<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; ادبیات و هنر</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/category/art/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>نمایش فیلم مستند تجاوزهای قبل از اعدام در جشنواره هرات</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/2365/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/2365/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 00:53:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2365/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="harat2" title="" /></a>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد. فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره...<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" alt="harat2" width="500" height="331" /></a></p>
<p>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87.pdf" target="_blank">دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات</a> نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد.</p>
<p>فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام را که در دهه ۶۰ شمسی و در برخی از زندان‌های ایران علیه زندانیان سیاسی زن اعمال شده، مستند کرده است. این مستند بر اساس شهادت نزدیک به ۱۰۰ تن از قربانیان و شاهدان شکنجه جنسی ساخته شده است.</p>
<blockquote><p><strong>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</strong></p></blockquote>
<p>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” مرداد ماه سال جاری  نیز<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">برنده لوح افتخار</a> دومین جشنواره آنلاین فیلم “صداهای امروز زنان” با عنوان “تجارت زنان: صداهای متحد علیه خشونت” شد.</p>
<p>شادی امین، از مدیران عدالت برای ایران است و ساخت فیلم‎های مستند “کنفرانس پکن و زنان تبعیدی”، “زنان و هنر زندگی”، “مرغان مینا سکوت نمی‌کنند”، “اپوزیسیون تبعیدی و کنفرانس برلین” و “شب‌های بی‌نهایت زنان زندانی” را در کارنامه خود دارد.</p>
<div id="attachment_10109"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg" alt="harat5" width="500" height="375" /></a><strong>دومین جشنواره فیلم زنان هرات با شرکت بیش از ۶۰ فیلم که از میان ۵۰۰ فیلم ارسالی انتخاب شده بودند٬ در قلعه تاریخی ارگ هرات برگزار شد</strong></p>
</div>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات ۱۷ -۱۹ آبان ۱۳۹۳ (۸-۱۰ نوامبر ۲۰۱۴) با شرکت ۱۸ فیلم از افغانستان و ۲۶ فیلم بین‌المللی در بخش مسابقه و ۱۸ فیلم داخلی و بین‌المللی در بخش خارج از مسابقه برگزار شد.این ۶۱ فیلم که به موضوعات مرتبط با زنان پرداخته‌اند از میان بیش از ۵۰۰ فیلم رسیده به جشنواره انتخاب شده‌اند و ۱۹ فیلم از کارگردانان ایرانی نیز در این جشنواره به نمایش آمدند و مرجان ریاحی، مستندساز ایرانی نیز یکی از داوران این جشنواره بود.</p>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات از سوی خانه فیلم رویا و بنیاد آرمان شهر برگزار شده است.  ۴۰ سازمان‌ غیردولتی و حقوق بشری دیگر از جمله  فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر از این جشنواره حمایت و پشتیبانی کرده بودند.</p>
<p>برگزارکنندگان این جشنواره هدف ازآن را ” برجسته ساختن نقش زنان به عنوان کنش‌گرانی که می‌توانند هم‌دوش و هم‌شانه مردان در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عمل کنند”، اعلام کرده‌اند.</p>
<p>نمایش فیلم “لحظه های آخر” در انتقال تجربه زنان ایرانی از انقلاب اسلامی برای زنان افغانستان بسیار با اهمیت است.نمایش این فیلم در منطقه‌ای که جمهوری اسلامی سال‌هاست با صرف هزینه و نیروی بسیار سلطه سیاسی و ایدئولوژیک خود را به آن تحمیل کند، بی‌شک برای ما اقدام موفقیت‌آمیزی است. خبرهای رسیده حاکی از این است که کنسولگری جمهوری اسلامی به نمایش این فیلم اعتراض و عده‌ای از برگزارکنندگان جشنواره را مورد تهدید قرار داده است. تا کنون هیچ‌یک از برگزارکنندگان حاضر به موضع گیری رسمی در این مورد نشده اند.</p>
<p>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</p>
<div id="attachment_10108"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg" alt="harat4" width="500" height="590" /></a><strong>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد</strong></p>
</div>
<p><strong>در همین رابطه:</strong><br />
<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">“لحظه‌های آخر”برنده لوح افتخار جشنواره فیلم “صداهای امروز زنان” شد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/2365/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روشنفکران جهان در باره شعر گونتر گراس نظر می دهند / برگردان ناهید جعفرپور</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/2040/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/2040/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 12:05:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ناهید جعفر پور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2040/</guid>
		<description><![CDATA[روشنفکرانی چون موشه سوکرمن، نوام چامسکی، دومینیکو لوسوردو، رولف فرلگر، اکه هارد کریپندورف و نورمن پچ در باره سخنان گونتر گراس نظر می دهند MOSHE ZUCKERMANN پروفسور سوکر من استاد تاریخ و فلسفه دانشگاه تلاویو است و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ رئیس انستیتوی تاریخ آلمان بوده است. کتاب های جدید وی عبارتند از: شصت سال اسرائیل،...<a href="http://shabakeh.de/art/2040/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روشنفکرانی چون موشه سوکرمن، نوام چامسکی، دومینیکو لوسوردو، رولف فرلگر، اکه هارد کریپندورف و نورمن پچ در باره سخنان گونتر گراس نظر می دهند</p>
<p>MOSHE ZUCKERMANN</p>
<p><em>پروفسور سوکر من استاد تاریخ و فلسفه دانشگاه تلاویو است و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ رئیس انستیتوی تاریخ آلمان بوده است. کتاب های جدید وی عبارتند از: شصت سال اسرائیل، &#8220;ضد یهود! پیدایش یک بحران سیاسی صیهونیسم ( بن ۲۰۰۹)، اتهام بعنوان ابزار سلطه ( وین ۲۰۱۰).</em></p>
<p>&#8221; به جوهر تابو، سکوت در باره چیزی تعلق دارد که آگاهانه در باره اش صحبتی نمی شود و باید سکوت اختیار شود.</p>
<p>این &#8221; باید&#8221; یک قرار داد اجتماعی است و بار فرهنگی دارد. قراردادی که انسان به لحاظ انسان شناختی و جامعه شناختی عملکردهای متفاوتی در باره آن دارد. اما به لحاظ تاریخی مطلق نیست.</p>
<p>گونتر گراس چه گفته است؟ که یک چنین هیستری در آلمان آغاز شد. حداقل می توان توضیح داد و در باره آن بحث کرد: وی هیچ چیزی نگفته که صدها بار در خود اسرائیل گفته نشده و با توجه به دلائل و مدارک مورد سئوال قرار نگرفته باشد.</p>
<p>البته در اسرائیل در افکار عمومی هیچگاه در باره مسئله هسته ای صحبتی نشده و از این روی در باره &#8221; نابودی مردم ایران&#8221; بحث و گفتگوئی نشده.</p>
<p>اما اینکه امکان سناریو هائی وجود دارد که در آن از سلاح های هسته ای استفاده شود را کسی انکار نمی کند. اگر موجودیت اسرائیل بطور جدی مورد تهدید باشد، در این صورت اسرائیل از افراطی ترین ابزار موجود استفاده خواهد نمود. اما موجودیت اسرائیل از طریق بمب اتم ایران مورد تهدید نیست. هیچ دلیلی وجود ندارد که قبول کنیم دولت ملاها این بمب اتم را بر علیه اسرائیل بکار بگیرند چون در این صورت خودشان باید این خطر را بپذیرند که در مدت چند روز خودشان هم به ویرانه و خاکستر تبدیل شوند. در این باره ارتش اسرائیل و افراد سرویس های امنیتی در هفته های گذشته به اندازه کافی گفته اند.</p>
