<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; زنان زندانی</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 23 May 2020 17:23:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>نمایش فیلم مستند تجاوزهای قبل از اعدام در جشنواره هرات</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/2365/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/2365/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2014 00:53:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2365/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="harat2" title="" /></a>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد. فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره...<a href="http://shabakeh.de/art/2365/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat2.jpg" alt="harat2" width="500" height="331" /></a></p>
<p>عدالت برای ایران: فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87.pdf" target="_blank">دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات</a> نمایش داده شد و با استقبال تماشاگران افغانستانی که تعداد زیادی زنان علاقمند در بین آنان بود روبرو شد.</p>
<p>فیلم لحظه‌های آخر (Final Moments) ساخته سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار موضوع تجاوز به دختران باکره پیش از اعدام را که در دهه ۶۰ شمسی و در برخی از زندان‌های ایران علیه زندانیان سیاسی زن اعمال شده، مستند کرده است. این مستند بر اساس شهادت نزدیک به ۱۰۰ تن از قربانیان و شاهدان شکنجه جنسی ساخته شده است.</p>
<blockquote><p><strong>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</strong></p></blockquote>
<p>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” مرداد ماه سال جاری  نیز<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">برنده لوح افتخار</a> دومین جشنواره آنلاین فیلم “صداهای امروز زنان” با عنوان “تجارت زنان: صداهای متحد علیه خشونت” شد.</p>
<p>شادی امین، از مدیران عدالت برای ایران است و ساخت فیلم‎های مستند “کنفرانس پکن و زنان تبعیدی”، “زنان و هنر زندگی”، “مرغان مینا سکوت نمی‌کنند”، “اپوزیسیون تبعیدی و کنفرانس برلین” و “شب‌های بی‌نهایت زنان زندانی” را در کارنامه خود دارد.</p>
<div id="attachment_10109"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat5.jpg" alt="harat5" width="500" height="375" /></a><strong>دومین جشنواره فیلم زنان هرات با شرکت بیش از ۶۰ فیلم که از میان ۵۰۰ فیلم ارسالی انتخاب شده بودند٬ در قلعه تاریخی ارگ هرات برگزار شد</strong></p>
</div>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات ۱۷ -۱۹ آبان ۱۳۹۳ (۸-۱۰ نوامبر ۲۰۱۴) با شرکت ۱۸ فیلم از افغانستان و ۲۶ فیلم بین‌المللی در بخش مسابقه و ۱۸ فیلم داخلی و بین‌المللی در بخش خارج از مسابقه برگزار شد.این ۶۱ فیلم که به موضوعات مرتبط با زنان پرداخته‌اند از میان بیش از ۵۰۰ فیلم رسیده به جشنواره انتخاب شده‌اند و ۱۹ فیلم از کارگردانان ایرانی نیز در این جشنواره به نمایش آمدند و مرجان ریاحی، مستندساز ایرانی نیز یکی از داوران این جشنواره بود.</p>
<p>دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات از سوی خانه فیلم رویا و بنیاد آرمان شهر برگزار شده است.  ۴۰ سازمان‌ غیردولتی و حقوق بشری دیگر از جمله  فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر از این جشنواره حمایت و پشتیبانی کرده بودند.</p>
<p>برگزارکنندگان این جشنواره هدف ازآن را ” برجسته ساختن نقش زنان به عنوان کنش‌گرانی که می‌توانند هم‌دوش و هم‌شانه مردان در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عمل کنند”، اعلام کرده‌اند.</p>
<p>نمایش فیلم “لحظه های آخر” در انتقال تجربه زنان ایرانی از انقلاب اسلامی برای زنان افغانستان بسیار با اهمیت است.نمایش این فیلم در منطقه‌ای که جمهوری اسلامی سال‌هاست با صرف هزینه و نیروی بسیار سلطه سیاسی و ایدئولوژیک خود را به آن تحمیل کند، بی‌شک برای ما اقدام موفقیت‌آمیزی است. خبرهای رسیده حاکی از این است که کنسولگری جمهوری اسلامی به نمایش این فیلم اعتراض و عده‌ای از برگزارکنندگان جشنواره را مورد تهدید قرار داده است. تا کنون هیچ‌یک از برگزارکنندگان حاضر به موضع گیری رسمی در این مورد نشده اند.</p>
<p>فیلم مستند لحظه‌های آخر را می توانید به صورت آنلاین در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=ZyXasfj-ihk" target="_blank">اینجا</a> تماشا کنید.</p>
<div id="attachment_10108"><a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg"><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/11/harat4.jpg" alt="harat4" width="500" height="590" /></a><strong>فیلم مستند “لحظه‌های آخر” ساخته شادی امین و با تهیه‌کنندگی “عدالت برای ایران”، در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم زنان هرات نمایش داده شد</strong></p>
</div>
<p><strong>در همین رابطه:</strong><br />
<a href="http://justice4iran.org/j4iran-activities/final-moments/" target="_blank">“لحظه‌های آخر”برنده لوح افتخار جشنواره فیلم “صداهای امروز زنان” شد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/2365/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شکنجۀ جنسی و تجاوز سیاسی/ نورایمان قهاری</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2260/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2260/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2013 21:50:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[آزار جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2260/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2260/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="https://fbcdn-sphotos-c-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn2/s720x720/1186136_614620558580926_335229119_n.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>موضوعات مورد بررسی: شکنجۀ جنسی نقش فرهنگ دردرک مسئله تجاوز تجاوزسیاسی شکنجۀ جنسی مردان و زنان برخی عواملِ اختلال در بیاد آوردن تجربۀ شکنجه برخی علائم جسمی شکنجۀ جنسی تعرض جنسی یکی از اشکال شکنجه است. علیرغم این که درک قربانی شکنجه در این مورد که آیا نسبت به او تعرضی جنسی صورت گرفته یا...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2260/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div>
<p><strong> </strong><strong>موضوعات مورد بررسی:</strong><strong> </strong></p>
<p>شکنجۀ جنسی</p>
<p>نقش فرهنگ دردرک مسئله تجاوز</p>
<p>تجاوزسیاسی</p>
<p>شکنجۀ جنسی مردان و زنان</p>
<p>برخی عواملِ اختلال در بیاد آوردن تجربۀ شکنجه</p>
<p>برخی علائم جسمی</p>
<p><img src="https://fbcdn-sphotos-c-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn2/s720x720/1186136_614620558580926_335229119_n.jpg" alt="" /></p>
<p><strong>شکنجۀ جنسی</strong></p>
<p>تعرض جنسی یکی از اشکال شکنجه است. علیرغم این که درک قربانی شکنجه در این مورد که آیا نسبت به او تعرضی جنسی صورت گرفته یا نه مبتنی بر باورهای فرهنگی اوست، اکثریت قربانیان این نوع شکنجه، خشونت های ذکر شده در زیر را شکنجۀ جنسی محسوب می کنند:</p>
<p>تعرض به آلت و اندام تناسلی، سینه ، باسن و مقعد، تهدید به خشونت جنسی، تحقیر جنسی، اجبار به برهنگی، ناظر اجباری تعرض جنسی به دیگران بودن، اجبار به تماس جنسی بین زندانیان، اجبار به تماس جنسی با حیوانات، اجبار به اعتراف به تماس جنسی نامشروع با همرزمان و دوستان خویش، وارد آوردن ضربه و شوک برقی به اعضای جنسی بدن، تعرض به مجاری ادرار و مدفوع بوسیله اشیاء یا حیوانات، و تجاوز.</p>
<p>برهنگی اجباری به حس آسیب پذیری قربانی می افزاید، زیرا همراه با ترس های دیگر، در ذهن او درجه ای ازآگاهی را بر می انگیزد، که احتمال تجاوز به دستگاه تناسلی یا مقعد وی همیشه باقی است.  تهدیدهای لفظی با مضمون جنسی، و تمسخر به جنبه های تحقیر کننده واهانت آمیز این نوع شکنجه می افزایند و دست زدن به اعضای جنسی بدن می تواند آسیب روانی بر روی قربانی باقی گذارد. بیشتر از همۀ انواع شکنجه، تجاوز جنسی احتمالا قویترین احساسات را در قربانی و شنوندۀ او بر می انگیزد. این نوع از شکنجه شامل تعرضی به یکی از شخصی ترین و خصوصی ترین حریم های انسانی است.</p>
<p><strong>نقش فرهنگ در درک مسئلۀ تجاوز</strong></p>
<p>فرهنگ نه تنها چهارچوبی است برای درک باورها و هویت انسانها،  بلکه زمینه ائی است برای تعریف و معنای تجاوز.</p>
<p>چگونگی نگاه افراد جامعه به نقش زنان و مردان می تواند در پیدایش موقعیت برای عدالت خواهی و چگونگی برخورد قربانی و اطرافیان او به این واقعه و تاثیراتش نقش بازی کند. تجاوز می تواند بوسیلۀ فرهنگ توجیه شده و شکل قانونی پیدا کند. بطور نمونه تجاوز شوهری به همسرش در بسیاری از جوامع عواقب قانونی ندارد، چون از نظر فرهنگی این مسئله اصلا معنی نمی دهد، زیرا زن جزئی از مایملک مرد محسوب شده و وظیفه دارد تا تمایلات جنسی شوهرش را برآورده سازد. بنابراین فرهنگ هر جامعه ای بر روی شیوه ای که بواسطۀ آن تجاوز معنی می یابد، زبانی که برای گفتگو در مورد آن موجود است، و محدودیت های اجتماعی ای که تعیین می کنند کی و کجا می شود در مورد تجاوز حرف زد  مستقیما تاثیر می گذارد. <strong>اما صرف نظر از هر چهارچوب فرهنگی، در نهایت تجاوز عملی است خشونت آمیز با فطرتی جنسی.</strong></p>
<p><strong>تجاوز</strong></p>
<p>تجاوز انجام عمل مقاربت جنسی است،</p>
<p>علیه خواست فرد و با استفاده از زور، خشونت، اجبار، و تهدید، یا ایجاد ترس از وارد آمدن صدمه فوری بر بدن یا احتمال مرگ. تجاوز عملی است که در آن قربانی به دلیل تاثیر مواد مستی آور، مخدر، یا بی حس کننده ای که متجاوز به او تزریق کرده/ خورانده است، صلاحیت رضایت دادن نداشته یا قادر به مقاومت نیست.</p>
<p>قربانی تجاوز می تواند نسبت به ماهیت عمل یا هویت متجاوز آگاه یا ناآگاه باشد.</p>
<p>قربانی ناتوان از دادن رضایت بوده و متجاوز به این امر آگاه است.</p>
<p>تجاوز می تواند از راه نفوذ جنسی، با یا بدون استفاده از اشیاء انجام گیرد.</p>
<p>استفاده متجاوز از اندام های دیگر بدن خود یا قربانی برای نفوذ جنسی، مانند انجام عمل سکس از طریق دهان و تحریک اندام تناسلی با استفاده از اشیاء یا دست، تجاوز محسوب می شوند.</p>
<p>ممکن است حمله به فرد با قصد تجاوز صورت گیرد، اما بر اساس برخی قوانین،<strong> </strong>درعدم وجود نفوذ جنسی/ دخول به درون واژن/ مقعد، تجاوز صورت نگرفته است.</p>
<p><strong>تجاوز سیاسی</strong></p>
<p>برای ما درک این مسئله دارای اهمیت ویژه ای است که تجاوز چگونه در جهت اهداف سیاسی استفاده شده، و در این چهارچوب، وقتی بعنوان شکنجه بکار برده می شود، چه اثراتی می تواند بر روی فرد، خانواده و جامعه به جای بگذارد. برخی افراد سلطه مرد بر زن، در حوزه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی را به عنوان مهمترین عامل تجاوز دانسته و تجاوز را چیزی بیشتر یا کمتر از یک روند آگاهانۀ تهدید و ارعاب، که بواسطۀ آن تمام مردان تمام زنان را در ترس نگه می دارند، نمی بینند. اما بررسی جنسیتی تجاوز، بعنوان عملی برای سلطۀ جوئی و ابراز انزجار مردان نسبت به زنان به تنهائی، برای درک چرائی استفاده از تجاوز بعنوان سلاح سرکوب سیاسی بر ضد هم زنان وهم مردان، توضیحی ناکامل است.</p>
<p>برای روشن کردن هر چه بیشتر مفاهیم، تجاوزی که در چهارچوب نقض حقوق بشر به شیوه ای روشمند و سیستماتیک انجام می گیرد را &#8220;تجاوز سیاسی،&#8221;  و تجاوزی را که در جوامعی با نظمی ”نسبتا سالم“ و دارای ”قوانینی برای حمایت از حقوق شهروندان“ اتفاق می افتد را &#8220;تجاوز اتفاقی” می نامیم.</p>
<p>تجاوز سیاسی، شکنجه ای هدفمند، روشمند و سیستماتیک، در چهارچوب نقض حقوق بشر بوده وجزءِ قاموس جوامع تحت سرکوب است. تجاوز سیاسی بدون شک قسمتی از سرکوبی برنامه ریزی شده و همه جانبه برای کنترل، تنبیه، و تحقیر افرادی است که علیه ستم  و روابط نابرابر اقتصادی وارد بر جامعه شان عکس العمل نشان می دهند. یورشی است برای مغلوب کردن گروه یا طبقه ای که متجاوزین، فرد یا افراد قربانی را جزئی از آن می پندارند.</p>
<p>تجاوز سیاسی عمل یک فرد دچار اختلال نبوده، بلکه عمل سیستمی بیمار است. در چهار چوبی که تجاوز سیاسی در آن  رخ می دهد، قربانی همیشه به این امر آگاه است که مجالی برای جبران خسارت یا تحقق عدالت نخواهد داشت، و در واقع یکی از اهداف اصلی شکنجه گران هم همین است که در قربانی خود احساس ناامیدی، ناتوانی و فروماندگی را القاء کرده تا به هدف بزرگتر خود یعنی به تسلیم در آوردن دائمی جامعه دست یابند. بسیاری از قربانیان تجاوز سیاسی درواقع احساس می کنند که بخاطر تعلق به تفکر و گروه های ویژه ای از جامعه مورد هدف قرار گرفته شده اند و نه صرفا بخاطر زن بودن، که در موارد تجاوزهای غیر سیاسی می تواند قابل بحث باشد.</p>
<p>عملا همه کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند درجاتی از اختلال روانی در روزها وهفته های پس از آن واقعه را تجربه می کنند. روند اولیۀ انطباق و بازسازی فرد پس از وقوع فاجعه ای بستگی دارد به اتفاقاتی که بلافاصله پس از آن فاجعه رخ می دهند. در بسیاری موارد، پس از ”تجاوز اتفاقی،“ قربانی تغییرات زیادی در شیوۀ زندگی خود میدهد که  شایع ترین آن ایجاد تغییر در محل کار، محل زندگی و روابط است. ایجاد این تغییرات، به دستیابی به حس کنترل در قربانی کمک کرده، در روند ترمیم او موثر است. در شرایط زندان و جنگ و دیگر نا آرامی های سیاسی، قربانیان چنین امکانی ندارند.</p>
<p>در مورد تجاوز سیاسی درون زندان ها، مسئله قابل ملاحظه  همچنین این است که زندانیان حتی قبل از وقوع تجاوز در شرایط روانی و جسمی بسیار بدی بسر می برند. آنان معمولا مورد بازجوئی و تهدید و شکنجه قرار گرفته اند و با کمبود یا نبود غذا و آب و محرومیت از دسترسی به دستشوئی روبرو هستند. زندانیان ممکن است موردشکنجه های روانی از قبیل تهدید به آزار افراد خانواده و اعدام نمایشی و بی خوابی قرار گرفته باشند. بسیاری از جانبدربردگان، به دلیل سرکوب شدید در جامعه شان، پس از مورد تجاوز واقع شدن مجبور به فرار از آنجا می شوند، و مضاف بر آنچه تجربه کرده اند، باید با مشکلات فرار و تبعید نیز دست و پنجه نرم کنند.</p>
<p>مسئلۀ دیگری که ماهیت این نوع تجاوز را پیچیده تر می کند حیطۀ فرهنگی ایی است که به این عمل شنیع پوشش می دهد. چگونگی نگاه افراد جامعه به نقش زنان و مردان می توانند در وجود موقعیت برای عدالت خواهی و همچنین در چگونگی برخورد قربانی و اطرافیان او به این واقعه و تاثیرات جانبی آن نقش بازی کند. برای نمونه می توان گفت جانبدربردگان دهۀ شصت در مقایسه با خیزش ۸۸ با زمینۀ فرهنگی- اجتماعی متفاوتی در برخورد با مسئلۀ تجاوز در زندان ها و موقعیت برای ابراز وقوع چنین فجایعی روبرو بوده اند.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>شکنجۀ جنسی مردان و زنان</strong></p>
<p>استفاده از شکنجه به برقراری دائمی درجه ای از حس ترس و عدم اطمینان کمک می کند. تجاوز به مثابه شکنجه واقعه ایی است که بر روی تمام روابط زندگی فرد تاثیر می گذارد و هیچکدام از کسانی که با قربانی تجاوز رابطه ای دارند دیگر همانگونه که پیش از آن  بوده اند نخواهند بود.</p>
<p>با اینکه مردان به هیچ وجه از مورد تجاوز واقع شدن مصون نیستند، زنان هدف اصلی این نوع خشونت، به ویژه در دوران جنگ، و در زندان ها در دوران سرکوب بوده وهستند. بین شکنجۀ جنسی مردان و زنان تفاوت هایی وجود دارند:</p>
