<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; جنبش زنان</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>اگر زن نبودم، مرد هم نبودم/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2383/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2383/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2015 18:34:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2383/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2383/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://ichef-1.bbci.co.uk/news/ws/624/amz/worldservice/live/assets/images/2015/11/21/151121094652_100women_640x360__nocredit.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان خواهد داشت با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی کوتاه با این عنوان برای‌مان بنویسند: اگر زن نبودم؛ یادداشتی درباره خودشان و اینکه با توجه به جایگاه اجتماعی که اکنون دارند که شاید به دلیل زن بودن...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2383/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em>بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان خواهد داشت با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی کوتاه با این عنوان برای‌مان بنویسند: اگر زن نبودم؛ یادداشتی درباره خودشان و اینکه با توجه به جایگاه اجتماعی که اکنون دارند که شاید به دلیل زن بودن برای رسیدن به هدفشان دشواری‌های فراوانی را پشت سرگذاشته که احتمالا همکاران مردشان کاملا از این مشکلات به دور بودند، اگر زن نبودند در چه موقعیتی قرار داشتند.</em></p>
<p>شادی امین، فعال حقوق همجنسگرایان از روزی می‌گوید که دوآلیسم زنانه مردانه در جهان وجود نداشته باشد.</p>
<p>_________________________________________________________</p>
<p><img src="http://ichef-1.bbci.co.uk/news/ws/624/amz/worldservice/live/assets/images/2015/11/21/151121094652_100women_640x360__nocredit.jpg" alt="" width="640" height="360" />Image copyright</p>
<p>از من خواستید به عنوان یک &#8220;زن&#8221; موفق مطلبی برای ویژه امسالتان بنویسم. نمی‌دانم معیار شما برای &#8220;زن&#8221; بودن و یا &#8220;موفق&#8221; بودن چیست که مرا انتخاب کرده اید، با اینجال به درخواست شما پاسخ مثبت می‌دهم.</p>
<p>در جهانی که در مقابل موفقیت زنان صدها مانع و سنگ اجتماعی وجود دارد، نظم ناعادلانه ای تمام زندگی ما را فراگرفته است، نمی دانم معیار موفقیت چیست؟ من اما به سهم خودم توانسته ام با برخی از این موانع مقابله کنم و بر جهان پیرامونم تاثیرگزار باشم. این به این معنی نیست که شکست را تجربه نکرده و یا نمی کنم. به هیچ وجه. بارها و بارها از بی عدالتی و نابرابری ها رنجیده ام و در مقابل نیروی سازمان یافته و فزاینده شان شکست خورده ام، اما ایستاده ام و این ایستادگی برای من ارزشی است فرای زنانگی یا مردانگی.</p>
<p>من به تجربه زندگی‌ام آنقدرها هم &#8220;زن&#8221; نیستم. لااقل زنی که همیشه و در همه جا می بینید نیستم. کمی یا بیشتر جور دیگری هستم. آنطور که دلم می خواهد باشم، هستم. اگر زن نبودم، با خصوصیاتی که از خودم می شناسم، قطعا مرد هم نبودم، لااقل مرد معمول هم نبودم. آری، من اگر زن نبودم، همین بودم که هستم. انسانی فرای مرزهای تعیین شده جنسی و جنسیتی که خود تعیین می کند چه بپوشد، عاشق چه کسی بشود و چگونه سخن بگوید، موهایش چه شکلی باشد و یا چگونه راه برود، چه بازی‌هایی را دوست بدارد و یا چه شغلی داشته باشد.</p>
<p><em><strong>___________________________________</strong></em></p>
<p><em><strong>من اگر&#8221;زن&#8221; نبودم، همین بودم که هستم. خوب یا بد، اما می‌دانم اگر زن نبودم و یک &#8220;مرد معمولی&#8221; بودم، در این جهان &#8220;موفق&#8221; تر بودم. نه برای اینکه قدرتمند تر و تواناتر می شدم، ابدا، بل به این علت که جهان در مجموع و نه همیشه با مردانگی و مرد بودن مهربان تر است.</strong></em></p>
<p><em><strong>_____________________________________</strong></em></p>
<p>من اگر&#8221;زن&#8221; نبودم، همین بودم که هستم. خوب یا بد، اما می‌دانم اگر زن نبودم و یک &#8220;مرد معمولی&#8221; بودم، در این جهان &#8220;موفق&#8221; تر بودم. نه برای اینکه قدرتمند تر و تواناتر می شدم، ابدا، بل به این علت که جهان در مجموع و نه همیشه با مردانگی و مرد بودن مهربان تر است.</p>
<p>با همه اینها اما من با تمام علائم اولیه و ثانویه جنسی زنانه بدنیا آمدم پس من یک زن هستم. اما چه خوب است که می شود زنی بود که زن نیست و در عین حال نه مرد بود و نه آرزومند آن. کاش این جهان دو قطبی در این روزهای گرماگرم مبارزه با خشونت علیه زنان به چالش کشیده شود. کاش این دوآلیسم جنسی، زمانی در نظر ما و در زندگی ما غیر ضرور آید.</p>
<p>قدم‌های اولیه شکستن این نگاه مبتنی بر دوگانه جنسی زن و مرد در جامعه ایرانی برداشته شده. هر کدام قدم کوچک دیگری برداریم. بچه‌هایمان را با آبی و صورتی قاب نکنیم. آنها نیازمند و آرزومند رنگ‌های بیشتری هستند. من اگر زن نبودم، باز شادی امین بودم.</p>
<p>منبع:</p>
<p>http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151121_l44_100w_amin_ifiwere</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2383/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمایش فیلم مستند تجاوزهای قبل از اعدام در جشنواره هرات</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/2365/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/2365/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 00:53:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2365/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="harat2" title="" /></a>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد. فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره...<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" alt="harat2" width="500" height="331" /></a></p>
<p>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87.pdf" target="_blank">دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات</a> نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد.</p>
<p>فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام را که در دهه ۶۰ شمسی و در برخی از زندان‌های ایران علیه زندانیان سیاسی زن اعمال شده، مستند کرده است. این مستند بر اساس شهادت نزدیک به ۱۰۰ تن از قربانیان و شاهدان شکنجه جنسی ساخته شده است.</p>
<blockquote><p><strong>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</strong></p></blockquote>
<p>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” مرداد ماه سال جاری  نیز<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">برنده لوح افتخار</a> دومین جشنواره آنلاین فیلم “صداهای امروز زنان” با عنوان “تجارت زنان: صداهای متحد علیه خشونت” شد.</p>
<p>شادی امین، از مدیران عدالت برای ایران است و ساخت فیلم‎های مستند “کنفرانس پکن و زنان تبعیدی”، “زنان و هنر زندگی”، “مرغان مینا سکوت نمی‌کنند”، “اپوزیسیون تبعیدی و کنفرانس برلین” و “شب‌های بی‌نهایت زنان زندانی” را در کارنامه خود دارد.</p>
<div id="attachment_10109"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg" alt="harat5" width="500" height="375" /></a><strong>دومین جشنواره فیلم زنان هرات با شرکت بیش از ۶۰ فیلم که از میان ۵۰۰ فیلم ارسالی انتخاب شده بودند٬ در قلعه تاریخی ارگ هرات برگزار شد</strong></p>
</div>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات ۱۷ -۱۹ آبان ۱۳۹۳ (۸-۱۰ نوامبر ۲۰۱۴) با شرکت ۱۸ فیلم از افغانستان و ۲۶ فیلم بین‌المللی در بخش مسابقه و ۱۸ فیلم داخلی و بین‌المللی در بخش خارج از مسابقه برگزار شد.این ۶۱ فیلم که به موضوعات مرتبط با زنان پرداخته‌اند از میان بیش از ۵۰۰ فیلم رسیده به جشنواره انتخاب شده‌اند و ۱۹ فیلم از کارگردانان ایرانی نیز در این جشنواره به نمایش آمدند و مرجان ریاحی، مستندساز ایرانی نیز یکی از داوران این جشنواره بود.</p>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات از سوی خانه فیلم رویا و بنیاد آرمان شهر برگزار شده است.  ۴۰ سازمان‌ غیردولتی و حقوق بشری دیگر از جمله  فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر از این جشنواره حمایت و پشتیبانی کرده بودند.</p>
<p>برگزارکنندگان این جشنواره هدف ازآن را ” برجسته ساختن نقش زنان به عنوان کنش‌گرانی که می‌توانند هم‌دوش و هم‌شانه مردان در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عمل کنند”، اعلام کرده‌اند.</p>
<p>نمایش فیلم “لحظه های آخر” در انتقال تجربه زنان ایرانی از انقلاب اسلامی برای زنان افغانستان بسیار با اهمیت است.نمایش این فیلم در منطقه‌ای که جمهوری اسلامی سال‌هاست با صرف هزینه و نیروی بسیار سلطه سیاسی و ایدئولوژیک خود را به آن تحمیل کند، بی‌شک برای ما اقدام موفقیت‌آمیزی است. خبرهای رسیده حاکی از این است که کنسولگری جمهوری اسلامی به نمایش این فیلم اعتراض و عده‌ای از برگزارکنندگان جشنواره را مورد تهدید قرار داده است. تا کنون هیچ‌یک از برگزارکنندگان حاضر به موضع گیری رسمی در این مورد نشده اند.</p>
<p>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</p>
<div id="attachment_10108"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg" alt="harat4" width="500" height="590" /></a><strong>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد</strong></p>
</div>
<p><strong>در همین رابطه:</strong><br />
<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">“لحظه‌های آخر”برنده لوح افتخار جشنواره فیلم “صداهای امروز زنان” شد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/2365/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیش از ۳۰ هزار دختربچه زیر ۱۵ سال  در ۹ ماه اول ۱۳۹۲ به ازدواج داده شده‌اند</title>
		<link>http://shabakeh.de/violence/2362/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/violence/2362/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 00:49:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[عليه خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[قوانين]]></category>
		<category><![CDATA[آزار جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2362/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/violence/2362/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-16-10.11.55.png" class="alignright wp-post-image tfe" alt="آمار ازدواج  دختربچه‌ها طی سال‌های 1385-1392 در ایران بر حسب درصد" title="" /></a>عدالت برای ایران: روز ۱۲ تیر ماه ناوی پیلای، کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در رابطه با اعدام راضیه ابراهیمی که در پی ازدواج اجباری در سن ۱۴ سالگی، مرتکب قتل شوهرش شده، ابراز نگرانی کرد در حالی  که بیش از یک سوم  نوعروسان ایرانی طی سال‌های  ۱۳۸۵-۱۳۹۲کمتر از ۱۹ سال داشته اند. تحقیقات تازه...<a href="http://shabakeh.de/violence/2362/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong> </strong>عدالت برای ایران: روز ۱۲ تیر ماه ناوی پیلای، کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در رابطه با اعدام راضیه ابراهیمی که در پی ازدواج اجباری در سن ۱۴ سالگی، مرتکب قتل شوهرش شده، ابراز نگرانی کرد در حالی  که بیش از یک سوم  نوعروسان ایرانی طی سال‌های  ۱۳۸۵-۱۳۹۲کمتر از ۱۹ سال داشته اند.</p>
<p>تحقیقات تازه «عدالت برای ایران» نشان می دهد که آمار ازدواج دختربچه‌های زیر ۱۵ سال در ایران طی سال‌های  ۱۳۸۵-۱۳۹۲ رشد صعودی داشته است. بر اساس جدیدترین آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Iran-1392.pdf" target="_blank">۹ ماهه نخست سال ۱۳۹۲</a> بیش از پنج درصد زنانی که ازدواج کرده‌اند٬ کمتر از ۱۵ سال سن داشته‌اند. بر اساس همین آمار طی این هفت سال همواره بیش از یک سوم زنانی که ازدواج آنها ثبت شده زیر ۱۹ سال بوده است. بر اساس قوانین بین‌المللی که ایران متعهد به اجرای آن است، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب می شوند. با وجود اینکه تقسیم‌بندی سنی آماردهی رسمی ایران مشخص نمی‌کند که چه تعداد ازاین دختربچه‌ها زیر ۱۸ سال داشته و چه تعدادی بین ۱۸ تا ۱۹ بوده‌اند٬ بالا بودن رقم دخترانی که زیر سن ۱۹ سال ازدواج می‌کنند٬ هشداری برای دقیق شدن در این زمینه است.</p>
<p>کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز دوازدهم تیرماه جاری در حاشیه اجلاس ۵+۱ در وین٬ گفت که نگرانی درباره وضعیت حقوق بشر ایران هم باید در مذاکرات با کشورهای ۱+۵ گنجانده شود. او پیش از این نیز در سوم تیر ماه جاری  طی بیانیه‌ای، خواهان لغو اعدام راضیه ابراهیمی شده بود.</p>
<p>راضیه ابراهیمی که در ۱۴ سالگی تن به ازدواج اجباری و زودهنگام داد و در ۱۵ سالگی نخستین فرزندش را به دنیا آورد٬ پس از آنکه بارها در معرض خشونت فیزیکی و روانی شوهرش قرار گرفت٬‌ در سن ۱۷ سالگی مرتکب قتل او شد. این زن ۲۱ ساله که یک‌بار حکم اعدامش به دلیل ارتکاب قتل در سن زیر ۱۸ سال متوقف شده٬‌ هم‌اکنون در معرض خطر جدی اعدام قرار دارد.</p>
<p>«عدالت برای ایران» با استقبال از سخنان کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در رابطه با گنجاندن بررسی وضعیت حقوق بشر ایران در مذاکرات هسته‌ای، خواهان توجه ویژه جامعه بین‌المللی به مساله به ازدواج دختربچه‌ها در ایران است و اعلام می‌کند که یک سوم زنان متاهل ایرانی، همچون راضیه ابراهیمی قربانی ازدواج زودهنگام هستند.</p>
<p><strong>افزایش مداوم آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال</strong></p>
<p>آمار جدید منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران در انتهای سال ۱۳۹۱ و ۹ ماهه نخست سال ۱۳۹۲ نشان می‌دهد که با وجود کاهشی اندک در آمار ازدواج دختربچه‌های ۱۹-۱۵ ساله در ایران٬ آمار ازدواج دختربچه‌های زیر ۱۵ سال طی این مدت افزایش داشته است. در واقع به نظرمی‌رسد دختربچه‌های زیر ۱۰ سال که توان مقاومت در برابر خواسته والدین و اجبارهای تحمیل شده از سوی عرف و مذهب و قانون را ندارند٬ همچنان سال به سال بیشتر قربانی ازدواج زودهنگام می‌شوند.</p>