<p>هیچ چیزی معلوم نیست اما دریک جنگ چند هفته ای و یا چند ماهه ای اسرائیل می تواند ایران را ویرانه سازد ولی همزمان برای اسرائیل هم از بسیاری جهات حملات روزانه موشک های دوربرد ایران به شهرهای اسرائیل قابل تحمل نیست. یک چنین دینامیک جنگی که می تواند پیامدش حمله اتمی اسرائیل به ایران باشد در نتیجه تهدید اسرائیل توسط بمب اتم ایران نیست بلکه نتیجه آغاز استفاده از تسلیحات اتمی توسط اسرائیل است. قدرت اتمی اسرائیل را همانطور که گونتر گراس می گوید &#8221; در هر حال صلح جهانی را در معرض مخاطره قرار داده است&#8221; را نباید نتیجه نقشه ای مستقیم و فکر شده و آگاهانه از سوی اسرائیل دانست بلکه این خود از اثرات سیاستی است که اسرائیل در مجموع به پیش می برد که این امر به اندازه کافی خطر خود را برای صلح جهانی ثابت نموده است. این واقعیت که اسرائیل خیلی زود به تسلیحات اتمی دسترسی پیدا نمود می تواند بعنوان سیستم وحشت در واقع تهدیدی برای موجودیتش فهمیده شود. دولت صیهونیستی حتی یک بار هم در منطقه ای که بنیان گذاری شد و توانست با موفقیت خود را تحکیم کند با استقبال روبرو نشد. در واقع محور مجموعه مشکلات استفاده از تسلیحات مخرب نیست بلکه مشکل اصلی جدال خاورمیانه و قلب این جدال قدیمی یعنی جدال بر روی سرزمین اسرائیلی/فلسطینی است. کسی که نخواهد درک کند که تهدید اسرائیل توسط صدام و احمدی نژاد در مرحله نخست به جدال حل نشده اسرائیل و فلسطین در منطقه ربط دارد، باید ساکت بماند. اما دقیقا در این رابطه سیاست اسرائیل ده ها سال است که پیاده می شود: اسرائیل صلح فلسطینی ها را نمی خواهد زیرا که این صلح بدون خروج اسرائیل از مناطق اشغالی امکان پذیر نیست و اسرائیل هدفمند و اساسی مشغول شهرک سازی در زمین های فلسطینی هاست. اجرای پیمان صلح و اجرای واقعی آن در دست های اسرائیل قرار دارد. اسرائیل این را می خواهد اما دولت مردی را که طرفدار آن بود از بین می برد. دولت کنونی ظاهرا از راه حل دو کشور دفاع می کند اما در عمل بطور سیستماتیک بر علیه اش حرکت می کند. شعار های احمدی نژاد &#8221; یاوه گو&#8221; در باره کسی مثل نتانجاهو جور در می آید. دقیقا وی ( نتانجاهو) ازاین مسئله استفاده می کند تا با بلوف به خطر انداختن موجودیت اسرائیل توسط بمب اتمی ایران نگاه ها را از مشکل محوری اسرائیل منحرف سازد. همه این مسائل برای همه روشن است و اگر بخشی هم قبول نکنند بحث جدیدی نیست.</p>
<p>بنابراین چه چیزی در شعر گونتر گراس افکار عمومی آلمان را چنین برآشفته نمود؟</p>
<p>پاسخ در محتویات این شعر نیست بلکه مطمئنا در این واقعیت نهفته است که یک تابو توسط گونتر گراس شکسته شده است که در نورم غالب آلمانی در باره اش سکوت می شده است.</p>
<p>گونتر گراس شکایت از فرستادن یک زیر دریائی دیگر از طرف آلمان به اسرائیل می کند. او شاید بخاطر ندارد که پیمان فرستادن زیر دریائی به اسرائیل ارثیه جبران خسارات جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ است در واقع جبران این مسئله است که آلمان به صنایع تسلیحاتی صدام حسین تسلیحات گازی فرستاده بود. وی از این صحبت می کند که ما آلمانی ها می توانیم به صادر کنندگان ابزار جنایت تبدیل شویم. همان موقع هم باید تعجب می کردیم: البته شکایتی نشد که آلمانی ها چرا صنایع تسلیحاتی به صدام حسین می دهند. مسلما صنایع تسلیحاتی جهانی ( که اسرائیل هم بشدت در آن سهیم است) در سیستم سرمایه داری در یک چنین شکل از منفعت و سودآوری هیچ جلو داری ندارد.</p>
<p>NOAM CHOMSKY</p>
<p>منطق اصلی درست است. شاید این مسئله برای آلمان چیز جدیدی است اما در جاهای دیگر امری معمولی است. حتی رئیس اسبق نهاد &#8221; فرماندگی استراتژیک ایالات متحده برای سلاح های هسته ای&#8221; سال ها پیش اخطار نموده بود که سلاح های هسته ای اسرائیل &#8220;بسیار خطرناک&#8221; خواهند شد.</p>
<p>من در این باره و بیشتر از آنچه در این نوشته وجود دارد مطالب زیادی نوشته ام که شک دارم بتواند در این مسئله بخصوص برای آلمانی ها مفید باشد.</p>
<p>DOMENICO LOSURDO</p>
<p><em>دومینیک لوزوردو روزنامه نگار و پروفسور فلسفه دانشگاه اوربینو است. از وی تا کنون کتاب های بیشماری چاپ شده است که به لحاظ بین المللی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. از جمله بیوگرافی نیچه، مبارزه بر سر تاریخ (۲۰۰۷)، دمکراسی یا بوناپارتیسموس (۲۰۰۸)،شورشی اشرافی (۲۰۰۹) و آزادی بعنوان امتیاز ـ تاریخ لیبرالیسم (۲۰۱۰)</em></p>
<p>چندی پیش حتی اوباما هم از سوی افراط گریان صیهونیستی بعنوان ضد یهود خوانده شد. زیرا که وی بی سر و صدا در باره شهرک سازی اسرائیل در مناطق اشغالی سخنانی گفته بود.</p>
<p>طبیعتا حال این اتهام متوجه گونتر گراس هم شد. تروریسم ایدئولوژیکی هر صدای منتقدی را ـ بجز توسعه طلبی اسرائیل و سیاست جنگی اش ـ به سکوت وادار می نماید.</p>
<p>ROLF VERLEGER</p>
<p><em>پروفسور دکتر رولف فرلگر نویسنده کتاب اسرائیل گمراه، یک نگاه یهودی (۲۰۱۰) می باشد و عضو نهاد صدای یهودی برای صلح عادلانه در خاورمیانه می باشد</em></p>
<p>غالب نظرهای علنی شده در باره شعر گراس بشدت او را نقد کرده اند اما در باره یهودیانی که گراس را نقد نموده اند من سئوال می کنم آیا این یک موضع یهودی است؟</p>
<p>چیزی که برای خودت نفرت انگیز است برای دیگری نخواه. در واقع این کل تورات است. بقیه همه توضیحات و آموخته هاست. خوب حال برگردیم به این مسئله که احمدی نژاد خواهان این شده که اسرائیل از نقشه زمین محو شود. البته این خواست اصلا درست نیست اما اسرائیل هم مدت های طولانی است که خواهان تغییر رژیم ایران است و در واقع همان کاری را با رژیم ایران می کند که آنها با او می کنند. شاید ایران می خواهد بمب اتم بسازد ولی خود اسرائیل هم بمب اتم را مدتهای طولانی است که دارد.</p>
<p>هم آمریکا و هم اسرائیل خواهان منافع خود هستند و متاسفانه اتحادیه اروپا هم در این بازی به آنها کمک می کند. آمریکائی ها می خواهند در خاورمیانه نفت خیز تنها رژیم های دست نشانده خود را بنشانند و می خواهند جبران این اشتباه را کنند که آنها با جنگ عراق به ایران نفوذ بیشتری بخشیدند.</p>
<p>اسرائیل در سال ۱۹۴۸ فلسطینی ها را راند و زمین های آنان را تصرف نمود و از بازگشت آنها جلوگیری نمود و امروز به آنها تبعیض می کند و حقوق آنها را از بین می برد. بی حقوقی فلسطینی ها در نوار غزه و نوار غربی و زندانی کردن آنها در این مناطق وووو اسرائیل نمی خواهد در باره این بی حقی ها صحبت کند و در عوض خودش را بعنوان قربانی بمب اتم ایران جای می زند. در تورات آمده تو نباید جان آدمها را بگیری زیرا که خشونت هیچگاه راه حلی نبوده است. زمانی که انسان نقد های ناسیونالیست های راست اسرائیل و نقد کونتر گراس را می شنود به این می اندیشد که همیشه این دیگرانند که بدند و شرند. آیا این وظیفه ما نیست در ابتدا سهم خود را بشناسیم و خود را تغییر دهیم.</p>
<p>EKKEHART KRIPPENDORFF</p>
<p>پ<em>روفسور کریپن دورف دانشمند حقوق سیاسی است و دانشگاه های بیشماری را اداره می کند. آخرین بار وی پروفسور حقوق سیاسی و سیاست آمریکای شمالی در انستیتوی جان اف کندی دانشگاه آزاد برلین بود. وی بعنوان یکی از چهره های شاخص جنبش صلح آلمان شمرده می شود.</em></p>
<p>بگذارید بر گردیم به این موضوع که چرا گونتر گراس چند روز قبل از علنی شدن شعرش بیانیه دو سویه جنبش صلح را در باره اختلافات با ایران که در روزنامه فرایتاگ و زود دویچه سایتونگ علنی گشت را امضا نکرد.</p>
<p>امضای وی می توانست وزنه بیشتری به این بیانیه بدهد و نتیجه این می شد که اکنون آنها از این همه نقد و تفسیر اجتناب کنند. امضای ۵۰ روشنفکری که ده ها سال است در مسائل صلح و جدیدا در باره خطر جنگ هسته ای در خاورمیانه در حال تحقیقند.</p>
<p>خوب تابو شکنی در کجای نوشته گراس وجود دارد؟</p>
<p>وی می توانست همانطوری که جنبش صلح در بیانیه اش آورده است از دولت آلمان بخواهد که کنفرانس تصمیم گرفته شده سازمان ملل را در باره منطقه آزاد از تسلیحات اتمی در خاورمیانه که در سال ۲۰۱۲ آغاز میشود و تا کنون از سوی افکار عمومی با بی توجه ای روبرو شده است را به طور فعال به پیش ببرند.</p>
<p>خوب گونتر گراس چه گفته است؟ که شارلوته کونوبلوخ غیر مسئولانه خوانده و دیتر گراومن برگرداندن واقعیت ها نامیده است و امانوئل ناهسون نماینده اسرائیل در برلین ضد یهود تحلیل کرده است؟</p>
<p>گراس هیچ چیزی بیشتر از آنچه جنبش صلح در سال های سیاه جنگ سرد بدون خستگی تلاش کرد به افکار عمومی بگوید که تسلیحات اتمی و بکار گرفتن آن در خاورمیانه باعث نابودی شهرها و روستاها و وو می شود را نگفته است.</p>
<p>کلاهک های اتمی امروزی که تنها در اختیار قدرت های اتمی قرار ندارد بلکه به احتمال قوی کشور اسرائیل هم در اختیار دارد قدرت تخریبشان به اندازه بمب بکار گرفته شده در هیروشیما می باشد.</p>
<p>هیچکسی نمی داند با چه تسلیحاتی ارتش اسرائیل برای زدن تاسیسات اتمی ایران وارد عمل خواهد شد. همه چیز حاکی از این است که از تسلیحات اتمی استفاده خواهند نمود. تکنیکر های اسرائیلی هم به احتمال قوی به قدرت تخریب و آسیب رسانی تسلیحات خود زیاد واقف نیستند. از سوی دیگر قدرت تخریب اشعه ای که در نتیجه تخریب تاسیسات ایران آزاد می شود هم در مقایسه با فوکوشیما بسیار پرقدرت تر است.</p>
<p>برای چه برخی از عالی مقامان ارتش اسرائیل و صاحب منصبان سرویس های امنیتی اسرائیل یک حمله پیشگیرانه را جدا از خطرات سیاسی غیر قابل پیش بینی اش برای منطقه، فاجعه می خوانند و خواهان اجتناب فوری از آن هستند.</p>