<p>برای زنان و مردان، تجاوزهمیشه با ریسک مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی، وبرای زنان با ترس از حاملگی، همراه است. شکنجۀ جنسی مردان معمولا بوسیلۀ وصل برق و وارد آوردن ضربات مستقیم به آلت تناسلی اعمال می شود، که همراه با، یا بدون اعمال شکنجه های دیگر به مقعد است. در مورد هر دو جنس، آسیبی که به جسم وارد می آید با آزارهای لفظی و فحاشی، و جملات رکیک تشدید می یابد.</p>
<p><strong>تجاوز سیاسی به مردان</strong></p>
<p>تجاوز به مردان بندرت فاش می شود و در حقیقت نوعی شکنجۀ فراموش شده است. این امر به ایزوله شدن و خاموشی قربانیان وتشدید مشکلاتشان می افزاید. اما در برخی موارد، بمنظور پایان دادن به اعتراضات از طریق اشاعۀ وحشت در جامعه، متجاوزین خبر تجاوز به مردان را انعکاس می دهند:</p>
<p>برای نمونه، در الجزایر، فعالین سیاسی مرد در زندان ها را مجبور به چمباتمه زدن کرده، و با فشار روی بطری می نشاندند، سپس بدن برهنه و شکنجه شدۀ آنان را، برای دید همگان، در اطراف شهرها می انداختند. به آنان می گفتند چون ”مردانگی شان“ را از دست داده اند دیگر کسی آنان را جدی نخواهد گرفت، حتی خانواده هایشان. مواردی مشابه این اعمال را در ایران پس از خیزش   ۱۳۸۸ مشاهده کرده ایم.</p>
<p><strong>عوامل اختلال در بیاد آوردن تجربۀ شکنجه</strong></p>
<p>بازماندگان شکنجه به چندین دلیل مهم ممکن است در بازشماری برخی جزئیات خاص از شکنجه خود مشکل پیدا کنند. برخی ازاین عوامل عبارتند از:</p>
<p>تجویزات فرهنگی که اجازۀ بیان تجربیات آسیب زا را جز در موقعیت هایی بسیار محرمانه نمی دهند.</p>
<p>عوامل مربوط به خودِ دوران و چگونگی شکنجه، مانند چشم بند، مواد مخدر، بیهوشی مقطعی</p>
<p>اختلال روانی-عصبی در حافظه در اثر ضربات به سر، خفگی مقطعی/ از دست دادن اکسیژن، غرق شدن تقریبی، یا گرسنگی.</p>
<p>اثرات روانی شکنجه و آسیب دیدگی ناشی از آن، از قبیل تحریک پذیری مفرط، و اختلال در حافظه ناشی از بیماری های مربوط به ضربه و آسیب دیدگی روانی، مانند افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه.</p>
<p>تحریک پذیری مفرط به این معنی که واقعۀ فاجعه بار بوسیله یادآوری ناگهانی و پریشان زایِ وقایع، شامل هجوم تصاویر ذهنی، افکار، تکرار خواب های آشفته کننده، مکرراً تجربه می شود. فرد به منظور کاهش درجه و شدت درد ناشی از خاطرات، بطور خودآگاه یا ناخودآگاه، ازسیستم های دفاعی انکار، اجتناب، و ”سرکوب،“ یا دور کردن خاطرۀ تجربیات از حافظه استفاده می کند، که به ”آب رفتن“ یا ”باریک شدن“ خاطرات می انجامد.</p>
<p>گسستگی در زمان وقوع تجاوز: یعنی معطوف کردن توجه به چیزی خارج از فاجعۀ در حال وقوع. نتیجۀ دراز مدت این عمل دفاعی می تواند به شکل تغییرات در سطح آگاهی از محیط و واقعیت اطراف، فراموشی های مقطعی و موضوعی، احساس قطع تماس با بدن خود، و غفلت های دوره ایی ذهن نمایان شود.</p>
<p>عدم اعتماد نسبت به مصاحبه گر</p>
<p>ترس از قرار دادن خود و دیگران در معرض خطر</p>
<p>باور به این که روایاتشان برای به زبان آوردن و شنیدن توسط دیگران بیش از حد دشوار است.</p>
<p>باز ماندن از پیدا کردن کلمات برای توضیح تجربیاتی که بسیار فجیع اند.</p>
<p>ترس از اینکه تجربیاتشان آنقدرهولناکند که دیگران باورشان نخواهند کرد.</p>
<p><strong>برخی از علائم جسمی تجاوز</strong></p>
<p>- ادرار مکرر</p>
<p>- بی اختیاری/ تخلیه غیرارادی یا کنترل نشدۀ ادرار</p>
<p>- سوزش در هنگام ادرار</p>
<p>- بی نظمی قاعدگی</p>
<p>- بارداری، سقط جنین، یا خونریزی واژینال</p>
<p>- مشکلات در رابطه با فعالیت جنسی/مقاربت</p>
<p>- درد مقعد، خونریزی، یبوست، بی اختیاری/ترشحات یا دفع غیر ارادی مدفوع</p>
<p><strong>مسائل مهم دیگر که به آن نپرداختیم</strong><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p>تاثیرات تجاوز بر روی خانواده</p>
<p>تاثیرات تجاوز سیاسی بر روی کودکان و نوجوانان: هنگامی که آینده را به یغما می برند.</p>
<p>انتقال عفونت های جنسی ناشی از تجاوز</p>
<p>درمان</p>
<div>
<p><strong><strong>نورایمان قهاری، دکتر روانشناس &#8211; دربارۀ </strong>شکنجۀ جنسی و تجاوز سیاسی</strong></p>
</div>
<div>
<p><strong>چهارمین گردهمائی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران. نهم تا یازدهم سپتامبر۲۰۱۱ &#8211; یوتبوری، سوئد</strong></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2260/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پایان یک اعتصاب؛ نسرین ستوده به خواسته اش رسید</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/2188/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/2188/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 Dec 2012 11:31:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2188/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/2188/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/12/nasrin-sotudeh-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="nasrin-sotudeh" /></a>تاقانون خانواده برابر: نسرین ستوده وکیل پایه یک دادگستری که ۴۹ روز در اعتصاب غدا بسر می برد بعد از رفع حکم ممنوع الخروجی دختر ۱۳ ساله خود مهراوه اعتصابش را شکست. این وکیل فعالان مدنی و سیاسی برای محقق شدن خواسته اش دست به اعتصاب غذا زد ه و اعلام کرده بود تا زمانی که این حکم...<a href="http://shabakeh.de/activities/2188/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<h2><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/12/nasrin-sotudeh.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2189" title="nasrin-sotudeh" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/12/nasrin-sotudeh-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></h2>
<p><a href="http://fair-family-law.net/spip.php?page=print&amp;id_article=8809"></p>
<p></a></div>
</div>
<div>
<div>
<p><strong>تاقانون خانواده برابر:</strong> نسرین ستوده وکیل پایه یک دادگستری که ۴۹ روز در اعتصاب غدا بسر می برد بعد از رفع حکم ممنوع الخروجی دختر ۱۳ ساله خود مهراوه اعتصابش را شکست.</p>
<p>این وکیل فعالان مدنی و سیاسی برای محقق شدن خواسته اش دست به اعتصاب غذا زد ه و اعلام کرده بود تا زمانی که این حکم برداشته نشود دست از اعتصاب غذا نمی کشد. امروز رضا خندان به همراه ده ها تن از فعالان زنان به مجلس رفتند تا با نمایندگان و رئیس مجلس صحبت کنند. تابش ، محجوب و ابوترابی نمایندگان مجلس قول مساعد برای صحبت با رئیس مجلس را به آن ها دادند.</p>
<p>سرانجام با رفع محدودیت قضایی و ممنوع الخروجی مهراوه خندان ˓نسرین ستوده اعتصاب غدایش را شکست. البته فعالان حقوق زنان در خواست انتقال نسرین را به یک کلینیک تخصصی برای مداوای او دارند. وضعیت نسرین در دو روز اخیر بسیار وخیم گزارش شده بود.</p>
<p>نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر از تاریخ ۲۶ مهرماه در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زد. او در تاریخ چهارشنبه ۱۰ آبان ماه بی آنکه دلیلی ذکر شود به سلول انفرادی منتقل شد و این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اول آذر ماه که مجددا به بند عمومی منتقل شد. اکنون ۴۲ روز از اعتصاب این وکیل در زندان اوین می گذرد در حالیکه به گفته همسرش وضعیت جسمیش به شدت وخیم است. او به خانواده اش گفته است به شرط رفع ممنوع الخروجی مهرآوه دختر ۱۲ ساله اش دست از اعتصاب بر می دارد.</p>
<p>نسرین ستوده ۱۳ شهریور ماه ۱۳۸۹ بازداشت شد و در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد اما دادگاه تجدید نظر حکم او را به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش داد</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/2188/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همایش بررسی دهه خونین ۱۳۶۷- ۱۳۵۷ در لندن /  چرا، چگونه و چه کسانی مسئولند؟</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2177/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2177/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Nov 2012 17:16:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2177/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2177/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin2-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="london-shadi-amin" /></a>این همایش جهت بررسی دهه خونین ۱۳۶۷-۱۳۵۷ و پاسخگویی به برخی سئوالات مهم از میان سئوالات متعددی که در مقابل جوانان در ایران قرار دارند برگزار می شود. رژیم جمهوری اسلامی آگاهانه و عامدانه با پنهان نمودن و وارونه کردن واقعیات تاریخی این دهه، تصویری به غایت غلط به جامعه داده است. این تصویر، ماهیت...<a href="http://shabakeh.de/news/2177/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin.jpg"></a><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin2.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2180" title="london-shadi-amin" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin2-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
این همایش جهت بررسی دهه خونین ۱۳۶۷-۱۳۵۷ و پاسخگویی به برخی سئوالات مهم از میان سئوالات متعددی که در مقابل جوانان در ایران قرار دارند برگزار می شود. رژیم جمهوری اسلامی آگاهانه و عامدانه با پنهان نمودن و وارونه کردن واقعیات تاریخی این دهه، تصویری به غایت غلط به جامعه داده است. این تصویر، ماهیت رژیم را از اکثریت جوانان که انقلاب ۵۷ را تجربه نکرده اند پنهان کرد و زمینه اعتماد به حکومت و وعده های آن، شرکت در انتخابات، حمایت از یک جناح در مقابل جناح دیگر و دنباله روی از اصلاح طلبان حکومتی را فراهم نمود.</p>
<p>از اینرو، هدف اصلی همایش بررسی و روشن کردن حقایق وقایع دهه خونین ۱۳۶۷-۱۳۵۷ و عملکرد حکومت جمهوری اسلامی در این دوره است. اما چون در این دهه، سیاست اصلی رژیم یکسره کردن انقلاب مردم و تحکیم خود از این طریق بود، اکثریت قریب به اتفاق سیاستها و نقشه هایش به سیاست نابودی انقلاب مردم گره خورد. نابودی انقلاب مردم و برقراری مجدد اختناق کامل و به طور خاص از بین بردن سازمانهای مردمی و سرکوب وحشیانه جنبشهای متعدد مردم، در سیاستهای رژیم در زندانها در سالهای ۶۷-۱۳۶۰ تمرکز یافت.</p>
<p>بنابراین، بررسی سیاستهای رژیم، مقاومت در زندانها و روشن کردن ارتباط آن با سیاست نابودی انقلاب مردم، در مرکز کار این همایش قرار دارد. در این رابطه، برای نشان دادن تصویر واقعی تر نیاز است که به برخی جوانب مهم دیگر نیز پرداخت که مهمترین آنها وضعیت جنبش مردم (مقاومت و همچنین کمبودها در بیرون زندان) است. همچنین روشن کردن عملکرد قدرتهای بزرگ و ارتباط آن با سیاست نابودی انقلاب، عرصه دیگری است که در این همایش به آن پرداخته خواهد شد.</p>
<p>در همین رابطه موضوعات بسیار مهم دیگری موجودند که به علت موضوع همایش و همچنین محدودیت وقت نمی توان به آنها دقیقا پرداخت. از جمله: خود به خودی بودن جنبش مردم و درکهای غلط درون آن؛ پراکندگی، جوان و بی تجربه بودن سازمانهای مردمی؛ عدم شناخت کافی از جامعه و کپیه برداری از انقلابات دیگر؛ عدم شناخت کافی از دوستان و دشمنان مردم؛ نداشتن تحلیل صحیح از اوضاع و تغییرات آن و &#8230; را می توان نام برد. به امید آنکه در همایش های بعد به برخی از این موضوعات و موضوعات مهم دیگر پرداخته شود.</p>
<p>برنامه همایش</p>
<p>شنبه ۱۷ نوامبر</p>
<p>تقابل حکومت با انقلاب ۵۹-۱۳۵۷</p>
<p>گرداننده نشست ها: شادی امین</p>
<p>نشست اول: تقابلات انقلاب مردم با حکومت</p>
<p>۱۲:۳۰-۱۱ سه سخنرانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: انقلاب ۵۷ و برقراری حکومت جمهوری اسلامی (آرمان کوشا)</p>
<p>چرا در ایران انقلاب شد؟ خواسته های مردم چه بودند؟ ماهیت جریان خمینی چه بود وچگونه این جریان توانست خود را به عنوان رهبری انقلاب جا بزند؟ چرا قیام ۲۲ بهمن برخلاف توافقات پنهانی خمینی با قدرتهای خارجی بود؟ با این وجود، چرا جریان خمینی حکومت را بدست گرفت و نه مردم؟</p>
<p>سخنرانی دوم: تقابلات اولیه انقلاب مردم با حکومت جمهوری اسلامی (بهرام رحمانی)</p>
<p>چرا و چگونه پس از قیام بهمن جنبشهای اقشار و طبقات مردم به سرعت رشد نمودند؟ چرا و چگونه حکومت جمهوری اسلامی از ابتدا به سرکوب جنبشها به ویژه مبارزات زنان و خلقها پرداخت؟ مردم چگونه مقاومت کردند؟ چرا رژیم فعالین سیاسی مُجرّب را ترور کرد؟</p>
<p>سخنرانی سوم: &#8220;انقلاب فرهنگی&#8221; و مقاومت مردم (ایرج مصداقی)</p>
<p>چرا رژیم طرح انقلاب فرهنگی را اجرا نمود و دانشجویان، استادان و مردم چگونه مقاومت کردند؟</p>
<p>۱:۳۰- ۱۲:۳۰ پرسش و پاسخ و بحث آزاد</p>
<p>تنفس: ۲:۳۰- ۱:۳۰</p>
<p>جنگ یا انقلاب؟ ۶۰- ۱۳۵۹</p>
<p>نشست دوم: تدارک حکومت جهت تعیین تکلیف با انقلاب مردم</p>
<p>۴:۰۰-۲:۳۰ سه سخنرانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: گرهگاه تاریخی ۶۰-۱۳۵۹ (بهرام رحمانی)</p>
<p>خصوصیات شکل گیری گرهگاه ۶۰-۱۳۵۹ چه بودند؟ چرا حکومت جمهوری اسلامی خواهان آغاز جنگ با عراق بود؟ جنگ با عراق چه تاثیراتی به روی مبارزات مردم و جامعه گذاشت؟</p>
<p>سخنرانی دوم: نقش حکومت جمهوری اسلامی (آرمان کوشا)</p>
<p>نقش ارگانهای نظامی، امنیتی و تبلیغاتی رژیم و جناحهای درون حکومت و به ویژه خمینی، منتظری، رفسنجانی، خامنه ای، موسوی، خاتمی و کروبی جهت تدارکِ یورش نهایی به جنبشهای مردم چه بودند؟ چگونه سازمان زندانها به سرعت گسترش یافت و چرا سیاست برخورد به زندانیان سیاسی متحول شد؟</p>
<p>سخنرانی سوم: نقش قدرتهای خارجی (ایرج مصداقی)</p>
<p>نقش قدرتهای خارجی، مناسباتشان با رژیم، دستگاههای تبلیغاتی آنان و همچنین سازمان ملل و ارگانهای حقوق بشری چه بودند؟</p>
<p>۵:۰۰- ۴:۰۰ پرسش و پاسخ و بحث آزاد</p>
<p>۶:۰۰- ۵:۰۰ تنفس</p>
<p>قتل عام زندانیان سیاسی و نسل کُشی ۶۲- ۱۳۶۰</p>
<p>نشست سوم: یورش نهایی رژیم به انقلاب مردم</p>
<p>۸:۰۰- ۶:۰۰ چهار سخنرانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: تابستان سال ۱۳۶۰ (آرمان کوشا)</p>
<p>چرا و چگونه حکومت جمهوری اسلامی حمله نهایی خود را به انقلاب مردم آغاز کرد؟ وضعیت مبارزات مردم به ویژه سازمانهای سیاسی چه بود؟ چرا رژیم سازمانهای سیاسی ی مردمی را در مرکز حملات خود قرار داد؟ چرا حکومت قادر شد انقلاب مردم را شکست دهد؟</p>
<p>سخنرانی دوم: اوج سرکوب (ایرج مصداقی)</p>
<p>سیاستهای رژیم در بیرون و درون زندان چه بودند و در مقابل، روحیه و مقاومت مردم چگونه بود؟ چرا حکومت، کشتار جوانان را مرتبا اعلان می نمود؟ وضعیت زندانها و زندانیان سیاسی چگونه بود؟ ابعاد دستگیری، شکنجه و اعدام چه بود؟</p>
<p>سخنرانی سوم: یورش نهایی رژیم به زنان (شادی امین)</p>
<p>چرا و چگونه حکومت جمهوری اسلامی به سرکوب جنبش زنان پرداخت؟ زنان چگونه مقاومت کردند؟ وضعیت جنبش زنان در بُرش یورش نهایی رژیم به انقلاب مردم چه بود؟ ابعاد دستگیری، شکنجه و اعدام زنان چه بود؟ زندانیان سیاسی زن چگونه مقاومت می کردند؟</p>
<p>سخنرانی چهارم: نقش دولت موسوی و شخص او (بهرام رحمانی)</p>
<p>چرا رژیم دست به نسل کُشی زد؟ نقش سران حکومت جمهوری اسلامی به ویژه دولت موسوی و شخص او در این نسل کُشی چه بود؟ چرا رژیم پیشنهاد صلح عراق را نپذیرفت و ارتباط آن با سرکوب در داخل چه بود؟</p>
<p>۸:۳۰- ۸:۰۰ پرسش و پاسخ</p>
<p>۹:۰۰- ۸:۳۰ تنفس</p>
<p>۱۰:۰۰- ۹:۰۰ نتیجه گیری توسط سخنرانان (هر کدام به مدت ۱۵ دقیقه)</p>
<p>یکشنبه ۱۸ نوامبر</p>
<p>ادامه کشتار نسل انقلاب ۶۴- ۱۳۶۲</p>
<p>گرداننده نشست ها: شادی امین</p>
<p>نشست اول: ادامه جنگ و کشتار زندانیان سیاسی</p>
<p>۱۲:۳۰-۱۱ سه سخنرانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: اوضاع کشور (بهرام رحمانی)</p>
<p>اقتصاد جنگ در کشور چگونه سازماندهی شد و ادامه جنگ به نفع کدامین نیروهای داخلی و خارجی بود؟ ادامه جنگ چه تاثیراتی بر زندگی مردم در کُل کشور و در مناطق جنگ زده داشت؟ ابعاد پناهندگان سیاسی در خارج از کشور چه بود؟ ماجرای ایران گِیت چه بود؟</p>