<p>بر اساس آمار رسمی سازمان ثبت و احوال ایران، <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Iran-1391.pdf" target="_blank">در سال ۱۳۹۱</a>ازدواج نزدیک به  ۴۱ هزاردختر کمتر از ۱۵ سال ثبت شده و آمار ثبت ازدواج دختران بین ۱۵ تا ۱۹ سال نیز بیش از ۲۶۵ هزار  بوده است.[۱] این در حالی است که <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Iran-1390.pdf" target="_blank">در سال ۱۳۹۰</a> تعداد ازدواج های ثبت شده دختران زیر ۱۵ سال، نزدیک به ۴۰ هزار اعلام شده بود[۲] و   در سال ۱۳۸۵ نیزبیش از۳۳  هزار دختر زیر ۱۵ سال ازدواج کرده‌اند.</p>
<p>ایران، عضو کنوانسیون جهانی حقوق کودک و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی-سیاسی است که در هر دو آنها ازدواج زیر سن رشد و بدون رضایت واقعی، ممنوع شده است. گزارشگر سازمان ملل متحد  درباره بردگی، ازدواج اجباری را یکی از اشکال بردگی مدرن اعلامکرده است. این در حالی است که سن ازدواج دختران در ایران ۱۳ سال است و حتی زیر سن ۱۳ سالگی، پدر یا جد پدری به شرطی که موافقت یک قاضی را جلب کنند می توانند فرزند خود را به عقد دیگری در بیاورند.</p>
<div id="attachment_9376"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-16-10.11.55.png"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-16-10.11.55.png" alt="آمار ازدواج  دختربچه‌ها طی سال‌های 1385-1392 در ایران بر حسب درصد" width="500" height="345" /></a>آمار ازدواج دختربچه‌ها طی سال‌های ۱۳۸۵-۱۳۹۲ در ایران بر حسب درصد</p>
</div>
<p><strong> </strong>آمار  رسمی ارایه شده حاکی از این است که دست کم ۳۶.۸۴ درصد زنان ایرانی که در سال ۱۳۹۱ ازدواج‌شان به صورت رسمی ثبت شده زیر ۱۹ سال داشته‌اند.بر اساس آماری جزیی‌تر، در ۳۱٬۹۴ درصد ازدواج های ثبت شده در سال ۱۳۹۱، “زوجه”بین ۱۵ تا ۱۹ سال سن داشته و ۴.۸۹ درصد ازدواج‌های ثبت شده مربوط به دختربچه‌‌های زیر ۱۵ سال بوده است.</p>
<p>این آمار همچنین نشان می دهد، در سال ۱۳۹۱  دست کم ۲۳۵ نفر از دختران زیر ۱۵ سال با مردان بالای ۳۵ سال ازدواج کرده اند،نزدیک به ۱۰۰ تن از دختران زیر ۱۵ سال با مردان بالاتر از ۴۰ سال و ۶۰۲ نفر از دختران بین ۱۵ تا ۱۹ سال نیز با مردان ۴۰ سال به بالا ازدواج کرده‌اند.</p>
<p><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-16-10.19.04.png"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-16-10.19.04.png" alt="Screenshot 2014-07-16 10.19.04" width="500" height="277" /></a></p>
<p>جدیدترین آمارهای اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران مربوط به<a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Iran-1392.pdf" target="_blank">۹ ماه نخست سال ۱۳۹۲</a> است، بر اساس این آمار، ازدواج   نزدیک به ۳۱ هزار دختربچه زیر ۱۵ سال  طی این مدت به ثبت رسیده و  در  حدود ۱۷۸ هزار تن از زنانی که طی این مدت ازدواج کرده اند نیز بین ۱۵ تا ۱۹ سال داشته‌اند. با این حساب طی ۹ ماه نخست ۱۳۹۲ دست کم  ۳۶.۰۱ درصد زنانی که ازدواج‌شان در ایران ثبت شده  کمتر از ۱۹ سال داشته‌اند .[۳]</p>
<p>این آمار همچنین نشان می‌دهد که در ۹ ماه نخست ۱۳۹۲ درصد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال به نسبت سال ۱۳۹۱افزایش داشته و طی این مدت ۵.۳۳ درصد ازدواج کل ایران مربوط به دختربچه‌های زیر ۱۵ سال بوده است. همچنین ۳۰.۶۷ درصد از زنانی که ازدواج‌شان ثبت شده نیز بین ۱۵ تا ۱۹ سال داشته اند.</p>
<p>این گزارش بر اساس آمار اعلام شده در تارنمای سازمان ثبت احوال ایران و همچنین تارنمای اداره ثبت احوال استان‌های مختلف ایران تهیه شده و تعداد ازدواج‌های ثبت نشده قطعا بسیار بیشتر است.</p>
<div id="attachment_9378"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-04-11.26.331.png"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-04-11.26.331.png" alt="مقایسه تعداد ازدواج های دختران طی سال‌های 1385-1392" width="500" height="240" /></a>مقایسه تعداد ازدواج های دختران طی سال‌های ۱۳۸۵-۱۳۹۲</p>
</div>
<p><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-04-11.26.33.png"><br />
</a><strong> </strong></p>
<p><strong>آمار ازدواج دختربچه‌ها در استان‌های مختلف ایران</strong></p>
<p>سازمان ثبت احوال آمار کلی ازدواج بر اساس تفکیک سنی زوجین را تا ۹ ماه نخست سال ۱۳۹۲ اعلام کرده است اما چنین آماری در تمامی استان‌ها در دسترس نیست. با این حال آمار محدودی که بر اساس تفکیک استانی اعلام شده نیز حاکی از این است که ازدواج دختربچه‌ها محدود به مناطق خاصی از ایران نیست . به عنوان نمونه در سال ۱۳۹۱ در هفت استان <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Tehran91.jpg" target="_blank">تهران</a>٬ <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Northkhorasan.91.pdf" target="_blank">خراسان شمالی</a>٬  <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/South-Khorasan91.pdf" target="_blank">خراسان جنوبی</a>، <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/azarbaeejan-shargh1-2.jpg" target="_blank">آذربایجان شرقی</a>، <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/gilan-91.jpg" target="_blank">گیلان</a>، <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Mazandaran.-91.pdf" target="_blank">مازنداران</a>و <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/kermanshah91.1-1.jpg" target="_blank">کرمانشاه</a>، آمار ازدواج بر اساس تفکیک سنی زوجین اعلام شده ودر تمامی این استان‌ها با آمار بالای ازدواج دختربچه‌ها روبروهستیم . در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Hamedan.91.pdf" target="_blank">استان همدان</a>نیز با وجود اینکه آمار دقیقی از وضعیت ازدواج دختران منتشر نشده، اما بر اساس اعلام اداره ثبت و احوال این استان در ۹ ماه نخست ۱۳۹۱ دست‌کم ۳۸.۱۲ درصد کل ازدواج‌های این استان مربوط به ازدواج دختران ۱۵ تا ۱۹ سال بوده است.[۴]</p>
<p>در برخی استان‌ها نیز اگرچه تفکیک در سال ۱۳۹۱آماری بر اساس سن ازدواج منتشر نشده، اما آمار گروه سنی مادرانی که در آن سال زایمان کرده اند، تصویری از وضعیت ازدواج دختربچه‌ها ر ارائه می دهد. به عنوان مثال در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/ardabil.91.jpg" target="_blank">استان اردبیل</a>در سال ۱۳۹۱،  مادران ۵۳ تن از نوزدان تازه متولد شده کمتر از ۱۵ سال داشتند و ۳۱۷۷ زن بین ۱۵ تا ۱۹ سال نیز در آن سال مادر شدند.[۵] در همین استان <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/ardabil-92.jpg" target="_blank">در سال ۱۳۹۲</a> دست کم ۵۴ زن که کمتر از ۱۵ سال سن داشتند مادر شدند و  ۲۲۴۰ تن از زنانی که زایمان کردند نیز بین ۱۵ تا ۱۹ سال سن داشند.[۶]</p>
<div id="attachment_9302"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-04-11.35.391.png"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/07/Screenshot-2014-07-04-11.35.391.png" alt="تعداد ازدواج‌های ثبت شده دختران در سال ۱۳۹۱ در برخی استان‌های ایران " width="466" height="182" /></a><strong>تعداد ازدواج‌های ثبت شده دختران در سال ۱۳۹۱ در برخی استان‌های ایران</strong></p>
</div>
<p><strong> </strong>عدالت برای ایران مهر ماه ۱۳۹۲ در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/02/JFI-Girl-Marriage-in-Iran-FA.edit_.-3-July-2014docx.pdf" target="_blank">گزارشی</a>مفصل وضعیت ازدواج دختربچه‌ها در ایران را بر اساس آمار رسمی منتشر شده طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ بررسی کرد. بر اساس یافته های این گزارش ازدواج دختربچه های زیر ۱۵  سال در سال ۱۳۹۰ نسبت به سال ۱۳۸۵، دست‌کم ۳۵ درصد رشد کرده بود و در سال  ۱۳۹۰ دست‌کم ۱۵۳۷ دختر زیر ۱۰ سال و ۲۹۸۲۷ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله ازدواج کرده بودند.</p>
<p><strong>در همین رابطه:</strong></p>
<p><a href="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2013/10/JFI-Girl-Marriage-in-Iran-FA.pdf" target="_blank">زنگ خطر! نگاهی به ازدواج دختربچه‌ها در ایران</a></p>
<p><a href="http://justiceforiran.org/reports/girl-marriage-in-iran/" target="_blank">گوری برای آرزوها؛ نگاهی به دلایل و عواقب ازدواج دختربچه ها ایران</a></p>
<p><strong> </strong><a href="http://prezi.com/dyxjdurmn-0k/presentation/?utm_campaign=share&amp;utm_medium=copy" target="_blank">پاورپوینت (Prezi) ازدواج دختربچه‌ها</a></p>
<p><a href="http://justice4iran.org/publication/call-for-action/navanethem-pillay-forced-marriage/" target="_blank">نامه به ناوی پیلای برای بررسی ازدواج دختربچه‌ها در ایران</a></p>
<p>————————————</p>
<p>[۱] <a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset99/e-g-91.pdf">سازمان ثبت احوال ایران٬ آمار ازدواج سال ۱۳۹۱</a></p>
<p>[۲] <a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset99/e-g90p.pdf">سازمان ثبت احوال ایران، آمار ازدواج سال ۱۳۹۰</a></p>
<p>[۳] <a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset99/e-g9-92.pdf">سازمان ثبت احوال ایران، آمار ازدواج ۹ ماه نخست سال ۱۳۹۲</a></p>
<p>[۴]<a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset87/azdvaj-9-%2091.pdf">اداره ثبت و احوال استان همدان</a></p>
<p>[۵]<a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset84/asset13151/v91.pdf">گزارش آماری اداره ثبت و احوال اردبیل از سال ۱۳۹۱</a></p>
<p>[۶]<strong> </strong><a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset84/k-%209-%2092.pdf">گزارش آماری اداره ثبت احوال اردبیل از سال ۱۳۹۲</a></p>
<p>[۷] <a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset240/e3-1391-12.pdf">گزارش توزیع سنی ازدواج در سال ۱۳۹۱ در استان خراسان شمالی</a></p>
<p>[۸]<a href="http://www.sabteahval-ksh.ir/fa/ftps/E-html/Ezdevaj_Talagh1391.pdf">گزارش تحلیلی ازدواج  و طلاق در سال ۱۳۹۱ در استان کرمانشاه، ص ۱۹</a></p>
<p>[۹]<a href="http://www.eanocr.ir/amar/ezdevajtalag91.pdf">گزارش تحلیلی ازدواج  و طلاق در سال ۱۳۹۱ در استان آذربایجان شرقی، ص ۱۵</a></p>
<p>[۱۰]<a href="http://skocr.ir/User_Files/amar/new/91/91year/e2-91.pdf">گزارش توزیع سنی ازدواج در سال ۱۳۹۱ در استان خراسان جنوبی</a></p>
<p>[۱۱] <a href="http://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset82/e291.pdf">گزارش توزیع سنی ازدواج در سال ۱۳۹۱ در استان مازندران</a></p>
<p>[۱۲]<a href="http://www.nocrgilan.ir/fa/upload/bf83de0/d7839821.pdf">گزارش تحلیلی ازدواج  و طلاق در سال ۱۳۹۱ در استان گیلان، ص ۲۹</a></p>
<p>[۱۳]<a href="http://www.sabteahval-tehran.ir/App_Upload/Statistic/A392013257175044.pdf">گزارش تحلیلی ازدواج  و طلاق در سال ۱۳۹۱ در استان تهران، ص ۲۰</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/violence/2362/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;ضد زن&#8221;، تنها یک فحش حقیر؟ &#8220;ضد مرد&#8221;، یک ضد ارزش؟ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2356/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2356/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Dec 2014 23:57:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عليه خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2356/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2356/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://news.gooya.com/politics/archives/images/ShadiAmin.gif" class="alignright wp-post-image tfe" alt="شادی امین" title="" /></a>ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان در روزهای اخیر در شبکه های مجازی حول مقوله سکسیسم (یا جنسیت گرایی)...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2356/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://news.gooya.com/politics/archives/images/ShadiAmin.gif" alt="شادی امین" width="50" height="65" /></div>
<p>ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان<a name="more"></a></p>
<p>در روزهای اخیر در شبکه های مجازی حول مقوله سکسیسم (یا جنسیت گرایی) بحث های بسیاری در جریان بوده است. از نقد طنز مهدی ژوله که اشارات &#8220;طنز&#8221; آلوده درباره &#8220;کلودیا رومانی&#8221; مدل ایتالیایی که اعلام شده است، به عنوان اولین داور زن ایتالیا در رقابت‌های لیک حرفه‌ای مردان ظاهر خواهد شد، تا برنامه اخیر &#8220;طنز&#8221;آلوده &#8220;مکس امینی&#8221; در صدای آمریکا و شوخی های مجری برنامه درباره آئین شوهر یابی و شوهر داری زنان، استفاده از واژه هایی چون &#8220;ترشیده&#8221;، اشاره به توجه زنان به دارایی مردان و کارت اعتباریشان همچون مهمترین معیار در انتخاب شوهر.</p>
<p>استاتوس مهدی ژوله هزاران لایک خورد و نزدیک به هزار بارنیز بازنشر شد و مدافعین بسیاری را به دنبال خود کشاند. برنامه مکس امینی نیز با تحلیل های متفاوتی روبرو شد و عده ای اعتراض به این برنامه را &#8220;حساسیت&#8221; بی مورد دانستند.</p>
<p>اما زنان بسیاری به همراه برخی از فعالین حوزه برابری جنسیتی، با نوشتن نامه های جمعی و یا بیان اعتراضات فردی به اشکال مختلف تلاش کردند نشان دهند که جوک های سکسیستی بخشی از ابزار تحقیر و برپایی بساط نابرابری زن و مرد و سلطه مردسالاری است. هرچند برخی مردان و زنان همراه‌شان در پاسخ نوشتند: &#8220;خانم های فمینیست و فمینازیسم و فمیفاشیست وارد دور شده و باز ضدیتشان با مردان را به نمایش گذاشته اند.&#8221;</p>
<p>زنانی که با این اعتراضات همراه شده و یا مطلبی نگاشته بودند هم متهم به ضدیت با مردان و &#8220;ضد مرد&#8221; بودن شده و حملات شخصی بسیاری را متحمل شدند. مردان، سخت پشت هم ایستادند و به مطالب یکدیگر لایک زدند ودر تایید یکدیگراسمایلی گذاشتند. در این میان تنها تعداد معدودی از مردان بودند که علنا مرز خود را با چنین شیوه تقویت سکسیسم و تحقیر زنان روشن کرده و آشکارا به مقابله با آن برخاستند و یا بر علیه آن مطلب نوشتند. (۱)</p>
