیان برای رفتن به بهشت زهرا هم باید محاکمه شوند.</p>
<p>این مختصری از شرح حال مادرانی ست که بصورت خودجوش برای کم کردن درد و آلام مادران داغدیده همت گماشته اند و حاکمیت بدین صورت از آنها تقدیر و قدرانی کرده و آن ها را مجاهد، سلطنت طلب، کمونیست، زنان خیابانی، فاحشه های سیاسی و القاب دیگری که بیشتر به شان و منزلت خودشان میاید نه زن آزادیخواه ایران خطاب کرده است.از همین روی باز زنان و مادران و حامیانشان از حرکتهای اعتراضی خود دست نکشیده و خواستار آزادی کلیه زندانیها و موکدا زنان آزادیخواه و همه زنانی هستند که در زندانها بسر می برند چرا که حاکمیت غلط و نادرست باعث ایجاد زندان می شود و در این راستا زنانی که بدهی مالی سنگین دارند نیز کم نیستند. زنانی که مجبور به گرداندن چرخ زندگی سخت خود بوده اند و تحت فشار مالی پایشان به زندان باز شده است.چرا که جرم ساز و مجازات کننده یکی هستند.</p>
<p>از همین روی ما مادران داغدار و حامیان آنها در روز ۸مارس برابر با ۱۷اسفند همراه و همدوش با همه زنان جامعه خود اعتراضات آرام و مدنی خود را برگزار خواهیم کرد و این روز را همراه با دیگر زنان جهان گرامی خواهیم داشت.</p>
<p>در انتها ما حامیان مادران پارک لاله در داخل کشور باز هم می گوییم : نه حزبیم، نه دسته ایم، نه گروهیم، نه تشکیلات بلکه ما مادران و زنان خودجوشی هستیم که بعد از وقایع انتخابات در کنار دیگران خانواده های داغدارمرهمی بر دل داغدارشان می باشیم.باشد که راهمان پر رهرو باد</p>
<p>لحظه دیدارمان در ۱۷اسفندساعت ۴ بعد از ظهر خیابان فاطمی، چهارراه امیرآباد این مکان نزدیک به پارک لاله است که مادران در سال ۸۸ حدود ۷ماه برای رسیدن به خواسته هایشان دور هم جمع می شدند</p>
<p><strong>حامیان مادران پارک لاله &#8211; ایران</strong></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1473/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادر بهکیش تولدت مبارک!  / مادران پارک لاله</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/1452/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/1452/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Mar 2011 22:34:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1452/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/1452/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_15499.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>به صبورترین مادر میهن: اشک های چروکیده مادر می چکد بر زخم های سرزمین ام طاقت جوانه می زند روز ۶ اسفند برایم یک روز بیاد ماندنی بود. شاید از آن روزهای که در طول عمر هر کسی خیلی پیش نیاید. روزی که احساس می کنی در حال رشد و بزرگ شدن هستی. او را...<a href="http://shabakeh.de/activities/1452/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_15499.jpg" alt="" /><br />
به صبورترین مادر میهن:<br />
اشک های چروکیده مادر<br />
می چکد<br />
بر زخم های سرزمین ام<br />
طاقت<br />
جوانه می زند</p>
<p>روز ۶ اسفند برایم یک روز بیاد ماندنی بود. شاید از آن روزهای که در طول عمر هر کسی خیلی پیش نیاید. روزی که احساس می کنی در حال رشد و بزرگ شدن هستی. او را اولین بار ۶ سال قبل در یک مهمانی مادران صلح در باشگاهی دیدم و دوستی گفته بود ایشان خانم بهکیش هستند که چهار برادر و یک خواهر و شوهرخواهرشان را از سالهای ۶۰ تا ۶۷ اعدام کرده اند. ناخودآگاه او برایم قابل احترام تر حتی از خودم شد.<br />