<p>سخنرانی دوم: مبارزات مردم و وضعیت حکومت (آرمان کوشا)</p>
<p>مقاومت در کردستان، مبارزات مردم از جمله مبارزات خانواده های جانباختگان و زندانیان سیاسی و همچنین مبارزات پناهندگان سیاسی در خارج از کشور در چه وضعیتی قرار داشت؟ چرا دولت موسوی در این بُرش حجاب اسلامی را در ادارات اجباری نمود؟ تضادهای مهم جناحهای درون حکومت به ویژه بین باند خمینی و باند منتظری به سر چه مواردی بودند؟</p>
<p>سخنرانی سوم: مقاومت در زندانها (ایرج مصداقی)</p>
<p>وضعیت زندانیان سیاسی و مقاومت آنان چه ابعادی داشت و چرا کشتار ادامه یافت؟ واکنش قدرتهای خارجی به کشتار زندانیان سیاسی چه بود؟ چرا و چگونه سیاست رژیم در زندانها تغییر نمود؟ هدف از این تغییر و تاثیرات آن بر وضعیت زندانها و واکنش زندانیان سیاسی چه بودند؟</p>
<p>۱:۳۰- ۱۲:۳۰ پرسش و پاسخ و بحث آزاد</p>
<p>تنفس: ۲:۳۰- ۱:۳۰</p>
<p>تدارک برای قتل عام مجدد زندانیان سیاسی ۶۷- ۱۳۶۴</p>
<p>نشست دوم: تدارک برای قتل عام زندانیان سیاسی</p>
<p>۴:۰۰- ۲:۳۰ سه سخنزانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: بحران سیاسی- اقتصادی (آرمان کوشا)</p>
<p>چرا تضادهای باند خمینی با باند منتظری تشدید شد و دیگر باندهای حکومت طرف خمینی را گرفتند؟ کاهش شدید قیمت نفت چه تاثیراتی بر اقتصاد جنگ و زندگی مردم داشت؟</p>
<p>سخنرانی دوم: جنگ با عراق و جنگ نفتکشها (بهرام رحمانی)</p>
<p>خصوصیات درماندگیِ حکومت جمهوری اسلامی در جنگ با عراق چه بودند؟ این درماندگی چه تاثیراتی بر جامعه داشت؟ جنگ نفتکشها چه بود و چرا آمریکا فشارهای خود را بر حکومت جمهوری اسلامی افزایش داد؟</p>
<p>سخنرانی سوم: مقاومت در زندانها و مبارزات مردم (ایرج مصداقی)</p>
<p>مقاومت زندانیان سیاسی چگونه بود و چرا کشتار ادامه یافت؟ واکنش قدرتهای خارجی به ادامه کشتار زندانیان سیاسی چه بود؟ چرا و چگونه سیاست رژیم و سازماندهی در زندانها دوباره تغییر نمود و و واکنش زندانیان سیاسی چه بود؟</p>
<p>۵:۰۰- ۴:۰۰ پرسش و پاسخ و بحث آزاد</p>
<p>۶:۰۰- ۵:۰۰ تنفس</p>
<p>قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷</p>
<p>نشست سوم: علل قتل عام زندانیان سیاسی</p>
<p>۷:۳۰- ۶:۰۰ سه سخنرانی (هر کدام به مدت ۳۰ دقیقه)</p>
<p>سخنرانی اول: اوضاع جامعه و سیاست قتل عام (آرمان کوشا)</p>
<p>اوضاع جامعه در سال ۱۳۶۷ چه بود؟ چرا حکومت جمهوری اسلامی مجبور به پذیرش صلح با عراق شد؟ نقشه قتل عام زندانیان سیاسی از چه زمانی ریخته شده بود؟ چرا رژیم دست به قتل عام زندانیان سیاسی زد؟</p>
<p>سخنرانی دوم: مسئولین قتل عام (ایرج مصداقی)</p>
<p>چه کسانی مسئولین اصلی و آمر قتل عام زندانیان سیاسی هستند؟ نقش دولت موسوی و شخص او چه بود؟ واکنش قدرتهای خارجی، سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشر به قتل عام چه بودند؟</p>
<p>سخنرانی سوم: تاثیرات قتل عام و راهکار (بهرام رحمانی)</p>
<p>تاثیرات قتل عام زندانیان سیاسی بر جامعه چه بوده است؟ چرا رژیم تا کنون سعی در پنهان نگاهداشتن آن داشته است؟ اکنون چه باید کرد؟</p>
<p>۸:۳۰ &#8211; ۷:۳۰ پرسش و پاسخ و بحث آزاد</p>
<p>۹:۰۰ &#8211; ۸:۳۰ تنفس</p>
<p>۱۰:۰۰- ۹:۰۰ نتیجه گیری توسط سخنرانان (هر کدام به مدت ۱۵ دقیقه)</p>
<p>مکان : دانشگاه سوآز لندن، سالن جی ۲</p>
<p>SOAS, University of London<br />
Thornhaugh Street<br />
Russell Square<br />
London WC1H 0XG</p>
<p>Russell Square نزدیک ترین ایستگاه قطار</p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin4.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2183" title="london-shadi-amin" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/11/london-shadi-amin4.jpg" alt="" width="679" height="960" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2177/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتصاب غذا در بند زنان و جای خالی عکس راحله ذکایی &#8211; مریم حسین‌خواه</title>
		<link>http://shabakeh.de/prison/2167/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/prison/2167/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Nov 2012 12:18:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2167/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/prison/2167/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/377965_z6lythrq.jpg?1351934109" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>شنبه, ۰۸/۱۳/۱۳۹۱ &#8211; ۱۱:۰۵ مریم حسین‌خواه &#8211; ۹ نفر از زنان زندانیان سیاسی از روز چهارشنبه دهم آبان‌ ماه (۳۱ اکتبر) در اعتراض به رفتار «توهین‌آمیز» ماموران زندان دست به اعتصاب غذا [۱] زده‌اند. در همه عکس‌ها و پوستر‌هایی که در این چند روز از این زنان منتشر شده٬ اما فقط عکس هشت نفر از آنها دیده...<a href="http://shabakeh.de/prison/2167/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>شنبه, ۰۸/۱۳/۱۳۹۱ &#8211; ۱۱:۰۵</div>
<div>
<div>
<div>
<div><img src="http://radiozamaneh.com/sites/default/files/377965_z6lythrq.jpg?1351934109" alt="" width="250" height="166" /></div>
</div>
</div>
<p>مریم حسین‌خواه &#8211; ۹ نفر از زنان زندانیان سیاسی از روز چهارشنبه دهم آبان‌ ماه (۳۱ اکتبر) در اعتراض به رفتار «توهین‌آمیز» ماموران زندان دست به <a href="http://radiozamaneh.com/news/iran/2012/11/01/21300">اعتصاب غذا</a> [۱] زده‌اند. در همه عکس‌ها و پوستر‌هایی که در این چند روز از این زنان منتشر شده٬ اما فقط عکس هشت نفر از آنها دیده می‌شود.</p>
<p>نفر نهم٬ در هیچکدام از عکس‌ها نیست و در هیچ جست‌وجوی اینترنتی‌ عکسی از او پیدا نمی‌شود. در بعضی‌ خبرها در کنار نام او نوشته شده است: «زندانی گمنام».</p>
<p>در دو پوستری هم که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌چرخد و در کنار عکس آن هشت زن دیگر٬ قاب خالی به یاد نفر نهم گذاشته شده و زیر آن نوشته شده است: راحله ذکایی.</p>
<p><strong>پنجشنبه٬ اول آذرماه ۱۳۸۶- بند نسوان زندان اوین</strong></p>
<p>راحله ذکایی را نخستین‌بار٬ پنج سال پیش در جریان بازداشتم به خاطر فعالیت در گروه‌های مدافع حقوق زنان دیدم. تولد یکی از زندانی‌های بند مالی بود و هم‌اتاقی‌هایش برایش سورپرایز پارتی گرفته بودند با دو کیک صبحانه نیلو که شهلا جاهد برایشان کنار گذاشته بود و ۲۲ پفک که به جای شمع داخل کیک فرو کرده بودند. اتاق سه از همه اتاق‌ها کوچک‌تر بود با چهار تخت سه طبقه برای ۹ زندانی. آن شب اما بیشتر از ۲۰ نفر در اتاق بودند. تشت رخت‌شویی وکیل بند شده بود تنبک و دختری که دیشب بازداشت شده بود٬ آواز می‌خواند. هرچند دقیقه یکبار یکی می‌رفت وسط اتاق می‌رقصید و بعد انگار که دیوارهای زندان روی‌شان سنگینی کند، یک دفعه همه ساکت می‌شدند.</p>
<blockquote><p>اسم راحله ذکایی در کنار هشت زنی که در بند سیاسی زندان اوین اعتصاب غذا کرده‌اند٬ منتشر شده است، اما  او همچنان «زندانی گمنامی است» که هیچکس خبری از او ندارد٬ نمی‌داند به چه اتهامی آنجاست٬ نمی‌داند از کجا آمده و هیچ عکسی از او نیست</p></blockquote>
<p>راحله را اولین‌بار آنجا دیدم؛ با موهای لخت کوتاه، روی سپید و چشمان درشت مشکی که رد خودزنی و خالکوبی‌ جای سالم روی دست‌هایش نگذاشته بود.</p>
<p>جشن تولد که با توبیخ زندانبان و خاموش‌شدن چراغ‌های بند٬ تمام شد٬ راحله آمد کنارم و اشاره کرد به کتابی که دستم بود: «آجی میشه یه دقیقه این کتابت را ببینم؟»</p>
<p>گفتم: «شعر دوست داری؟ کتاب فروغ فرخ زاده، یک شاعر زن که وقتی خیلی جوان بود تصادف کرد و مرد.»</p>
<p>کتاب را گرفت دستش و شروع کرد به از حفظ خواندن «تولدی دیگر» فروغ:</p>
<p>همه هستی من آیه تاریکی‌‏ست</p>
<p>که ترا در خود تکرارکنان</p>
<p>به سحرگاه شکفتن‌‏ها و رستن‌‏های ابدی خواهد برد</p>
<p>&#8230;</p>
<p>کتاب فروغ تنها چیزی بود که مخفیانه با خودم به زندان برده بودم. راحله هم عاشق فروغ بود و بیشتر از من شعرهایش را حفظ بود. همان شب با هم رفیق شدیم. زن‌ها که یکی یکی برگشتند به سلول‌شان٬ زیر نور لامپ کم‌سوی همیشه روشن راهرو نشستیم به تعریف کردن قصه‌های زندگی‌مان.</p>
<p>۲۴ سالش بود و شنیده بودم که اتهامش «سرقت مسلحانه» است. خودش می‌گفت که دایی‌هایش سرقت مسلحانه می‌کردند و او را از ۱۱ سالگی به عنوان «پوشش» با خودشان می‌بردند که کسی به آنها مشکوک نشود.</p>
<p><img src="http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raheleh.jpg" alt="" /></p>
<p>۱۳ ساله بوده که به یکی از سردسته‌های اشرار مرز ایران و پاکستان شوهرش دادند. خشن بود و قلدر و راحله را از هر چه مرد بود ترساند و بیزار کرد. شوهرش چند سال بعد در یک درگیری مسلحانه کشته شد و برای راحله پسری ماند که موقع بازداشتش٬ فقط یک سال داشت. بعد از مرگ شوهر٬ دوباره به خانه پدرش برگشت و مجبور بود که در هنگام سرقت‌های مسلحانه همراه دایی‌هایش باشد.</p>
<p>یک‌بار که از این ماجرا می‌گفت٬ پرسیدم: «نمی‌شد که نمی‌رفتی، یا فرار می کردی؟»</p>
<p>با تلخندی نگاهم کرد و جواب داد: «سرم را می‌بریدند. تازه گیرم که فرار هم می‌کردم بچه‌ام را چکار می‌کردم؟»</p>
<p>راحله  ذکایی سال ۱۳۸۱ هنگامی که ۱۹ سال داشت  به اتهام «مشارکت در سرقت مسلحانه» در مشهد بازداشت شده بود و حکمش چهار سال زندان بود. بعدتر٬ وقتی که در وسائل یکی از هم‌بندی‌هایش٬ مواد مخدر پیدا می‌کنند و مقدارش آنقدر بوده که حکم اعدام برایش صادر شود٬ راحله بخشی از آن را بر عهده می‌گیرد تا او را از اعدام نجات دهد. بهای این تصمیم اضافه شدن ده سال دیگر حبس به حکم راحله بود. خودش اما می‌گفت که این کار را برای رفاقت کرده و «رفاقت بهایی دارد»؛ بهایی که راحله پرداخت، اما خیلی سنگین بود و سنگین‌تر شد وقتی که دوباره در بساط همبندی‌اش کراک پیدا کردند و اعدام شد.</p>
<p>بعد از آن بود که راحله هم به مواد مخدر پناه برد تا به قول خودش غمش سبک شود. می‌گفت: «غم که داشته باشی، راه فرار که نداشته باشی، ظرف ده دقیقه هر مواد مخدری بخواهی که کف دستت باشد، کشیدن مواد ساده‌ترین راه تحمل نکبتی است که دچارش شده‌ای.»</p>
<p>آن موقع که دیدمش تازه ترک کرده بود. به قول خودش با بدبختی و فقط به خاطر عسل و پسرش.</p>
<p>عسل٬ دختر پنج ساله خواهرش بود. خواهری که شوهرش هم جرم راحله بود و چند سال پیش اعدامش کرده بودند. بعد از اعدام او هم خواهرش خودکشی کرده بود و مانده بود عسل که حالا در خانه خواهر ۲۰ ساله راحله بود. خواهری که تازه ازدواج کرده بود و علاوه بر عسل٬ پسر هفت ساله راحله و خواهر و برادر دوقلوی ۱۱ ساله خودش را هم سرپرستی می‌کرد.</p>
<blockquote><p>راحله  ذکایی سال ۱۳۸۱ هنگامی که ۱۹ سال داشت  به اتهام «مشارکت در سرقت مسلحانه» در مشهد بازداشت شده بود و حکمش چهار سال زندان بود. بعدتر٬ وقتی که در وسائل یکی از هم‌بندی‌هایش٬ مواد مخدر پیدا می‌کنند و مقدارش آنقدر بوده که حکم اعدام برایش صادر شود٬ راحله بخشی از آن را بر عهده می‌گیرد تا او را از اعدام نجات دهد. بهای این تصمیم اضافه شدن ده سال دیگر حبس به حکم راحله بود</p></blockquote>
<p>از پسرش چیزی نمی‌گفت. موقع بازداشت او فقط یک سال داشته و بیشتر از دلتنگی برای پسری که شش سال از دیدنش محروم بود٬ نگران نزدیک شدن سن مدرسه رفتنش بود و غم این را می‌خورد که پسرک شناسنامه ندارد و کسی هم نیست که پیگیر کارش باشد.</p>
<p>خواهر ۲۰ ساله‌اش همین که چهارتا بچه قد و نیم قد را بزرگ می‌کرد هنر کرده بود و دیگر نمی‌توانست از مشهد به ملاقات راحله بیاید که پسرش را ببیند یا دنبال کارهای اداری باشد که قدم اولش وکالت داشتن از راحله بود.</p>
<p>تمام این سال‌های زندان را راحله بدون ملاقاتی سر کرد بود. ملاقات در زندان اوین فقط به معنای دیدن نزدیکان و کمتر شدن دلتنگی نیست. معنای مهم‌تر ملاقاتی داشتن٬ گرفتن کمی پول برای خرید مایحتاج اولیه زندگی در زندان است. با اینکه همه زندانی‌ها سهمیه صبحانه و ناهار و شام دارند٬ ‌اما وضعیت غذای زندان به قدری بد است که اگر زندانی‌ها فقط با همان جیره روزانه سر کنند و پولی برای خرید کمی میوه و شیر از فروشگاه زندان نداشته باشند٬ خیلی زود از پا می‌افتند.</p>
<p>زندانی‌های بی‌ملاقاتی مثل راحله٬ معمولاً کارگری زندانی‌های دیگر را می‌کردند و در ازای شستن ظرف و لباس‌ها یا صف‌های چندین و چند ساعته در فروشگاه زندان٬ مقدار کمی میوه و شیر و ماست یا تن ماهی می‌گرفتند. راحله اما به جای کارگری٬ به کارگاه عروسک‌سازی می‌رفت. درآمد کارگری بیشتر از کارگاه بود و کارش هم کمتر. راحله اما کارگاه را ترجیح می‌داد تا به قول خودش از بند فرار کند. بعد از اعتیادش از فضای داخل بند گریزان بود. غصه‌هایش سرجایشان بودند. مواد مخدر هم هنوز فراوان و در دسترس و می‌ترسید که دوباره گرفتار می‌شود. کارگاه عروسک‌سازی زندان شده بود پناهگاهش. در ازای هر ماه از صبح تا عصر کار کردن ۱۰ هزار تومان می‌گرفت و عصرها هم که از کارگاه برمی‌گشت٬ به کتابخانه می‌رفت تا برای شب بیداری‌هایش کتاب بگیرد. همه کتاب‌های به درد بخور کتابخانه اوین را خوانده بود و چند وقتی بود که به دوباره‌خوانی افتاده بود. می‌گفت کتاب‌های هری پاتر را چهاربار خوانده است و حسرت خواندن جلد تازه و دیدن فیلمش را دارد.</p>
<blockquote><p>راحله تمام این سال‌های زندان را راحله بدون ملاقاتی سر کرد بود. ملاقات در زندان اوین فقط به معنای دیدن نزدیکان و کمتر شدن دلتنگی نیست. معنای مهم‌تر ملاقاتی داشتن٬ گرفتن کمی پول برای خرید مایحتاج اولیه زندگی در زندان است</p></blockquote>
<p>جوان بود، خیلی جوان. دست‌های پر از خالکوبی و رد خودزنی‌اش را که نمی‌دیدی باورت نمی‌شد که حتی ۲۴سال داشته باشد. چشم‌هایش پر از شور زندگی بود، قبل از آنکه دوباره معتاد شود.</p>
<p>یک شب وقتی که از دلیل بازداشتم پرسید٬ برایش از کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز گفته بودم و زنانی که آن سوی دیوار تلاش می‌‌کنند تا شاید قوانین تغییر کنند و کمی عادلانه‌تر شوند. همه را مو به مو گوش کرد و شنیده بودم که  چند روز بعد برای زن‌های زندانی از کمپین  و تلاش برای حقوق زنان گفته است. روزی که مجلس تصویب برابری ارث زن و شوهر را تصویب کرد٬ هنوز زندان بودم. تازه از بازجویی برگشته بودم که اول صدای هورا و کف زدن زن‌ها را از بند پایین شنیدم و بعد راحله را دیدم که دوان دوان از پله ها بالا آمد و گفت مژده بده خبر خوب دارم.</p>
<p>نگاه مات و مبهوتم را که دید منتظر سئوال من نشد و با ذوقی کودکانه گفت: «الان اخبار اعلام کرد می‌خوان قانون ارث را درست کنن که ارث زن و شوهر برابر بشه. قبلش داشتم برای زن‌های اتاقمون از کمپین می‌گفتم و همه‌شون می‌گفتن برو بابا مگه این قانون‌ها عوض بشو هستن که یه دفعه اخبار اینو گفت و همه هورا کشیدن.»</p>
<p>بعد با امیدی که خیلی وقت بود توی چشمانش ندیده بودم٬ نگاهم کرد و پرسید: «آجی از اون بیانیه‌هاتون نداری ما هم امضا کنیم؟»</p>
<p>همان روزها بود که شروع کرد به درس خواندن و گفت می‌خواهد جای خالکوبی‌ها را از دستش پاک کند. شنیده بود که شاید به بعضی زندانی‌ها عفو بخورد و وسوسه «بیرون» افتاده بود به جانش. خواسته بود که برایش کتاب‌های درسی بفرستند، تا دوم راهنمایی بیشتر مدرسه نرفته بود. بعد از آن را تا دوم دبیرستان٬ شبانه و دور از چشم شوهر و دایی‌هایش خوانده بود و امتحان داده بود. دلش می‌خواست کار پیدا کند و پسر خودش و دختر خواهرش و خواهر و برادر دو قلویش را بزرگ کند. می گفت عسل، فقط پنج سال دارد اما آنقدر شیطان است که خواهرم از پسش برنمی‌آید. شوهر خواهرش عسل را فرستاده خانه دایی‌هایش. می‌ترسید مثل عسل را هم ببرند دزدی. می‌ترسید معتادش کنند.</p>
<p>وسط این حرف‌ها یکدفعه بلند می‌شد و می‌رفت. می‌گفت: «همه این‌ها یک مشت خیالبافیه بیخوده».</p>
