<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; جنسیت و سکس</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/category/sex/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>گزارشی به دوستانم، شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2416/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2416/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Oct 2018 19:56:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2416/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2416/"><img align="right" hspace="5" width="150" height="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/shadia-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="shadia" /></a>گاه یاس و استیصال تمام وجودم رو می گیره. گاه قدرت مقابله با این همه کژی رو از دست می دم. گاه مطمئن می شم که از کلیه دستگاه عریض وطویلشان قوی ترم. امروز اما، یقین دارم به اینکه حقیقت و انگیزه ام از همه چیز مهم تره. امروز از ته دل به همه تلاشها...<a href="http://shabakeh.de/sex/2416/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گاه یاس و استیصال تمام وجودم رو می گیره.<br />
گاه قدرت مقابله با این همه کژی رو از دست می دم.<br />
گاه مطمئن می شم که از کلیه دستگاه عریض وطویلشان قوی ترم.<br />
امروز اما، یقین دارم به اینکه حقیقت و انگیزه ام از همه چیز مهم تره.<br />
امروز از ته دل به همه تلاشها و دست و پا زدن‌های بیهوده شان خندیدم.<br />
یک بار دیگه شکستشون دادم.<br />
وب‌سایت سخیفی که زیر نام من ثبت کرده بودند و به حیثیت دیگران توهین می کردند تا مرا هم‌ سطح خود معرفی کنند را بستم.<br />
وقت و انرژی بسیاری را برای همه این کارها صرف می‌ کنم. ولی موفقیت های هر باره ام باز قوی ترم می کنه.<br />
و اما جریان چیست؟<br />
در تاریخ سوم ژوئن دُمِین و هاستینگ وبسایتی با نشانی <a rel="noopener nofollow" href="https://l.facebook.com/l.php?u=http%3A%2F%2Fnocyberviolence.com%2F&amp;h=AT1Xt-c_AX4-fkrhXkSyTar0yZtMQRXDIMOjRR05XeoT6X-ZSQVk9Ci2dmSYcinFfbvlDLcEK-IpGhO0Om4NPksTa-ig7KdIZnGjjlOjnAMhO3o6gc-v_j8oYk1VSXXgSC3bb-QZ8It07QaiAWO6l7JX0ILXxtxMhtc5FVNhn8fzN1ho" target="_blank">http://nocyberviolence.com</a> از شرکت آلمانی آلفاهوستینگ خریداری و در مدت کوتاهی چندین مطلب روی آن منتشر شده است. مطالب وب سایت به گونه ای بود که برای هر بیننده معمولی اینطور تداعی می کرد که این وبسایت توسط<a href="https://www.facebook.com/hashtag/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86?source=feed_text" target="_blank">#شادی_امین</a> و <a href="https://www.facebook.com/hashtag/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D8%AF%D8%B1?source=feed_text" target="_blank">#شادی_صدر</a> ساخته شده است. تمام نوشته های ما و بیانیه و پست های فیسبوکی ما در آنجا بازنشر می شد. این وب سایت همچنین پر از مطالبی سخیف و سرشار از توهین و <a href="https://www.facebook.com/hashtag/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B1%D8%A7?source=feed_text" target="_blank">#افترا</a> به فعالان دیگر، به شکلی که انگار از سوی ما نوشته شده باشد بود.<br />
در همان روزهای ابتدایی و به محض اینکه از وجود چنین وب سایتی باخبر شدم، در فیسبوکم پستی منتشر کردم و بدون اینکه بدانم این وبسایت به اسم من ثبت شده نوشتم:&#8221;&#8230; با استفاده از عکس‌های ما و انتشار برخی اسناد و نوشته‌های ما و یا پست‌های فیسبوکی مان این تصور را ایجاد می‌کند که این وبسایت که حرفه‌ای و با نشانی اینترنتی مستقل است، متعلق به ماست. در همینجا اعلام می‌کنیم، این وبسایت مجهول‌الهویه با هر نیتی و توسط هر کسی ایجاد شده است هیچ ربطی به ما ندارد و از سازندگان آن می‌خواهیم که هویت خود را علنی کنند. بیم آن می رود که این نیز روشی باشد تا تحت عنوان دفاع از حیثیت ما، به حیثیت دیگران توهین شده و یا به افراد فعال جنبش‌های اجتماعی افترا زده شود.<br />
بار دیگر اعلام می‌کنیم، این وبسایت هیچ ربطی به ما ندارد و از هویت سازندگان آن بی‌اطلاع هستیم و روش ایجاد این وبسایت که آیینه سازی از وبلاگ ماست را روشی غیر اصولی و مخرب می‌دانیم.&#8221; (لینک پست فیس بوکی: <a href="https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10156490020519521&amp;set=a.10150134383014521.294522.828594520&amp;type=3&amp;fref=mentions" target="_blank">https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10156490020519521&amp;set=a.10150134383014521.294522.828594520&amp;type=3&amp;permPage=1</a>)<br />
روز۱۵ جولای ای میلی با نام من برای عده بسیاری ارسال شد که مطالب آن وب سایت را به شکل خبرنامه فرستاده بود. این میل حاوی همان مطالب منتشر شده در این <a href="https://www.facebook.com/hashtag/%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C?source=feed_text" target="_blank">#وبسایت_جعلی</a> بود که تماما توهین و افترا به فعالین گوناگون بود . اتهاماتی از جنس همان اتهاماتی که ظرف سه سال گذشته در مورد من عنوان شده بود، اینبار تحت عنوان دفاع از من . اتهاماتی که بسیار زیرکانه، قرار بود از جانب من به دیگران زده شود.<br />
با تحقیق و پیگیری، شرکت آلمانی را که این وب سایت در آن ثبت شده بود را پیدا کردم و متوجه شدم که وب سایت را به نام &#8220;شادی امین&#8221; خریده اند. یعنی نه فقط محتوا را به گونه ای تنظیم کرده اند که خواننده ای که ما را به درستی نشناسد فکر می کند این وب سایت را ما راه انداخته ایم، بلکه از ابتدا و در زمان خریداری، خواسته اند این وب سایت را به من وصل کنند. خوشبختانه به دلیل سوءاستفاده از اسم من، شرکت آلفاهوستینگ به سرعت وب سایت و تمامی نشانی های اینترنتی مرتبط با آن را بست. (تصویر در لینک کامنت اول)<br />
حالا که گزارش بسته شدن این وب سایت را گفتم، تحلیل خودم را هم از هدفی که از این کار دنبال می کرده اند می نویسم:<br />
من فکر می کنم هدف از این کار مشروعیت دادن به حمله به من و همکاران دیگرم، لوث کردن حکم <a href="https://www.facebook.com/hashtag/%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7?source=feed_text" target="_blank">#دادگاه_کانادا</a>، خراب کردن فضای بحث ها و تبلیغ فحاشی و افترا، پایین آوردن حس همدلی و همبستگی موجود، و در یک کلام، مرا و دوستانم را هم سطح خودشان و فحاش و مفتری معرفی کردن بود.<br />