او دو هفته قبل به ما گفته بود تولد مادر است و من هم گفته بودیم میایم ولی یادم رفته بود. زندگی سخت و پر مشغله فراموشی می آورد. وقتی سری به ایمیلهایم زدم دیدم دوستی نوشته بود: در نظر داریم برای تولد مادر کادویی که ارزش معنوی آن هزاران بار بیشتر از ارزش مادیش است تهیه کنیم. نظر شما چیست؟ فکر بسیار عالی بود.<br />
مادری چنین مقاوم ارزشش با مادیات سنجیده نمی شود. شاید باید مشورت می کردم ولی بدون شور تصمیم گرفته و جواب مثبت دادم.</p>
<p>ساعت ۵٫۳۰ دقیقه از خانه بیرون رفتم. خیابان خلوت بود و از هیاهوی روز قبل و آن همه ماموری که وزیر کشور گفته بود برای محافظت مردم برای خرید عید در خیابانها حضور دارند، خبری نبود. راه بلد بودم. یکبار به آنجا رفته و مادر را در حالی که چشمش را عمل کرده بود و کمی ضعف داشت و خوابیده بر تخت دیده بودم اما!<br />
زنگ را فشردم و او در باز کرد؟ رسیدم طبقه دوم و منصوره به استقبالم آمد. مادر پر صلابت روبروی در ورودی نشسته بود تا هراسی به دل کسی نریزد. او مقاوم چون کوه بر صندلی نشسته بود و با لبخندی پر معنا از مهمانانی که بعضا نمی شناخت به گرمی استقبال می کرد. مادر می دانست مهمانان برای چه به منزلش آمده اند.<br />
او تمیز و شسته و رفته و به گفته دوستی: مادر انگاری نوزادی است که تازه به دنیا آمده و چه شفاف است. البته او می دانست که تولدش ۷ اسفند است و دخترانش زودتر از موعد به استقبال زاد روزش رفته اند.<br />
در این روزها و سالها کمتر کسی با این سن بالا در ایران چنین استوار و محکم با دیدن داغ فرزندان برومندش می تواند ایستادگی کند و به قول گلسرخی ایستاده بماند.<br />
هر چند که ما ایرانیان ۳۲ سال است که ایستاده و در حال نفس کشیدن مرده ایم و هر روز برای زنده ماندن با دیکتاتوری زمانه دست و پنجه نرم می کنیم.<br />
مادر با روی خوش مرا پذیرفت. دختر دیگرش هم بود. او را برای اولین بار می دیدم. چقدر این خانواده با این همه داغ صبور و خندان هستند. آنها بهتر از هر کسی می دانند که هیچ تیری بر قلب دشمن زبون، بالاتر از لبخند و جشن و شادی نیست. برای کسانی که فقط برای مردم سیاهی و نکبت و غم می خواهند و آنها چه خوب می دانند که چطور باید خصم را به چالش بکشانند و با او مبارزه کنند تا از پا درآید.<br />
دست مادر را در دست گرفته و رویش را بوسیدم. احساس بزرگ شدن را در خود حس کردم. آیا من هم می توانم این چنین مادری باشم برای فرزندان وطنم؟<br />
مادران بسیاری که هم سن و سال مادر بودند بر روی مبلهای قرمز رنگ خانه مادر نشسته بودند. مادر عاشق رنگ سرخ است و این مبل ها را که خاطره فرزندانش و بخصوص زهرا را برایش زنده می کند، خیلی دوست دارد. فرزندان اش این رنگ را برای زنده نگاه داشتن لاله ها و شقایق ها انتخاب کرده بودند.</p>
<p>مادر گاهی لبخند می زد و گاهی قیافه اش بهم می ریخت و آن لحظات زمانی بود که می توانستی حدس بزنی بیاد بچه های از دست رفته اش افتاده و غمگین می شد و گویا با خود می اندیشید غمگینی در جمهوری اسلامی گناه است و دوباره سر را به آرامی بالا می گرفت و لبخندی کمرنگ بر لبانش می نشست. مادران دیگر اما چشمهای اشک بار داشتند. شاید لبهایشان می خندید ولی چشمهایشان<br />