<p>می‌گفت: «ده سال دیگه که آزاد بشم، یه زن ۳۴ ساله بی‌سواد و بیکار هستم که حتی نمی‌تونه شکم پسر ۱۶ ساله‌اش را سیر کنه. تازه اگه تا اونموقع من هنوز یادش باشم.»</p>
<p>می گفت: «سرنوشت ما هم اینطوریه دیگه. زیاد غصه نمی‌‌خورم.عادت کرده‌ام به زندان. اصلاً یادم رفته بیرون چه جوری بود. نمی دونم اگه برم بیرون باید چکار کنم.»</p>
<blockquote><p>شنیده بود که شاید به بعضی زندانی‌ها عفو بخورد و وسوسه «بیرون» افتاده بود به جانش. خواسته بود که برایش کتاب‌های درسی بفرستند، تا دوم راهنمایی بیشتر مدرسه نرفته بود. بعد از آن را تا دوم دبیرستان٬ شبانه و دور از چشم شوهر و دایی‌هایش خوانده بود و امتحان داده بود. دلش می‌خواست کار پیدا کند و پسر خودش و دختر خواهرش و خواهر و برادر دو قلویش را بزرگ کند</p></blockquote>
<p>چند هفته بعد راحله را در راستای طرح تفکیک جرایم٬از بند زندانیان مالی که فضای نسبتا امن‌تری داشت و کسی آنجا علنا مواد مخدر مصرف نمی‌کرد٬ به بند مجرمان مربوط به مواد مخدر و سرقت فرستادند که در همه اتاق‌ها بساط مصرف مواد رسما پهن بود و بیشتر از نیمی از ساکنان هر اتاق ۳۵ نفره بمعتاد بودند. هرچه راحله و دیگران گفتند که او تازه ترک کرده و در شرایط آن بند امکان بازگشتش به اعتیاد زیاد است٬ صدایشان شنیده نشد. هنوز دو هفته نشده٬ راحله کم‌کم مصرف مواد مخدر را از سر گرفت. این بار کراک می‌کشید. ناامیدتر از قبل شده بود و توانش برای مبارزه کمتر. بندمان جدا شده بود و زیاد نمی‌دیدمش٬ اگر هم دیداری بود آن راحله قبل با چشمانی که گهگاه از امید می‌درخشید نبود. کتاب‌ها را کنار گذاشته بود و اغلب خمار بود. یک‌بار که همه عزمم را جمع کردم و خواستم با او حرف بزنم نگاهی عاقل اندر سفیه کرد و گفت: «چی را می‌تونم عوض کنم؟ می‌دونی هشت سال زندان یعنی چی؟ می‌دونی اگه برگردم دوباره باید برم توی همون خونه و مجبورم که برم دزدی یا قاچاق. یه زن تنهای معتاد که نه درس خونده نه کاری بلده گیرم هم که آزاد بشه چکار می‌خواد بکنه اون هم با یک پسربچه‌ای که نمی‌دونم اون موقع چند سالشه&#8230;»</p>
<p>اینها را گفت و راهش را کشید و رفت و دیگر ندیدمش تا روز آزادی‌ام. حالش خوب نبود. ابروهایش را تراشیده بود، اما چشمانش هنوز کورسویی از امید داشت٬ امیدی که دوباره راحله را از اعتیاد جدا کرد و کتاب‌های درسی و قلم نقاشی را توی دستانش گذاشت. اینها را از کسانی که بعد از من زندان رفتند و آزاد شدند شنیدم. آخرین خبرم از او اما تبعیدش به زندان یک شهرستان کوچک بود و دیگر هیچ خبری از او نداشتم.</p>
<p>فکرش اما در تمام این پنج سال همیشه زندان  با من بود. شاید به خاطر اینکه هم‌سن خواهرم بود و همیشه به این فکر می‌کردم که می‌شد با ان همه استعداد و عشق به زندگی٬ حال و روز دیگری داشته باشد. شاید به خاطر دلبستگی مشترک‌مان به فروغ. شاید به خاطر رویاهایش&#8230; نمی‌دانم.</p>
<p>بار آخری که دیدمش کتاب فروغم را به او دادم و برایش نوشتم: «به امید روزهایی که شاید روشن باشند و آزاد.» کتاب را گرفت. نوشته‌ام را خواند و آرام زمزمه کرد: شاید&#8230;..</p>
<p><strong>پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۲- دوبلین</strong></p>
<p>سپتامبر بود و آفتاب دابلین هنوز آنقدر جان داشت که بشود بساط صبحانه را روی در بالکن چید. با دوستی که خواهرش تازه از زندان آزاد شده بود نان و پنیر لقمه می‌گرفتیم و برایم تعریف‌های خواهرش از بند سیاسی زنان اوین را می‌گفت.</p>
<p>خواهرش بیشتر از همه زندانی‌هایی که از دور و نزدیک می‌شناختم‌شان٬ از دختری تعریف کرده بود که برایش حکم اعدام بریده بودند. می‌گفت که دخترک عاشق فروغ بود و دلش می‌خواسته زبان انگلیسی یاد بگیرد؛ که هیچ ملاقاتی نداشت؛ که خیلی بامعرفت و شوخ‌طبع بود.</p>
<p><img src="http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/416923_4025706335418_845170484_n.jpg" alt="" /></p>
<p>من یاد راحله افتاده بودم. گفتم من هم یک زندانی را در بند عمومی می‌شناختم که خیلی شبیه این خانم بود٬ البته او سیاسی نبود. تا بخواهم بپرسم که راستی اسم این دوست خواهرت چه بود٬ پیش‌دستی کرد و گفت اتفاقاً راحله هم اولش بند عمومی بوده.</p>
<p>- راحله؟ اسمش راحله بوده؟</p>
<p>یعنی این زنی که حکم اعدام برایش صادر شده بود راحله بود. راحله‌ای که هیچکس خبری از او نداشت و نمی‌دانستم پشت کدام دیوار حبس می‌کشد؟</p>
<p>نشانی‌های بیشتر که داد مطمئن شدم خودش است. فهمیدم که محکوم به اعدام شده بود و خبرش هیچ جا منتشر نشده بود. فهمیدم که در اعتراض به این حکم واهی و ناعادلانه اعتصاب غذا کرده بود و لبانش را دوخته بود و هیچکس‌ خبردار نشده بود.</p>
<p>گفت: «روزهای اول پس از ناآرامی‌های انتخابات ۸۸ که هنوز زنان فعال سیاسی و مدنی بازداشت شده را به بند عمومی می‌بردند٬ راحله به خاطر محدودیت‌های آنها در تماس تلفنی با خانواده‌هایشان گاه کمک‌شان کرده بود و همین شده بود بهانه اتهام محاربه و صدور حکم اعدام برای او. گفته بودند که به زندانی‌های مرتبط با سازمان مجاهدین کمک کرده‌ای و حتماً با آنها ارتباط داری.»</p>
<p>بعد از اینکه راحله در اعتراض به این حکم لب‌هایش را دوخت و اعتصاب غذا کرد٬ حکمش را به یک سال حبس تعزیری تقلیل دادند و حالا او در بند زندانیان سیاسی اوین است. بی‌آنکه خبری از او در جایی آمده باشد. به چند نفر در ایران ایمیل زدم٬ آنجا هم کسی خبری از راحله نداشت و نمی‌دانست که تا پای حکم اعدام رفته است.</p>
<p>حالا بعد از چند ماه بی‌خبری٬ اسم راحله ذکایی در کنار هشت زنی که در بند سیاسی زندان اوین اعتصاب غذا کرده‌اند٬ منتشر شده است، اما  او همچنان «زندانی گمنامی است» که هیچکس خبری از او ندارد٬ نمی‌داند به چه اتهامی آنجاست٬ نمی‌داند از کجا آمده و هیچ عکسی از او نیست.</p>
<p>راحله نه یک فعال شناخته شده حقوق بشر بوده٬ نه یک روزنامه‌نگار معروف٬ نه وابسته به حزب و گروهی سیاسی یا مدنی و نه خانواده‌ای دارد که صدایش باشند.</p>
<p>جای خالی عکس راحله در پوسترهای زنان اعتصاب‌کننده دست به دست می‌چرخد و گاه حتی همان قاب خالی نیز حذف می‌شود. و او انگار نماد همه زنان و مردانی باشد که در این سال‌ها و همه سال‌های قبل از آن به زندان رفتند٬ محاکمه شدند٬ اعدام شدند و هیچ گاه نه عکسی از آنها جایی دیده شد و نه صدایشان را شنیدیم.</p>
<p>زنان و مردانی که پابه پای دیگران هزینه دادند٬ اما هیچ گاه صدایشان شنیده نشد و رقمی شدند در آمار بازداشت‌شدگان و اعدام‌شدگان بی‌شمار این سال‌ها.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/prison/2167/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک نماینده پارلمان آلمان مادرخوانده هنگامه شهیدی شد</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2120/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2120/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Aug 2012 18:26:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2120/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2120/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/08/zapf-2-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="zapf-2" /></a>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی- یک نماینده پارلمان آلمان، مادرخواندگی هنگامه شهیدی را پذیرفت و در نخستین اقدام، در حوزه انتخابیه خود در افنباخ، در میان مردم حاضر شد و اقدام به جمع آوری امضا در حمایت از هنگامه شهیدی و سایر فعالان سیاسی و مدنی ایران که در زندان یا تحت فشار هستند کرد....<a href="http://shabakeh.de/news/2120/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/08/zapf-2.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2122" title="zapf-2" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/08/zapf-2-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
</strong></p>
<p>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی- یک نماینده پارلمان آلمان، مادرخواندگی هنگامه شهیدی را پذیرفت و در نخستین اقدام، در حوزه انتخابیه خود در افنباخ، در میان مردم حاضر شد و اقدام به جمع آوری امضا در حمایت از هنگامه شهیدی و سایر فعالان سیاسی و مدنی ایران که در زندان یا تحت فشار هستند کرد.</p>
<p>به نوشته روزنامه آلمانی &#8220;روند شاو&#8221;، &#8220;اوتا ساپف  (Uta Zapf) که حوزه نمایندگیش در شهر افنباخ است، در روز سوم فوریه امسال مادرخواندگی هنگامه شهیدی ژورنالیست و کنشگر ایرانی را عهده دار شد.&#8221;</p>
<p>در ادامه این گزارش آمده است:</p>
<p>&#8220;جامعه بین المللی حقوق بشر که برای آزادی زندانیان سیاسی در سراسر جهان و به ویژه در ایران، چین، کوبا و کشورهای مستقل مشترک المنافع  فعالیت می کند، از خانم ساپف تقاضای حمایت در این مورد نمود که وی نیز موافقت خود را برای همگامی اعلام کرد.<br />
<a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/08/zapf1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2124" title="zapf" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/08/zapf1-208x300.jpg" alt="" width="208" height="300" /></a></p>
<p><a href="http://www.igfm.de/index.php?eID=tx_cms_showpic&amp;file=uploads/pics/201281-Mahnwache-OF.jpg&amp;width=800m&amp;height=600m&amp;bodyTag=%3cbody%20style=%22margin:0;%20background:#fff;&quot;&gt;&amp;wrap=&lt;a href=&quot;javascript:close();&quot;&gt; | &lt;/a&gt;&amp;md5=428ffa64346149121489db3475ba6106" target="thePicture"><em> </em></a><em> </em></p>
<p><em>اوتا ساپف و کارل هافن رییس جامعه بین المللی برای حقوق بشر با عکس فرزند خوانده، هنگامه شهیدی</em><em> </em></p>
<p>هنگامه شهیدی در سی ام ژوئن سال ۲۰۰۹ یعنی مدت کوتاهی پس از انتخابات تقلب شده ریاست جمهوری برای اولین بار دستگیر شد.</p>
<p>قبل از آن او دانشجوی دکترای مطالعات شرق و آفریقا در دانشکاه لندن بود تا اینکه در اوایل سال ۲۰۰۹ به ایران بازگشت تا در فعالیت های انتخاباتی حضور داشته باشد.</p>
<p>هنگامه شهیدی عضو حزب اصلاح طلب اعتماد ملی است  و در رقابت انتخاباتی نیز مشاور مهدی کروبی کاندیدایی که در زمره اصلاح طلبان به شمار می رود در امور زنان و امور بین المللی بود.</p>
<p>در جریان اعتراضات پس از انتخابات او دستگیر شد و تا اول نوامبر در زندان بدنام اوین در حبس بودو تحت فشارهای روانی قرار داشت، به این صورت که او دائم با تهدید اعدام خانواده و اقوام خود روبرو بود. در نهایت او با یک وثیقه ۹۰۰۰۰ دلاری از زندان آزاد شد.</p>
<p>اما در روز چهارم نوامبر دادگاهی بر علیه او تشکیل شد که در آن هنگامه به اتهام توطئه علیه امنیت ملی به پنج سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شد. این حکم در تاریخ ۲۵ فوریه قطعی شد.</p>
<p>هنگامه شهیدی به دلیل بیماری قلبی اش و به دلیل پزشکی در پایان سال ۲۰۱۰ آزاد شد اما اجازه خروج از کشور را ندارد و موظف است  هر یک ماه یک بار خود را به نهادهای مربوطه معرفی کند.&#8221;</p>
<p><strong>لینک اصل گزارش:</strong></p>
<p><a href="http://www.fr-online.de/offenbach/paten-fuer-die-menschenrechte,1472856,16779900.html">http://www.fr-online.de/offenbach/paten-fuer-die-menschenrechte,1472856,16779900.html</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2120/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیانیه بیش از۴۰۰نفراز فعالان حقوق زنان،نویسندگان، فعالان سیاسی و مدنی دراعتراض به زندانی کردن منیژه نجم عراقی نویسنده ،مترجم و فعال جنبش زنان</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2066/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2066/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jun 2012 08:42:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2066/</guid>
		<description><![CDATA[این بارمنیژه نجم عراقی، فعال حقوق زنان، نویسنده و مترجم روز یک شنبه هفتم خرداد۱۳۹۱ روانه ی زندان اوین شد. پیش از این نیز پس از هجوم ماموران امنیتی در تاریخ سوم شهریور ۱۳۸۹ به منزل  خانم  منیژه نجم عراقی و ضبط اسناد و مدارک وی ،دادگاه  طبق معمول اورا به اتهام  «تبلیغ علیه نظام»...<a href="http://shabakeh.de/news/2066/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>این بارمنیژه نجم عراقی، فعال حقوق زنان، نویسنده و مترجم روز یک شنبه هفتم خرداد۱۳۹۱ روانه ی زندان اوین شد. پیش از این نیز پس از هجوم ماموران امنیتی در تاریخ سوم شهریور ۱۳۸۹ به منزل  خانم  منیژه نجم عراقی و ضبط اسناد و مدارک وی ،دادگاه  طبق معمول اورا به اتهام  «تبلیغ علیه نظام» به یک سال زندان محکوم کرد. شرکت در مراسم بزرگداشت زنده یادانِ جان باخته ،محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، و شاعر توانا احمد شاملو، از جمله اتهاماتی است که توسط  دادگاه به او وارد شده.  منیژه عراقی دارای آثاری در زمینه ادبیات فمینیستی است از جمله &#8220;جامعه شناسی زنان&#8221;، &#8220;درآمدی جامع بر نظریه های فمینیستی&#8221;  ، &#8220;زن و ادبیات&#8221;    &#8221;منبع شناسی زنان &#8221; و  ترجمه ی آثاری  از جمله  &#8221; زن وسینما&#8221; و &#8220;گفت و گوی خودمانی با جرمین گریر&#8221; و  در باره جنبش زنان ،مناظره فمینیستی</p>
<p>امضاکنندگان این بیانیه زندانی کردن منیژه نجم عراقی را قویا محکوم کرده و می خواهند که جمهوری اسلامی دست از پرونده سازی علیه فعالان حقوق زن، نویسندگان و متفکرین، روزنامه نگاران، فعالان کارگری ، دانشجویان، معلمان، وکلا، فعالین سیاسی و مدنی بر دارد و نسبت به آزادی فوری و بی قید و شرط آن ها اقدام کند..</p>
<p>اسامی امضا کنندگان:</p>
