<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; گزارش مراسم</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺎ ﺗﻮﺷﻪ ی ﺭاﻫﻤﺎﻥ / عسل اخوان</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/2316/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/2316/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 00:12:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2316/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="IMG_6841" /></a>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴ روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای...<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2317" title="IMG_6841" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴</p>
<p>روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای بار اول شرکت کردم و امسال هم از شرکت کنندگان سمینار بودم خود را موظف دانستم که نکاتی را درباره ی یادداشت اختر قاسمی از منظر خودم، با شما در میان بگذارم. اول از همه باید بگویم، این نوشته را به وبسایت شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان، خواهم داد چرا که مخاطبان این نوشته قطعأ مردانی نخواهند بود که برای اختر قاسمی در وبسایت گویا نیوز با نگاه زن ستیزشان، دست زدند و هورا کشیدند، بلکه انسانهایی هستند که با نگاه غیر زن ستیز و همجنسگراستیز، در پی نقد و نه تخریب هستند. قبل از شروع به نوشتن نکات مد نظرم، باید این نکته را بگویم که نوشتن این چند خط کاری بسیار دشوار است چرا که پاسخ دادن به نوشته ای انتزاعی همواره کار پاسخ دادن به روشی غیرانتزاعی را دشوار می کند.</p>
<p>لازم می دانم نوشته را با ذکر این نکته آغاز کنم که همواره در زندگی شخصی و سیاسی ام تلاش داشته ام با نگاه انتقادی مسائل را ببینم و تحلیل کنم، این خصوصیت منجر به حذف مستقیم یا غیرمستقیم من توسط خودم یا دیگران از بسیاری از فضاهای سیاسی موجود چه در ایران و چه در غرب شده است (هرچند اکثر این فضاهای سیاسی نگاهی مردمحور به سیاست داشته اند).</p>
<p>زمانی  کمتر از سه سال پیش به آلمان مهاجرت کردم، تلاشم بر این بود که فضاهای سیاسی، فمینیستی و اجتماعی موجود در آلمان چه ایرانی و چه بین المللی را بشناسم و تجربه کنم. همین موضوع منجر به این شد که دو سال پیش، زمانی که سمینار سراسری زنان ایرانی در آلمان در شهر برلین برگزار می شد، به کمیته برگزاری بپیوندم و با زنانی که سالها پیش از من فعالیت فمینیستی و سیاسی خود را آغاز کرده بودند تبادل نظر و اطلاعات کنم چه در بخش نظری چه عملی. همین نکته نقض گفته ی خانم اختر قاسمی را در خود دارد، چرا که به عنوان فرد جوانی! که تازه وارد آلمان شده بود، توانستم خود را همراه و در یک سطح با زنانی ببینم که سالهای سال بود که این سمینارها را برگزار می کردند بدون اینکه آنها فکر کنند اولویتی نسبت به من دارند یا من اجازه دهم تفاوت سنی ما تبعیضی بین ما ایجاد کند. متأسفانه خانم اختر قاسمی در نوشته ی خود، از مفاهیم کاملأ تبعیض آمیز استفاده کرده اند که من در این نوشته در پی بازتولید آن مفاهیم نیستم، آنجا که ایشان به موهای سفید شرکت کنندگان اشاره کرده اند، برای من &#8220;سن گرایی&#8221; یا &#8220;تبعیض سنی&#8221; را به صورت کلی و  در نوشته ی ایشان واضحأ جوان گرایی  را در خود جای داده است. هرچند که گفته ی ایشان به هرحال محلی در واقعیت ندارد که برای مثال، سمینار امسال در فرانکفورت طیف های سنی مختلفی را به عنوان سخنران و شرکت کننده داشت، هرچند اگر ایشان این فکر را می کنند که جوانان در این سمینارها نمی آیند می توان این سوال را از جوانان پرسید که چرا شرکت نمی کنید؟! در عین حال، باید این نکته را تأکید کنم که نقدهای من به این سمینار زنان مانند دیگر فضاهای فمینیستی و سیاسی موجود، وجود دارد. دو سال پیش زمانی که به عنوان سخنران در سمینار زنان آلمان در برلین شرکت داشتم، بخشی از دغدغه های تئوریک خود را مبنی بر اینکه چه کسی زن است و می تواند در این سمینارها شرکت کند(آیا فقط زن بیولوژیک؟)، همراه با سه تن دیگر از دوستان در پنلی، بیان کردیم که علاقمندان می توانند آنها را در اینترنت بخوانند. اما برای من مسئله ی حیاتی ای موجود است که آیا من خودم را خارج از این جمع می بینم و می خواهم آن را نقد (یا با روش خانم قاسمی تخریب) کنم یا از داخل سعی در بهبود آن چه در بخش نظری و چه در بخش عملی، خواهم کرد. خوشبختانه باید بگویم که با توجه به اینکه وجود چنین جمع ها و سمیناری را نه تنها مطلوب بلکه ضروری می دانم، و با توجه به اینکه خود را فمینیستی می دانم که قرار نیست دستهایم را بالا بگیرم و بدون تلاشی از جانب خودم، بقیه ی انسانهایی که مبارزه می کنند را تخریب کنم، خود را عضوی کوچک از زنانی می بینم که قرار است دست در دست هم مبارزات علیه مردسالاری، همجنس گرا ستیزی، دگرجنس گرایی اجباری و زن ستیزی را که زنان ایرانی در آلمان ۳۵ سال پیش شروع کرده اند را با تمام چالش ها و کمی و کاستی هایش، پیش ببریم. خانم اختر قاسمی در بخشی گفته اند که همیشه سخنرانان و شرکت کنندگان افراد یکسانی هستند، سوال من از کسانی که مانند ایشان فکر می کنند این است که آیا شما تا بحال برای سخنران بودن درخواست کرده اید و رد شده اید یا آیا شما تا بحال خواستید به عنوان شرکت کننده در این سمینار باشید و به شما این اجازه داده نشده است؟! چرا ما همیشه متوقع هستیم که دیگران به ما اصرار ورزند در سمیناری شرکت کنیم که از آن ماست، که برای ماست، از ماست. هر ساله، برای هفته های متمادی، تبلیغ این سمینار در فضای مجازی همه جا به چشم می خورد و از کسانی که می خواهند در سمینار به عنوان سخنران شرکت کنند درخواست می شود که طرح پیشنهادی خود را برای کمیته برگزار کننده بفرستند، همانطور که پس از آن، آگهی ثبت نام در سمینار برای شرکت کنندگان باز هم در فضای مجازی منتشر می شود و علاقه مندان می توانند ثبت نام کنند. پس شانس و موقعیت شرکت برای همه ی زنان از هر سنی موجود است، اینکه افرادی متوقع هستند به صورت شخصی از آنها دعوت شود بحثی جداگانه است که به نظر نگارنده محلی از اعراب ندارد. ایشان گفته اند که در این سمینارها هیرارشی عجیب و رهبری پشت پرده ای وجود دارد، و این جمع، جمعی مافیایی ست، متأسفانه به این بخش آنگونه که می خواهم نمی توانم بپردازم چرا که ایشان اینقدر انتزاعی و تخریبی بحث کرده اند که در رد صحبت ایشان تنها می توان گفت: خیر اینگونه نیست، یا اینکه گفت: از چه هیرارشی ای صحبت می کنید؟ رهبری چه کسانی؟ همه ی کسانی که شرکت می کنند؟ و آیا شما تلاش کرده اید اگر واقعأ معتقدید هیرارشی وجود دارد این موضوع را بشکنید، هرچند اتهامات شما بی هیچ پایه و مدرکی ارائه شده اند و برای شما آسان است که خیلی کلی، جمعی بزرگ و متنوع را مافیا بخوانید چرا که ظاهرأ شما قرار نبوده که پاسخگوی کسی باشید. ایشان در جایی دیگر، می گویند که اگر زنی مستقل باشد و نگوید من فمینیست ام، جایی در این سمینار ندارد. این حرف باز هم بدون مدرک ارائه شده است و واقعی نمی تواند باشد، چرا که من و بسیاری از زنان دیگر در این سمینار خودمان را مستقل می دانیم، فعالیت های دیگر هم می کنیم و البته که احتمالأ هراسی از بلند فریاد زدن &#8220;من فمینیست هستم &#8221; نداریم. سوالی که باید اینجا مطرح شود این است، وابسته به چه چیزی؟ وابسته به فمینیسم؟ در عین حال که می دانیم فمینیست بودن هم طیف وسیعی از افکار فمینیستی مختلف را در بر می گیرد. خانم اختر قاسمی، به شدت بدون ارائه دلیل می خواهد،واقعأ مافیایی را برای مخاطب از این سمینار بسازد که یا داخلش هستی یا خارج، این صحبت در مورد سمینار زنان در آلمان که هر ساله عده ای شرکت می کنند، عده ای جدید وارد می شوند، عده ای دیگر نمی توانند شرکت کنند و غیره صدق نمی کند. بعضی اوقات، هیرارشی را خود ما به وجود می آوریم در ذهن خود، در عمل خود، با حذف خود از جایی که باید از آن ما باشد و در بهبودش تلاش کنیم، پس از آن خود را در موضع قربانی  می گذاریم و همه دشمنان ما می شوند در  قصه ای که ما  در ذهن  خود پرورانده ایم و نقش پری بی گناه قصه را از آن خود کرده ایم.</p>
<p>خانم اختر قاسمی، در جایی دیگر زنانی را که سالهای سال است با وجود تهدیدهای دولتی و جوامع ضد زن و همجنسگراستیز، آشکارا زندگی کرده اند و در زندگی روزانه خود مقاومت و مبارزه کرده اند را تهدید به افشای رازهای زندگی خصوصیشان کرده است. تئوری از عمل نمی تواند جدا باشد همانطور که شخصی، سیاسی است. آیا ایشان با بیان این نکته اعلان جنگ کرده اند؟ جنگ علیه زنانی که جنگ را زندگی کرده اند و زنده مانده اند. خانم اختر قاسمی، ما سالهای سال است که در جنگیم، جنگ با دولتها، جنگ با مردسالاری، جنگ با زن ستیزی، جنگ با همجنس گرا ستیزی. ما سالهای سال است جنگیده ایم که حذف نشویم به خاطر زن بودن، که به حاشیه کشیده نشویم، از پدران خود فرار کرده ایم که خود را سانسور نکنیم، جلوی پدران و برادرانمان ایستاده ایم، با دولت ایران جنگیده ایم، با نگاه سیستماتیک ضد زن دولت ها. ما سانسور را مبارزه کرده ایم، شما بیایید و زندگی ما را افشا کنید که برخوردهای زن ستیز و همجنس گرا ستیز شما با ما زنان، اولین بار نیست که سعی در به پستو کشیدن ما می کند و ما مقاوم می مانیم.</p>
<p>به دلیل جلوگیری از طولانی تر شدن این نوشته، بحث خود را با آموزه ای از فمینیست های سیاه که در چند سال اخیر، من را تحت تأثیر قرار داده تمام می کنم، باید که خواهری (sisterhood) را به عنوان سرکوب شدگان این جامعه، سرمشق خود قرار دهیم. خواهری نه در مفهوم خانواده، بلکه در مفهوم فمینیستی آن، در مفهوم همبستگی داشتن، رفاقت کردن و فهمیدن یکدیگر. همراه دیگر رفقایم تلاش سالهای سال آنها و ما را برای مبارزه علیه زن ستیزی ارج می نهم و از درون هر روزه و هر ساله سعی در بهبود مبارزه مان می کنم.</p>
<p>لینک مطلب اختر قاسمی در گویانیوز</p>
<p>http://news.gooya.com/politics/archives/2014/01/174247.php</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/2316/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقش مادران خاوران در دادخواهی / منیره برادران</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2267/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2267/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2013 08:40:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[منیره برادران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2267/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2267/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2013/08/monireh-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="monireh" /></a>نقش مادران خاوران در دادخواهییکی از عرصه هائی که زنان در آن حضور فعالی داشته و دارند، جنبش دادخواهی است. در اینجا می خواهم از نقش مادران خاوران بگویم که نامشان با دادخواهی گره خورده است. آنها مادران و خانوده های اعدام شدگان دهه ۶٠ و کشتار زندانیان سیاسی تابستان ۶٧ هستند. آنها جلوی در زندانها با هم آشنا...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2267/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 dir="rtl"></h2>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2013/08/monireh.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2268" title="monireh" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2013/08/monireh-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
نقش مادران خاوران در دادخواهییکی از عرصه هائی که زنان در آن حضور فعالی داشته و دارند، جنبش دادخواهی است. در اینجا می خواهم از نقش مادران خاوران بگویم که نامشان با دادخواهی گره خورده است. آنها مادران و خانوده های اعدام شدگان دهه ۶٠ و کشتار زندانیان سیاسی تابستان ۶٧ هستند. آنها جلوی در زندانها با هم آشنا شده بودند. در  تابستان ۶٧ که ملاقاتها قطع بود آنها حس کردند که فاجعه ای شوم در زندانها در حال وقوع است. فاجعه اتفاق افتاد. هزاران زندانی را کشتند. صدای اعتراضی برنخواست. مادران تنهائی شان را با هم تقسیم کردند. دورهم جمع شدند. گورستانها را جستجو کردند و با اطلاعاتی که خود بدست آوردند، دانستند که عزیزانشان را در گورستان خاوران دفن کرده اند، در گورهای جمعی. آنجا میعادگاه شان شد، مکانی شد برای سوک، سوک عزیز خود و سهیم شدن در سوک عزیز دیگری.<br />
اما آنها از نقش مادران سوکوار خود را فراتر بردند و به الگوی سنتی مادر عزادار، که نقشی منفعل دارد، تن ندادند. آنها پایه حرکتشان را بر حق شهروندی خود گذاشتند، حق آگاهی از آنچه بر فرزندانشان رفته بود و حق دادخواهی. آنها درد و عزای از دست دادن عزیزانشان را محدود به حوزه خصوصی نکردند و آن را به یک خواست مهم اجتماعی و سیاسی و به یک اقدام تبدیل کردند و خواستار روشن شدن حقیقت و پاسخ‌گوئی مسئولین شدند.<br />
سالها بود که آنها همدیگر را می شناختند. جلوی در زندانها با هم آشنا شده و در سختی ها و بی پناهی ها یاور همدیگر شده بودند. دردی مشترک انها را بهم پیوند می داد. بسیاری از این آشنائی ها حتی به سالهای پیش از انقلاب برمی گشت به زندانهای دوره شاه پهلوی.  در آن زمان هم مادران و خانواده های زندانیان سیاسی گردهم آئی های خود را داشتند و دست به اقداماتی زده بودند. از برگزاری مجالس یادبود برای اعدام شدگان تا مثلا تجمعاتی در قم و بازار  برای جلوگیری از اعدام فرزندان شان در سال ١٣۵٠، تا اقداماتی گسترده تر در اوائل سال ١٣۵٧ برای توجه دادن به خواسته های فرزندان زندانی شان که در اعتصاب غذا بسر می بردند؛ تا تحصن با شکوه در کاخ دادگستری در دی ماه ١٣۵٧ که با آزادی آخرین زندانیان سیاسی پایان یافت.<br />
آن تجربه ها و خاطره ها، به ویژه خاطره تحصن افتخارآمیز دی ماه ۵٧ که چه بسا با نقل و روایت به خاطره جمعی دیگر خانواده های زندانیان سیاسی تبدیل شده باشد، زمینه  را برای گردهم آئی های آنها در دهه ۶٠ فراهم آورد. کم نبودند زندانیان سیاسی دوره پیشتر که آزادی شان را در سال ۵٧ مردم با سرود و دسته های گل جشن گرفته بودند، به دست حکومت کنندگان جدید به جوخه های اعدام سپرده شدند.<br />
ولی اگر حرکت خانواده ها را در این دو دوره مقایسه کنیم، متوجه تغییری در آن می شویم. چه چیزی تغییر کرده بود؟ گرچه اختلاف زمانی دو دوره کوتاه بود ولی مادران در جمهوری اسلامی تجربه جدیدی کسب کردند، تجربه ای به مراتب تلخ تر و دردناکتر. ابعاد جنایتهای این حکومت چنان بزرگ و دهشتناک بود که مادران و خانواده های اعدام شدگان را بیش از گذشته متوجه حقوق بشر کرد. در دوره پیش از انقلاب ۵٧ دیدگاهی که در مورد اعدام شدگان وجود داشت بیشتر با آرمان گرائی آمیخته بود تا نگاهی از منظر حقوق بشر. به این معنا که پیش از تجربه تلخ جمهوری اسلامی شخص اعدام شده عمدتا به عنوان شهید راه آرمانهایش تعریف می شد و حرکت مادران و خانواده ها رابطه تنگاتنگی با سازمانهای سیاسی داشت که در فضای انقلابی آن سالها اعدام شدگان را با دلالت بر حقانیت شان پیوند می دادند.بعدها به ویژه بعد از کشتار ۶٧ این نگاه تغییر کرد و مادران خاوران این پرسش را برجسته کردند: چرا فرزندان مان را اعدام کردید؟ در نامه شان در دی ماه ١٣۶٧ خطاب به وزیر دادگستری می خوانیم: &#8221; ما سئوال می‌کنیم: کدام قانون اجازه داده است که حکم اعدام دسته جمعی صادر کنند؟&#8221;آنها اصل را بر دادخواهی قرار دادند. در همان نامه که با تجمع آنها در مقابل کاخ دادگستری همراه بود، نوشتند: &#8220;ما خانواده های قربانیان فاجعه اخیر و خانواده های زندانیان سیاسی خواستار اقدام فوری، جدی و مسئولانه شما هستیم.&#8221;  نوشتند: &#8221; ما علیه مسئولین این فاجعه دردناک اعلام جرم می کنیم و خواهان آن هستیم که اینان بازداشت و در یک محکمه علنی محاکمه گردند.&#8221;<br />
بعدها هم به رئیس جمهور خاتمی نامه نوشتند. هرگز پاسخی نگرفتند. به سازمانهای بین المللی حقوق بشر هم متوسل شدند. در سفر گالیندوپل به ایران در بهمن ١٣۶٨ جلوی دفتر سازمان ملل تجمع کردند و خواستار ملاقات با وی شدند. تجمع شان با خشونت مامورین مواجه شد. در سال ١٣٨١ به گزارشگران کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد نامه نوشتند. (این نامه ها را می توانید در سایت بیداران پیدا کنید)<br />
