<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Apr 2012 09:33:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>«شب را بازپس بگیریم» / الهه امانی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2047/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2047/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 09:31:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان جهان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2047/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2047/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://fair-family-law.org/IMG/arton6921.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>ارتقاء آگاهی در زمینه اذیت و آزار جنسی و پروژه «طناب رخت» ماه آوریل در امریکا، به اطلاع رسانی و ارتقاء آگاهی در زمینه اذیت و آزار جنسی که یکی از غیرانسانی ترین اشکال خشونت علیه زنان است، اختصاص دارد. خشونت علیه زنان یکی از موانع جدی در زمینه رعایت حقوق انسانی زنان و علت...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2047/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><a href="http://fair-family-law.org/spip.php?article6921"><br />
<img src="http://fair-family-law.org/IMG/arton6921.jpg" alt="" width="140" height="155" /></a></p>
<div>
<p><a href="http://fair-family-law.org/spip.php?page=print&amp;id_article=6921"></a></p>
<p><a href="http://fair-family-law.org/spip.php?page=print&amp;id_article=6921"> </a><a href="http://fair-family-law.org/spip.php?page=print&amp;id_article=6921"></a></p>
</div>
</div>
<div>
<div>
<p>ارتقاء آگاهی در زمینه اذیت و آزار جنسی و پروژه «طناب رخت» ماه آوریل در امریکا، به اطلاع رسانی و ارتقاء آگاهی در زمینه اذیت و آزار جنسی که یکی از غیرانسانی ترین اشکال خشونت علیه زنان است، اختصاص دارد.</p>
<p>خشونت علیه زنان یکی از موانع جدی در زمینه رعایت حقوق انسانی زنان و علت و معلول نابرابری های جنسیتی است.</p>
<p>اواخر سال های ۱۹۷۰ بود که گروه ها و سازمان های زنان در انگلستان با ابتکار «شب را بازپس بگیریم» (Take back the night) به اعتراض عمومی و راهپیمایی پرداختند. این اعتراضات به سرعت متشکل و در سال ۱۹۷۸ برای نخستین بار راهپیمایی ها به طور هم زمان در نیویورک و سانفرانسیسکو برگزار شد.</p>
<p>در اوایل سال ۱۹۸۰، ماه اکتبر به آگاهی رسانی در زمینه خشونت علیه زنان تعلق گرفت. اما با گذشت زمان به علت اپیدمی خشونت علیه زنان به ویژه در شکل خشونت و آزاری که در حیطه خانواده به زنان اعمال می شود، بیشتر اطلاع رسانی ها در ماه اکتبر به مباحث مربوط به خشونت و اذیت و آزار در خانواده از جمله ضرب و شتم، اذیت و آزار روحی، روانی و کلامی اختصاص یافت و بُعد اذیت و آزار جنسی که عمدتا با سکوت برگزار می شود در متن این آگاهی رسانی ها کم رنگ شد. از این رو، کنشگران حقوق و امنیت زنان، فعالان حقوق انسانی و دیگر نهادهایی که برای امنیت زنان و رهایی آنان از خشونت جنسی- که عمدتا با سکوت مواجه می شود- اهمیت خاصی قایل بودند، در سال ۲۰۰۱ به طور رسمی و با پیگیری، ماه آوریل را به عنوان ماه آگاهی رسانی در زمینه اشکال گوناگون خشونت جنسی در آمریکا به ثبت رساندند.</p>
<p><strong>اذیت و آزار جنسی در امریکا</strong></p>
<p>بر اساس گزارش اخیر «شبکه ملی، تجاوز جنسی، اذیت و آزار<a name="_ftnref1"></a>» در امریکا:</p>
<p>- از هر ۶ زن امریکایی یک نفر در دوران زندگی خود مورد تجاوز یا به نیت تجاوز مورد حمله قرار گرفته است (۱۴٫۸ درصد مورد تجاوز و ۲٫۸ درصد مورد حمله قرار گرفته اند)</p>
<p>- از هر ۳۳ مرد یک نفر مورد اذیت و آزار جنسی یا حمله به قصد این امر قرار گرفته است</p>
<p>- در سال ۲۰۰۳ که این تحقیق انجام شده، از هر ۱۰ نفری که مورد تجاوز قرار گرفته ۹ نفر زن هستند (شایان توجه است که میزان تجاوز جنسی در زندان های مردان در امریکا بسیار زیاد است)</p>
<p>- ۴۴ درصد از قربانیان اذیت و آزار جنسی زیر سن ۱۸ سال قرار دارند یعنی کودک محسوب می شوند</p>
<p>- ۸۰ درصد قربانیان اذیت و آزار جنسی زیر سن ۳۰ سال هستند</p>
<p>- هر دقیقه ۲ نفر در امریکا مورد اذیت و آزار جنسی قرار می گیرد</p>
<p>- ۵۴ درصد اذیت و آزارهای جنسی به پلیس گزارش نمی شود</p>
<p>- ۳/۲ تمام این اذیت و آزارها توسط شخصی انجام می شود که به فرد قربانی نزدیک است</p>
<p>- ۳۸ درصد متجاوزان جنسی در حلقه دوستان فرد قربانی قرار دارند</p>
<p><strong>پروژه «طناب رخت»</strong></p>
<p>این پروژه با نیت قدردانی از استقامت و کرامت قربانیان و بازماندگان خشونت و اذیت و آزار جنسی، هر ساله در صدها شهر و هزاران کالج و دانشگاهِ امریکا برگزار می شود.</p>
<p>تاریخچه این ابتکار از این قرار است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، گروه «مردان برای مقابله با تجاوز جنسی» در واشنگتن آماری را منتشر کرد که بسیار تکان دهنده بود. براساس این آمار، اگر در جنگ ویتنام ۵۸۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند، طی همان دوران ۵۱۰۰۰ زن به دست نزدیکترین افراد خود از جمله همسر، دوست پسر، و وابسته نزدیک خود جان خود را از دست دادند.</p>
<p>این آمار تکان دهنده در سال ۱۹۹۰ سبب شد که ائتلافی از زنان در کِیپ کدِ<a name="_ftnref2"></a> ماساچوست تشکیل شود. یخبندان سکوت در زمینه اذیت و آزار جنسی شکسته شد و زنان تشویق شدند تا راجع به تجربیات خود سخن گویند. هسته کوچک اما فعال این ائتلاف، زنان متعهدی بودند که خود خشونت را بسیار و به اشکال گوناگون تجربه کرده بودند. این گروه بر آن بودند تا از آمارهای موجود در این زمینه، با توجه به اینکه بسیاری از موارد گزارش نمی شود، به مثابه اهرمی برای آگاهی دادن نسبت به اذیت و آزار جنسی استفاده کنند.</p>
<p>یکی از این زنان ریچل کری هارپر<a name="_ftnref3"></a> بود که بسیار هنرمند بود. ریچل بسیار متاثر از دیدن چهل تکه ای که در زمینه مسئله ایدز تهیه شده بود، درصدد بود با ابتکاری نوین برای آگاهی رسانی در زمینه اذیت و آزار جنسی به این کارزار توان بخشد. او مبتکر «طناب رخت» است و به قول او بسیار طبیعی بود که به این فکر بیفتد.</p>
<p>او چنین ابراز کرد که رخت شویی یکی از وظایف زنان است. زنان تا قبل از دردسترس قرارگرفتن ماشین لباس شویی، رخت ها را روی بند آویزان می کردند و این فرصتی هم بود که در حیاط با زن دیگری که مشغول همین کار در حیاط کناری بود، درد دل کنند.</p>
<p>هسته اساسی پروژه «طناب رخت» براین است که هر زنی که مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته هر آنچه می خواهد بر روی یک بلوز نوشته یا نقاشی کرده و آن را به طناب آویزان کند. این عمل فرایندهای مثبت متفاوتی می تواند داشته باشد.</p>
<p>- با ابراز احساس خود، فرد خشونت دیده از نظر احساسی ترمیم می شود و آرامش نسبی می یابد.</p>
<p>- با آویزان کردن آن نوشته به طناب، فرد مورد خشونت واقع شده، وابستگان و بازماندگان و خانواده فرد، با پشت کردن به آن به طور سمبولیک از بار سنگین احساس آن فاصله می گیرند.</p>
<p>- از سوی دیگر، فردی که جان سالم از اذیت و آزار جنسی به در برده با دیدن زنان دیگر که خود قصه خود را به روی بلوز خود به نگارش در آورده اند به این واقعیت تلخ پی می برد که وی تنها نیست و می تواند زبان گشوده و مهر سکوت را بشکند.</p>
<p>در سال ۱۹۹۰ در ماساچوست، اولین «طناب رخت» با شرکت ۳۱ زن که هر کدام بر روی بلوزهای خود پیامی داشتند به نمایش درآمد. این پروژه بخشی از راهپیمایی “take back the night”  بود. امروزه در صدها نقطه جهان این پروژه انجام می شود و به طور تخمینی متجاوز از ۶۰۰۰۰ زنِ مورد اذیت و آزار واقع شده، بلوز خود را به «طناب رخت» آویزان کرده اند.</p>
<p>عکس های زیر از اجرای «طناب رخت» در دانشگاه ایالتی فولرتن است که در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۱۲ برگزار شد.</p>
<p>پانوشت:</p>
<p>- آمارهای مربوط به اذیت و آزار جنسی یا تهدید به انجام چنین امری براساس مفاهیم مندرج در متن قوانین آمریکا است.</p>
<p>در بسیاری از کشورهای جهان اساسا نهادهای مدنی یا دولتی که به جمع آوری این گونه آمارها بپردازد وجود ندارد و با توجه به بار منفی فرهنگی-اجتماعی که بر روی قربانیان اذیت و آزار جنسی وجود دارد، درصد بالاتری از افراد خشونت دیده مهر سکوت بر لب می زنند.</p>
<p><img src="http://fair-family-law.org/IMG/jpg/photo_1_.jpg" alt="" width="500" height="344" /></p>
<div>
<div title="براى گنجاندن این راه کوتاه در متن, دوبار کلیک کنید."><img src="http://fair-family-law.org/IMG/jpg/photo-_2_.jpg" alt="" width="500" height="326" /></div>
<div title="براى گنجاندن این راه کوتاه در متن, دوبار کلیک کنید."><img src="http://fair-family-law.org/IMG/jpg/photo_3_.jpg" alt="" width="500" height="353" /></div>
<div title="براى گنجاندن این راه کوتاه در متن, دوبار کلیک کنید.">
<div title="براى گنجاندن این راه کوتاه در متن, دوبار کلیک کنید."><img src="http://fair-family-law.org/IMG/jpg/photo_4_.jpg" alt="" width="500" height="313" /></div>
</div>
<hr size="1" />
<div id="ftn1">
<p><a name="_ftn1"></a> &#8211; Rape , Abuse and Incest National Network</p>
</div>
<div id="ftn2">
<p><a name="_ftn2"></a> &#8211; Cape Cod</p>
</div>
<div id="ftn3">
<p><a name="_ftn3"></a> &#8211; Rachel Cary Harper</p>
<p>یکشنبه ۲۹ آوریل ۲۰۱۲-۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱</p>
</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2047/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیام بهاره هدایت به بنیاد هارالد ادلستام در پی اعطای جایزه شجاعت فوق العاده و تعهد فعالانه برای عدالت</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2043/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2043/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 22:38:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره هدایت]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2043/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2043/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L400xH267/Bahare-1-0ae5e.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>مراسم اهدای اولین جایزه بنیاد هارالد ادلستم به بهاره هدایت به دلیل &#8220;شجاعت فوق‌العاده و تعهد فعالانه به عدالت در برابر نقض حقوق بشر در ایران&#8221;، ظهر امروز در شهر استکهلم سوئد برگزار شد. بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که به دلیل حضور در زندان نمی تواند در این مراسم حضور بیابد،...<a href="http://shabakeh.de/news/2043/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<h1></h1>