<p>زنان نیز همه و یکپارچه مخالف این طرز رفتار &#8220;نوشتاری&#8221; و این خشونت بر علیه زنان نبودند. زنان بسیاری آرزوی انقراض فمینیست ها را کردند و به آقای ژوله اطمینان دادند که پشت امثال او ایستاده اند و هرگز با هیچ زنی علیه قدرت سرکوبگر مردان هم صدا نخواهند شد.</p>
<p>زنان در زندگی روزمره یاد داده می شوند که از استراتژی های متفاوتی برای بقا استفاده کنند. استراتژی همراهی مستقیم با مردان و استراتژی میانجیگری.</p>
<p>به قول آدرین ریچ &#8220;زنان با دلگرمی دادن به مردان و در کنار آنان قرار گرفتن، برای خود جایگاهی نزدیک به قدرت دست و پا می کنند، با این توهم که مردان آنان را در قدرت خود سهیم کنند.&#8221; امری که تا کنون نه عینیت یافته و نه عینیت خواهد یافت.</p>
<p>این استراتژی &#8220;همراهی&#8221; مرا به یاد سندروم استکهلم می اندازد. سندرومی که فرد قربانی خود را با سرکوبگرانش تعریف می کند و حیات خود را به تایید سرکوبگرانش وابسته می داند. قدردان کوچکترین امتیازات اهدایی او می شود و حاضر است هر کاری بکند تا سرکوبگرانش را راضی کند. این موضوع به ویژه در مورد بسیاری از زنانی که خشونت حاد تجربه کرده اند به کرات مشاهده شده است. این زنان در گرداب این خشونت، هویت مستقل و اعتماد به نفس شان را آنچنان از دست می دهند که تنها با نزدیک شدن به قدرت مردان هویت می یابند.</p>
<p>آنها به رهایی خود بدون تایید سرکوبگرانشان ناباورند. به دیگر قربانیان به دیده تحقیر می نگرند و مبارزه و مقاومت آنان را تهدیدی برای بقا و حیات خود می دانند. این، همان امری است که زنان را وا می دارد تا در کنار مردان ایستاده و تحقیر و سرکوب زنان را تحسین کرده یا خود ان را اجرا کنند. این قدرت مداری زاییده مناسبات نابرابر قدرت و فرو دستی زنان است.</p>
<p>این شراکت ظاهری در قدرت، اما استراتژی بقای دیگری را نیز پیش پای زنان قرار می دهد. زنان بسیاری به استراتژی میانجیگری روی می اورند. آنها نیز به جای مقابله با این بی حقوقی دائم، به سرکوبگران و مردان صاحب امتیاز چشمک زده و با آنها هم پیمان می شوند. البته به زنان معترض نیز نجوا می کنند که حق باشماست ولی روش‌تان درست نیست! امیدشان هم این است که از تضاد دو جنس و تقابل دو جنس جلوگیری کنند. استراتژی &#8220;میانجیگری&#8221; از سوی مردان همیشه مورد استقبال قرار گرفته و زنان را برای دست یازی به آن تحریک می کنند. این استراتژی مانع از تقویت صفوف زنان در مقابله با مردسالاری خشن و عنان گسیخته‌ای است که هر روزه زندگی آنان را هدف قرار داده است.</p>
<p>وقتی شما از این دو استراتژی فاصله می‌گیرید و استراتژی مبارزه شفاف و صریح با مناسبات موجود را در دستور کار خود قرار می دهید، به قدرت خود متکی هستید و در سخنان‌تان از منافع خود و هم جنسان‎تان سخن می گویید و این فالوس محوری را به چالش می کشید، متهم به &#8220;ضدیت بامردان&#8221; شده و لقب &#8220;ضد مرد&#8221; می گیرید و این صفت آنقدر بار معنایی منفی دارد که انگارضد مرد، یعنی ضد انسان! یعنی ضد ارزش!</p>
<p>بی دلیل نیست که انرژی بسیاری از زنان که خود در سیطره بندهای مردسالاری گرفتارند و از آن رنج می برند، صرف تلاش برای نشان دادن این است که فمینیست با آن&#8221;معنای ضد مردش&#8221; نیستند. یا اصلا &#8220;فمینیست&#8221; و &#8220;ضد مرد&#8221; نیستند.</p>
<p>اما چرا کمتر می بینیم که مردان برای اثبات ضد زن نبودنشان تلاش کنند. چرا ضد زن فحش سخیفی است که حتی باعث تقویت موقعیت بسیاری در جامعه مردانه نیز می‌شود. ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان.</p>
<p>اما چرا وقتی اسید بر صورت زنان می پاشند و طبق آمار فرمانده نیروی انتظامی تنها در سال گذشته ۳۸۰ نفرقربانی اسیدپاشی می‌شوند (۲) یا وقتی حجاب اجباری زنان بسیاری را حتی از بهداشت و دسترسی به آموزش محروم کرده و مردان خانواده های بسیاری هم با آن همراهند و یا سکوت می کنند، هیچ مردی به ضدیت با زنان متهم نمی شود. (۳) وقتی که خشونت خانگی زندگی زنان بسیاری را به جهنم بدل می کند (طبق آمار رسمی در ایران در بیش از ۶۶ درصد خانواده های ایرانی زنان خشونت خانگی را تجربه کرده اند). (۴) این مردان کجایند؟ چرا قتل سالانه نزدیک به سه میلیون زن به دلیل خشونت های جنسی توسط مردان (آماری بیش از مرگ و میر توسط ایدز) هیچ مردی را به ضدیت با زنان متهم نمی کند؟ (۵) یا وقتی اعلام می شود بیش از ۷۷ در صد قربانیان کودک آزاری دختر بچه ها هستند و بیش از ۹۷ در صد عاملان آن مردان هستند. این مردان کجایند؟ اگر اینها نویسندگان این مقالات ضد زن نیستند، آیا در خوشبینانه ترین حالت با سکوت شان بر تداوم چنین جنایاتی صحه نمی‌گذارند؟</p>
<p>حال اگر زنی به این مناسبات بشورد، مردانی پیدا می شوند که سلاح همیشگی‌شان را بیرون می کشند و زنان معترض را دارای &#8220;حساسیت&#8221; بیش از حد دانسته و متهم به &#8220;فمینیسم افراطی&#8221; می کنند و آنطور که تازگی ها برخی می نامندش به &#8220;فمی‌نازیسم&#8221; متهم می کنند. در حالی که با وجود اینکه تاریخ جنایت، تاریخی مردانه است اما تا کنون فمنیست ها از واژه ماسکونازیسم یا ماسکوفاشیسم (نازیسم/ فاشیسم مردانه) برای بیان آن استفاده نکرده اند .</p>
<p>طبق آمار موجود، خشونت و نابرابری در اکثریت قریب به اتفاق موارد بر علیه زنان است. هیچ مردی در خیابان ها از دست زنان اسیدپاش به خانه پناه نمی برد. هر ۱۸ ثانیه یک‌بار، مردی در جهان به دست یک زن به قتل نمی رسد. پس در واقع این &#8220;ضد زن&#8221; بودن است که باید جرم انگاشته شود و ضدیت با مردان مجری این نابرابری بایستی امتیاز و عین بشردوستی و با ارزش قلمداد شود. با این حال ضدیت با مردانی که ارزش‌های مردسالار را بازتولید و تبلیغ و ترویج می کنند، اغلب به مثابه &#8220;ضدمرد&#8221; بودن تلقی می شود و اگر یک بار انگ ضد مرد خورده باشید چون مثلا گفته باشید &#8220;مردان ایرانی بلوغشان با متلک گویی همراه است&#8221;. یا جایی نوشته باشید، &#8220;مردان از نظام مردسالار نفع می برند و در تثبیت آن شریکند&#8221;. یا نوشته باشید &#8220;طنز ژوله سکسیستی است و حافظ نابرابری جنسیتی&#8221;. یا به فلان مجری و فلان طنز و برنامه نقد کرده باشید، آن وقت شما ضد مرد هستید.</p>
<p>در واقع ضدیت با مردان به عنوان ضدیت با ارزش های انسانی قلمداد شده و یکی دانستن منافع مردان و ارزش های مردانه با منافع کلی جامعه و ارزش‌های انسانی گستره خود را به حیطه جنبش های اجتماعی نیز می کشاند. به گونه ای که مردان کارگر ، حقوقشان اهمیت ویژه می یابد و خشونت جنسی در محیط کار و یا درامد پایین تر زنان کارگر و عدم امنیت شغلیشان کمتر از سوی تشکل های کارگری مردان به بحث گذاشته می شود.</p>
<p>دانشجویان مرد درون جنبش دانشجویی ارجح ترند و از سوی جامعه روشنفکری و فعالین حقوق بشری بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. ۳۶ سال بهاره هدایت ها با حجاب اجباری روبرو هستند و از آن رنج میبرند هیچ کمپینی از سوی مردان در مقابل حجاب اجباری نه تنها راه اندازی نمی شود بلکه حمایت جدی هم نمی شود، اما وقتی مجید توکلی &#8220;زن&#8221; میشود، آن هم تنها به ظاهر، شمار زیادی از مردان به طور دست جمعی در مقابل این &#8220;تحقیر&#8221; قیام می کنند.</p>
<p>در جامعه همجنسگرایان و ترنسجندرها نیز همین سلسله مراتب موجود است. به عنوان مثال برخی مردان همجنسگرا با مردانگی شان که قاعدتا بایستی آن را مورد چالش جدی قرار دهند، بر موضوعات مربوط به زنان لزبین و ترنس ها سایه می اندازند. یا اغلب وقتی که صحبت از قوانین مجازات همجنسگرایی است، تنها از لواط می گویند. انگار نه انگار که همجنسگراها فقط مردان نیستند. اگر هم مرد همجنسگرایی را به دلیل برخوردهای مردمحورش نقد کنید و با مردان مردسالار در جامعه غیرهمجنسگرا مقایسه کنید به &#8220;گی فوبیا&#8221; متهم می شوید و این در حالیست که اصلا واژه &#8220;لزبو فوبی&#8221; برایشان بیگانه است. حتی در برخی موارد وقتی کسی به عنوان همجنسگرای مرد، می‌خواهد نقش قربانی را بازی کند به این گزینه متوسل می شود و سعی می‌کند اطرافیانش را علیه زنان &#8220;ضد مرد&#8221; بسیج کند.</p>
<p>ایستادگی در مقابل این ارزش انگاری &#8220;مردانه&#8221; ، نهراسیدن از انگ &#8220;ضد مرد&#8221; و دفاع از ارزش‌هایی که هر روزه توسط چنین مردانی زیر گرفته می شوند، آن استراتژی ایست که از سوی نظریه پردازانی چون باتلر در مقابلمان قرار داده می شود. بایستی با صدای بلند اعلام کنیم که استراتژی &#8220;همراهی&#8221; و&#8221;میانجیگری&#8221; با سرکوبگرانمان را نیز قبول نداریم و به کار نمی بندیم. هر کس در این مسیر با این فالوس محوری و چنین ضدیت بیمارگونه ای با زنان مخالف است ، همراه ماست، چه زن و چه مرد!</p>
<p><strong>شادی امین</strong></p>
<p>ــــــــــــــــــــــــــــــ<br />
۱-<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/11/141115_l44_nazeran_sexism_irony">http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/11/141115_l44_nazeran_sexism_irony</a><br />
۲- <a href="http://bit.ly/1sZld8j">http://bit.ly/1sZld8j</a><br />
۳- <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf">http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf</a><br />
۴- <a href="http://bit.ly/1uuFLee">http://bit.ly/1uuFLee</a><br />
۵- <a href="http://www.unicef.org/emerg/files/women_insecure_world.pdf">http://www.unicef.org/emerg/files/women_insecure_world.pdf</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2356/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شادی امین: امروزه عبارت «ما زنان» بی‌معناست</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2338/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2338/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jun 2014 08:52:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان جهان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2338/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2338/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2013/04/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="زنان کردستان" title="" /></a>آیدا قجر/ مصاحبه گر

آیا جنبش زنان از آرمان‌های پیشین مانند «عدالت اجتماعی» و «اقتصاد برابر» عبور کرده است؟ در شرایط امروز چه هدف مشترکی میان جریان‌های مختلف فمینیستی وجود دارد؟ اگر چتری از سرکوب بر سر زنان ملیت‌ها، طبقات و گرایش‌‌های مختلف وجود داشته باشد، چقدر از شکاف‌ها و انشعاب‌های موجود را ناشی از خود جنبش زنان ایران می‌دانید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="_mcePaste"></div>
<div class="post-content" style="color: #555555; font-family: 'Mitra LT W20 Bold', Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 16px; line-height: 16px;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" rel="attachment wp-att-61077" href="http://shabakeh.de/?attachment_id=61077"><img class="aligncenter size-full wp-image-61077" style="vertical-align: middle; max-width: 540px; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; transition: all 0.5s ease-in;" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2013/04/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86.jpg" alt="زنان کردستان" width="508" height="316" /></a></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">آیا همین حد موجود از حضور زنان در عرصه‌ اشتغال – با توجه به نابرابری‌های شغلی و درآمدی- نوعی ارزش است؟ چه مسئله‌ای باید در مقابله با استثمار امروزی مطرح شود و از چه زاویه‌ای می‌توان به آن نگریست؟ خواسته برابری اقتصادی میان جنبش زنان ایران چه جایگاهی دارد و آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این پرسش‌ها را با شادی امین، پژوهشگر، فمینیست، فعال حقوق زنان و همجنسگرایان در میان گذاشته‌ایم.<strong> </strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong> آیا جنبش زنان از آرمان‌های پیشین مانند عدالت اجتماعی و اقتصاد برابر عبور کرده است؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>شادی امین</strong> - به نظر من مقاله‌ خانم فریزر  نوعی کلی‌گویی ا‌ست که با درک من از فمینیسم مغایرت دارد.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">«تابو و انگ» هم‌جنس‌خواهی همچنان حمله‌ای است که از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بسیاری از فعالان جنبش زنان را مورد تهدید قرار می‌دهد و از همین تابو بسیار استفاده شده تا بحث حول این گروه اجتماعی از اساس نتواند میان جنبش زنان آن‌طور که شایسته است، جای خود را باز کند.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">فمینیسمی که ایشان از آن صحبت می‌کند، فمینیسمی ذات‌گراست که گویی در خود مناسباتی عادلانه‌ای برقرار کرده و پاسخگوی تمام مشکلات جهان است. ایشان شرایط تاریخی و ضروریات اجتماعی که در آن  مکاتب فمینیستی مختلف شکل گرفته‌اند، از نظر دور نگهداشته است. نمی توان در توضیح بی‌عدالتی موجود، به دنبال مقصرانی گشت که خود تلاش داشتند بخشی از بی‌عدالتی‌ را در حوزه‌‌های مختلفی چون مناسبات بین دو جنس، مسائل طبقاتی و نژادی از بین ببرند. نانسی فریزر می‌گوید: «باید با مبارزه­ بی­امان برای شکلی از زندگی که کار دستمزدی را از مرکزیت خارج کند و به فعالیت­های بی­دستمزد و از جمله – اما نه فقط – کار مراقبت از دیگران ارزش نهد، پیوند بی­اساس بین نقدمان از دستمزد خانواده وسرمایه­داری انعطاف‌پذیر را قطع کنیم.» و ما را با این سئوال تنها می‌گذارد که ارزشگذاری بر کار مراقبت از دیگران آن هم بدون دستمزد یعنی چه؟ چرا زنان باید بار دیگر وظایف مراقبتی را بر دوش گیرند؟ و به این ترتیب تلاش فمینیست‌ها برای مبارزه با مزدوری خانگی زنان و حضور زنان در بازار کار و حق برابر آنان را در کسب درآمد نفی می‌کند. بگذریم از اینکه زنان مورد نظر خانم فریزر آنطور که از این متن بر می آید زن سفید طبقه متوسط دارای خانواده و هتروسکسوئل است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>در واقع معتقدید که تحلیل خانم فریزر، به دوره‌ زمانی کنونی ما تعلق ندارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بله.  