البته قصد دیگری هم داشتند، اینکه بالاخره یکی از کسانی که خود را مورد این توهین و حملات می بیند، به‌درستی و به حق اقدام به شکایت قانونی کند، و من به عنوان &#8220;ثبت کننده&#8221; این وب‌سایت به دادگاه کشیده شوم. البته اثبات اینکه من سازنده آن و یا خریدار این دُمین نبوده ام ساده است و بود، ولی برای آنها همین کافی بود که شکایتی علیه من و با همان عناوین مشابه شکایتی که من از وب سایت افترا آمیز در کانادا کرده بودم، این بار در آلمان به جریان افتد.<br />
به هر رو تمام این توطئه شان نقش بر آب شد.<br />
موفق شدم وب‌سایتشان را ببندم و آنها را به زحمت دوباره بیندازم تا بروند و با کمک برادران و خواهران ارتش سایبری، نقشه دیگری را تدارک ببینند.<br />
برای یافتن نام خریدار و سازنده نیاز به ۶۰۰۰ یورو خرج وکیل و دادگاه است که من متاسفانه ندارم. می توانستم کمپینی بگذارم و پول جمع کنم تا نام این فرد رو شود و محکوم شود و خیال خیلی ها راحت شود. ولی فکر می کنم حکم دادگاه کانادا و محکومیت آرشام پارسی و روشن شدن افترا بودن آن همه اتهام علیه من، برایم کافیست. آنها هم که گوشی برای شنیدن داشتند، نام همکاران و مسئولان دیگر این کمپین تخریبی را شنیدند، عده ای هم قطعا با هر حکم و دادگاه و محکومیتی، نخواهند شنید.<br />
برای دانستن قضیه حکم دادگاه کانادا این مطلب را بخوانید: <a rel="noopener nofollow" href="https://l.facebook.com/l.php?u=https%3A%2F%2Fbit.ly%2F2zq2x1k&amp;h=AT2pa8mejodN1HN0PIqFwJmHyuKhN6L68Bticy4lxbFuimFerA0aqvlq05Qq_rP-p20MGEJjZJDjHyN4llpb5xspI2ksSojMQ6Q00-SMLKpBCB0Nju_jjafT4fS9ubGVKohqwy62Y80Kl2X4_J4E_9IXlcWcKntZnuo" target="_blank">https://bit.ly/2zq2x1k</a><br />
پی نوشت:<br />
دوستان عزیز<br />
برای من، انجام این کارها، نوشتن این گزارش و تماس با شرکت هاستینگ و &#8230; اجباری است. من هیچ علاقه ای به گذراندن وقتم با این موضوعات ندارم. مفاد قوانین و مسائل حقوقی را هم می شناسم و از مشاوران آگاه در این زمینه برخوردارم.<br />
اینها را نمی نویسم که فکر کنید شبانه روز مشغول این کارها و یافتن رد این توطئه ها هستم. من در میانه هزاران کار، از وقت آزادم و لذت بودن در کنار خانواده و دوستانم برای پیشبرد این مبارزه جدی مایه می گذارم.<br />
اینها یک باند حقوق بگیر و بیکار هستند که شغلشان انجام این توطئه ها و حرف زدن در باره آن است. من نه علاقه ای دارم و نه بیکار هستم. اما از من نخواهید بگذارم هر چه می خواهند بکنند&#8230; من به آنها گفته ام و باز هم تکرار می کنم، در این عرصه مبارزه با قدرت می ایستم. با اتکا به حقانیت خودم و فعالیت هایم.<br />
عکس: لحظه ای که سایتشان را پایین کشیدم. به امید روزی که خودشان را به زیر بکشیم&#8230;<a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/shadia.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2417" title="shadia" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/shadia-151x300.jpg" alt="" width="151" height="300" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2416/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هویت جنسیتی جرم نیست: شش‌رنگ شهادت آکان را منتشر کرد</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2379/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2379/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2015 18:30:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[ترنسجندر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2379/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2379/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2015/11/5454-590x331.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="5454" title="" /></a>داستان آکان، هر چند دردناک،  یک نمونه از زندگی همه اقلیت‌های جنسی در ایران است. شش رنگ (شبکه لزبین‌ها و ترنسجندر‌های ایرانی) ویدئویی از داستان آکان از طرد شدن، فشار اجتماعی، و در پایان فراراز کشور را به مناسبت گرامی داشت روز بین المللی یادبود ترنس‌جندرها را منتشر کرد. ۲۰ نوامبر، روزی است که یاد افرادی را...<a href="http://shabakeh.de/sex/2379/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=2cRBP2YwJZg"><img src="http://6rang.org/wp-content/uploads/2015/11/5454-590x331.jpg" alt="5454" width="526" height="295" /></a></p>
<p>داستان آکان، هر چند دردناک،  یک نمونه از زندگی همه اقلیت‌های جنسی در ایران است. شش رنگ (شبکه لزبین‌ها و ترنسجندر‌های ایرانی) <a href="https://www.youtube.com/watch?v=2cRBP2YwJZg">ویدئویی</a> از داستان آکان از طرد شدن، فشار اجتماعی، و در پایان فراراز کشور را به مناسبت گرامی داشت <strong>روز بین المللی یادبود ترنس‌جندرها</strong> را منتشر کرد. ۲۰ نوامبر، روزی است که یاد افرادی را که براثر ترنس‌ستیزی کشته شدند را گرامی می‌دارد. این فیلم، به قول جودیت باتلر، نمایان‌گرداغ ننگی است که بر زندگی کسانی که جنسیت و هویت جنسی‌شان خارج از مرزهای مطلق  و دوآلیسم جنسی موجود قرار می‌گیرد، زده می‌شود.</p>
<p>آکان، که در زمان انجام مصاحبه به عنوان یک پناهجو در ترکیه زندگی می‌کند،  با آزار و اذیت روزانه از جانب معلمان، دانش آموزان، پلیس، و اعضای خانواده برای هویت جنسیتی‌اش که از نظر اخلاقی “اشتباه” دیده می شد؛ مواجه می‌شود.  زمانیکه آکان در مدرسه راهنمایی بود، مسئولان مدرسه، اقدام به توصیه برای عمل جراحی تغییر جنسیت به عنوان “درمان” برای آنچه “احساسات بیمارگونه” توصیف شده بود؛ کردند. نه تنها به آکان شرح کافی از خطرات ناشی از چنین عمل جراحی ای داده نشد، بلکه در مورد اینکه چنین حس و گرایشی به هم‌جنس امری عادی و طبیعی است نیز اطلاعاتی داده نشده بود.</p>
<p>چنین رویکردی به افراد جامعه اقلیت جنسی درایران، همچنین آزار و اذیت همجنسگرایان و ترنس‌ها امری روزمره است. همان طور که در تحقیق مشترک شش رنگ و سازمان عدالت برای ایران پیرامون شرایط زیست همجنس‌گرایان و ترنس‌جندرها در ایران‌ ، که نتیجه آن در کتاب <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/06/Pathologizing-Identities-Paralyzing-Bodies.pdf">جنسیت</a> X  منتشر شد نشان داده می شود، نظام قانونی و سیستم درمانی ایران با همجنس‌گرایی به عنوان یک بیماری برخورد می‌کند و عمل تغییر جنسیت به عنوان درمانی برای آن تجویز می شود. حقوق اساسی افراد ترنس‌جندر از قبیل حق اشتغال، حق آموزش و دسترسی به کالاها و خدمات نقض می شود، و فرد وادار می شود خود را در ساختارهای موجود دگرجنس‌گرایانه تعریف کند تا از این حداقل حقوق بهره مند شود.  ماهیت سیستماتیک این آزار و اذیت، باعث رشد و افزایش روزانه ترنس‌ها و همجنس‌گرایان ایرانی در تبعید است.</p>