<p><span style="font-size: 11px;"><br />
</span></p>
</div>
<div>
<p>مراسم اهدای اولین جایزه بنیاد هارالد ادلستم به بهاره هدایت به دلیل &#8220;شجاعت فوق‌العاده و تعهد فعالانه به عدالت در برابر نقض حقوق بشر در ایران&#8221;، ظهر امروز در شهر استکهلم سوئد برگزار شد.</p>
<p>بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که به دلیل حضور در زندان نمی تواند در این مراسم حضور بیابد، در پیامی از زندان خطاب به بنیاد هارالد ادلستم آورده است:</p>
</div>
<div>
<p>«عنوان &#8220;شجاعت فوق العاده و تعهد فعالانه برای عدالت&#8221; برای این جایزه مرا بر آن می دارد که روزی نه چندان دور را آرزو نمایم که هیچ کس برای تعهد فعالانه خود جهت دستیابی به عدالت و اعتراض به نقض حقوق بشر مستوجب پرداخت هزینه نباشد و انتخاب سبک زندگی، ابراز عقیده و انتقاد از حاکمان و مطالبه حقوق برابر نه از سر &#8220;شجاعت فوق العاده&#8221;، بلکه آزادانه و جزء حقوق سلب ناشدنی مردم سرزمینم باشد.»</p>
<p><img src="http://iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L400xH267/Bahare-1-0ae5e.jpg" alt="" width="400" height="267" /></p>
<h3>مراسم اهدای جایزه به بهاره هدایت در استکهلم سوئد (عکس از داوود موسوی)</h3>
<p>به گزارش دانشجونیوز، مراسم اهدای این جایزه امروز در شهر استکهلم برگزار خواهد شد و پروین اردلان به نمایندگی از بهاره هدایت این جایزه را دریافت خواهد کرد.</p>
<p>در اردیبهشت ماه ۱۳۸۹، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، بهاره هدایت را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «توهین به رئیس‌جمهوری و تبلیغ علیه نظام» به ۷ سال و نیم زندان محکوم کرد. هم‌چنین حکم دو سال حبس تعلیقی بهاره هدایت به اتهام «اقدام علیه امنیت از طریق برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵» نیز به اجرا درآمده و وی در مجموع به ٩ سال و نیم حبس محکوم شد. شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران در مرداد ۱۳۸۹، این حکم را عینا تایید کرد. علاوه بر این، بهاره هدایت به همراه مهدیه گلرو و مجید توکلی در دادگاهی دیگر به دلیل انتشار مطالبی از داخل زندان، به اتهام &#8220;تبلیغ علیه نظام&#8221;، به شش ماه زندان دیگر محکوم شد و حکم وی به ده سال زندان افزایش یافت.</p>
<p>در بیانیه بنیاد ادلستام اعلام شده بود که بهاره هدایت با شجاعت فوق العاده و تعهد به عدالت، به صورت فعالانه به مقابله با نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است و علیرغم تهدیدات نیروهای امنیتی و اطلاعاتی حکومت، بارها زندگی و آزادی خود را برای دفاع از حقوق بشر به خطر انداخته و از این رو شایسته دریافت جایزه ادلستام شناخته شده است.<img src="http://iran-women-solidarity.net/local/cache-vignettes/L400xH267/Bahare2-0d54b.jpg" alt="" width="400" height="267" /></p>
<h3>پروین اردلان جایزه بهاره هدایت را دریافت کرد (عکس از داوود موسوی)</h3>
<p>جایزه ادلستام، یک جایزه معتبر بین المللی است که در سوئد و توسط بنیاد هرالد ادلستام برای فعالیت های برجسته و شجاعانه در دفاع از حقوق بشر اهدا می شود. این جایزه به نام و یاد دیپلمات و سفیر سوئدی، هرالد ادلستام (٨٩-١٩١٣) نامگذاری شده است. شهرت هرالد ادلستام به دلیل فعالیت های شجاعانه مدنی و مبارزه برای حقوق بشر است. وی در زمان جنگ جهانی دوم به فرار اعضای گروه های مخالف در آلمان کمک کرده بود. همچنین، بعدها در زمان تصدی سفارت سوئد در شیلی به هنگام کودتای آگوستو پینوشه در شیلی، در در فرار و نجات جان فعالان سیاسی شیلی و همچنین سیاستمداران کوبایی نقش بسیار مؤثری داشت.</p>
<p><strong>متن پیام بهاره هدایت که در اختیار دانشجونیوز قرار گرفته، به شرح زیر است:</strong></p>
<p><strong>بسیار مفتخرم که مراتب تشکر و قدردانی خود را از اعطای این جایزه از سوی بنیاد هارالد ادلستم اعلام دارم. اما بگذارید کمی از احساس خود پس از دریافت خبر این جایزه از سوی خانواده ام در یکی از ملاقات های هفتگی برایتان بگویم.</strong></p>
<p><strong>در ابتدا هر چند نمی توانستم شادی خود را از دریافت این جایزه پنهان نمایم، شادی‌ای توامان با امید؛ امیدواری از اینکه پس از نزدیک به سه سال حضور در پشت میله های زندان، همواره هستند کسانی که برای پویندگان راه دشوار ازادی در اقصا نقاط جهان می کوشند و ان ها را از دغدغه فراموش شدن می رهانند و شعله های امید به کامیابی نهایی را در انها زنده نگاه می دارند. اما در پس این شادی رنجی دوچندان فرصت شادی را از من دریغ می کند.</p>
<p>رنج یادآوری انچه بر دانشجویان و همرزمانم در اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت رفت، انان که مشقت زندان و تبعید و محرومیت از تحصیل را در این راه به جان خریدند؛ رنج انچه بر خیل عظیم وکلا و روزنامه نگاران شجاع سرزمینم که جز برای اعاده حقوق پایمال شده مردمشان نمی کوشیدند، رفت؛ زنان سرزمینم که فریاد برابری خواهی شان رنج زندان و تبعید را برایشان به همراه داشت؛ از یاد نمی برم عزیزانی چون هدی صابر را که در این راه حتی از جان خویش دست شستند و مهمتر از همه هموطنان عزیزم و همراهان بزرگوارشان که فریاد حق خواهی و مطالبه ازادی شان جز گلوله، تازیانه، شکنجه، حصر و زندان پاسخی نیافت و همچنان با قامتی سرافراز گرچه مجروح و حبس کشیده ایستاده اند.</p>
<p>عنوان &#8220;شجاعت فوق العاده و تعهد فعالانه برای عدالت&#8221; برای این جایزه مرا بر آن می دارد که روزی نه چندان دور را آرزو نمایم که هیچ کس برای تعهد فعالانه خود جهت دستیابی به عدالت و اعتراض به نقض حقوق بشر مستوجب پرداخت هزینه نباشد و انتخاب سبک زندگی، ابراز عقیده و انتقاد از حاکمان و مطالبه حقوق برابر نه از سر &#8220;شجاعت فوق العاده&#8221;، بلکه آزادانه و جزء حقوق سلب ناشدنی مردم سرزمینم باشد و آخرین فردی از کشورم باشم که سزاوار دریافت این جایزه است&#8230;</p>
<p>با تشکر بهاره هدایت</p>
<p></strong><strong>زندان اوین بهار ١٣٩١</strong></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2043/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روشنفکران جهان در باره شعر گونتر گراس نظر می دهند / برگردان ناهید جعفرپور</title>
		<link>http://shabakeh.de/art/2040/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/art/2040/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 12:05:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات و هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ناهید جعفر پور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2040/</guid>
		<description><![CDATA[روشنفکرانی چون موشه سوکرمن، نوام چامسکی، دومینیکو لوسوردو، رولف فرلگر، اکه هارد کریپندورف و نورمن پچ در باره سخنان گونتر گراس نظر می دهند MOSHE ZUCKERMANN پروفسور سوکر من استاد تاریخ و فلسفه دانشگاه تلاویو است و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ رئیس انستیتوی تاریخ آلمان بوده است. کتاب های جدید وی عبارتند از: شصت سال اسرائیل،...<a href="http://shabakeh.de/art/2040/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روشنفکرانی چون موشه سوکرمن، نوام چامسکی، دومینیکو لوسوردو، رولف فرلگر، اکه هارد کریپندورف و نورمن پچ در باره سخنان گونتر گراس نظر می دهند</p>
<p>MOSHE ZUCKERMANN</p>
<p><em>پروفسور سوکر من استاد تاریخ و فلسفه دانشگاه تلاویو است و از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ رئیس انستیتوی تاریخ آلمان بوده است. کتاب های جدید وی عبارتند از: شصت سال اسرائیل، &#8220;ضد یهود! پیدایش یک بحران سیاسی صیهونیسم ( بن ۲۰۰۹)، اتهام بعنوان ابزار سلطه ( وین ۲۰۱۰).</em></p>
<p>&#8221; به جوهر تابو، سکوت در باره چیزی تعلق دارد که آگاهانه در باره اش صحبتی نمی شود و باید سکوت اختیار شود.</p>
<p>این &#8221; باید&#8221; یک قرار داد اجتماعی است و بار فرهنگی دارد. قراردادی که انسان به لحاظ انسان شناختی و جامعه شناختی عملکردهای متفاوتی در باره آن دارد. اما به لحاظ تاریخی مطلق نیست.</p>
<p>گونتر گراس چه گفته است؟ که یک چنین هیستری در آلمان آغاز شد. حداقل می توان توضیح داد و در باره آن بحث کرد: وی هیچ چیزی نگفته که صدها بار در خود اسرائیل گفته نشده و با توجه به دلائل و مدارک مورد سئوال قرار نگرفته باشد.</p>
<p>البته در اسرائیل در افکار عمومی هیچگاه در باره مسئله هسته ای صحبتی نشده و از این روی در باره &#8221; نابودی مردم ایران&#8221; بحث و گفتگوئی نشده.</p>
<p>اما اینکه امکان سناریو هائی وجود دارد که در آن از سلاح های هسته ای استفاده شود را کسی انکار نمی کند. اگر موجودیت اسرائیل بطور جدی مورد تهدید باشد، در این صورت اسرائیل از افراطی ترین ابزار موجود استفاده خواهد نمود. اما موجودیت اسرائیل از طریق بمب اتم ایران مورد تهدید نیست. هیچ دلیلی وجود ندارد که قبول کنیم دولت ملاها این بمب اتم را بر علیه اسرائیل بکار بگیرند چون در این صورت خودشان باید این خطر را بپذیرند که در مدت چند روز خودشان هم به ویرانه و خاکستر تبدیل شوند. در این باره ارتش اسرائیل و افراد سرویس های امنیتی در هفته های گذشته به اندازه کافی گفته اند.</p>
<p>هیچ چیزی معلوم نیست اما دریک جنگ چند هفته ای و یا چند ماهه ای اسرائیل می تواند ایران را ویرانه سازد ولی همزمان برای اسرائیل هم از بسیاری جهات حملات روزانه موشک های دوربرد ایران به شهرهای اسرائیل قابل تحمل نیست. یک چنین دینامیک جنگی که می تواند پیامدش حمله اتمی اسرائیل به ایران باشد در نتیجه تهدید اسرائیل توسط بمب اتم ایران نیست بلکه نتیجه آغاز استفاده از تسلیحات اتمی توسط اسرائیل است. قدرت اتمی اسرائیل را همانطور که گونتر گراس می گوید &#8221; در هر حال صلح جهانی را در معرض مخاطره قرار داده است&#8221; را نباید نتیجه نقشه ای مستقیم و فکر شده و آگاهانه از سوی اسرائیل دانست بلکه این خود از اثرات سیاستی است که اسرائیل در مجموع به پیش می برد که این امر به اندازه کافی خطر خود را برای صلح جهانی ثابت نموده است. این واقعیت که اسرائیل خیلی زود به تسلیحات اتمی دسترسی پیدا نمود می تواند بعنوان سیستم وحشت در واقع تهدیدی برای موجودیتش فهمیده شود. دولت صیهونیستی حتی یک بار هم در منطقه ای که بنیان گذاری شد و توانست با موفقیت خود را تحکیم کند با استقبال روبرو نشد. در واقع محور مجموعه مشکلات استفاده از تسلیحات مخرب نیست بلکه مشکل اصلی جدال خاورمیانه و قلب این جدال قدیمی یعنی جدال بر روی سرزمین اسرائیلی/فلسطینی است. کسی که نخواهد درک کند که تهدید اسرائیل توسط صدام و احمدی نژاد در مرحله نخست به جدال حل نشده اسرائیل و فلسطین در منطقه ربط دارد، باید ساکت بماند. اما دقیقا در این رابطه سیاست اسرائیل ده ها سال است که پیاده می شود: اسرائیل صلح فلسطینی ها را نمی خواهد زیرا که این صلح بدون خروج اسرائیل از مناطق اشغالی امکان پذیر نیست و اسرائیل هدفمند و اساسی مشغول شهرک سازی در زمین های فلسطینی هاست. اجرای پیمان صلح و اجرای واقعی آن در دست های اسرائیل قرار دارد. اسرائیل این را می خواهد اما دولت مردی را که طرفدار آن بود از بین می برد. دولت کنونی ظاهرا از راه حل دو کشور دفاع می کند اما در عمل بطور سیستماتیک بر علیه اش حرکت می کند. شعار های احمدی نژاد &#8221; یاوه گو&#8221; در باره کسی مثل نتانجاهو جور در می آید. دقیقا وی ( نتانجاهو) ازاین مسئله استفاده می کند تا با بلوف به خطر انداختن موجودیت اسرائیل توسط بمب اتمی ایران نگاه ها را از مشکل محوری اسرائیل منحرف سازد. همه این مسائل برای همه روشن است و اگر بخشی هم قبول نکنند بحث جدیدی نیست.</p>