<p>گونتر گراس کاملا بدرستی در باره این امکان که یک چنین حمله ای قادر است مردم ایران را نابود کند، اعلام خطر می نماید ـ و منظور در اینجا این نیست که هدف استراتژیک سیاست اسرائیل این است آنطوری که منتقدین شرورانه به وی اتهام می زنند. بلکه وی از خطر احتمالی چنین حمله ای برای بخش اعظمی از مردم ایران صحبت می کند. برای اثبات این مسئله می توان به تاریخ مراجعه نمود ـ به جنگ هائی که در ویتنام، سومالی، افغانستان، عراق انجام شد و اشتباهات نظامی در این مناطق ووو وحتما باید گفته شود که ـ سخنگویان سیاست اسرائیل در آلمان با عکس العمل کورشان به نوشته گونتر گراس، فاقد این شهامت هستند که این حقیقت را بگویند &#8221; کلید تمامی مشکلات در خاورمیانه برداشتن قدمهائی برای حل اختلافات اسرائیل / فلسطین است. حل مشکلاتی و برداشتن قدمهائی که در حال حاضر دولت کنونی اسرائیل توجه و علاقه ای به آن ندارد و هر روز بیشتر از گذشته با شهرک سازی ها مردم بیشتری را که تنها در صلح می خواهند زندگی کنند را می راند .</p>
<p>NORMAN PAECH</p>
<p><em>پروفسور نورمن پیچ تا سال ۲۰۰۵ رئیس حقوق همگانی مدرسه اقتصاد و سیاست هامبورگ بوده است و عضو شورای علمی آتاک است و بعنوان سیاستمدار در حزب چپ فعال است.</em></p>
<p>مرسی گونتر گراس!</p>
<p>بالاخره صدائی پیدا شد که به تحریکات و رسوائی ها دامن زد. رسوائی ها و تحریکاتی که سال هاست برای همه آشکار شده است اما بشدت و بطور گسترده در باره اش سکوت می شود.</p>
<p>من منظورم تنها سکوت رسانه ها نیست. رسانه هائی که در آنها با وجود اینکه به این اعمال اشاره می شود اما در آخر آنها را می پذیرد. موضوع بر سر سیاستی است که تنها بقول گراس &#8221; صلح شکننده جهان&#8221; را مورد مخاطره قرار می دهد و بر علیه آن هیچ اقدامی نمی کند و حتی آنرا جلو می اندازد آنهم با صدور زیر دریائی هائی که امتیازشان دارا بودن کلاهک های اتمی خطرناک است و هر کدامشان مثل یک بمب اتم عمل می کنند ( گفته گونتر گراس)</p>
<p>این گفته های بسیار روشن در غالب شعر بعنوان فریاد یک نویسنده آورده شده. نویسنده ای که سکوت طولانی مدت خویش را بر علیه دوروئی ها و دروغ ها دیگر تحمل نمی کند.</p>
<p>یک قدرت اتمی که تقریبا روزانه تهدیدات جنگی بر علیه یک کشور خاورمیانه ای می کند و اصلا دیگر در باره اش صحبتی نمی شود و تنها فقط در این باره گفتگو می شود که اگر حمله شود خطر صلح جهانی تا چه حد خواهد بود. همچنین نفی هلوکاست و شک به این که ایران اتم را برای منافع صلح آمیز می خواهد یا نه این توجیه را به دولتی نمی دهد که تهدید به حمله نظامی کند. برای بخشی از سیاستمداران و بخشی از جمعیت روشنفکر اخطار نویسنده مهم تر از تهدیدات به جنگ دولت اسرائیل است. شیرم ماخر در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه پیچ گوشتی را در دست می گیرد و شعر گراس و خود گراس را تا آنجا که می تواند تکه تکه میکند تا بالاخره چیزی از آن بیرون بکشد که نه مفهوم ادبی دارد و نه اصولا معنائی. سگ هائی که مورد حمله قرار گرفته اند پارس می کنند. تمامی نفرت و توهین و افترا که گونتر گراس را مورد حمله قرار می دهد تنها این احساس ناخوش آیند را در من باقی می گذارند که حسادت در باره نتایجی که شعر این نویسنده روی افکار عمومی می گذارد تا چه حد زیاد است. نفرت در برابر نویسنده ای که هیچگاه مورد علاقه آنها نبوده نه به لحاظ ادبی و نه سیاسی. برای اینکه هیچگاه از او خوششان نیامده حرفهای درست او را رد می کنند. ناراحت از حمله به یک تابو. تابوئی که همواره در باره آن سکوت شده است. گونتر گراس نسبت به اعتراضش بر علیه تسلیحات اتمی که در سال ۱۹۸۳ علنی نمود، امین مانده است و این اعتراض را در قالب شعرش باردیگر قوت بخشیده است. امید که دیر نباشد و بخاطر این باید از گونترگراس ممنون باشیم.</p>
<p>Jakob Augstein</p>
<p>گونتر گراس با شعرش ( چیزی که باید گفته شود) کاملا محق است: او آلمان را از سایه صحبت های آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان که می گوید امنیت اسرائیل به &#8221; خرد دولتی آلمان&#8221;تعلق دارد، بیرون می کشد و بدرستی از اینکه اسرائیل به جهان منطق اتمام حجت را تحمیل می کند، نقد می نماید.</p>
<p>مسلما این شعر خارق العاده نیست و باز هم مسلما یک بررسی درخشان سیاسی هم نیست اما همین خطوط کوتاهی که گونتر گراس تحت عنوان &#8221; چیزی که باید گفته شود&#8221; علنی نموده است، زمانی جزئی از مهمترین و موثرترین نوشته های وی به حساب خواهد آمد. در واقع این شعر توصیف یک نقطه عطف است. در اینجا جمله ای است که ما در آینده به آن باز نمی گردیم&#8221; اسرائیل قدرت اتمی به هر حال صلح جهانی شکننده را مورد مخاطره قرار می دهد&#8221;. این جمله بیان یک اعتراض است و درست است. زیرا که یک آلمانی آنرا بیان می کند. یک نویسنده و صاحب جایزه نوبل. زیرا که گونتر گراس آنرا بیان می کند. در این گفته یک برش وجود دارد و به این خاطر باید از گونترگراس تشکر نمود. او وظیفه خود دانست این جمله را از جانب همه ما بگوید. این گفتگو تازه آغاز شده است.</p>
<p>این یک گفتگو در باره اسرائیل است. در این باره که اسرائیل جنگی را بر علیه ایران تدارک می بیند. کشوری که رهبرش احمدی نژاد اسرائیل را تهدید می کند که اسرائیل ننگی است که باید از روی زمین محوش کرد. اسرائیل کشوری که از سال ها پیش از سوی دشمنان احاطه شده است و بخشا همواره حق موجودیت کشور اسرائیل را نفی می کنند ـ و آنهم مستقل از سیاست هایشان.</p>
<p>این جنگی است که می تواند جهان را به ورطه نیستی بکشاند. اگر یک آلمانی در باره آن صحبت کند پس یک چنین صحبتی را باید آلمان به آن عمل کند و آلمانی ها باید مسئولیت آنرا بعهده بگیرند. یک قوانینی وجود دارد. گراس می دانست که وی را بعنوان ضد یهود مورد فحاشی قرار خواهند داد. این خود خطری است که منتقد آلمانی اسرائیل با آن روبروست. ماتیاس دورفنر رئیس نشر اشپرینگر که خودش را عالم تفسیر مناسبات آلمان/اسرائیل می داند فورا این تهمت را به او زد. همچنین گراس می بایست روی این حساب کند که فورا برای او محلی در مرکز توانبخشی تاریخ آلمان بخش والسر سالن کمک به سالمندان توصیه کنند.</p>
<p>اما گراس نه ضد یهود است و نه هیولای تاریخی آلمانی است. گراس واقع گراست. او تنها توانائی های هسته ای اسرائیل را که هیچ دسترسی برای کنترلش نیست محکوم می کند. او از سیاست تسلیحاتی آلمان که یک زیر دریائی دیگر مسلح به تسلیحات اتمی به اسرائیل داده است گلایه می کند. و او از &#8221; دوروئی غرب&#8221; ابراز بیزاری می کند. دوروئی که همواره راهنمای اقدامات ما در خاورمیانه بوده است از الجزیره تا افغانستان.</p>
<p>همچنین گراس وقتی می نویسد که مدتهای مدید سکوت کرده است و حال دیگر سکوت نمی کند، بی معنی است ـ پیر و فرطوت با آخرین قطره جوهر ـ و اینکه بسیاری با او سکوت خود را می شکنند آنچنان خوب فرموله نشده. همچنین اعلام خطر از نابودی مردم ایران در برنامه اسرائیل قرار ندارد. این نوشته می توانست برای مقابله با حملات بهتر آماده شود. اما اینکه چرا او این کار را نمی کند کمتر مورد سئوال است. او ما را بالاخره از سایه سخنان آنجلا مرکل بیرون می کشد که در سال ۲۰۰۸ در اورشلیم می گوید&#8221; امنیت اسرائیل &#8221; به خرد دولتی&#8221; آلمان وابسته است.</p>
<p>هلموت اشمیت در این باره گفت&#8221; برای امنیت اسرائیل مسئول بودن تفاهمی همراه با احساس زیاد است اما بدنبال خود هم خطرات جدی می تواند به همراه داشته باشد. اگر میان ایران و اسرائیل جنگ شود بنا براین مسئولیت، سربازان آلمانی باید به سربازان اسرائیلی یاری رسانند.</p>
<p>اسرائیلی ها از آن زمان آلمان را در کنار آمریکا کشوری می دانند که می توانند روی آنها حساب کنند. با پشتیبانی کامل آمریکا یعنی جائی که رئیس جمهور برای انتخاباتش همواره به پشتیبانی لوبی های یهودی نیاز دارد و آلمان کشوری است که برای جبران تاریخ در این فاصله توانائی های نظامی به اسرائیل می دهد و باعث می شود که دولت نتانجاهو تمامی جهان را به یک ترس و وحشت از جنگ درگیر کند. روزنامه هارتس در مقاله بنام از قیمت نفت تا تروریسم می نویسد جهان به اندازه کافی دلیل دارد که از یک جنگ ایران/اسرائیل بترسد.</p>
<p>اسرائیل با ایران بازی پوکری را بازی می کند که تا زمانی که جنگ نشود در آن هر دو کشور برنده می شوند. دیوانه های از تهران اسم این را بلیوارد رئیس جمهور ایران گذاشته اند. اما احمدی نژاد دیوانه نیست بلکه او می خواهد مقامش را حفظ کند و از این روی اپوزیسیون ایران را سرکوب می کند: اعتراض های گسترده ی سه سال پیش علیه رژیم او را بطوری خونین سرکوب نمود و بسیاری از افراد اپوزیسیون را دستگیر و زندانی نمود.</p>