<p>در مورد آکان، تعریف متفاوت وی از هویت جنسیتی‌اش، به معنای فشار شدید والدین برای زندگی کردن به عنوان یک دختر ، آزار و اذیت مداوم از جانب مقامات برای پوشیدن روسری و تلاش برای “حل” مشکل هویتی آکان با یک ازدواج تحمیلی بود. در مدرسه، معلمان انزوا را به او تحمیل کرده و می‌گفتند که او دانش آموزان دیگر را فاسد می کند و نباید هیچ گونه تماسی با آنها داشته باشی. چنین فشارها  و اقداماتی باعث شد تا آکان در نبود هیچ نهاد حمایتی، سه بار اقدام به خودکشی کند.</p>
<p>شادی امین، هماهنگ کننده شش رنگ گفت: “ما معتقدیم که تنها راه برای تغییر وضعیت بسیاری از افراد ترنسجندر ایرانی مانند آکان، تلاش برای لغو قوانینی است که روابط بین دو هم‌جنس را جرم می داند و هر گونه بیان جنسیتی که با هنجارهای دگرجنسگرایانه منطبق نیست را تحمل نمی‌کند.”</p>
<p>شهادت ویدیو آکان بخشی از پروژه مشترک بین شش رنگ و عدالت برای ایران به نام “نه! به تغییر جنسیت تحمیلی” است که نتایج آن در نسخه انگلیسی، <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2013/11/Denying-Identities-Maiming-Bodies-Justice-for-Iran-Report-November2012.pdf">انکار هویت‌ها، نقض بدن‌ها : نقض حقوق بشر علیه افراد با گرایش های جنسی و هویت‌های جنسیتی متنوع در جمهوری اسلامی ایران</a>، و نسخه فارسی <a href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2015/05/Jensiat-X.pdf">جنسیت ایکس</a> منتشر شد.</p>
<p>شش رنگ، شبکه لزبین‌ها و ترنس‌جندرهای ایرانی<br />
۲۰ نوامبر ۲۰۱۵</p>
<p>ویدئو را از اینجا ببینید:</p>
<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=2cRBP2YwJZg">https://www.youtube.com/watch?v=2cRBP2YwJZg</a></p>
<p>http://6rang.org/2982</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2379/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«ترانس‌جندر»ها در ایران &#8211; بخش اول</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2346/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2346/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jun 2014 08:58:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان جهان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2346/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2346/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.irandarjahan.net/local/cache-vignettes/L300xH411/arton3617-922a9.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>فصل‌نامه «وورد پالسی جورنال»، شماره بهار ۲۰۱۴ خود را به موضوع «سکس و سکسوالیته» اختصاص داده که از جنبه‌های مختلف به این موضوع پرداخته شده است. یکی از مقالات اصلی این شماره به «ترانس‌جندر»ها در ایران می‌پردازد و مشکلات و چالش‌های فرهنگی، تاریخی و حقوقی آن را واکاوی می‌کند. «ایران در جهان» در سه قسمت ترجمه این...<a href="http://shabakeh.de/sex/2346/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<p>فصل‌نامه «وورد پالسی جورنال»، شماره بهار ۲۰۱۴ خود را به موضوع «<a name="mot1551_0" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B3%DA%A9%D8%B3">سکس</a> و سکسوالیته» اختصاص داده که از جنبه‌های مختلف به این موضوع پرداخته شده است. یکی از مقالات اصلی این شماره به «ترانس‌جندر»ها در <a name="mot1441_1" href="http://www.irandarjahan.net/iran">ایران</a> می‌پردازد و مشکلات و چالش‌های فرهنگی، <a name="mot1454_2" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE">تاریخ</a>ی و حقوقی آن را واکاوی می‌کند. «ایران در جهان» در سه قسمت ترجمه این مقاله را منتشر خواهد کرد.</p>
<p>***</p>
</div>
<p><img src="http://www.irandarjahan.net/local/cache-vignettes/L300xH411/arton3617-922a9.jpg" alt="" width="300" height="411" align="left" /></p>
<div>
<p>شادی امین، که قبل از <a name="mot2108_0" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</a> و در زمان رشد خود اولین گرایش‌های جنسی‌اش به دخترها را تجربه کرد، می‌گوید: «فکر می‌کردم که مشکلی در من وجود دارد، بنابراین شاید لازم باشد که چیزی را تغییر بدهم.» منظور امین از «چیزی» اشاره به هویت یا سبک زندگی او نبود، بلکه به<a name="mot2224_1" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA">جنسیت</a> خود اشاره می‌کرد. «اگر من همان دختری بودم که در <a name="mot1441_2" href="http://www.irandarjahan.net/iran">ایران</a> زندگی می‌کردم ممکن بود به فکر عمل جراحی تغییر جنسیت می‌افتادم.» گرچه هیچگاه او به عنوان جنس مذکر مورد شناسایی قرار نگرفته بود.</p>
<p>اکثر کسانی که <a name="mot2119_3" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7">همجنس‌گرا</a>یی را تجربه می‌کنند فوراً به عمل جراحی تغییر جنسیت فکر نمی‌کنند. اما در ایران، گزینه‌های موجود بین یک همجنس‌گرا و <a name="mot2621_4" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C">تراجنسی</a>، واقعاً محدود است. <a name="mot2172_5" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">همجنس‌گرایی</a> در شرایط خاصی مستوجب<a name="mot1901_6" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA">مجازات</a> مرگ است. در سوی دیگر افراد تراجنسی از جنبه‌های حقوقی، <a name="mot1822_7" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8">مذهب</a>ی و پزشکی، دارای مشکل مشروع سلامتی ارزیابی می‌شوند، به نحویکه که از طریق هورمون د<a name="mot2528_8" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86">رمان</a>ی و جراحی تغییر جنسیت، مورد معالجه قرار می‌گیرند. دولت ایران در حال حاضر حتی برای انجام چنین مراحلی در مورد متقاضیان واجد شرایط یارانه هم پرداخت می‌کند. در سال ۲۰۱۲ رو<a name="mot1850_9" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B2%D9%86%D8%A7">زنا</a>مه همشهری به نقل از یکی از مقامات سازمان تامین اجتماعی اعلام کرد که بودجه‌ای ۳۵۰ میلیون تومانی، به منظور کمک به بیماران «اختلالات هویت جنسی»، از جمله تشخیص رسمی تراجنسی و انجام عمل جراحی، یارانه اختصاص داده است.</p>
<p>باوجود مخاطرات موجود، [شادی] امین تصمیم گرفت از عمل جراحی صرف‌نظر کرده و به همجنس‌گرایی به عنوان یک زن در ایران ادامه دهد. در دهه ۱۹۸۰ پس از چند بار بازداشت، به دلیل فعالیت‌های سیاسی و بیش از یک سال زندگی زیرزمینی، به <a name="mot2151_10" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86">آلمان</a> گریخت. او در <a name="mot2037_11" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF">تبعید</a>، شبکه‌ای را تحت عنوان «۶RANG» برای لزبین‌ها و تراجنسی‌های ایران راه‌اندازی کرد. اما او همچنان از افزایش تعداد موارد جراحی تغییر جنسیت در ایران متاثر می‌شد. «ما این افزایش آمار تغییر جنسیت را دیدیم و از چرایی‌اش پرسیدیم.»</p>