<p>بنابراین چه چیزی در شعر گونتر گراس افکار عمومی آلمان را چنین برآشفته نمود؟</p>
<p>پاسخ در محتویات این شعر نیست بلکه مطمئنا در این واقعیت نهفته است که یک تابو توسط گونتر گراس شکسته شده است که در نورم غالب آلمانی در باره اش سکوت می شده است.</p>
<p>گونتر گراس شکایت از فرستادن یک زیر دریائی دیگر از طرف آلمان به اسرائیل می کند. او شاید بخاطر ندارد که پیمان فرستادن زیر دریائی به اسرائیل ارثیه جبران خسارات جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ است در واقع جبران این مسئله است که آلمان به صنایع تسلیحاتی صدام حسین تسلیحات گازی فرستاده بود. وی از این صحبت می کند که ما آلمانی ها می توانیم به صادر کنندگان ابزار جنایت تبدیل شویم. همان موقع هم باید تعجب می کردیم: البته شکایتی نشد که آلمانی ها چرا صنایع تسلیحاتی به صدام حسین می دهند. مسلما صنایع تسلیحاتی جهانی ( که اسرائیل هم بشدت در آن سهیم است) در سیستم سرمایه داری در یک چنین شکل از منفعت و سودآوری هیچ جلو داری ندارد.</p>
<p>NOAM CHOMSKY</p>
<p>منطق اصلی درست است. شاید این مسئله برای آلمان چیز جدیدی است اما در جاهای دیگر امری معمولی است. حتی رئیس اسبق نهاد &#8221; فرماندگی استراتژیک ایالات متحده برای سلاح های هسته ای&#8221; سال ها پیش اخطار نموده بود که سلاح های هسته ای اسرائیل &#8220;بسیار خطرناک&#8221; خواهند شد.</p>
<p>من در این باره و بیشتر از آنچه در این نوشته وجود دارد مطالب زیادی نوشته ام که شک دارم بتواند در این مسئله بخصوص برای آلمانی ها مفید باشد.</p>
<p>DOMENICO LOSURDO</p>
<p><em>دومینیک لوزوردو روزنامه نگار و پروفسور فلسفه دانشگاه اوربینو است. از وی تا کنون کتاب های بیشماری چاپ شده است که به لحاظ بین المللی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. از جمله بیوگرافی نیچه، مبارزه بر سر تاریخ (۲۰۰۷)، دمکراسی یا بوناپارتیسموس (۲۰۰۸)،شورشی اشرافی (۲۰۰۹) و آزادی بعنوان امتیاز ـ تاریخ لیبرالیسم (۲۰۱۰)</em></p>
<p>چندی پیش حتی اوباما هم از سوی افراط گریان صیهونیستی بعنوان ضد یهود خوانده شد. زیرا که وی بی سر و صدا در باره شهرک سازی اسرائیل در مناطق اشغالی سخنانی گفته بود.</p>
<p>طبیعتا حال این اتهام متوجه گونتر گراس هم شد. تروریسم ایدئولوژیکی هر صدای منتقدی را ـ بجز توسعه طلبی اسرائیل و سیاست جنگی اش ـ به سکوت وادار می نماید.</p>
<p>ROLF VERLEGER</p>
<p><em>پروفسور دکتر رولف فرلگر نویسنده کتاب اسرائیل گمراه، یک نگاه یهودی (۲۰۱۰) می باشد و عضو نهاد صدای یهودی برای صلح عادلانه در خاورمیانه می باشد</em></p>
<p>غالب نظرهای علنی شده در باره شعر گراس بشدت او را نقد کرده اند اما در باره یهودیانی که گراس را نقد نموده اند من سئوال می کنم آیا این یک موضع یهودی است؟</p>
<p>چیزی که برای خودت نفرت انگیز است برای دیگری نخواه. در واقع این کل تورات است. بقیه همه توضیحات و آموخته هاست. خوب حال برگردیم به این مسئله که احمدی نژاد خواهان این شده که اسرائیل از نقشه زمین محو شود. البته این خواست اصلا درست نیست اما اسرائیل هم مدت های طولانی است که خواهان تغییر رژیم ایران است و در واقع همان کاری را با رژیم ایران می کند که آنها با او می کنند. شاید ایران می خواهد بمب اتم بسازد ولی خود اسرائیل هم بمب اتم را مدتهای طولانی است که دارد.</p>
<p>هم آمریکا و هم اسرائیل خواهان منافع خود هستند و متاسفانه اتحادیه اروپا هم در این بازی به آنها کمک می کند. آمریکائی ها می خواهند در خاورمیانه نفت خیز تنها رژیم های دست نشانده خود را بنشانند و می خواهند جبران این اشتباه را کنند که آنها با جنگ عراق به ایران نفوذ بیشتری بخشیدند.</p>
<p>اسرائیل در سال ۱۹۴۸ فلسطینی ها را راند و زمین های آنان را تصرف نمود و از بازگشت آنها جلوگیری نمود و امروز به آنها تبعیض می کند و حقوق آنها را از بین می برد. بی حقوقی فلسطینی ها در نوار غزه و نوار غربی و زندانی کردن آنها در این مناطق وووو اسرائیل نمی خواهد در باره این بی حقی ها صحبت کند و در عوض خودش را بعنوان قربانی بمب اتم ایران جای می زند. در تورات آمده تو نباید جان آدمها را بگیری زیرا که خشونت هیچگاه راه حلی نبوده است. زمانی که انسان نقد های ناسیونالیست های راست اسرائیل و نقد کونتر گراس را می شنود به این می اندیشد که همیشه این دیگرانند که بدند و شرند. آیا این وظیفه ما نیست در ابتدا سهم خود را بشناسیم و خود را تغییر دهیم.</p>
<p>EKKEHART KRIPPENDORFF</p>
<p>پ<em>روفسور کریپن دورف دانشمند حقوق سیاسی است و دانشگاه های بیشماری را اداره می کند. آخرین بار وی پروفسور حقوق سیاسی و سیاست آمریکای شمالی در انستیتوی جان اف کندی دانشگاه آزاد برلین بود. وی بعنوان یکی از چهره های شاخص جنبش صلح آلمان شمرده می شود.</em></p>
<p>بگذارید بر گردیم به این موضوع که چرا گونتر گراس چند روز قبل از علنی شدن شعرش بیانیه دو سویه جنبش صلح را در باره اختلافات با ایران که در روزنامه فرایتاگ و زود دویچه سایتونگ علنی گشت را امضا نکرد.</p>
<p>امضای وی می توانست وزنه بیشتری به این بیانیه بدهد و نتیجه این می شد که اکنون آنها از این همه نقد و تفسیر اجتناب کنند. امضای ۵۰ روشنفکری که ده ها سال است در مسائل صلح و جدیدا در باره خطر جنگ هسته ای در خاورمیانه در حال تحقیقند.</p>
<p>خوب تابو شکنی در کجای نوشته گراس وجود دارد؟</p>
<p>وی می توانست همانطوری که جنبش صلح در بیانیه اش آورده است از دولت آلمان بخواهد که کنفرانس تصمیم گرفته شده سازمان ملل را در باره منطقه آزاد از تسلیحات اتمی در خاورمیانه که در سال ۲۰۱۲ آغاز میشود و تا کنون از سوی افکار عمومی با بی توجه ای روبرو شده است را به طور فعال به پیش ببرند.</p>
<p>خوب گونتر گراس چه گفته است؟ که شارلوته کونوبلوخ غیر مسئولانه خوانده و دیتر گراومن برگرداندن واقعیت ها نامیده است و امانوئل ناهسون نماینده اسرائیل در برلین ضد یهود تحلیل کرده است؟</p>
<p>گراس هیچ چیزی بیشتر از آنچه جنبش صلح در سال های سیاه جنگ سرد بدون خستگی تلاش کرد به افکار عمومی بگوید که تسلیحات اتمی و بکار گرفتن آن در خاورمیانه باعث نابودی شهرها و روستاها و وو می شود را نگفته است.</p>
<p>کلاهک های اتمی امروزی که تنها در اختیار قدرت های اتمی قرار ندارد بلکه به احتمال قوی کشور اسرائیل هم در اختیار دارد قدرت تخریبشان به اندازه بمب بکار گرفته شده در هیروشیما می باشد.</p>
<p>هیچکسی نمی داند با چه تسلیحاتی ارتش اسرائیل برای زدن تاسیسات اتمی ایران وارد عمل خواهد شد. همه چیز حاکی از این است که از تسلیحات اتمی استفاده خواهند نمود. تکنیکر های اسرائیلی هم به احتمال قوی به قدرت تخریب و آسیب رسانی تسلیحات خود زیاد واقف نیستند. از سوی دیگر قدرت تخریب اشعه ای که در نتیجه تخریب تاسیسات ایران آزاد می شود هم در مقایسه با فوکوشیما بسیار پرقدرت تر است.</p>
<p>برای چه برخی از عالی مقامان ارتش اسرائیل و صاحب منصبان سرویس های امنیتی اسرائیل یک حمله پیشگیرانه را جدا از خطرات سیاسی غیر قابل پیش بینی اش برای منطقه، فاجعه می خوانند و خواهان اجتناب فوری از آن هستند.</p>
<p>گونتر گراس کاملا بدرستی در باره این امکان که یک چنین حمله ای قادر است مردم ایران را نابود کند، اعلام خطر می نماید ـ و منظور در اینجا این نیست که هدف استراتژیک سیاست اسرائیل این است آنطوری که منتقدین شرورانه به وی اتهام می زنند. بلکه وی از خطر احتمالی چنین حمله ای برای بخش اعظمی از مردم ایران صحبت می کند. برای اثبات این مسئله می توان به تاریخ مراجعه نمود ـ به جنگ هائی که در ویتنام، سومالی، افغانستان، عراق انجام شد و اشتباهات نظامی در این مناطق ووو وحتما باید گفته شود که ـ سخنگویان سیاست اسرائیل در آلمان با عکس العمل کورشان به نوشته گونتر گراس، فاقد این شهامت هستند که این حقیقت را بگویند &#8221; کلید تمامی مشکلات در خاورمیانه برداشتن قدمهائی برای حل اختلافات اسرائیل / فلسطین است. حل مشکلاتی و برداشتن قدمهائی که در حال حاضر دولت کنونی اسرائیل توجه و علاقه ای به آن ندارد و هر روز بیشتر از گذشته با شهرک سازی ها مردم بیشتری را که تنها در صلح می خواهند زندگی کنند را می راند .</p>
<p>NORMAN PAECH</p>
<p><em>پروفسور نورمن پیچ تا سال ۲۰۰۵ رئیس حقوق همگانی مدرسه اقتصاد و سیاست هامبورگ بوده است و عضو شورای علمی آتاک است و بعنوان سیاستمدار در حزب چپ فعال است.</em></p>
<p>مرسی گونتر گراس!</p>
<p>بالاخره صدائی پیدا شد که به تحریکات و رسوائی ها دامن زد. رسوائی ها و تحریکاتی که سال هاست برای همه آشکار شده است اما بشدت و بطور گسترده در باره اش سکوت می شود.</p>
<p>من منظورم تنها سکوت رسانه ها نیست. رسانه هائی که در آنها با وجود اینکه به این اعمال اشاره می شود اما در آخر آنها را می پذیرد. موضوع بر سر سیاستی است که تنها بقول گراس &#8221; صلح شکننده جهان&#8221; را مورد مخاطره قرار می دهد و بر علیه آن هیچ اقدامی نمی کند و حتی آنرا جلو می اندازد آنهم با صدور زیر دریائی هائی که امتیازشان دارا بودن کلاهک های اتمی خطرناک است و هر کدامشان مثل یک بمب اتم عمل می کنند ( گفته گونتر گراس)</p>
<p>این گفته های بسیار روشن در غالب شعر بعنوان فریاد یک نویسنده آورده شده. نویسنده ای که سکوت طولانی مدت خویش را بر علیه دوروئی ها و دروغ ها دیگر تحمل نمی کند.</p>