می گریست و دلهایشان نیز!</p>
<p>غم تنهایی و از دست دادن گلهای ناشکفته کمر مادران را خم کرده بود. مادرانی که هر کدام فرزند و یا فرزندانی را در طول این ۵۰ سال سیاه از دست داده بودند. همسران و خواهران و برادرانی که یار غارشان را از دست داده بودند. چه مادران و زنان و خواهران و دخترکانی که در سکوت و خاموشی بی پدر شدند و بلعکس همین طور چه مردانی که بی همسر و خواهر و مادر و دختر شدند. چرا که حکومت سیاهی، همدردی با خانواده های داغدار را جرم و گناهی نابخشودنی می دانست و مردم هم اسیر خرافات شده و اعدام را مختصخانواده های کافر می دانستند. با غمی آشکار و نهان و به دور از دیگران در تنهایی و در غربت غم خوردند و آه کشیدند و برای عزیزانشان سوگواری کردند و به دیدار عزیزان شان به گورهای بی نام و نشان رفتند ولی هم را یافتند و با هم بودن را تجربه کردند.<br />
<img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_15500.jpg" alt="" /></p>
<p>باید تیز چون خبرنگار و عکاسی منتظر شکار لحظه ها می شدم و از آن لحظات زیبای حس با هم بودن عکس و مطلب تهیه می کردم ولی آیا این عزیزان جایی هم برای شکار شدن داشتند که آن لحظه از آن من شود؟</p>
<p>به آرامی با دیگر مادران سلام و احوال پرسی کرده و بر روی صندلی روبروی مادر نشستم. دیدن حالات صورتش در جشن نود سالگی اش به دور از دلبندانش یا در غربت اند یا زیر خاک خفته برایم تداعی نوشتاری را داشت که اینک می خوانید.</p>
<p>صدای زنگ بلند شد و زنی سالمند و کوتاه قامت و پر انرژی در میان چارچوبدر پیدا شد. او را صدا می کردند مادر لطفی. اوه چه با نشاط بود این زن ترتیزک. تو گویی این زن خوشبخت ترین انسان روی زمین است و هرگز معنای غم را نچشیده. ولی وقتی به صورتش دقت می کردی، همان غمی را می دیدی که در چهره مادر بود و دیگر مادران و یاران مادر.<br />
چقدر زیاد در آن روز چهره های مقاوم و استوار می دیدی. استواری و مقاومت چهره ها با هم تفاوت داشت چرا که ظرفیت انسانها متفاوت است ولی عجیب که همه شبیه هم بودند. یک حس مشترک همه آنها را به هم پیوند داده بود و عجیب اینکه حس انتقام نبود شاید حس زندگی بخشیدن به کسانی بود که معنای زیبای زندگی را درک نکرده بودند. همان معنایی که آرش می خواند: زندگی زیباست، زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست.<br />
مادر لطفی با ورودش شوری دیگر به مجلس داد و چنان هیاهویی بوجود آورد که همه شروع به خواندن و رقصیدن کردند. مادر می نگریست و مانده بود بخندد و یا با یاد عزیزانش خلوت کند. تصمیمش را گرفت امشب شب او بود و مهمانانش. برای خلوت کردن با فرزندانش هنوز خیلی وقت داشت آنقدر وقت داشت که تا به آرزویش نرسد رخت سفر نبندد. به عزیزانش قول داده بود که با خبر خوش به دیدارشان برود و همه می دانیم که خبر خوش مادر چیست؟</p>
<p>آهنگی محلی خوانده می شد و رعنا و پشت بندش آهنگی از سیمابینا و تولد مبارک. یکی روی میز ضرب گرفته بود و آن دیگری می خواند و یکی می رقصید و مجلس گرم شد. مادر خوشحال بود چون دو فرزند دخترش کنارش بودند. هنوز دو دختر و دو پسر برایش مانده بود . او یاد گرفته بود که با اینها هم می تواند خوشحال باشد و مادر بقدری برای فرزندان عزیز بود که با گرفتن جشن ۹۰ سالگی دو روز پشت سرهم دوست داشتند شادیش را بیشتر کنند، هر چند که لحظات شاد در زندگیش اندک بود.<br />