<p>احمدی نژاد آگاهانه جهان را در باره نیت های اتمی اش در ناروشنی می گذارد و از این دوسویه بازی کردن استراتژیکی منفعت می برد. درست اسرائیل هم از تهدیدات جنگی اش منفعت می برد. هر دو کشور به همدیگر متقابلا یاری می رسانند تا نفوذ خویش را تا آنجا که میشود بیشتر کنند. یعنی بشکلی بد و مریض گونه به یکدیگر وابسته اند. اگر موضوع تنها موضوع خودشان بود تمامی جهان را گروگان خویش نمی کردند. زمان آن رسیده که همانطور که گراس می گوید اصرار کنیم تا کنترل اساسی و بازدارنده از توانائی های اتمی اسرائیل و تاسیسات اتمی ایران از سوی مراجع بین المللی انجام پذیرد و هر دو دولت موظف به صدور جواز آن بشوند.</p>
<p>ایران در حال حاضر با مجموعه ای از تحریم ها روبرو است و تحت فشار این تحریم ها قرار دارد. اکنون باید به اسرائیل هم فشار آورد. کسی که این حرف را می زند تلاش ندارد &#8221; به یهودی ها تهمت بزند تا گناه آلمانی ها را تخفیف دهد&#8221; در اینجا موضوع بر سر تاریخ آلمان نیست بلکه موضوع بر سر حال جهان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/2040/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تصویر یک حس مشترک</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/1600/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/1600/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Apr 2011 09:46:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1600/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/1600/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://iwsf2011.com/images/stories/iwsf_thumb_medium160_130.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>همیشه کار کردن در گروه ساده نیست، همیشه لحظات خوبی ندارد، اما روزهای خوب، دوستی های خوب و همکاری های مؤثر یادگاری های یک کنفرانس هستند. شاید بین تمام این کنفرانس ها، کنفرانس زنان از همه جذاب تر باشد&#8230; نه به خاطر اینکه اغلب اعضای این گروه را زنان تشکیل می دهند، نه به خاطر...<a href="http://shabakeh.de/art/1600/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p><a rel="rokbox[448 315]" href="http://iwsf2011.com/images/stories/iwsf.jpg" target="_blank"><img src="http://iwsf2011.com/images/stories/iwsf_thumb_medium160_130.jpg" border="0" alt="" width="162" height="132" /></a></p>
<p>همیشه کار کردن در گروه ساده نیست، همیشه لحظات خوبی ندارد، اما روزهای خوب، دوستی های خوب و همکاری های مؤثر یادگاری های یک کنفرانس هستند.</p>
<p>شاید بین تمام این کنفرانس ها، کنفرانس زنان از همه جذاب تر باشد&#8230; نه به خاطر اینکه اغلب اعضای این گروه را زنان تشکیل می دهند، نه به خاطر اینکه مردهای حاضر در این کنفرانس هم درک مؤثرتری از زنان و زنانگی دارند&#8230; شاید تنها به این دلیل که همه یکسانیم.</p>
<p>شاید به این خاطر که همه با هم هستیم و هرکاری که در این میان انجام می دهیم حاصل یک تلاش جمعی است. این که سیما طرح لوگو را می زند و افسانه با تمام مشکلاتی که دارد و درد جسمانی در دست هایش, موزاییک ها را می شکند و کنار هم می گذارد و من که حاصل تلاش این دو هنرمند را می خواهم با نوشته ای کوچک به تصویر بکشم&#8230; همه حاصل تلاش جمعی است که شاید تفاوت های ساختاری زیادی داشته باشند اما در نهایت مفهوم مشترکی را ارائه می نمایند.</p>
<p>از سیما در مورد طرحش پرسیده ام:</p>
<p>&#8220;ابتدا برای من طرح لوگوی کمیته محلی بسیار مشکل بود. به دلیل این که میخواستم به نظر همه اعضا کمیته احترام بگذارم و نظر آنها را هم در طرح بیاورم. از طرفی از لحاظ شخصی بسیار مخالف طرحهای کلیشه هستم، مثلا در این مورد کشیدن زنی اکتیویست در حال شعار دادن. بعد از درست کردن چند طرح به نظرم آمد مهمترین اصل این کنفرانس پژوهشهای زنان است. به همین دلیل فرم یک کتاب باز (سمبول پژوهش) و پروفایل یک زن. خوشبختانه این طرح مورد پسند همه قرار گرفت.&#8221;</p>
<p>و افسانه  هنرمند موزائیک کاری که با اجرای زیبایش روح را در لوگوی کمیته ی محلی آورده در مورد کارش می گوید:</p>
<p>&#8220;ولی خوب کار موزاییک من همیشه اینطور بوده که وقتی یه طرحی چشمم رو می گیره از فکرش بیرون نمی روم تا اون وقتی که اجراش کنم. اولین جلسه ای که در اوترخت بود وقتی طرح سیما رو دیدم گفتم خودشه. باید بشه که این کار رو کرد. البته انتظارم کار زیباتری بود ولی به علت مشکل پزشکی که دارم و فشاری که به دست هام می امد باید خیلی کند کار می کردم و به اندازه ای که دلم می خواست درست مثل طرح تو نشد. پس برای خودم فکر کردم که برداشت آزاد طرح لوگو کنفرانس شاید اسم بهتری براش باشه. امید وارم که تو هم به عنوان طراح اون راضی باشی.&#8221;</p>
<p>سیما رحیمیان و افسانه فاخر دو دوستی هستند که ندیده ام، لمس نکرده ام؛ اما حس مشترک را با آنها به تصویر می کشم.</p>
<p>زنی به تصویر کشیده شده، زنی در میان این موزائیک های رنگی جان گرفته و زنی که در میانه ی کنفرانس با ما زندگی می کند. شاید راز جاودانگی زن همین باشد&#8230; خلق جاودانه ها</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/1600/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میترا زاهدی، مدیرهنری یک تئاتر چند ملیتی در آلمان</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/733/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/733/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 17:16:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/733/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/733/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.asre-nou.net/php/images/mitra-zahedi.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="mitra-zahedi.jpg" title="" /></a>میترا زاهدی میترا زاهدی، از فعالان تئاتری ایرانی‌تبار، سال‌هاست که برای هنر نمایش تلاش می‌کند. حاصل زحمات او، مدیریت یک سالن تئاتر چندملیتی در شهر کلن است. در نخستین روز کار زاهدی به عنوان مدیر، با او گفت‌وگو کرده‌ایم. در ۳۰ سال گذشته، ایرانی‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی در آلمان جا باز کرده‌اند...<a href="http://shabakeh.de/art/733/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table border="0" cellspacing="5" cellpadding="1" align="left" bgcolor="#ffffff">
<tbody>
<tr>
<td>
<table border="0" cellspacing="5" cellpadding="1" align="left" bgcolor="#ffffff">
<tbody>
<tr>
<td><img src="http://www.asre-nou.net/php/images/mitra-zahedi.jpg" border="0" alt="mitra-zahedi.jpg" width="200" height="270" /></td>
</tr>
<tr>
<td width="200">
<div><span style="color: #000000;">میترا زاهدی</span></div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><span style="font-size: x-small;"></p>
<div dir="rtl"><strong> </strong>میترا زاهدی، از فعالان تئاتری ایرانی‌تبار، سال‌هاست  که برای هنر نمایش تلاش می‌کند. حاصل زحمات او، مدیریت یک سالن تئاتر  چندملیتی در شهر کلن است. در نخستین روز کار زاهدی به عنوان مدیر، با او  گفت‌وگو کرده‌ایم.<br />
در ۳۰ سال گذشته، ایرانی‌ها در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی در آلمان  جا باز کرده‌اند و حتی در رده‌های بالای احزاب و شرکت‌های بزرگ آلمانی و  بین‌المللی قرار گرفته‌اند. در صحنه‌ی فرهنگ و هنر اما هنوز آنطور که باید،  نشانی از ایرانی‌ها یا ایرانی‌تبا‌رها نیست. جای خالی آنها به‌ویژه در  صحنه‌ی تئاتر آلمان کاملا مشهود است.<br />
تعداد معدودی از ایرانی‌هایی که پس از انقلاب ۵۷ ناچار به ترک ایران شدند،  در تئاتر آلمان فعال هستند. یکی از این افراد، میترا زاهدی است. او از  دهه‌ی ۱۹۹۰ تاکنون تلاش زیادی برای حضور در صحنه‌ی تئاتر داشته، که حاصل  آن، مدیریت هنری &#8220;تئاتر آرکاداش، صحنه‌ی فرهنگ‌‌ها&#8221; در شهر کلن است.<br />
جمعه شب (۳ سپتامبر/۱۲ شهریور) کار وی به عنوان مدیر هنری این تئاتر رسما آغاز شد.<br />
نخستین برنامه‌ی فصل جدید تئاتری &#8220;صحنه‌ی فرهنگ‌ها&#8221; تک‌نوازی محمدرضا  مرتضوی بر روی تمبک و دف بود. این برنامه‌با موفقیت انجام شد و مثل دیگر  اجراهای مرتضوی‌، تماشاچیان با رضایت خاطر سالن تئاتر را ترک کردند.<br />
با میترا زاهدی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.<br />
<strong><br />
دویچه ‏وله: خانم زاهدی، چطور شد که شما به مدیریت &#8220;تئاتر آرکاداش، صحنه‏ی فرهنگ‏ها&#8221; رسیدید؟</strong><br />