<p>یک قدرت اتمی که تقریبا روزانه تهدیدات جنگی بر علیه یک کشور خاورمیانه ای می کند و اصلا دیگر در باره اش صحبتی نمی شود و تنها فقط در این باره گفتگو می شود که اگر حمله شود خطر صلح جهانی تا چه حد خواهد بود. همچنین نفی هلوکاست و شک به این که ایران اتم را برای منافع صلح آمیز می خواهد یا نه این توجیه را به دولتی نمی دهد که تهدید به حمله نظامی کند. برای بخشی از سیاستمداران و بخشی از جمعیت روشنفکر اخطار نویسنده مهم تر از تهدیدات به جنگ دولت اسرائیل است. شیرم ماخر در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه پیچ گوشتی را در دست می گیرد و شعر گراس و خود گراس را تا آنجا که می تواند تکه تکه میکند تا بالاخره چیزی از آن بیرون بکشد که نه مفهوم ادبی دارد و نه اصولا معنائی. سگ هائی که مورد حمله قرار گرفته اند پارس می کنند. تمامی نفرت و توهین و افترا که گونتر گراس را مورد حمله قرار می دهد تنها این احساس ناخوش آیند را در من باقی می گذارند که حسادت در باره نتایجی که شعر این نویسنده روی افکار عمومی می گذارد تا چه حد زیاد است. نفرت در برابر نویسنده ای که هیچگاه مورد علاقه آنها نبوده نه به لحاظ ادبی و نه سیاسی. برای اینکه هیچگاه از او خوششان نیامده حرفهای درست او را رد می کنند. ناراحت از حمله به یک تابو. تابوئی که همواره در باره آن سکوت شده است. گونتر گراس نسبت به اعتراضش بر علیه تسلیحات اتمی که در سال ۱۹۸۳ علنی نمود، امین مانده است و این اعتراض را در قالب شعرش باردیگر قوت بخشیده است. امید که دیر نباشد و بخاطر این باید از گونترگراس ممنون باشیم.</p>
<p>Jakob Augstein</p>
<p>گونتر گراس با شعرش ( چیزی که باید گفته شود) کاملا محق است: او آلمان را از سایه صحبت های آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان که می گوید امنیت اسرائیل به &#8221; خرد دولتی آلمان&#8221;تعلق دارد، بیرون می کشد و بدرستی از اینکه اسرائیل به جهان منطق اتمام حجت را تحمیل می کند، نقد می نماید.</p>
<p>مسلما این شعر خارق العاده نیست و باز هم مسلما یک بررسی درخشان سیاسی هم نیست اما همین خطوط کوتاهی که گونتر گراس تحت عنوان &#8221; چیزی که باید گفته شود&#8221; علنی نموده است، زمانی جزئی از مهمترین و موثرترین نوشته های وی به حساب خواهد آمد. در واقع این شعر توصیف یک نقطه عطف است. در اینجا جمله ای است که ما در آینده به آن باز نمی گردیم&#8221; اسرائیل قدرت اتمی به هر حال صلح جهانی شکننده را مورد مخاطره قرار می دهد&#8221;. این جمله بیان یک اعتراض است و درست است. زیرا که یک آلمانی آنرا بیان می کند. یک نویسنده و صاحب جایزه نوبل. زیرا که گونتر گراس آنرا بیان می کند. در این گفته یک برش وجود دارد و به این خاطر باید از گونترگراس تشکر نمود. او وظیفه خود دانست این جمله را از جانب همه ما بگوید. این گفتگو تازه آغاز شده است.</p>
<p>این یک گفتگو در باره اسرائیل است. در این باره که اسرائیل جنگی را بر علیه ایران تدارک می بیند. کشوری که رهبرش احمدی نژاد اسرائیل را تهدید می کند که اسرائیل ننگی است که باید از روی زمین محوش کرد. اسرائیل کشوری که از سال ها پیش از سوی دشمنان احاطه شده است و بخشا همواره حق موجودیت کشور اسرائیل را نفی می کنند ـ و آنهم مستقل از سیاست هایشان.</p>
<p>این جنگی است که می تواند جهان را به ورطه نیستی بکشاند. اگر یک آلمانی در باره آن صحبت کند پس یک چنین صحبتی را باید آلمان به آن عمل کند و آلمانی ها باید مسئولیت آنرا بعهده بگیرند. یک قوانینی وجود دارد. گراس می دانست که وی را بعنوان ضد یهود مورد فحاشی قرار خواهند داد. این خود خطری است که منتقد آلمانی اسرائیل با آن روبروست. ماتیاس دورفنر رئیس نشر اشپرینگر که خودش را عالم تفسیر مناسبات آلمان/اسرائیل می داند فورا این تهمت را به او زد. همچنین گراس می بایست روی این حساب کند که فورا برای او محلی در مرکز توانبخشی تاریخ آلمان بخش والسر سالن کمک به سالمندان توصیه کنند.</p>
<p>اما گراس نه ضد یهود است و نه هیولای تاریخی آلمانی است. گراس واقع گراست. او تنها توانائی های هسته ای اسرائیل را که هیچ دسترسی برای کنترلش نیست محکوم می کند. او از سیاست تسلیحاتی آلمان که یک زیر دریائی دیگر مسلح به تسلیحات اتمی به اسرائیل داده است گلایه می کند. و او از &#8221; دوروئی غرب&#8221; ابراز بیزاری می کند. دوروئی که همواره راهنمای اقدامات ما در خاورمیانه بوده است از الجزیره تا افغانستان.</p>
<p>همچنین گراس وقتی می نویسد که مدتهای مدید سکوت کرده است و حال دیگر سکوت نمی کند، بی معنی است ـ پیر و فرطوت با آخرین قطره جوهر ـ و اینکه بسیاری با او سکوت خود را می شکنند آنچنان خوب فرموله نشده. همچنین اعلام خطر از نابودی مردم ایران در برنامه اسرائیل قرار ندارد. این نوشته می توانست برای مقابله با حملات بهتر آماده شود. اما اینکه چرا او این کار را نمی کند کمتر مورد سئوال است. او ما را بالاخره از سایه سخنان آنجلا مرکل بیرون می کشد که در سال ۲۰۰۸ در اورشلیم می گوید&#8221; امنیت اسرائیل &#8221; به خرد دولتی&#8221; آلمان وابسته است.</p>
<p>هلموت اشمیت در این باره گفت&#8221; برای امنیت اسرائیل مسئول بودن تفاهمی همراه با احساس زیاد است اما بدنبال خود هم خطرات جدی می تواند به همراه داشته باشد. اگر میان ایران و اسرائیل جنگ شود بنا براین مسئولیت، سربازان آلمانی باید به سربازان اسرائیلی یاری رسانند.</p>
<p>اسرائیلی ها از آن زمان آلمان را در کنار آمریکا کشوری می دانند که می توانند روی آنها حساب کنند. با پشتیبانی کامل آمریکا یعنی جائی که رئیس جمهور برای انتخاباتش همواره به پشتیبانی لوبی های یهودی نیاز دارد و آلمان کشوری است که برای جبران تاریخ در این فاصله توانائی های نظامی به اسرائیل می دهد و باعث می شود که دولت نتانجاهو تمامی جهان را به یک ترس و وحشت از جنگ درگیر کند. روزنامه هارتس در مقاله بنام از قیمت نفت تا تروریسم می نویسد جهان به اندازه کافی دلیل دارد که از یک جنگ ایران/اسرائیل بترسد.</p>
<p>اسرائیل با ایران بازی پوکری را بازی می کند که تا زمانی که جنگ نشود در آن هر دو کشور برنده می شوند. دیوانه های از تهران اسم این را بلیوارد رئیس جمهور ایران گذاشته اند. اما احمدی نژاد دیوانه نیست بلکه او می خواهد مقامش را حفظ کند و از این روی اپوزیسیون ایران را سرکوب می کند: اعتراض های گسترده ی سه سال پیش علیه رژیم او را بطوری خونین سرکوب نمود و بسیاری از افراد اپوزیسیون را دستگیر و زندانی نمود.</p>
<p>احمدی نژاد آگاهانه جهان را در باره نیت های اتمی اش در ناروشنی می گذارد و از این دوسویه بازی کردن استراتژیکی منفعت می برد. درست اسرائیل هم از تهدیدات جنگی اش منفعت می برد. هر دو کشور به همدیگر متقابلا یاری می رسانند تا نفوذ خویش را تا آنجا که میشود بیشتر کنند. یعنی بشکلی بد و مریض گونه به یکدیگر وابسته اند. اگر موضوع تنها موضوع خودشان بود تمامی جهان را گروگان خویش نمی کردند. زمان آن رسیده که همانطور که گراس می گوید اصرار کنیم تا کنترل اساسی و بازدارنده از توانائی های اتمی اسرائیل و تاسیسات اتمی ایران از سوی مراجع بین المللی انجام پذیرد و هر دو دولت موظف به صدور جواز آن بشوند.</p>
<p>ایران در حال حاضر با مجموعه ای از تحریم ها روبرو است و تحت فشار این تحریم ها قرار دارد. اکنون باید به اسرائیل هم فشار آورد. کسی که این حرف را می زند تلاش ندارد &#8221; به یهودی ها تهمت بزند تا گناه آلمانی ها را تخفیف دهد&#8221; در اینجا موضوع بر سر تاریخ آلمان نیست بلکه موضوع بر سر حال جهان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/art/2040/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حمله از درون به نظم برساخته/ به مناسبت مرگ آدرین ریچ/ مهشب تاجیک</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2036/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2036/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 22:12:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2036/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="rich" /></a>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود. امروزه جنبش...<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2037" title="rich" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود.</p>
<p>امروزه جنبش زنان در آغاز قرن بیستم، به جنبشی تمام و کمال سیاسی و فرهنگی برای احقاق حقوق زنان بدل گشته است. نخست زبان و نوشتار زنانه به‌عنوان گونه‏ای از زبان، توسط نویسندگان و شاعران این‏ جنبش حیات پیدا کرد و پس از مدتی، وجود چنین زبانی با منطق شکل‏گیری خود زبان ناسازگاری پیدا کرد چراکه درحال‌حاضر عنصر جنسیت نمی­تواند عامل موثری برای ایجاد زبانی‏ بیان‌گر و راه‌برنده باشد. بنابراین، زبان و نوشتار زنانه موجودیتی است که خود را نه به‌وسیله­ی نوشتاری که زنانه است و تنانگی دارد که به‌وسیله­ی زنانی که روزگاری این زن را روایت کرده­اند و عناصر و درون‌مایه­های زنانگی را در جامعه­ای که قوام و دوام مردسالارانه در آن رسوخ کرده است، باز می‌نمایاند.</p>
<p>تقریبن می‌توان گفت که تمام انسان­ها در سن و زمان خاص خود، توانایی‏ تعریف وجود خود از طریق زبان جنسیت را پیدا می‏کنند و تا حدود هفت‌سالگی توانایی درک و بیان این قاعده­ی رایج جنیستی را فرامی‌گیرند. قریب به هزاران سال است که به هر انسان در آغاز کار، جنسیت را در قالب دو هستی مجزای زن و مرد می‌شناسانند و تنها به این نوع تعریف بسنده می‌کنند چراکه این گونه از تعریف، قابلیت بازنمایی هویت از طریق ایجاد تفاوت و تمایز را دارد، ولی در این راستا وجه پرسنده­ی درون به پاسخی دست می­یابد که بیشتر او را به‌سمت نادانی هدایت می­کند. گاهی در این بازی­های جنسیتی با مسایلی حادتر رویارو می‌شویم؛ این سختی زمانی خود را نشان می‌دهد که زنان و مردانی که نوع زیست و جهان ذهنی و بیرونی آن‌ها یکسر متفاوت است و میل شناخت این جنسیت را بنا به تعاریف رایج ندارند در چرخه‌ی باطل جنسیت سنتی قرار می‌گیرند. آن‌ها از سکوی خودشان به زندگی پرتاب می‌شوند و سپس مسیری را پیش می­گیرند که آشکارسازنده­ی میل آن‌هاست. این گروه انسانی، از عشق­ورزی خود تا سرشارترین لحظات زیستشان به گفت­وگویی ناخودآگاهانه با خود روی می­آورند که در صورت عدم پاسخگویی با دریچه­ی نیستی و تباهی و سیاهی روبه­رو می­شوند.</p>
<p>هریک از ما به‌طور حسی متوجه تفاوت‌های زبان‏ بدن هستیم. زبان بدن پس از فراز و نشیب­هایش به زبانی ایستا تبدیل می­شود، درحالی­که ناخودآگاه ما هنوز به کشمکش با این زبان می­پردازد. با نگاهی به زندگی بسیاری از زنانی که فعالان جنبش زنان و جنبش حقوق همجنس­خواهان بوده­اند، مانند «آدرین ریچ» خواهیم دید که این­ها در ابتدا زنانی دگرجنس­خواه بوده­اند، ازدواج کرده‌اند و بچه­دار شده­اند و پس از طی کشاکش منطقی وجودی خودشان، شیوه­ی زیست خود را تغییر داده­اند، اما چرا؟</p>