مادر لطفی چنان سخنوری می کرد و همه را به وجد می آورد که به نظر من کار یک مجری حرفه ای را انجام می داد. او هر دوری که می زد مادر را در آغوش می گرفت و می بوسید و به دیگران یادآور می شد که مادر بهکیش آستانه تحمل دردش چقدر بالاست و چه مقاوم توانسته سر پا بایستد. مادر گاهی چند کلامی صحبت می کرد و باز در سکوت خود لبخند کمرنگی بر لب می نشاند. سرود یار دبستانی خوانده شد و صد البته یادمان رفته بود که مراسم را با سرود ای ایران شروع کنیم. شور مستی تولد مادر عشق وطن را برای لحظاتی از ما دور کرد. عشق مادر و عشق مام وطن هر دو یکسان است. ایکاش شعری، سرودی در وصف مادر با خود همرا داشتم و برای هر دو مادر مام میهن و مادر بهکیش می خواندم.</p>
<p>منصوره فیلم مستند کوتاهی از زندگی مادر ساخته بود و بعد از اینکه همه مهمانان رسیدند، فیلم را برای پخش آماده کرد. فیلم از زمان دختری مادر همراه با عکس و خاطراتی بود که به سختی بیاد می آورد. صدای مادر بر روی فیلم بود. او از دورا ن مدرسه و زمان خواستگاری و ازدواجش گفت و از زایمانهایش اما حرفی به میان نیاورد. شاید همان شرم زنانه قدیمی هنوز همراهش بود که نباید از حاملگی و درد زایمان پیش غریبه ها حرف زند. وقتی به قسمت دستگیری بچه ها رسید اشک از چشم همه روان بود. همه در سکوت هق هق می زدند. هر چند که منصوره عمدا این بخش را خیلی کم رنگ آورده بود که روز تولد مادر را زیاد با درد همراه نکند ولی بایستی تولد او تفاوت می داشت و مادر چه صبورانه تعریف می کرد وهر بار فقط یک &#8220;خاک بر سر&#8221; به کسانی می<br />
<img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_15501.jpg" alt="" /><br />
گفت که فرزندان جوانش را جلوی چشمانشان دستگیر کرده و وقتی از پاسداران سوال کرده بود که بچه هایم کی بر می گردند؟ پاسدار گفته بود: هرگز و منتظر نباشید. و مادر اینجا با یادآوری این جمله یک &#8220;خاک بر سر&#8221; نثار آن پاسدار لعنتی کرده بود. وقتی از شوهرش می گفت که چطور دچار توهم شده بود، سخت ترین قسمت داستان زندگی واقعی انسانی بود که حتی در جنگ ایران و عراق هم هیچ مادری مثل او فرزند از دست نداده بود. ۵ فرزند و یک داماد.<br />
فرق مادر با مادرانی که در جبهه جنگ فرزندشان را از دست داده بودند: برای فرزندان آنان هم که مثل فرزندان مادربی گناه بودند و برای امیال یک عده مفتخور پول پرست جانشان را در راه وطن از دست می دادند این بود که با مادران آنها همه همدردی می کردند و گورهای زیبایی برایشان می ساختند ولی برای این جوانان برومند و نخبه و پاک نه مزاری بود و نه نشانی. همه را با هم در گودالی می ریختند و آسفالت می کردند و اسم مکان را هم گذاشته بودند لعنت آباد که امروز به خاوران می شناسیم و برخی را نیز در گورهای گمنام در بهشت زهرا و یا شهرستان ها بدون حضور خانواده دفن کرده بودند.</p>
<p>مادر بهکیش چون هزاران مادر عزیز از دست داده و در زیر کدام خاک خوابیده، سالها در تنهایی و با همسر خود غم از دست دادن فرزندان را تحمل کرد. اما سخت ترین و دردناکترین لحظات زندگیش شاید زمانی بود که شوهرش دچار توهم شده بود و هر لحظه بیم آن داشت که می خواهند اعدامش کنند. او می گفت: به شوهرم می گفتم مرد تو که کاری نکردی برای چه باید تو را اعدام کنند؟ و<br />