میترا زاهدی: من در کنار خیلی‏های دیگر، خودم را برای این‏کار معرفی کرده  بودم. جالب بود که یک ساعت‏ونیم، دو ساعت بعد از آن که خودم را معرفی کردم،  به من زنگ زدند و گفتند: بیوگرافی شما بسیار به این تئاتر می‏خورد. آیا  حاضر هستید سریع از برلین به کلن بیایید؟ من هم گفتم حاضرم و خیلی سریع &#8211;  از اول آگوست &#8211; کارم را این‏جا شروع کردم.<br />
<strong><br />
شما در برلین هم کار تئاتر و در واقع برنامه‏ریزی کار تئاتر نیز انجام می‏دادید. ممکن است مقداری در این مورد توضیح بدهید؟</strong><br />
می‏توانم بگویم که به ‏طور رسمی از سال ۱۹۹۵، تقاضاهای مالی‏ای دادم که  موفق شدند در سنای (اداره‌ی فرهنگ) برلین بودجه دریافت کنند و از طریق این  بودجه‏ها توانستم کارهای تئاتری‏ای را که در نظر داشتم پیش ببرم؛ هم به  عنوان تهیه‏کننده و هم کارگردان.<br />
<strong><br />
چه برنامه‏ای برای &#8220;تئاتر آرکاداش، صحنه‏ی فرهنگ‏ها&#8221; دارید؟</strong><br />
&#8220;تئاتر آرکاداش، صحنه‏ی فرهنگ‏ها&#8221;، تئاتری است که از همه‏ی ملیت‏ها در آن  برنامه اجرا می‏کنند. البته گذشته‏ی این تئاتر یک تئاتر ترک- آلمانی بود و  از سال ۲۰۰۳ شروع کردند به این‏که صحنه‏ی فرهنگ‏ها را پی بریزند و از تمام  ملیت‏ها دعوت کنند که کارهای هنری‏شان را این‏جا ارائه بدهند. به خاطر  همین، نه تنها تئاتر، بلکه کنسرت، کتاب‏خوانی، رقص و تئاتر بچه‏ها نیز در  این‏جا اجرا می‏شود.<br />
برنامه‏ای که من دارم و اصلاً به این عنوان در این‏جا استخدام شده‏ام، این  است که توجه بیشتری به کیفیت کارها داشته باشم. به خاطر همین، میل دارم تا  جایی که ممکن است با هنرمندان بیشتر صحبت کنم، راجع به آن‏ها تحقیق کنم و  توجه کنم به‏این‏که آیا کیفیت کار هنری‏ای که ارائه می‏دهند، در سطح  حرفه‏ای هست یا نه.<br />
<strong><br />
نسبت به گذشته، چه تغییراتی می‏خواهید یا می‏توانید در این تئاتر به‏وجود بیاورید؟</strong><br />
این تئاتر در سال‏های اخیر مقداری با بحران کاری و مشکلات داخلی ساختاری  روبرو بود و من امیدوارم که بتوانم در این‏جا بین افرادی که کار می‏کنند،  فضای تیمی خیلی خوبی ایجاد کنم که بتوانیم با هم‏دیگر کار کنیم. آن‏چه برای  من مهم است، این است که کارهایی که این‏جا اجرا می‏شوند، خود را با مسائل  سیاسی- اجتماعی روز مشغول کرده باشند و یا به مسائل سیاسی-‏ اجتماعی‏ای که  مردم − چه در این‏جا و چه در کشوری که از آن‏جا به آلمان آمده‏اند − با  آن‏ها سروکار دارند، بپردازند.<br />
<strong><br />
در برنامه‏ای که برای آینده ریخته‏اید، تا چه حد گروه‏های ایرانی را نقش  داده‏اید و بیشتر کدام ملیت‏ها در تئاتر شما اجرا خواهند داشت؟</strong><br />
برای من، این‏که یک گروه ایرانی به خاطر ایرانی بودن‏اش در این‏جا فعالیت  داشته باشد، مطرح نیست. بلکه مهم این است که گروهی که این‏جا کار می‏کند،  از نظر کیفیت، کاری حرفه‏ای ارائه بدهد.<br />
من خیلی خوشحال‏ام که با گروه‏های ایرانی‏ای مواجه شده‏ام که خیلی در سطح  بالا و حرفه‏ای، در سطح بین‏المللی، کار می‏کنند و من این امکان را پیدا  کرده‏ام که آن‏ها را دعوت کنم و خوشبختانه از نظر سازمان‏دهی جور شد. مثلاً  در ماه سپتامبر ما چهار ایرانی (*) داریم که در &#8220;تئاتر آرکاداش، صحنه‏ی  فرهنگ‏ها&#8221; برنامه‏شان را ارائه می‏کنند.<br />
<strong><br />
خانم زاهدی، شما سال‏هاست که در رابطه با تئاتر و برنامه‏ریزی تئاتر کار  می‏کنید. به نظرتان، ایرانی‏ها در آلمان چه جایگاهی در تئاتر دارند؟</strong><br />
مقداری مشکل از تئاتر آلمان است که خیلی به سختی افرادی را که لهجه‏ی  غیرآلمانی دارند، در خود می‏پذیرد. البته در چند سال اخیر خیلی به دست‏وپا  افتاده‏اند که بتوانند خارجی‏هایی را که سال‏هاست در این‏جا زندگی می‏کنند،  به نوعی با تئاتر خودشان وفق بدهند.<br />
به همین ترتیب، تئاتر ایرانی هم در ۳۰ سال اخیر خیلی نتوانسته خود را در  آلمان جا بیاندازد. غیر از افراد معدودی که سعی کرده‏اند خود را با  سختی‏های زندگی در تبعید وفق بدهند و کار تئاتر را که کاری جمعی و کار  مشکلی است، در این‏جا به جایی برسانند.<br />
در کلن سال‏های سال است که فستیوال تئاتر ایرانی‏ها برقرار است. آقای  فلاح‏زاده و خانم حسین‏بابایی سال‏ها است که در این زمینه کار می‏کنند و  تئاترهای مختلف را دعوت می‏کنند و من خوشحال هستم که در کلن می‏توانیم  فعالیت‏هایی هم با هم‏دیگر داشته باشیم.<br />
ولی البته نسل جوان سعی کرده خود را این‏جا بیشتر جا بیندازد. من خیلی  خوشحال‏ام که بعضی از افراد جوان را می‏شناسم که چه در زمینه‏ی رقص و چه در  زمینه‏ی تئاتر موفق شده‏اند و امیدوارم بتوانم آن‏ها را به این‏جا دعوت  کنم. اگر کسانی را نمی‏شناسم، خواهش می‏کنم خود را به &#8220;تئاتر آرکاداش،  صحنه‏ی فرهنگ‏ها&#8221; معرفی کنند تا بتوانیم با هم‏دیگر برنامه‏ریزی کنیم.<br />
خوشحالم از این‏که ماه آینده (دهم اکتبر) یک خانم ایرانی جوان به نام  سالومه دستمالچی را که کاری در ارتباط با مسائل روز آلمان تهیه کرده و یک  رمان آلمانی را دراماتیزه و با موفقیت بسیار کارگردانی کرده، در کلن معرفی  خواهم کرد.<br />
<span style="font-size: x-small;"><strong>دویچه ‏وله</strong></span></p>
<p>(*) محمدرضا مرتضوی (تک‌نوازی دف و دنبک)، پروانه حمیدی (کابارت سیاسی)،  پیر کدیور (نمایش)، حسین منصوری (به همراه کلاوس اشتریگل: نمایش فیلم و  شعرخوانی)</p></div>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/733/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمایش فیلم &#8220;زنان در کفن&#8221; در لندن با حضور شادی صدر</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/720/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/720/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 10:39:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/720/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/720/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.change4equality.co.uk/images/stories/leaflet-farsi-web.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>فیلم زنان در کفن ساخته محمدرضا کاظمی و فرید حائری نژاد به مسائل حقوق بشر به ویژه حقوق زنان در ایران پرداخته و تلاش های چند فعال حقوق زنان در تهران را پیگیری می کند. زمان اجرا:۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر مکان : Khalili Lecture Theatre, SOAS Russell Square, WC1H 0XG]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فیلم زنان در کفن ساخته محمدرضا کاظمی و  فرید حائری نژاد به مسائل حقوق بشر به ویژه حقوق زنان در ایران پرداخته و  تلاش های چند فعال حقوق زنان در تهران را پیگیری می کند.</p>
<p><img src="http://www.change4equality.co.uk/images/stories/leaflet-farsi-web.jpg" alt="" /></p>
<p>زمان اجرا:۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر</p>
<p>مکان : Khalili Lecture Theatre, SOAS</p>
<p>Russell Square, WC1H 0XG</p>
<p><span style="font-size: small;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/720/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مریم زندی نشان هنری دولت ایران را نپذیرفت</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/492/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/492/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 19:36:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=492</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/492/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2010/06/15/100615154650_zandi_226x170_nocredit.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="مریم زندی" title="" /></a>مریم زندی از عکاسان باسابقه ایران است مریم زندی، دبیر انجمن ملی عکاسان ایران، در نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از دریافت یک نشان دولتی با عنوان &#8216;مدرک درجه یک هنری&#8217; خودداری کرد. خانم زندی در نامه ای خطاب به سید محمد حسینی با اعتراض به &#8216;تهاجم به حرفه عکاسی و عکاسان&#8217;...<a href="http://shabakeh.de/news/492/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div>
<div>
<div>
<div><img src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2010/06/15/100615154650_zandi_226x170_nocredit.jpg" alt="مریم زندی" width="226" height="170" />مریم زندی  از عکاسان باسابقه  ایران است</p>
</div>
</div>