<p>واقعیت این است که زندگی همیشه ثابت و تغییرناپذیر نیست، ولی چه می­شود که زنی مانند آدرین ریچ و بسیاری از زنان شناس و ناشناس دیگر چون او، در برش­های بعدی زندگی‌شان به همان شکلی که باید با خود ارتباط برقرار می­کنند و قابلیت تغییر و تصحیح ریست خود را پیدا می­کنند. آن‌ها با رویکردی چون کاشفان قاره‌ای جدید نسبت به گفتمان مسلط جامعه واکنش نشان دادند و از این رهگذر، به بازتعریف خود و ساختار موجود پرداختند. شاید در وهله­ی نخست دلیل عمده، این باشد که این زنان، زیست خود را می­­شناسند، آن را آزموده­اند و مادرانگی را هم تجربه کرده­اند، پس آن‌گاه دست از واکنش­های محافظه‌کارانه می­کشند و به زندگی سلام می­کنند.</p>
<p>اینک به همان نسبت که زندگی دگرجنس­خواهانه و همجنس­خواهانه­ی آن‌ها در نمودهای‏ زبانی­شان متفاوت جلوه می‌کند، از سویی دیگر، این تغییر زیست برای منتقدان دست‌آویزی فراهم می‌آورد و همچنین دریچه‏های‏ بیشتری را برای تاویل و تفسیر، بر روی ایشان و متن‌های نقادانه‌‌ی خشمگینانه‌شان می‌گشاید. از سوی دیگر زیست آن‌ها هم مانند اثر ادبی­شان به گونه‏ای برای پیوند با مخاطبان خویش در تلاش خودآگاه و ناخودآگاه است. هرچند که به‌لحاظ سیالیت خویش در دالان‏ها و معبرهای لغزنده از دسترس خواننده بگریزند، با این همه آن‌ها هم مانند اثر ادبی‌ای که به‌وجود می­آورند، خواه‌ناخواه به‌واسطه‌ی کیفیت زیستی خود، در شاه‏راه ارتباط­گیری با مخاطب راهنما خواهند بود. حال اگر اندکی از قاعده­های زیستی معمول چنین زنانی پای فراتر بگذاریم، اگر آن‌ها نتوانند اثر و گونه‌های متفاوت زیست خود را برای مخاطب شرح دهند، آن‌گاه است که با زبان­پریشی روایت خود برخورد خواهند کرد.</p>
<p>مساله­ای که آدرین ریچ با تمام ذکاوتش از آن جان سالم به در برد، فراروی از مرزهای محدود نقش‌پذیری و رهایی از حصار امکان‌های دست‌وپاگیر جنسیت بود. او با تیزهوشی توانست ساختارهای ازپیش‌تعیین‌شده­ را هم در زندگی زنانه/مادرانه­ی خود و هم در ساحت ادبی خویش بشکند. او زیست خود را به‌جای این‌که به اجزایی آشفته و پیچیده بدل کند، زندگی را با منطقی همگن به پیش می‌راند و این‌چنین است که در شعر و زیست خود لحظه­های اکنونی­اش را برای مخاطب تعریف می­کند و درست به همین سبب، شاید هنوز برای او از فعل‌هایی چون «هست» و «می­گوید» استفاده می­شود.</p>
<p>آدرین ریچ همان زیستی زنانه‌ای است که در ترکیب­بندی پیچیده­ای حضور خود را نمایان ساخته است و وجود برساخته‌ی او در قامت یک زن، مادر، سفیدپوست، زنی که زمانی دگرجنسگرا و زمانی هم همجنسگرا بوده است، موقعیتی را ایجاد کرده است که نمی­توان هیچ‌کدام از آن صورت‌های زیسته را بخشی از او تعریف کرد، گویی تمام این موقعیت‌های زیسته، مصالح او برای قوام موقعیتی هستند که در آن با یاری هم موجودیتی به نام آدرین ریچ را به‌وچود بیاورند. مساله­ی دیگر، قدرت قلمرو آدرین به‌عنوان زنی فعال است که به او شناخت می‌دهد و این زن در آن قلمرو به تولید می­پردازد. به‌وسیله‌ی شناخت قلمروی او، می­توان ایده­های او را بازشناخت. برای نمونه، قدرت آدرین زمانی نمد می‌یابد که او هنوز به‌عنوان زنی یهودی با یهودی­ستیزی مواجه بود، اما در آن حال، آثار او به آه و ناله­های متعصبانه تقلیل نیافتند و مناسبات خانوادگی و روابط اجتماعی تعریف‌شده در زمان او، او را تبدیل به یک مومیایی متحرک نکردند.</p>
<p>این مسایل همه در حالی قابل توجه و کنکاش هستند که آدرین ریچ از همان آغاز نه‌تنها نسبت به مبارزه، مبارزه­ی طبقاتی و حق زن‌بودگی بیگانه نگه داشته می‌شود، بلکه به زیستی پنهانی و به دور از هر تنش عادت داده می­شود و فراتر از آن، تلاش بی­وقفه­ای است که او به کار می‌گیرد تا دست­آوردهای خانوادگی خود را با هنجارهای روز مطابقت دهد. او با صفت‌های مختلف خود به‌مثابه عیبی­هایی برخورد می­کند که می‌بایست در پوشاندن آن‌ها کوشید. در همان حال، محدودیت­های آدرین به‌عنوان یک زن یهودی می­رود تا او را به یک موجود سازش­پذیر تیدیل کند، اما او مانند ققنوس از خاکستر خویش برمی­خیزد و زندگی خانوادگی را ترک می­کند تا به‌عنوان یک همجنس­خواه به زیست خود نه با الگوهای سازش­پذیر که با الگوهایی که برای خود بازتعریف می­کند ادامه دهد.</p>
<p>mahshab.tajik@gmail.com</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2036/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«با شما یا بدون شما» / نهال نوریان</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2034/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2034/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 22:08:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2034/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2034/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="shadi-web" /></a>«کسانی از بین ما که در این جامعه به‌عنوان ناشایست و نامطلوب تعریف می‌شوند، کسانی از بین ما که در کوره‌ی ذوب تفاوت‌ها ذوب شده‌اند، کسانی از بین ما که بی‌چیزند، هم‌جنس‌گرا هستند، سیاه‌پوست یا پیرتر هستند می‌دانند که ادامه‌ی بقا یک توانایی آکادمیک نیست. (معنایش یاد گرفتن است، به تنهایی استوار ایستادن است، نامطلوب...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2034/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«کسانی از بین ما که در این جامعه به‌عنوان ناشایست و نامطلوب تعریف می‌شوند، کسانی از بین ما که در کوره‌ی ذوب تفاوت‌ها ذوب شده‌اند، کسانی از بین ما که بی‌چیزند، هم‌جنس‌گرا هستند، سیاه‌پوست یا پیرتر هستند می‌دانند که ادامه‌ی بقا یک توانایی آکادمیک نیست. (معنایش یاد گرفتن است، به تنهایی استوار ایستادن است، نامطلوب و گاهی مورد تمسخر بودن است. معنایش این است که یاد بگیریم چگونه با دیگرانی که خارج از این ساختارها تعریف می‌شوند کار مشترک انجام دهیم.) معنایش این است که بر تفاوت‌هایمان صحه بگذاریم و آن‌ها را به قدرتمان بدل کنیم.»</p>
<p>فایل صوتی را از اینجا بشنوید</p>
<p><object id="pod_audio_1" width="290" height="24" type="application/x-shockwave-flash" name="pod_audio_1" data="http://radiokoocheh.com/wp-content/plugins/podcasting/player/player.swf"></object></p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_Nourian_-ketabkhaneye-Koochake-man_-ba-shoma-ya-bedoone-shoma.mp3">دانلود فایل صوتی</a></p>
<p>با هم قسمتی از مقاله‌ی «خانه‌ی حاکمان را نمی‌توان با ابزارهای خودشان ویران کرد.» را از متن کتاب «قدرت و لذت» دنبال کردیم. این کتاب مجموعه‌ای از مقاله‌ها و شعرهای انتخابی شادی امین از دو زن آمریکایی تاثیرگذار است. درگذشت «آدرین ریچ» شاعر، فیمنیست و نظریه‌پرداز پژوهش‌های زنان که یکی از نویسنده‌های این کتاب است، بهانه‌ای شد تا برای گرامی‌داشت یاد این شاعر و نویسنده‌ی تاثیرگذار، به مرور کتاب «قدرت و لذت» بنشینیم.</p>
<p>متن پی‌دی‌اف «قدرت و لذت» برای نخستین‌بار در سال ۱۳۸۷ در اینترنت عرضه شد و در آن، به جز گزیده‌ای از مقاله‌ها و شعرهای آدرین ریچ، با شعرها و مقاله‌های «اودری لرد» نیز روبه‌رو می‌شویم و در حالی به مرور این کتاب می‌پردازیم که اودری لرد را سال‌ها پیش در سال ۱۹۹۲ از دست داده‌ایم و آدرین ریچ هم در ۲۷ مارس امسال، در سن هشتاد و دو سالگی از دنیا رفت.</p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg"><img title="shadi-web" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg" alt="" width="431" height="631" /></a></p>
<p>هر دو نویسنده‌ی این کتاب زنانی متاهل بودند، دارای فرزند هستند و در نویسندگی و شعر موفق هستند و خود را وقف آموزش کرده‌اند. آدرین و اودری، هر دو با آگاهی و آشکارا با هویت هم‌جنس‌گرایانه‌ی خود روبه‌رو شده‌اند و این هویت را به جزیی از محتوای کار و زندگی اجتماعی خود بدل کرده‌اند.</p>
<p>مترجم «قدرت و لذت» از آن‌جایی که جای چنین کتاب‌هایی را که به مباحثی چون «هستی هم‌جنس‌گرایانه و دگرجنس‌گرایی اجباری» و «یهودی‌ستیزی» و مانند این‌ها بپردازند را خالی می‌دیده است، دست به ترجمه‌ی این کتاب به فارسی از روی نسخه‌ی آلمانی آن زده است. مترجم معتقد است که «بایستی تناقضات و موانع زندگی زنان را بازشناخت.» او تصریح می‌کند که «اساسی‌ترین گام ما می‌بایست رهایی از تعاریف و تعابیر مردسالارانه‌ی موجود و تلاش برای یک هویت‌یابی زنانه باشد». حال از سویی آدرین ریچ معتقد است که «نشان دادن تناقضات فکری‌ای که زنان بسیاری در آن غرق می‌شوند نیاز به تحقیقات دقیق‌تری دارد. تناقضاتی که هیچ زنی در درازمدت از آن به‌طور کامل در امان نخواهد بود.»</p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_ketabkhane1_koocheh.jpg"><img title="20120403_ketabkhane1_koocheh" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_ketabkhane1_koocheh.jpg" alt="" width="430" height="513" /></a></p>
<p>می‌توان با مترجم موافق بود که اگرچه مقاله‌های این کتاب مجموعه‌ای قدیمی به‌لحاظ تاریخی هستند، ولی برای جنبش زنان ایران راه‌گشا و بحث‌برانگیز خواهند بود. جستارهای این کتاب، دری را به سوی آگاهی جسورانه‌ای می‌گشاید که شاید هر زنی خواستار مواجهه با آن نباشد، زیرا که ورود به چنین ساحتی و گام نهادن در راه کشف و شناخت «خود» به معنی ترک کردن و پشت سر گذاشتن اکنونی است که زنجیر انسانیت و آزادگی ما شده است. حرف بر سر باور است، باور آن‌چه از آن یک زن می‌تواند باشد، ولی از او دریغ می‌شود و خود او نیز آن را از خود دریغ می‌دارد چراکه زیست ما در فرم‌های به‌خود محدود و مردسالارانه قالب گرفته شده است و فرصت رهایی از این چفت و بست، همان باور و آگاهی به قدرت است تا بتوانیم به معنی واقعی کلمه مسئول خود باشیم:</p>
<p>«وقتی ما خارج از «خود» زندگی می‌کنیم، منظورم این است که به‌جای نیازها و آگاهی درونی‌مان بر طبق قواعد بیرونی زندگی می‌کنیم وقتی که از علایم اروتیک در درون خودمان جدا زندگی می‌کنیم، آن‌وقت زندگی‌مان براساس فرم‌های از خود بی‌گانه و بیرونی محدود می‌شود و ما خود را براساس نیازهای ساختار موجود تطبیق می‌دهیم، ساختاری که براساس نیازهای انسانی و یا فردی بنا نشده است، اما زمانی که شروع به زندگی در خارج از آن کنیم و قدرت اروتیسم درون خودمان را لمس کنیم و اجازه دهیم که این قدرت بر محیطمان تاثیر گذارد، آن‌وقت به معنی واقعی کلمه مسئول خودمان هستیم.»</p>
<p>فایل پی‌دی‌اف را<em><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/Ghdrat-wa-LazatA41.pdf" target="_blank"> از این‌جا</a></em> دانلود کنید</p>