<p>آذر امین ،آریا ملک ،آذرمیدخت اذر شهاب، آسیه امینی ، انور میرستاری ، بیژن افتخاری ، آذر کاشانی ، آذر محلوجیان ، آذر منصوری ، آذر یغمایی ، آرش نصیری اقبالی ، آریا ارس ، آریا ملک ، آزاد مرادیان ، آزاده بهکیش ، آزاده دواچی ، آزاده خسرو شاهی، آزیتا سیدی ، آزیتا  رحیم ‌پور ، آزیتا رضوان ، آسیه امینی ، آیت نجفی ، آیدا سعادت ، آیدا قجر ، آینده آزاد ، ابراهیم غفاری ، ابراهیم مهتری ، ابوافضل اردوخانی ، ابوالفضل (پویا) جهاندار ، احترام بهدوست ، احسان بداغی ، احمد آزاد ، احمد یزدانی ، اختر قاسمی ، ارشاد علیجانی ، اسماعیل ختائی ، اسماعیل واصفی ، اسو صالح ، اشکان بندری ، اصغر جیلو ، اصغر دانایی ، اصغر نصرتی ، افتخار سادات بادپا ، افتخار قاسمی ، اقدس چرونده ، اکبر معارفی ، اکبر کریمیان ، اکبرزینالی ، اکرم محمدی ،ا کرم نقابی ، الهه امانی ، الهه گلکار ، ام البنین ابراهیمی ، امجد حسین پناهی ، امیر درخشان ، امیرمحسن محمدی ، انسیه سلمانی، انور میر ستاری، ایراندخت انصاری، ایرج شکری، بابک امیرخسروی، بابک شکری، باقر فاطمی، بتول عزیزپور، بنفشه جمالی،بنفشه حجازی ، بهاره افقهی، بهرام پرتوی،بهرام لطیفی ،بهروز ستوده ، بهروز سورن، بهمن امینی ،بهمن مبشری ،بهناز مهرانی ، بهنام امینی ،بهناز اعتمادی ، بورگان نظامی نرج آبادی ، بیژن پیرزاده ، پارسیان ملک،پردیس شفافی ،پرستو فروهر ،پروانه وحید منش ،پرویز داور پناه ، پروین اردلان ،پروین بختیار نژاد ،پروین شهبازی ،پروین ملک ،پری علی بیگی سروش،پری نعمانی ، پروانه میلانی ،پریسا کاکایی، پریمهر رشدی،پوران ابراهیمی،پوران رضایی،پویاعزیزی، پویاغلامرضایی،پویش عزیزالدین ، پیام داودی ، تکتم قاسمی،ترانه امیرتیموری، توران ناظمی ، توران همتی ، تونیا ولی اوغلی، ثریا فلاح ، جلوه جواهری ، جمشید طاهری پور، جمیله ناهید، جمیله ندایی، جهانگیر لقایی، جواد جواهری، حامد تهرانی، حامد ملکی ، حامیان مادران پارک لاله/لس آنجلس-ولی، حسن بهگر، حسن جعفری، حسن عربزاده ، حسن کلانتری، حسن نایب هاشم، حسن یوسفی اشکوری، حسین رفسنجانی، حسین علوی، حسین لاجوردی، حلیمه رسولی، حماد شیبانی، حمید ارهنجی پور، حمید بی آزار، حمید رضا رضایی، حمید کوثری، حمید مافی، حمید نوذری ، حمیده نظامی ، خالد بایزیدی دلر، خدیجه مقدم، خسرو امجدی ، خسرو بندری ، خسرو فهیم، خشایار محمودی ، خیر اله فرجی، داریوش رضایی ، راحلە اساسی، رامین خرسندی، رحمان جوانمردی ، رضا برومند، رضا بی شتاب ، رضا حسین بر، رضا سجودی، رضا سیاووشی، رضا صدیق، رضا صنیعی فر، رضا علیجانی، رضا فانی یزدی ، رضا کاویانی ، رضا کریمی ،رضا گوهرزاد، رضا هیوا، رضوان مقدم ، رکسانا راد ، روجا روشن ، روحی شفیعی ، روژین شریفی ، روشنک احمدی ، رویا صحرائی ، رویا طلوعی ، رویا کاشفی ، ریحانه اسماعیلی ، زری کوچک زاده ، زهرا حسینی ، زهرا مهدوی ، زهراابراهیمی، زهره اسدپور، زهره حسینی ، زهره کریمی  زیبا دنا ، زیبا میرحسینی ، ژاله حریری ، ژاله رزمی ، ژانت افاری ، ژیل گلعنبر ، ساسان امجدیان ، ساغر کیاسی ، سالومه رحیمی ، سپیده پورآقایی ، سپیده حداد ، سپیده فارسی ، ستاره هاشمی ، سحر دیناروند، سعید بابایی ، سعیده راوندی ، سعید کلانکی ، سمیه رشیدی ، سهیل پرهیزی ، سوده راد ، سوزان رمضان زاده ، سوسن ایزدی ، سوسن طهماسبی، سوسن محمدخانی غیاثوند ، سوفیا صدیق پور، سیامک سلطانی ، سیما حسین زاده ، سیمامختاری ، سیمونه بخش ، شادی صوفیزادە ، شاهین انزلی ، شاون نواختر، شکوفه امیری ، شکوفە قبادی ، شکوه میرزادگی ، شلیر باپیری، شلیر شبلی ، شمس باباپور، شمس تولایی ، شهرام پاینده ، شهروز رشید، شهلا انتصاری ، شهلا بهار دوست ، شهناز بیات ،شهناز شاهینی ، شهناز غلامی ، شهناز قرآنی ، شهین بنی احمدی ، شهین دوستدار، شیرین فامیلی ، شیدا افتاده ، شیما پیامی ، شیوا نوجو ، صادق کار، صادق ناهوی ، صبا طهماسبی ، صبا واصفی ، صبری نجفی ، صدیقه شکری ، صنم واعظی ،طاهره دانش، طلعت ابراهیمی ، طلعت تقی نیا ، عباس رحیمیان ، عبدالحمید معصومی تهرانی، عسل پیرزاده ، عشرت بستجانی ، عصمت بهرامی ، عفت ماهباز، علی ابراهیمی ، علی اشرفی ، علی اکبر مهدی ، علی پورنقوی ، علی‌ شاکری ، علی عبدالرضایی ، علی قادری ، علی رضا جباری ، فاطمه رضایی، فاطمه حقیقت جو، فاطمه خانی ، فاطمه شکری ، فاطمه مسجدی ، فرانک حسین پور، فرج صنیعی فر، فرح شریفی ، فرح کمانگر، فرزاد پورمرادی ، فرزانه عظیمی ، فرزین بستجانی ، فرشین کاظمی نیا ، فرناز کمالی، فرهاد فرجاد، فرهاد توانانیا ، فرهنگ قاسی ، فروغ سمیع نیا ، فریده یزدی فریبا بستجانی  فریبا داودی مهاجر، فریبا عطائیان ، فریبا عظیمی، فریبا محمدی ، فریده یزدی ، فریده اسکندری ،فریبا عزتیان ، فواد فتاحی ، فیروزه مهاجر، کاظم علمداری ، کاظم کردوانی ، کاوه کرمانشاهی ، کاوه مظفری ، کاوه هامونی ، کاویان صادق زاده میلانی ، کتایون عطیمی فرد، کلارا مرادیان ، کمال ارس ، کورش رضایی ، گلالە سمیعی ، گلاویژحمیدی ، گلرخ جهانگیری ، گودرز اقتداری ، گوهر شمیرانی ، گیتی سلامی ،گیتی کاوه،لارا یونسیان، لیلا اسدی ، لیلا سیف الهی ، لیلا صحت ، لیلا صمدی ، لیلا کرامی ، ماریا رشیدی ، ماریامحبوبی  مانداناامینی،  ماندانا نوری ، محبوبه عباسقلی زاده ، محبوبه منصوری ، محسن عظیمی، محمد برقعی ، محمد ترابی ، محمد رجبی ، محمد رحمان زاده ، محمد شوراب، محمد قادر محمدی، محمد نصیری ، مرسده صالحبور، مرضیه رستگار،مرضیه وفا ، مریم اکبری ، مریم اهری ، مریم حسین خواه ، مریم حکمت شعار، مریم کاویانی ،  مریم وفا مهر ،مهین میلانی ،مهری فراهانی ،مریم محسنی ، مریم محمدی ، مریم نظری ، مزدک عبدی پور، مسعود آذری ، مسعود شب افروز، مسعود فتحی ، مصطفا شفافی ، مصطفی مرید، مصطفی ملکی ، معصومه زمانی ، معصومه ضیا ، معصومه طرفه ، ملیکا فاتح ، منصور اسالو ، منصوره بهکیش، منصوره حبیب ، منصوره شجاعی ، منصوره فتحی ، منوچهر سالکی ، منور امین پور ،منوچهرمقصودلو ، منیره برادران ، منیره کاظمی ، مهتاب معتمدی ،مهیارمینوی، مهدی خانبابا تهرانی ، مهدی فتاپور، مهدی ملکی ، مهدیه صالح پور، مهدیه فراهانی ، مهر انگیز کار ، مهران براتى ، مهری جعفری ، مهشید پگاهى ، مهشید راستی ، مهناز پراکند ، مهناز صداقتی ، مهناز هدایتی ، مهوش منافی ، مهین شکراللە پور، مهین شهریاری ، میترا آریان ، میثاق پارسا ،میلاد احمدی، میلاد ملک ، مینا نیک ،نازلی صدری مهر ، نادره حسینی ، نازنین کاظمی ، ناسی بیاتی ، ناصر زراعتی ، ناصرشعبانی ، ناهید انتصاری  ناهید بارور، ناهید جعفری ، ناهید حسن زاده ، ناهید حسینی ، ناهید کشاورز، ناهید مکری ، ندا فرخ ، نرگس کرمانشاهی ، نسرین افضلی ،نسرین آل آقا ، نسرین بصیری ، نسیم دریاب ، نعیمه دوستدار ، نوبهار شریفی ، نوشین احمدی خراسانی ، نوید محبی ، نیره توحیدی ، نیره جلالی (مادر بهکیش ) ، نیکزاد زنگنه ،نیکونجفی، نیما احسانی ، نیما نیمایی ، هادی مختاری ، هایده تابش ، هایده روش ، هدایت متین دفتری ، هما بدیهیان ، ویدا حاجبی تبریزی ، ویکتوریا آزاد ، یداله کوچکی دهشالی ، یوسف سهرابیان</p>
<p><strong> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2066/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در بند ۲الف چه می گذرد؟ آیا آنجا همان طور که بازجویان می گویند واقعا ته دنیاست؟!/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1994/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1994/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Mar 2012 16:47:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1994/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/1994/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/03/shadiamin-12-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="shadiamin-12" /></a>هدف از نوشتن این گزارش، آگاهی رسانی پیرامون بند ۲الف و شیوه های بازجویی و شکنجه ای است که در آن مرسوم است. مخاطبان درجه اول این مطلب، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و کلیه کسانی هستند که خود یا اطرافیانشان ممکن است در آینده دور یا نزدیک در بند ۲الف گرفتار شوند. بنابراین، تمرکز اصلی این گزارش بیان برخی از نکاتی است که در شهادت زندانیان مختلف تکرار می شود و توصیه های امنیتی که از دل این شهادتها بیرون آمده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a rel="attachment wp-att-1810" href="http://shabakeh.de/?attachment_id=1810"><img title="shadiamin-12" src="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/03/shadiamin-12-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p><em><strong>برای تمامی کسانی که ممکن است در بند ۲الف گرفتار شوند</strong></em></p>
<p><em><strong><br />
</strong></em></p>
<p><strong>مقدمه</strong><strong> </strong></p>
<p>بند ۲ الف، بخشی از زندان اوین است که مستقیما تحت نظر اطلاعات سپاه پاسداران کنترل و اداره می شود. با تاسیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران درمهر ماه سال ۱۳۸۸، این نهاد نقش رسمی تر و گسترده تری در سرکوب مخالفان و معترضان پیدا کرد و به همین دلیل، بند ۲الف به یکی از مهمترین بازداشتگاه های مورد استفاده اطلاعات سپاه بدل شد. به این ترتیب، بازداشتگاهی که تا پیش از سالهای اخیر، فقط برای برخی از زندانیان خاص یا بسیار مهم استفاده می شد، تبدیل به مکانی شد که بسیاری از جوانان وبلاگ نویس، روزنامه نگار، فعال زنان و حقوق بشر و یا حتی معترض ساده خیابانی را در آن تحت بازجویی و شکنجه قرار می دهند.</p>
<p>به خصوص اینکه مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سپاه پاسداران که بخشی از اطلاعات سپاه است در اجرای پروژه های متعدد سرکوب فعالان سیاسی و معترضان پس از اعتراضات خیابانی سال ۱۳۸۸، از امکانات این بند برای نگه داری مجموعه فعالان حقوق بشر، وبلاگ نویسان و سایر فعالان در حوزه مجازی و نیز متهمان به تولید سایتهای پورنوگرافیک و بازجویی از آنان استفاده کرده است.</p>
<p>بند ۲ الف از دو ساختمان جداگانه که از طریق یک حیاط به هم وصل می شوند تشکیل شده است. در یکی از ساختمانها سلولها قرار دارند و در دیگری، اتاقهای  شکنجه و بازجویی و اتاق اعتراف گیری. این بند تا قبل از انتخابات بخش زنان نداشته و بعدها به آن اضافه شده است. غیر از بخش زنان، اتاقهای بازجویی و سایر بخش های بند هم از پس از سال ۸۸ تاکنون مدام توسعه یافته اند و مثلا امکاناتی مثل دیوارهای آینه ای در اتاق های بازجویی به آنها اضافه شده است.</p>
<p>فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشر بازداشت شده در طول ماه‌های بازداشت تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی قرار می گیرند. ضرب و شتم‌های بسیار شدید توسط بازجویان، بی‌خوابی‌های ممتد و طولانی، بازجویی‌های چندین ساعته و طاقت‌فرسا، نگهداری بازداشت شدگان برای چندین ماه در سلول‌های انفرادی و تک‌نفره‌ی بند ۲ الف سپاه ، ممنوعیت از تماس با خانواده و ملاقات با آن‌ها و وکیل، تهدید شدید اعضای خانواده برای عدم اطلاع‌رسانی و عدم پیگیری افراد، تهدید به حبس‌های طولانی مدت، استفاده از باتوم برقی، اعدام نمایشی، تهدید به تجاوز جنسی، تهدید به بازداشت اعضای خانواده و ضرب و شتم از نمونه‌ شکنجه‌های جسمی و روحی است که بازجویان بخش ۲ الف در رابطه با زندانیان مختلف انجام داده‌اند و بسیاری از زندانیان پس از زندان خود در این رابطه نوشته اند<a href="http://justiceforiran.org/aa/#_edn1">[i]</a>.</p>
<p>چندی قبل خبری منتشر شد مبنی بر اینکه در بند ۲ الف سپاه  با همکاری بهداری زندان اوین  واحد الکترو شوک  ECT راه اندازی شده است. هرچند این خبر توسط منابع موثق تایید نشده است، اما امری غیر محتمل نبوده و نشان از تلاش برای ایجاد ترس بیشتر از این بند را با خود دارد.<a href="http://justiceforiran.org/aa/#_edn2">[ii]</a></p>
<p>برای نوشتن این گزارش، علاوه بر مطالعه اندک مطالبی که تاکنون درباره بند ۲الف منتشر شده است، از شهادت چند تن از کسانی که در دوره های مختلف در این بند بازداشت بوده اند نیز استفاده کرده ام. تاکید بر این نکته لازم است که بیشتر این زندانیان زنان  بوده اند. بدیهی ست ممکن است در مورد فرد یا افرادی روش های دیگری نیز اعمال شود. قصد این نوشته مطلق و یکسان دانستن روش شکنجه و بازجویی در این بند نیست، بازجویان بنا به وضعیت فرد و اهمیت موقعیت سیاسی او روش های متنوعی را در شکنجه و برای گرفتن اطلاعات اعمال می کنند که در این نوشته به مواردی از آنها خواهم پرداخت. ضمنا توجه به بند دو الف به معنای کم اهمیت دادن به بند هایی چون ۲۰۹ یا اصولا زندان های دیگر در سراسر ایران نیست.<br />
***</p>
<p>سابقه شکنجه و زندان و اعدام در جمهوری اسلامی ایران، امری مربوط به چند سال اخیر نیست و قدمت آن به قدمت عمربرسر کار آمدن این رژیم است.</p>
<p>در دهه ۶۰ در سراسر ایران، تمام زندانها دارای ابزار و ادوات شکنجه هایی از قبیل قپانی، کابل، شلاق و در مواردی سوزاندن اعضای بدن و آزار جنسی و تجاوز یا ادوات دیگر بوده اند . کمتر زندانی ای است که در دهه ۶۰ زندانی بوده و از شکنجه به وسیله کابل و شلاق شدید در کف پا و یا بقیه اعضای بدن و طولانی مدت در امان مانده باشد.</p>
<p>در آن دوره اساسا شکنجه برای گرفتن اطلاعات تشکیلاتی و روابط زندانی به کار برده می شد.  بسیاری از زندانیان اما با مقاومت موثر خود بازجویان را در رسیدن به هدف خود شکست دادند و مجبور به تحمل حبس های طولانی شده و یا اعدام شدند. حبسی که هیچ انتهای قابل حساب و کتابی نداشته و در بسیاری موارد مثل سال ۶۷ با کشتار وسیع زندانیانی پایان یافت که در واقع حتی بسیاری از آنان دوره زندان خود بر اساس حکم شان را نیز گذرانده بودند.</p>
<p>در طی دوران سی و دو ساله اخیر با اشکال متنوعی از روش های شکنجه و بازجویی روبرو هستیم. در اینجا قصدم بررسی و مقایسه ادوار مختلف، شباهت ها و تفاوت های آنها با هم نیست. در عین حال اشاره به گوشه هایی از شباهت ها و تفاوت ها برای مفهوم شدن موضوع و استفاده از تجربیات نسل قبل، بسیار مهم و ضروری ست که امیدوارم در آینده و یا توسط دوستان دیگر به آن پرداخته شود.</p>
<p>هدف از نوشتن این گزارش، آگاهی رسانی پیرامون بند ۲الف و شیوه های بازجویی و شکنجه ای است که در آن مرسوم است. مخاطبان درجه اول این مطلب، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و کلیه کسانی هستند که خود یا اطرافیانشان ممکن است در آینده دور یا نزدیک در بند ۲الف گرفتار شوند. بنابراین، تمرکز اصلی این گزارش بیان برخی از نکاتی است که در شهادت زندانیان مختلف تکرار می شود و توصیه های امنیتی که از دل این شهادتها بیرون آمده است. به خصوص اینکه همه کسانی که با آنها مصاحبه کرده ام بر این نکته تاکید دارند که اگر پیش از بازداشت، در مورد این بازداشتگاهها و شیوه های مرسوم بازجویی و شکنجه در آن آگاهی داشتند، شاید برخورد دیگری می کردند. زندانی ای که قبل از دستگیری می داند با چه فضایی روبرو خواهد شد، آمادگی بیشتری برای مقابله و مقاومت در برابر این فشارها را دارا خواهد بود. به همین دلیل اطلاع رسانی در مورد تجربیات زندانیان و شیوه های فشار در زندان ها به امری جدی به عنوان رهنمون عمل کلیه فعالین جنبش های گوناگون اجتماعی بدل می شود. به همین جهت، تاکید بیشتر این متن بر روی شیوه های بازجویی است تا روشهای شکنجه فیزیکی و روحی که به طور وسیعی در این بند اعمال می شوند. توصیه هایی که در این گزارش آمده است نه تنها برای کسانی که ممکن است در ۲الف گرفتار شوند که برای کسانی که از سوی سایر مقامات امنیتی و انتظامی نیز بازداشت یا بازجویی می شوند، مفید است.</p>
<p><strong>ویژگی های بند ۲الف</strong><strong> </strong></p>
<p>تقریبا تمامی روشهایی که در بند ۲الف به کار برده می شود، پیش از این یا هم اکنون نیز از سوی سایر نهادهای امنیتی در دوره های مختلف جمهوری اسلامی استفاده شده است. تفاوت در اینجاست که در ۲الف، تمامی این شیوه ها که می توانند با هم اعمال شوند، عمدتا معطوف به یک هدف است، که آن گرفتن اعتراف ویدئویی از زندانی است. اگر چه پیش از این نیز نهادهای اطلاعاتی مختلف، برخی از زندانیان را آنقدر تحت فشار قرار می دادند تا مجبور به اعترافات ساختگی تلویزیونی شوند اما این روندی نبود که در مورد تمامی زندانیان بدون استثنا طی شود. به این معنا، در ۲الف  بازداشت هر زندانی از هر نقطه ای که شروع شود و هر روندی که بسته به میزان مقاومت یا پیچیدگی پرونده او طی کند، قرار است به یک نقطه ختم شود و آن، نشاندن زندانی جلوی دوربین است. همانطور که خواهیم دید، این فیلمها کاربردهای متنوعی دارند. از آنها، برای پخش در (مستند)شوهای تلویزیونی استفاده می شود، به عنوان مدرک در دادگاه استفاده می شوند و حتی به عنوان ابزار فشاری بر زندانی و خانواده وی به خصوص زمانی که فیلم درباره روابط خصوصی است استفاده می شود.</p>
<p>برخی از ویژگی های بند ۲الف به شرح زیر است:</p>
<ol>
<li><strong>۱٫ </strong><strong>تلاش و اصرار برای مخفی نگه داشتن خبر دستگیری زندانی</strong></li>
</ol>
<p>ماموران اطلاعات سپاه معمولا از صحنه دستگیری فرد فیلمبرداری می کنند. در عین حال به نظر می آید افراد دستگیر شده در هنگام انتقال به زندان اوین و در هنگام ورود به محوطه در هیچ کجا ثبت نمی شوند. در واقع زندانی در جایی حضور رسمی ندارد.<br />
بلافاصله نیز بازجویان از خانواده ها می خواهند که با رسانه ها مصاحبه نکرده و اصولا خبر دستگیری را به کسی ندهند تا کار را سخت تر (!) نکنند. در واقع با این پنهان کاری، کار را برای بازجویان راحت تر(!) کنند. آنچه بسیار نگران کننده است همکاری خانواده ها در مخفی نگهداشتن خبر دستگیری هاست. اما علت این امر چیست؟ چرا برای اطلاعات سپاه این قدر مهم است که خبر درز نکرده و منتشر نشود؟</p>