به زبان و لحن این نامه ها توجه کنید! در نحوه بیان این نامه ها نکته مهمی نهفته است: زبان این نامه ها، شکوه و مظلوم نمائی نیست بلکه حق خواه و دادخواه است. و حکایت از این دارد که آنها از کلیشه سنتی زنان عزادار قربانی فاصله گرفته اند.این نامه نویسی ها جنبه دیگری هم دارد: مستند کردن خواسته ها و حرکت مادران از یک طرف و اعلام حضور از طرف دیگر، که البته محدود به نامه نوشتن نماند. ارائه نامه ها هر بار به شکل دسته جمعی و با تجمع صورت می گرفت و مهمتر از آن تجمع و حضور در گورستان خاوران بوده است. این تجمع ها در سالگرد کشتار ۶٧ و نیز هنگام نوروز وسیع تر می شد و مردم بیشتری را به خود جلب می کرد. خاوران تنها یک گورستان معمول نیست. خیلی از خانواده هائی که در آنجا جمع می شدند، اصلا نمی دانستند که فرزند، همسر، خواهر و یا برادرشان در کجا دفن شده است. خاوران جنبه سمبلیک هم دارد. مکانی است که حقیقت را در خاکش پنهان کرده است در استخوانهای زیر خاک در گورهای جمعی و گورهای بی نام و نشان و در حضور مادرانی که بر این حقیقت شهادت می دهند. خاوران مکانی است که نبرد بین حقیقت و انکار در آن جاری است. ولی این تنها نبرد سمبلیک تاریخی نیست. یک جنگ واقعی است بین مادران و خانواده ها که در برابرا انکار و برای روش شدن حقیقت و دادخواهی ایستاده اند و نیروهای امنیتی و پلیس، که انکار و مسئولیت نپذیری حکومت را نمایندگی می کنند.ما گفتمان و خواست دادخواهی را که امروز خوشبختانه تا حدودی جای خود را در جامعه ما باز کرده، مدیون این زنان هستیم، مدیون مادران خاوران. آنها بهای سنگینی بابت مقاومتشان پرداخته و می پردازند: از ضرب و شتم گرفته تا کنترل و تعقیب و بازداشت. مامورین از این هم فراتر رفتند و در زمستان ١٣٨٧ با وقاحتی بی نظیر خاوران را با بولدوزر خراب کردند و درب آن را به روی خانواده ها بستند. بر تعقیب و کنترل خانواده ها افزوده شده و آنها در خانه هاشان هم از آن در امان نیستند. ولی به گفته خانم منصوره بهکیش، یکی از فعالین مادارن خاوران، &#8221; آنها هیچ گاه حاضر نشدند که از حقوق خود به عنوان یک انسان دادخواه دست بشویند و ظلمی را که در حق شان شده است به فراموشی بسپارند.&#8221;<br />
بیست و پنج سال پیش زمانی که مادران و خانواده های اعدام شدگان در ایران به فرمان سکوت مقامات امنیتی که به تک تک آنها صادر شده بود، تن ندادند، هرگز نمی دانستند که اقدام شان پایه ای می شود برای حرکت دادخواهی در ایران. آنها سنتی را پایه گذاشتند که بعدها در حرکت مادران پارک لاله شاهد آن بودیم. در تابستان ٨٨ که جوانان معترض را در خیابان به گلوله می بستند، در اعتراض به این کشتار صدها زن در روزهای شنبه در پارک لاله جمع می شدند. در سایت های اینترنتی آنها خواسته هاشان را اعلام کردند. آنها خواستار قطع کشتار، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه و مجازات مسببین این کشتارها شدند. حرکت آنها با استقبال ایرانیان تبعیدی مواجه شد و در شهرهای مختلف خارج از ایران  در حمایت از دادخواهی این زنان و رساندن صدای آنها تجمع ها و تشکل هائی شکل گرفت که تا امروز هم ادامه دارد. آنها که تا حدی خودجوش ابتدا نام مادران عزادار را بر خود برگزیده بودند، یک سال بعد از شروع حرکتشان، نام خود را مادران پارک لاله تغییر دادند.<br />
و نکته مهم اینکه، مادران خاوران بزرگداشت فرزندانشان را که در آن فضای خفقان با شهامت تمام در راه آزادی و عدالت در مقابل زر و زور حاکمان تاریک اندیش ایستادند، با دادخواهی پیوند زده اند، که آرمان عزیزانشان هم بوده است. آنها اندوه بی پایان از دست دادن عزیزانشان را از فضاهای خصوصی فراتر برده و آن را به یک حرکت تبدیل کرده اند و گرامی داشت آنها را وارد فضاهای عمومی کرده اند تا خواستی را مطرح کنند که نیاز بزرگ جامعه ما است: فراموش نکردن و عدالت.منیره برادران، ٢٠١٣</p>
<h2 dir="rtl">سخنرانی منیره برادران در سمپوزیوم &#8220;وقتی زنان خفته برخیزند، کوهها به لرزه درخواهند آمد&#8221; که از طرف عدالت برای ایران در روز هشت ژوئن ۲۰۱۳ در لندن ترتیب داده شده بود</h2>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2267/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کانون وکلا در محاصره / سخنرانی شادی صدر در کنفرانس سالانه کانون وکلای بین المللی</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2069/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2069/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jun 2012 09:06:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2069/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2069/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/06/shadi-sadr-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="شادی صدر" title="shadi-sadr" /></a>فراموش نکنیم که دفاع از وکلا، دفاع از حق دفاع بی صدایان است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/06/shadi-sadr.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2070" title="shadi-sadr" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/06/shadi-sadr-150x150.jpg" alt="شادی صدر" width="150" height="150" /></a></h2>
<div>
<div>
<p>روز پنجشنبه ۱۱ خرداد، در <a href="http://www.int-bar.org/conferences/conf435/binary/1846_The_Hague_Bar_Leaders_2012_programme.pdf" target="_blank">کنفرانس سالانه کانون وکلای بین المللی</a> که امسال در لاهه برگزار شد درباره وضعیت وکلا و کانون وکلا در ایران سخنرانی داشتم. در سخنرانی، به  این موضوع که وکلا، یکی از مهمترین اقشار تحت حمله حکومت ایران، به خصوص طی سه سال گذشته بوده اند اشاره کردم. درباره وضعیت جاوید هوتن کیان، وکیل سکینه محمدی آشتیانی سخن گفتم که به نظر من، اگر نگوییم در طول تاریخ ایران، که لااقل در طول ده سال اخیر، هیچ وکیلی به اندازه و شدت او شکنجه نشده است. در ادامه به این موضوع اشاره کردم که همه آزار و اذیتها، احضارها، بازجویی ها و دستگیری های وکلا به نظر جمهوری اسلامی برای مهار کردن وکلای شورشی کافی نبوده که حالا، قصد دارد کانون وکلا را به طور کامل تسخیر کند. به تازگی، قوه قضاییه لایحه ای را به دولت فرستاده تا از طریق دولت به مجلس ارسال شود که درصورت تصویب، کانون وکلای دادگستری به شکل بخشی از قوه قضاییه درخواهد آمد و استقلال وکلا کاملا از میان خواهد رفت. عدم استقلال وکلا به این معنا خواهد بود که  حق دفاع همگان،نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه حتی مردم عادی نیز تحت مخاطره جدی قرار خواهد گرفت و از وکیل و وکالت، تنها اسم و شکل و شمایلی ظاهری باقی خواهد ماند.</p>
<p>و در نهایت، از کانون وکلای بین المللی، کانونهای وکلا در کشورهای مختلف و همینطور تک تک وکلایی که در خارج از محدوده های جغرافیایی جمهوری اسلامی زندگی می کنند خواستم که در همبستگی با وکلای ایرانی و جلوگیری از نابود شدن کانون وکلا، قدیمی ترین نهاد مدنی ایران، دست به اقدام بزنند.</p>
<p>خوشبختانه پس از سخنرانی، وکلایی که از کشورهای مختلف آمده بودند، تمایل خود را برای دفاع از وکلای ایرانی اعلام کردند و امیدوارم با استفاده از شبکه وسیع وکلا در سراسر جهان، بتوان جلو طرح این لایحه در مجلس را گرفت.<br />
<a href="https://shadisadr.files.wordpress.com/2012/06/photo.jpg"><img title="photo" src="https://shadisadr.files.wordpress.com/2012/06/photo.jpg?w=620&amp;h=465" alt="" width="620" height="465" /></a></p>
<p><em>در پانل ما، که از سوی خانمی که رییس کانون وکلای استرالیا بود اداره می شد، رییس کانون وکلای زیمباوه، رییس کانون وکلای مالزی و یکی از مشهورترین وکلای هلند نیز سخنرانی کردند. این، عکس اعضای پانل پس از اتمام آن است.</em></p>
<p>متن این لایحه را که تا همین اواخر محرمانه نگه داشته شده بود و اخیرا، درز کرده است می توانید اینجا بخوانید. به خصوص به مواد ۲۵ , ۲۶ آن توجه کنید:</p>
<p><a href="http://www.ayeenbook.com/index.php/2011-11-05-16-51-24/234-2012-04-22-05-40-30">http://www.ayeenbook.com/index.php/2011-11-05-16-51-24/234-2012-04-22-05-40-30</a></p>
<p>در ادامه، متن کامل سخنرانی به فارسی را آورده ام. نسخه انگلیسی آن هم به زودی در وب سایت «وکلا برای وکلا» منتشر خواهد شد.</p>
<p><a href="http://shadisadr.wordpress.com/2012/06/01/iranbar/" target="_blank">به نقل از وبلاگ شادی صدر</a></p>
<p><strong>کانون وکلای ایران در محاصره</strong></p>
<p><strong> </strong><br />
اول، فعالان سیاسی و مدنی را دستگیر کردند. بعد، وکلای فعالان را دستگیر کردند. بعد، وکلای وکلای فعالان را دستگیر کردند. وقتی دیگر وکیلی نماند که از فعالان سیاسی و مدنی دفاع کند، برای تسخیر کانون وکلا، قدم برداشتند.<br />
این یک وضعیت تخیلی نیست، بلکه خلاصه اتفاقات واقعی است که برای وکلای حقوق بشری و موکلان آنها در چند سال گذشته در ایران اتفاق افتاده است. وکلا یکی از اصلی ترین گروههای تحت حمله بوده اند.<br />
از دید حکومت ایران، وکلا، به خصوص وکلای حقوق بشری، یکی از سرکش ترین و خطرناک ترین گروههای اجتماعی هستند. آنها، در انجام وظایف شغلی خود، نه تنها سعی می کنند قضات را وادار به رعایت قوانین کنند، بلکه منابع موثقی هستند که می توانند در مورد نقض حقوق بشر در زندانها و دادگاه ها اطلاع رسانی کنند. به همین دلیل است که حکومت ایران از یکسو سعی می کند که با متهم کردن آنها به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، وکالت حقوق بشری را تبدیل به یک جرم کند و از سوی دیگر، کل نهاد کانون وکلا را تحت کنترل خود دربیاورد.<br />
برای توصیف بهتر این وضعیت غیرقابل باور، من در ابتدا به سرکوب وکلای حقوق بشری می پردازم و بعد، خطرناک ترین جنبه سیاستهای دولتی و آن، تلاش برای تسخیر کامل کانون وکلا را تشریح خواهم کرد.</p>
<p><strong>۱٫ وکلا در بازداشت</strong><br />
وکلا یکی از گروههای تحت حمله بوده اند. براساس آماری که شیرین عبادی، وکیل دادگستری و برنده جایزه صلح نوبل به سازمانهای بین المللی ارائه داده است، در فاصله زمانی خرداد ۲۰۰۹ تا تیر ۲۰۱۱، حداقل ۴۲ وکیل دادگستری بازداشت شده اند.<br />
در حال حاضر، حداقل ۱۵ وکیل به دلیل دفاع از موکلان خود که عمدتا فعالان سیاسی و مدنی بوده اند، در زندان هستند و حداقل ۱۰ وکیل مجبور به ترک کشور شده اند. اخیرا، محمد علی دادخواه که به ۹ سال حبس و ده سال محرومیت از وکالت محکوم شده، اعلام کرده است که مقامات امنیتی به او گفته اند یا در مصاحبه ای تلویزیونی، آنچه آنها می خواهند را علیه خود و همکارانش بیان می کند و یا باید به زندان برود. از جمله از او خواسته اند بگوید که برای دفاع از موکلان خود که فعالان سیاسی و مدنی بوده اند، از دولتهای خارجی پول می گرفته است.<br />
فشار به وکلا، تنها به دلیل دفاعشان از فعالان سیاسی و مدنی محدود نمی شود. هوتن کیان، وکیل سکینه محمدی آشتیانی، زن محکوم به سنگسار، به دلیل انجام مصاحبه با رسانه های خارجی، بازداشت و پس از تحمل شکنجه های طاقت فرسا، به ۶ سال حبس محکوم شد. او در نامه ای که سازمان عفو بین الملل بخشهایی از آن را منتشر کرده نوشته است که بدن وی با آتش سیگار سوزانده شده و مکرراً مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و به همین خاطر تعدادی از دندان‌های وی شکسته شده است. “در این نامه آمده است که مأموران زندان وی را با آب خیس کرده و ساعت‌ها در هوای سرد رها شده است. نقی محمودیان، وکیل هوتن کیان که خود، به دلیل فشارهای امنیتی از ایران فرار کرده و هم اکنون در ترکیه، پناهجوست، می گوید «هوتن کیان که به تازگی، به بند معتادان به مواد مخدر در زندان تبریز منتقل شده، از آثار ناشی از شکنجه های شدید جسمی و روحی به شدت رنج می برد و روزانه مقدار زیادی از قرص های آرامبخش را برای اینکه کمتر درد بکشد مصرف می کند.»</p>
<p><strong>۲٫ محرومیت از حق دفاع</strong></p>
<p>اذیت و آزار وکلا، محدود به بازداشت، محاکمه و حبس آنها نمی شود. در مقابل تعدادی از وکلا که زندانی شده اند، تعداد بسیار بیشتری، به دلیل دفاع از موکلان خود تحت فشار بازجویی های مکرر هستند. آنها در فواصل کوتاه از سوی ماموران امنیتی احضار و بازجویی می شوند. بسیاری از وکلا مجبور شده اند تعهد بدهند که درباره وضعیت موکلان خود با رسانه ها مصاحبه نکنند. به این ترتیب، راههای اطلاع رسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی، روز به روز بسته تر می شود. به برخی از وکلا نیز گفته شده حق ندارند پرونده های سیاسی قبول کنند. به این ترتیب، بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی، از حق دفاع که قانون اساسی ایران آن را به رسمیت شناخته، محروم شده اند. قوانین ایران، حضور وکیل در محاکمه را تنها در صورتی که متهم به جرائمی محکوم باشد که حکم اعدام یا حبس ابد دارند، الزامی می داند. در این شرایط، بسیاری از کسانی که به دلایل سیاسی به اعدام محکوم شده اند، بدون اینکه به آنها امکان انتخاب وکیل داده شود، به وسیله وکلای تسخیری که از سوی قاضی منصوب می شوند دفاع شده اند.<br />
حق وکلا برای ملاقات با موکلان خود و دسترسی به پرونده آنها، به طور وسیعی نقض می شود. به عنوان مثال، در دادگاهی که در ۲۱ مه برای ۱۳ فعال سیاسی عرب که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در بازداشت هستند برگزار شد، وکلا برای اولین بار، موکلان خود را در دادگاه ملاقات کردند و مقامات امنیتی اجازه مطالعه پرونده را به آنها ندادند.</p>
<p><strong>۳٫ کانون وکلا در محاصره</strong><br />
اما همه این بازداشتها، محکومیتها و آزار و اذیت ها کافی نبوده است؛ همانطور که گفته شد، حکومت ایران برای تسخیر کامل کانون وکلا خیز برداشته است.<br />
کانون وکلای ایران در سال ۱۳۰۹ تشکیل شد اما تا سال ۱۳۳۱هنوز مستقل از دادگستری نبود. در سال ۱۳۳۱، کانون وکلا به عنوان سازمانی مستقل به رسمیت شناخته شد اما در پی انقلاب ۱۳۵۷ و با تثبیت جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۶۰، پس از اینکه اسلامگرایان به رهبری آیت الله خمینی، سرکوب نهادهای مدنی را آغاز کردند، کانون وکلا منحل شد و تا ۱۶ سال بعد که اولین انتخابات کانون وکلا پس از انقلاب انجام شد، این نهاد مدنی در ضعیف ترین وضعیت خود بود. پس از آن، اگرچه به کانون وکلا اجازه داده شد که انتخابات هیات مدیره خود را برگزار کند و در امور دادم پروانه وکالت و نظارت بر وکلا، استقلال نسبی داشته باشد اما همواره کاندیداهای هیات مدیره باید توسط قوه قضاییه (دادگاه عالی انتظامی قضات) تایید صلاحیت می شدند. به این ترتیب، وکلای حقوق بشری در بیشتر موارد از شرکت در انتخابات هیات مدیره بازمانده اند. در آخرین انتخابات کانون وکلا که در اسفند ماه گذشته (مارچ ۲۰۱۲) انجام شد، از ۱۱۸ نفر داوطلب عضویت در هیات مدیره، قوه قضاییه صلاحیت ۲۸ نفر را رد کرد که حداقل نیمی از آنان سابقه وکالت حقوق بشری داشتند. ۵ نفر از رد صلاحیت شدگان را زنان وکیل تشکیل می دادند. در انتخاباتی که پس از این دور تازه رد صلاحیت برگزار شد، تنها یک زن به عضویت هیات مدیره انتخاب شد که تناسبی با تعداد زیاد وکلای زن در ایران ندارد.<br />
در عین حال، از سال ۱۳۸۱، قوه قضاییه تشکیلاتی موازی با کانون وکلا ایجاد کرده است که به وکلای ماده ۱۸۷ معروف شده اند. وکلایی که از این تشکیلات پروانه وکالت می گیرند، کاملا تحت نظر قوه قضاییه هستند و به محض اینکه از چارچوبهای مورد نظر قضات و دستگاه قضایی پا فراتر بگذارند، پروانه وکالت خود را از دست می دهند. در یک مورد، از چهار وکیلی که از دراویش گنابادی دفاع می کردند، دو تن از آنها، مصطفا دانشجو و امید بهروزی که از وکلای قوه قضاییه بودند، از وکالت محروم شدند اما دو نفر دیگر، یدالله فرشچی و امیر اسلامی که از وکلای عضو کانون وکلای دادگستری بود، همچنان حق وکالت دارند. هرچند هم اکنون هر چهار نفر آنها به دلیل دفاع از موکلان خود در حبس هستند. دراویش گنابادی، یک فرقه از صوفیه هستند که عقاید مذهبی متفاوتی نسبت به مذهب رسمی را ترویج می کنند.<br />