من در رابطه با طرح «فمینیسم» یا «زنان» به عنوان مقولات کلی و ازلی با تعاریف ایستا مشکل دارم و در این مورد بیشتر خود را به نظر جودیت باتلر نزدیک می دانم که اساسا مفهوم «ما زنان» را هم به درستی نقد می‌کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" rel="attachment wp-att-126105" href="http://shabakeh.de/?attachment_id=126105"><img class="alignleft size-full wp-image-126105" style="vertical-align: middle; max-width: 540px; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; transition: all 0.5s ease-in; margin: 0px 1em 1em 0px;" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2014/02/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86.-%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg" alt="شادی امین" width="300" height="200" /></a>تعریف خانم فریزر به دوره‌ای برگشته که صحبت از توده واحد زنان می‌توانست معنا داشته باشد، اما امروز دیگر چنین نیست؛ چراکه تعریف تفاوت‌های میان زنان به یک اصل در مباحث اجتماعی تبدیل شده است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">در واقع امروزه با زنانی مواجه هستیم که تعلقات طبقاتی، ملی ، نژادی، نسلی گوناگونی داشته یا گرایش‌های جنسی متفاوتی را نمایندگی می‌کنند.‌ اینها تفاوت‌های به رسمیت شناخته‌شده‌ و بدیهی است. در نقد ایشان ما با زیر سئوال بردن فمینیسم به شکل یک کل واحد روبه‌رو هستیم یا حداقل می‌توان چنین برداشتی را از این مقاله کرد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>بحثی که خانم فریزر مطرح کرده تا چه اندازه میان جریان‌های مختلف فمینیستی وجود دارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اتفاقاً بحث عمیقی که بین گرایشی از فمینیست‌ها موجود بوده و همچنان موجود است، بحث برابری اقتصادی یا عدالت اجتماعی است که آن را با عدالت جنسیتی در هم آمیزند و هر بار سهم خود را در تمام عرصه‌ها طلب کنند. این مسئله‌ای است که پیشتر هم وجود داشته است. در عمل هم زنان بسیاری در مبارزه‌ جاری علیه این مناسبات دخیل بودهاند و از گردانندگان و سازمان‌دهندگان آن هستند و خواسته و اعتراض خود را علیه نظم موجود عنوان می‌کنند. ما شاهد چنین حضوری از جنبش اشغال وال استریت تا مبارزات مردم در مصر و ایران و عراق و … هستیم.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>تکثری را که از آن صحبت کردید و آن را بر پایه‌ خواسته‌هایی برشمردید که اولویت‌های طبقاتی، ملی و نژادی و گرایش‌های جنسی مختلف دارد، آیا در مورد ایران نیز صادق می‌دانید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بله. درست است که ما در ایران فضایی نداریم که این گرایش‌ها یا تفاوت‌ها بتوانند در قالب سازمان‌ها و تشکل‌های ویژه خود در عرصه‌ اجتماعی ابراز هویت کنند، ولی واقعیت این است که این تکثر موجود است. بحثی که اتفاقاً حداقل در عرصه‌ نظری درگرفت و زنانی به فمینیست‌ها و تشکل‌های موجود که صدایی در رسانه‌ها داشتند، اعتراض کردند که جنبش زنان ایران، جنبشی مرکزمحور و فارس محور است.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">وقتی وب‌لاگ‌نویس زن بلوچ دستگیر و بعد فراری می‌شود، جایی از او صحبت نمی‌شود. زنان مرکز به موارد بسیاری که در کردستان، اهواز و مناطق جنوب رخ داده، توجهی نشان ندادند؛ چراکه مسئله‌ی آن‌ها نبوده است.</p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این عده، زنان ملیت‌های مختلف بودند. زنان کرد و عرب که گفتند: «خواسته‌های ما در هیچ‌یک از خواسته‌هایی که جنبش زنان مطرح می‌کند، نهفته نیست. زمانی هم که می‌خواهیم دخالت کنیم یا حضوری داشته باشیم، با توجه به حساسیتی که در مورد زنان کرد یا عرب وجود دارد، مقابل ورود ما گرفته می‌شود و نگرانی نزدیکی با ما در بخش‌هایی از جنبش زنان، دیده می‌شود.»</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این تکثر در ایران هم وجود دارد. در رابطه با گرایش‌های جنسی نیز چنین مقاومتی دیده می‌شود. «تابو و انگ» همجنس‌خواهی همچنان حمله‌ای است که از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بسیاری از فعالان جنبش زنان را مورد تهدید قرار می‌دهد و از همین تابو بسیار استفاده شده تا بحث حول این گروه اجتماعی از اساس نتواند میان جنبش زنان آن‌طور که شایسته است، جای خود را باز کند. این انشعاب‌ها و انشقاق‌ها تحت تاثیر فضای امنیتی موجود که بر فراز سر مبارزان و فعالان جنبش زنان، سایه انداخته، باعث شده که به جای نگاه کردن به این تفاوت‌ها و مطرح کردن آن‌، حضور آنان انکار شود. سعی شده که یک جنبش زنان یک‌دست قشر میانه‌ جامعه‌ شهری، به عنوان تصویری از جنبش زنان ارائه شود؛ در حالی‌که چنین نیست و ما با تکثر هویت‌ها و به طبع آن، مطالبات روبه‌رو هستیم. هر چند همه آنها امکان بروز یکسان ندارند. در غرب هم جنبش زنانی که خانم فریزر مطرح می‌کند، به آن شکل یک‌دست و یک‌پارچه در واقعیت وجود ندارد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>اگر قبول داشته باشیم که چتری از سرکوب بر سر زنان و ملیت‌ها، طبقه‌ها و گرایش‌های مختلف وجود دارد، چقدر از شکاف و انشعابی که به آن اشاره کردید را ناشی از خود جنبش زنان ایران می‌دانید؟ آیا مانعی از سوی جنبش زنان برای ورود آن‌ها وجود دارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اولین مشکلی که ما داریم، اعتماد میان گروه‌های مختلف اجتماعی‌ست که حاصل نشده است. در واقع زمانی می‌توان به گروه‌های مختلف اجتماعی گفت که در باز است و شما می‌توانید بیایید که شما به عنوان کسانی‌ که صاحب قدرت هستید و با زبان قدرت ـ فارسی ـ صحبت می‌کنید (در حالی‌که زن کرد و عرب و بلوچ و آذری باید زبان فارسی را بیاموزد و چه بسا تحت اجبار باید یاد بگیرد)، از دردها و زندگی‌ و خواسته‌های آنان صحبت کنید.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">باید پرسید که رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران برای پرداختن به حوزه‌ی زنان، تا چه اندازه دقت دارند که زنانی از گرایش‌ها، ملیت‌ها و زبان‌ها و طبقه‌های پایین را در بحث شرکت دهند؟ یا چقدر سعی شده که رسانه‌ها تریبونی باشند برای طرح این مسائل و آیا در تعادل حضور گروه‌های مختلف اجتماعی زنان و گرایش‌های فکری مختلف، دقت لازم را دارند؟<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بسیار مهم است که ما از امتیازهای خود حرف بزنیم و در این صورت است که ما تازه می‌توانیم زمینه‌ اعتمادسازی را ایجاد کنیم.  ما از امتیاز خودمان به عنوان زنان فارس زبان و  هتروسکشوال (هم‌جنس‌خواه) حرف بزنیم که ما چقدر امتیاز داریم وقتی می‌توانیم به واسطه رنگ پوستمان، زبانمان، تعلق طبقاتی‌مان و یا تحصیلات‌مان و یا … با همسران خود در مجامع عمومی بدون طرد شدن از طرف جامعه ظاهر شویم و چطور خود می‌توانیم انواع شکاف و فوبیا را بازتولید کنیم.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">ما باید توضیح دهیم که چه روندی در مناسبات قدرت باعث به حاشیه راندن این زنان در عرصه‌ اجتماعی و فعالیت‌های اجتماعی موجود می‌شود. به نظر من جنبش زنان در این رابطه کم کار کرده و در واقع به آن‌چه در شهرها و مناطق دیگر می‌گذرد، کم نگریسته. وقتی وب‌لاگ‌نویس زن بلوچ دستگیر و بعد فراری می‌شود، جایی از او صحبت نمی‌شود. زنان مرکز به موارد بسیاری که در کردستان، اهواز و مناطق جنوب رخ داده، توجهی نشان ندادند؛ چراکه مسئله‌ آن‌ها نبوده است. ما از امتیازات و ابزاری که در اختیار داریم برای آنکه بتوانیم سهم خود را در مقابله با بی‌عدالتی و ظلمی که اتفاق می‌افتد و در وهله‌ اول هم از سوی دولت اعمال می‌شود، ادا نماییم، کم استفاده کردیم. حتی باید پرسید که رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران برای پرداختن به حوزه‌ زنان، تا چه اندازه دقت دارند که زنانی از گرایش‌ها، ملیت‌ها و زبان‌ها و طبقات پایین را در بحث شرکت دهند؟ یا چقدر سعی شده که رسانه‌ها تریبونی باشند برای طرح این مسائل و آیا در تعادل حضور گروه‌های مختلف اجتماعی زنان و گرایش‌های فکری مختلف، دقت لازم را دارند؟ ما حتی در رابطه با نسبت حضور مردان و زنان در رسانه ها مشکل جدی داریم . در مجموع  به نظرم باید حساسیت‌های جنسیتی، ملی، سنی و طبقاتی مختلفی را که باعث تفاوت و نابرابری بین انسان‌ها می‌شود، مد نظر داشته باشیم. در واقع هویت‌های چندگانه زنان را به رسمیت بشناسیم. به نظرم در مطلب خانم نانسی فریزر این هویت‌های چندگانه نادیده گرفته شده است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>اگر بخواهیم به مسئله‌ نابرابری اقتصادی برگردیم، در واقع شما همین حد از حضور زنان در عرصه‌ اشتغال با توجه به نابرابری شغل‌ها و درآمدها را ارزش می‌دانید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">من فکر می‌کنم بپذیریم که این حق بشر، خارج از جنسیت اوست که بتواند شغلی را که دلش می‌خواهد، یاد گرفته و از طریق آن امرار معاش کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">مقاله‌ خانم فریزر مرا به سوی این ایده سوق می‌دهد که گویا اگر زنان به بازار کار نمی‌آمدند، سرمایه‌داری، نمی‌توانست از این نیروی کار ارزان بهره ببرد و مسائلی مانند دادن وام به زنان جنوب پیش نمی‌آمد و سرمایه‌داری با بحران روبه‌رو می‌شد. نمی‌توان از عدالت اجتماعی حرف زد و از نیمی از جامعه خواست که از بی‌عدالتی‌ای که به واسطه جنسیت‌اش بر او روا می‌شود «موقتاً» چشم بپوشد و از آن حرفی نزند. زنان در دوره‌ها و عرصه‌های مختلف در اعتراض‌ها حضور پیدا کردند و  از برابری گفتند و سهم خود را خواستند.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">زنانی هستند که اساسا به سوسیالیسم یا عدالت اجتماعی به این معنی، اعتقاد ندارند. ما نمی‌توانیم از تمام زنان بخواهیم به صرف تشابه بیولوژیک خود، واحد بیاندیشند و یکسان عکس‌العمل نشان دهند. به نظر من این یک اتوپیا است.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">زنان در بسیاری از مبارزات برای عدالت اقتصادی حضور داشتند؛ در انقلاب مشروطه ایران نیز زنان حاضر بودند ولی سهم زنان از آن چه شد؟ باز هم در قانون از آنان کنار مجنونان و دیوانه‌گان اسم برده شد و حق‌شان در همان حد شناخته شد. حتی حق رای را از آنها دریغ داشتند. همچنان از این زنان به دلیل حضورشان در انقلاب مشروطه تجلیل می‌شود. با این وجود کسی نمی‌گوید ک که سهم زنان از آن انقلاب چه شد. یا سهم ما از انقلاب بهمن ۵۷ چه شد؟ اگر بخواهیم جمع‌بندی بدبینانه‌ای از نوشته‌ خانم فریزر داشته باشیم، صحبت‌های ایشان حاوی آن است که زنان همان بهتر است که خصوصیت مراقبتی خود را  نسبت به بچه‌ها، افراد سالخورده یا بیمار خانواده حفظ کنند و امر عدالت جنسیتی را کنار بگذارند و مبارزه‌ خود را برای عدالت اقتصادی پیش ببرند تا بتوانند مجدداً دوشادوش مردان ارکان نظام سرمایه‌داری را به لرزه درآورند. این شعاری بیش نیست. واقعیت این است که در جاهایی زنان مورد استثمار قرار گرفته‌اند و در این زمینه در سندیکاها و تشکل‌های خود حضور دارند. شما نمی‌توانید از یک زن مدیر بانک و متعلق به طبقه حاکم بخواهید که اعتقادات عدالتجویانه شما را اجرا کند. این مسئله ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، بلکه تعلقات طبقاتی او، خواسته‌های معینی را برایش ایجاد می‌کند. اما خانم فریزر در واقع به نوعی تمام فمینیست‌ها را با خواسته‌های اقتصادی یکسان برای ما به تصویر می‌کشد؛ در حالی‌که زنان هم مثل مردان در جایگاه‌های اجتماعی مختلف، خواسته‌ها و شعارهای متفاوت خود را به پیش می‌برند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>با توجه به اینکه معتقدید زمان طرح این مسئله از سوی خانم فریزر به دنیای امروز بی‌ارتباط است، چه مسئله‌ای باید در مقابله با استثمار امروزی مطرح شود؟ از چه زاویه‌ای می‌توان به آن نگریست؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به نظر من همه‌ زنان خواهان برابری اقتصادی و عدالت اجتماعی نیستند. از همین رو، این انتظار که زنان بتوانند تمام این مشکلات را به تنهایی حل کنند، غلط است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">فمینیسم در طرح مسئله نابرابری‌های جنسیتی و در بین تمام اقشار و پرده برداشتن از این بی‌عدالتی نقش بدون انکاری بازی کرده است. بحث امروز این است که ما به عنوان زنانی که در حوزه‌های مختلف مشغول به کار هستیم، چقدر به نابرابری‌های اقتصادی و در واقع به مسئله استثمار، همچنان نظر داریم. این مسئله به طبقه‌ اجتماعی هرکدام از ما برمی‌گردد، همان‌طور که مارکس می‌گوید، شعور شما را جایگاه اجتماعی‌تان تعیین می‌کند. به این معنی اگر من در موضع استثمارگر باشم، طبیعتاً وظیفه‌ای برای خودم و برای حل این بی‌عدالتی قائل نیستم. به همین دلیل مخاطب خانم فریزر بسیار مبهم و ایده‌آلیستی است که تمام زنان علیه ظلمی که وجود دارد، اعتراض کنند. از طرفی ایشان چنین خطابی را به مردان ندارند. هرچند که من معتقدم در رابطه با مردان هم این مسئله صدق نمی‌کند. مردان هم تعلقات طبقاتی و مطالبات و اساسا هویت‌های چندگانه ای دارند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">در نقدی که خانم سیما راستین در مورد مطلب خانم فریزر نوشته است، به درستی به این مسئله اشاره کرده که در واقع زنان سوسیال فمینیست ـ اگر این تقسیم‌بندی را قبول داشته باشیم ـ از کسانی هستند که همچنان معتقدند که در عین مبارزه برای از بین بردن سیستم موجود و برقراری یک عدالت اجتماعی در چارچوب سوسیالیسم، می‌بایست برای برابری جنسیتی در دنیای امروز مبارزه کرد. زنانی هستند که اساسا به سوسیالیسم یا عدالت اجتماعی به این معنی، اعتقاد ندارند. ما نمی‌توانیم از تمام زنان بخواهیم به صرف تشابه بیولوژیک خود، واحد بیاندیشند و یکسان عکس‌العمل نشان دهند. به نظر من این یک اتوپیا است. در عین اینکه این نفی تلاش فمینیست‌های رنگین پوست، لزبین  و زنان فقیر است که تلاش کردند تسلط فمینیسم زنان سفید دگرجنس گرای طبقه متوسط و بالا را زیر سئوال ببرند و زنان «به حاشیه رانده شده» را با هویت‌های مشخص‌شان به مرکز مجادلات سیاسی بیاورند. به این ترتیب ضمن نشان دادن تفاوت‌های بین زنان، بر اشتراک منافع آنها می‌توان تکیه کرد و خطر همکاری زنان با قدرت مردسالار و طبقه مسلط را دائم گوشزد کرد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>خواسته‌ برابری اقتصادی میان جنبش زنان ایران چه جایگاهی دارد و آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به گمان من در سال‌های اخیر این بخش از فعالیت ها یا طرح مطالبات گوناگون از سوی جنبش زنان، بسیار کم‌رنگ بوده است.