<p><img src="http://www.irandarjahan.net/local/cache-vignettes/L500xH334/unnamed-25397.jpg" alt="" width="500" height="334" /></p>
<p>در واقع همه شواهد دال بر این است که تعداد عمل‌های جراحی مربوط به تغییر جنسیت طی یک دهه<a name="mot2357_12" href="http://www.irandarjahan.net/%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87">گذشته</a>، هم از نظر فراوانی و هم از نظر دید عمومی افزایش یافته است. در حال حاضر در ایران، پس از کشور تایلند، بیشترین تعداد عمل‌های جراحی در این زمینه انجام می‌شود. از سال ۲۰۰۳ تاکنون نه تنها افراد بیشتری متقاضی انجام عمل جراحی تغییر جنسیت شده‌اند، بلکه پوشش خبری افراد تراجنسی در <a name="mot2451_13" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA">مطبوعات</a>ایران و مطبوعات بین المللی نیز شدت یافته است. و این همه با لحنی مقبول، از به رسمیت شناختن هویت تراجنسی‌ها و قانونی‌بودن انجام عمل جراحی تغییر جنسیت در ایران، همراه بوده است. بسیاری از <a name="mot2345_14" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%BA%D8%B1%D8%A8">غرب</a>ی‌ها از اتخاذ چنین موضعی توسط یک کشور با عقاید <a name="mot2121_15" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">محافظه‌کاران</a>ه <a name="mot2148_16" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</a>ی شوکه شده‌اند.</p>
<blockquote><p>در حال حاضر، افرادی که قصد دارند عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام بد<a name="mot2199_17" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%87%D9%86%D8%AF">هند</a> باید مراحل اداری پیچیده‌ای را طی کنند تا به این ترتیب به طور «رسمی» به عنوان یک تراجنسی مورد تایید قرار بگیرند. این گواهینامه بسیار حایز اهمیت است، زیرا در برابر اعمال <a name="mot2569_18" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</a> <a name="mot1647_19" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3">پلیس</a> و خطر نقض قوانین سخت‌گیرانه تفکیک جنسیتی و نحوه پوشش، از آنها حمایت می‌کند. در این‌صورت فردی که هویت تراجنسی او تایید شده است، می‌تواند در فضای عمومی از لباس جنس «مخالف» استفاده کند.</p></blockquote>
<p>وضعیت ایران در جهان اسلام با توجه به مواضع متناقضی که در زمینه عمل‌های جراحی تغییر جنسیت و همجنس‌گرایان اتخاذ می‌کند، غیرمعمول است. برخی از کشورهایی که اکثریت <a name="mot2043_20" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA">جمعیت</a> کشورشان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، مانند <a name="mot1479_21" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</a> و <a name="mot2088_22" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B2%DB%8C">مالزی</a>، جراحی تغییر جنسیت را مجاز می‌شمارند و در عین حال در مورد مسایل مربوط به رفتارهای همجنس‌گرایان با ملایمت بیشتری برخورد می‌کنند.</p>
<p>ایران تنها کشوری است که از یک طرف همجنس‌گرایی را به عنوان یک جرم با مجازات مرگ تلقی می‌کند و از طرف دیگر انجام عمل جراحی تغییر جنسیت را &#8211; حتی- ترغیب هم می‌کند. امین می‌گوید: «<a name="mot2259_23" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87">رسانه</a>‌های غربی به گونه‌ای در مورد ایران ابراز نظر می‌کنند که گویی ایران بهشتی برای تراجنسی‌ها است» و همین موج برای او الهام بخش ارزیابی عمیق‌تری از این موضوع است. گرچه امین تراجنسی نیست اما از نظر او این موضوع به این دلیل که به سابقه او مربوط می‌شود حایز اهمیت شخصی است.</p>
<p><strong>بازگشت به آینده</strong></p>
<p>برخی از مباحث مربوط به تراجنسی در ایران به دهه ۱۹۴۰ برمی‌گردد، در حالی که جراحی وضعیت دوجنسی موروثی در جراید ایران در ۱۹۳۰ گزارش شده است. اولین جراحی تغییر جنسیت غیردوجنسی در سال ۱۹۷۳ در جراید ایران گزارش شد و تا اوایل دهه ۱۹۷۰ حداقل یک بیمارستان در <a name="mot1847_24" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86">تهران</a> و یک بیمارستان در شیراز چنین جراحی‌هایی را انجام می‌دادند. اما براساس تصمیمی که در سال ۱۹۷۶ اتخاذ شد انجمن صنفی پزشکی ایران مصوب کرد که انجام جراحی تغییر جنسیت به غیر از موارد دوجنسیتی از نظر اخلاقی غیرقابل قبول است.</p>
<p>این قانون تا سال ۱۹۸۵ پا برجا بود اما در این سال به موجب <a name="mot1623_25" href="http://www.irandarjahan.net/%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7">فتوا</a>ی مذهبی <a name="mot2039_26" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</a>، عمل جراحی تغییر جنسیت مجاز و جنبه قانونی پیدا کرد. در واقع خمینی برای اولین بار انجام چنین جراحی‌هایی را در سال ۱۹۶۴ در <a name="mot2369_27" href="http://www.irandarjahan.net/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8">کتاب</a> تحریرالوسیله خود که به <a name="mot2540_28" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C">زبان عربی</a> و در زمان تبعید او در <a name="mot1672_29" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87">ترکیه</a> و <a name="mot1475_30" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82">عراق</a> نگاشته شده، مورد تایید قرار داد. تعجبی ندارد که این فتوا در آن زمان دارای اثرات سیاسی و پزشکی چندانی نبود و سایر روحانیون ارشد معاصر در زمینه تراجنسی‌ها و یا انجام عمل جراحی تغییر جنسیت نتوانستند به یک اجماع دست پیدا کنند. در سال ۱۹۸۵، که خمینی مرجع عالی سیاسی بلامنازعی بود، فتوای سال ۱۹۶۴ خود را در مورد عمل جراحی تغییر جنسیت، اما این بار به زبان فارسی و پس از سال‌ها مکاتباتی که بین او و مریم ملک آرا، مردی با هویت واقعی <a name="mot1745_31" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</a>ه، انجام شد، <a name="mot2632_32" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1">بازنشر</a> کرد. [مریم ملک‌آرا] سرانجام با خمینی ملاقات کرد. البته، در آن زمان (و حتی حالا) همه کارشناسان امور مذهبی، پزشکان و مقامات دولتی در ایران، به طور کلی نگرش مطلوبی در مورد عمل جراحی تغییر جنسیت و تراجنسی‌ها نداشتند و ندارند. با این وجود، وزنه و نفوذ فتوای خمینی برای تصویب قانون در این زمینه کافی بود. او نه تنها بزرگ‌ترین مرجع مذهبی [زمان خود] بود، بلکه رهبر بزرگ‌ترین انقلاب گسترده نیمه دوم قرن بیستم نیز بود.</p>
<p><strong>بازی با ساز و کار موجود</strong></p>