<p>مریم زندی، دبیر انجمن ملی عکاسان  ایران، در نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از دریافت یک نشان دولتی  با عنوان &#8216;مدرک درجه یک هنری&#8217; خودداری کرد.</p>
<p>خانم زندی در نامه ای خطاب به سید محمد حسینی با  اعتراض به &#8216;تهاجم به حرفه عکاسی و عکاسان&#8217; و &#8216;ناامنی حرفه ای و جانی عکاسان  ایران&#8217; نوشت که برای گرفتن این نشان، &#8216;دلیل و اشتیاقی در خود احساس نمی  کند&#8217;.</p>
<p>در نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از او دعوت شده  بود که در همایشی با حضور هفتاد هنرمند دیگر و محمود احمدی نژاد، رئیس  جمهوری ایران شرکت کنند و نشان هنری بگیرند.</p>
<p>مریم زندی در بخشی از نامه خود به سید محمد حسینی  نوشته است: &#8220;متاسفانه در حالی که تعدادی از عکاسان ایرانی فقط به جرم  عکاسی، یعنی انجام وظیفه شان، مورد ضرب و شتم و زندان قرار گرفته اند و در  زندان یا بیرون منتظر احکامشان هستند و تعدادی از عکاسان حرفه ای و غیرحرفه  ای ما از ترس جان، سرگردان در اقصی نقاط دنیا و در شرایط بسیار نامناسب  هستند و در حالی که من حتی از دست گرفتن دوربینم در خیابان باید بترسم و  امکان انتشار کتاب عکس خود و بعضی از همکارانم بدون سانسورهای سلیقه ای  میسر نمی باشد، در چنین شرایطی برای گرفتن این مدرک دلیل و اشتیاقی در خود  احساس نمی کنم.&#8221;</p>
<p>پس از انتخاب جنجال برانگیز ریاست جمهوری ایران در  سال گذشته، شماری از عکاسان مطبوعاتی به اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام  بازداشت شدند.</p>
<p>تعدادی از عکاسان مطبوعاتی از جمله حسن سربخشیان،  جواد منتظری، و مجید سعیدی نیز ناچار به ترک ایران شدند و اکنون در خارج از  این کشور به سر می برند.</p>
<p>در تازه ترین حکم قضایی در این زمینه محمدرضا نسب  عبداللهی، روزنامه نگار اهل شیراز که پیشتر به دلیل انتشار عکس صندوق های  رای &#8220;شمارش نشده&#8221; در کتابخانه مرکزی شیراز، به &#8220;تبلیغ علیع نظام&#8221; متهم شده  بود، به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده است.</p>
<p>خانم زندی در پایان نامه اش نوشته است که &#8220;تا  زمانی که شرایط چنین باشد&#8221;، از دریافت &#8220;چنین نشان هایی&#8221; معذور است.</p>
<p>مریم زندی پیشتر از بروز مشکل ممیزی  چاپ کتاب عکس  هایش  از رویدادهای  انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران  خبر داده بود.</p>
<p>خانم زندی با اشاره به کتاب مجموعه عکس ها از  دوران انقلاب که از ماه ها پیش در انتظار مجوز از اداره کتاب وزارت ارشاد  ایران است، گفته بود: &#8220;این اداره از من خواسته که عکس های انقلاب را سانسور  کنم. این اداره خواستار حذف برخی از عکس ها شده است که من با این جریان  کاملا مخالفم.&#8221;</p>
<p>او درباره این عکس ها گفته بود: &#8220;این عکس ها سند  تاریخی هستند و کم و زیاد نشده اند. این عکس ها روایت تاریخ، بدون کم و  کاست است پس کسی نمی تواند درباره نادرستی آنها صحبت کند.&#8221;</p>
<p>&#8220;به من گفته اند که در حال بررسی علمی این عکس ها  هستند. من نمی دانم عکس های انقلاب را چگونه می خواهند بررسی علمی کنند.  مگر چه چیز این عکس ها عجیب است.&#8221;</p>
<p>مریم زندی از عکاسان پرکار ایران است که تا کنون  چندین جلد کتاب از مجموعه عکس هایش منتشر شده است و مجموعه پرتره هایش از  بازیگران سینما و تئاتر، نویسندگان و شاعران در چند جلد و با عنوان &#8220;چهره  ها&#8221; شهرت زیادی دارد.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/492/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هیچ پشیمان نیستم/ ادیت پاف</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/423/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/423/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 May 2010 16:44:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=423</guid>
		<description><![CDATA[نه هیچ به هیچ. هیچ به هیچ. از چیزی پشیمان نیستم. نه از خوبی ها و نه از بدیهایی که به من شده.دیگر برایم فرقی نمی کند. بهایشان پرداخته شده. پاک شده اند و دیگر فراموش. دیگر گذشته برایم اهمیتی ندارد. با خاطراتم آتش روشن می کنم. با زجرها و لذتهایم… دیگر به آنها نیازی...<a href="http://shabakeh.de/art/423/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 id="post-290"><a title="پیوند پایدار به هیچ پشیمان نیستم ادیت پاف" rel="bookmark" href="http://balamusics.wordpress.com/2010/05/28/%d9%87%db%8c%da%86-%d9%be%d8%b4%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d9%81/"><br />
</a></h2>
<p><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="390" height="322" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="wmode" value="opaque" /><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/Q3Kvu6Kgp88&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="390" height="322" src="http://www.youtube.com/v/Q3Kvu6Kgp88&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1" wmode="opaque" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<p>نه هیچ به هیچ. هیچ به هیچ. از چیزی پشیمان نیستم. نه از خوبی ها و نه  از بدیهایی که به من شده.دیگر برایم فرقی نمی کند. بهایشان پرداخته شده.  پاک شده اند و دیگر فراموش. دیگر گذشته برایم اهمیتی ندارد. با خاطراتم آتش  روشن می کنم. با زجرها و لذتهایم… دیگر به آنها نیازی ندارم.عشقهایم از  میان رفته اند.باهمه شدت شان. برای همیشه از میان رفته اند.از صفر شروع می  کنم… زیرا که زندگی ام…شادی هایم…امروز… با تو آغاز می شود</p>
<p>————————————</p>
<p>ادیت پیاف (۱۹ دسامبر ۱۹۱۵-۱۰ اکتبر ۱۹۶۳) تصنیف‌خوان فرانسوی و از  چهره‌های شاخص این کشور در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بود. دو آهنگ «زندگی مانند  گل سرخ» و «هیچ پشیمان نیستم» او هنوز خوانده و نواخته می‌شود.</p>
<p>ادیت پیاف که نام اصلی او «ادیت جوواننا گاسیون» بود از پدری فرانسوی و  مادری ایتالیائی در پاریس زاده شد. مادرش در کافه‌ها می‌خواند و پدرش  آکروبات بود. مادرش در کودکی او را رها کرد و ادیت نزد مادربزرگ پدری خود  بزرگ شد که روسپی‌خانه‌ای را در نرماندی اداره می‌کرد. ادیت از سه‌سالگی تا  هفت‌سالگی کور بود و شایع است که بعد از این‌که روسپیان به زیارت ترزمقدس  در لیزیو رفتند بینا شد. مدتی با پدر دائم‌الخمرش زندگی کرد و در  شانزده‌سالگی از او جدا شد تا در کوچه‌ها بخواند. در ۱۹۳۵ یک کاباره‌دار  پاریس او را به کار گرفت و به خاطر هیکل کوچکش نام گنجشک کوچولو (La Môme  Piaf) را بر او نهاد. نام پیاف تا آخر عمر بر او ماند. او در این کاباره با  برخی مشاهیر پاریس آشنا شد. در ۱۹۴۰ ژان کوکتو نمایشنامه «زیبای بی‌خیال»  را برای او نوشت. در این دوره او با موریس شوالیه آشنا شد. شعر بسیاری از  آهنگ‌هایش را خود می‌سرود و حتی در آهنگسازی نیز با آهنگسازانش همکاری  می‌کرد.<br />
قبر ادیت پیاف در گورستان پرلاشز پاریس</p>
<p>در جریان اشغال پاریس آهنگ زندگی مانند گل سرخ (La vie en rose) را  خواند که هنوز هم نشانه ویژه او شمرده می‌شود. محبوبیت او نزد افسران  آلمانی باعث شد تا اجازه دهند برای اسیران جنگی فرانسوی بخواند. اسیران  عکس‌هایی را که به یادگار با او می‌گرفتند برای جعل گذرنامه و مدارک هویت  به کار می‌بردند. بعد از جنگ محبوبیت او در فرانسه و آمریکا بیشتر شد.</p>
<p>ادیت پیاف از حامیان شارل آزناوور بود و او را همراه خود برای کنسرت به  آمریکا برد.</p>
<p>او دوبار ازدواج کرد و دختری داشت که در دوسالگی درگذشت. در ۱۹۵۱ در  تصادف رانندگی مجروح شد و پس از آن به مرفین معتاد شد.</p>
<p>در ۱۹۶۳ در همان روزی که دوستش ژان کوکتو مرد، ادیت پیاف هم درگذشت. با  اینکه کلیسای کاتولیک از اجرای مراسم دینی برای او ابا کرد، صدها هزار نفر  در تشییع جنازه او شرکت کردند. او را در گورستان پرلاشز به‌خاک سپردند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/423/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه صبا واصفی با تهمینه­ی میلانی کارگردان فیلم تسویه حساب</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/221/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/221/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Apr 2010 20:34:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=221</guid>