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اگر جنبش زنان برای پیوند با جنبش دانشجویی تلاش‌هایی هرچند ناچیز داشته، اما دیگر جنبش‌های اجتماعی همچنان در درون خود، بی‌عدالتی جنسیتی را بازتولید کرده‌اند. جنبش کارگری نیز وظیفه‌ی خود را در بسیاری از حوزه‌ها انجام نداده است.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">ما جنبش‌های اجتماعی و یا گروه های متفاوت معترض به وضع موجود داریم که در آن زنان و مردان کنار هم حضور دارند؛ جنبش کارگری، جنبش ملیت‌ها، جنبش دانشجویی یا گروه‌های هم‌جنس‌خواهان، هرکدام جایگاه خود را دارند اما متاسفانه جنبش زنان در دوره‌هایی نسبت به خواسته‌های دیگر جنبش‌های اجتماعی، بی‌تفاوت بوده است. کما اینکه این نقد به جنبش کارگری هم وارد است که همچنان به خواسته‌های جنسیتی بی‌تفاوت است. اگر جنبش زنان برای پیوند با جنبش دانشجویی تلاش‌هایی هرچند ناچیز داشته، اما دیگر جنبش‌های اجتماعی همچنان در درون خود، بی‌عدالتی جنسیتی را بازتولید کرده‌اند. جنبش کارگری نیز وظیفه‌ خود را در بسیاری از حوزه‌ها انجام نداده است. جنبش‌های مختلف اجتماعی نسبت به هم کم‌علاقه‌اند یا آنقدر نسبت به خودشان مسئله دارند که کمتر به یکدیگر می‌پردازند. در حالی‌که به نظر من راه برون‌رفت از وضعیت موجود، نگاه به جنبش‌های اجتماعی دیگر و تقویت نقاط اشتراک و تا جایی‌که می‌شود همراهی و هم‌گامی با همدیگر است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به نظرم در مجموع، بحثی که بر اساس صحبت‌های خانم فریزر درگرفته، بحث تازه ای نیست. یعنی تقابل نگرشی که مناسبات قدرت بین زنان را نادیده گرفته و فمینیسم را ذاتاً پاسخی به تمام نابرابری‌ها می‌داند و نگرشی که بر هویت‌های چندگانه زنان و جایگاه های متفاوت آنان تاکید می‌کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">مهم است که بگوییم درعین اینکه با توده‌ بی‌شکلی از زنان روبه‌رو نیستیم و از فردیت، استقلال و شکوفایی خواسته‌های مختلف درون این گروه‌های اجتماعی دفاع می‌کنیم، در عین حال منافع مشترک خود در تقابل با این نظام را نیز دریابیم. اتفاقا برعکس آن‌چه ایشان می‌گوید و ما را به یک کلیت واحد و بی‌شکل دعوت می‌کند، ما از تفکیک این خواسته‌ها و مشخص کردن این تفاوت‌ها در جنبش زنان باید دفاع کنیم؛ چراکه هربار که ما یک بخش یا گروه را از میان جنبش زنان با نام و خواسته‌های خودش مطرح نکردیم، در واقع به حاشیه رانده شده مانند زنان فقیر یا زنان همجنس‌خواه و یا زنان ملیت‌های دیگر. وقتی از آن‌ها صحبت نمی‌کنیم در واقع به حاشیه رانده شدن آن‌ها کمک کرده‌ایم. فکر می‌کنم ما موظفیم که نگران انشقاق بر اساس تفاوت‌ها نباشیم بلکه بپذیریم که این تفاوت‌ها باعث نشان دادن قدرت ما و چندگانگی ماست و همانطور که اودری لرد می‌گوید: «ﺧﺸﻢ ﭘﺮ از داﻧﺶ و اﻧﺮژی اﺳﺖ. وﻗﺘﯽ ﻣﻦ از زﻧﺎن رﻧﮕﯿﻦ‌ﭘﻮﺳﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﻮرم زﻧﺎن ﺳــﯿﺎه ﻧﯿﺴـﺘﻨﺪ. ﻣـﻦ از زﻧـﺎن آﺳـﯿﺎﯾﯽ، آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫـﺎی ﮐﺎراﺋﯿﺒﯽ، آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎی ﻣﮑﺰﯾﮑﯽ، ﻻﺗﯿﻨﯽﻫﺎ، اﺳﭙﺎﻧﯿﺎیﯽﻫﺎ و ﺑﻮﻣﯿﺎن آﻣﺮﯾﮑﺎ  ﻧﯿﺰ ﺣﺮف ﻣﯽزﻧﻢ، و ﻫﺮﮐﺪام از ﻣﺎ ﺣﻖ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧــﻮد ﺧﻄـﺎب ﺷـﻮﯾﻢ. زن رﻧﮕﯿﻦ ﭘﻮﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺧﺮده ﻣﯽﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺒﺎرزات ﺿﺪ ﻧﮋاد ﭘﺮﺳﺘﺎﻧﻪ او را دﻗﯿﻘﺎً ﻫﻤﺎن ﻣﺒﺎرزات ﺧﻮد اﻧﮕﺎﺷﺘﻪام و ﻣــﯽﮔﻮﯾـﺪ ﺑـﺎ اﯾـﻦ ﮐـﺎر او را ﻧـﺎﻣﺮﺋﯽ ﮐﺮده‌ام، دارد ﻧﮑﺘﻪای را ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻮﺷﺰد ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻢ. در ﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻣﺎ اﻧﺮژیﻣﺎن را در اﯾﻦ راه ﻫﺪر ﻣﯽدﻫﯿــﻢ ﮐـﻪ ﺑـﻪ ﺧـﺎﻃﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖﻫﺎﻣﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺸﺎﺟﺮه ﮐﻨﯿﻢ. زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﻧﺎآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ در ﺳﺮﮐﻮب ﺧﻮاﻫﺮاﻧﻢ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ- و از ﻃــﺮف آﻧـﻬﺎ ﻣـﻮرد ﺑﺎزﺧﻮاﺳـﺖ ﻗـﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮم- و ﺧﺸﻢ آﻧﻬﺎ را ﺑﺎ ﺧﺸﻢ ﺧﻮدم ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽدﻫﻢ، ﻣﺤﺘﻮای واﻗﻌﯽ ﺟﺪلﻣﺎن را ﺑﺎ ﯾﮏ واﮐﻨﺶ ﭘﻨﻬﺎن ﻣﯽﮐﻨﻢ، اﻧﺮژی ای ﮐﻪ ﺑﺮای ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﯿﺎز دارم، ﻫﺪر ﻣﯽدﻫﻢ. و ﺑﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺨﺖ اﺳﺖ ﺳﺎﮐﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ و ﮔﻮش ﻓﺮا دادن ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ زﻧﯽ دﺷﻮاری ﯾﮏ ﺳﺮﮐﻮب را ﺗﺼﻮﯾــﺮ ﮐﻨـﺪ؛ ﺳـﺮﮐﻮﺑﯽ ﮐـﻪ ﻣـﻦ ﻗﺮﺑـﺎﻧﯽاش ﻧﯿﺴﺘﻢ و ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ در آن ﺳﻬﯿﻢ ﺑﻮده ﺑﺎﺷﻢ.»<a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="file:///C:/Users/Chaloos/Downloads/2.doc#_ftn1">[۱]</a>و دقیقاً این نکته‌ای است که ما در عدم بیان هویت‌های متفاوت زنان انجام می‌دهیم. همکاری در سرکوب آنان  و نادیده گرفتن آنها.</p>
<div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">
<hr style="box-sizing: content-box; height: 1px; border: 0px; margin: 10px 0px; padding: 0px; clear: both; background: #cccccc;" size="1" />
<div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="file:///C:/Users/Chaloos/Downloads/2.doc#_ftnref1">[۱]</a> کتاب “قدرت و لذت”<br />
نوشته آدریان ریچ و اودری لرد. مترجم شادی امین. صفحه ۱۱۳٫ انتشارات ایدا<br />
<a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="http://6rang.org/fa/literature/power-and-pleasure/">http://6rang.org/fa/literature/power-and-pleasure/</a></p>
</div>
</div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong> </strong></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2338/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازخوانی تلاش برای دادخواهی قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ از منظر تبعیض‌ها و تجربه‌های زنانه / پرستو فروهر</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2320/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2320/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 00:22:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2320/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2320/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6976-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="IMG_6976" /></a>شرکت در این نشست را مجالی دانستم تا به روند پرچالش پانزده سال گذشته برای دادخواهی و یادآوری قتل های سیاسی آذر ۷۷ و نیز پاسداری یاد و میراث قربانیان این جنایت ها، که پدرومادر من داریوش و پروانه فروهر در زمره ی آنان هستند، از  دریچه ای که تا به حال کمتر به آن...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2320/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6976.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2321" title="IMG_6976" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6976-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
</strong></p>
<p>شرکت در این نشست را مجالی دانستم تا به روند پرچالش پانزده سال گذشته برای دادخواهی و یادآوری قتل های سیاسی آذر ۷۷ و نیز پاسداری یاد و میراث قربانیان این جنایت ها، که پدرومادر من داریوش و پروانه فروهر در زمره ی آنان هستند، از  دریچه ای که تا به حال کمتر به آن پرداخته ام، نگاه کنم. این نوشته تلاشی ست برای کنکاش در برخی از تجربه‌ها و تحمیل‌ها در این روند، که زن بودن مبنای شکل‌گیری شان بوده است.</p>
<p>شرکت در این سمینار به من این فرصت را داد تا با تمرکز بیشتری به این تجربه‌ها و تحمیل ها بیاندیشم و تلاشی برای تبیین و بازگویی آن‌ها داشته باشم. از این بابت از برگزارکنندگان این نشست تشکر می‌کنم. اما در همین ابتدا لازم می‌دانم اشاره کنم که پرداختن به این مبحث برایم با چالشی فکری و کلنجاری حسی همراه شد. زیرا که به یقین از منظر تبعیض های خاص زنانه دریافت همه جانبه و مبتنی بر ماهیت اصلی این جنایت ها ممکن نیست.   چرایی و چگونگی فاجعه ی قتل های سیاسی دگراندیشان ایرانی در حکومت فعلی را نمی‌توان در بستر این تجربه‌ها تبیین کرد. به این دلیل باید توجه کرد که نگاه از این دریچه‌ی خاص به از دست دادن دید فراگیر نسبت به این جنایت ها نیانجامد.</p>
<p>از این رو ساختاری برای این گفتار انتخاب کردم که ادعای بیان کلیت نداشته باشد و تنها با باز کردن دریچه هایی انتخابی و محدود نگاهی متمرکز به این سویه را ممکن کند، یعنی گزارش‌ گونه هایی از تنگناهای زنانه در یک تصویر کلی بدهد، بدون آنکه این توهم را ایجاد کند که در پی بازنمایی کلیت این تصویر از دریچه ی خاص این گزارش‌ها ست. در پایان گفتارم با جمع‌بندی فشرده‌ای از تجربه خود به لزوم دریافت مسئولیت دادخواهی جنایت‌های سیاسی به عنوان یک وظیفه‌ی شهروندی اشاره خواهم کرد.</p>
<p>گزارش یکم؛</p>
<p>روز پنجم آذرماه ۱۳۷۷ خاکسپاری داریوش و پروانه فروهر در تهران.</p>
<p>آن روز صبح وقتی به همراه اعضای خانواده‌ام در خیابان هدایت از ماشین پیاده شدم هیچ تصوری از ابعاد اعتراض مردمی که در آن روز رخ نمود نداشتم. راه باز کردیم تا مسچد فخرالدوله سر نبش خیابان فخرآباد، که در امتداد خیابان هدایت به سوی شرق می‌رود. از فشردگی جمعیت آنچنان بهت‌زده شده بودم که جلوی در مسچد روی دیواره ی کوتاه نرده ها رفتم تا انبوه مردم را به چشم ببینم و حضورشان را باور کنم. جمعیت آنچنان موج می‌زد که انتهای آن‌ به چشم نمی آمد. جا‌به جا مأمورانی قابل تشخیص بودند که به وضوح از گم شدن خود در انبوه جمعیت بهت‌زده و عصبی بودند. به باور من حضور مردم در آن روز به همراه موج اعتراض فراگیری که در درون و بیرون ایران شکل گرفت نظام حاکم را وادار به عقب نشینی در برابر اراده خویش کرد. تصویر حضور مردم در آن روز در ذهن و قلب من به گونه ی یک سند حقانیت، یک چشمه‌ی التیام جای گرفت و در تمامی این سال‌ها از آن نیرو گرفتم. در طی سال‌های بعد گاهی که در انزوای تحمیلی سالگردهای ممنوعه در خانه پدرومادرم در محاصره‌ی مأموران امنیتی دلم می گرفت، چشم‌هایم را می‌بستم تا این تصویر را به یاد بیاورم. حضور انبوه مردم در آن روز و نمایش اعتراض و سوگ و خشمشان نمایانگر وجدان زخم خورده ی جامعه از ستمی بود که بر دگراندیشان رفته بود، نمایانگر اراده‌ای جمعی برای بازپس گیری حق دگراندیشی در ایران. آن روز تبلور اعتراض در جامعه بود و دو تابوت پدرومادرم، تصویرهای آنان و تکرار نامشان در شعارهای اعتراضی نوید پایندگی حضور آن‌ها در تاریخ اعتراض شد. به همت همراهان سیاسی پدرومادرم پرچم های بدون علامت که روی آنها نوار سیاهی دوخته شده بود، چند پارچه شعارنویسی شده و تعداد زیادی از تصاویر آن دو بر روی تخته های چوبی دسته دار تهیه شده بود، که در حفاظ امنیتی حضور مردم از صندوق‌عقب ماشین‌ها بیرون آورده شد و در میان جمعیت دست به دست گشت و در طی مسیر راهپیمایی تا دهانه ی میدان بهارستان حمل شد. عکس‌ها و فیلم‌های این روز جابه جا بازنمای حضور چهره ی آن دو است. تصویر مادرم اما برای من منشاء حس تلخی از بدهکاری به اوست، یادآور دینی ادا نشده است. تصویرهای مادرم متحدالشکل و کمی محو بازچاپ یک عکس پرسنلی از اوست که ناچار بوده با رعایت بی‌خدشه ی حجاب اجباری حاکم، برای تمدید تصدیق رانندگی اش بگیرد. این تنها عکس باحجاب اوست، که اتفاقی از او گرفته نشده و از این رو چهره اش به وضوح دیده می‌شود و نگاهش به دوربین است. وضوح چهره‌ی او به یقین یکی از دلایل انتخاب این تصویر بوده است. اما این عکس شایسته‌ی او نیست، بازنمای حضور او نیست. لب‌هایش با عصبیتی به هم دوخته و از نگاهش حسی از انزجار از تحمل تحمیل بیرون می زند. این عکس ثبت لحظه ی تلخ خودخوری اوست. ما که او را می‌شناختیم می‌دانیم که این تصویر او نیست. در اندک مصاحبه‌های تصویری که از سال‌های پایانی عمرش باقی‌مانده، او با جسارتی که خاص خودش بود از رعایت حجاب اجباری سر باز زده است و اینگونه در انتخابی آگاهانه تصویری از خود برجای گذاشته که بازنمای چگونگی حضورش بوده است. نه تنها در بیانش از پذیرش چارچوب های تحمیلی استبداد سرباز زده و با صراحت نظرهایش را آنگونه گفته است که می‌اندیشیده، بلکه در رفتار و پوششش نیز بر چگونگی حضور خویش پافشاری کرده است. اما در تصویری که از او در خاکسپاری‌اش ثبت شد، این جسارت او بازنمایی نمی شود. عکس های او که در تظاهرات در دست مردم حمل می‌شوند تحمیل را بازنمایی می‌کنند و نه جسارت او را در شکستن تحمیل.</p>
<p>بارها در گفتگوهای خیالی‌ام با او، از ما گله کرده و با زهرخندی طعنه زده که تصویرش را معوج کرده‌ایم. راست می‌گوید. تازه امسال چاپ دوباره‌ی همین عکس او در روزنامه اطلاعات در فراخوان برای مراسم سالگرد، سبب شعف ما هم شد. بر دین مان به او نیز وزنه‌ای اضافه شد.</p>
<p>در همان روز پنجم آذرماه ۱۳۷۷ چندهزارنفری از آن جمعیت عظیم خود را به بهشت‌زهرا رساندند تا آن دو پیکر دریده را به خاک بسپارند. کنار گودال عمیقی که کنده بودند ایستاده بودم، آشنا و غریبه زار و فریاد می‌زدند. پدرم را که پیچیده در پرچم محبوبش در عمق خاک خواباندند، متوجه چند عکاس شدم که در فشردگی تن ها تقلا می‌کردند تا دوربین هایشان را به سوی این گودال دراز کنند. دستشان را گرفتم و به جلو کشیدم، راه باز کردم تا آن‌ها آخرین تصویر مردگانم را ثبت کنند. از پدرم چند تصویر باقی مانده است. تصویر مرگ او امتدادی از چگونگی حضور او را بازمی نماید. این تصاویر به غایت تلخ اند اما شبیه او، از جنس او هستند.  دوربین ها هنوز رو به دهان باز آن گودال بودند که مادرم را  روی دست آوردند و در خاک گذاشتند. اما حتی از این صحنه هم تصویری از مادرم باقی نمانده است. یکی از عکاس ها قول داد و نیامد، دیگری گفت تصاویرش سیاه شده. کسی می‌گفت تصویر زن مرده حرمت دارد و نباید منتشر شود. تصویر مادرم آنگونه که بود و آنگونه که رفت، در این روز خاکسپاری اش، که به مدد آزادگی و ایثار او و همرزمش هزاران انسان جسارت اعتراض یافتند، ثبت نشده باقی ماند …  زیرا او یک زن بود و چارچوب‌های تنگ حاکم چگونگی بازنمایی حضورش را تحمیل کردند و همچنان نیز می کنند.</p>