اما همه اینها، برای رام کردن وکلای سرکش کافی به نظر نمی رسیده است. در حال حاضر، همین استقلال نسبی کانون وکلا در ایران نیز تحت خطر جدی قرار دارد. اخیرا قوه قضاییه، لایحه ای را برای رسیدگی به مجلس فرستاده است که اگر تصویب شود، کانون وکلا کاملا از میان خواهد رفت و به جای آن، نهادی با عنوان «سازمان وکلای رسمی»، زیر نظر رییس قوه قضاییه تشکیل خواهد شد. براساس لایحه، تمامی تصمیم گیری هایی که در حال حاضر توسط کانون وکلا صورت می گیرد، از جمله اینکه به چه کسانی پروانه وکالت داده شود یا اینکه انتخابات کانون وکلا چگونه برگزار شود، توسط یک هیات، متشکل از ۷ حقوقدان که توسط رییس قوه قضاییه انتخاب می شوند، نظارت خواهد شد. این هیات، حق ابطال پروانه وکالت را نیز داراست که در حال حاضر، حق و وظیفه دادگاه انتظامی وکلا که یک نهاد مستقل است، می باشد. تصمیمات این هیات غیرقابل اعتراض و تجدید نظرخواهی است. متن این لایحه که ماهها محرمانه بوده، اخیرا درز کرده و اعتراضات زیادی را میان وکلا برانگیخته است. یکی از وکلای دادگستری در مقاله ای که در یکی از روزنامه های ایران چاپ شده نوشته است: این لایحه، » وکالت دادگستری را اسماً و عملاً به اداره‌ای از ادارات زیر مجموعه قوه قضائیه تبدیل می‌کند.» و یکی دیگر از وکلا در مقاله ای در روزنامه ای دیگر نوشته: در صورت تصویب این لایحه، «حق دفاع» مردم به شدت آسیب خواهد دید.»<br />
توصیه ها<br />
همانطور که گفته شد، وکلای ایران، چه به صورت جمعی و چه فردی، به این لایحه اعتراض کرده اند. اما مقاومت آنها دربرابر خواست حکومت برای از میان بردن استقلال وکلا، همراه با احتیاط است. تک تک وکلایی که به لایحه یاد شده اعتراض کرده اند، می دانند که درصورت تصویب آن، اولین کسانی خواهند بود که ممکن است پروانه وکالت خود را از دست بدهند؛ به همین دلیل، اعتراضات خود را بسیار محتاطانه بیان می کنند و صدایشان چندان بلند نیست.<br />
در چنین شرایطی، وظیفه صنفی همه وکلایی که خارج از چارچوبهای جمهوری اسلامی وکالت می کنند، این است که چه از طریق کانون وکلای بین المللی، کانونهای وکلای محلی یا سازمانهای مدنی که در آن عضو هستند و حتی به صورت فردی، صدای وکلای ایرانی باشند. این پیغامی است که من از همکاران و دوستانم در ایران برای این کنفرانس آورده ام و باور دارم اگر همه ما، نه تنها صدای وکلای دربند باشیم بلکه جامعه بین المللی را نسبت به این خطر آگاه کنیم که کانون وکلای ایران در معرض نابود شدن است، جمهوری اسلامی نخواهد توانست این قدیمی ترین نهاد مدنی ایران را تسخیر کند. فراموش نکنیم که دفاع از وکلا، دفاع از حق دفاع بی صدایان است.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2069/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/2051/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/2051/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 May 2012 16:15:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2051/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/2051/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" class="alignright wp-post-image tfe" alt="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" title="" /></a>“همیشه ترنس بودنم مثل پتک به سرم خورده است، اگر با این موضوع کنار می‌آمدند می‌توانستم در ایران زندگی کنم و دربه‌در نبودم و مشکلات روانی پیدا نمی‌کردم. دلم می‌خواهد روزی خانواده و برادرم که کاری کردند من از جامعه و کشورم بریده شوم، متوجه شرایطم بشوند.” این بخشی از حرفهای آکو، جوان ۲۰ ساله‎ سنندجی...<a href="http://shabakeh.de/homo/2051/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div id="post-362">
<div>
<div><a title="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" rel="lightbox" href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg"><img src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/tehran.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" alt="همجنسگرایان ایرانی لب به سخن می گشایند / گزارش مراسمی در لندن / مریم حسین خواه" /></a></div>
</div>
<p>“همیشه ترنس بودنم مثل پتک به سرم خورده است، اگر با این موضوع کنار می‌آمدند می‌توانستم در ایران زندگی کنم و دربه‌در نبودم و مشکلات روانی پیدا نمی‌کردم. دلم می‌خواهد روزی خانواده و برادرم که کاری کردند من از جامعه و کشورم بریده شوم، متوجه شرایطم بشوند.”</p>
<div>این بخشی از حرفهای آکو، جوان ۲۰ ساله‎ سنندجی است که حالا در ترکیه تقاضای پناهندگی داده است. او در فیلم ویدیویی که هفدهم ماه مه ‌در روز جهانی مبارزه با هموفوبیا در لندن پخش شد، از آزارهایی می‌گوید که به خاطر ترنس بودن در ایران تحمل کرده است؛ از اینکه او را در تیم فوتبال و گروه موسیقی مدرسه راه نمی‌دادند و می‌گفتند “تو دختری”؛ از اینکه در دانشگاه نمی‌توانست با همکلاسی‌هایش ارتباط بگیرد و اگر ترنس بودنش را می‌فهمیدند او را مسخره می‌کردند؛ از همسایه‌هایی که او را “فاسد” خطاب می‌کردند و از اینکه خانواده‌اش او را در خانه حبس می‌کردند و چندبار اقدام به خودکشی کرده است.</div>
<div>در این مراسم که از سوی سازمان “رسانه‌های کوچک” برگزار شد، گزارش مفصلی از مطالعه این سازمان غیر انتفاعی درباره وضعیت همجنسگرایان و دگرباشان جنسی در ایران ارائه شد و علاوه بر سخنان شادی امین فعال حقوق همجنسگرایان، سعید دهقان خبرنگار روزنامه “گاردین” و مهری جعفری وکیل دادگستری، در فیلم‌های ویدیویی که از برخی دگرباشان جنسی در ایران و ترکیه گرفته شده بود، تصویر‌هایی از شرایط زندگی این اقلیت‌های جنسی در ایران نشان داده شد؛ تصاویری که بدون اغراق در وضعیت این بخش از جامعه، نمایی واقعی از مشکلات روزمره آن‌ها را بیان می‌کرد.</div>
<div><strong>همجنسگرایان و نگاه مردم</strong></div>
<div>فرید فرمانی، همجنسگرایی که در حال حاضر در کشور ترکیه درخواست پناهندگی داده، در یکی از این ویدیو‌ها علت خروج خود از ایران را تبعیضی دانسته است که جامعه بر امثال او اعمال می‌کند. وی می‌گوید: “بیشترین مشکلات دگرباشان جنسی مربوط به نوع نگرش جامعه به آن‌ها است.”</div>
<div>فرید که به خاطر گرایش جنسی‌اش از خدمت سربازی در ایران معاف شده است، پس از اطلاع محل کارش از این موضوع در دادگاه محاکمه می‌شود و پس از سه ماه کسری حقوق و گذاشتن وثیقه برای ادامه روند دادگاه، به دلیل آنچه “فشارهای روحی و روانی خارج از حد تحمل” عنوان می‌کند، از کشور خارج می‌شود.</div>
<div>این تجربه‌ای است که بسیاری از دگرباشان جنسی از جمله سعید کمالی دهقان، خبرنگار همجنسگرای روزنامه “گاردین” نیز با آن مواجه بوده‌اند. سعید کمالی دهقان که یکی از سخنرانان این مراسم بود، در این زمینه گفت: “برای معافیت از سربازی شما باید به پیش دکتر بروید و آن‌ها تایید می‌کنند که گرایش جنستیی متفاوتی دارید یا خیر. آنها این را یک مشکل روانی می‌دانند. برای من این روند چندان مشکل نبود، اما تجربه همه اینطور نیست. ممکن است اما بعد از آن کارتان را از دست بدهید که البته این بستگی به محل کار دارد.”</div>
<div>این خبرنگار همجنسگرا که در حال حاضر در لندن اقامت دارد، با همه مشکلاتی که به خاطر گرایش جنسی‌اش با آن روبه‌رو بوده است، همچنان سعی می‌کند نگاه مثبتی به ماجرا داشته باشد. او به حاضران در جلسه گفت: “در ایران همه چیز سیاه و سفید نیست و بسیار پیچیده است. اگر به یک پلیس بگویی که هموسکسوئال هستی اینکه چه اتفاقی می‌افتد بستگی به آن پلیس دارد.”</div>
<div><strong>همجنسگرایی؛ انحراف یا هویت؟</strong></div>
<div>برخورد قانون و نهادهای رسمی کشور، تنها بخشی از مشکلات دگرباشان جنسی در ایران است و چنانکه که کوهیار، مرد جوان همجنسگرایی که چهره او در یکی از ویدیوها نشان داده نمی‌شود، می‌گوید: “در ایران همجنسگرایی یک هویت نیست، بلکه یک انحراف و در ‌‌نهایت خوشبینی، یک بیماری شناخته می‌شود. من اگر خودم را همجنسگرا معرفی کنم همه دوستان و روابطم را از دست خواهم داد. بسیاری از مردم پیشفرض‌های نادرستی درباره همجنسگرایان دارند و آن‌ها را در ردیف جانیان قرار می‌دهند.”</div>
<div>زن ۲۴ ساله، لزبینی که فقط تصویری محو از چهره‌اش در فیلم دیده می‌شود نیز از همین نگرانی‌ها می‌گوید. از اینکه نگرانی او و امثال او هویت‌شان نیست و بیشتر از مسئله هویت نگران آرامشی هستند که ندارند؛ نگران باورهای سنتی هستند که مانع از درک تمایلات‌شان می‌شوند و همچنین نگران فشار ازدواج روی زنان لزبین هستند.</div>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/lgbtt.jpg" alt="" width="290" height="183" align="middle" /></div>
<div>هرچند به گفته یکی دیگر از این دگرباشان خانواده‌هایی هستند که فرزندان همجنسگرای خود را پذیرفته‌اند، اما تعدادشان بسیار کم و نادر است و اغلب این افراد همچنان با مسئله پذیرش یا عدم پذیرش از سوی خانواده و جامعه دست به گریبان هستند و اگر یکی از افراد خانواده از آن‌ها حمایت کند، از تیررس حمله دیگران در امان نخواهد ماند.</div>
<div>آکو، که در ایران دانشجوی نرم افزار کامپیو‌تر بود، از مادرش می‌گوید که تنها فرد حامی او در خانه بوده و حتی هنگام خروج از ایران به ترکیه او را همراهی کرده، اما به خاطر این حمایت‌ها، پا به پای آکو از پدر و برادرش کتک می‌خورده است.</div>
<div>آکو می‌گوید که به خاطر ترنس بودنش، مدام مورد آزار قرار می‌گرفته است: “من به مردم احترام می‌گذاشتم، اما مردم من را مسخره می‌کردند. به من می‌گفتند فاسدم و جامعه را فاسد می‌کنم. من چه آزاری به دیگران رسانده بودم که همسایه‌ها می‌امدند در خانه ما و به والدینم می‌گفتند که چرا بچه‌تان اینجوری است؟”</div>
<div><strong>برگه‌ای برای تضمین حق حیات</strong></div>
<div>مشکلات یادشده فقط مشکل ترنس‌ها نیست و همجنسگراهایی که به خاطر فشارهای موجود مجبور به تن دادن به عمل جراحی تغییر جنسیت می‌شوند نیز به نوعی با این مشکلات مواجه هستند.</div>
<div>به گفته شادی امین، فعال حقوق زنان و حقوق همجنسگرایان، “یکی از مسائلی که باعث شده است عمل تغییر جنسیت در جامعه ایران این‌چنین از سوی دولت تبلیغ و مورد پشتیبانی قرار گیرد این است که در واقع هرکسی که تعریف‌های مردانگی و زنانگی را زیر سئوال می‌برد، باید به تعریف‌های طبیعی بازگشت داده شود.</div>
<blockquote>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shadi-amin-268x300.jpg" alt="" width="200" height="224" align="middle" /></div>
<div>شادی امین: یکی از مسائلی که باعث شده است عمل تغییر جنسیت در جامعه ایران این‌چنین از سوی دولت تبلیغ و مورد پشتیبانی قرار گیرد این است که در واقع هرکسی که تعریف‌های مردانگی و زنانگی را زیر سئوال می‌برد، باید به تعریف‌های طبیعی بازگشت داده شود.</div>
</blockquote>
<div>تعریف طبیعی از زن و مرد این است که اگر فردی زن است قاعدتاً به مرد‌ها کشش و گرایش دارد و چنانچه به یک زن گرایش داشته باشد در واقع از این تعریف خارج شده است. همان‌گونه که در تعریف از یک مرد گرایش به یک زن قطعی فرض شده و چنانچه مردی به مرد دیگری گرایش داشته باشد باز هم مرزهای جنسیتی را بر هم ریخته است و برای حل این معضل است که در چنین مواردی عمل تغییر جنسیت پیشنهاد می‌شود تا ضمن حفظ این تعریف‌ها و مناسبات مانع از ترویج همجنسگرایی به عنوان یک روش زندگی شوند.”</div>
<div>او که سال‌ها است در زمینه مسائل مربوط به همجنسگرایان فعالیت می‌کند، می‌گوید: “در ایران به محض اینکه زنی بگوید من از یک زن خوشم می‌آید، باید با انجام عمل تغییر جنسیت مرد شود و یا اگر مرد است، زن شود. در واقع بدین ترتیب معضل همجنسگرایی را حل می‌کنند. آن‌ها به کسانی که رفتار جنسی‌ای به جز تعریف آنان دارند، ترانس سکسوئل می‌گویند و آن‌ها را با مشاوران و روانشناسانی که خود نیز کارگزاران همین سیستم هستند، به سوی عمل تغییر جنسیت روانه می‌کنند.”</div>
<div>شادی امین برگه گواهی اداره بهزیستی به همجنسگرایان را به به مثابه برگه‌ای برای “تضمین حق حیات” آن‌ها عنوان می‌کند و می‌گوید که در واقع جامعه “بیمار و هموفوبیک”، دو راه در مقابل افراد همجنسگرا می‌گذارد: “اول: تغییر جنسیت و قرار گرفتن در کلیشه‌های معمول مردانگی و زنانگی؛ و دوم پذیرش خطر طرد و تحقیر و مجازات از شلاق تا اعدام.” هرچند از دیدگاه وی “راه اول در بسیاری از موارد نوعی مثله کردن جنسی این انسان‌ها است”.</div>
<div><strong>تغییری اندک اما موثر در قانون</strong></div>
<div>
<div>راه دومی که پیش پای دگرباشان جنسی گذاشته می‌شود نیز فقط تحقیر ناشی از مجازات کیفری نیست. مهری جعفری، وکیل دادگستری با اشاره به تغییرات جدید در لایحه مجازات اسلامی، از مواد قانونی گفت که بر اساس آن‌ها در رابطه جنسی دو مرد با یکدیگر، فرد مفعول اعدام خواهد شد و فرد فاعل فقط به یک صد ضربه شلاق محکوم می‌شود و تنها پس از تکرار رابطه جنسی خود و محکومیت به آن برای بار چهارم، مشمول حکم اعدام خواهد شد. وی این تغییر اندک را مثبت و تاثیرگذار در زندگی همجنسگرایان توصیف کرد، اما در عین حال یادآور شد که قوانین ایران بین تجاوز و رابطه جنسی آزادانه بین دو همجنس فرق چندانی نگذاشته است و رابطه آزادانه همجنسگرایی نیز می‌تواند در نهایت بر پایه مفاد ماده ۱۳۵ قانون به اعدام متهم منتهی شود.</div>
<div>بر اساس تغییرات جدید در رژیم کیفری ایران (ماده ۲۳۳ قانون جدید) حکم اعدام برای فرد فاعلی که رابطه‌اش به “عنف” نبوده است، تا پیش از مرتبه چهارم صادر نمی‌شود و همین تغییر بسیار کوچک، نسبت به قانون پیشین که فاعل و مفعول هر دو در مرتبه نخست به اعدام محکوم می‌شدند گامی رو به جلو است.</div>
<div>با وجود همین گام‌های کوچک و قدم به قدم، اما شرایط همجنسگرایان در ایران همچنان دشوار و‌گاه غیر قابل تحمل است و آنقدراین افراد را به خاطر گرایش جنسی متفاوت‌شان تحت فشار قرار می‌دهند که یکی از مردان جوانی که به خاطر فرار از این وضعیت به ترکیه گریخته است، در فیلمی که در این مراسم پخش شد، می‌گوید: “سختی‌ای که اینجا می‌کشم راحت‌تر از زوری است که در ایران بالای سرم بود.”</div>
<div><strong>پانویس:</strong></div>
<div>۱- ماده ۲۳۳ قانون جدید مجازات اسلامی(۱۳۹۰) : “حد لواط برای فاعل، درصورت عنف، اکراه یا دارا بودن شرایط احصان، اعدام و در غیر این صورت صد ضربه شلاق است. حد لواط برای مفعول، در هر صورت اعدام است.”</div>
<div>۲- ماده ۱۳۵ قانون جدید مجازات اسلامی(۱۳۹۰) : “هرگاه کسی سه بار مرتکب یک نوع جرم موجب حد شود و هر بار حد آن جرم بر او جاری گردد، حد وی در مرتبه چهارم اعدام است.”</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/2051/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شادی امین: جنبش زنان در یکی از ضعیف ترین مقاطع حیات خود در رابطه با مخاطبینش به سر می برد / سوسن محمدخانی غیاثوند</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2029/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2029/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 18:52:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2029/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2029/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19330.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در برنامه ای که به کوشش «جامعه زنان ایرانی برای دفاع از دمکراسی» در پاریس برگزارشد با طرح این پرسش که «آیا واقعا در حال حاضر می توانیم از جنبش زنان حرف بزنیم؟» گفت: به نظرم این سوال کلیدی و پاسخ به آن هست که در...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2029/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19330.jpg" alt="" align="left" /></p>