شوهرش می گفت: مگر بچه های من چه کرده بودند که سرشان بالای دار رفت؟ مگر جز دلسوزی و آه کشیدن برای مردمی که نان شب نداشتند، خطای دیگری کرده بودند که با گلوله تنشان را سوراخ کردند.</p>
<p>مادر تعریف می کرد: آقای بهکیش شب و روز دور خانه می چرخید و می گفت: مگر بچه هایم چه گناهی کرده بودند؟ مگر جز غم نان مردم دردمند خطای دیگری داشتند؟ همانطور که آنها را کشته اند مرا هم یک روز از این تیر برق آویزان می کنند و آخرش هم با این توهم از دینا رفت. اشک چنان از چشمهایم سرازیر بود که دیگر طاقت شنیدن حرفهای مادر را نداشتم و او اما بی آنکه حتی بغض کند برایمان تعریف می کرد و حتی یکبار هم آنهایی را که فرزندانشان را کشته بودند نفرین نکرد. او با محبت و عشق از نوه ها و عروسهایش می گفت. او عشق را در صفحات قلب فرزندان و نوه هایش نشانده بود تا کینه ورزی نکند. او معتقد است که کشتار آدمی باید یک روز تمام شود و همه با هم در صلح و مهربانی و آرامش زندگی کنند.</p>
<p>شام صرف شد. بعد از شام کیک آورده شد و مادر به تنهایی ۹۰ شمع را به کوری چشم دشمنان فوت کرد و نشان داد که می خواهد تا نابودی دیکتاتوری با دیگر یاران و فرزندانش زنده باشد و همراهی کند. مراسم تولد در میان اشک و لبخند و بوسه و عشق به آرامی به پایان رسید. مادر لطفی همه را به سکوت دعوت کرد و این چنین گفت: دو هفته قبل وقتی منصوره گفت می خواهد برای<br />
مادر تولد بگیرد همه تصمیم گرفتیم که پرتره ای از مادر به نشان پایداری و مقاومت بسازیم. ولی به دلیل ذیق وقت بر آن شدیم که تابلویی با ایده نقاش برایش تهیه کنیم. نقاش وقتی غم و درد مادر بهکیش را شنید نیز از مشکلات خودش گفت و اینکه پدر و مادرش را از دست داده و دلش می خواهد زنی به عنوان مادر او را در آغوش گیرد تا او حس مادرانه را بعد از سالها پیدا کند. مادر لطفی می گفت: چنان آغوشم را به رویش گشودم و بوسیدمش که یاد پسر خودم افتادم.</p>
<p>بعد از این تعریفها مادر لطفی قاب عکس بزرگی را از روی میز برداشت و پرده سفید دور آن را باز کرد و پرتره بهکیش بزرگ و مقاوم نقاشی شده بر بوم با لباسی قرمز و شش گل رز قرمز به نشانه شش عزیز از دست رفته اش نمایان شد. همه محو زیبایی نقاشی شده بودیم. بقدری نقاشی گویای درد و غم مادر بود که همه را شگفت زده کرده بود. صورت مادر با چهره واقعی اش مو نمی زد و لبخند همراه با دردش کاملا نمایان بود و همچنین گل های گلبرگ ریخته اش را که محکم به قلب فشرده بود و نور امیدی که از پشت سرش هویدا بود، همه را به وجد می آورد. دوربین ها بود که پشت هم عکس و فیلم می گرفت تا این لحظات را ثبت کند. چه زیبا کشیده بود نقاش دردمند عصر ما که غمی چون مادر بهکیش و مادر لطفی و همه مادران و پدران عزیز از دست داده در دل دارند.<br />
<img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_15502.jpg" alt="" /><br />
چه دردی است برای برادر و خواهر و همسر و فرزند که وصله تنش را از او جدا کنند و فقط به صرف اندیشیدن به دار بیاویزند. آیا اینها سلاح اندیشه شان مخربتر از سلاح شیمیایی است که تولید کنندگان سلاح شیمیایی آزادنه در جهان می گردند و صاحبان اندیشه یا زیر خاک خفته اند یا در سلولهای سرد و نمورند و یا آواره در غربت؟</p>