<p>به نقل از رادیو کوچه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2034/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_Nourian_-ketabkhaneye-Koochake-man_-ba-shoma-ya-bedoone-shoma.mp3" length="4296556" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>شادی امین: جنبش زنان در یکی از ضعیف ترین مقاطع حیات خود در رابطه با مخاطبینش به سر می برد / سوسن محمدخانی غیاثوند</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2029/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2029/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 18:52:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2029/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2029/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19330.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در برنامه ای که به کوشش «جامعه زنان ایرانی برای دفاع از دمکراسی» در پاریس برگزارشد با طرح این پرسش که «آیا واقعا در حال حاضر می توانیم از جنبش زنان حرف بزنیم؟» گفت: به نظرم این سوال کلیدی و پاسخ به آن هست که در...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2029/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19330.jpg" alt="" align="left" /></p>
<p>شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در برنامه ای که به کوشش «جامعه زنان ایرانی برای دفاع از دمکراسی» در پاریس برگزارشد با طرح این پرسش که «آیا واقعا در حال حاضر می توانیم از جنبش زنان حرف بزنیم؟» گفت: به نظرم این سوال کلیدی و پاسخ به آن هست که در واقع وظایف و سمت و سوی حرکات آتی ما را مشخص می کند. در بین فعالین این جنبش نیز این بحث مطرح هست که آیا جنبش زنان هنوز وجود دارد و یا ما با محافل پراکنده و تضعیف شده ای روبرو هستیم که عملا کار کرد واقعی اجتماعی ندارند؟شادی امین که موضوع صحبتش، «جنبش اعتراضی اخیر در ایران و درس هایی که جنبش زنان باید بگیرد» بود در پاسخ به پرسش فوق اظهار داشت: برای اینکه بگویم من در این مورد چطور فکر می کنم لازم هست که مختصری از چالش های نظری سه سال گدشته را برایتان بیان کنم.</p>
<p>سال ۸۸، خرداد، فردای انتخابات و فرداهای آن، تمامی تصاویر، فیلم ها، پیام ها و صداهایی که از ایران می رسند، بیانگر بروز خشمی سی ساله اند. فرصتی بازیافته برای ابراز نارضایتی از آنچه در این سی سال بر ایشان رفته است. تظاهرات و حرکات آن روزها برای کسانی که تجربه قیام و انقلاب ۵۷ و سالهای ۵۹ و ۶۰ را دارند، یادآور خاطراتی از شور و آرمانگرایی ای بود که متاسفانه به بار ننشست.<br />
مترجم کتاب «قدرت و لذت» افزود: در همان ایام در مقاله ای در مورد «چگونکی حضور جنبش زنان در اعتراضات» و تنها یک هفته پس از ۲۲ خرداد نوشتم: «در پس سرکوب ۲۸ ساله و سکوت سالیان و امید بستن به بالایی ها، مردم و به خصوص نسل جوان، از تجربه کافی برای چنین صحنه گردانی عظیمی کم بهره اند.»</p>
<p>وی ادامه داد: تقلب بزرگ انتخاباتی باند احمدی نژاد و بی توجهی به آراء مردم که با امید تغییر در صندوق ها ریخته شده بود، انگیزه ای شد تا اقشار وسیع و متنوع اجتماعی به خیابانها آمده و با طرح شعارهایی که تنها به باز پس گرفتن رای هایشان محدود می شد، به جدال با قدرت مطلقه دولت برخیزند. / در این بین اما اصرار بر حفظ همبستگی و طرح شعارهایی که فقط &#8220;نه&#8221; به احمدی نژاد را در پی دارد، و محدود کردن و تنزیل اعتراضات به دفاع از &#8220;موسوی&#8221;، این نگرانی را ایجاد می کند که بار دیگر تجربه تلخ &#8220;وحدت کلمه&#8221; خمینی علیه &#8220;دیکتاتوری شاه&#8221; تکرار شود. / تفاوت بسیار جدی اما در قاطعیت خمینی برای سرنگونی رژیم شاه بود که با جمله معروف &#8220;شاه باید برود&#8221; بیان می شد و قاطعیت موسوی و کروبی برای تفکیک صفوفشان از نیروهای برانداز و تلاش برای حفظ کلیت نظام. نکته ای که عملا در کنار عوامل و دلایل دیگر یکی از دلایل شکست جنبش در این مرحله بود.<br />
این فعال جنبش زنان با بیان اینکه « در همان زمان مسئله ی چگونگی مواجه شدن با جنبش عمومی و اعتراضات خیابانی آغازگر بحثی جدی در جنبش زنان شد.»، گفت: «در مجموع دو نظر فرای اختلاف نظرات جزئی در هر گرایش وجود داشت. نظری که خواهان استحاله جنبش زنان در جنبش &#8221; دمکراتیک &#8221; و عمومی بود، و نظری که بر حفظ استقلال و طرح مطالبات این جنبش تاکید داشت.<br />
استدلال نظر اول باز هم بر اولویت ها و مقابله با انشقاق جنبش استوار بود و استدلال نظر دوم عمدتا از تجربه گرانبهای انقلابات و تحولات در دیگر کشورها و همچنین تجربه زنان در انقلاب ۵۷ بر می خاست.<br />
نگاهی به صفوف تظاهرات آن دوره نشان می داد که در کشوری که اتوبوس ها، کلاسهای درس، اماکن ورزشی و در یک کلام تمام گوشه و کنار زندگی اجتماعی اش زیر سایه &#8220;جدایی جنسیتی&#8221; و تفکیک &#8220;زنانه&#8221; از &#8220;مردانه&#8221; بوده است، معترضین با صفوف مختلط زنانه و مردانه به خیابان می ریزند، به &#8220;حجاب&#8221; تا حد امکان بی اعتنایی نشان می دهند، درگیر می شوند، دفاع می کنند، زخمی می شوند و فریاد می زنند. اما این فریاد هنوز رنگ و بوی خواستها و مطالبات مستقل زنان را نداشته و در هیاهوی شعارهایی چون &#8220;می کشم، می کشم، آنکه برادرم کشت&#8221;، &#8220;موسوی، موسوی، رای مرا پس بگیر&#8221;، و یا &#8220;ایرانی با غیرت، حمایت، حمایت&#8221; گم می شود؛ حضور این زنان گم می شود، صدایشان گم می شود و بیم آن می رود که بار دیگر زنان و خواسته هایشان در حرکتی &#8220;همبسته&#8221;، به زیر گرفته شوند، که باز هم مطالبات زنان آن مطالباتی باشد که طرحش به &#8220;روز آخر&#8221; موکول شود، که طرحش &#8220;همبستگی&#8221; را بر هم می زند که &#8220;اولویت ها&#8221; را بر هم می ریزد و در یک کلام، طرح آن مختومه اعلام می شود.<br />
پیام این شعارها هرچه که باشد نمی تواند ربطی به جنبش فمینیستی و مطالبات زنان داشته باشد. در این شعارها &#8220;غیرت&#8221; به عنوان ارزش و صفتی برتر برای ایرانی ها، و قتل واعدام به عنوان عملی مبارزه جویانه تبلیغ می شوند.»<br />
شادی امین در ادامه با طرح این پرسش که «چرا زنان نتوانستند از این اعتراضات به نفع خواسته های خود بهره بگیرند؟»، اظهارداشت: «در شرایطی که زنان و فعالین این جنبش اجتماعی، در دوره پیش از انتخابات فرمایشی تلاش کردند با طرح مطالبات مستقل خودشان در این روند دخالتگر باشند، سئوال برانگیز است که چرا در شرایط حضور صدها هزار نفره مردم در خیابانها، از فرموله کردن مطالباتشان و طرح شعارهایی در رابطه با آن و یا حداقل ایجاد گفتمانی که به این روند بینجامد غافل ماندند؟ پاسخ این سوال در چگونگی حضور زنان در این جنبش نهفته است.<br />
زنان نه به عنوان یک جریان سازمان یافته در این حرکت شرکت داشتند و نه به عنوان یک جنبش اجتماعی با خواست های خود در این اعتراضات فعال بودند. زنان و فعالین این جنبش به صورتی کاملا پراکنده و فردی در کنار زنان منفرد دیگر در این حرکات شرکت داشته و هزینه دادند، اما این با زدن مهر خواسته های زنانه بر این جنبش تفاوت جدی دارد. به هر رو متاسفانه بنا به دلایل عدیده این جنبش دائم به عقب رانده شد و نیروهای دولتی توانستند بار دیگر خیابان ها را از صاحبین اصلی آن بازپس گیرند.»<br />
وی «درک از شفافیت، &#8220;نگاه به قدرت و سیستم سرکوب و نحوه مواجهه با آن&#8221; و نیز اتخاذ روش های سازماندهی شده و فعالیت متناسب با اوضاع جدید را از دیگر چالش های مهم جنبش زنان در شرایط کنونی دانست و گفت: در همان زمان بخشی از فعالین چه در داخل و چه در خارج از کشور بر این نظر بودند که : چگونه می توان در فعالیت های آتی سیستم سرکوب را دور زد؟ چگونه می توان از آسیب پذیری فعالین جنبش جلوگیری کرد؟ اگر تا دیروز برای اثبات اینکه فعالیت هایمان در چهار چوب قانون همین آقایان و خانمها بود، به انتشار عکس و گزارش مشروح آنها اقدام می کردیم، امروز که برایمان ثابت شده که حتی این حد فعالیت ما را بر نتابیده و ما را به “اقدام علیه امنیت ملی” و”بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی” متهم کردند، در واقع بر ماست که تاکتیک و استراتژی های نوینی در مقابل خود و جنبش زنان قرار دهیم. واقعیت این است که جنبش زنان با تاخیر وارد این بحث می شود. بحث سازمان دادن خود به عنوان جنبشی که مورد سرکوب و تحت تعقیب دستگاه سیاسی و امنیتی عریض و طویلی است که حتی به قوانین خودش نیز پایبند نیست، چالشی است که سالهاست در مقابل این جنبش و فعالینش قرار دارد. متاسفانه اما به دلایل بسیار به این بحث توجه جدی صورت نگرفته و تا کنون نیز ضربات خود را به این جنبش تحمیل کرده است” (۱)<br />
امین افزود: نظر دیگری که بر فعالیت شفاف و علنی تاکید داشته و هیچ درکی از تفاوت فعالیت علنی و سازماندهی علنی نداشته، نمی توانست تصور کند که می توان و باید در شرایط امنیتی ایجاد شده و خطرات فراوان موجود برای فعالین و برای حفظ این نیروها به اشکال دیگر سازماندهی روی آورد. نظریه ای که محبوبه عباسقلی زاده نیز در مقاله ای تحت عنوان «بحران عاملیت» (۲) به آن اشاره کرد و معتقد بود: مهمترین مسئله جنبش زنان در مخالفت با فعالیت غیر علنی به خطر افتادن &#8220;عاملیتی &#8221; است که با &#8220;رویت پذیر&#8221; بودن گره خوردن است. سئوال این افراد این است که چگونه می توان از طریق فعالیت غیرعلنی بر روابط قدرت، در موضوعی مانند تغییر قوانین اثر گذاشت؟ با اعتماد مردم را به فعالیت چهره به چهره جلب کرد؟ یا حتی جدا سازی جنسیتی در آموزش و اشتغال را از بین برد؟ لازمه این اقدامات حضور در فضای عمومی و فعالیت علنی است در غیر این صورت جنبش زنان &#8220;عاملیت&#8221; خود را از دست خواهد داد و تبدیل به نیروهای سیاسی غیرعلنی با ساختارهایی هرمی و روابطی غیردمکراتیک خواهد شد، تجربه ای که جنبش زنان در دهه شصت از آن عبور کرده است و قصد بازگشت به آن را ندارد.&#8221;<br />
این فعال جنبش زنان با بیان اینکه: « در واقع ما در دو عرصه &#8220;حضور در اعتراضات&#8221; و &#8220;طرح مطالبات&#8221; و همچنین &#8220;روی آوری به موقع به اشکال متنوع سازماندهی&#8221; نتوانستیم با تعمیق بحث ها به نظری منسجم و کارا دست یابیم.»، ادامه داد: در عین حال به نظر من یکی از مهمترین دلایل شکست این دوره علاوه بر رهبری سازشکار، عدم سازماندهی مستقل نیروها، و پایین ماندن سقف مطالبات، نداشتن چشم انداز و &#8230;، مسئله دست کم گرفتن فاکتور سرکوب بود. اعتماد به دستگاه «امنیتی – نظامی» سرکوب در شیوه پس دادن بازجویی ها و مقابله با نیروهای سرکوب در خیابان ها خود را نشان می داد. در همین خطاکاری و ساده انگاری زیانبار است که یکی از این فعالین در آن روزها می نویسد: بنابراین بسته شدن فضاهای عمومی پدیده تازه ای برای فعالان جنبش نیست. آنها مدتهاست که تحت سرکوب و فشار سیاسی و امنیتی بودنده اند و به همین دلیل برنامه ریزی های جمعی خود را به میلینگ لیست ها منتقل کرده اند.&#8221;<br />