<p>گزارش دوم؛</p>
<p>در هفته اول تیرماه  ۱۳۷۸، چند روز پس از اعلام مرگ سعید امامی، یکی از متهمان پرونده قتل پدرومادرم که سال ‌ها معاون وزیر اطلاعات، به هنگام وقوع قتل ها مشاور وزیر و به هنگام مرگش زندانی بود، به ایران رفتم به این امید که مسئولان پرونده را وادار به پاسخگویی و روشنگری در شرایط پرابهام پیش آمده کنم. در مراجعه های پیاپی که به همراه خانم عبادی، وکیل خانواده مان، به دادستان نظامی کردم تنها پاسخی که شنیدم این بود که تحقیقات ادامه دارد و دستگاه قضایی در پی کشف حقایق است و به دلیل حساسیت موضوع از بازگویی نتیجه ی تحقیقات معذور می‌باشند. در تهران بودم که در پی افشاگری روزنامه سلام درباره ی رهنمود سعید امامی در لزوم محدودیت آزادی مطبوعات، این روزنامه توقیف شد و دانشجویان در اعتراض به این توقیف اقدام به تظاهرات کردند. دامنه ی اعتراض به شدت اوج گرفت، که نمایانگر ظرفیت اعتراضی نسل جوان جامعه بود. برای چند روز اطراف دانشگاه تهران به قلب تپنده ی جنبشی در شهر بدل گشت، که زیر نام ۱۸ تیر در تاریخ ثبت شد. در آن روزها خانه ی پدرومادرم به یکی از مکان های پر رفت و آمد بدل شده بود، زیرا یکی از گروه‌هایی که در اوج‌گیری این جنبش در تهران نقش داشت اعضا و هواداران سازمان جوانان حزب ملت ایران بودند. در طی ماه های پس از قتل پدرومادرم این جوانان با برپایی نشست های عمومی در خانه ی آنان سعی در یارگیری و گسترش دامنه ی حضور سیاسی خود داشتند. در طول آن چند روزی نیز که تظاهرات دانشجویی گسترش می یافت، آنها می‌آمدند و می رفتند؛ ملتهب و پرامید بودند، صداهایشان در اثر شعاردهی های شبانه‌روزی گرفته بود و از خطر اعمال خشونت لجام گسیخته از سوی نیروهای تندرو و عدم پشتیبانی لازم در بزنگاه خطر از سوی نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان، ابراز نگرانی می‌کردند.</p>
<p>با اوج‌گیری سرکوب، این جوانان زیر فشار نهادهای سرکوبگر قرار گرفتند. چند نفری بازداشت شدند، دیگران ناچار به زندگی مخفیانه یا حتی گریز از کشور شدند. در کنار این جوانان نیز به فاصله کوتاهی سه تن از کادر رهبری و اعضای قدیمی این حزب نیز بازداشت و در اطلاعیه‌ی شدیدالحنی که از سوی وزارت اطلاعات منتشر شد، محکوم به شرکت در سازماندهی اعتراضات شدند.</p>
<p>حس ناامنی و واهمه و نیز نگرانی از سرنوشت بازداشت‌شدگان من و اطرافیانم را دربرگرفته بود. سایه ی سنگین تهدید بر خانه ی پدرومادرم افتاده بود. تلفن‌های مشکوک افزون شده بودند. کوچه‌ی باریک ما انگار محل تجمع موتورسوارها شده بود که صدای قیقاژها و ترمزهایشان بر جو رعب و وحشت دامن می زد. هر از گاهی کسی از میان دوستان و آشنایان تماس می گرفت تا توصیه کند که به همراه خانواده‌ام خانه را ترک کنم. دلم نمی‌آمد بروم و آن خانه را خالی بگذارم. مادربزرگ و خاله هایم هم اگرچه من را لجوج و بی‌منطق می‌خواندند اما نمی‌رفتند. خاله‌ام بازهم چوب جارو را پشت در ایوان گذاشته بود تا در صورت هجوم به خانه مسلح به ابزار دفاعی باشد.</p>
<p>در حول و حوش همان روزها بود که دادستانی نظامی در اطلاعیه‌ای مبهم و طولانی پرونده قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ را ملی خواند، این جنایت ها را توطئه ای بر ضد سران نظام اعلام کرد و از پیدا شدن ردپای جاسوسان خارجی در این جنایت ها خبر داد. در پی این اطلاعیه که به وضوح نشان از انحراف مرجع رسیدگی کننده از چارچوب‌های صحیح قضایی داشت، به همراه خانم عبادی به دادستانی نظامی مراجعه کردم. دادستان نظامی تهران که مسئول رسیدگی به پرونده قتل ها بود، با ژستی فاتحانه حرف‌های شعارگونه و مبهم می‌‌زد. او در پاسخ به پرسش من که آیا در تأیید ارتباط متهمان پرونده با سازمان‌های جاسوسی بیگانه به دلیل و مدرک عینی دست یافته‌اند، گفت: خیر این یک تحلیل است ولی قطعیت دارد! در برابر تذکر خانم عبادی که این شیوه ی دادرسی و این اطلاعیه می‌تواند به انحراف مسیر دادرسی و جوسازی‌های هدف دار بیانجامد سکوت کرد. سپس نیز حرف‌های همیشگی اش را در باب تعدش به حفظ امنیت ملی و لزوم اعتماد ما به روند دادرسی تکرار کرد.</p>
<p>همزمان با این اتفاقات در روز ۲۲ تیرماه در یک تماس تلفنی از سوی اداره گذرنامه به من خبر داده شد که ممنوع الخروج هستم. هدف این پیام البته واضح بود. اما در مراجعه به اداره گذرنامه، دلیل ممنوع‌الخروجی ام فقدان مدارک لازم در پرونده‌ام برای صدور اجازه خروج از کشور برای زنان اعلام شد، که شامل اجازه خروج از سوی همسر یا رونوشت طلاق رسمی می‌باشد. اجازه ی خروج یکی از اهرم‌های فشار در ساختار سیاسی حاکم بر ایران است که در مورد زنان بازنمای وجه مردسالارانه ی این ساختار نیز هست. مسئول مربوطه توضیح داد که مدارک مربوط به طلاق من کامل نیستند و بایستی از سوی دادگاه خانواده تأیید شوند. در پایان توضیحات مفصلش در باب چگونگی و زمان طولانی لازم برای رفع ممنوع‌الخروجی، به من «توصیه برادرانه» کرد تا نگذارم از پیگیری پرونده قتل پدرومادرم سوءاستفاده سیاسی شود. او در برابر پرسش من که ارتباط میان ممنوع‌الخروجی من در اثر مفقود شدن گواهی طلاقم از پرونده ی اداره گذرنامه با چگونگی پیگیری پرونده قتل پدرومادرم چیست، پاسخی نداد. در طول هفته‌های پس از آن، هر روز به دستگاه‌های زیربط مراجعه کردم و در چرخه ساختگی یک روند به‌ظاهر قانونی گرفتار شدم.</p>
<p>چنین شیوه‌هایی یعنی استفاده از قوانین تبعیض آمیز و بکارگیری دستگاه اداری برای ایجاد موانع به ظاهر قانونی  از راه پرونده سازی های ساختگی، که به قصد تحمیل شرایط دشوار و ناامنی ذهنی انجام می شود، یکی از شیوه‌هایی ست که خانواده‌های قربانیان خشونت سیاسی، که در راه دادخواهی عزیزانشان تلاش می‌کنند، با آن مواجه می‌شوند تا دست از تلاش خویش بکشند. از آنجا که بر اساس قوانین حاکم، استقلال حقوقی زن در بسیاری موارد به رسمیت شناخته نمی شود، وابستگی‌های او علیه او به کار بسته و اینگونه در تله ی شرایط پیچیده و تحمیلی ای گرفتار می‌شود، که البته تنها به جرم دادخواهی برای او گسترده‌اند، اما از بیان صریح آن نیز طفره می‌روند. سرانجام پس از نزدیک به یک ماه با تکمیل مدارک، ممنوع الخروجی من برطرف شد و موفق به بازگشت به خانه‌ام در آلمان شدم.</p>
<p>اگرچه پس از آن تابستان هم خروجم از ایران چندین بار با ممناعت روبرو شد، اما دیگر هیچ‌گاه دلیل ذکر شده از سوی مقامات ذیربط چنین مسخره و همراه با ظاهرفریبی نبود و به من امکان اعتراض شفاف به این فشارها را می‌داد.</p>
<p>گزارش سوم؛</p>
<p>روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۷۹ به دنبال دریافت احظاریه ای به دادگاه ویژه روحانیت مراجعه کردم.</p>
<p>مدتی پیش از آن در یک نشریه‌ (انتخاب) متن نقل‌قولی از یکی از چهره‌های سیاسی تندرو (عباس سلیمی نمین) منتشر شده بود که در روایت غریبی از قتل های سیاسی ادعا کرده بود مادرم اصلاً همکار وزارت اطلاعات بوده است. خانم عبادی به وکالت از سوی برادرم و من از گوینده این سخنان گهربار و نیز صاحب‌امتیاز آن نشریه ی وزین به جرم نشر اکاذیب و هتک حرمت از مادرمان شکایت کرد. از آنجا که صاحب امتیاز نشریه یک روحانی بود (هاشمی) پس از مدتی شکایت ما به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع شد.</p>
<p>حضور در مقر دادگاه ویژه روحانیت برای من تجربه غریب و سنگینی بود. مثل حضور در صحنه ی یک تأتر که هیچ سنخیتی میان شما و محیط و نقشی که در آن واقع شده‌اید وجود نداشته باشد. بیگانگی که با خود حس می‌کنید آنچنان سنگین است که انگار یکباره در توهم غلتیده‌اید. تفاوتش این است که شرایط واقعی می باشد و شما نیز نه تنها ناچار به واکنش هستید که نتایج این واکنش نیز در واقعیت زندگی شما محسوب خواهد شد و در حیطه‌ی توهم باقی نخواهد ماند.</p>
<p>قاضی مربوطه، که نامش را به یاد ندارم و البته روحانی بود، روی زمین فرش شده ی دفتر کارش پشت پوشه هایی که روی میز کوتاهی قرار داشتند نشسته بود و به پشتی فرش پوشی تکیه داده بود. من کمی پایین‌تر از میز او روی فرش نشسته بودم و بر طبق مقررات این دادگاه چادری به سر داشتم، که نگهبان دم در با تحکم به من داده بود.  قاضی به من گفت که شکایت ما رد شده است. حکمی را به دست من داد و گفت می‌توانم آن را بخوانم اما حکم را تحویل من نخواهد داد تا از سوءاستفاده های ممکن از آن جلوگیری کند. سپس نیز با انتقاد از مصاحبه‌ها و افشاگری‌های خانم عبادی در این رابطه، اضافه کرد که اگر قصد دادن اعتراض به این حکم را دارم بایستی وکیل دیگری انتخاب کنم زیرا دادگاه ویژه روحانیت از پذیرش وکیل زن و غیر روحانی معذور است و تا اینجا نیز با چشم‌پوشی از این اصل با ما همراهی شده است. به او گفتم که وکیل دیگری انتخاب نخواهم کرد اما اعتراض خود را در مشورت با وکیلم خانم عبادی خواهم نوشت و به نام خود به دادگاه تحویل خواهم داد؛ اعتراضی نکرد. از او پرسیدم که آیا می‌توانم از روی حکم یادداشت بردارم؛ مخالفتی نکرد. حکم را که طولانی هم نبود رونویسی کردم و رفتم. چند روز بعد اعتراضی را که خانم عبادی نوشته بودند و من رونویسی و امضا کرده بودم، به قاضی تحویل دادم. پس از مدتی حکم قطعی در رد شکایت ما صادر شد، با این استدلال که هتک حرمتی صورت نگرفته و در صورت همکاری با وزارت اطلاعات خدشه و ضرری متوجه مشارالیها نمی شود. این حکم نیز یکی از اسناد عدالت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در برخورد با قتل مادرم می باشد.</p>
<p>اگرچه عدم پذیرش زن به عنوان وکیل در این دادگاه را می‌توان از شواهد عدم تساوی حقوق زنان با مردان دانست اما من امیدوارم گذر هیچ زنی به این دادگاه نیافتد تا زمانی‌که چنین دادگاه ویژه‌ای که در ذات خود دربردارنده‌ی امتیازهای غیرعادلانه برای یک قشر اجتماعی خاص است، برچیده شود.</p>
<p>گزارش چهارم؛</p>
<p>نکته‌ی دیگری که در چارچوب این گفتار می گنجد مربوط به نامه‌ای است که در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۷۹ از یک تشکل فمینیستی در آلمان (Terre Des Femmes) دریافت کردم. از همان ابتدا و پس از بازگشت از نخستین سفرم به ایران در پی قتل پدرومادرم، یکی از تلاش هایم برای پیشبرد امر دادخواهی، در اطلاع‌رسانی و جلب حمایت افکارعمومی، نهادهای مدافع حقوق بشر و نهادهای سیاسی در کشوری که ساکن آن هستم، بوده است. برای نمونه هربار در بازگشت از ایران در نامه‌هایی با مخاطب خاص و یا سرگشاده، روند پیگیری پرونده و موانع آن را توضیح دادم و برای مطبوعات، شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و نهادهای حقوق بشری و سیاسی فرستادم. هر از گاهی نیز پاسخی دریافت کردم. یکی از این پاسخ‌ها از سوی تشکل نام برده برایم فرستاده شده که در آن پس از تشکر از نامه من در اطلاع‌رسانی در مورد قتل پدرومادرم آمده است، متأسفانه سازمان مربوطه نمی‌تواند متن نامه را در نشریه اش منتشر کند زیرا به طور مشخص دربردارنده‌ی پایمال شدن حقوق بشر یک زن نمی باشد. در نامه البته همچنین به من پیشنهاد شده که اگر مایل باشم به پشتیبانی از من به رئیس قوه قضاییه در ایران نامه‌ای از سوی این سازمان نوشته خواهد شد. این پاسخ که هنوز نیز سبب بهت من می شود، حتی اگر منطبق بر وظایف تعریف شده‌ی این سازمان و نشریه‌اش تهیه شده باشد، بر من به عنوان یک زن بسیار سنگین آمد. بررسی تأثیرات اینگونه تنگ نظری ها در چنین گفتمان و ساختاری به باور من جای کار دارد. اینجا اما من تنها به این اشاره بسنده می‌کنم که به استناد نمونه ی ذکرشده اینگونه محدود کردن حوزه‌ی گفتمان و کنش در سازمان های مدافع حقوق زنان زاینده‌ی معضلی در تعریف چگونگی ارتباط خویش با گستره‌ی وسیع حق‌طلبی و حرکت‌های ضد سلطه می‌باشد، که نباید به آن با چشم‌پوشی روبرو شد.</p>
<p>گزارش پنجم؛</p>
<p>این بخش بازگوی تلخ‌ترین تجربه‌ای که به عنوان یک زن در این مسیر دادخواهی داشته‌ام، است و چون آن را در نوشته‌ای که امسال در آذرماه و در سالگرد قتل های سیاسی پاییز ۷۷ در سایت بی‌بی‌سی منتشر شد، آورده‌ام، نیازی به دست کاری در آن ندیدم و بخشی از آن را نقل‌قول می‌کنم:</p>
<p>«صبح روز شنبه نهم مهرماه ۱۳۷۹ به همراه خانم عبادی به دفتر قاضی عقیلی رئیس شعبه‌‌ی ویژه شماره پنج دادستانی نظامی تهران رفتم، که به ریاست دادگاه گمارده شده بود. رئیس دفتر او با چنان خشرویی و روبازی تمرین‌شده‌ای پذیرای ما شد که بلافاصله به او مضنون شدم. شبیه اطلاعاتی‌هایی بود که سعی می‌کنند شکی برنیانگیزند. پرحرفی می‌کرد و تلاش می‌کرد فضایی خودمانی ایجاد کند. قاضی که از راه رسید، ما را به دفترش در جنب این اتاق برد، خودش پشت میز بزرگ کارش نشست و به ما دو صندلی در کنار این میز تعارف کرد. پشت سرش دو قاب عکس معمول اینگونه دفترها به دیوار آویخته بود که از درونشان دو رهبر نظاره‌گر امور بودند. در آغاز صحبتش آیه‌ای خواند که به یادم نمانده، و سپس تکگویی طولانی آغاز کرد. از اعتبار قضایی خویش به تفصیل گفت، از تعهد اسلامی و جسارتش در انجام وظایف خطیر. او گفت که این پرونده بیهوده پیچیده شده است. گفت اختلافات سیاسی باعث خلط مبحث در این پرونده شده‌‌اند ولی او با شرط استقلال رأی این مسئولیت را برعهده گرفته و به شدت از ورود مباحث سیاسی به حوزه‌ی وظیفه‌اش جلوگیری خواهد کرد. گفت تنها قتل هایی اتفاق افتاده، قاتلان و مباشرانشان اعتراف کرده‌اند و از سوی او بر طبق موازین شرع به کیفر مقتضی محکوم خواهند شد. سپس رو به من کرد و جمله‌ای گفت که مانند زهری بر جانم نشست: «در مورد قاتلان پدر و مادر شما دو حکم قصاص صادر خواهد شد که اگر تقاضای اجرای حکم در مورد قاتل مادرتان را داشته باشید، موظف به پرداخت نصف دیه ی متهم به خانواده‌اش هستید.» سرم به دوار افتاده بود و می لرزیدم. واژه‌ی قصاص مثل هیولایی به ذهنم هجوم آورده بود. دست خانم عبادی را حس می کردم که دستم را می فشرد. صدای او با لحنی معترض را می‌شنیدم، بی‌آنکه توان گوش دادن داشته باشم. قاضی همچنان به تک گویی ادامه می‌داد و من به تله ی احکامی که بر سرزمینم حکم می راند فکر می‌کردم؛ به این دستگاه قضایی که از قتل سیاسی دگراندیشان دعوای خصوصی میان مأمور اجرای حکم و فرزند مقتول می ساخت، به قانونی که از دادخواهی انسانی من خون‌خواهی می‌ساخت. به قانونی که ارزش جان زن، ارزش جان مادر نازنینم، که عمری آزاده و شریف زیست، را نیمی از ارزش جان هر مردی رقم می‌زد و می زند. زخم‌های عمیق سینه‌ی مادرم، که دو سال پیش در حیاط خلوت پزشک قانونی نشانم دادند، دوباره روی چشم‌هایم نشسته بودند. دلم می‌خواست گریه شان کنم، زار بزنم. … صدای قاضی باز هم رو به من بود، می‌گفت «توصیه‌ی برادرانه» می‌کند که از خواندن پرونده صرف‌نظر کنم و این وظیفه را به وکیلم بسپارم. می‌گفت از سر دلسوزی می‌گوید تا من بیش از این آزار نبینم. دلم می‌خواست فریاد بزنم، ناسزایش بگویم. … با لحن خشکی به او گفتم که از حق خود، که تا به حال پایمال شده، استفاده خواهم کرد و پرونده را خواهم خواند و او نیز برای صدور احکامش موظف به صبر تا پایان دادرسی ست.»</p>