<p>شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در برنامه ای که به کوشش «جامعه زنان ایرانی برای دفاع از دمکراسی» در پاریس برگزارشد با طرح این پرسش که «آیا واقعا در حال حاضر می توانیم از جنبش زنان حرف بزنیم؟» گفت: به نظرم این سوال کلیدی و پاسخ به آن هست که در واقع وظایف و سمت و سوی حرکات آتی ما را مشخص می کند. در بین فعالین این جنبش نیز این بحث مطرح هست که آیا جنبش زنان هنوز وجود دارد و یا ما با محافل پراکنده و تضعیف شده ای روبرو هستیم که عملا کار کرد واقعی اجتماعی ندارند؟شادی امین که موضوع صحبتش، «جنبش اعتراضی اخیر در ایران و درس هایی که جنبش زنان باید بگیرد» بود در پاسخ به پرسش فوق اظهار داشت: برای اینکه بگویم من در این مورد چطور فکر می کنم لازم هست که مختصری از چالش های نظری سه سال گدشته را برایتان بیان کنم.</p>
<p>سال ۸۸، خرداد، فردای انتخابات و فرداهای آن، تمامی تصاویر، فیلم ها، پیام ها و صداهایی که از ایران می رسند، بیانگر بروز خشمی سی ساله اند. فرصتی بازیافته برای ابراز نارضایتی از آنچه در این سی سال بر ایشان رفته است. تظاهرات و حرکات آن روزها برای کسانی که تجربه قیام و انقلاب ۵۷ و سالهای ۵۹ و ۶۰ را دارند، یادآور خاطراتی از شور و آرمانگرایی ای بود که متاسفانه به بار ننشست.<br />
مترجم کتاب «قدرت و لذت» افزود: در همان ایام در مقاله ای در مورد «چگونکی حضور جنبش زنان در اعتراضات» و تنها یک هفته پس از ۲۲ خرداد نوشتم: «در پس سرکوب ۲۸ ساله و سکوت سالیان و امید بستن به بالایی ها، مردم و به خصوص نسل جوان، از تجربه کافی برای چنین صحنه گردانی عظیمی کم بهره اند.»</p>
<p>وی ادامه داد: تقلب بزرگ انتخاباتی باند احمدی نژاد و بی توجهی به آراء مردم که با امید تغییر در صندوق ها ریخته شده بود، انگیزه ای شد تا اقشار وسیع و متنوع اجتماعی به خیابانها آمده و با طرح شعارهایی که تنها به باز پس گرفتن رای هایشان محدود می شد، به جدال با قدرت مطلقه دولت برخیزند. / در این بین اما اصرار بر حفظ همبستگی و طرح شعارهایی که فقط &#8220;نه&#8221; به احمدی نژاد را در پی دارد، و محدود کردن و تنزیل اعتراضات به دفاع از &#8220;موسوی&#8221;، این نگرانی را ایجاد می کند که بار دیگر تجربه تلخ &#8220;وحدت کلمه&#8221; خمینی علیه &#8220;دیکتاتوری شاه&#8221; تکرار شود. / تفاوت بسیار جدی اما در قاطعیت خمینی برای سرنگونی رژیم شاه بود که با جمله معروف &#8220;شاه باید برود&#8221; بیان می شد و قاطعیت موسوی و کروبی برای تفکیک صفوفشان از نیروهای برانداز و تلاش برای حفظ کلیت نظام. نکته ای که عملا در کنار عوامل و دلایل دیگر یکی از دلایل شکست جنبش در این مرحله بود.<br />
این فعال جنبش زنان با بیان اینکه « در همان زمان مسئله ی چگونگی مواجه شدن با جنبش عمومی و اعتراضات خیابانی آغازگر بحثی جدی در جنبش زنان شد.»، گفت: «در مجموع دو نظر فرای اختلاف نظرات جزئی در هر گرایش وجود داشت. نظری که خواهان استحاله جنبش زنان در جنبش &#8221; دمکراتیک &#8221; و عمومی بود، و نظری که بر حفظ استقلال و طرح مطالبات این جنبش تاکید داشت.<br />
استدلال نظر اول باز هم بر اولویت ها و مقابله با انشقاق جنبش استوار بود و استدلال نظر دوم عمدتا از تجربه گرانبهای انقلابات و تحولات در دیگر کشورها و همچنین تجربه زنان در انقلاب ۵۷ بر می خاست.<br />
نگاهی به صفوف تظاهرات آن دوره نشان می داد که در کشوری که اتوبوس ها، کلاسهای درس، اماکن ورزشی و در یک کلام تمام گوشه و کنار زندگی اجتماعی اش زیر سایه &#8220;جدایی جنسیتی&#8221; و تفکیک &#8220;زنانه&#8221; از &#8220;مردانه&#8221; بوده است، معترضین با صفوف مختلط زنانه و مردانه به خیابان می ریزند، به &#8220;حجاب&#8221; تا حد امکان بی اعتنایی نشان می دهند، درگیر می شوند، دفاع می کنند، زخمی می شوند و فریاد می زنند. اما این فریاد هنوز رنگ و بوی خواستها و مطالبات مستقل زنان را نداشته و در هیاهوی شعارهایی چون &#8220;می کشم، می کشم، آنکه برادرم کشت&#8221;، &#8220;موسوی، موسوی، رای مرا پس بگیر&#8221;، و یا &#8220;ایرانی با غیرت، حمایت، حمایت&#8221; گم می شود؛ حضور این زنان گم می شود، صدایشان گم می شود و بیم آن می رود که بار دیگر زنان و خواسته هایشان در حرکتی &#8220;همبسته&#8221;، به زیر گرفته شوند، که باز هم مطالبات زنان آن مطالباتی باشد که طرحش به &#8220;روز آخر&#8221; موکول شود، که طرحش &#8220;همبستگی&#8221; را بر هم می زند که &#8220;اولویت ها&#8221; را بر هم می ریزد و در یک کلام، طرح آن مختومه اعلام می شود.<br />
پیام این شعارها هرچه که باشد نمی تواند ربطی به جنبش فمینیستی و مطالبات زنان داشته باشد. در این شعارها &#8220;غیرت&#8221; به عنوان ارزش و صفتی برتر برای ایرانی ها، و قتل واعدام به عنوان عملی مبارزه جویانه تبلیغ می شوند.»<br />
شادی امین در ادامه با طرح این پرسش که «چرا زنان نتوانستند از این اعتراضات به نفع خواسته های خود بهره بگیرند؟»، اظهارداشت: «در شرایطی که زنان و فعالین این جنبش اجتماعی، در دوره پیش از انتخابات فرمایشی تلاش کردند با طرح مطالبات مستقل خودشان در این روند دخالتگر باشند، سئوال برانگیز است که چرا در شرایط حضور صدها هزار نفره مردم در خیابانها، از فرموله کردن مطالباتشان و طرح شعارهایی در رابطه با آن و یا حداقل ایجاد گفتمانی که به این روند بینجامد غافل ماندند؟ پاسخ این سوال در چگونگی حضور زنان در این جنبش نهفته است.<br />
زنان نه به عنوان یک جریان سازمان یافته در این حرکت شرکت داشتند و نه به عنوان یک جنبش اجتماعی با خواست های خود در این اعتراضات فعال بودند. زنان و فعالین این جنبش به صورتی کاملا پراکنده و فردی در کنار زنان منفرد دیگر در این حرکات شرکت داشته و هزینه دادند، اما این با زدن مهر خواسته های زنانه بر این جنبش تفاوت جدی دارد. به هر رو متاسفانه بنا به دلایل عدیده این جنبش دائم به عقب رانده شد و نیروهای دولتی توانستند بار دیگر خیابان ها را از صاحبین اصلی آن بازپس گیرند.»<br />
وی «درک از شفافیت، &#8220;نگاه به قدرت و سیستم سرکوب و نحوه مواجهه با آن&#8221; و نیز اتخاذ روش های سازماندهی شده و فعالیت متناسب با اوضاع جدید را از دیگر چالش های مهم جنبش زنان در شرایط کنونی دانست و گفت: در همان زمان بخشی از فعالین چه در داخل و چه در خارج از کشور بر این نظر بودند که : چگونه می توان در فعالیت های آتی سیستم سرکوب را دور زد؟ چگونه می توان از آسیب پذیری فعالین جنبش جلوگیری کرد؟ اگر تا دیروز برای اثبات اینکه فعالیت هایمان در چهار چوب قانون همین آقایان و خانمها بود، به انتشار عکس و گزارش مشروح آنها اقدام می کردیم، امروز که برایمان ثابت شده که حتی این حد فعالیت ما را بر نتابیده و ما را به “اقدام علیه امنیت ملی” و”بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی” متهم کردند، در واقع بر ماست که تاکتیک و استراتژی های نوینی در مقابل خود و جنبش زنان قرار دهیم. واقعیت این است که جنبش زنان با تاخیر وارد این بحث می شود. بحث سازمان دادن خود به عنوان جنبشی که مورد سرکوب و تحت تعقیب دستگاه سیاسی و امنیتی عریض و طویلی است که حتی به قوانین خودش نیز پایبند نیست، چالشی است که سالهاست در مقابل این جنبش و فعالینش قرار دارد. متاسفانه اما به دلایل بسیار به این بحث توجه جدی صورت نگرفته و تا کنون نیز ضربات خود را به این جنبش تحمیل کرده است” (۱)<br />
امین افزود: نظر دیگری که بر فعالیت شفاف و علنی تاکید داشته و هیچ درکی از تفاوت فعالیت علنی و سازماندهی علنی نداشته، نمی توانست تصور کند که می توان و باید در شرایط امنیتی ایجاد شده و خطرات فراوان موجود برای فعالین و برای حفظ این نیروها به اشکال دیگر سازماندهی روی آورد. نظریه ای که محبوبه عباسقلی زاده نیز در مقاله ای تحت عنوان «بحران عاملیت» (۲) به آن اشاره کرد و معتقد بود: مهمترین مسئله جنبش زنان در مخالفت با فعالیت غیر علنی به خطر افتادن &#8220;عاملیتی &#8221; است که با &#8220;رویت پذیر&#8221; بودن گره خوردن است. سئوال این افراد این است که چگونه می توان از طریق فعالیت غیرعلنی بر روابط قدرت، در موضوعی مانند تغییر قوانین اثر گذاشت؟ با اعتماد مردم را به فعالیت چهره به چهره جلب کرد؟ یا حتی جدا سازی جنسیتی در آموزش و اشتغال را از بین برد؟ لازمه این اقدامات حضور در فضای عمومی و فعالیت علنی است در غیر این صورت جنبش زنان &#8220;عاملیت&#8221; خود را از دست خواهد داد و تبدیل به نیروهای سیاسی غیرعلنی با ساختارهایی هرمی و روابطی غیردمکراتیک خواهد شد، تجربه ای که جنبش زنان در دهه شصت از آن عبور کرده است و قصد بازگشت به آن را ندارد.&#8221;<br />
این فعال جنبش زنان با بیان اینکه: « در واقع ما در دو عرصه &#8220;حضور در اعتراضات&#8221; و &#8220;طرح مطالبات&#8221; و همچنین &#8220;روی آوری به موقع به اشکال متنوع سازماندهی&#8221; نتوانستیم با تعمیق بحث ها به نظری منسجم و کارا دست یابیم.»، ادامه داد: در عین حال به نظر من یکی از مهمترین دلایل شکست این دوره علاوه بر رهبری سازشکار، عدم سازماندهی مستقل نیروها، و پایین ماندن سقف مطالبات، نداشتن چشم انداز و &#8230;، مسئله دست کم گرفتن فاکتور سرکوب بود. اعتماد به دستگاه «امنیتی – نظامی» سرکوب در شیوه پس دادن بازجویی ها و مقابله با نیروهای سرکوب در خیابان ها خود را نشان می داد. در همین خطاکاری و ساده انگاری زیانبار است که یکی از این فعالین در آن روزها می نویسد: بنابراین بسته شدن فضاهای عمومی پدیده تازه ای برای فعالان جنبش نیست. آنها مدتهاست که تحت سرکوب و فشار سیاسی و امنیتی بودنده اند و به همین دلیل برنامه ریزی های جمعی خود را به میلینگ لیست ها منتقل کرده اند.&#8221;<br />
در واقع چنین رویکردی اساسا حوزه های تحت کنترل دولت را یا ندیده است و یا هنوز به دولت به عنوان سازمانده امنیت اجتماعی نگاه کرده و با دوستی و اعتماد به او می نگرد. اعتمادی که ریشه در نگاه اصلاح طلبان حکومتی به دستگاه امنیتی داشته و خود آنها نیز از آسیب های چنین خطایی در امان نماندند.<br />
<img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19331.jpg" alt="" align="right" />اما اگر یکی از اهداف سرکوب، ایجاد ترس و به انفعال کشانیدن نیروهای فعال است، هدف دیگر آن قطع ارتباطات یک جریان یا گروه با بدنه اجتماعی و مخاطبان خود است. به نظر من در این زمینه نیروهای دولتی به موفقیت دست یافته و بدین معنی جنبش زنان در یکی از ضعیف ترین مقاطع حیات خود در رابطه با مخاطبین خود به سر می برد.<br />
در واقع فعالین این جنبش راه حلشان برای حفظ بقای علنی، کاهش خواسته ها و مطالبات شان بود. در دو نشست این فعالین با زهرا رهنورد تحت عنوان همگرایی جنبش سبز، شاهد پس گرفتن بسیاری از مطالبات مطرح در جنبش زنان من جمله رفع خشونت از زنان، آزادی بیان ، آزادی تشکل و تغییر قانون اساسی هستیم.<br />
شادی امین با اشاره به خروج اجباری طیف وسیعی از فعالین شناخته شده ی جنبش زنان و زندگی آنان در تبعید اظهارداشت: هر چند که این حضور چند گون بوده و هنوز با توجه به تسلط گفتمان رژیم جمهوری اسلامی در مورد هویت پناهندگی و مقوله &#8220;فرار&#8221; و &#8221; تبعید&#8221; بسیاری مشغول انکار &#8220;ماندنشان&#8221; هستند و هنوز پس از نزدیک به دو یا سه سال از آمدنشان، از قصدشان برای بازگشت می گویند، و بی اعتقادیشان در مورد تاثیر گذاری فعالیت در خارج از کشور را نشان داده و تبلیغ می کنند. یادمان باشد که دولت برآمده از انقلاب، دولتی از عناصر خارج از کشوری بود.<br />
وی اضافه کرد: اما این خروج اجباری تنها باعث خلا در سازماندهی و پیشبرد نظرات درون تشکل های موجود نبود. این خلا و به موازات آن سرکوب و فضای بحرانی جامعه، فشار زیادی را بر مجموعه فعالین زنان وارد کرد که در واقع باعث انحلال بسیاری از تشکل ها از درون شد. آن تشکل هایی هم که ظاهرا فعالیت خود را ادامه دادند، مثل سایت کانون زنان، عملا سطح و کیفیت و حجم کارشان، افت جدی داشته و بیشتر به عنوان محفلی از شبکه روابط فامیلی و دوستی عملکرد دارد.<br />
کمپین یک میلیون امضا نیز که هدف خود را جمع آوری امضا بر علیه قوانین تبعیض آمیز و ارائه آن به مجلس شورای اسلامی و مذاکره با نمایندگان قرار داده بود با بحران مشروعیت کل رژیم روبرو شده و عملا با یک بن بست جدی در عرصه تدوین استراتژی و تاکتیک خود روبرو شد. و البته پیش از آن نیز با بحران هایی در خود کمپین و رهبران آن عملا با بن بست های جدی در فعالیتش روبرو شده بودند.<br />
میدان زنان عملا فعالیتش متوقف شد و کمپین هایی چون &#8220;قانون بی سنگسار&#8221; نیز مرکز ثغل فعالیتشان به خارج از کشور و در ارتباط با سازمان های بین المللی منتقل شد.<br />
ائتلاف علیه قانون خانواده نیز عملا منحل و بعدها عده ای از فعالین تنها به ایجاد سایت تا قانون خانواده برابر، در رابطه با خبر رسانی در این مورد اقدام کردند که البته زحمتی در خور توجه است.<br />
فعالیت زنان منسوب به اصلاح طلبان و بخشی از فعالین سکولار جنبش زنان در دو ۸ مارس گذشته نشان داده است که این فعالین حتی در حمایت از زندانیان سیاسی زن و دستگیری های وسیع و همینطور فشارهایی که با استفاده از تابوهای عدیده اجتماعی بر زندانیان سیاسی جهت اعتراف گیریهای تلویزیونی اعمال می شود ساکت بوده و نتوانسته است عکس العمل نشان دهد.<br />
به عنوان نمونه به پخش فیلم اعترافات آقای جواد توسلیان، همسر شیرین عبادی در دوم خرداد ۸۹ و قبل از آن پخش فیلم درمورد فعالین زنان و پس از آن نیز پخش فیلم از اعترافات ساختگی، بند ۲ الف، و رابطه ی جنسی و دیگر موارد می توانم اشاره کنم. همچنین می توانم اشاره ای هم به عدم مقابله و اعتراض این فعالین به اعدام ها داشته باشم.<br />
شادی امین در ادامه از گفتمان مهاجرت و تبعید به عنوان یکی از عوامل انشقاق در جنبش زنان نام برد و اضافه کرد: بحث مهاجرت و نگاه اینان به فعالین تبعیدی نیز متاثر از گفتمان غالب، گفتمانی ست که عملا مانع از یک کنش همبسته و جمعی ست، مگر اینکه خارج از کشوری ها در دفاع از اقدامات آنان به بازتکثیر همان حرفها در اینجا بپردازند. متاسفانه این نگاه و عدم چالش جدی و سازنده با نیروهای تبعیدی و تلاش در جهت بی اعتبار کردن آنان در سال های گذشته افزایش چشمگیری داشته است.<br />
وی در ادامه به نوشته ای از فاطمه گوارایی در خصوص ۸ مارس و نیز به سخنان مطرح شده توسط برخی فعالین جنبش زنان در مراسم ۸ مارس امسال در تهران اشاره کرد و گفت: فاطمه گوارایی در مطلبی به مناسبت ۸ مارس می نویسد؛ &#8221; اما برغم ادامه فعالیت هر فعال زن در هر نقطه ای که هست و پذیرش یک تقسیم کار نانوشته مبتنی بر تجربه خاص زنان، که متناسب با هر شرایط، فعالیتهای خود را با آن تنظیم می کنند و به سازمان دهی مطابق با نیاز، امکانات و شرایط دست می زنند دو چالش اساسی ۱- حفظ استقلال و یا در درون جنبش دمکراسی خواهی ایران بودن و ۲- اصالت فعالیت در داخل یا خارج، جنبش زنان را با پرسشهای اساسی و اختلاف نظر مواجه ساخته است. &#8221; (۳)<br />
و یا برای مثال؛ در ۸ مارس امسال که به شیوه اوایل دهه ۷۰ برگزار شده و باز هم به شیوه میهمانی در خانه یکی از فعالین بوده، مینو مرتاضی لنگرودی در پاسخ به این سوال که آیا جنبش زنان مرده است می گوید؛ به عنوان یک عضو از خانواده «ملی- مذهبی» که همواه برای برگزاری این چنین مراسمی با مشکل روبرو بوده و در دو سال اخیر نه تنها اجازه برگزاری این دست مراسم را در محیط عمومی که حتی در محیط خصوصی هم نداشته است، اما امروز توانسته است با وجود تمام این محدودیت ها در مراسمی شرکت کند که برای بزرگداشت هشتم مارس روز جهانی زن در ایران برگزار گردیده؛ و بالاخره می گوید: &#8220;جنبش زنان به علت همین انعطاف پذیری که دارد، همیشه زنده می ماند.&#8221;<br />
هاله صفرزاده، دیگر فعال جنبش زنان در ادامه سخنان مینومرتاضی می گوید نمی دانم چه کسی یا کسانی به خود جرات می دهند این سوال را مطرح کنند؟! او اشاره اش به سوال آیا جنبش زنان مرده است بود. او در ادامه تاکید می کند :« جنبش زنان در سخت ترین شرایط هم پویا و انعطاف پذیرو زنده بوده است .»<br />