		<description><![CDATA[دختران جوان ما شروع به انتقام گیری نسلی کرده اند مردان تازه به دوران رسیده، از تعدد زوجات حمایت می­کنند چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ &#8211; ۰۷ آپریل ۲۰۱۰ تسویه حساب، روایت چهار زن معارض قانون است که هرکدام بنا به دلایلی مردان، زندگی شان را به زوال می کشانند. این زنان برای استیفای حقوق...<a href="http://shabakeh.de/art/221/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>دختران جوان ما شروع به انتقام گیری نسلی کرده اند<br />
مردان تازه به دوران رسیده، از تعدد زوجات حمایت می­کنند</strong><br />
چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ &#8211; ۰۷ آپریل ۲۰۱۰</p>
<p> تسویه حساب، روایت چهار زن معارض قانون است که هرکدام بنا به دلایلی مردان، زندگی شان را به زوال می کشانند.<br />
این زنان برای استیفای حقوق از دست رفته­ ی خود می کوشند تا انتقام شان را از مردان هوس باز و ثروتمند بگیرند. در جامعه ­ای که صاحبان قدرت، در صدد صدور مجوز قانونی برای تمتع بیش­تر مردان خانواده از زنان جامعه است؛ میلانی در این فیلم زنانی را به تصویر کشیده که هر یک قربانی سوء استفاده ی پدر، برادر یا همسر خود می شوند و تجاوز، سقط جنین و تنهایی را تجربه می کنند؛ در حالی که قوانین و هر آن چه که زندگی این زنان را به محاق برده، برایشان بی اعتبار می شود، حکم صادر می‌کنند و مجری قانونی که خود تدوین کرده اند، می شوند. مطلبی که می­خوانید نگرش میلانی است به آن چه سرنوشت زن معارض قانون را در جامعه­ای واپس گرا تهدید می کند:</p>
<p>واصفی – چه طور زندگی زنان معارض قانون برای شما پر رنگ شد تا حدی که به عنوان سوژه­ی یکی از کارهایتان انتخابش کردید؟</p>
<p>میلانی &#8211; وقتی برای فیلم نیمه­ی پنهان، مدت کوتاهی؛ حدود ۸ روز به زندان رفتم، این موضوع به ذهنم خطور کرد که درباره ی این زنان، فیلم بسازم.</p>
<p>واصفی – پس در زندان از نزدیک با این تیپ، زنان آشنا شدید؟</p>
<p>میلانی – بله. ۴ روز در انفرادی، ۴ روز هم بندعمومی زندان اوین بودم. آن جا با سرگروه دخترانی که در فیلم مشاهده کردید، آشنا شدم؛ البته آن چه من از این دختران دیدم، بسیار دردناک­تر از چیزی بود که به نمایش درآوردم. کینه ونفرت این دختران غیر قابل توصیف است.</p>
<p>واصفی – به چه جرمی بازداشت شدید؟</p>
<p>میلانی &#8211; به خودم جرمی را تفهیم نکردند، ولی ۴ جرم را در روزنامه ها برایم نوشته بودند:اقدام علیه امنیت ملی، محاربه با خدا، هم کاری با گروه­های معاند، تشویش اذهان عمومی از طریق آثارهنری.</p>
<p>واصفی &#8211; سرانجام چه حکمی برای­تان صادر شد؟</p>
<p>میلانی – ۵ سال بعد تبرئه شدم،ولی تا در زندان بودم، حق ملاقات و تلفن نداشتم. قاضی پرونده ام، قاضی مقدس بود، متأسفانه بعدا ترور شد. به دستور مقام رهبری و آقای دکتر خاتمی آزاد شدم.</p>
<p>واصفی &#8211; از آن جایی که فیلم شما انتقاد تندی است به داشتن تعدد شرکای جنسی، من از فرصت استفاده می کنم و مایلم نظرتان را راجع به لایحه­ی حمایت از خانواده بدانم. شما فکر می کنید،ماده­ی ۲۳ لایحه­ی حمایت از خانواده به چه منظوری تدوین شده است؟</p>
<p>میلانی – ظاهرا این قانون در جهت حمایت از زنانی که امکان ازدواج ندارند نوشته شده، اما در واقع ماده­ی ۲۳ لایحه­ی حمایت از خانواده، برای این نیست که جوانان نازنین ما که در سن ازدواج اند، راحت­تر ازدواج کنند؛ این قوانین را مردان تازه به دوران رسیده ای که اتفاقا قدرت و ثروت هم دارند، تدوین می کنند؛ چون زنان­شان به میان سالی رسیده اند، به دنبال ایجاد فرصت برای خودشان هستند و گرنه جوان امروز، قدرت ازدواج اول را هم ندارد؛ چه برسد به ازدواج دوم و سوم. به جای حل این همه معضل، متأسفم که باید به نفسانیات یک عده زورمند که دست­شان به دهن­شان می رسد، بپردازیم. این قانون،قانون حمایت از خانواده نیست؛ قانون حمایت از مردان زیاده خواه تازه به دوران رسیده است.</p>
<p>واصفی &#8211; شما تجربه­ی زندان را هم داشتید، می توانید در چند کلمه، زندان را توصیف کنید؟</p>
<p>میلانی – زندان، دانشگاهی است، برای آموزش بزه. از آن جایی که جامعه در زمینه ی تربیت این زنان و ایجاد شرایط متعادل برای داشتن زندگی سالم هیچ تلاشی نمی کند، همیشه یک علامت سوال برایم باقی مانده، چگونه می توانیم این زنان را محکوم کنیم؟ چیزی به آن ها ندادیم که مطالبه کنیم!</p>
<p>واصفی &#8211; چرا برای استیفای حق زنان، تسویه حساب را انتخاب کردید؟ راه انسانی تری وجود نداشت؟</p>
<p>میلانی – اصلا علت این که اسم این فیلم را تسویه حساب گذاشتم ،از همین مسئله ناشی شد؛ چون این دختران انسان­های فرهیخته و آگاهی نیستند و احساس یک شهروند طبیعی را نسبت به جامعه و افراد جامعه ندارند. این تیپ شخصیت ها؛به دلیل ناهنجاری هایی که تجربه کرده اند، پر از کینه ، انتقام را به عنوان راه حل انتخاب می کنند.</p>
<p>واصفی &#8211; آیا از منظر روان شناسی هم این زنان را بررسی کردید یا به مشاهدا ت عینیتان در زندان، اکتفا کردید؟</p>
<p>میلانی – بله، درباره­ی تک تک شخصیت های زن با روان شناسان برجسته ای مشورت کردم.</p>
<p>واصفی – کلیدی­ترین نکته­ای که سعی کردید در این فیلم به آن بپردازید، چه بوده است؟</p>
<p>میلانی – فکر می کنم مهم ترین نکته، مطرح کردن این سوال است که چرا ما به زنی که کنار خیابان می ایستد، می گوییم: زن ویژه یا به عبارتی فاحشه، ولی برای مردی که با پولش این کالا را می خرد، چنین لغاتی را به کار نمی بریم؟ در حالی که عمل مرد هم عین زن است و فرقی ندارد وهر دو به رواج فساد کمک با این تازه ممکن است زن از سر فقر وجبر تن به این کار بدهد، ولی این رفتار برای مرد، زنگ تفریح است و حق مسلم خودش می داند. مسئله ی مهم دیگری که به آن پرداختم بی پناهی زنان بزه کار است. این زنان پس از این که دوران متنبه شدنشان تمام شد، چه بر سرشان می آید؟ در کشورهای خارجی شلتر یا خانه های امن برای زنانی که مورد آزار قرار می گیرند و پناهی ندارند، وجود دارد، اما در این جا چه بر سر زنان آسیب دیده می آید؟ آیا خانواده­ای دارند که آن ها را با آغوش گرم بپذیرد؟ آیا آگاهی کافی دارند؟ آیا قادراند به خاطر گذشته ی تاریک­شان شغلی پیدا کنند؟ کسی حتی آن ها را برای کلفتی هم نمی پذیرد!</p>
<p>واصفی &#8211; به نظر شما تنها زنان در زیر چرخ دنده های قوانین یک سویه له می شوند؟</p>
<p>میلانی – نه! مسلما که این گونه نیست. من، در مورد مشکلات زن ها ساختم؛ وگرنه فشار وستم بر هر دو جنس اعمال می شود.</p>
<p>واصفی – به نظر شما مردان سبب پیدایش جرم می شوند؟</p>
<p>میلانی – نه! درست است که بیش تر زنان زندانی جوان اند و از طریق مردان خانواده به بزه کشیده می شوند. به ندرت زنی را می بینیم که خود راه خلاف را برای زندگی اش انتخاب کرده باشد. ولی در این میان مردان، مقصر نیستند، مقصر نوع تفکر مرد سالارانه یک جامعه است. زنانی هم که تن به این نوع اندیشه می دهند به همان اندازه مخرب اند؛ چه بسا که تصویری از آن ها هم نمایش داده شد.</p>
<p>واصفی – در تسویه حساب تنها زنان اند که بی دریغ نقش یاریگری برای هم ایفا می کنند، فکر می کنید، در تسهیل مصائب اجتماعی، مردان نقشی در زندگی زنان ندارند؟</p>
<p>میلانی – این که هر زنی دلسوز زنان است وهر مردی برعکس را قبول ندارم، مردانی هستند که به حق، مدافع حقوق زنان اند و می دانند که تعادل جامعه در داشتن احساس خوب نوع بشر است و در مقابل، زنانی را هم داریم؛ مثل تنی چند از زنان نماینده ی مجلس که به ظاهر زن اند،ولی به نظر می آید، خیلی بیش تر از مردها مایل اند، قانون تعدد زوجات تصویب بشود؛ بنابراین دردنیای امروز دیگر خیلی هم مهم نیست جنسیت فرد چه باشد، مهم تفکر اوست.</p>
<p>واصفی – رسانه ها در نمایش هویت واقعی زن چگونه عمل کرده اند؟</p>
<p>میلانی &#8211; خیلی ضعیف، عمل کرده اند. در رسانه ها تبلیغ دو همسری به کرات دیده می شود. در طنزها زنان،اغلب عقب افتاده و سطحی نمایش داده می شوند یا در حال یافتن شوهر و گاهی در پی یافتن شوهر جوان اند در واقع یک عقب گرد کامل فرهنگی داشتیم.</p>
<p>واصفی &#8211; خشم این قسم زنان، ممکن است تا به جایی برسد که منجر به مرگ انسان دیگری بشود و طبعا این زنان، اعدام می شوند، ولی با اعدام این افراد، تعداد بزه کاران کم نمی شود، به نظرتان دلیل این امر چیست؟</p>