<p>گرچه فتوای خمینی به تنهایی عمل جراحی تغییر جنسیت را مقبولیت بخشید، اما دستورالعمل اندکی در مورد سازو کارها و فرایند انجام آن ارایه کرد. طی ۲۰ سال گذشته، دستورالعمل‌های سخت و در هم پیچیده قانونی، پزشکی و مذهبی پیرامون موضوع تراجنسی‌ها به منظور پرکردن خلا برجای مانده از فتوای خمینی مطرح شده است.</p>
<p>در حال حاضر، افرادی که قصد دارند عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام بدهند باید مراحل اداری پیچیده‌ای را طی کنند تا به این ترتیب به طور «رسمی» به عنوان یک تراجنسی مورد تایید قرار بگیرند. این گواهینامه بسیار حایز اهمیت است، زیرا در برابر اعمال خشونت پلیس و خطر نقض قوانین سخت‌گیرانه تفکیک جنسیتی و نحوه پوشش، از آنها حمایت می‌کند. در این‌صورت فردی که هویت تراجنسی او تایید شده است، می‌تواند در فضای عمومی از لباس جنس «مخالف» استفاده کند. در عین حال، بدون وجود چنین مجوزی، پوشیدن لباس جنس مخالف، تقلید از جنس مخالف و تخطی از قانون محسوب می‌شود. به علاوه، اخذ این مجوز هرمون درمانی را علاوه بر جراحی تعیین هویت، دریافت حداقل بیمه درمانی دولتی، <a name="mot1472_33" href="http://www.irandarjahan.net/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C">کمک مالی</a> برای تامین بهداشت و محل سکونت و معافیت نظامی را نیز تامین می‌کند. از سوی دیگر این مجوز امکان تغییر نام پس از انجام عمل جراحی و به تبع آن دریافت اوراق هویت ملی جدید را هم فراهم می‌کند.</p>
<p>به منظور دریافت این مجوز، متقاضیان باید از مجاری خاصی که شامل فرایند قانونی گذار جنسی و مشتمل بر یک دوره چهار تا شش‌ماهه روان درمانی و توام با آزمایش‌های هورمونی و کروموزمی است عبور کنند. طبق نظر افسانه نجم‌آبادی، استاد دانشکاه هاروارد، اهداف اعلام شده، بدین منظور است تا «تراجنسی‌های واقعی» را که در مورد آنها گرایشات همجنس‌گرایانه به دلیل عوامل متاثر تراجنسی بودن آنها است، از همجنس‌گرایان تفکیک کنند. زیرا تمایلات همجنس‌گرایانه گروه دوم [از نظر حکومت] متاثر «از انحرافات اخلاقی است» که در پی تغییر ساز و کار موجود است.</p>
<p>نگرانی موجود پیرامون همجنس‌گرایانی که در پی «بازی گرفتن سیستم هستند» به این دلیل وجود دارد که فتوای خمینی در واقع انجام عمل جراحی تغییر جنسیت را برای افرادی که «ترنسجندر» هستند الزامی تلقی نمی‌کند. این فتوا بسادگی اظهار می‌کند که پروسه‌های پزشکی به منظور تغییر جنسیت یک فرد، دارای محدودیت و یا الزامی نیست، زیرا در قرآن در این زمینه دستورالعمل مشخصی وجود ندارد. بسیاری این تفسیر را به عنوان گشایش زمینه احتمال کسب وضعیت تراجنسی بدون لزوم طی فرایند هورمون درمانی و یا تغییر جسمی، که [برخی] تمایلی به انجام آن ندارند، تلقی کرده‌اند. احتمال اینکه فردی با چنین وضعیتی، جایگاه «بینابینی» را در بین جنسیت‌ها ایجاد کند یکی از مباحث جدی در ایران باقی خواهد ماند. جدای از این مسایل، قانونگزاری در ایران بر این پایه قرار گرفته است که تنها دو جنسیت وجود دارد و بسیاری از قوانین بر همین مبنای پیچیده پایه گذاری شده است. جنسیت یک فرد، مقررات حقوقی <a name="mot2044_34" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87">خانواده</a> و پوشش او و به علاوه، اینکه او چه دروسی را در <a name="mot1746_35" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87">دانشگاه</a> مجاز به انتخاب است و یا اینکه در اتوبوس و یا قطار در چه مکان خاصی می‌تواند بنشیند، تا چه محدوده‌ای می‌تواند سفر کند و حتی اینکه از کدام درب می‌تواند وارد ساختمان‌ها و فرودگا‌ه‌ها بشود را تعیین می‌کند.</p>
<p>یکی از <a name="mot2192_36" href="http://www.irandarjahan.net/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">روزنامه‌نگاران</a> محافظه‌کار مذهبی، در کلینیک پزشکی خطاب به یکی از افراد تراجنس در یک برنامه مستند، که در سال ۲۰۰۸ تحت عنوان «مانند دیگران باشید» پخش شد، گفت: «اگر مانند یک دختر لباس بپوشید اما اندام مردانه خود را حفظ کنید یک تراجنسی محسوب نمی‌شوید. بلکه به عنوان یک «زن جامه» [کسی که در لباس و رفتار از جنس مخالف خود تقلید می‌کند] تلقی می‌شوید. حتی ممکن است به عنوان یک همجنس‌گرا مورد ظن قرار بگیرید.» او ادامه می‌دهد: «تصمیم خودت را بگیر که آیا می‌خواهی دختر باشی یا پسر.» او ادامه می‌دهد که به عنوان یک مسلمان «وظیفه» او تشخیص این موضوع است که آیا افراد مرد هستند یا زن.</p>
<p>بسیاری از محققان مذهبی بر این اعتقادند که فرایند بررسی دقیق به منظور «تفکیک» بین تراجنسی‌های مورد قبول و همجنس‌گرایان منحرف الزام آور است. محمد مهدی کریمیان، یکی از اساتید دانشگاه و روحانیون قم که رساله دکتری خود را در مورد تراجنسی‌های ایرانی نوشته است، وقتی اظهار می‌دارد که دیواری به «بزرگی دیوار <a name="mot2372_37" href="http://www.irandarjahan.net/%DA%86%DB%8C%D9%86">چین</a>» تراجنسی‌ها را از همجنس‌گرایان جدا می‌کند در واقع نظر غالب را در این زمینه ابراز می‌کند. او می‌گوید: «تراجنسی‌ها بیمار هستند زیرا آنها از وضعیت جنسی خود راضی نیستند و بنابراین بایستی مورد معالجه قرار بگیرند و همجنس‌گرایی طبق قانون یک انحراف و قابل مجازات است.»</p>
<p>از نظر نجم آبادی فرایند تفکیک به طور متناقضی زمینه فضای تازه‌ای را برای همجنس‌گرایان مرد و زن ایرانی ایجاد کرده و این فرایندی است که «در نظر گرفتن سایر گروه‌های جنسی بین طبقات مشخص را الزام آور می‌کند.» او به نقل از یکی زنانی که در مرحله تغییر جنسیت به جنس مذکر بود، می‌گوید: «از زمانی که بعنوان تراجنسی مورد شناسایی قرار گرفتم بدون اینکه احساس گناهی داشته باشم با دوست دخترم ارتباط جنسی برقرار کردم.» دشواری و فشارهای موجود بر تراجنسی‌ها و همچنین خلاقیت و عزم به نمایش گذاشته شده توسط اقلیت‌های جنسی را، که با مهارت در مقابل نهادهای قدرت که اغلب تلاش ناموفقی برای تعیین جریان زندگی آنها به عمل آورده‌اند، نبایستی دست کم گرفت.</p>
<blockquote><p>محمد مهدی کریمیان، یکی از اساتید دانشگاه و روحانیون قم که رساله دکتری خود را در مورد تراجنسی‌های ایرانی نوشته است، وقتی اظهار می‌دارد که دیواری به «بزرگی دیوار چین» تراجنسی‌ها را از همجنس‌گرایان جدا می‌کند در واقع نظر غالب را در این زمینه ابراز می‌کند. او می‌گوید: «تراجنسی‌ها بیمار هستند زیرا آنها از وضعیت جنسی خود راضی نیستند و بنابراین بایستی مورد معالجه قرار بگیرند و همجنس‌گرایی طبق قانون یک انحراف و قابل مجازات است.»</p></blockquote>
<p>درحالی که نجم‌آبادی فرصت‌هایی که مراحل تفکیک برای هم‌جنس‌گرایان ایجاد می‌کند را مورد تاکید قرار می‌دهد، امین نگرش بدبینانه‌تری دارد. او می‌گوید: «چگونه یک فرد می‌تواند نزد دکتری برود که توسط حاکمیت کنترل می‌شود و خیلی راحت در مورد جنسیت خود سخن بگوید؟» هرچند او[امین] قبول دارد که برخی از افراد از مراحل «تفکیک» برای تدوام روابط همجنس‌گرایانه خود بهره می‌برند، اما استدلال می‌کند که بیش از پیش متقاضیان همجنس‌گرا، متحمل پذیرش درمانی دائمی (هرمونی یا جراحی) یا انواع سو‌ء استفاده‌های دیگر هستند. او می‌گوید: «یک نفر را که به طور رسمی به عنوان همجنس‌گرا در ایران زندگی می‌کند، به من نشان بده»، «یک دکتر را به من نشان بده که به تو بگوید تو یک همجنس‌گرا هستی. حالا با آن کنار بیا.»</p>