و یا ناهید توسلی در همان مراسم پیرامون خروج بخشی از کنشگران از کشور می گوید: &#8221; ببینید مهاجرت برخی از کنشگرانِ در زمینه سازی و مهیا کردن راه رسیدن به حقوق زنان حتما نقش دارد؛ اما از آنجا که این کنشگری ها در فضایی جدا از فضای جغرافیایی &#8211; فرهنگیِ ما صورت می گیرد، به نتیجه ای که شاید می خواهیم و انتظارش را داریم، نه تنها نمی رسد بلکه به دلیل کم اثرتر بودن این کنشگری در فضای «فرهنگی – تاریخی» و حتی جغرافیایی بیگانه، به گونه ای موجب هدردادن نیروهایی می شود که اگر با روش مسالمت آمیز و منطقی و البته به دلیل ویژگی های فرهنگی و سنتی موجود در درون مرز جغرافیایی مان باشد بدون شک موثرتر خواهد بود.&#8221; می دانم می خواهید بگوئید که این کنشگران مهاجرت کرده اند و گزیری هم از این مهاجرت نداشته اند. بله من هم با شما موافقم و دلیل آن را می فهمم اما در پاسخ به تاثیری که از آن می پرسید، در عین تائید این کنشگری و مسلماً نتیجه های مثبت آن، اما آن را درازمدت، عمیق و قابل کاربری در داخل نمی دانم.&#8221;</p>
<p>امین در بخش دیگری از سخنانش اظهارداشت: به گمان من مادامی که این کنشگران به جای تلاش برای توضیح چگونگی مفید بودن حضور خود در ایران و یافتن بهانه هایی برای چنین وضعیتی، به بیان واقعیات موجود و دلایل افت این جنبش نپردازند، ما همچنان در سیطره یک دروغ بزرگ خواهیم ماند، دروغ پویایی و حضور وسیع و زنده جنبش زنان. این دروغ ما را از یافتن راه های برون رفت از این وضعیت باز می دارد</p>
<p>به نظر من امروز مجموعه کنشگران این جنبش چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران می بایستی در جست و جوی پاسخ به چگونگی یافتن راه هایی برای مقابله با سیستم سرکوب به عنوان یکی از بزرگترین موانع در مقابل این جنبش و در عین حال بحثی عمیق در گشایش گره بین دو نسل و تبعیدی ها و داخل کشوری ها باشد.<br />
مادامی که ماندن در ایران و به بیان دیگر استراتژی بقا به هر قیمتی، حتی سکوت و در مواردی تن دادن به خواست بازجویان و یا بستن ساک و راهی زندان شدن، ارزش قلمداد می شود، مقاومت و تبعید به عنوان یک عمل سیاسی همچنان مورد تحقیر و باعث فاصله انداختن بین پیکره این جنبش خواهد شد.<br />
شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در پایان سخنانش گفت: جنبش زنان به عنوان یکی از جنبش های مهم اجتماعی و از سوی دیگر به عنوان یکی از جنبش هایی که توانسته است به ویژه در ۱۵ سال گذشته به شکوفایی و دخالت گری زنان بسیاری در مباحث «سیاسی – اجتماعی» یاری برساند و زنان بسیاری را جذب فعالیت و گفتمان فمینیستی نماید، می تواند با پیوند و نزدیکی بیشتر با فعالین دیگر جنبش های اجتماعی از جمله فعالین جنبش دانشجویی و فعالین جنبش کارگری و یا محرومین از حق تحصیل و یا &#8230; به تقویت صفوف خود بپردازد. این کار بدون درک واقع گرایانه از شرایط موجود و جایگاه این جنبش ممکن نیست.</p>
<p>گفتنی است در این مراسم همچنین خانم «شوکریا حیدر»، رئیس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان ضمن بررسی جنبش زنان افغانستان درمورد چالش ها و چشم انداز این جنبش سخنرانی کرد.<br />
در پایان مراسم نیز خانم شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» و خانم شوکریا حیدر، «رئیس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان» به سوالات حضار پاسخ دادند.</p>
<p>(۱): <a href="http://www.jensedigar.com/home/">www.jensedigar.com</a><br />
(2): <a href="http://shabakeh.de/opinion/12/">shabakeh.de</a><br />
(3): <a href="http://we-change.org/spip.php?article9356">we-change.org</a></p>
<p>سوسن محمدخانی غیاثوند (هیوا ایل)<br />
Kurdnews4@gmail.com<br />
عکاس: «ف. رکنی»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2029/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگزاری مراسم ۸ مارس در برلین (ویدیو کلیپ)</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2020/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2020/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 11:20:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[8 مارس]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2020/</guid>
		<description><![CDATA[این مراسم که به همت پروژه زنان کانون پناهندگان سیاسی و در کارگاه فرهنگ ها برکزار شد با سخنرانی مهری القاسپور آغاز شد. وی که از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است ، مشاهدات خود و روایتی زنده از تجاوز و آزار جنسی زنان در آن دوره را ارائه داد. کلام صمیمانه مهری که با دقتی...<a href="http://shabakeh.de/news/2020/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این مراسم که به همت پروژه زنان کانون پناهندگان سیاسی و در کارگاه فرهنگ ها برکزار شد با سخنرانی مهری القاسپور آغاز شد. وی که از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است ، مشاهدات خود و روایتی زنده از تجاوز و آزار جنسی زنان در آن دوره را ارائه داد. کلام صمیمانه مهری که با دقتی درخور مشاهدات خود را به تصویر می کشید، حاضران را متاثر کرد. پس از او شادی امین نیز گزارشی از چگونگی کار حول مستند سازی تحقیق عدالت برای ایران پیرامون شکنجه و آزار جنسی در دهه ۶۰ ارائه داد و در طی سخنانش به مواردی از نتایج تحقیق  اشاره کرد و مثال هایی را عنوان نمود. در ضمن فیلم کوتاه شهادت توبا کمانگر در مورد ازار جنسی بر خودش نیز نمایش داده شد . این فیلم در این آدرس قابل دسترسی ست.</p>
<p><iframe width="500" height="281" src="http://www.youtube.com/embed/rFvBGLNoco8?fs=1&#038;feature=oembed" frameborder="0" allowfullscreen></iframe></p>
<p>پس از آن گلرخ جهانگیری به روی صحنه آمد و با اجرای زیبای ترانه های زندان بار دیگر موسیقی را برای حفظ حافظه تاریخی به کار گرفت. صدای زیبای گلی و حس نهفته در این اشعار فضای خاصی را ایجاد کرده بود.</p>
<p>با اینکه این برنامه سراسر نگاه به رنج های زنان در دهه ۶۰ بود، اما مورد استقبال نزدیک به ۱۸۰ نفر از علاقمندان و فعالین سیاسی شهر قرار گرفته بود.</p>
<p>ویدیو کلیپ کوتاه این برنامه را در این آدرس می توانید ببینید:</p>
<p><iframe width="500" height="375" src="http://www.youtube.com/embed/hQSh40KDZfg?fs=1&#038;feature=oembed" frameborder="0" allowfullscreen></iframe></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2020/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخ سرکوب‌شدگان، میراث مشترک بشریت*، شادی صدر</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1901/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1901/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Nov 2011 23:40:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1901/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1901/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/11/Sadr-Amnesty2-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="Sadr-Amnesty2" /></a>تاریخ سرکوب‌شدگان، تنها تاریخ قربانی‌شدن‌ها نیست، بلکه تاریخ مقاومت و مبارزه بشری برای رسیدن به دموکراسی و آزادی نیز هست. بدون مستند کردن این تاریخ، بدون گفتن این تاریخ برای آن‌هایی که نمی‌دانند، بدون به اشتراک گذاشتن این تاریخ، از بستری به بستر دیگر، از سرزمینی به سرزمینی دیگر، از زمانی به زمانی دیگر، بشر...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1901/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/11/Sadr-Amnesty2.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1904" title="Sadr-Amnesty2" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/11/Sadr-Amnesty2-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>تاریخ سرکوب‌شدگان، تنها تاریخ قربانی‌شدن‌ها نیست، بلکه تاریخ مقاومت و مبارزه بشری برای رسیدن به دموکراسی و آزادی نیز هست. بدون مستند کردن این تاریخ، بدون گفتن این تاریخ برای آن‌هایی که نمی‌دانند، بدون به اشتراک گذاشتن این تاریخ، از بستری به بستر دیگر، از سرزمینی به سرزمینی دیگر، از زمانی به زمانی دیگر، بشر می‌تواند فجایعی را که پیش از این به‌بارآورده باز هم به‌بارآورد. بشر می‌تواند جنایت‌هایی را که پیش از این انجام داده باز هم مرتکب شود</p>
<div>
<p>shadisadr@justiceforiran.org</p>
<p>بدون شک، ما در برهه ای تاریخی به سر می بریم؛ انقلابهای مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه همه ما را سرشار از امید کرده است. دیکتاتورهایی که سالیان سال، حقوق مردم را به شکلی گسترده و شدید نقض کرده اند، یکی یکی سرنگون می شوند و ما در شادی مردمی شریک می شویم که به خیابانها آمده اند تا حق خود را طلب کنند. تصاویری بسیار تاثیرگذار و قدرتمند است از خوشحالی و امید. اما برای من، و فکر می کنم برای خیلی از ما، فعالان حقوق بشر در سراسر جهان، در کنار این خوشحالی و امید، نگرانی های عمیقی وجود دارد.</p>
<p>به لیبی نگاه کنید؛ آخرین ولی نه بی اهمیت ترین؛ قذافی زنده دستگیر شده، به دست نیروهای مخالف و به شکلی خشونت بار کشته شد در حالی که به قربانیان نقض حقوق بشر، آنهایی که در رژیم او بازداشت و شکنجه شده بودند و یا خانواده های قربانیان، آنها که عزیزانشان ناپدید یا کشته شده بودند فرصت داده نشد تا چشم در چشم قذافی و در مقابل دیدگان جهانیان، بگویند برآنها چه رفته است، داستانهای واقعی شان را بگویند و قذافی را مجبور کنند یک بار هم که شده در زندگی اش، پاسخگوی زندگی هایی که تباه کرده است باشد. اما کار، به قذافی ختم نشد: کمی پس از قتل او، جسد ۵۳ نفر از طرفدارانش در هتلی در Sirte پیدا شد. و می توان از همین حالا نگران بود کار به همین ۵۳ نفر نیز ختم نشود. می بینید، آن تصاویر شاد می توانند به سادگی دود شوند، به هوا روند و جای خود را به تصاویر غم انگیزی از خشونت و &#8230; بدهند. همه دستاوردهای جنبش جهانی حقوق بشر در زمینه عدالت انتقالی، می توانند به سادگی، مانند همان تصاویر شاد، دود شوند و به هوا بروند.</p>
<p>اما آغاز دور تازه ای از خشونت و کشتار، این بار از سوی انقلابیون، تنها نگرانی در مورد لیبی نیست. شورای عالی انتقالی لیبی، در اولین اعلامیه رسمی خود خود پس از قتل قذافی وعده داد که از این پس قوانین شریعت در لیبی اجرا خواهد شد و به عنوان مثال، مردان حق خواهند داشت چند زن اختیار کنند.<br />
همه اینها، مرا به ۳۲ سال پیش در ایران بازمی گرداند؛ زمانی که هنوز دو هفته از سرنگونی شاه ایران نگذشته بود و هنوز قانون اساسی نظام جدید، نوشته نشده بود، به دستور آیت الله خمینی، قوانین سکولار خانواده ملغی اعلام شد و زنان، حق طلاق و حضانت اطفال خود را از دست دادند، چندهمسری نیز قانونی شد. اعدام سران رژیم شاه اما درست از همان شب پیروزی انقلاب شروع شد. محاکمه های فوری و بدون حضور وکیل و عدم رعایت معیارهای دادرسی منصفانه، بعدتر به گروههای چپ یا حتی مذهبی مخالف آیت الله خمینی که خود در انقلاب شرکت داشتند نیز تسری پیدا کرد. در دهه اول پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، هزاران نفر، یا در زندانها و یا در خانه ها، کوچه ها و خیابانها، به دلایل سیاسی کشته شدند.</p>
<p>پس از ۳۲ سال، جنبش زنان ایران، با همه مبارزه خستگی ناپذیری که داشته، هنوز نتوانسته چند همسری را ملغی کند و حق طلاق و حضانت را به زنان ایرانی بازگرداند؛ حتی لایحه ای در مجلس ایران در حال تصویب شدن است که چندهمسری و ازدواج موقت را از حالت فعلی نیز آسان تر می کند. زنان مدافع حقوق بشر هنوز هم تنها به دلیل مطالبه حقوق خود دستگیر می شوند و احکامی سنگین مانند ۱۱ سال حبس می گیرند. به تازگی، فعالان زن و مرد برای فعالیت مدنی خود با مجازات شلاق نیز مواجه شده اند.</p>
<p>پس از ۳۲ سال، هنوز هزاران خانواده هستند که حتی نمی دانند عزیزانشان در کجا دفن شده اند. آنها در صورت مطالبه حق دانستن یا حق عزاداری، تهدید، بازجویی و حتی بازداشت می شوند. خانواده های کشته شدگان اعتراضات چند سال اخیر نیز وضعیتی مشابه دارند؛ عاملان و آمران جنایتها در مصونیتی کامل به نقض حقوق بشر ادامه می دهند. دو سال پس از سرکوب بسیار شدید جامعه مدنی ایرانی در اعتراضات پس از انتخابات، حقوق بشر در ایران در تمامی زمینه ها در وضعیتی بسیار وخیم قرار دارد. جنبش های مدنی مانند جنبش زنان، جنبش های کارگری و جنبش دانشجویی عملا هیچ فضای عمومی برای ابراز وجود ندارند؛ فعالان جامعه مدنی، یا در زندانها هستند، یا مجبور به ترک ایران شده اند و یا مجبور به ترک یا به حداقل رساندن فعالیت خود شده اند. مبارزه برای لغو قانون سنگسار، لغو قوانین نابرابر خانواده و لغو اعدام در داخل ایران تقریبا دیگر امکان پذیر نیست. ایران، بالاترین میزان اعدام ها را در سراسر جهان به نسبت جمعیت خود دارد و تنها از ابتدای امسال تاکنون، اعدام ۳۶۰ نفر توسط منابع رسمی اعلام شده و حدود ۲۰۰ اعدام دیگر را نیز سازمانهای حقوق بشری بر پایه منابع معتبر داخلی اعلام کرده اند.</p>
<p><img src="http://news.gooya.com/sports/archives/images/Sadr-Amnisty1.jpg" alt="" width="400" height="241" /></p>
<p>پس از ۳۲ سال، نه تنها رویاهای انقلاب ایران برای آزادی و دموکراسی تحقق نیافت بلکه جامعه ایران عقب گردهای متعددی را تجربه کرده است.</p>
<p>درست است، حق با شماست، همه ما می دانیم، ایران با لیبی فرق دارد و جهان امروز به کلی دنیای متفاوتی است با دنیای ۳۲ سال پیش، اما در عین حال، همه می دانیم گذشته، نقاط و نکات زیادی برای درس گرفتن دارد؛ به خصوص اینکه گاهی شباهت ها، ترسناک است.</p>
<p>در تونس، درست یک هفته قبل از انتخابات، اسلامگرایان افراطی با تظاهراتی خشونت بار از نمایش فیلمی از یک کارگردان ایرانی تبار که به باور آنها توهین به اسلام است جلوگیری کردند. در فیلم پرسپولیس، که میلیونها نفر در سراسر جهان، از جمله به شکلی زیرزمینی و مخفی در ایران آن را تماشا کرده اند، مرجانه ساتراپی، داستان زندگی خود را به عنوان دختری نوجوان در ایران پس از انقلاب میگوید؛ وقتی که مجبور شد روسری سر کند و وقتی به خاطر داشتن چند عدد نوار موسیقی بازداشت شد. داستان مرجانه ساتراپی واقعی است؛ شبیه داستان زندگی من و بیشتر زنان جوانی که در ایران حقوق خود را طلب می کنند. من می توانم بفهمم چرا زنان مسلمانی که تحت حکومت دیکتاتوری های سکولاری چون بن علی و مبارک، به دلیل داشتن حجاب از بسیاری از امتیازات و حقوق اجتماعی محروم شده اند، امروز در واکنش به آن سکولاریزاسیون از بالا، از فعالیت در قالب احزاب مذهبی استقبال می کنند. اما نمی توانم با محدود شدن آزادی بیان و انتقاد از حجاب اجباری که با احترام به مذهب توجیه می شود کنار بیایم.</p>
<p>امروز، این تنها ترس من نیست که در پس یک انقلاب مردمی برای حقوق بشر و دموکراسی، مردم و در صف مقدم آنان زنان، بازندگان اصلی باشند. من امروز در این نگرانی با بسیاری از مدافعان حقوق بشر و فمینیستها، در کشورهایی که تجاربی مشابه از دوران پس از انقلاب یا دوران گذار به دموکراسی داشته اند، در ایران، در الجزایر، در عراق و افغانستان و حتی در تونس، مصر و لیبی شریکم. آنها به خصوص در ماهها و روزهای اخیر نگرانی عمیق خود را به شیوه های مختلف ابراز کرده اند.</p>
<p>انقلاب کردن سخت است. منی که از تجربه یک شکست می آیم، می توانم گواهی دهم که انقلاب کردن بسیار سخت است. ما در اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در ایران، بعد از اینکه روشن شد دیکتاتوری حاکم حاضر نیست حتی به خواسته کوچک بازشماری آرا تن در دهد، سعی کردیم دیکتاتوری را کنار بزنیم؛ اما نتوانستیم. دو سال بعد، تونس توانست، مصر توانست و لیبی توانست این کار سخت را، گیرم به شیوه هایی متفاوت به انجام برساند. اما آنچه از انقلاب کردن سخت تر است، گذار به یک دموکراسی واقعی، پس از انقلاب است؛ دموکراسی که در آن حقوق بشر، تضمین شده باشد. متاسفانه ما ایرانیان در این زمینه نیز مردمان شکست خورده ای هستیم.</p>