<p>مادرلطفی ۶گل سرخ رز برای مادر خریده بود که در کنار نقاشی مادر گذاشت و مادران خاوران و دیگر مادران جان باختگان با هدیه بسیار ارزنده شان در کنار او عکسی به یادگار انداختند. چه صحنه های زیبایی بود. چقدر قاصرم از نوشتن و توضیح دادن آن لحظات زیبا. چه گرانبها مادرانی دارد این خاک. چه نخبه های را در دل خود داری ای خاک زر خیز که برایت می خوانیم ای خاکت سر چشمه هنر!!!<br />
قاب دیگری باز شد اشعاری به خط خوش بر روی آن نوشته شده بود این اثر کاری بود از مادران پارک لاله. خانه مادر پر از گل و هدیه بود. همه مادران و همسران و خواهرانی بودند که روزگاری دخترکانی شاد و بی غم بودند که جز غم دوری از عروسک و اسباب بازیهایشان غم را نمی شناختند.</p>
<p>صدای خداحافظی و بدرود از همه بلند شد. ساعت از نیمه شب گذشته بود و همه برای رفتن عجله داشتند. اینجا ایران است و اگر کسی بعد از ساعت ۱۱ شب بخواهد به خانه اش برگردد باید سوال و جواب پس دهد. اینجا حکومت نظامی معنا ندارد اما سر چهارراه ها و خیابانهایش پر از مامور مسلح است. حیف بود بعد از این شب زیبا و معنوی بخواهی سین جین شوی. همه براه افتادیم و منصوره ماند و خواهرش و مادر و دو نفر دیگر از دوستان برای کمک و سر و سامان دادن به خانه.<br />
دست همگی شان درد نکند، خیلی زحمت کشیده بودند. مخصوصا منصوره و خواهرش که بار تدارک مهمانی و پذیرایی بر دوش آنها بود و بار بزرگ تهیه فیلم از زندگی و جوانی و دربدری مادر و فرزندانش که بر عهده منصوره کوه پر صلابت دماوند بود.<br />
مادر عزیز به امید اینکه ۱۰۰سالگیت را جشن بگیریم و به آرزویی که تو و صدها هزار مادر ایرانی در دل دارید، برسید.<br />
مادر بهکیش آرزو می کنم کاش دختر و پسرانت در کنارت بودند، هر چند که آن موقع دیگر ما نبودیم. تو با چه عشقی منصوره و فاطمه رو می بوسیدی. مادر! نمی خواهم نفرین کنم چون آن بسیجی و لباس شخصی و پاسدار هم حتما مادری دارد که منتظر اوست .مادر بهکیش عزیز به امید روزی که هیچ مادری برای اندیشیدن و آگاه کردن مردم به حقوق اولیه شان نگران فرزندش نباشد. اول باری که دیدمت خوابیده بودی و نمی توانستم حدس بزنم که تا چه اندازه مقاومی. تو را برای همه مقاومتت می ستایم.<br />
مادر اینک پاسی از نیمه شب گذشته و من دارم برایت می نویسم و می دانم که می دانی سالیان زیادی است که در این ملک مادری آسوده نخوابیده اما تو آسوده خاطر باش که دخترکانت بیداران روزگارانند.</p>
<p>به امید پیروزی ایران<br />
جاودان باد نام و یاد تمامی جان باختگان راه آزادی</p>
<p>امشب در سر شوری دارم<br />
امشب در دل نوری دارم<br />
باز امشب در اوج آسمانم<br />
رازی باشد با ستارگانم<br />
امشب یکسر شوق و شورم<br />
از این عالم گویی دورم<br />
از شادی پر گیرم که رسم به فلک<br />
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک<br />
در آسمانها غوغا فکنم<br />
سبو بریزم ساغر شکنم<br />
با ماه و پروین سخنی گویم<br />
وز روی مه خود اثری جویم<br />
جان یابم زین شبها<br />
ماه و زهره را به طرب آرم<br />
وز خود بی خبرم ز شعف دارم<br />
نغمه ای بر لب ها<br />
امشب یکسر شوق و شورم<br />
از این عالم گویی دورم<br />
سبو بریزم ساغر شکنم</p>
<p>منبع: سایت مادران پارک لاله (مادران عزادار)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/1452/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