<p>تجربه نشان می دهد که در مواردی که خانواده ها در این پنهان کاری سهیم شده و از درز خبر جلوگیری کرده اند، باعث ضربات جدی به دیگران و خود فرد زندانی شده اند. به این ترتیب که در بی خبری اطرافیان و بی اطلاعی آنها از دستگیری فرد، بازجویان با خیال راحت موبایل فرد را روشن گذاشته و تمام شماره ها و پیامک های فرد بازداشتی را دریافت می کنند. به این ترتیب مجموعه ای از اطلاعات در مورد روابط فرد دستگیر شده به سادگی در اختیار آنها قرار می گیرد. در پاره ای موارد حتی با آی دی فیس بوک یا چت یاهو یا چت روم های دیگر با دوستان فرد زندانی تماس گرفته و در شرایطی که خبر دستگیری طبق درخواست بازجویان و مقامات امنیتی با ساده لوحی تمام مخفی نگه داشته شده است، بازجویان در حال جمع کردن اطلاعات علیه فرد بازداشت شده و اطرافیان او هستند. در مواردی بلافاصله اقدام به شکار و دستگیری افراد دیگری از حلقه روابط دوستانه فرد بازداشتی کرده اند. همه اینها تنها با در خفا نگه داشتن خبر دستگیری فرد ممکن می شود. از سوی دیگر در چنین شرایطی بازجویان با خیال راحت و بدون فشار رسانه ها و نهادهای حقوق بشری، هر گونه که می خواهند با فرد بازداشتی رفتار کرده و او را در خلوت زیر فشار های طاقت فرسای بازجویی و شکنجه های روحی و جسمی قرار می دهند.</p>
<p>یکی از زندانیان سابق بند ۲الف شهادت می دهد<a href="http://justiceforiran.org/aa/#_edn3">[iii]</a> که در صورتی که یکی از دوستانش مدتها بوده دستگیر شده بوده، بسیاری از دوستانش در بیرون از زندان فکر می کردند که او دچار افسردگی است که جواب تلفن های آنها را نمی دهد. تلفن موبایل او زنگ می خورده و حتی پاسخ برخی پیامک ها هم توسط بازجویان نوشته میشده. پیامک هایی که می تواند به مدرکی علیه زندانی و یا دوستانش بدل شود. در موارد خاصی حتی دوستان فعال مدافع حقوق بشر فرد زندانی نیز به امید سنگین تر نکردن پرونده او و یا رعایت خواست خانواده در اعلام خبر دستگیری فرد کوتاهی کرده و یا در طرح خبر مانع ایجاد کرده اند، امری که با هیچ توجیهی جز اعتماد ساده لوحانه به سیستم سرکوب قابل توضیح نیست.</p>
<p>اطلاع رسانی در مورد دستگیر شدن یک نفر، بلافاصله به اطرافیان فرد بازداشتی ، این امکان را می دهد که تمام اطلاعات و اسناد غیر ضرور را نابود کرده و به تماس های بازجویان با آی دی های فرد زندانی پاسخ ندهند.</p>
<p>این مخفی کاری خانواده ها در رسانه ای نکردن خبر بازداشت فرزندان و یا همسرانشان، کمک مستقیم به پیشبرد سیاستی است که بازجویان اطلاعاتی تنها با اتکا به آن میتوانند زندانی را مدتها بدون هیچ مزاحمت بیرونی تحت فشار قرار دهند.</p>
<p>بایستی زندانی بداند که از لحظه دستگیریش، دوستان، خانواده و فعالین حقوق بشر و نهادهای بین المللی درگیر تلاش برای آزادی او هستند و او تنها و منزوی در دست آنان نیست. این حس تنها زمانی ممکن است که زندانی از عدم سکوت خانواده در مورد دستگیریش مطمئن باشد.</p>
<div>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="595" valign="top"><strong><em>توصیه</em></strong><em>: در اولین فرصت و از راه های مطمئن دوستان فرد را در جریان دستگیریش قرار دهید. بایستی سریعا خبر دستگیری ها را رسانه ای کرد. به حرف های بازجویان اعتماد نکنید. سیاستی که به نفع فرزندان و دوستان دستگیر شده شماست، سیاستی نیست که بازجویان خواهان اجرایش هستند. دربیانیه های رسانه ای فعالیت های غیر علنی فرد دستگیر شده  را بیان  نکنید.</em></td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
<p><em> </em></p>
<ol>
<li><strong>۲٫ </strong><strong>بازجویی های ممتد و فشرده، تعدد بازجویان، استفاده از شیوه حمله و ارعاب و تهدید و تطمیع و تلطیف به صورت همزمان، روانشناسی زندانی قبل از بازداشت، ایزوله کردن زندانی و جدا کردن او از زمان و مکان واقعی</strong></li>
</ol>
<p>در این بند زندانی بدون وقفه به زیر بازجویی کشانده می شود. بازجویی هایی که روزانه تا ۸، ۱۰ یا ۱۲ ساعت و گاهی هفته ها طول می کشد. در این روند طبق شهادت زندانیانی که این بند را تجربه کرده اند، روش های معمول بازجویی، اجرای نقش بازجوی خوب و بازجوی خشن (پلیس خوب و پلیس بد) ، داد و فریاد و ریختن چند نفر بر سر فرد زندانی و … به طور هم زمان و در طول روز و برای روزهای پیاپی اجرا می شود. در برخی از موارد حتی تا ۷ نفر به طور همزمان از یک زندانی بازجویی می کردند یا در جلسه بازجویی حضور داشته و نقش های مختلفی را اجرا می کرده اند. روش هایی که تا کنون به دلیل بی اطلاعی زندانیان و غافلگیر شدنشان، متاسفانه در اکثر موارد نتیجه داده است. یکی از زندانیان آزاد شده از این بند، که وادار به اعتراف ساختگی در مقابل دوربین شده است می گوید: “حتی یک بار که نمی خواستم آن چیزی را که بازجو می خواهد بنویسم، بازجویم که نقش بازجوی خوب را بازی می کرد داد زد و گفت: “من اصلا استعفا می دم. از اول همه گفتند این داره تو رو بازی می ده و من باور نکردم.” یا زندانی آزاد شده دیگری می گوید:” بازجو گفت، من ازت خواهش میکنم بنویس، اگه ننویسی من به خاطر تو شغلم رو از دست می دم ” و نمونه های دیگری که همه نشان می دهد که بازجو با دادن سیگار، اجازه تماس تلفنی با خانواده یا حتی دادن چای و میوه، جوان زندانی را به نوعی مدیون خود می کند. جوانی که بدون تجربه چنین بازجویی هایی و بدون اطلاع از این روش های بازجویی، با کوچکترین” محبتی” از سوی بازجو، او را تنها “ناجی” خود دیده و در مواردی به طور کامل به خواسته های “این” بازجو بدون اینکه آگاه باشد، پاسخ می دهد. هر گام از این همراهی ناخواسته اما کمکی است به هر چه عمیق تر شدن چاهی که زندانی در آن قرار گرفته است و این همه  آن  سیاستی است که بازجو دنبال می کند.</p>
<p>بازجوی به اصطلاح خوب در این میان آن کسی است که دائم به بازجویی که دارد به زندانی فحاشی میکند می گوید: “حاج آقا اجازه بدین من باهاش حرف بزنم.” یا به زندانی می گوید:” من قول دادم که تو با زبون خوش همکاری میکنی. والا من دیگه می سپرمت به اونها تا با شیوه های خودشون باهات کار کنن. خودت می دونی. از من گفتن!”</p>
<p>این نوع بازجو به طور مدام به زندانی ای که چشم بند به چشم دارد از زندگی و تحصیلاتش می گوید، با زندانی وارد چالش فکری می شود و زندانی علاقه مند به مسائل سیاسی و اجتماعی را به خود علاقه مند می کند. در چنین رابطه ای ست که او (بازجوی خوب) به طور سمبلیک به “ناجی” بدل می شود و در روند شست و شوی مغزی زندانی نقش عمده ای بازی می کند. این بازجوست که بعدا و در پایان شکستن فرد، او را به جلوی دوربین اعتراف می کشاند. البته برای اینکه محاسن وجود این بازجو دائم به زندانی گوشزد شود، بازجویان دیگر دائم در حال فحاشی و عربده کشی و تهدید و تهدید به تجاوز و حمله و مشت و لگد پرت کردن هستند و این بازجوی خوب گاهی اوقات اونها رو به آرامش دعوت می کند و قول می دهد که در مورد این زندانی نیازی به این “کارها” نیست.</p>
<p>زندانی باید در تمام این مراحل بداند که بازجوی “نرم” و بازجوی”خشن” هر دو لبه تیز یک شمشیرند که کارآیی های متفاوتی دارند. آنها عضو یک “تیم” هستند و زندانی باید به هر دوی آنها به یک چشم نگاه کند و بداند که هر دو، قصد شکستن او را دارند.</p>
<p>در عین حال در این شیوه بازجویی تلاش بازجویان این است که این طور وانمود کنند که گویا پایانی بر این دوره متصور نیست. به قول یکی از زندانیان آزاد شده “یه وقتی فکر کردم که نه، حتما پایانی هست. چون دستگیری های قبل از من را آزاد کرده اند، والا برای من امروز اینجا جایی نبود. و اینجا پر بود از آدم هایی که بی پایان در حبس بودند.” یکی از زندانیان می گوید یکی از جملاتی که بازجویان دائم تکرار می کردند این بود: “اینجا ته دنیاست” و به این وسیله می خواستند هر گونه امیدی به مقاومت و آزادی را در فرد بکشند. اما آیا بند ۲ الف یا بندهای دیگر در زندانهای سراسر ایران واقعا “ته دنیا”ست؟ قطعا نه. نمونه های مقاومت در همین زندان ها نشان می دهد که بازجویان هم خوب می دانند که آنجا “ته دنیا” نیست.</p>
<p>در عین حال زندانی باید بداند که با یک تیم بازجویی طرف است که مدتها بر روی روحیات و روابط و نظرات او از طرق مختلف مثل هک کردن میل یا ورود به فیس بوک فرد و یا مطالعه وبلاگ او و یا گرفتن اطلاعات به صورت تک نویسی از دیگر دوستان و آشنایانش، کار و مطالعه کرده اند. در برخی از موارد بازجو با یک آی دی جعلی یا ناشناس، ماههای قبل از بازداشت به مجموعه دوستان فیس بوکی فرد تحت نظر وارد می شود، مطالعه دقیقی روی علائق وی، وقایع زندگی اش، معاشرت ها و حس و حال وی انجام می دهد و حتی شروع به چت کردن و صحبتهای دوستانه با او می کند که ممکن است بی ضرر به نظر برسند اما همه به بازجو کمک می کنند که در هنگام بازداشت، با اطلاعات کاملتری با زندانی رو به رو شود یا این توهم را تقویت کند که آنها همه چیز را درباره او می دانند. طرف شدن با این تیم رعایت کامل اصول حفظ اسرار را می طلبد.<br />
اسراری که ممکن است در وهله اول بی اهمیت جلوه کنند، در مجموعه ای از دیگر اطلاعات همچون تکه های یک پازل عمل کرده و می تواند فرد دیگری را به زیر ضرب بکشاند. همین نکته در مورد تک نویسی هایی صادق است که در آن زندانی فکر می کند مجموعه ای از اطلاعات بی اهمیت یا اطلاعاتی را که همه می دانند در اختیار بازجو قرار داده در حالی که با تک نویسی خود در حال تکمیل پازل های نیمه کاره سازمان اطلاعات سپاه است.</p>
<p>متاسفانه بسیاری از زندانیان فکر می کنند آنها هستند که دارند بازجویان را بازی می دهند! این حد از اعتماد به نفس و دست کم گرفتن سیستم بازجویی و شکنجه روحی باعث خواهد شد که ضریب خطای شما بالا برود. آنچه به نظر شما اطلاعات بی ارزشی می آید برای بازجو و در کنار اطلاعاتی که دیگرانی مثل شما داده اند، مجموعه ای از اطلاعات گرانبها را تشکیل میدهد.</p>
<p>تلاش برای گرفتن پسوورد های ایمیل، فیس بوک و آیدی های چت فرد زندانی و همچنین تلاش برای گرفتن تک نویسی از فرد در مورد دوستان و آشنایان خود نشان می دهد که همه این اطلاعات هر چند جزئی برای بازجو مهم است. والا این همه وقت و انرژی برای گرفتن ان صرف نمی کردند. حربه اینکه “ما همه چیز را می دانیم! فقط می خواهیم بدانیم تو تا چه حد با ما همکاری می کنی!” که دائما از سوی بازجویان به کار می رود دروغی بیش نیست. باور به اینکه آنها همه چیز را می دانند و چرا من باید برای حفظ چنین اسرار بی ارزشی در زندان بمانم، همان باوری ست که آنها سعی دارند به شما القا کنند. حتی اگر آنها خیلی چیزها بدانند، دسته بندی و حفظ اطلاعات به مفید، غیر مفید و مضر برای فرد زندانی و دوستانش امری حیاتی ست. تنها با باور اینکه اینها که همه چیز را می دانند، پس چرا در تک نویسی از نوشتن آن طفره بروم و به نفع خودم است که بنویسم، آن فکر و باوری ست که بازجویان به شما القا می کنند. و به همین دلیل این چرخه متوقف نمی شود. دائم به اطلاعات اینان و به کمک خود زندانیان اضافه می شود تا علیه زندانیان دیگر و یا برای دستگیری دوستی دیگر آنرا به کار گیرند.</p>
<div>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="589" valign="top"><em><strong>توصیه: </strong>به هیچ وجه بازجویان را دست کم نگیرید. دائم پاسخ های خود رابازنگری کنید.</em> بایستی تا حد امکان از دادن هر گونه اطلاعاتی که میتواند به شناخت بیشتر از شما و یا از فعالیت های فرد دیگری و روابطش منتهی شود جلوگیری کرد. روابط خود در دنیای مجازی را باز نگری کنید. احتیاط شرط لازم حضور در چنین فضاهایی ست. همانگونه که اینترنت به ما امکاناتی عرضه داشته، به بازجویان و پدافند سایبری سپاه نیز امکاناهی برای تعقیب و شناسایی افراد را می دهد. بدانیم که ما در فضای مجازی تنها نیستیم.</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
<p><strong>ایزولاسیون</strong></p>
<p>سلول انفرادی به عنوان روش معمول ایزولاسیون در این بند کارکرد گسترده ای دارد. به خصوص وقتی زندانی را در سلولهای دارای توالت قرار می دهند، او را در حالت ایزولاسیون مطلق می گذارند. در این شرایط، زندانی جز در ساعات طولانی بازجویی که تحت کنترل بازجویان است، در سلول خود و بدون هیچگونه ارتباطی با بیرون است.</p>
<p>جدا کردن زندانی از زمان و مکان واقعی با روش های گوناگون فشار روانی بر او، یکی دیگر از روش هایی است که بازجویان این بند به طور سیستماتیک سعی در اعمال آن دارند. بی اطلاع نگه داشتن زندانی از وضعیت خانواده، اخبار بیرون و همینطور زندانیان دیگر، تغییر دائم سلول برای دامن زدن به حس جدید بودن و غریبه بودن فضا برای زندانی و حتی تغییر اتاق های بازجویی و … همه روش هایی هستند که بازجویان تعلیم دیده سپاه برای تعمیق حس انزوا به آن دست می زنند.</p>
<p>برخی از زندانیان از وجود سلولهای کوچک قبر مانندی در این بند خبر داده اند که در راهرویی کاملا تاریک در زیر زمین ساختمان بازجویی قرار دارند. زندانی در این سلولهای قبر مانند که چراغ هم ندارد، در تاریکی و ایزولاسیون مطلق قرار داده می شود تا زمانی که بپذیرد اعترافات ساختگی که بازجویان می خواهند را انجام دهد.</p>
<p>در این رابطه نوشتن تجربیات از سوی زندانیان و انتقال آن به دیگران، حتی با اسامی مستعار و غیرقابل شناسایی، به تجهیز روحی دیگر فعالین کمک به سزایی خواهد بود.</p>
<ol>
<li><strong>۳٫ </strong><strong>تلاش برای گرفتن اعتراف از زندانی حول مسائل اخلاقی و روابط جنسی</strong></li>
</ol>
<p>در این بند، بازجویان تعلیم دیده به صورت پروژه ای اعتراف می گیرند. بیشتر اعترافات از زنان، و همچنین بسیاری از مردان حول مسائل “اخلاقی” و روابط عاطفی آنهاست. یکی از زندانیان آزاد شده شهادت می دهد که باید در مقابل دوربین از تعداد روابط جنسی خود حرف میزد. او وقتی به این امر اعتراض کرده، بازجو به او گفته است، “بگو، این فیلم جایی پخش نمیشود. فقط برای این است که زودتر آزاد شوی!”</p>
<p>در جامعه ای که گرفتار تابوهای اجتماعی است و مثلا داشتن رابطه جنسی قبل از و یا خارج از ازدواج و یا داشتن رابطه همجنسگرایانه در ان چنان مذموم است که انسانها برای مخفی کردن آن مجبور به انجام معامله  با بازجو می شوند که گاه به قیمت زندگی انها تمام میشود. مسائل اخلاقی و نگاه سرکوبگرایانه نسبت به این روابط  امری است که به نظر من کل جامعه و به ویژه خانواده های افراد بازداشت شده باید نگاه دوباره ای به آن بیندازند.</p>
<p>زمانی که دختری به خاطر داشتن پیامک از دوست پسرش در تلفن همراهش مورد تهدید بازجو قرار میگیرد که یا در مورد فلان دوستش تک نویسی کند و یا این پیامک ها را به پدرش نشان میدهند و تا زمانی که لو رفتن این “موضوع” برای دختر به معنی از دست دادن پشتیبانی خانواده است، بازجویان میتوانند با سوء استفاده از چنین مناسباتی انسانها را تحت فشار قرار دهند. و البته به تازگی و در مواردی بازجویان به دروغ مدعی می شوند که عکس و یا  فیلم همخوابگی زندانی با پسر یا دختری را در اختیار دارند و در صورت عدم همکاری او با دستگاه اطلاعات، این تصاویر در برنامه ۲۰ و ۳۰ پخش خواهد شد! و زندانی که در هیاهوی عصبی ایجاد شده نمی داند چه چیزی را باید باور کند و کجا بداند که اینها تنها بلوف های بازجوست، می تواند به راحتی مرعوب شده و از نگرانی لو رفتن چنین تصاویری، شروع به دادن اطلاعات به زعم خودش بی ضرر کند. بازجویان زبده بهتر از هر کسی می دانند که زندانی ای که شروع به دادن اطلاعات کرد، بهترین زمینه را برای فشار بیشتر به دست بازجویان داده است.</p>
<div>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0" align="right">
<tbody>
<tr>
<td width="600" valign="top"><em><strong>ت</strong><strong>وصیه: </strong>بایستی در بین خانواده ها و فعالین این بحث را دامن زد و خطر چنین سوء استفاده هایی را بازگو کرد. زندانی باید بداند، تن دادن به اعتراف ساختگی ویدیویی برای جلوگیری از لو رفتن رابطه اش، نه تنها خطر بر ملا شدن را منتفی نمی کند بلکه بالعکس با صدا و تصویر شما مطالب غیر واقعی را برای همیشه در اختیار بازجویان قرار می دهد که با اتکا به آن شما را تحت فشار بگذارند.</em></td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
<ol>
<li><strong>۴٫ </strong><strong>هدفمند بودن بازجویی ها برای کشاندن فرد زندانی به اعترافات ساختگی در مقابل دوربین های اطلاعات سپاه</strong></li>
</ol>
<p><strong>فیلمبرداری</strong></p>