در واقع چنین رویکردی اساسا حوزه های تحت کنترل دولت را یا ندیده است و یا هنوز به دولت به عنوان سازمانده امنیت اجتماعی نگاه کرده و با دوستی و اعتماد به او می نگرد. اعتمادی که ریشه در نگاه اصلاح طلبان حکومتی به دستگاه امنیتی داشته و خود آنها نیز از آسیب های چنین خطایی در امان نماندند.<br />
<img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19331.jpg" alt="" align="right" />اما اگر یکی از اهداف سرکوب، ایجاد ترس و به انفعال کشانیدن نیروهای فعال است، هدف دیگر آن قطع ارتباطات یک جریان یا گروه با بدنه اجتماعی و مخاطبان خود است. به نظر من در این زمینه نیروهای دولتی به موفقیت دست یافته و بدین معنی جنبش زنان در یکی از ضعیف ترین مقاطع حیات خود در رابطه با مخاطبین خود به سر می برد.<br />
در واقع فعالین این جنبش راه حلشان برای حفظ بقای علنی، کاهش خواسته ها و مطالبات شان بود. در دو نشست این فعالین با زهرا رهنورد تحت عنوان همگرایی جنبش سبز، شاهد پس گرفتن بسیاری از مطالبات مطرح در جنبش زنان من جمله رفع خشونت از زنان، آزادی بیان ، آزادی تشکل و تغییر قانون اساسی هستیم.<br />
شادی امین با اشاره به خروج اجباری طیف وسیعی از فعالین شناخته شده ی جنبش زنان و زندگی آنان در تبعید اظهارداشت: هر چند که این حضور چند گون بوده و هنوز با توجه به تسلط گفتمان رژیم جمهوری اسلامی در مورد هویت پناهندگی و مقوله &#8220;فرار&#8221; و &#8221; تبعید&#8221; بسیاری مشغول انکار &#8220;ماندنشان&#8221; هستند و هنوز پس از نزدیک به دو یا سه سال از آمدنشان، از قصدشان برای بازگشت می گویند، و بی اعتقادیشان در مورد تاثیر گذاری فعالیت در خارج از کشور را نشان داده و تبلیغ می کنند. یادمان باشد که دولت برآمده از انقلاب، دولتی از عناصر خارج از کشوری بود.<br />
وی اضافه کرد: اما این خروج اجباری تنها باعث خلا در سازماندهی و پیشبرد نظرات درون تشکل های موجود نبود. این خلا و به موازات آن سرکوب و فضای بحرانی جامعه، فشار زیادی را بر مجموعه فعالین زنان وارد کرد که در واقع باعث انحلال بسیاری از تشکل ها از درون شد. آن تشکل هایی هم که ظاهرا فعالیت خود را ادامه دادند، مثل سایت کانون زنان، عملا سطح و کیفیت و حجم کارشان، افت جدی داشته و بیشتر به عنوان محفلی از شبکه روابط فامیلی و دوستی عملکرد دارد.<br />
کمپین یک میلیون امضا نیز که هدف خود را جمع آوری امضا بر علیه قوانین تبعیض آمیز و ارائه آن به مجلس شورای اسلامی و مذاکره با نمایندگان قرار داده بود با بحران مشروعیت کل رژیم روبرو شده و عملا با یک بن بست جدی در عرصه تدوین استراتژی و تاکتیک خود روبرو شد. و البته پیش از آن نیز با بحران هایی در خود کمپین و رهبران آن عملا با بن بست های جدی در فعالیتش روبرو شده بودند.<br />
میدان زنان عملا فعالیتش متوقف شد و کمپین هایی چون &#8220;قانون بی سنگسار&#8221; نیز مرکز ثغل فعالیتشان به خارج از کشور و در ارتباط با سازمان های بین المللی منتقل شد.<br />
ائتلاف علیه قانون خانواده نیز عملا منحل و بعدها عده ای از فعالین تنها به ایجاد سایت تا قانون خانواده برابر، در رابطه با خبر رسانی در این مورد اقدام کردند که البته زحمتی در خور توجه است.<br />
فعالیت زنان منسوب به اصلاح طلبان و بخشی از فعالین سکولار جنبش زنان در دو ۸ مارس گذشته نشان داده است که این فعالین حتی در حمایت از زندانیان سیاسی زن و دستگیری های وسیع و همینطور فشارهایی که با استفاده از تابوهای عدیده اجتماعی بر زندانیان سیاسی جهت اعتراف گیریهای تلویزیونی اعمال می شود ساکت بوده و نتوانسته است عکس العمل نشان دهد.<br />
به عنوان نمونه به پخش فیلم اعترافات آقای جواد توسلیان، همسر شیرین عبادی در دوم خرداد ۸۹ و قبل از آن پخش فیلم درمورد فعالین زنان و پس از آن نیز پخش فیلم از اعترافات ساختگی، بند ۲ الف، و رابطه ی جنسی و دیگر موارد می توانم اشاره کنم. همچنین می توانم اشاره ای هم به عدم مقابله و اعتراض این فعالین به اعدام ها داشته باشم.<br />
شادی امین در ادامه از گفتمان مهاجرت و تبعید به عنوان یکی از عوامل انشقاق در جنبش زنان نام برد و اضافه کرد: بحث مهاجرت و نگاه اینان به فعالین تبعیدی نیز متاثر از گفتمان غالب، گفتمانی ست که عملا مانع از یک کنش همبسته و جمعی ست، مگر اینکه خارج از کشوری ها در دفاع از اقدامات آنان به بازتکثیر همان حرفها در اینجا بپردازند. متاسفانه این نگاه و عدم چالش جدی و سازنده با نیروهای تبعیدی و تلاش در جهت بی اعتبار کردن آنان در سال های گذشته افزایش چشمگیری داشته است.<br />
وی در ادامه به نوشته ای از فاطمه گوارایی در خصوص ۸ مارس و نیز به سخنان مطرح شده توسط برخی فعالین جنبش زنان در مراسم ۸ مارس امسال در تهران اشاره کرد و گفت: فاطمه گوارایی در مطلبی به مناسبت ۸ مارس می نویسد؛ &#8221; اما برغم ادامه فعالیت هر فعال زن در هر نقطه ای که هست و پذیرش یک تقسیم کار نانوشته مبتنی بر تجربه خاص زنان، که متناسب با هر شرایط، فعالیتهای خود را با آن تنظیم می کنند و به سازمان دهی مطابق با نیاز، امکانات و شرایط دست می زنند دو چالش اساسی ۱- حفظ استقلال و یا در درون جنبش دمکراسی خواهی ایران بودن و ۲- اصالت فعالیت در داخل یا خارج، جنبش زنان را با پرسشهای اساسی و اختلاف نظر مواجه ساخته است. &#8221; (۳)<br />
و یا برای مثال؛ در ۸ مارس امسال که به شیوه اوایل دهه ۷۰ برگزار شده و باز هم به شیوه میهمانی در خانه یکی از فعالین بوده، مینو مرتاضی لنگرودی در پاسخ به این سوال که آیا جنبش زنان مرده است می گوید؛ به عنوان یک عضو از خانواده «ملی- مذهبی» که همواه برای برگزاری این چنین مراسمی با مشکل روبرو بوده و در دو سال اخیر نه تنها اجازه برگزاری این دست مراسم را در محیط عمومی که حتی در محیط خصوصی هم نداشته است، اما امروز توانسته است با وجود تمام این محدودیت ها در مراسمی شرکت کند که برای بزرگداشت هشتم مارس روز جهانی زن در ایران برگزار گردیده؛ و بالاخره می گوید: &#8220;جنبش زنان به علت همین انعطاف پذیری که دارد، همیشه زنده می ماند.&#8221;<br />
هاله صفرزاده، دیگر فعال جنبش زنان در ادامه سخنان مینومرتاضی می گوید نمی دانم چه کسی یا کسانی به خود جرات می دهند این سوال را مطرح کنند؟! او اشاره اش به سوال آیا جنبش زنان مرده است بود. او در ادامه تاکید می کند :« جنبش زنان در سخت ترین شرایط هم پویا و انعطاف پذیرو زنده بوده است .»<br />
و یا ناهید توسلی در همان مراسم پیرامون خروج بخشی از کنشگران از کشور می گوید: &#8221; ببینید مهاجرت برخی از کنشگرانِ در زمینه سازی و مهیا کردن راه رسیدن به حقوق زنان حتما نقش دارد؛ اما از آنجا که این کنشگری ها در فضایی جدا از فضای جغرافیایی &#8211; فرهنگیِ ما صورت می گیرد، به نتیجه ای که شاید می خواهیم و انتظارش را داریم، نه تنها نمی رسد بلکه به دلیل کم اثرتر بودن این کنشگری در فضای «فرهنگی – تاریخی» و حتی جغرافیایی بیگانه، به گونه ای موجب هدردادن نیروهایی می شود که اگر با روش مسالمت آمیز و منطقی و البته به دلیل ویژگی های فرهنگی و سنتی موجود در درون مرز جغرافیایی مان باشد بدون شک موثرتر خواهد بود.&#8221; می دانم می خواهید بگوئید که این کنشگران مهاجرت کرده اند و گزیری هم از این مهاجرت نداشته اند. بله من هم با شما موافقم و دلیل آن را می فهمم اما در پاسخ به تاثیری که از آن می پرسید، در عین تائید این کنشگری و مسلماً نتیجه های مثبت آن، اما آن را درازمدت، عمیق و قابل کاربری در داخل نمی دانم.&#8221;</p>
<p>امین در بخش دیگری از سخنانش اظهارداشت: به گمان من مادامی که این کنشگران به جای تلاش برای توضیح چگونگی مفید بودن حضور خود در ایران و یافتن بهانه هایی برای چنین وضعیتی، به بیان واقعیات موجود و دلایل افت این جنبش نپردازند، ما همچنان در سیطره یک دروغ بزرگ خواهیم ماند، دروغ پویایی و حضور وسیع و زنده جنبش زنان. این دروغ ما را از یافتن راه های برون رفت از این وضعیت باز می دارد</p>
<p>به نظر من امروز مجموعه کنشگران این جنبش چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران می بایستی در جست و جوی پاسخ به چگونگی یافتن راه هایی برای مقابله با سیستم سرکوب به عنوان یکی از بزرگترین موانع در مقابل این جنبش و در عین حال بحثی عمیق در گشایش گره بین دو نسل و تبعیدی ها و داخل کشوری ها باشد.<br />
مادامی که ماندن در ایران و به بیان دیگر استراتژی بقا به هر قیمتی، حتی سکوت و در مواردی تن دادن به خواست بازجویان و یا بستن ساک و راهی زندان شدن، ارزش قلمداد می شود، مقاومت و تبعید به عنوان یک عمل سیاسی همچنان مورد تحقیر و باعث فاصله انداختن بین پیکره این جنبش خواهد شد.<br />
شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» در پایان سخنانش گفت: جنبش زنان به عنوان یکی از جنبش های مهم اجتماعی و از سوی دیگر به عنوان یکی از جنبش هایی که توانسته است به ویژه در ۱۵ سال گذشته به شکوفایی و دخالت گری زنان بسیاری در مباحث «سیاسی – اجتماعی» یاری برساند و زنان بسیاری را جذب فعالیت و گفتمان فمینیستی نماید، می تواند با پیوند و نزدیکی بیشتر با فعالین دیگر جنبش های اجتماعی از جمله فعالین جنبش دانشجویی و فعالین جنبش کارگری و یا محرومین از حق تحصیل و یا &#8230; به تقویت صفوف خود بپردازد. این کار بدون درک واقع گرایانه از شرایط موجود و جایگاه این جنبش ممکن نیست.</p>
<p>گفتنی است در این مراسم همچنین خانم «شوکریا حیدر»، رئیس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان ضمن بررسی جنبش زنان افغانستان درمورد چالش ها و چشم انداز این جنبش سخنرانی کرد.<br />
در پایان مراسم نیز خانم شادی امین، «فعال جنبش زنان و حقوق همجنس گرایان» و خانم شوکریا حیدر، «رئیس انجمن نگار و مشاور امورجوانان در وزارت فرهنگ افغانستان» به سوالات حضار پاسخ دادند.</p>
<p>(۱): <a href="http://www.jensedigar.com/home/">www.jensedigar.com</a><br />
(2): <a href="http://shabakeh.de/opinion/12/">shabakeh.de</a><br />
(3): <a href="http://we-change.org/spip.php?article9356">we-change.org</a></p>
<p>سوسن محمدخانی غیاثوند (هیوا ایل)<br />
Kurdnews4@gmail.com<br />
عکاس: «ف. رکنی»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2029/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برگزاری مراسم ۸ مارس در برلین (ویدیو کلیپ)</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2020/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2020/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 11:20:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[8 مارس]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2020/</guid>