<p>وقتی هواداران آیت الله خمینی، نه فقط سران رژیم شاه، که سرمایه داران و حتی فواحش را اعدام کردند، هیچیک از گروههای انقلابی دیگر، اعتراضی نکردند. آنها حتی نخواستند ببینند چگونه زنان در طرفه العینی حقوق خود را از دست دادند؛ &#8220;انقلاب&#8221; مهمتر بود. و کمی بعد، وقتی سرکوب و خشونت دولتی، دامن خود این گروههای انقلابی را گرفت، دیگر کسی نمانده بود که اعتراض کند. به نقض حقوق بشر، هر جایی اتفاق بیفتد و قربانی آن هرکه باشد، درست به محض وقوع باید اعتراض کرد که اگرچه ممکن است جان قربانی را بازنگرداند اما از قربانی شدن عده بیشتری جلوگیری می کند. این درسی بود که ما نیاموخته بودیم: در یک نظام دیکتاتوری، سرکوب و نقض حقوق اولیه، برای همه مخالفان و حتی کسانی که انتقاد می کنند، دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.</p>
<p>یکی از پروژه های ما در سازمان عدالت برای ایران، مستند سازی موارد تجاوز و شکنجه جنسی زندانیان سیاسی زن در جمهوری اسلامی ایران است. این پروژه به من این امکان را داد که بیش از ۸۰ داستان واقعی از زندگی زنانی را بشنوم که برای برانداختن دیکتاتوری شاه، پا به پای مردان مبارزه کرده بودند و خود، یکی دو سال پس از انقلاب، به عنوان مخالفان رژیم جدید که از انقلاب برآمده بود، به زندان افتاده اند. بسیاری از آنها برای اولین بار است که از تجارب هولناک خود یا همبندیانشان سخن می گویند. و یکی از دهشتبارترین وقایعی که آنها درباره اش شهادت می دهند، تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام است. امروز، بعد از ماهها تحقیق برای ما محرز شده است که در سالهای اولیه دهه ۶۰ (سالهای اولیه دهه ۸۰ میلادی)، به دختران زندانی که به دلایل سیاسی به اعدام محکوم شده بودند، کمی پیش از اعدام، تجاوز می شده است. اگرچه تاکنون این موضوع در حد شایعه یا باور زندانیان سیاسی آن دهه و خانواده های آنها مطرح شده است اما تحقیقات ما پس از سی سال، ثابت می کند که جنایتی سیستماتیک رخ داده است؛ هرچند هنوز تعداد قربانیان آن و نیز هویت عاملان آن چندان بر ما روشن نیست. اطمینان دارم بسیاری از شما هرگز چیزی درباره این حقیقت تاریخی نشنیده اید. اما نه فقط شما که من مطمئنم میلیونها نفر ایرانی، چه در نسل من و چه حتی در نسلهای گذشته نیز چیزی درباره این موضوع نشنیده اند یا اگر شنیده اند، آن را افسانه ای ساخته و پرداخته اپوزیسیون ایرانی می دانند. درست به همین دلیل بود که وقتی مهدی کروبی، یکی از دو کاندیدای مخالف، اعلام کرد که به تعداد قابل توجهی از زندانیان اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ تجاوز شده، بسیاری گمان بردند که این اولین باری است که در ایران زندانیان سیاسی مورد تجاوز قرار می گیرند.</p>
<p>حاکمیت دهه ها ترور، سرکوب و سانسور نه فقط باعث می شود که مردمان یک سرزمین، آگاهی درباره حقایق تاریخی مربوط به خود و آنچه بر قربانیان نقض حقوق بشر در کشورشان رفته است پیدا نکنند، بلکه باعث می شود آنها در فقدان یک حافظه جمعی مشترک، اشتباهات نسلهای پیشین را تکرار کنند و شکست هایش را. از این روست که همانطور که بسیاری از اشتباهاتی را که گروههای سیاسی مخالف در ایران دهه ۸۰ میلادی انجام دادند، جوانانی که بدون دانستن دقیق آنچه بر نسل قبل رفته، پس از انتخابات ۱۳۸۸ به خیابانها آمدند، تکرار کردند؛ سرکوب همواره اشکالی مشابه دارد، این سرکوب شدگانند که هربارگمان می کنند با تجربه ای منحصر به فرد مواجه اند؛ زیرا داستانهای قبلی گفته نشده و شنیده نشده اند.</p>
<p>حاکمیت دهه ها ترور، سرکوب و سانسور در کشورهایی که امروز، هوای تازه بهار عربی را تجربه می کنند نیز بدون شک آثار خود را باقی گذاشته است. نه تنها من و شما به درستی نمی دانیم مخالفان سیاسی در تونس، مصر و لیبی چگونه در طی دهه ها، سرکوب، ناپدید، شکنجه و کشته شده اند، که من می توانم به اطمینان بگویم میان مردمان خود آن کشورها هم آگاهی مشترکی درباره گذشته شان وجود ندارد. به غیر از چهره های شناخته شده دیکتاتورها و اطرافیانشان، هیچیک از ما به درستی نمی دانیم چه تعدادی از افراد در آن کشورها، در نقض شدید حقوق بشر دست داشته اند، آنها واقعا که هستند و چه عقوبتی را باید انتظار بکشند. این نامها و چهره ها را می بینید؟ همه آنها، انسانهایی سرشار از زندگی و محق برای زندگی، برای ما &#8220;ناشناس&#8221; هستند. و تا زمانی که داستانهای آن ها، یک به یک، بیان نشود، ندانیم که بوده اند، برای چه مبارزه کرده اند و چرا کشته شده اند، چگونه و توسط چه کسانی تحت آزار و شکنجه قرار گرفته و کشته شده اند، تا زمانی که همچنان &#8220;ناشناس&#8221; باقی بمانند، تا زمانی که از سینه پردرد خانواده هایشان، یا قاب عکس گوشه تاقچه خانه هایشان بیرون نیایند و جزیی از تاریخ سرزمینشان نشوند، همچنان امکان تکرار جنایتهای مشابه در مورد دیگران وجود دارد. ما نمی توانیم با نگرانی هایمان درباره آینده مردمان کشورهای در حال گذار تنها بمانیم؛ فعالان جامعه مدنی در آن کشورها را هم نمی توانیم تنها بگذاریم. هر یک از ما به عنوان فعالان این جنبش جهانی باید وزن وظیفه تاریخی خود را روی شانه هایمان حس کنیم.</p>
<p>اگر از جنبش جهانی حقوق بشر صحبت می کنیم، بخش مهمی از این جنبش، تاریخ سرکوب شدگان است؛ تاریخ قربانیان نقض حقوق بشر. میراث مشترک بشریت، تنها محیط زیست یا بناهای قدیمی نیست، تاریخ سرکوب شدگان و قربانیان نقض حقوق بشر نیز میراث مشترک ماست. تاریخ زنان و مردانی که به صرف داشتن عقیده سیاسی متفاوت یا خواست اعمال آن عقیده، قربانی شدیدترین اشکال نقض حقوق بشر شده اند. تاریخ سرکوب شدگان، تنها تاریخ قربانی شدن ها نیست، بلکه تاریخ مقاومت و مبارزه بشری برای رسیدن به دموکراسی و آزادی نیز هست. بدون مستند کردن این تاریخ، بدون گفتن این تاریخ برای آنهایی که نمی دانند، بدون به اشتراک گذاشتن این تاریخ، از بستری به بستر دیگر، از سرزمینی به سرزمینی دیگر، از زمانی به زمانی دیگر، بشر می تواند فجایعی را که پیش از این به بارآورده باز هم به بارآورد. بشر می تواند جنایتهایی را که پیش از این انجام داده باز هم مرتکب شود. و امروز این نگرانی وجود دارد که بدون مداخله موثر جنبش جهانی حقوق بشر، بدون یادآوری تجربیات مشابه، تجربه پس از انقلاب ایران در زمینه &#8220;های جک شدن&#8221; انقلاب، تجربه کشورهای آمریکای لاتین در زمینه دادخواهی و تجربه آفریقای جنوبی در زمینه آشتی ملی، بهار عربی به سرعت و به سادگی به خزان تبدیل شود.</p>
<p>برای حفظ میراث مشترک بشریت، کافی نیست که به دقت، تحولات مربوط به حقوق بشر را زیر نظر بگیریم و هر جای دنیا که حقوق بشر نقض شد، به آن اعتراض کنیم. عفو بین الملل یکی از بزرگترین و باسابقه ترین سازمانها در این زمینه است. این کار قطعا لازم است اما کافی نیست. بیایید بیش از آن که واکنشی باشیم، خلاق و فراکنشی باشیم. ما، اعضای جامعه جهانی حقوق بشر، تنها کسانی هستیم که ممکن است بتوانیم از تکرار جنایات علیه بشریت پیشگیری کنیم.</p>
<p>اگر هر یک از ما، خود را نماینده یک قربانی نقض شدید حقوق بشر، فقط یک قربانی، فرقی نمی کند در کجای جهان قلمداد کنیم، یک قربانی که خود امروز دیگر نمی تواند داستان زندگی اش را روایت کند، بتوانیم اثری عمیق تر و دیرپاتر بگذاریم. شاید اینگونه بتوانیم تاریخ سرکوب شدگان، این میراث مشترک بشریت را حفظ کنیم و به اشتراک بگذاریم. خوشبختانه ما راههای بسیار متنوعی برای انجام این کار داریم: از بلاگهای شخصی مان تا صفحات فیس بوک، از سخنرانی ها تا تجمعات، از رسانه های کوچک محلی تا رادیو و تلویزیونهای بزرگ تر و&#8230;و بدینگونه، ما، همه با هم، تاریخ سرکوب شدگان را روایت خواهیم کرد.</p>
<p>من امروز می خواهم سخنان خود را با روایت باورنکردنی، اما کاملا حقیقی زندگی یکی از قربانیان نقض شدید حقوق بشر به پایان برسانم؛ کسی که تصمیم گرفته ام روایتگر زندگی او باشم تا زمانی که ترس این وجود دارد که کودکان دیگری در ایران یا جاهای دیگر جهان، سرنوشتی مشابه او داشته باشند:<br />
سمیه تقوایی، در سن ۹ سالگی، در حالی که در خانه مشغول نوشتن مشق هایش بود، به دست نیروهای سپاه پاسداران دستگیر شد. آنها به دنبال پدر و مادر سمیه آمده بودند که از اعضای سازمان مجاهدین خلق، بزرگترین سازمان مخالف جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ بود. در نبود پدر و مادر، نیروهای دولتی در یک درگیری مسلحانه، یک عضو دیگر سازمان را به قتل می رسانند و سمیه را که از ترس، پشت یخچال قایم شده بود، با خود به زندان می برند. او را وادار می کنند خانه فامیل و آشنایان را به نیروهای امنیتی نشان دهد، ساعتها او را مورد بازجویی قرار می دهند تا ردی از پدر و مادر پیدا کنند. سمیه تا ۱۴ سالگی به عنوان گروگان در زندان می ماند در حالی که شاهد صحنه های شکنجه شدن سایر زندانیان با ضربات کابل، پاهای خون آلود و باندپیچی شده آنها بوده است. سمیه از هیچ نوع امکانات تحصیلی در زندان برخوردار نبوده و در عوض، در کارگاهی در زندان خیاطی می کرده است. در تمام این مدت سمیه از شب ادراری رنج می برده است. در سن ۱۳ سالگی، سمیه را برای دو هفته از زندان بیرون می برند. وقتی برمی گردد، دستهایش را حنا گذاشته بوده و النگوی طلا به دستش کرده بودند؛ کارهایی که در ایران به طور سنتی در مراسم ازدواج انجام می دهند. سمیه به همبندانش می گوید که دو هفته در خانه اسدالله لاجوردی، رییس وقت زندان اوین بوده است. یکی از همبندیانش می گوید سمیه وقتی برگشت دیگر سمیه سابق نبود، کاملا خموده و افسرده شده بود. مدت کوتاهی پس از آن، سمیه به عمه اش در بیرون از زندان سپرده می شود و تحصیل خود را در مدرسه شروع می کند. اما کمتر از دو سال بعد، در ۱۵ سالگی، به اجبار مقامات دادستانی انقلاب، با مردی ازدواج می کند که به مقامات حکومتی نزدیک بوده است. آنها او را تهدید می کنند درصورت عدم موافقت با ازدواج، دوباره به زندان برش می گردانند. سمیه، در ۲۴ سالگی، در حالی که دو دختر خردسال از ازدواج اجباری خود داشت، از بیماری سرطان درمی گذرد بی آن که هیچگاه احساس امنیت لازم برای سخن گفتن از جزییات آنچه بر او رفته است را پیدا کند.</p>
<p>۳۰ سال پس از دستگیری سمیه و ۱۴ سال پس از مرگ او، اینجا برای اولین بار، داستان زندگی او به اینگونه روایت می شود در حالی که هزارها و هزارها زندگی روایت نشده در گوشه گوشه دنیا وجود دارد. میراث مشترک بشریت، تاریخ سرکوب شدگان، پازلی است که هر تکه آن را یکی از ما تکمیل خواهد کرد. شما کدام بخش از این میراث مشترک بشریت را روایت خواهید کرد؟! شما کدامیک از قربانیان نقض حقوق بشر را نمایندگی خواهید کرد؟ همینجا، هم اکنون، وقت آن است. به همین دلیل من می خواستم از برگزار کنندگان خواهش کنم باقیمانده وقت را به شنیدن روایتهای شما، از تاریخ سرکوب شدگان اختصاص دهند.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
* متن سخنرانی ارائه شده در کنفرانس سالانه عفو بین الملل، لس آنجلس، ۵ نوامبر ۲۰۱۰<br />
برای جزییات بیشتر درباره این کنفرانس، به لینک زیر مراجعه کنید:<br />
<a href="http://dogmo.com/des/sandbox/amn/WRC2011_program.pdf">http://dogmo.com/des/sandbox/amn/WRC2011_program.pdf</a></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1901/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگان و کشتگان ما؛ مروری بر وضعیت زندانیان سیاسی زن در ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/sites/1718/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sites/1718/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Jun 2011 23:56:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[وب‌نوشته‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[شیوا نظر آهاری]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1718/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sites/1718/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/female-polotical-prisoners-poster.png?w=300&amp;h=224" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="female polotical prisoners-poster" /></a>به نقل از ویلاگ شادی صدر امروز عصر در مجلس بریتانیا سخنرانی داشتم. موضوع برنامه، “بحران حقوق بشر در ایران” بود و من بررسی وضعیت زندانیان سیاسی زن را به عنوان موضوع صحبتم انتخاب کرده بودم. در این سخنرانی من زندانیان سیاسی زن را به چهارگروه تقسیم کرده بودم: اولین گروه، زندانیانی هستند که تنها...<a href="http://shabakeh.de/sites/1718/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 id="post-851"></h2>
<p>به نقل از ویلاگ شادی صدر</p>
<p><a href="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/female-polotical-prisoners-poster.png"><img title="female polotical prisoners-poster" src="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/female-polotical-prisoners-poster.png?w=300&amp;h=224" alt="" width="300" height="224" /></a><br />
امروز عصر در مجلس بریتانیا سخنرانی داشتم. موضوع برنامه، “بحران حقوق بشر در ایران” بود و من بررسی وضعیت زندانیان سیاسی زن را به عنوان موضوع صحبتم انتخاب کرده بودم. در این سخنرانی من زندانیان سیاسی زن را به چهارگروه تقسیم کرده بودم: اولین گروه، زندانیانی هستند که تنها به دلیل مذهب خود زندانی می شوند، مانند بهاییان و مسلمانان مسیحی شده، از این گروه، من <strong><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=1632" target="_blank">فریبا کمال آبادی</a></strong> و<strong><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=1629" target="_blank">مهوش ثابت</a></strong>، رهبران جامعه بهایی را که به ۱۲ سال حبس محکوم شده اند مثال زدم. گروه دوم، زندانیانی که به دلیل عضویت خود یا افراد خانواده شان در گروههای سیاسی مخالف در زندان هستند، و <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A8%D9%86%D9%85_%D9%85%D8%AF%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87" target="_blank">شبنم مددزاده</a></strong>، یکی از آنهاست. وکلا، روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان و سایر جنبشها، گروه دیگر بودند؛ <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA" target="_blank">بهاره هدایت</a></strong>، <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87" target="_blank">نسرین ستوده</a></strong>، <strong><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=11808" target="_blank">فاطمه مسجدی</a></strong> و <a href="http://noorijavid.wordpress.com/2011/05/20/%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%86%D8%AC%D9%87/" target="_blank"><strong>مریم بهرمن</strong> </a>زندانیانی بودند که من درباره وضعیتشان صحبت کردم و گروه آخر، شهروندان گمنامی که در اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده اند.</p>
<p>گروه دیگری که درباره آنها حرف زدم، فعالان زنی بود که پس از انتخابات دستگیر شده و در اثر فشارهای داخلی و بین الملل، پس از مدتی آزاد شده اند اما در عین حال، در دادگاه به حبسهای طولانی مدت محکوم شده و هرلحظه ممکن است به زندان فراخوانده شوند. <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%A7_%D9%86%D8%B8%D8%B1_%D8%A2%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C" target="_blank">شیوا نظرآهاری</a></strong>، فعال حقوق بشر، که با وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی در خارج از زندان به سر می برد، یکی از آن مثالهاست که هرلحظه ممکن است برای گذارندن ۴ سال از بهترین سالهای زندگی خود به زندان رجایی شهر احضار شود.</p>
<p>و البته در پایان فهرست، یادی هم کردم از زندانیان زنی که دیگر بین ما نیستند؛ کشتگان ما: <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D9%88%D9%84%DB%8C" target="_blank">شیرین علم هولی</a></strong>، <strong><a href="http://www.rahana.org/prisoners/?p=3047" target="_blank">زهرا بهرامی</a></strong> و <strong><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%87_%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D8%A8%DB%8C" target="_blank">هاله سحابی</a></strong>.</p>