<p>تجربه و شهادت زندانیان بند ۲الف نشان می دهد که با اطلاع یا بدون اطلاع زندانی از تمام صحنه های بازجویی فیلمبرداری صورت می گیرد. برخی از زندانیان شهادت می دهند که در اتاقهای بازجویی دوربین مداربسته وجود دارد.</p>
<p>در عین حال،<strong> </strong>یکی از ویژگی های این بند اتاق های بازجویی تازه ساز آن است که به صورت کابین هایی ست که در آن زندانی پشت به دیوار نشسته و در مقابل او شیشه ای آینه وار قرار دارد که از درون آینه بوده و از بیرون، زندانی برای بازجویانی که آنسوی “آینه” نشسته اند قابل رویت است. در واقع زندانی از محیط خود بی اطلاع است در صورتی که در آنسوی آینه مقابلش بازجویان به طرح سوال، تهدید، فیلمبرداری و کشیدن نقشه بازجویی مشغولند. در این حالت زندانی بدون چشم بند و روبروی این آینه موظف به پس دادن بازجویی است.</p>
<p>از سوی دیگر در اتاق های بازجویی که میان آنها دیواری آینه ای است که زندانی، بازجویان را نمی بیند ولی بازجویان او را می بینند نیز در حین بازجویی فیلمبرداری صورت می گیرد.</p>
<p><a rel="attachment wp-att-1811" href="http://shabakeh.de/opinion/1810/attachment/1810-revision/"><img title="2Alef-mirror" src="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/03/2Alef-mirror-500x281.jpg" alt="" width="500" height="281" /></a></p>
<p><em>این، تصویر از برنامه پرس تی وی درباره بی بی سی فارسی که در تاریخ۱۳ اسفند امسال (۱۳۹۰) پخش شد برداشته شده است. در این صحنه، یکی از متهمان، در اتاق بازجویی که شیشه  آینه ای دارد، به سوالات بازجو که در این طرف شیشه نشسته است جواب می دهد. از این صحنه فیلمبرداری شده و برشی از آن که با مقاصد بازجویان همخوانی دارد پخش شده است.</em></p>
<p><em><br />
</em></p>
<p>در اکثر موارد به فرد زندانی اطمینان داده می شود که این کار فقط برای مدارک یا کارهای داخلی خودشان است. اما فیلم هایی که در برنامه هایی چون بیست و سی و یا در پرس تی وی (کانال تلویزیونی انگلیسی زبان رژیم جمهوری اسلامی) پخش شده است، نشان می دهد که ماموران اطلاعات سپاه با بریدن تکه های مورد نظرشان، میتوانند هر جمله ای را بر علیه خود زندانی و اصولا بر علیه مجموعه مخالفین این نظام به کار بگیرند.</p>
<p>برای تهیه این به اصطلاح اعترافات، لباس عادی زندانی را که هنگام دستگیری به تن داشته به او داده و از او می خواهند که لباس زندان را از تن در آورده و با لباس خودش برای پاره ای از سوالات آماده شود. در مواردی نیز به بهانه آزاد کردن فرد لباس هایش را به او می دهند و بعد او را که منتظر آزادی است مجددا به اتاق بازجویی می برند.</p>
<p>اعترافاتی که با قول عدم پخش و استفاده داخلی از فرد گرفته شده، اما به تجربه هر روزه می دانیم که به راحتی برای جهت دادن به افکار مردم بر علیه فعالین در برنامه های تلویزیونی از آنها استفاده می شود. امری که البته برخلاف اصل قانونى بودن جرم و مجازات‌ها و حفظ حریم خصوصى افراد، قانون آیین دادرسی کیفری و قانون حفظ آزادى‌ها و حقوق شهروندى مصوب ۱۳۸۳ نیز هست.</p>
<p>آگاهی به این امر باعث می شود که زندانی به این بازجویی ها اشراف داشته و تلاش کند با کوتاهترین پاسخ ها و کمترین اطلاعات با بازجویان طرف شود و بداند که همه این بازجویی ها می تواند برای اجرای پروژه اطلاعات سپاه و در سناریوی از قبل آماده شده شان تدوین شده و به شکلی که مورد نظر آنان است به نمایش تلویزیونی درآید.</p>
<p>سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و مجموعه نهادهای سرکوب در دوره کنونی از همه تجارب قبلی، از جمله دهه ۶۰، زندانهای مخفی اطلاعات موازی و… استفاده کرده اند و بر آن، چیزهایی را افزوده اند. بازجویی ها همه در جهت تحت فشار گذاشتن زندانی برای گرفتن اطلاعات و اعترافاتی ست که در مواردی حتی خود زندانی متوجه اهمیت آنها نیست؛ اطلاعاتی که در گپ و گفت و گو های به اصطلاح دوستانه با زندانی و یا پس از ایجاد فضای ارعاب و عصبی و در سکوت پس از آن، از زیر زبان زندانی خسته و خرد شده بیرون می آید تا بتواند ساعاتی به آرامش بگذراند. باید دانست که هر اطلاعاتی که برای بازجو مفید است، دادنش برای زندانی مضر بوده و میتواند وضعیت او را به مراتب وخیم تر کرده و حتی به اتکا همین اطلاعات حکم او سنگین تر شود.</p>
<p>این مسئله در مورد اعترافات مورد نظر بازجویان که معمولا با قول آزادی همراه است نیز صدق می کند. نمونه سعید ملک پور نشان می دهد که تن دادن به اعترافات مورد نظر اینان به امید آزادی، چگونه خود مبنایی برای صدور احکام سنگین تا اعدام گشته است<a href="http://justiceforiran.org/aa/#_edn4">[iv]</a>. نمونه دیگر نیز اعدام آرش رحمانی پور است. بازجویان پس از شکنجه های روحی و جسمی بسیار که به آرش وارد کردند،  به او گفته بودند که اگر دردادگاه و در مقابل دوربین اتهاماتی که آنها می خواهند را بپذیرد، آزاد خواهد شد. آرش بعدا بر اساس همین اعترافات دروغین و به امید آزادی، اعدام شد.</p>
<div>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td width="579" valign="top"><strong><em>توصیه</em></strong><em>: اعتراف به عملی که در چهارچوب قوانین این سیستم جرم است، به بهانه آزادی، تهدیدی دائمی برای شماست.</em><em> </em><em>حتی اگر به اصطلاح ازاد شوید، با چنین اعترافاتی می شود هر لحظه و هر حکمی در مورد شما صادر نمود. همیشه به یاد داشته باشید، اعتراف برای بازجو فقط جمع آوری مدرک علیه شما و دوستانتان است. از دادن این مدرک به آنها خودداری کنید.</em><em> </em></td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
<p><strong> </strong></p>
<ol>
<li><strong>۵٫ </strong><strong>صدور وثیقه های سنگین برای زندانی و ضبط پاسپورت فرد و ممنوع الخروج کردن وی</strong><strong> </strong></li>
</ol>
<p>در پایان این دوره بازجویی و اعتراف گیری ، چنانچه زندانی آزاد شود، این به معنای پایان یافتن روند آزار و اذیت نیست. این آزادی آغاز دوره تحمل فشار و نگرانی های بسیار برای زندانی ست. زندانی با وثیقه سنگینی که عملا امکان فرار او را محدود می کند ازاد می شود و عملا امکان رهایی از این بن بست را ندارد و هر لحظه که بخواهند او را دوباره فراخوانده و به راحتی تحت فشار و بازجویی های مجدد قرار می دهند. البته این موضوع هم همچون بسیاری موارد دیگر تنها مختص بند ۲ الف نیست. بازپرسان مستقر در دادسرای انقلاب شهید مقدس (اوین)، در تمامی مراحل، از لحظه صدور حکم بازداشت برای کسانی که اطلاعات سپاه تصمیم به بازداشت آنها می گیرد، تا صدور قرارهای بازداشت موقت و نیز صدور قرارهای وثیقه سنگین، به عنوان دستوربگیران قضایی اطلاعات سپاه عمل می کنند بدون آن که در عمل، از استقلال قضایی برخوردار باشند<a href="http://justiceforiran.org/aa/#_edn5">[v]</a>.</p>
<p>حتی پس از آزاد شدن هم زندانی به اصطلاح آزاد شده دائم نگران پخش فیلم های اعترافاتش به سر می برد. اعترافات ساختگی که می تواند باعث طرد فرد از خانواده و حلقه روابط دوستانه اش شود. بایستی ضمن طرح احتمال گرفتن چنین اعترافاتی تحت فشار، تا حد امکان خانواده ها را آماده کرده و اجازه ندهیم که وجود چنین فیلم هایی از اعترافات به اصطلاح “ضد” اخلاقی، به فرد زندانی فشار آورده و او را در دستان نا مرئی بازجویان گرفتار سازد.</p>
<p>در عین حال در اکثر موارد، فرد زندانی ممنوع الخروج شده و پاسپورت او که به دست ماموران افتاده، ضبط می شود.  ضبط پاسپورت فرد، باعث می شوند که  فرد حتی پس از خروج غیر قانونی از کشور نتواند از امکانات محدود بین المللی برای رسیدن به کشوری امن استفاده کند.</p>
<div>
<p>توصیه: تا حد امکان از پذیرش وثیقه های سنگین خود داری کنید. حفظ پاسپورت و مدارک اینچنینی نیز بایستی به طور جدی در دستور کار فعالین قرار گرفته و آنها را در جایی امن نگهداری کنند.</p>
</div>
<p><strong>نتیجه</strong></p>
<p>بند ۲الف بر عکس آنچه بازجویان قصد دارند به زندانی تلقین کنند “ته دنیا” نیست. با اتخاذ تدابیر از پیش فکر شده، رعایت اکید مسائل امنیتی در هنگام تماس گیری ها و ارتباطات، نابودی هر مدرک یا فایلی که می تواند برعلیه شما مورد استفاده قرار گیرد، پاک کردن دائم پیامک های تلفن و یا ای میل هایی که حاوی اطلاعاتی است که برای بازجویان می تواند مورد استفاده قرار گیرد، امن کردن محیط فعالیت مجازی از قبیل فیس بوک، توییتر و یا ای میل با به کار گیری روش های قابل اتکا در عرصه اینترنت  و به حداقل رساندن حضور علنی  در این عرصه و استفاده از آی دی های ناشناس و غیر قابل ردیابی از ضروریات هر گونه فعالیتی در مرحله کنونی ست. رعایت اصول ایمنی قطعا به معنای کنار گذاشتن فعالیت علنی نیست بلکه ایجاد تلفیقی منطقی و بی خطر از این دو عرصه فعالیت در شرایط سرکوب است. کسی که نمی تواند چنین مهمی را درک و به آن عمل کند باعث زیر ضرب رفتن و آسیب پذیر کردن محیط و دوستان خود خواهد شد. رعایت مسائل امنیتی و حفظ اسرار و اطلاعات به معنای ترسو بودن و محافظه کاری نیست. تنها نشان از حس مسئولیت شما به دوستان و همراهانتان و از سوی دیگر آگاهی شما به سیستم سرکوب حاکم دارد. در عین حال آماده کردن خانواده ها، داشتن وکالتنامه امضا شده نزد یک وکیل قابل اعتماد و آگاهی از قوانینی که در مورد حقوق زندانی است، و پافشاری بر رعایت آنها نیز از نکاتی هستند که بایستی قبل از دستگیری به آنها فکر و عمل شده باشد.</p>
<p>همانطور که در بالا اشاره شد، یکی از نکات مهم، دست کم نگرفتن بازجویان و دستگاه امنیتی سرکوبگر و تجهیز دائم خود در مقابل آنهاست. باید بدانیم دست کم گرفتن بازجویان با تحقیر دستگاه سرکوب دو امر جداگانه است. اولی ما را ضربه پذیر می کند و دومی به ما انرژی لازم جهت مقاومت می دهد.</p>
<p>مقاومت در چنین سیستمی امری محال نیست. امری ممکن و عملی ست. برای چنین مقاومتی باید فعالین به ملزومات آن آگاه بوده و تلاش جدی برای تجهیز دائم خود به این ملزومات را به کار گیرند.</p>
<p>۶ مارس ۲۰۱۲</p>
<p>shadiashadi@gmail.com</p>
<div>
<hr size="1" />
<div>
<p><a href="http://justiceforiran.org/aa/#_ednref1">[i]</a> برای نمونه رجوع شود به :</p>
<p><a href="http://mobarez-zakhmi3.blogsky.com/1390/10/03/post-9/">http://mobarez-zakhmi3.blogsky.com/1390/10/03/post-9/</a></p>
</div>
<div>
<p><a href="http://justiceforiran.org/aa/#_ednref2">[ii]</a> <a href="http://radiokoocheh.com/article/77057">http://radiokoocheh.com/article/77057</a></p>
</div>
<div>
<p><a href="http://justiceforiran.org/aa/#_ednref3">[iii]</a> نام و مشخصات شاهدان نزد من محفوظ است.</p>
</div>
<div>
<p><a href="http://justiceforiran.org/aa/#_ednref4">[iv]</a> اطلاعات بیشتر درباره سعید ملک پور را در اینجا بخوانید:</p>
<p><a href="http://shadisadr.wordpress.com/2012/01/18/sepa/">http://shadisadr.wordpress.com/2012/01/18/sepa/</a></p>
</div>
<div>
<p><a href="http://justiceforiran.org/aa/#_ednref5">[v]</a> <a href="http://hra-news.org/2/1389-01-27-05-27-21/10222-1.html">http://hra-news.org/2/1389-01-27-05-27-21/10222-1.html</a></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1994/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه مطبوعاتی: روزنامه نگاران بازداشت شده در بند ۲ الف سپاه پاسداران هستند</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1958/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1958/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 11:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1958/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1958/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="parastoomarzie" /></a>پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی، دو روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی، حدود یک هفته است که در بند دو الف زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه ایران اداره می شود در سلول انفرادی هستند. هفته گذشته مامورین به خانه های پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی ریخته اند و آنها را همراه با وسائل و...<a href="http://shabakeh.de/news/1958/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1960" title="parastoomarzie" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی، دو روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی، حدود یک هفته است که در بند دو الف زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه ایران اداره می شود در سلول انفرادی هستند. هفته گذشته مامورین به خانه های پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی ریخته اند و آنها را همراه با وسائل و لپ تاپ هایشان با خود برده اند. علت دستگیری این دو روزنامه نگار مشخص نیست و تنها اتهام های مبهم &#8220;تبلیغ علیه نظام&#8221; و &#8220;اقدام علیه امنیت ملی&#8221; به آنها تفهیم شده است. این روزنامه نگاران تا به حال از داشتن وکیل محروم بوده اند و موفق به ملاقات با خانواده های خود نشده اند. خانواده های آنها هم اطلاع بیشتر از وضعیت آنها ندارند و از صحبت با رسانه ها خودداری می کنند. به نظر می رسد خانواده های این روزنامه نگاران نیز همچون موارد مشابه که پیش از این بارها گزارش شده است، از سوی مقامات امنیتی مجبور به سکوت شده اند.<br />
مرضیه و پرستو تنها روزنامه نگارانی نیستند که در روزهای اخیر دستگیر شده اند. روزنامه نگاران، وب نگاران و فعالان اجتماعی دیگری از جمله سهام الدین بورقانی، فاطمه خردمند، احسان هوشمند، سعید مدنی، فرشاد قربان‌پور، محمد سلیمانی نیا، نسرین نعمت اللهی، پیمان پاک مهر و شهرام منوچهری هم در چند روز گذشته دستگیر شده اند. تعدادی از روزنامه نگاران هم در هفته های اخیر بازجویی و تهدید شده اند. خانواده های برخی خبرنگاران مشغول به کار در رسانه های خارج از کشور از جمله خانواده های خبرنگاران بی بی سی فارسی هم اخیرا <a href="http://www.bbc.co.uk/blogs/theeditors/2011/10/families_of_bbc_staff.html">اذیت و آزار یا بازداشت شده اند.</a> در چند روز اخیر تعدادی از دانشجویان و شهروندان عادی هم مورد بازجویی و ضرب و شتم قرار گرفته اند.<br />
با توجه به موج دستگیری ها و فشارها در هفته ها و ماه های اخیر، به نظر می رسد برخی خبرنگاران و وب نگاران ساکن ایران و دوستان و خانواده های خبرنگاران شبکه های خارجی قربانی سیاست های امنیتی و پیشگیرانه حکومت ایران برای کنترل جریان اطلاع رسانی در مورد انتخابات پیش رو شده اند.<br />
ما از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهیم این روزنامه نگاران را هر چه زودتر آزاد کند. از کلیه نهادهای حقوق بشری و جوامع بین المللی هم می خواهیم این فشارها و ارعاب ها را محکوم کنند، وضعیت روزنامه نگاران دستگیر شده را پیگیری کرده و از دولت ایران بخواهند تا این روزنامه نگاران را هر چه سریع تر آزاد کند.<br />
برای اطلاع بیشتر درباره دستگیری های اخیر و دریافت اطلاعات تماس نزدیکان این روزنامه نگاران زندانی برای مصاحبه می توانید با این ایمیل تماس بگیرید:<a href="mailto:free.parastoo.marzieh@gmail.com">free.parastoo.marzieh@gmail.com</a><br />
جمعی از دوستان پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی<a href="http://parastoomarzieh.blogspot.com/">http://parastoomarzieh.blogspot.com/</a></p>