<p>… ادامه دارد.</p>
<p>* از: راچل ترمان / در: وورد پالسی جورنال / ترجمه از انگلیسی: پارسا آزاد- ایران در جهان</p>
<p>راچل ترمان، ایرانی-امریکایی و کاندیدای دوره دکترای علوم سیاسی، در دانشگاه کالیفرنیا.</p>
</div>
</div>
<div>
<h2>P.-S.</h2>
<div>
<p>کل مطالب شماره بهار این نشریه را در <a rel="external" href="http://www.worldpolicy.org/journal/spring2014" target="_blank">این لینک</a> می‌توانید دریافت کنید.</p>
</div>
</div>
<p>۱۳ فروردین ۱۳۹۳</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2346/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه شادی امین پیرامون همجنسگرایی و ترنس سکسوالیتی</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2295/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2295/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 15:03:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[گفت‌وگو و چهره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2295/</guid>
		<description><![CDATA[مصاحبه با شادی امین با رادیو پیام کانادا را در لینک زیر میتوانید بشنوید: http://www.youtube.com/watch?v=pY8fYOxBhVs]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه با شادی امین با رادیو پیام کانادا را در لینک زیر میتوانید بشنوید:<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=pY8fYOxBhVs">http://www.youtube.com/watch?v=pY8fYOxBhVs</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2295/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دادگاهی در آمریکا آزار و اذیت به دلیل گرایش جنسی را جنایت علیه بشریت دانست</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2292/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2292/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:57:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2292/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2292/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/08/livelyMTDvictory.jpg?zoom=1.5&amp;resize=450%2C387" class="alignright wp-post-image tfe" alt="livelyMTDvictory" title="" /></a>در دادگاه ناحیه ی اسپرینگ فیلد، واقع در ایالت ماساچوست آمریکا، یک قاضی فدرال در پرونده ای که یک گروه مدافع حقوق ال جی بی تی در اوگاندا علیه یک فعال همجنسگرا ستیز آمریکایی تشکیل داده بود به این رأی داد که آزار و اذیت بر مبنای گرایش جنسی و هویت جنسی، جنایت علیه بشریت...<a href="http://shabakeh.de/sex/2292/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div></div>
<p>در دادگاه ناحیه ی اسپرینگ فیلد، واقع در ایالت ماساچوست آمریکا، یک قاضی فدرال در پرونده ای که یک گروه مدافع حقوق ال جی بی تی در اوگاندا علیه یک فعال همجنسگرا ستیز آمریکایی تشکیل داده بود به این رأی داد که آزار و اذیت بر مبنای گرایش جنسی و هویت جنسی، جنایت علیه بشریت محسوب می شود و اینکه قوانین بین المللی از حقوق بنیادی افرادهمجنسگرا، ترنس سکسوئل و ترنسجندر حمایت می کنند. بر این اساس، پرونده ی مرکز حقوق اساسی Center for Constitutional Rights که به نمایندگی از یک گروه حامی حقوق همجنسگرایان، ترنس سکسوئل ها و افراد ترنسجندر اوگاندایی Sexual Minorities of Uganda تسلیم دادگاه شده علیرغم شکایت اسکات لایفلی؛ فعال همجنسگراستیز آمریکایی تبار، وارد است و می تواند پیگیری شود.</p>
<p>قاضی؛ میشل پونسور تصریح کرد: “آزار و اذیت گسترده و سیستماتیک همجنسگرایان، ترنس سکسوئل ها و افراد ترنسجندر جنایت علیه بشریت محسوب می شود که قوانین بین المللی را بدون شک زیر پا می گذارد. . . تبعیض تاریخی که هم اکنون نیز علیه همجنسگرایان، ترنس سکسوئل ها و افراد ترنسجندراعمال می شود، عاملیست که این گروه اقلیت را در زمره ی گروه هایی قرار می دهد که تحت حمایت قوانین بین المللی قرار می گیرند. این واقعیت که یک گروه در برخی نقاط جهان پیوسته مستعد آزار و اذیت گسترده و سیستماتیک است، افرادی که مرتکب جنایت علیه بشریت می شوند را از پذیرش مسئولیتشان مبری نمی کند.”</p>
<p><a href="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/08/livelyMTDvictory.jpg"><img src="http://i1.wp.com/6rang.org/wp-content/uploads/2013/08/livelyMTDvictory.jpg?zoom=1.5&amp;resize=450%2C387" alt="livelyMTDvictory" width="90" height="78" /></a></p>
<p>در شکایت نامه آمده که فعالیت های لایفلی در دهه ی گذشته در همکاری با مقامات کلیدی دولتی و مذهبی اوگاندا مسئول پایمال شدن و از بین رفتن حقوق ابتدایی اقلیت های جنسی اوگاندایی تنها بر پایه ی هویت جنسیشان است که در قوانین بین المللی آزار و اذیت و متعاقباً جنایت علیه بشریت تعریف شده. ردپای فعالیت های لایفلی در روسیه که به تازگی قانونی علیه هر گونه فعالیت حقوق بشری در حمایت از حقوق همجنسگرایان و ترنسجندرها تصویب کرده نیز دیده می شود. در سال ۲۰۰۷ لایفلی به ۵۰ شهر روسیه سفر کرد و پیشنهاداتی را عنوان کرد که امروزه به قانون در آمده.</p>
<p>فرانک موگیشا؛ فعال ال جی بی تی اوگاندایی گفت: “حکم امروز، پیروزی بزرگی برای فعالین حقوق بشر در اقصی نقاط جهان بخصوص همجنسگرایان اوگاندایی محسوب می شود که به دنبال مسببین شکنجه ها و رنج های ما هستند.”</p>
<p>مطلب ترجمه شده از وبسایت awid</p>
<p><a href="http://awid.org/News-Analysis/Women-s-Rights-in-the-News2/Court-Allows-Groundbreaking-Case-Against-Anti-Gay-Religious-Leader-to-Proceed">http://awid.org/News-Analysis/Women-s-Rights-in-the-News2/Court-Allows-Groundbreaking-Case-Against-Anti-Gay-Religious-Leader-to-Proceed</a></p>
<p>14 آگوست ۲۰۱۳</p>