<p>در عین حال من به موضوع آزارهای مبتنی بر جنسیت اشاره کردم که در جامعه ایران و از جمله در زندان، تمامی جنبه های مختلف زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد. به نامه اخیر زندانیان سیاسی محبوس در بند قرنطینه زندان اوین اشاره کردم، توصیف آنها از شرایط غیرانسانی حاکم بر زندگی شان و بخش مهم نامه که در آن شهادت می دهند که در اتاقهای بازجویی، روح زنان زندانی بارها مورد تجاوز واقع شده است.</p>
<p>در آخر، به این نکته اشاره کردم که آزار جنسی زنان در زندانها باید به فوریت و به شکلی اثر بخش پیگیری شود، نه فقط برای اینکه قربانیان به تسکین و آرامش برسند بلکه به این دلیل که هر زنی که روح یا جسمش در زندان مورد تجاوز قرار می گیرد، هزاران زن در خارج از زندان، خود، یا به خاطر ترس خانواده هایشان، دست از فعالیت برداشته، به سکوت و انزوا کشیده می شوند.</p>
<p><a href="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/speech-june-13-20112.doc" target="_blank">متن کامل سخنرانی به انگلیسی در اینجا قابل دسترس است.</a></p>
<p><a href="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/female-political-prisoners-shadi-sadr-presentation.ppt" target="_blank">پاورپوینت سخنرانی به همراه عکسهای زندانیان اینجا آپلود شده است.</a></p>
<p><a href="http://shadisadr.files.wordpress.com/2011/06/15-june-2011-iran-human-rights-in-crisis-house-of-commons-seminar.pdf" target="_blank">اعلان برنامه و اسامی دیگر سخنرانان را در اینجا می توانید ببینید</a>. یکی از سخنرانان، امید جلیلی، کمدین معروف ایرانی – انگلیسی بود که با بیان تجربه دردناک خود از زندگی به عنوان یک بچه بهایی در جامعه ایرانی و یک خارجی در جامعه انگلیس، خنده تلخی بر لبان همه  نشاند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sites/1718/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش از سمینار زنان در فرانکفورت  / اکرم موسوی</title>
		<link>http://shabakeh.de/homo/1318/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/homo/1318/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Feb 2011 01:34:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1318/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/homo/1318/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/gol111-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="SONY DSC" /></a>روز جمعه ۴ فوریه ۲۰۱۱ طبق معمول هر سال در همین فصل با گروه کوچکی اززنان با تفاوت های فکری و سنی مختلف به محل سمینار رسیدیم. قرار بود  ساعت ۳ در محل سمینار نام نویسی ما انجام بگیرد. اتاق های خودمان را تحویل گرفتیم. به سمت کافه تریا در محل سمینار رفتم در آن...<a href="http://shabakeh.de/homo/1318/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/gol111.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1373" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/gol111-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/0.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1367" title="0" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/0.jpg" alt="" width="552" height="368" /></a></p>
<p></strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>روز جمعه ۴ فوریه ۲۰۱۱</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>طبق معمول هر سال در همین فصل با گروه کوچکی اززنان با تفاوت های فکری و سنی مختلف به محل سمینار رسیدیم. قرار بود  ساعت ۳ در محل سمینار نام نویسی ما انجام بگیرد. اتاق های خودمان را تحویل گرفتیم. به سمت کافه تریا در محل سمینار رفتم در آن جا دوستان نشسته بودند.  با دیدن هریک از آنها خوشحال و شاد می شدم و با هم کلی به گپ زنی در مورد موضوعات مختلف می پرداختیم. دوستان برگزار کننده مرتب ما را به سالن فرا می خواندند من با صدای آنها به طرف سالن رفتم زمانیکه به سالن رسیدم چشمم به صحنه</strong><strong> </strong><strong>ای که برای اجرای برنامه ها ترتیب داده شده بود افتاد. از زیبایی صحنه حظ بصری بردم و به وجد آمدم.  رفتم جلوی صحنه تا بتوانم آن همه زیبایی را از نزدیک ببینم و حسش کنم. نگاهم به سمت راست سالن افتاد یک سبد پر از گلهای رنگی روی یک میزپایه دار گذاشته شده بود. در سمت چپ صحنه تصویرمرگ ندا آقا سلطان  که نماد جنبش مردمی ایران بود، روی یک صندلی آرام و با چشمان نیمه باز به تماشای ما نشسته بود. تابلوی او روی دیوار نبود بلکه روی صندلی در کنار ما، حرف می زد. و من تمام مدت در حیرت بودم که چرا این تصویر به من انرژی منفی نمی دهد چرا برای من خشونت را تداعی نمی کند. در همان سمت چپ نزدیک صندلی ندا یک تک درخت زیبا که از گلهای رنگارنگ درست شده بود و یک سبد خیلی زیبا و پر از گل روبروی این درخت قرار گرفته بود. آره وقتی وارد سالن شدم این نوع از صحنه آرایی که معلوم بود در آن فکر و سلیقه بکار رفته است، نظرم را جلب کرد و آفرین گفتم به آن هایی که این فضا را بوجود آورده بودند. تصمیم گرفته بودم با ضبط کوچکم به ثبت تمام لحظات سمینار بپردازم. با خودم گفتم حالا که دوربین ندارم حداقل می توانم به شکل صوتی به ثبت خودمان بپردازم. ولی افسوس چنان محو صحنه شده بودم که فراموش کردم ضبط کوچکم را روی میز بگذارم. افتتاحیه سمینار با حضور ۳ زن به نام های فریماه اصلی ، منیژه عرفانی، اشرف دهقان انجام شد. آنها با هم دست به یک ابتکار جالبی زده بودند و به جمع آوری وقایع تاریخی- سیاسی جهان، در این ۳۰ سال اخیر پرداخته بودند. هر کدام از آن ها به خواندن بخشی از تاریخ بصورت کوتاه و تلگرافی پرداختند. سپس فریماه اصلی هم این نوشته ها را به صورت طومار به درختی که پر از گلهای زیبا بود و به همین منظور ساخته بودند، می بست. این نوشته ها که همان تاریخ ما زنان می باشد که بوسیله  ما ساخته شده بود مانند یک راه طولانی طی می شد تا به صورت مکتوب به دست نسل جوان برسد. واقعن ایده ی زیبایی بود. برنامه با این کار زیبا از طرف گروه برگزار کننده شروع شد. تکه هایی از وقایع مهم  تاریخی- سیاسی در جهان که به آن اشاره کردند، از این قرار بود:</strong></p>
<p><strong>*با آغاز انقلاب ۵۷ قانون حمایت خانواده لغو شد،</strong></p>
<p><strong>* سال ۱۳۶۲ تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس و   تعیین حکم ۷۴ ضربه شلاق برای عدم رعایت حجاب،</strong></p>
<p><strong>* روز ۱۶ اسفند ۱۳۵۷در پی سخنرانی خمینی  در مدرسه ی رفاه که منجر به لغو قانون خانواده شده بود ۱۵ هزار زن با شعار ما استبداد نمی خواهیم و چادر اجباری نمی خواهیم از دانشگاه تهران به طرف نخست وزیری حرکت کردند،</strong></p>
<p><strong>* فمینیست های امریکای لاتین روز ۲۱ نوامبر را به نام روز جهانی خشونت علیه زنان نام گذاری کردند. در این روز۳ خواهران میرابل از فعالین سیاسی در کشور دومینیکن بودند، که علیه رژیم نظامی در جمهوری دومینیکن اعتراض کردند و آنها را در یک تصادف ساختگی به قتل رساندند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اولین سخنران روز جمعه شادی امین بود. با این عنوان «هموفوبیا و مقابله با آن، چالشی نو در جامعه ایرانی»</strong></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/00.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1368" title="00" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/00.jpg" alt="" width="504" height="358" /></a><br />
</strong></p>
<p><strong>او سخنرانی خود را چنین آغاز کرد:&#8221; دنیا چگونه بود اگر انسان ها گرایش جنسی شان را می توانستند آزادانه بیان کنند. به راستی دنیا چگونه بود اگر کسی مجبور نبود به خاطر پذیرفته شدن توسط جامعه و خانواده و دست آخر معشوقش  به ۱۱ عمل جراحی پر درد و پر خرج تن دهد تا ظاهر خود را منطبق با جنسیت مقبول ایجاد کند. دنیا چگونه بود که عموی جودیت باتلر می توانست مثل دیگران عادی زندگی کند. و مهناز پیش از ۲۰ سال رابطه ی مخفی با زنان می توانست با یکی از آنها که  به او عشق می ورزد، زندگی مشترک را آغاز کند، دست در دست او در خیابان قدم بزند به مادرش دروغ نگوید و از زن بودن خود عاصی نشود و بالاخره بپذیرد که او هم جنس گرا است و از این گرایش خود شرم نکند.</strong></p>
<p><strong>شادی امین در ادامه می گوید:&#8221; هموفوبیا (ترس از هم جنس گرایی) یک عارضه ی فرهنگی و بیماری اجتماعی است. او خاطر نشان می کند که هم جنس گرا ستیزی وحمله و خشونت در فضای اینترنتی و برخی محافل، علیه زنان لزبین ایرانی اوج گرفته است. علیه زنانی که علی رغم سختی و خطرات موجود در جامعه تصمیم گرفته اند  که آنگونه که می خواهند زندگی خود را رغم بزنند. او می گوید برای اینکه جامعه ی مردسالار بتواند مناسبات موجود را تقویت کند در تلاش است تا برای حفظ برتری و جایگاه دگر جنس گرایان به اشکال مختلف با هم جنس گرایان به مقابله برخیزد. یکی ازعلل موجود رواج خرافات و اعتقادات مذهبی در جوامع می باشد. این حملات نشان می دهد که ما نتوانسته ایم آن طور که باید و شاید با این تحریکات عقب مانده و ارتجاعی مقابله کنیم. او در این بخش با ذکر نقل قول هایی از کسانی که تحت عنوان روشنفکر و آکادمیسین در اینترنت به فعالیت مجازی مشغولند، تلاش کرد نشان دهد که چطور مقاومت سازمان داده شده ای علیه هم جنس گرایان برای تحقیر و ایزوله کردن آنان انجام می گیرد.&#8221; او در پایان سخنرانی به نقاط مثبت اشاره کرد و گفت:&#8221; اما هم جنس گرایان به ویژه زنان لزبین مرعوب این حملات نشده و بیشتر خود را علنی نموده اند، آنها عشق هایشان را علنی می کنند و با شجاعت به بیان دردها و رنج هایشان واجرای آرزوهایشان می پردازند. صفحات متعدد در فیس بوک از جمله صفحه &#8221; بارونی ها&#8221; و هم چنین سایت های اینترنتی، مصاحبه ها و ترانه هایی که به شکستن این تابو می پردازند، نمونه هایی از این روند رو به رشد هستند. زنان لزبین و ترنس ایرانی در ماه نوامبر ۲۰۱۰ در پی نشستی سراسری که در تاریخ هم جنس گرایی در ایران بی نظیر است به تبادل نظر و سازمان دهی شبکه ارتباطی خود پرداختند. در آینده نیز برنامه هایی را در مقابله با هموفوبیا در سراسر جهان سازمان خواهند داد </strong></p>
<p><strong>امید اینکه این حس تفاهم و هم کاری در عمل نیز به بار نشیند.&#8221;</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>بخش سوم برنامه ی روز جمعه به شعر خوانی سهیلا میرزایی اختصاص داده شده بود با عنوان&#8221; می افتم از دست ام&#8221;</strong></p>
<p><strong>سهیلا میرزایی شاعر و طاهره اصغری رقصنده به شیوه ی برشتی در میان جمعیت با حرکات موزون به شعر خوانی پرداختند. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>روز شنبه ۵ فوریه ۲۰۱۱</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>شهین نوائی اولین سخنران  روز شنبه، صحبت خود را تحت عنوان &#8220;جنبش های اجتماعی چیست؟&#8221; آغاز کرد.</strong></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/01.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1369" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/01.jpg" alt="" width="480" height="720" /></a><br />
</strong></p>
<p><strong>محورهای بحث او عبارت بودند از:</strong></p>
<p><strong>بررسی جنبش های رادیکال و رفرمیستی و اینکه هر کدام از جنبش ها به چه هدفی به وجود می آیند. </strong></p>
<p><strong>- اینکه جنبش ها می توانند خواهان تغییر باشند و اینکه هر جنبش اجتماعی برای یک هدف معین و خاص بوجود می آید، مانند جنبش علیه آپارتاید جنسی، یا همین جنبش سبز که در آلمان بوجود آمده است.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>برخی ازجنبش ها ممکن است خواهان رفرم باشند </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>برخی دیگراز جنبش ها ممکن است خواهان تغییر بنیادی باشند </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>برخی دیگر از جنبش ها نه رادیکال هستند نه خواهان رفرم بلکه ارتجاعی می باشند مانند جنبش ضد سقط جنین </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>انقلاب ۵۷ که بخش عظیمی از زنان نیز در آن شرکت داشتند با آگاهی جنسیتی همراه نبود ورهایی زن را در مسئله ی اقتصادی می دید. فاکتور اقتصادی یکی از فاکتورهای رهایی زنان می باشد نه تمام فاکتور و اینکه سازمان های چپ آن دوره به فاکتور فرهنگی و جنسیتی اهمیت نمیداند و حل تمام این مسائل را دربه پیروزی رسیدن سوسیالیسم می دیدند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>به هر حال ما شاهد آن بوده ایم که بخشی از این جنبش ها به قدرت نزدیک شده اند و عضوی از قدرت حاکم یا به زائده های حکومتی تبدیل شده اند.  هر جنبشی به معنی یک گام به پیش نیست.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> </strong><strong>&#8230; ادامه صحبت را می توانید از طریق فایل صوتی گوش دهید. </strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سخنران بعدی روز شنبه مژده نورزاد بود با عنوان &#8220;جنبش زنان ایرانی و مشکل حجاب&#8221;</strong></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/Mojdeh1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1370" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/Mojdeh1.jpg" alt="" width="420" height="280" /></a><br />
</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>سوره ی نور در قرآن با صراحت تمام به حجاب در مورد زنان مسلمان می پردازد.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>قدمت حجاب به دوران قبل از ادیان می رسد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>ادیان به تئوریزه کردن حجاب پرداختند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>با حجاب زن یک جنس است که صاحبش پدر و برادر و همسرمی باشد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>یکی از بزرگترین اشتباهات فاحش سیاسی سازمان های چپ آن زمان حمایت نکردن آنها از تظاهرات اسفند ۵۷ می باشد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>بسیاری از ما زنان اشتباه سازمان های سیاسی را می بینیم، و به درستی هم می بینیم، ولی اشتباه، سکوت و سیاست های دولت موقت، جبهه ی ملی و نهضت آزادی را نمی بینیم.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>کمپین یک میلیون امضا به روشنگری در میان مردم پرداخت و این برای من اهمیت زیادی دارد، ولی اینکه چرا کمپین مسئله حجاب را به عنوان مطالبه مطرح نمی کند به نظرمن دلیل آن به غیر از سرکوب وجود گرایش اصلاح طلبی  در کمپین می باشد، البته کمپین یک جمع هم گون نیست، ولی جو غالب در دست آنها می باشد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>برخی از زنان که در خارج کشور ساکن می باشند و سرکوب رژیم در این جا وجود ندارد، حجاب را نه به عنوان نماد کنترل بدن زن می بینند و نه به عنوان نماد کنترل سکسوالیته. حجاب و کنترل سکسوالیته حوزه ی اقتدار مرد و مردسالاری می باشد، می بیند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>در مودر حجاب کودکان خیلی ها به عنوان دفاع از آزادی مذهب نمی خواهند به این مقوله بپردازند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>کودک چگونه اختیاری حجاب را انتخاب نموده است.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>روسری برای کودک در مدرسه یک تیکه پارچه نیست بلکه او را از شنا و سفرهای مدرسه و دیگر امکانات اجتماعی که به رشد فکری و جسمی و روانی او کمک می کند باز می دارد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>روسری دیگر یک مسئله ی شخصی و عرفی ومذهبی نیست بلکه یک سیاست است. ما باید مارش اسلامیست ها را جدی بگیریم.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سیمین اصفهانی سخنرانی خود را با عنوان &#8220;نگاهی به گفتمان و افق های فکری مبارزات زنان در سی سال گذشته&#8221; انجام داد.</strong></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/02.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1371" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/02.jpg" alt="" width="480" height="720" /></a><br />