		<description><![CDATA[این مراسم که به همت پروژه زنان کانون پناهندگان سیاسی و در کارگاه فرهنگ ها برکزار شد با سخنرانی مهری القاسپور آغاز شد. وی که از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است ، مشاهدات خود و روایتی زنده از تجاوز و آزار جنسی زنان در آن دوره را ارائه داد. کلام صمیمانه مهری که با دقتی...<a href="http://shabakeh.de/news/2020/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این مراسم که به همت پروژه زنان کانون پناهندگان سیاسی و در کارگاه فرهنگ ها برکزار شد با سخنرانی مهری القاسپور آغاز شد. وی که از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است ، مشاهدات خود و روایتی زنده از تجاوز و آزار جنسی زنان در آن دوره را ارائه داد. کلام صمیمانه مهری که با دقتی درخور مشاهدات خود را به تصویر می کشید، حاضران را متاثر کرد. پس از او شادی امین نیز گزارشی از چگونگی کار حول مستند سازی تحقیق عدالت برای ایران پیرامون شکنجه و آزار جنسی در دهه ۶۰ ارائه داد و در طی سخنانش به مواردی از نتایج تحقیق  اشاره کرد و مثال هایی را عنوان نمود. در ضمن فیلم کوتاه شهادت توبا کمانگر در مورد ازار جنسی بر خودش نیز نمایش داده شد . این فیلم در این آدرس قابل دسترسی ست.</p>
<p><iframe width="500" height="281" src="http://www.youtube.com/embed/rFvBGLNoco8?fs=1&#038;feature=oembed" frameborder="0" allowfullscreen></iframe></p>
<p>پس از آن گلرخ جهانگیری به روی صحنه آمد و با اجرای زیبای ترانه های زندان بار دیگر موسیقی را برای حفظ حافظه تاریخی به کار گرفت. صدای زیبای گلی و حس نهفته در این اشعار فضای خاصی را ایجاد کرده بود.</p>
<p>با اینکه این برنامه سراسر نگاه به رنج های زنان در دهه ۶۰ بود، اما مورد استقبال نزدیک به ۱۸۰ نفر از علاقمندان و فعالین سیاسی شهر قرار گرفته بود.</p>
<p>ویدیو کلیپ کوتاه این برنامه را در این آدرس می توانید ببینید:</p>
<p><iframe width="500" height="375" src="http://www.youtube.com/embed/hQSh40KDZfg?fs=1&#038;feature=oembed" frameborder="0" allowfullscreen></iframe></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2020/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه اول از سری برنامه های نمایشگاه &#8220;امید نام من است&#8221; در فرانکفورت</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/2015/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/2015/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 10:54:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2015/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/2015/"><img align="right" hspace="5" width="150" height="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/03/omid-Kopie-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="omid Kopie" /></a>نمایشگاه &#8220;امید نام من است&#8221;: همانطور که در توضیحات این نمایشگاه آمده است، پنجشنبه آخر هر ماه در مکان نمایشگاه برنامه هائی در ارتباط با موضوع زندان و تبعید اجرا خواهد شد. اولین برنامه از این سری روز ۲۹ مارس، ساعت ۱۹٫۳۰ خواهد بود و اختصاص دارد به شب زندانی و شامل کتاب خوانی از...<a href="http://shabakeh.de/activities/2015/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمایشگاه &#8220;امید نام من است&#8221;: همانطور که در توضیحات این نمایشگاه آمده است، پنجشنبه آخر هر ماه در مکان نمایشگاه برنامه هائی در ارتباط با موضوع زندان و تبعید اجرا خواهد شد.</p>
<p>اولین برنامه از این سری روز ۲۹ مارس، ساعت ۱۹٫۳۰ خواهد بود و اختصاص دارد به شب زندانی و شامل کتاب خوانی از کتابهای خاطرات زندان است. سه کتابی که به <strong>آلمانی</strong><strong> </strong>ترجمه شده اند، خوانده می شوند:</p>
<p>کتاب &#8220;یادداشتهای زندان&#8221; یادداشتهای محسن فاضل در زندان- وی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اعدام شد- فرهنگ کسرائی بخش هائی از این کتاب را می خواند</p>
<p>کتاب &#8220;نگاه کنید، راستکی است&#8221; نوشته پروانه علیزاده. سهیلا بهادری که همزمان با مولف کتاب در زندان بود، بخش هائی از آن را خواهد خواند.</p>
<p>کتاب &#8220;حقیقت ساده&#8221; که خودم قسمتهائی از آن را می خوانم.</p>
<p>و مهدی اصلانی، زندانی دهه ۶۰، همراه با نواختن تار آواز خواهد خواند.</p>
<p>نمایشگاه «امید، نام من است» که سرگذشت صدها زندانی اعدام شده سیاسی در دهه ۶۰ را به گونه دیداری و شنیداری به مدت هشت ماه مرور می‌کند، بیستم اسفندماه جاری در خانه آنا فرانک در شهر فرانکفورت آلمان گشایش یافت.</p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/03/omid-Kopie.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2016" title="omid Kopie" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/03/omid-Kopie.jpg" alt="" width="524" height="388" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/2015/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاشت درخت آزادی در آخن</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2012/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2012/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 10:39:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>
		<category><![CDATA[منیره برادران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2012/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2012/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.rahaward.org/archives/images/Untitled-5.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="Untitled-5.jpg" title="" /></a>درخت آزادی درخت نماد زندگی نماد زایش و رویش است . درخت آزادی نماد همه جانباختگانی است که در راه تامین آزادی ودموکراسی، در راه تامین عدالت اجتماعی در ایران جان شیفته شان را از دست دادند. ما بخشی از ایرانیان مقیم آخن که در کانون ره آورد گرد آمده ایم با کمک مقامات شهر...<a href="http://shabakeh.de/news/2012/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div dir="rtl">
<div dir="rtl">
<h3></h3>
<div>
<p><strong>درخت آزادی</strong></p>
<p><em><strong>درخت نماد زندگی نماد زایش و رویش است .</strong></em></p>
<p>درخت آزادی نماد همه جانباختگانی است که در راه تامین آزادی ودموکراسی، در راه تامین عدالت اجتماعی در ایران جان شیفته شان را از دست دادند.</p>
<p>ما بخشی از ایرانیان مقیم آخن که در کانون ره آورد گرد آمده ایم با کمک مقامات شهر آخن درختی به یاد همه آن عزیزان ، به یاد نداها وسهرابها در پارک هانگه وایرخواهیم کاشت تا یاد رهروان راه آزادی همیشه سبزبماند.</p>
<p>ماهمه ایرانیان مقیم آخن و سایر شهرهارا که به مبارزه در راه آزادی ارج میگذارند وامکان شرکت در این مراسم را دارند،به حضور در مراسم کاشت این نهال<br />
دعوت میکنیم.<br />
این مراسم در تاریخ ۳۰ مارس ساعت ۱۴در محل پارک نامبرده برگزار می گردد.کانون ره اورد آخن</p>
<p>آدرس محل کاشت درخت<br />
Hangeweiher, ‎Hermann-Löns-Allee 3, , 52074 Aachen</p>
<p><img src="http://www.rahaward.org/archives/images/Untitled-5.jpg" border="0" alt="Untitled-5.jpg" width="512" height="737" /></p>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2012/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سیمین دانشور نویسنده شناخته شده ایرانی درگذشت</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/2005/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/2005/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Mar 2012 22:42:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2005/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/2005/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://gdb.rferl.org/BFE3F1A6-8337-45F6-95D8-C4ECACC0C6A5_w640_r1_s_cx0_cy8_cw0.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>جوانان برای حقوق بشر ایران youth for human rights:iran سیمین دانشور نویسنده شناخته شده ایرانی عصر روز پنجشنبه به دنبال یک دوره بیماری بلندمدت در تهران درگذشت. خبرگزاری‌های ایسنا و مهر خبر داده‌اند که خانم دانشور در سن ۹۰ سالگی در منزلش درگذشته است. سیمین دانشور که نخستین نویسنده زن حرفه‌ای ایرانی محسوب می‌شود، متولد...<a href="http://shabakeh.de/news/2005/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://gdb.rferl.org/BFE3F1A6-8337-45F6-95D8-C4ECACC0C6A5_w640_r1_s_cx0_cy8_cw0.jpg" alt="" width="269" height="151" /></p>
<address><a href="http://youthforhumanrightsiran.wordpress.com/">جوانان برای حقوق بشر ایران youth for human rights:iran</a></address>
<p>سیمین دانشور نویسنده شناخته شده ایرانی عصر روز پنجشنبه به دنبال یک دوره بیماری بلندمدت در تهران درگذشت.</p>
<p>خبرگزاری‌های ایسنا و مهر خبر داده‌اند که خانم دانشور در سن ۹۰ سالگی در منزلش درگذشته است. سیمین دانشور که نخستین نویسنده زن حرفه‌ای ایرانی محسوب می‌شود، متولد سال ۱۳۰۰ در شهر شیراز و مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی‌اش را از استادانی چون بدیع الزمان فروزانفر و فاطمه سیاح گرفته بود.</p>
<p>خانم دانشور بیش از همه با رمان «سووشون» نزد علاقمندان ادبیات ایرانی شناخته شده است. رمانی که داستانش در دهه ۱۳۲۰ میلادی در جنوب ایران می‌گذرد و از پرفروش‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات ایران محسوب می‌شود و تاکنون به ۱۷ زبان زنده دنیا ترجمه شده است.</p>
<p>علاوه بر رمان «سووشون»، سه رمان «جزیره سرگردانی»، «ساربان سرگردان» و «کوه سرگردان» هم از آثار معروف سیمین دانشور هستند.</p>
<p>خانم دانشور علاوه بر آثارش، به واسطه ازدواج با جلال آل احمد دیگر نویسنده شناخته شده ایرانی هم معروف بود.</p>
<p>سیمین دانشور تولد ۹۰ سالگی خود را در خانه‌اش در تهران جشن گرفته بود؛ در کنار خواهرش سونیا، مسعود جعفری، استاد ادبیات دانشگاه تهران، و علی دهباشی، سردبیر فصلنامه بخارا.</p>
<p>حاصل نزدیک به هفت دهه تلاش ادبی سیمین دانشور از جمله این‌هاست: سه مجموعه داستان، چهار رمان است.  در زمینه ترجمه، سرباز شکلاتی، از جرج برنارد شاو، دشمنان از آنتون چخوف، بنال وطن از آلن پیتون و داغ ننگ از ناتانیل هاثورن، و آثاری غیرداستانی از جمله غروب جلال، روایت بحث‌برانگیز درگذشت همسر و دو جلد نامه‌های جلال آل احمد به سیمین دانشور و دو جلد نامه‌های سیمین دانشور به جلال آل احمد، به ویراستاری مسعود جعفری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/2005/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