<p><strong>درباره پرستو دوکوهکی</strong>پرستو دو کوهکی، روزنامه نگار، وبلاگ نویس و فعال حقوق زنان از عصر یکشنبه ۲۵ دی ماه در زندان اوین است. عصر یکشنبه ماموران به خانه او در تهران ریختند و وسایل شخصی او از جمله لپ تاپش را همراه با خودش بردند. پرستو دو کوهکی از سال ۱۳۷۷ با مجله فمینیستی &#8220;زنان&#8221; همکاری می کرد. او همچنین با روزنامه های متعددی از قبیل یاس نو، اقبال، اعتماد ملی و شرق کار کرده است. دوکوهکی یکی از مشهور ترین وبلاگ نویسان زن ایرانی است که سال ها درباره مسائل اجتماعی ایران و خصوصا مسائل زنان می نوشت. وبلاگ او در سال ۱۳۸۴ برنده جایزه بهترین وبلاگ ژورنالیستی دویچه وله شد. او همچنین با گروه های حقوق زنان همکاری هایی داشته و در یکی از کمپین های زنان برای ورود زنان به استادیوم فعالانه حضور داشته است. او در سال ۲۰۰۷ به انگستان رفت و در دانشگاه سواز در رشته مطالعات رسانه دوره کارشناسی ارشد را گذراند. وی پس از فارغ التحصیلی به ایران بازگشت. او پیش از این هم یک بار در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به اتهام &#8220;اقدام علیه امنیت ملی&#8221; دستگیره شده بود که در ۴ خرداد ۱۳۸۹ از این اتهام در دادگاه تبرئه شد. دوکوهکی در ماه های اخیر با بنیاد شریعتی همکاری می کرد. او بیمار است و با تشخیص پزشک نیاز به مصرف مداوم دارو دارد.<br />
<strong>درباره مرضیه رسولی<br />
</strong>مرضیه رسولی روزنامه نگار حوزه فرهنگ و ادب و یکی از معروف ترین وبلاگ نویس های اجتماعی فارسی از سه شنبه ۲۷ دی ه در زندان اوین است. ماموران به خانه او ریختند و وسائل شخصی او از جمله لپ تاپ او را با خود بردند. هنگامی که ماموران به خانه او ریختند ایمیل او باز بوده و پس از دستگیری از ایمیل او با برخی دوستانش تماس گرفته شده و از قول مرضیه گفته شده که او دستگیر نشده است و خبر دستگیری او شایعه است که این مساله به شدت نگران کننده است. مرضیه سابقه همکاری با خبرگزاری دانشجویان ایران، و روزنامه های متعددی از جمله ایران، شرق و اعتماد را در حوزه ادب و فرهنگ دارد. او درسال ۱۳۸۴ به خاطر مجموعه گزارش های فرهنگی اش در روزنامه شرق، برنده جایزه اول جشنواره مطبوعات وزارت ارشاد شد. در مهر ۱۳۸۹ هنگامی که می خواست برای یک سفر تفریحی از ایران خارج شود در فرودگاه پاسپورتش ضبط و ممنوع الخروج شد. در پیگیری هایش برای پس گرفتن پاسپورت به او گفته شده بود اتهامش جاسوسی است اما چند هفته پیش به او گفته بودند که از او رفع اتهام شده است و می تواند پاسپورت خود را پس بگیرد. مرضیه بارها مورد بازجویی وزارت اطلاعات قرار گرفته است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1958/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ناشنیده‌‌های زنان در گزارش احمد شهید &#8211; نعیمه دوستدار</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/1882/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/1882/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Nov 2011 11:14:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[قوانين]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1882/</guid>
		<description><![CDATA[نعیمه دوستدار- وکیل بوده. پرونده‌های فعالان سیاسی و اقلیت‌ها را به عهده داشته. خودش را بازداشت کرده‌اند و غیر از حکم زندان، از وکالت هم محرومش کرده‌اند. دانشجو بوده. به خاطر فعالیت‌های صنفی چند ترم از تحصیل محروم شده. بازداشتش کرده‌اند. در زندان تهدید شده و در انفرادی بوده. با وثیقه سنگین آزادش کرده‌اند. ممنوع‌الخروج...<a href="http://shabakeh.de/opinion/1882/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نعیمه دوستدار- وکیل بوده. پرونده‌های فعالان سیاسی و اقلیت‌ها را به عهده داشته. خودش را بازداشت کرده‌اند و غیر از حکم زندان، از وکالت هم محرومش کرده‌اند.</p>
<p>دانشجو بوده. به خاطر فعالیت‌های صنفی چند ترم از تحصیل محروم شده. بازداشتش کرده‌اند. در زندان تهدید شده و در انفرادی بوده. با وثیقه سنگین آزادش کرده‌اند. ممنوع‌الخروج است.</p>
<p>پسرش را کشته‌اند. چه کسانی؟ معلوم نیست. از معترضان پس از انتخابات بوده و مدتی ناپدید، تا این‌که جنازه‌اش را به خانواده‌اش تحویل می‌دهند. مادرش اما دست‌بردار نیست. به هر مقام مسئولی نامه نوشته است و از هر جا که توانسته پیگیری کرده، ولی هر چه بیشتر جسته، کمتر یافته است تا این‌که تهدیدش کرده‌اند اگر ادامه بدهد بازداشتش می‌کنند. دیه‌اش را بگیرد و خلاص!</p>
<p>جمهوری اسلامی می‌گوید امکان ندارد! گزارشگر حقوق بشر ایران اما نظر دیگری دارد. او صدها پرونده در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران را بررسی کرده است تا اولین گزارش مقطعی خود را منتشر کند. گزارشی که واکنش‌ها و بازتاب‌های متفاوتی در داخل و خارج از ایران داشته است.</p>
<p>ایران می‌گوید ما زندانی سیاسی نداریم. می‌گوید حقوق زنان تمام و کمال استیفا شده است. اقلیت‌ها آزادند. کسی از وکلا و فعالان حقوق بشر و زنان به خاطر فعالیت و عقیده‌اش تحت پیگرد و فشار نیست، اما اجازه ورود هیچ گزارشگری را به کشور نمی‌دهد.</p>
<p>فروردین ماه گذشته، به‌خاطر حجم گزارش‌ها و خبرهایی که از ایران می‌رسید، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، قطعنامه‌ای صادر کرد که در آن اعضا به فرستادن یک گزارشگر ویژه برای ایران رای داده بودند.</p>
<p>احمد شهید، چهارمین گزارشگر ویژه‌ای است که برای ارائه گزارش از وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین شده و مانند همتایان قبلی خود، امکان سفر به ایران و مشاهده عینی وضعیت را نداشته است. از میان همتایان قبلی، تنها یک نفر، موریس کاپیتورن، توانست در یک نوبت شش‌روزه به ایران سفر کند و دیگر پس از آن، به او اجازه ورود به ایران داده نشد. این‌بار هم پس از قطعنامه شورای حقوق بشر، احمد شهید که به‌عنوان گزارشگر ویژه از سوی این نهاد انتخاب شده بود، با وجود درخواست‌های مکرر، اجازه ورود به ایران را نیافت و رئیس قوه قضاییه ایران اعلام کرد: &#8220;سیاست ما پذیرش گزارشگر ویژه نیست.&#8221;</p>
<p>با این حال و با این‌که آقای شهید تازه در مردادماه گذشته به طور رسمی‌ کار خود را آغاز کرده بود و فرصت ارائه گزارش کاملی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران وجود نداشت، اولین گزارش مقطعی خود را تنظیم کرد که متن آن، پانزدهم اکتبر در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت.</p>
<p><strong>سهم زنان در گزارش احمد شهید</strong></p>
<p>در میان فوری‌ترین مسایلی که مورد توجه گزارشگر ویژه قرار گرفته‌اند، همچون شکنجه  و رفتارهای بی‌رحمانه و تحقیرآمیز با بازداشت شدگان، اعدام، آزار و اذیت اقلیت‌های قومی، سلب حقوق مدنی و سیاسی، آزار و اذیت و ارعاب مدافعان حقوق بشر و &#8230;، مسایل زنان هم به شکل ویژه مورد توجه قرار گرفته‌اند و سرفصل جداگانه‌ای را به خود اختصاص داده‌اند.</p>
<p>ایران در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، &#8220;پیمان‌نامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی&#8221; (ICCPR) را بدون هیچ پیش شرطی امضا کرده است. هرچند  این کشورکنوانسیون &#8220;رفع هرگونه تبعیض علیه زنان&#8221; را نپذیرفته است، با این حال، قوانین بین‌المللی همواره تاکید می‌کنند زنان و مردان باید از حقوق مدنی و سیاسی یکسان برخوردار باشند. تعریف حاکمیت جمهوری اسلامی‌ اما از برابری حقوق زن و مرد که در ماده ۲۰ قانون اساسی هم برآن تاکید شده، تفسیر خاصی از قوانین شریعت است که بر اساس آن امکان برخورداری زنان از برابری‌های تاکید شده در معاهدات جهانی وجود ندارد.</p>
<p>به همین دلیل، مسئله زنان همواره یکی از موارد حل نشده برای جمهوری اسلامی ‌است که با واکنش‌ها و فعالیت‌های گروه‌های مدافع حقوق زنان، همواره چالش ایجاد کرده و به نقض حقوق بشر انجامیده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخش مهمی ‌از کار گزارشگر ویژه سازمان ملل، به این مسئله اختصاص داشته باشد و حتی زنان در بخش‌های دیگر این گزارش هم حضور پررنگی داشته باشند؛ حضوری که نام آن‌ها را نه فقط به عنوان وکیل، دانشجو، فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و اقلیت قومی ‌و مذهبی که به عنوان &#8220;زن&#8221; مطرح می‌کند.</p>
<p>گزارش احمد شهید، در فصلی با عنوان &#8220;حقوق زنان&#8221; بیان می‌کند که دولت جمهوری اسلامی، ظرفیت خود را برای ایجاد جامعه دموکراتیک، فضای چند صدایی و برابری جنسیتی، با سرکوب فعالانی که برای ارتقای گفت‌وگو‌هایی در این زمینه تلاش می‌کنند، نشان داده است.</p>
<p>همچنین، در بخشی از این گزارش به قوانینی اشاره شده است که مانع برقراری برابری جنسیتی هستند: &#8220;جان یک زن و شهادت یک زن در دادگاه نصف مرد حساب می‌شود، مردان حق مطلق طلاق دارند، در حالی که زنان فقط می‌توانند درخواست طلاق را در شرایط به‌خصوصی مطرح کنند که برخی از آنان باید از قبل در عقدنامه ذکرشده و مورد موافقت قرار گرفته باشد. مادران نمی‌توانند حق حضانت فرزندان خود را داشته باشند حتی پس از آن‌که شوهران‌شان فوت کنند. زنان حق ارثیه مساوی ندارند و حتی وقتی که یک زن تنها بازمانده شوهرش باشد، نمی‌تواند بیش از یک چهارم دارایی او را به ارث ببرد. اگر همسر تنها بازمانده نباشد، ارث او به یک هشتم اموال محدود است و &#8230;&#8221;</p>
<p>بخش دیگری از این فصل، به وضعیت فعالان حقوق زنان، به‌خصوص فعالان کمپین یک میلیون امضا پرداخته و نمونه‌هایی از برخوردهای صورت گرفته با این افراد را ذکر کرده است. در بخشی دیگر، مسئله پوشش زنان، برخوردهای سختگیرانه خیابانی با آنها و جرم‌سازی ناشی از رعایت نکردن حجاب مطرح شده است. در این بخش به مسئله تجاوز خمینی شهر به عنوان نمونه‌ای از برخوردهای رسمی‌ مقام‌های مسئول درباره مقوله حجاب اشاره شده است.</p>
<p>ادامه این بخش، به پرونده &#8220;بهاره هدایت&#8221;، فعال دانشجویی و حقوق زنان و &#8220;محبوبه کرمی&#8221;، ‌فعال حقوق زنان می‌پردازد. این تمام آن چیزی است که گزارش احمد شهید به عنوان مسائل زنان طبقه‌بندی کرده است.</p>
<p>البته در بخش‌های دیگر این گزارش هم به زنان اشاره شده است. در میان وکلایی که نام‌شان در فصل وکلا آمده، نام &#8220;نسیم غنوی&#8221; و &#8220;مهناز پراکند&#8221; به چشم می‌خورد و روی پرونده &#8220;نسرین ستوده&#8221; نیز به عنوان یک نمونه ویژه، با جزییات بیشتری تاکید شده است. همچنین، در بخش فعالان محیط زیست، پس از طرح ماجرای اعتراض‌های مربوط به دریاچه ارومیه به نام &#8220;فرانک فرید&#8221;، فعال مدنی و روزنامه‌نگار اشاره شده و در بخش فعالان سیاسی هم در پیوند با پرونده مرگ &#8220;رضا هدی صابر&#8221;، به نام‌ &#8220;هاله سحابی&#8221; اشاره شده است که در مراسم ختم پدرش، پس از برخورد با نیروهای امنیتی بر اثر حمله قلبی کشته شد. البته در بخش فعالان سیاسی، به همسران میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم اشاراتی شده است که همراه آن‌ها در حبس خانگی به‌سر می‌برند. البته خانم کروبی مدتی است که آزاد شده است.</p>
<p><strong>گذشته فراموش شده</strong></p>
<p>به اعتقاد فعالان حقوق زنان، گزارش احمد شهید در بخش زنان کامل نیست. به خصوص این‌که مسئله نقض حقوق بشر در ایران یک مسئله دامنه‌دار و قدیمی ‌است، حال آن‌که این گزارش تنها به وضع موجود پرداخته و ریشه‌های گذشته را نادیده گرفته است. به نظر می‌رسد که از دید فعالان حقوق بشر و زنان، پرداختن به حوادث گذشته و اشاره به موارد نقض حقوق بشر در فرازهای دیگر تاریخ ایران هم ضروری است که این گزارش، یا نخواسته یا نتوانسته به آن‌ها بپردازد.</p>
<p>رضوان مقدم، فعال حقوق زنان به رادیو زمانه می‌گوید: &#8220;موارد زیادی در این گزارش غایب است؛ مسائل مربوط به فعالان کارگری، معلمان و &#8230; اما در مورد مسائلی که به شکل خاص به زنان مربوط می‌شود هم به نظرم کم‌کاری شده و تنها به ذکر اسامی‌ بسنده شده است. غیر از مواردی که در گزارش آمده، باید به موارد مهمی ‌مثل اعدام‌های مبهم نظیر اعدام شیرین علم‌هولی و زهرا بهرامی، روزنامه‌نگاران زنی که در چند سال اخیر بازداشت شدند و محدودیت‌هایی که در مورد فعالان حقوق زنان وجود دارد، توجه می‌شد.&#8221;</p>
<p>خدیجه مقدم، فعال دیگری در حوزه حقوق زنان است که این گزارش را کافی نمی‌داند و در گفت‌وگو با رادیو زمانه می‌گوید: &#8220;ما وقتی شنیدیم گزارشگر ویژه تعیین شده، شروع به نامه‌نگاری کردیم و از طریق کانال‌های ارتباطی‌مان با مسئول میز ایران در سازمان ملل تماس گرفتیم. گزارش‌های مفصلی درباره وضعیت مادران خاوران و مادران پارک لاله ارائه شد و خواسته‌ها و شکایت‌های آن‌ها منتقل شد اما متاسفانه این گزارش اشاره‌ای به این موارد نکرده است. در این گزارش اشاره‌ای به کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات نشده و حوادث ۳۰‌ساله ایران در نظر گرفته نشده است. به نظر من، این نوعی بی‌حرمتی به مادرانی است که اکنون در‌۱۰شهر دنیا حامی دارند و حتی حامیان آن‌ها هم دستگیر شده‌اند و دو نفرشان حکم زندان هم گرفته‌اند. در این گزارش حتی اشاره‌ای هم به آن‌ها نشده است.&#8221;</p>
<p>نادیده گرفتن همجنس‌گرایی از موارد دیگری است که خدیجه مقدم آن را به عنوان نقطه ضعف این گزارش ذکر می‌کند: &#8220;۲۰‌سال است همجنس‌گرایی از فهرست بیماری‌های سازمان بهداشت جهانی درآمده است و گفته می‌شود ۱۰‌درصد افراد هر جامعه‌ای را این گروه تشکیل می‌دهند. با این حساب این گروه که بخشی از آن‌ها زن هستند و شامل تعداد قابل توجهی در ایران می‌شوند نادیده گرفته شده‌اند. با وجود تلاش‌هایی که بچه‌های این گروه در خارج از کشور برای انتقال گزارش‌ها و اطلاعات‌شان به آقای شهید کردند، این گزارش اشاره‌ای به آن‌ها هم نمی‌کند.&#8221;</p>
<p><strong>صدای‌مان را بلندتر می‌کنیم</strong></p>
<p>یک هفته پس از انتشار گزارش احمد شهید درباره وضعیت حقوق بشر در ایران،  صادق لاریجانی، رئیسقوه قضاییه ایران در واکنشی آن را &#8220;سخیف، نا صحیح و غیرمستند&#8221; توصیف کرد و موارد مطرح شده را دعاوی مخالفان و معارضان نظام دانست. با این اظهار نظرها، خیلی‌ها با ناامیدی به تاثیر انتشار چنین گزارش‌هایی نگاه می‌کنند و معتقدند این گزارش‌ها تغییری در وضعیت ایجاد نمی‌کند، اما در مقابل خود احمد شهید معتقد است که ایران به وجهه بین‌المللی خود حساس است و حتی تلاش می‌کند در مجامع بین‌المللی نقش بازی کند. او همچنین امیدوار است که راه برای گفت‌و‌گو و ورود او به ایران باز شود. با این‌که آقای شهید تاکید می‌کند که نام‌ها و نمونه‌ها به شکل نمادین مطرح شده‌اند و گزارش‌های بعدی کامل‌تر خواهند بود؛ فعالان اجتماعی و سیاسی بر بررسی علت نقصان‌های این گزارش تاکید دارند.</p>
<p>به عقیده رضوان مقدم، فقدان منابع قابل اعتماد، فرصت کم و محدودیت شاهدان عینی در انتقال اطلاعات، ازجمله دلایلی هستند که منتهی به کاستی‌هایی در گزارش احمد شهید شده است. او می‌گوید: &#8220;جا داشت این زمینه عمیق‌تر بررسی شود. ممکن است به دلیل موانع و محدودیت‌های موجود، تعداد کسانی که بتوانند با گزارشگر ویژه تماس بگیرند و اطلاعات را در اختیار او بگذارند کم باشد، اما موارد مشهور و گزارش‌های تکمیل شده دیگری وجود دارد که احمد شهید می‌توانست به آن‌ها مراجعه کند. به عنوان مثال، گزارش‌های ماهانه و سالانه سازمان عفو بین‌الملل و گزارشگران بدون مرز و &#8230;.&#8221;</p>
<p>این فعال حقوق زنان البته راه‌حل‌هایی هم برای تهیه بهتر این گزارش‌ها ارائه می‌کند: &#8220;از طرفی، خود احمد شهید باید فعال‌تر عمل کند و از طرف دیگر فعالان مدنی و سیاسی باید در زمینه‌های فعالیت‌شان گزارش بدهند. باید صداهای گوناگون شنیده شود تا به کشف حقیقت بیانجامد.&#8221;</p>
<p>خدیجه مقدم هم با اشاره به این‌که در این گزارش به برخی منابع اطلاعاتی اهمیت بیشتری داده شده است، می‌گوید:&#8221; به نظر من نقص‌های این گزارش به حدی بود که شاید بهتر بود به شکل عمومی منتشر نشود. دست‌کم باید این مسئله را که گزارش بعد کامل می‌شود توضیح می‌دادند، اما به هر حال، ما از هر تلاشی که برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران صورت بگیرد خوشحال می‌شویم و از آن استقبال می‌کنیم. فکر می‌کنیم که باید صداها را بلندتر کنیم، بنابراین به فعالیت‌مان ادامه می‌دهیم. امیدواریم که این تلاش‌ها نتیجه داشته باشد.&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/1882/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