</strong></p>
<p><strong>او بحث خود را در یک جزوه ی ۱۶ صفحه ای تهیه کرده است که این بحث  به سه بخش تقسیم شده است.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> بخش اول بحث در مورد روز شمار یا تاریخ شمار این ۳۰ سال می باشد.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> او بحث خود را در  چند بخش توضیح داد،نگاهی به جنبش هم گرایی در کمپین یک میلیون امضا.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>جایگاه و نقش جنبش زنان بعد از انتخابات و رویدادهای بعد از آن.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>بررسی جنبش زنان در ایران و خارج از کشور.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>او به نقد هم گرایی می پردازد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>او در ادامه ی بحث خود به نقد گروهی از فعالان جنبش زنان پرداخت که با راه انداختن جریانی با عنوان هم گرایی زنان در انتخابات و مسائل مربوط به آن شرکت کردند و با دفاع خود از کاندیداتوری ریاست جمهوری خواستار برابر طلبی شدند در حالی که در این حکومت</strong><strong> </strong><strong>بر طبق قانون اساسی این رژیم کوچکترین احقاق حق زنان مغایر با مذهب اسلام (شیعه ی اثنی اشعری)می باشد و هر نوع سازش و ایجاد توهم با یک حکومت مذهبی جز نابودی حقوق زنان هیچ دستاوردی ندارد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>او می گوید کمپین ضد سنگسار در ابتدای بوجود آمدنش خیلی خوب حرکت کرد تا جاییکه بخشی از نیروهای مترقی حقوق بشری از او حمایت و به دلیل اینکه آنها به جدایی دین از دولت متعقد نیستند و می خواهند در چهار چوب قانون حرکت کنند این حرکت بی ثمر ماند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> آخرین سخنران الهه ی امانی بود با عنوان &#8220;گفتمان جنسیت و قدرت در جنبش سبز و جنبش زنان&#8221;</strong></p>
<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/04.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1372" title="SONY DSC" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/02/04.jpg" alt="" width="480" height="720" /></a><br />
</strong></p>
<p><strong>تخلف انتخاباتی بغض ۳۰ ساله ی مردم ایران راترکاند.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>با شعار رای من کو شروع شد و به مرگ بر دیکتاتور انجامید.</strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>حضورزنان از نسل های مختلف در جنبش.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>جمهوری اسلامی با تحمیل حجاب اسلامی برای خود هویت اسلامی کسب کرد، حجاب ستون فقرات جمهوری اسلامی است. </strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>حذف زنان از جامعه.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>مروری به جنسیت و قدرت.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>چگونگی سلطه ی قدرت بر جنسیت و اینکه چطور قدرت در روند سلطه به تولید و باز تولید خود می پردازد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>مناسبات افراد با قدرت است که به قدرت معنا می دهد و فرودست و فرادست را به وجود می آورد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>ساختارها و مناسبات جنسیتی در جامعه را گروه های سیاسی که در جامعه قرار دارند تعریف می کنند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>تلاش برای مهندسی جنسیتی جامعه امری است که قدرت حاکم از آغاز به آن پرداخته است.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong> جنبش زنان از دید من به این معنا است ،که گروه ها، تشکل ها، و شبکه ها ی زنان با فعالیت آگاهانه ی خودش بتواند به فرهنگ سازی بپردازد و ادبیات فمینیستی زنان را بوجود بیاورد تا بتواند برگفتمان جنسیتی در جامعه تاثیر بگذارد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>هیرارشی قدرت درسیستم شبکه ای و افقی کمتر به چشم می خورد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>به دلایل عدیده جنبش زنان نتوانست با دیگر جنبش های اجتماعی  پیوند پر رنگی برقرار کند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>زنان باید در مبارزات صف مستقل خودشان را داشته باشند در حالیکه با جنبش های وسیع تر اجتماعی همراه می شوند، مطالبات خودشان را خواهان باشند.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>او به اهمیت مسئله ی حجاب اشاره کرد که چطور جمهوری اسلامی با حجاب اجباری هویت اسلامی کسب کرد</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>ادبیات فمینیستی در طیف وسیع و متنوع خود به موضوع قدرت و مناسبات قدرت پرداخته است و موقعیت فرو دست و جنس دوم بودن زنان را از منظر ستم و تبعیض جنسیتی و لایه های دیگر تبعیض مانند تبعیض نژادی و قومی پرداخته است که این تبعیض ها با هم تلاقی می کنند و حلقه ی مشترک آنها مناسبات قدرت می باشد.</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>- </strong><strong>صحبت کامل را می توانید در فایل صوتی گوش دهید. </strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>در ادامه ی برنامه طاهره ی اصغری با سکوت رقص خود را آغاز کرد او توانسته است با حرکات موزون تمام حس های خود را با رقص به تصویر بکشد و به آن معنا بدهد. او با آهنگ مولوی رومی از آلبوم شهرام ناظری به رقص ادامه داد و در آخر به اجرای رقص عربی با آهنگی از ام کلثوم پرداخت.</strong></p>
<p><strong>در پایان با رقص وموزیک به پایکوبی وشادی پرداختیم. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>روز یکشنبه ۶ فوریه ۲۰۱۱</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>روز پایانی سمینار اختصاص داده شده بود به معرفی ایده ها، وتجربیات کاری در زمینه های مختلف. از جمله &#8230;</strong></p>
<p><strong>آرشیو اسناد و پژوهش های ایران- برلین </strong></p>
<p><strong>گلرخ جهانگیری از برلین به معرفی آرشیو پرداخت. از سال ۱۹۹۲ آرشیو در برلین بوجود آمد و هدف از این کار جمع آوری تجارب تاریخی- سیاسی احزاب، هم قبل از انقلاب ۵۷ و هم بعد از سرکوب این جریانات، می باشد. آرشیو برلین یک نهاد غیر انتفاعی و خود گردان می باشد. و دیگر آن که آرشیو یک بخش زنان دارد که تمام نشریات و بریده های جراید و کتاب های مربوط به تاریخ ما زنان را جمع آوری نموده است. او در ادامه گفت هر کسی از هر جای دنیا می تواند از تمام این امکانات استفاده کند و در خاتمه برای ادامه ی کار آرشیو در خواست کمک مالی نمود و از شرکت کنندگان خواست در صورت تمایل  به این شماره حساب کمک های مالی خود را واریز نمایند.</strong></p>
<p><strong>Archive fuer Forschung und Dokumentation iran- Berlin e.V</strong></p>
<p><strong>Konto-Nr: 1110009069</strong></p>
<p><strong>BLZ: 10050000</strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سیمین از فرانکفورت به معرفی دفتر مشاوره زنان ایرانی پرداخت. او اشاره کرد که در کنار گروه های دختران جوان، زنان میان سال و زنان تنها مرکزی به نام&#8221; نهال&#8221; برای فعالیت زنان هم جنس گرا ایجاد شده است. در این مرکز کلاسهای زبان آلمانی و مشاوره حقوقی و آموز ش هایی در زمینه ی مبارزه با خشونت از جمله فعالیت ی دیگر این دفتر می باشد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>مهنوش ازبرلین  گزارشی از اولین نشست هم جنس گرایان ایرانی در تاریخ ۱۹تا ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰ درفرانکفورت داد سپس او به تشریح  این سمینار ۲ روزه پرداخت. او گفت:&#8221; این سمینار به بررسی اهداف و خواسته های اعضا شرکت کننده پرداخت.&#8221; سپس مهنوش به معرفی وب سایت این گروه که به زودی راه اندازی می شود،  به نام (</strong><strong>(</strong><strong><a href="http://%20www.6rang.org/"> www.6rang.org</a></strong><strong> </strong><strong>پرداخت و بر همکاری با دیگر فعالین زنان به هر شکلی که می توانند مانند برگزاری سمینارهای یک روزه با سخنرانی هایی در این ارتباط وپخش فیلم، نمایش، موسیقی و سایر برنامه های هنری تاکید کرد. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>جمع آوری کارهاییکه در زندان صورت گرفته است</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>منیره براداران طرحی را در سمینارمطرح کرد با عنوان ثبت کارهایی که در زندان بوسیله ی زندانیان چه به صورت نقاشی، کارهای دستی،نامه های زندان، و هر آنچه که زندانی در آنجا انجام داده است را بتوانیم به نمایش بگذاریم. این طرح مورد استقبال زنان شرکت کننده قرار گرفت و قرار شد هر شهری که امکان برگزاری نمایشگاه دارد این کاررا انجام دهد. و در آخر قرار شد دوستان زندانی در این رابطه  با منیره برادارن تماس بگیرند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اکرم موسوی از کلن به معرفی کمپین مقابله با حجاب پرداخت&#8221;گروه کاری مقابله با حجاب&#8221;</strong></p>
<p><strong>او کارهایی را که بوسیله ی گروه کاری مقابله با حجاب تا به امروز انجام گرفته است، اعلام نمود. برگزاری پالتاک های عمومی در رابطه با حجاب با عنوان های&#8221;ریشه های تاریخی و مذهبی حجاب و کارکرد آن به عنوان ابزارخشونت روزمره بر زنان و کودکان و راه های مقابله با حجاب در ایران و خارج از ایران&#8221; معرفی کتاب خانم سیران آتش به نام &#8221; اسلام به یک انقلاب جنسی نیاز دارد&#8221; و ارائه ی کار گروهی تحت عنوان&#8221; چرا با حجاب کودکان مخالفیم&#8221;  می باشد. </strong></p>
<p><strong>هدف از تشکیل این کمپین دفاع از مبارزات آزادی خواهانه ی زنان چه در ایران و چه در خارج از ایران و بخشی از مبارزه با پدر مردسالاری و تهاجم اسلامیست ها می باشد.</strong></p>
<p><strong>من از شما عزیزان تقاضا می کنم بیاییم با کمک یکدیگر به عمیق کردن این مقوله بپردازیم. </strong></p>
<p><strong>برای تماس با ما می توانید با ایمیل شبکه همبستگی با مبارزات زنان ایران تماس بگیرید.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>پروین ثقفی از فرانکفورت با اشاره به ضعف و مشکلات فعالیت به زبان آلمانی چه در زمینه ی کتبی و چه شفاهی طرحی را مبنی بر ایجاد یک گروه کاری ترجمه پیشنهاد داد. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>درروز پایانی سمینار از برگزارکنندگان قدر دانی به عمل آمد و در آخر موضوع سمینار بعدی تعین شد با این عناوین:</strong></p>
<p><strong>۱ـ راه کارهای عملی مقابله با حجاب، آزادی انتخاب پوشش، جنسیت و عشق و ارتباط این موضوعات با مذهب</strong><strong> </strong></p>
<p><strong>۲ـ چرا جنبش زنان نتوانست در حرکت اعتراضی ۸۸ نقش کلیدی داشته باشد؟</strong></p>
<p><strong>میزبان سال ۲۰۱۲ شهر برلین می باشد.</strong></p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/homo/1318/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادامه تجمع و درگیری ها در ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/1312/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/1312/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Feb 2011 20:45:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1312/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/1312/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2011/02/14/110214191720_1.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>گزارش ها از تهران، از ادامه تجمعات و درگیری ها در این شهر حکایت دارد. همزمان گزارش هایی مبنی بر بازداشت ده ها تن از معترضان در تهران و اصفهان منتشر شده است. مقامات مسئول هنوز این گزارش ها را تایید یا تکذیب نکرده اند. کلیکپوشش لحظه به لحظه تحولات روز ۲۵ بهمن درگیری ها...<a href="http://shabakeh.de/activities/1312/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2011/02/14/110214191720_1.jpg" alt="" /></div>
<div><img src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2011/02/14/110214191720_1.jpg" alt="" /></div>
<p>گزارش ها از تهران، از ادامه تجمعات و درگیری ها در این شهر حکایت دارد. همزمان گزارش هایی مبنی بر بازداشت ده ها تن از معترضان در تهران و اصفهان منتشر شده است. مقامات مسئول هنوز این گزارش ها را تایید یا تکذیب نکرده اند.</p>
<p><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/02/110214_live_iran_25bahman.shtml">کلیکپوشش لحظه به لحظه تحولات روز ۲۵ بهمن</a></p>
<p>درگیری ها پس از آن شروع شد که به گفته شاهدان عینی، نیروهای امنیتی و لباس شخصی به تجمعات معترضان حمله کردند.</p>
<p>پیشتر، خبرگزاری های خارجی از حضور هزاران نفر از معترضان در پاسخ به فراخوان رهبران مخالفان دولت، در تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ بهمن برای اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس خبر داده بودند.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران هزاران نفر در این تظاهرات حاضر بوده اند.</p>
<p>رضا سیاح، خبرنگار سی ان ان در اسلام آباد، از قول شاهدان عینی گزارش داد که ده ها هزار نفر از مخالفان دولت در حال راهپیمایی هستند و با تاریک شدن هوا بر تعدادشان افزوده شده است.</p>
<p>یک شاهد عینی با تایید این خبر به بی بی سی گفت که با تاریک شدن هوا انگار ترس بیشتر مردم ریخته و گروه های تازه ای در حال پیوستن به تجمعات اعتراضی هستند.</p>
<p>گزارش ها حاکی است که در برخی نقاط شهر تهران درگیری هایی بین ماموران امنیتی و نظامی با مردم رخ داده و پلیس از گاز اشک آور استفاده کرده است.</p>
<p><strong>حضور گسترده ماموران امنیتی و لباش شخصی</strong></p>
<p>بر اساس گزارش ها از ایران در واکنش به دعوت رهبران مخالف دولت به راهپیمایی در تهران، نیروهای امنیتی از اوایل ساعات صبح روز دوشنبه در نقاط مختلف شهر مستقر شدند.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری رویترز از تهران، از صبح روز دوشنبه، ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه)، و با نزدیک شدن زمان برگزاری تظاهرات حمایت از قیام های مردمی در تونس و مصر، نیروهای امنیتی در برخی نقاط پایتخت حضوری محسوس داشتند.</p>
<p>این خبرگزاری به نقل از شاهدان عینی گزارش کرد که دسته ای از ماموران پلیس و نیروهای امنیتی در خیابان ولیعصر مستقر شده و ایستگاه های مترو در این مسیر بسته شده بود.</p>
<p>بستن ایستگاه های مترو به منظور جلوگیری از عزیمت مخالفان به محل های برگزاری تظاهرات از اقدامات متعارف نهادهای امنیتی در جریان تظاهرات اعتراضی بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بوده است.</p>
<p>همین خبرگزاری به نقل از یک شاهد عینی دیگر گفته است که تعدادی خودروی پلیس، که پنجره های آنها با پارچه سیاه پوشانده شده، در نزدیکی زندان اوین در شمال تهران پارک شده بود.</p>
<p>پیش از این، سایت سحام نیوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، از تجمع گروهی از مردم در یکی از میدان های شهر تهران خبر داده بود.</p>
<p>سحام نیوز به نقل از وبسایت ندای سبز آزادی، محل این تجمع را میدان صادقیه تهران گزارش کرد و این محل را دارای اهمیت دانست.</p>
<p>در جریان تظاهرات اعتراضی علیه نتیجه بحث برانگیز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، میدان صادقیه از محل های شناخته شده تجمع و تظاهرات معترضان و درگیری با نیروهای امنیتی بود.</p>
<p>سایت کلمه، که خبرها و دیدگاه های میرحسین موسوی، از رهبران مخالف دولت را منعکس می کند هم به نقل از گزارشگران خود از حضور چند هزار نفر در میدان انقلاب و خیابان های اطراف آن خبر داده بود.</p>
<p>در همانحال، گزارشی از تحولات روز دوشنبه در رسانه ها و خبرگزاری های داخلی جمهوری اسلامی انعکاس نیافته است.</p>
<p>منبع: سایت بی بی سی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/1312/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