<p><a href="http://6rang.org/fa/news/court-allows-groundbreaking-case-against-anti-gay-religious-leader-to-proceed/">http://6rang.org/fa/news/court-allows-groundbreaking-case-against-anti-gay-religious-leader-to-proceed/</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2292/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای جهانی شفاف تر / نرگس توسلیان</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2159/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2159/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Oct 2012 01:06:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو رنگین کمان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2159/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2159/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.roozonline.com/uploads/pics/narges_tavasolian.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="نرگس توسلیان" title="" /></a>همجنسگرایان را شاید بتوان آخرین اقلیتی نامید که مورد حمایت نهادهای حقوق بشری قرار گرفتند. اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های حقوق مدنی &#8211; سیاسی و حقوق اقتصادی &#8211; اجتماعی و فرهنگی که متعاقب آن تصویب شدند، هرچند تبعیض را براساس عوامل گوناگون از جمله رنگ، نژاد، قوم، ملیت، مذهب و&#8230; منع کرده اند...<a href="http://shabakeh.de/sex/2159/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div><img src="http://www.roozonline.com/uploads/pics/narges_tavasolian.jpg" border="0" alt="نرگس توسلیان" width="50" height="50" /></div>
</div>
<div>
<p>همجنسگرایان را شاید بتوان آخرین اقلیتی نامید که مورد حمایت نهادهای حقوق بشری قرار گرفتند. اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های حقوق مدنی &#8211; سیاسی و حقوق اقتصادی &#8211; اجتماعی و فرهنگی که متعاقب آن تصویب شدند، هرچند تبعیض را براساس عوامل گوناگون از جمله رنگ، نژاد، قوم، ملیت، مذهب و&#8230; منع کرده اند ولی به صراحت از منع تبعیض براساس &#8220;گرایش جنسی&#8221; سخنی به میان نیاورده اند.</p>
<p>در سال ۲۰۰۸، سازمان ملل متحد در اعلامیه ای خواستار پایان بخشیدن به تبعیض علیه همجنسگرایان شد.</p>
<p>هر چند که شصت و شش کشوراعلامیه مذکور را امضاء کردند، حدود شصت کشورنیزکه عمدتا از کشورهای آفریقایی و خاورمیانه بودند، در واکنش اعلامیه ای در مخالفت با آن صادر کردند. این اعلامیه ( مخالف) با رد نظریه ژنتیکی بودن همجنسگریایی، با اعلام این که تبعیض بر مبنای گرایش جنسی در هیچ یک از کنوانسیون های حقوق بشر ذکر نشده است، اعلامیه ( موافق) را تخطی از مفاد حقوق بشر وهم چنین مغایربا اصل آزادی مذاهب، عنوان کرد.</p>
<p>در سال ۲۰۱۰، بان کی اون، دبیرکل سازمان ملل متحد، خواستارملغی کردن قوانین تبعیض آمیزعلیه همجنسگرایان شد.</p>
<p>بالاخره پس از کشمکش های فراوان، در ۱۷ ژوئیه سال ۲۰۱۱، اولین قطعنامه در زمینه حمایت از همجنسگرایان در شورای حقوق بشرتحت عنوان &#8220;حقوق بشر، گرایش جنسی و هویت جنسیتی&#8221; تصویب گردید. قطع نامه مذکور که با بیست و سه رای موافق، نوزده رای مخالف و سه رای ممتنع، به تصویب رسید، خواهان پایان بخشیدن به تبعیض بر اساس گرایش جنسی میباشد.</p>
<p>این قطعنامه هر چند نسبت به کشورهای عضو شورای حقوق بشرسازمان ملل متحد، الزام آور است اما مجازاتی را برای کشورهای خاطی دراین زمینه تعیین نکرده است.</p>
<p>قطع نامه مذکور در ابتدا توسط &#8220;آفریقای جنوبی&#8221; معرفی شد. لازم به ذکر است که آفریقای جنوبی تنها کشورآفریقایی بود که به نفع آن رای داد. بسیاری از کشورهای آفریقایی و خاورمیانه علیه قطع نامه رای داده وآفریقای جنوبی را محکوم به &#8220;غرب زدگی&#8221; و &#8220;فاصله گرفتن از ارزش های کشورهای آفریقایی&#8221; کردند.</p>
<p>به هرحال، این تابو به مرور زمان در سازمان ملل، شکسته شد و امروزه همجنسگرایان رسما به عنوان یک اقلیت جنسی در حقوق بین الملل، شناخته شده اند.</p>
<p>متاسفانه برخلاف پیشرفتی که درزمینه همجنسگرایان درحقوق بین الملل حاصل گشته است، مطابق گزارش سال ۲۰۱۱</p>
<p>سازمان بین المللی همجنس گرایان، دوجنس گرایان و ترانس سکسوال ها، روابط هم جنسگریانه همچنان درهفتاد و شش کشور، جرم تلقی میشود. ایران نیز، جز کشورهایی است که قوانینش ( شلاق و اعدام) شدیدترین مجازات ها را برای همجنس گرایان منظورداشته است.</p>
<p>مقامات جمهوری اسلامی ایران، تاکنون یا به طورکل، منکروجود همجنسگرایان درایران شده و یا آن که همجسنگرایی را نوعی انحراف و بیماری قلمداد کرده اند. تاکنون، نیز تنها گزینه ای که دولت در اختیار هم جسنگرایان قرار داده است، عمل جراحی و تغییر جنسیت میباشد. حال آن که بسیاری از همجنس گرایان، مایل به تغییر جنس خود نیستند.</p>
<p>متاسفانه به دلیل عدم آموزش، حتی جامعه مدنی هم آن چنان که باید به حمایت از اقلیت های جنسی نپرداخته است و تنها در سال های اخیر، صداهایی درحمایت از آن ها بلند شده است.</p>
<p><a href="http://www.facebook.com/Radioranginkaman" target="_blank">رادیو رنگین کمان</a>، یکی از آن &#8220;صدا&#8221;ها است که به همت عده ای از فعالین مدنی و حقوق بشری که الزاما هم همجسنگرا نیستند &#8211; ولی از دیدگاه حقوق بشری، به مساله همجنس گرایان می نگرند و از آن ها حمایت می کنند &#8211; به مساله همجسنگرایان و ترانسکسوال ها می پردازد.</p>
<p>سخن را باید گفت و در این دنیای شفاف باید گذاشت تا انسان ها خود اندیشه های خود را شکل دهند و جهان را در ذهن خود چنان بسازند که می پسندند.</p>
<p>تغییرات بزرگ، همیشه با قدم های کوچک حاصل می شوند. رادیورنگین کمان یک قدم را در این مسیر با موفقیت پیموده است. شاید اگر هر کدام از ما هم قدم هایمان را برداریم، جهان دیگری حاصل گردد: جهانی که در آن مجلس کشور نه تنها برای گرایشات جنسی افراد، مجازات تعیین نمیکند بلکه برای هرنوع تبعیض قومی، مذهبی، زبانی، نژادی و جنسی مجازات تعیین خواهد کرد، و ریس جمهورآن نیز، نه تنها به انکاراقلیتی از جامعه اش نمی پردازد، بلکه در لزوم حمایت جامعه مدنی از اقلیت های مختلف، سخن خواهد گفت.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p>توضیح سایت شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی</p>
<p>برای شنیدن رادیو رنگین کمان به این آدرس مراجعه کنید:</p>
<p><a href="http://www.facebook.com/Radioranginkaman">http://www.facebook.com/Radioranginkaman</a></p>
<p>این رادیو روی موج کوتاه در ایران قابل شنیدن است. این رادیو را به دوستان و اشنایانتان در ایران معرفی کنید!</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2159/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>“لزبو فوبی” و ” فمینیسم” / سوده راد</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2053/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2053/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 May 2012 16:17:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2053/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2053/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/soudeh-rad.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" class="alignright wp-post-image tfe" alt="“لزبو فوبی” و ” فمینیسم” / سوده راد" title="" /></a>هفدهم ماه مه، روز جهانی مبارزه با هموفوبی (International Day Against Homophobia) است. همفوبی یا همجنسگراهراسی، تنها به منحصر به هراس نمی‌شود و شامل احساس خشم و نفرت نسبت به فردی که مایل به برقراری ارتباط احساسی و جنسی با همجنس خود باشد نیز هست. بنابراین هموفوبی هم لزبوفوبی، یعنی هراس از زنان همجنسگرا، هم...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2053/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1></h1>