<p>پایان دادرسی اما علی‌رغم تمامی اعتراض های وکلای ما و خودمان، که جا به جا از پشتیبانی دیگر معترضان به این روند ناحق نیز برخوردار بود، صحه‌ای شد بر پیشگویی این قاضی و در حکم صادره از سوی دادگاه فرمایشی نیز این جمله ثبت شده است که: اولیای دم مقتوله با پرداخت نصف دیه کامله به قاتل پس از استیذان از ریاست محترم قوه قضاییه حق اجرای حکم (قصاص) در مورد محکوم علیه را دارند.</p>
<p>این جمله مایه‌ی شرمساری و خشم من به عنوان فرزند آن زن شریف و آزاده، و مایه‌ی شرمساری و خشم من به عنوان یک زن است. این جمله تبلور واپس‌ماندگی و بی‌عدالتی ست که واقعیت تاریخی یافته و مواجهه با خود را ناگزیر می‌سازد. پذیرش وظیفه‌ی دادخواهی، زاییده‌ی این مواجهه ی ناگزیر با تنگنای واقعیت تاریخی خویش است.</p>
<p>در بازبینی گذشته درمی‌یابم که برای من خودآگاهی به وظیفه ی دادخواهی همراه با پذیرش موقعیت مشاهده اتفاق افتاده است؛ در تبدیل فعل دیدن به موقعیت یک شاهد عینی. در چنین موقعیتی عمل دیدن چارچوب های انفعالی خویش را درمی‌ شکند و خودآگاهی به مسئولیت شهادت به واقعیت دیده شده، زاینده ی کنش اعتراضی می گردد. می‌بینید تا به حافظه بسپارید، تا بازگو کنید و آنچه را که دستگاه عریض و طویل قدرت سعی در مخفی کردنش دارد، به دیگران منتقل کنید. افکار عمومی و حافظه‌ی جمعی نیاز به روایت شما دارد تا بتواند واقعیت را دریابد. با چنین تعبیری می‌توان در موقعیت یک شاهد عینی مسئولیتی اخلاقی بازشناخت. عمل مشاهده ناگزیر با پذیرش  مسئولیت افشاگری همراه می‌شود. اینجاست که روایت یک شاهد عینی بار اجتماعی و سیاسی به خود می‌گیرد.</p>
<p>در طی سال‌های گذشته همواره سعی کرد‌ه‌ام با نگاه به گذشته به تبیین تجربه خویش به عنوان یکی از بازماندگان قربانیان خشونت سیاسی بپردازم. بازگویی اینگونه تلاش ها، شکست ها، سر‌خوردگی ها و امیدواری ها، روایت‌هایی می‌سازند که در شکل‌گیری تاریخ و فرهنگ اعتراض سهیم می شوند. به باور من هرگونه تلاشی برای روایت کردن تاریخ خود و تبیین حقیقت تاریخیِ خود، هم‌زمان تلاشی ست در راستای پی‌ریزی مناسباتی بدیل در زمان حال و آینده.</p>
<p>چنین تعبیری دادخواهی را به مثابه کنشی انسانی از تعریف خطی زمان می‌رهاند، آن را به گونه ی روندی تاریخی تعریف می‌کند که گذشته، حال و آینده را در ارتباط زنده شان با یکدیگر باز می‌شناسد و از این منظر تعهدی اجتماعی بر شانه‌های انسان قرار می‌دهد و یا با اشاره به عنوان این نشست، به مسئولیت شهروندی او بدل می‌شود.</p>
<p>پرستو فروهر، فرانکفورت، پنجم بهمن ۱۳۹۲</p>
<div>نشست سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان ایرانی در آلمان</div>
<div>در شهر فرانکفورت  از چهارم تا ششم بهمن</div>
<div>موضوع سمینار</div>
<div>دادخواهی، مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</div>
<div><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6910.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2322" title="IMG_6910" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6910-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2320/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺎ ﺗﻮﺷﻪ ی ﺭاﻫﻤﺎﻥ / عسل اخوان</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/2316/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/2316/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 00:12:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2316/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="IMG_6841" /></a>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴ روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای...<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2317" title="IMG_6841" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴</p>
<p>روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای بار اول شرکت کردم و امسال هم از شرکت کنندگان سمینار بودم خود را موظف دانستم که نکاتی را درباره ی یادداشت اختر قاسمی از منظر خودم، با شما در میان بگذارم. اول از همه باید بگویم، این نوشته را به وبسایت شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان، خواهم داد چرا که مخاطبان این نوشته قطعأ مردانی نخواهند بود که برای اختر قاسمی در وبسایت گویا نیوز با نگاه زن ستیزشان، دست زدند و هورا کشیدند، بلکه انسانهایی هستند که با نگاه غیر زن ستیز و همجنسگراستیز، در پی نقد و نه تخریب هستند. قبل از شروع به نوشتن نکات مد نظرم، باید این نکته را بگویم که نوشتن این چند خط کاری بسیار دشوار است چرا که پاسخ دادن به نوشته ای انتزاعی همواره کار پاسخ دادن به روشی غیرانتزاعی را دشوار می کند.</p>
<p>لازم می دانم نوشته را با ذکر این نکته آغاز کنم که همواره در زندگی شخصی و سیاسی ام تلاش داشته ام با نگاه انتقادی مسائل را ببینم و تحلیل کنم، این خصوصیت منجر به حذف مستقیم یا غیرمستقیم من توسط خودم یا دیگران از بسیاری از فضاهای سیاسی موجود چه در ایران و چه در غرب شده است (هرچند اکثر این فضاهای سیاسی نگاهی مردمحور به سیاست داشته اند).</p>
<p>زمانی  کمتر از سه سال پیش به آلمان مهاجرت کردم، تلاشم بر این بود که فضاهای سیاسی، فمینیستی و اجتماعی موجود در آلمان چه ایرانی و چه بین المللی را بشناسم و تجربه کنم. همین موضوع منجر به این شد که دو سال پیش، زمانی که سمینار سراسری زنان ایرانی در آلمان در شهر برلین برگزار می شد، به کمیته برگزاری بپیوندم و با زنانی که سالها پیش از من فعالیت فمینیستی و سیاسی خود را آغاز کرده بودند تبادل نظر و اطلاعات کنم چه در بخش نظری چه عملی. همین نکته نقض گفته ی خانم اختر قاسمی را در خود دارد، چرا که به عنوان فرد جوانی! که تازه وارد آلمان شده بود، توانستم خود را همراه و در یک سطح با زنانی ببینم که سالهای سال بود که این سمینارها را برگزار می کردند بدون اینکه آنها فکر کنند اولویتی نسبت به من دارند یا من اجازه دهم تفاوت سنی ما تبعیضی بین ما ایجاد کند. متأسفانه خانم اختر قاسمی در نوشته ی خود، از مفاهیم کاملأ تبعیض آمیز استفاده کرده اند که من در این نوشته در پی بازتولید آن مفاهیم نیستم، آنجا که ایشان به موهای سفید شرکت کنندگان اشاره کرده اند، برای من &#8220;سن گرایی&#8221; یا &#8220;تبعیض سنی&#8221; را به صورت کلی و  در نوشته ی ایشان واضحأ جوان گرایی  را در خود جای داده است. هرچند که گفته ی ایشان به هرحال محلی در واقعیت ندارد که برای مثال، سمینار امسال در فرانکفورت طیف های سنی مختلفی را به عنوان سخنران و شرکت کننده داشت، هرچند اگر ایشان این فکر را می کنند که جوانان در این سمینارها نمی آیند می توان این سوال را از جوانان پرسید که چرا شرکت نمی کنید؟! در عین حال، باید این نکته را تأکید کنم که نقدهای من به این سمینار زنان مانند دیگر فضاهای فمینیستی و سیاسی موجود، وجود دارد. دو سال پیش زمانی که به عنوان سخنران در سمینار زنان آلمان در برلین شرکت داشتم، بخشی از دغدغه های تئوریک خود را مبنی بر اینکه چه کسی زن است و می تواند در این سمینارها شرکت کند(آیا فقط زن بیولوژیک؟)، همراه با سه تن دیگر از دوستان در پنلی، بیان کردیم که علاقمندان می توانند آنها را در اینترنت بخوانند. اما برای من مسئله ی حیاتی ای موجود است که آیا من خودم را خارج از این جمع می بینم و می خواهم آن را نقد (یا با روش خانم قاسمی تخریب) کنم یا از داخل سعی در بهبود آن چه در بخش نظری و چه در بخش عملی، خواهم کرد. خوشبختانه باید بگویم که با توجه به اینکه وجود چنین جمع ها و سمیناری را نه تنها مطلوب بلکه ضروری می دانم، و با توجه به اینکه خود را فمینیستی می دانم که قرار نیست دستهایم را بالا بگیرم و بدون تلاشی از جانب خودم، بقیه ی انسانهایی که مبارزه می کنند را تخریب کنم، خود را عضوی کوچک از زنانی می بینم که قرار است دست در دست هم مبارزات علیه مردسالاری، همجنس گرا ستیزی، دگرجنس گرایی اجباری و زن ستیزی را که زنان ایرانی در آلمان ۳۵ سال پیش شروع کرده اند را با تمام چالش ها و کمی و کاستی هایش، پیش ببریم. خانم اختر قاسمی در بخشی گفته اند که همیشه سخنرانان و شرکت کنندگان افراد یکسانی هستند، سوال من از کسانی که مانند ایشان فکر می کنند این است که آیا شما تا بحال برای سخنران بودن درخواست کرده اید و رد شده اید یا آیا شما تا بحال خواستید به عنوان شرکت کننده در این سمینار باشید و به شما این اجازه داده نشده است؟! چرا ما همیشه متوقع هستیم که دیگران به ما اصرار ورزند در سمیناری شرکت کنیم که از آن ماست، که برای ماست، از ماست. هر ساله، برای هفته های متمادی، تبلیغ این سمینار در فضای مجازی همه جا به چشم می خورد و از کسانی که می خواهند در سمینار به عنوان سخنران شرکت کنند درخواست می شود که طرح پیشنهادی خود را برای کمیته برگزار کننده بفرستند، همانطور که پس از آن، آگهی ثبت نام در سمینار برای شرکت کنندگان باز هم در فضای مجازی منتشر می شود و علاقه مندان می توانند ثبت نام کنند. پس شانس و موقعیت شرکت برای همه ی زنان از هر سنی موجود است، اینکه افرادی متوقع هستند به صورت شخصی از آنها دعوت شود بحثی جداگانه است که به نظر نگارنده محلی از اعراب ندارد. ایشان گفته اند که در این سمینارها هیرارشی عجیب و رهبری پشت پرده ای وجود دارد، و این جمع، جمعی مافیایی ست، متأسفانه به این بخش آنگونه که می خواهم نمی توانم بپردازم چرا که ایشان اینقدر انتزاعی و تخریبی بحث کرده اند که در رد صحبت ایشان تنها می توان گفت: خیر اینگونه نیست، یا اینکه گفت: از چه هیرارشی ای صحبت می کنید؟ رهبری چه کسانی؟ همه ی کسانی که شرکت می کنند؟ و آیا شما تلاش کرده اید اگر واقعأ معتقدید هیرارشی وجود دارد این موضوع را بشکنید، هرچند اتهامات شما بی هیچ پایه و مدرکی ارائه شده اند و برای شما آسان است که خیلی کلی، جمعی بزرگ و متنوع را مافیا بخوانید چرا که ظاهرأ شما قرار نبوده که پاسخگوی کسی باشید. ایشان در جایی دیگر، می گویند که اگر زنی مستقل باشد و نگوید من فمینیست ام، جایی در این سمینار ندارد. این حرف باز هم بدون مدرک ارائه شده است و واقعی نمی تواند باشد، چرا که من و بسیاری از زنان دیگر در این سمینار خودمان را مستقل می دانیم، فعالیت های دیگر هم می کنیم و البته که احتمالأ هراسی از بلند فریاد زدن &#8220;من فمینیست هستم &#8221; نداریم. سوالی که باید اینجا مطرح شود این است، وابسته به چه چیزی؟ وابسته به فمینیسم؟ در عین حال که می دانیم فمینیست بودن هم طیف وسیعی از افکار فمینیستی مختلف را در بر می گیرد. خانم اختر قاسمی، به شدت بدون ارائه دلیل می خواهد،واقعأ مافیایی را برای مخاطب از این سمینار بسازد که یا داخلش هستی یا خارج، این صحبت در مورد سمینار زنان در آلمان که هر ساله عده ای شرکت می کنند، عده ای جدید وارد می شوند، عده ای دیگر نمی توانند شرکت کنند و غیره صدق نمی کند. بعضی اوقات، هیرارشی را خود ما به وجود می آوریم در ذهن خود، در عمل خود، با حذف خود از جایی که باید از آن ما باشد و در بهبودش تلاش کنیم، پس از آن خود را در موضع قربانی  می گذاریم و همه دشمنان ما می شوند در  قصه ای که ما  در ذهن  خود پرورانده ایم و نقش پری بی گناه قصه را از آن خود کرده ایم.</p>
<p>خانم اختر قاسمی، در جایی دیگر زنانی را که سالهای سال است با وجود تهدیدهای دولتی و جوامع ضد زن و همجنسگراستیز، آشکارا زندگی کرده اند و در زندگی روزانه خود مقاومت و مبارزه کرده اند را تهدید به افشای رازهای زندگی خصوصیشان کرده است. تئوری از عمل نمی تواند جدا باشد همانطور که شخصی، سیاسی است. آیا ایشان با بیان این نکته اعلان جنگ کرده اند؟ جنگ علیه زنانی که جنگ را زندگی کرده اند و زنده مانده اند. خانم اختر قاسمی، ما سالهای سال است که در جنگیم، جنگ با دولتها، جنگ با مردسالاری، جنگ با زن ستیزی، جنگ با همجنس گرا ستیزی. ما سالهای سال است جنگیده ایم که حذف نشویم به خاطر زن بودن، که به حاشیه کشیده نشویم، از پدران خود فرار کرده ایم که خود را سانسور نکنیم، جلوی پدران و برادرانمان ایستاده ایم، با دولت ایران جنگیده ایم، با نگاه سیستماتیک ضد زن دولت ها. ما سانسور را مبارزه کرده ایم، شما بیایید و زندگی ما را افشا کنید که برخوردهای زن ستیز و همجنس گرا ستیز شما با ما زنان، اولین بار نیست که سعی در به پستو کشیدن ما می کند و ما مقاوم می مانیم.</p>
<p>به دلیل جلوگیری از طولانی تر شدن این نوشته، بحث خود را با آموزه ای از فمینیست های سیاه که در چند سال اخیر، من را تحت تأثیر قرار داده تمام می کنم، باید که خواهری (sisterhood) را به عنوان سرکوب شدگان این جامعه، سرمشق خود قرار دهیم. خواهری نه در مفهوم خانواده، بلکه در مفهوم فمینیستی آن، در مفهوم همبستگی داشتن، رفاقت کردن و فهمیدن یکدیگر. همراه دیگر رفقایم تلاش سالهای سال آنها و ما را برای مبارزه علیه زن ستیزی ارج می نهم و از درون هر روزه و هر ساله سعی در بهبود مبارزه مان می کنم.</p>
<p>لینک مطلب اختر قاسمی در گویانیوز</p>
<p>http://news.gooya.com/politics/archives/2014/01/174247.php</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/2316/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دادخواهی، مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2305/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2305/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Jan 2014 11:53:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2305/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2305/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/01/Gipfel-der-Gerechtigkeit-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="سمینار زنان در فرانکفورت" title="Seminar Zanan Frankfurt" /></a>سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل¬های زنان و 
زنان دگر و هم¬جنس¬گرای ایرانی در آلمان

فرانکفورت
24 تا 26 ژانویه 2014
 