<p>میلانی &#8211; نداشتن آگاهی. بیجه پسر زیبایی که در پاکدشت به ۲۳ نفر تجاوز کرد به راحتی اعدام شد و خیال همه راحت شد که ریشه ی ظلم وتجاوز برکنده شد؛ در حالی که اگر عمیق تر به زندگی این آدم نگاه می شد، کاملا واضح است که او محصول شرایط ناامن اجتماعی و تجربه­ی تجاوز است. الان ده­ها بیجه در نقاط مختلف دارند بزرگ می­شود و تا زمانی که عدالت اجتماعی برقرار نشود، این روند ادامه خواهد داشت و دود این مسئله به چشم کل جامع خواهد رفت به قول معروف: چو عضوی به درد اورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. در مورد این دختران هم وضعیت همین گونه است ؛ به دلیل عدم دانش ، تربیت صحیح و اعتماد به نفس هر چه قدر هم باهوش باشند، هوش­شان را در جهت تخریب به کار می برند. آن­ها نمی توانند مشکلات­شان را با راه­کارهای علمی حل کنند، پس ساده ترین شیوه ی ممکن را انتخاب می کنند.با حذف آدم ها مشکلات جامعه، حل نمی شود!</p>
<p>واصفی &#8211; خودتان به شخصه تسویه حساب را به عنوان یک راه کار می پسندید؟</p>
<p>میلانی &#8211; تسویه حساب یک حرکت منفی است. من با نمایش تسویه حساب به جامعه هشدار دادم، اگر دلایل به وجود آمدن چنین زنانی را از بین نبرند و به فکر درمان این زنان بر نیایند، این قشر تسویه حساب بدی خواهند کرد که شاید به قیمت جانشان هم تمام بشود. دختران جوان ما شروع به انتقام گیری نسلی کردند؛ یعنی انتقام مادربزرگ هایشان را هم دارند می­گیرند. رفتارهای ناهنجاری را نشان می دهند که مشابهش را حتی در جوامع غربی هم نمی توانید، پیدا کنید.</p>
<p>واصفی &#8211; پایان خوش فیلم شما نوید بخش چه پیامی برای کسانی است که بی دفاع و آسیب دیده هستند؟</p>
<p>میلانی &#8211; فکر کردم پایان خوش فیلم امیدی باشد برای کسانی که این گونه زندگی می کنند؛ بدانند، همیشه شانس برای تغییر وجود دارد.</p>
<p>واصفی &#8211; طبیعی ترین قهرمانتان چه کسی بود؟</p>
<p>میلانی &#8211; طبیعی ترین شان مریم است که ضد مردهم نیست، به پسر همسایه هم تمایل نشان می دهد، می کوشد خواهرش را نجات بدهد.</p>
<p>واصفی &#8211; و مقتدرترینشان؟</p>
<p>میلانی – مقتدرترین­شان زیوراست. شخصیت دوگانه ای دارد؛خشن اما مسئول است.</p>
<p>واصفی &#8211; کدام بخش از کارتان سانسور شد؟</p>
<p>میلانی &#8211; صحنه ی دستگیری مریم. بخشی از درگیری داخل زندان. بخشی از دیالوگ اکبر عبدی و بخشی از روایت داستان تجاوز به مریم.</p>
<p>واصفی – چرا تعداد مردانی که تمایل به برقراری روابط غیرانسانی دارند در این فیلم بیش تر از مردان متعهد است؟</p>
<p>میلانی – خب چون موضوع این کار من راجع به زنان بزه کار بود و این زنان خوشبختانه باهوش­اند و به خاطر شرایط سخت زندگی قوی و ریز بین هستند؛ به همین دلیل سراغ هر مردی نمی روند و به طور طبیعی به ندرت مرد سالمی، زن خیابانی سوار ماشینش می کند. در این داستان هم اتفاقی با این زن، برخورد می­کند؛ این مرد حتی توضیح نمی دهد، چرا دعوت زن را نمی پذیرد.</p>
<p>واصفی &#8211; از آن جایی که لحن شما لحن صریح وتندی است با انتقادات جامعه ی مرد سالار چگونه کنار می آیید؟</p>
<p>میلانی &#8211; من عادت کردم و دیگر برایم اهمیت ندارد؛ چون وقتی یک نظمی را به هم می زنی، آدم ها عصبانی می شوند. من نظمی را به هم می زنم در حد یک مولکول تا کمک کنیم نظم جدیدی به وجود بیاید. کسانی که قدرتشان در آن نظم کهن است، عصبانی می شوند؛ البته این انتقادات به ایجاد چالش کمک می کند و برای ایجاد بستر تغییر مفید است.<br />
مدرسه فمینیستی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/221/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان در کفن در پارلمان کانادا</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/52/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/52/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 00:46:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=52</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/52/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://gdb.rferl.org/97202CBE-D2F3-4617-B139-4CCB6D216087_mw270_s.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>پوستر فیلم ۱۳۸۸/۰۹/۲۵ نمایندگان پارلمان کانادا، در روز جهانی حقوق بشر، به تماشای یک فیلم ایرانی نشستند. فیلم مستندی با عنوان «زنان در کفن» که به مسئله حقوق بشر و زنان در ایران می‌پردازد. این فیلم را «فرید حائری نژاد» و «محمدرضا کاظمی» دو جوان ایرانی ساکن اروپا، تهیه و کارگردانی کرده‌اند.. در گفت‌وگویی با...<a href="http://shabakeh.de/art/52/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2><a href="http://www.radiofarda.com/archive/Arts_Culture/latest/141/141.html"></a></h2>
<div><a title="پوستر فیلم" rel="ibox" href="http://gdb.rferl.org/97202CBE-D2F3-4617-B139-4CCB6D216087_mw800_mh600.jpg"><img src="http://gdb.rferl.org/97202CBE-D2F3-4617-B139-4CCB6D216087_mw270_s.jpg" border="0" alt="" /></a></div>
<div>پوستر فیلم</div>
<div>۱۳۸۸/۰۹/۲۵</div>
<div><a href="http://www.radiofarda.com/author/1031.html"></a></div>
<div>نمایندگان پارلمان کانادا، در روز جهانی حقوق بشر، به تماشای  یک فیلم ایرانی نشستند. فیلم مستندی با عنوان «زنان در کفن» که به مسئله  حقوق بشر و زنان در ایران می‌پردازد.</p>
<p>این فیلم را «فرید حائری  نژاد» و «محمدرضا کاظمی» دو جوان ایرانی ساکن اروپا، تهیه و کارگردانی  کرده‌اند..</p>
<p>در گفت‌وگویی با <strong>فرید حائری نژاد، یکی از  کارگردان‌های فیلم «زنان در کفن»</strong>، ابتدا از او می‌خواهیم در باره  محتوای این مستند توضیح دهد</p>
<p><strong>فرید حائری نژاد:</strong> فیلم زنان در کفن در حقیقت فعالیت عده‌ای از زنان فعال حقوق زنان، وکلا،  خبرنگاران و اصولا فعالین حقوق زنان را بررسی می‌کند.</p>
<p>در این فیلم  به طور مشخص خانم شادی صدر را دنبال می‌کنیم و از طریق ایشان هم با کسان  دیگری که در زمینه حقوق زنان فعالیت می کنند آشنا می‌شویم و هم با کسانی که  قربانیان نظام قضایی ایران و این نابرابری که در نظام قضایی ایران وجود  دارد، صحبت می‌کنیم.</p>
<p>تمرکز ما بیشتر معطوف به مسئله سنگسار در ایران  و همچنین فعالیت‌های کمپین توقف سنگسار در ایران است که به این مسئله  می‌پردازیم و با چند تن از کسانی که محکوم به حکم سنگسار بوده‌اند و توسط  خانم شادی صدر و یا دیگر وکلای فعال در حوزه حقوق زنان، نجات پیدا کرده‌اند  گفت‌وگو می‌کنیم.</p>
<p><strong>آقای حائری نژاد، شما یک کارگردان و تهیه  کننده مرد هستید و گویا این فیلم هم نخستین فیلم بلند شماست. چطور شد که  به این موضوع متمایل شدید؟</strong></p>
<p>من فیلم‌های کوتاه زیادی  ساخته‌ام، فیلم‌هایی که کمی هم جنجال برانگیز بود و آخرین آن‌ها فیلم «شکار  در ایران» بود که خیلی جنجال ایجاد کرد. اما این اولین فیلم بلند من است.</p>
<p><strong>چطور شد که به مسئله زنان توجه کردید و دنبال ساختن فیلمی  راجع به زنان رفتید؟</strong></p>
<p>مقداری از این انگیزه برمی‌گردد به  ایده‌های آقای محمد رضا کاظمی، بعد از اتفاقاتی که در ایران افتاد با ایشان  چندین بار در این موارد صحبت کردیم، راجع به اینکه جامعه مدنی ایران خصوصا  بعد از جنبش‌های دانشجویی به سمت فعالیت‌های زنان پیش رفته است.</p>
<p><strong>آقای  محمد رضا کاظمی در واقع همکار شما هستند که دو نفری این فیلم را تهیه و  کارگردانی کرده اید؟ درست است؟</strong></p>
<p>بله. کارگردان دیگر این  فیلم هستند. ایشان سر ساخت این فیلم بسیار زحمت کشیدند و در حقیقت هم ایده  این فیلم از ایشان بود.</p>
<p>ما اعتقاد داریم که جنبش مدنی در ایران بدون  فعالیت زنان امکان‌پذیر نیست. این که حالا چرا ما که مرد هستیم به دنبال  مسائل زنان رفته‌ایم؟ فکر نمی‌کنم تفاوت خاصی وجود داشته باشد. به هر حال  این موضوع به فکر ما رسید و به دنبال این داستان رفتیم و فکر می کنیم که  (این موضوع ) جای گفتن بسیار دارد.</p>
<p>خصوصا این اواخر و بعد از مسائل  پس از انتخابات در ایران حضور زنان بسیار چشمگیر بود و پیش از انتخابات هم  شما می بینید که حضور زنان و فعالیت‌هایی که در کمپین‌های گوناگون در ایران  به راه انداختند بسیار چشمگیر بوده است و این امر می‌تواند ما را به سمت  همان جامعه مدنی که خواستار آنیم ببرد.</p>
<p><object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="500" height="340" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/TFnXTxLbZHo&amp;hl=en_US&amp;fs=1&amp;rel=0" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="500" height="340" src="http://www.youtube.com/v/TFnXTxLbZHo&amp;hl=en_US&amp;fs=1&amp;rel=0" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<h3><a href="http://http://www.youtube.com/watch?v=TFnXTxLbZHo&amp;feature=player_embedded">تیزر فیلم زنان در کفن</a></h3>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/52/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