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/01/Gipfel-der-Gerechtigkeit.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2312" title="Seminar Zanan Frankfurt" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/01/Gipfel-der-Gerechtigkeit-150x150.jpg" alt="سمینار زنان در فرانکفورت" width="150" height="150" /></a></p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/01/barnameh-seminar-0-11.pdf" target="_blank">برای دریافت برنامه سمینار در فرمت پی دی اف اینجا را کلیک کنید!</a><br />
<a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/01/barnameh-seminar-0-11.pdf">barnameh-seminar-0-1</a></p>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" width="323">
<tbody>
<tr>
<td width="323" valign="top"><strong><br />
دادخواهی، مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان و<br />
زنان دگر و هم­جنس­گرای ایرانی در آلمان</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>فرانکفورت<br />
۲۴ تا ۲۶ ژانویه ۲۰۱۴</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>دادخواهی،   مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان و<br />
زنان دگر و هم­جنس­گرای ایرانی در آلمان</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong><em> </em></strong><strong><em> </em></strong><strong><em><span style="text-decoration: underline;">جمعه ۲۴   ژانویه ۲۰۱۴</span></em></strong><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong><em>ساعت ۱۵</em></strong><strong> ثبت   نام و تقسیم اتاقها<br />
</strong><strong>ساعت ۱۸</strong><strong> صرف شام<br />
</strong><strong>ساعت ۱۹</strong><strong> خوش </strong><strong>آ</strong><strong>مد و معرفی   برنامه<br />
</strong><strong>ساعت ۱۹ و ۱۵   دقیقه</strong><strong> </strong><strong>فرازهایی از تاریخ<br />
دادخواهی زنان<br />
اجرا: گروه   برگزارکننده سمینار</strong></p>
<p><strong>ساعت ۲۰</strong><strong> </strong><strong>الهه امانی (امریکا)</strong><strong><br />
حقوق   شهروندی و زنان<br />
</strong><strong>ساعت ۲۰ و ۴۰   دقیقه</strong><strong> پرسش و   پاسخ</strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"> </span></em></strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"><br />
</span></em></strong><strong><em><span style="text-decoration: underline;">شنبه ۲۵   ژانویه ۲۰۱۴</span></em></strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه</strong><strong> </strong><strong>پژاره حیدری(</strong><strong>آ</strong><strong>لمان)</strong><strong><br />
تجربه   فاشیسم و دادخواهی<br />
</strong><strong>ساعت  ۹ و۵۰ دقیقه</strong><strong> پرسش و پاسخ</strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۱۰و۳۰ دقیقه</strong><strong> </strong><strong>پرستو فروهر</strong><strong> </strong><strong>(</strong><strong>آ</strong><strong>لمان)</strong><strong> </strong><strong>بازخوانی تلاش برای دادخواهی<br />
قتل‌های سیاسی آذر</strong><strong> </strong><strong>۷۷</strong><strong> </strong><strong>از   منظر<br />
تبعیض‌ها   و تجربه‌های زنانه</strong><strong><br />
</strong><strong>ساعت ۱۱ و۱۰   دقیقه</strong><strong> پرسش و   پاسخ</strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۱۲ تا ۱۴</strong><strong> </strong><strong>استراحت و صرف ناهار</strong><strong><br />
</strong><strong>ساعت ۱۴</strong><strong> </strong><strong>پروین ثقفی(</strong><strong>آ</strong><strong>لمان)</strong><strong><br />
</strong><strong> دادخواهی و مقاومت<br />
</strong><strong>ساعت ۱۴و ۴۰   دقیقه</strong><strong> پرسش و   پاسخ</strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۱۵ و۳۰   دقیقه</strong><strong> صرف چای و   شیرینی<br />
</strong><strong><br />
ساعت ۱۶</strong><strong> </strong><strong>شادی صدر </strong><strong><br />
</strong><strong> نقش   ایرانیان تبعیدی در آینده<br />
جنبش دادخواهی<br />
</strong><strong>ساعت ۱۶ و ۴۰   دقیقه</strong><strong> پرسش و   پاسخ</strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۱۷ و ۲۰   دقیقه</strong><strong> </strong><strong>استراحت</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong><strong>ساعت ۲۰</strong><strong> </strong><strong>برنامه هنری و جشن</strong><strong><br />
رقص: </strong><strong>مینا خانی</strong><strong><br />
آواز:</strong><strong> گلرخ جهانگیری</strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="323" valign="top"><strong></p>
<p></strong><strong> </strong><strong> </strong><strong> </strong><strong>دادخواهی،   مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"> </span></em></strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"> </span></em></strong></p>
<p><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong><em> </em></strong><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"> </span></em></strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"><br />
</span></em></strong><strong><em><span style="text-decoration: underline;"><br />
</span></em></strong><strong><em><span style="text-decoration: underline;">یکشنبه ۲۶   ژانویه ۲۰۱۴</span></em></strong></p>
<p><strong><em> </em></strong><strong><em> </em></strong><strong><em> </em></strong></p>
<p><strong><em><span style="text-decoration: underline;"> </span></em></strong></p>
<p><strong>ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه</strong><strong> </strong><strong>فضایی برای شرکت کنندگان</strong><strong><br />
ارزیابی و بحث جمعی پیرامون<br />
موضوعات مطروحه در سمینار</strong></p>
<p><strong>ساعت ۱۱</strong><strong> </strong><strong>و ۱۵ دقیقه</strong><strong> </strong><strong>استراحت </strong><strong><br />
</strong><strong>ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه</strong><strong> انتخاب موضوع سمینار بعدی و<br />
شهر میزبان وجمعبندی و اختتام<br />
سمینار<br />
</strong><strong>ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه</strong><strong> </strong><strong>صرف ناهار و عکس یادگاری </strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2305/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شکنجه جنسی زندانیان سیاسی زن در ایران در تازه ترین گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان</title>
		<link>http://shabakeh.de/violence/2285/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/violence/2285/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:16:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[عليه خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2285/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/violence/2285/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2013/10/467631-manjoo-500x333.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="467631-manjoo" title="" /></a>عدالت برای ایران، ۶ آبان ۱۳۹۲: گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان در تازه ترین گزارش خود به موارد متعدد شکنجه جنسی زندانیان سیاسی و عقیدتی زن در ایران اشاره کرده است. رشیدا مانجو در گزارش خود با عنوان “گذری به عواقب و پیامدهای حبس بودن زنان“، به انواع شکنجه جنسی که از دهه...<a href="http://shabakeh.de/violence/2285/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2></h2>
<p><a href="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2013/10/467631-manjoo.jpg"><img src="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2013/10/467631-manjoo-500x333.jpg" alt="467631-manjoo" width="500" height="333" /></a></p>
<p><strong>عدالت برای ایران، ۶ آبان ۱۳۹۲:</strong> گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان در تازه ترین گزارش خود به موارد متعدد شکنجه جنسی زندانیان سیاسی و عقیدتی زن در ایران اشاره کرده است. رشیدا مانجو در گزارش خود با عنوان “<a href="http://www.ohchr.org/Documents/Issues/Women/A-68-340.pdf" target="_blank">گذری به عواقب و پیامدهای حبس بودن زنان</a>“، به انواع شکنجه جنسی که از دهه ۶۰ تاکنون در زندانهای ایران متداول بوده می پردازد و با استناد به تحقیقات سازمان عدالت برای ایران که در مجموعه دو جلدی “<a href="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/05/Crime-without-Punishment-Farsi.pdf" target="_blank">جنایت بی عقوبت</a>” منتشر شده می نویسد: ” یک تحقیق جدید، از موضوع تجاوز به زندانیان سیاسی زن در جمهوری اسلامی در طول دهه ۶۰، شامل تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام، ازدواج اجباری و سایر اشکال خشونت جنسی که برخی آنها تا امروز هم ادامه یافته است، پرده بر می دارد.”</p>
<p>این نخستین باری است که موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام که در دهه ۶۰ در زندانهای ایران اتفاق افتاده، در سطح سازمان ملل به رسمیت شناخته می شود.</p>
<p>گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان در بخش دیگری از گزارش خود نیز به این واقعیت که در بسیاری از کشورها، هرچه فعالیت سیاسی و مدنی زنان افزایش می یابد، میزان زندانیان سیاسی و عقیدتی زن نیز بیشتر می شود می پردازد و سپس با اشاره به تحقیق “<a href="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2013/06/CWP-2th-FA.pdf" target="_blank">جنایت بی عقوبت</a>“، در مورد ایران چنین گزارش می دهد: “یک گزارش جدید درباره جمهوری اسلامی ایران مستند به مصاحبه هایی با زنان زندانی سیاسی و عقیدتی سابق نشان می دهد که زنان به دلایل مختلف، از جمله همکاری با گروههای سیاسی مخالف، دفاع از حقوق زنان، فعالیتهای دانشجویی، کار با سازمانهای غیردولتی، دفاع از حقوق همجنسگرایان و ترنسجندرها و یا دفاع از حقوق اقلیتهای مذهبی، یا فعالیتهایی منفرد به عنوان روزنامه نگار، وبلاگ نویس و مدافع حقوق بشر، یا شرکت در اعتراضات و یا شکلهای دیگر فعالیت مدنی و سیاسی از جمله همکاری با اقلیتهایی که به رسمیت شناخته نمی شوند و نیز، خشونتهایی که به قوانین مربوط به حجاب اجباری مربوط است، دستگیر می شوند.”</p>
<p>رشیدا مانجو، در بخشی از گزارش خود که به شکنجه روانی زندانیان زن اختصاص دارد نیز به ایران می پردازد و می نویسد: “در جمهوری اسلامی ایران، از شکنجه های روانی شدید برای اخذ جزییات درباره روابط جنسی زندانیان و تحت فشار قرار دادن آنها با تهدید افشای آن روابط، برای وادار کردنشان به پذیرش اتهام جاسوسی، استفاده می شود. دیگر روشها[ی آزار روانی]، ارعاب، آزار کلامی در بازجویی ها و خطاب دادن قربانیان به عنوان حرامزاده یا نامشروع است. ”</p>
<p>رشیدا مانجو، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره خشونت علیه زنان، اهل آفریقای جنوبی و استاد حقوق عمومی در دانشگاه کیپ تاون است. او کمیسیونر پارلمانی کمیسیون عدالت جنسیتی در آفریقای جنوبی بوده که در روند تدوین قانون اساسی جدید این کشور پس از آپارتاید دخالت داشته است.<br />
برای خواندن متن کامل گزارش به زبان انگلیسی به لینک زیر مراجعه کنید:</p>
<p>http://www.ohchr.org/Documents/Issues/Women/A-68-340.pdf</p>
<p>28 Oct 2013</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/violence/2285/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان و زنان دگر و هم­جنس­گرای ایرانی در آلمان</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2280/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2280/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:10:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2280/</guid>
		<description><![CDATA[برنامه سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان و زنان دگر و هم­جنس­گرای ایرانی در آلمان ٢۴ تا ٢۶ ژانویه ٢٠١۴، فرانکفورت، خانه جوانان موضوع سمینار: دادخواهی، مسئولیت شهروندی و تجربه زنان سخنرانان: جمعه ٢۴ ژانویه: الهه امانی شنبه ٢۵ ژانویه: پژاره حیدری، پرستو فروهر، پروین ثقفی و شادی صدر و برنامه هنری با شرکت گلرخ جهانگیری...<a href="http://shabakeh.de/news/2280/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>برنامه سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان و زنان دگر و هم­جنس­گرای ایرانی در آلمان</strong></p>
<p>٢۴ تا ٢۶ ژانویه ٢٠١۴، فرانکفورت، خانه جوانان</p>
<p>موضوع سمینار: <strong>دادخواهی، مسئولیت شهروندی و تجربه زنان</strong></p>
<p>سخنرانان:</p>
<p>جمعه ٢۴ ژانویه: الهه امانی</p>
<p>شنبه ٢۵ ژانویه: پژاره حیدری، پرستو فروهر، پروین ثقفی و شادی صدر</p>
<p>و برنامه هنری با شرکت گلرخ جهانگیری و پویه قهرمانی</p>
<p>یکشنبه ٢۶ ژانویه: بحث و ارزیابی جمعی پیرامون موضوع سمینار</p>
<p>از زنانی که مایل به شرکت در تمام برنامه های سمینار هستند، خواهش می کنیم تا ١٠ دسامبر پول را به حساب زیر واریز کنند:</p>
<p>Iranisches Frauennetzwerk in Deutschland (shabakeh)</p>
<p>Konto Nr.: 6003498200</p>
<p>BLZ: 430 609 67</p>
<p>GLS Bank, Bochum, Germany</p>
<p>هزینه سمینار برای</p>
<p>سه روز با اقامت و غذا: <strong>٨۵ یورو</strong><strong></strong></p>
<p>سه روز با غذا و بدون جاى خواب: <strong>٣۵</strong><strong> </strong><strong> یورو</strong></p>
<p>شنبه: ورودی و غذا: <strong>٢٠ یورو</strong></p>
<p>جمعه و یکشنبه با ورودی و غذا: هر روز <strong>١٠ یورو</strong></p>
<p><strong>آدرس تماس ما:</strong></p>
<p><strong><a href="mailto:frauenseminar2014@gmail.com" target="_blank">frauenseminar2014@gmail.com</a></strong></p>
<p>گروه برگزار کنندۀ سمینار (با پشتیبانی شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی و جمعی از زنان فعال فرانکفورت)</p>
<p>نوامبر ٢٠١٣</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2280/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