<div id="post-343">
<div>
<div><a title="“لزبو فوبی” و ” فمینیسم” / سوده راد" rel="lightbox" href="http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/soudeh-rad.jpg"><img src="http://6rang.org/wp-content/themes/widezine/thumb.php?src=http://6rang.org/wp-content/uploads/2012/05/soudeh-rad.jpg&amp;w=700&amp;h=290&amp;zc=1&amp;q=80&amp;bid=1" alt="“لزبو فوبی” و ” فمینیسم” / سوده راد" width="373" height="174" /></a></div>
</div>
<p>هفدهم ماه مه، روز جهانی مبارزه با هموفوبی (International Day Against Homophobia) است. همفوبی یا همجنسگراهراسی، تنها به منحصر به هراس نمی‌شود و شامل احساس خشم و نفرت نسبت به فردی که مایل به برقراری ارتباط احساسی و جنسی با همجنس خود باشد نیز هست.</p>
<div>
<p>بنابراین هموفوبی هم لزبوفوبی، یعنی هراس از زنان همجنسگرا، هم گی‌فوبی یعنی هراس از مردان همجنسگرا و هم هراس از زنان و مردان دوجنسگرا را در بر می‌گیرد. با این حال وقتی به هموسکسوالیته یا همجنسگرایی و هموفوبی  فکر می‌کنیم، کمتر پیش می‌آید تصویر زنی همجنسگرا در ذهن نقش ببندد. به نظر می‌رسد در میان انسان‌هایی که به نادرستی به اقلیت‌های جنسی و جنسیتی خوانده می‌شوند، زنان باز هم دچار تبعیض‌های بیشتری هستند و ـ ناخودآگاه ـ نادیده گرفته می‌شوند.</p>
<p>در سال ۱۹۹۸، کنشگران حقوق لزبین‌ها برای اولین بار کلمه «لزبوفوبی» را برای تأکید بر همجنسگرا‌هراسی نسبت به زنان بکار بردند. در کشوری چون فرانسه، لزبین‌ها به مراتب بیشتر از گی‌ها مورد آزار و اذیت روانی و خشونت‌های فیزیکی ناشی از هموفوبی هستند. اما کلمه لزبوفوبی هنوز در لغت‌نامه‌ها و دایره‌المعارف‌های فرانسه ثبت نشده است و یکی از مطالبات اصلی امسال گروه‌های فعالLGBT یعنی لزبین‌ها، گی‌ها، دوجنسگرایان و ترانس‌سکسوال‌ها، همچنین فمینیست‌ها به مناسبت ۱۷ مه ست. در زبان فارسی کلمه دگرباش جایگزین LGBT شده است که مخالفان بسیاری دارد. آنها با مرکز قرار دادن دگرجنس‌خواهی برای نامیدن هر گرایش جنسی غیر آن، به “دگرباش” را مذموم و نشانه سلطه استاندارد دگرجنس‌خواه محوری می‌دانند.<br />
مفاهیم جنس، جنسیت و برتری یکی بر دیگری با هموفوبی و بویژه لزبوفوبی گره خورده است.<br />
<strong>لزبوفوبی، تبعیض دوگانه هموفوبی و سکسیسم</strong></p>
<p>نه تنها نیازهای جنسی زنان، که روابط جنسی  بین زنان همچنان در اکثر جوامع به رسمیت شناخته نمی‌شود و بسیاری جوامع و فرهنگ‌ها آنرا رابطه‌ای غیررسمی و موقتی می‌دانند. در این تفکر جسم مرد، رفتار مردانه و قدرت برترش برای لذت جنسی زن، مکمل رفتارهای زنانه و پرکننده  ضعف ذاتی اوست. زنی که به مرد گرایشی ندارد، بر خلاف تمام آموزش‌هایی که جامعه دگرجنس‌خواه محور به او داده است، اصولا نقش سنتی مادر خانواده و همسر جنس دیگر بودن را پس می‌زند.</p>
<p>او زندگی شخصی‌اش را در اختیار ساختاری که او را جنس دوم می‌پندارد و می‌خواهد، نمی‌گذارد و با رد آمیزش با مردان و پرورش فرزند یک مرد در بدن خود، مردان را از ادامه نسل محروم می‌کند و به موجودی بی‌فایده برای ادامه حیات بشریت و باروری تبدیل می‌شود. این درحالیست که یک لزبین می‌تواند با انتخاب خود،برای فرزندش مادری کند و در عین حال نقش همسری زن دیگری را هم داشته باشد.</p>
<p>دلیل اصلی نادیده گرفته شدن لزبین‌ها  را شاید بتوان در ساختار جوامع انسانی امروزی یافت که از طرفی دگرجنس‌گرایی را استاندارد روابط انسانی قرار داده است و هر نوع رابطه غیر از این را در دسته اقلیت، غیرطبیعی و استثنا دسته‌بندی می‌کند و از طرفی دیگر سکسیت است، یعنی به وجود تنها دو جنسیت مرد و زن اعتقاد دارد و مرد  را بر زن برتر می‌داند. ترکیب این دگرجنس‌خواه ‌محوری و سکسیسم موجب می‌شود لزبوفوبی پدیده‌ای عمیق‌تر از گی‌فوبی باشد و زنی که به همجنس خود گرایش دارد، هم به دلیل همجنسگرایی به حاشیه رانده ‌شود و هم به دلیل زن بودن. بر همین اساس است که بسیاری از کنشگران برابری جنسیتی و حقوق لزبین‌ها بر قائل شدن تفاوت بین مکانیزم‌ها و نتایج همجنس‌گراهراسی علیه زنان و مردان تأکید دارند.</p>
<p>در فانتزی‌های جنسی، در حالیکه تصور رابطه جنسی دو مرد مضموم و نشانه عدم مردانگی آنهاست،  رابطه جنسی دو زن شهوت‌انگیز است، چرا که در ذهنیت عام، زن عشوه‌گر است و مرد را به خود فرا می‌خواند و مرد با قدرت زنی را تحت سلطه بدن خود قرار می‌دهد. از آنجا که اساس رابطه جنسی دگرجنس‌خواه محور بر تولیدمثل بنانهاده شده، رابطه‌ای بدون حضور آلت جنسی مردانه ناقص تلقی می‌شود. صنعت پورنوگرافی که روابط جنسی مردسالارانه را با غلو به تصویر می‌کشد، همجنسگرایی زنان را به رابطه‌ای جنسی برای تحریک بیشتر مردان بیننده – و بازیگر مردی که نهایتا سر می‌رسد تا زنان ناتوان را به ارگاسم برساند -  تقلیل می‌دهد.<br />
<strong>خشونت‌های ناشی از لزبوفوبی</strong></p>
<p>همانطور که گفته شد لفظ هموفوبی بطورعام نمی‌تواند لزبوفوبی و گی‌فوبی را عادلانه  دربربگیرد. خشونت‌های ناشی از لزبوفوبی به خشونت روانی و فیزیکی  رایج هموفوب که گاهی تا قتل عمد هم پیش می‌رود، خلاصه نمی‌شود. علاوه بر خشونت‌هایی که یک  همجنسگرا باید در خانواده، محیط تحصیل و کار، گروه دوستان، مقابل قانون  و فضای عمومی و…  تحمل کند، در مورد زنان از تجاوزجنسی تک‌نفره مرد یا گروهی مردانی هم  به زن همجنسگرا برای اصلاح او استفاده می‌شود.</p>
<p>در جوامع سنتی ازدواج‌های اجباری در واقع ابزاری برای تحقق دگرجنس‌خواهی اجباری تحمیل شده توسط جامعه است. این تجاوز به منزله تنبیهی برای لزبین‌ها با هدف هدایت آنها به راه راست و درست مردخواهی‌ست.</p>
<p>شادی امین، کنشگر حقوق همجنسگرایان و برابری جنسیتی می‌گوید: «با اینکه آمار دقیقی از جامعه LGBT در ایران وجود ندارد، زنان لزبین ایرانی بدلیل فشارهای فرهنگی جامعه و سیاست‌های حکومت که استقلال مالی زنان را نادیده می‌گیرد، حتی امکان زندگی مشترک پنهانی را هم ندارند. در حالیکه مردان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا بدلیل استقلال مالی و شرایط فرهنگی می‌توانند تا مدت‌ها با شریک زندگی خود، زیر یک سقف و البته پنهانی زندگی کنند.»</p>
<p>خانم امین ادامه می‌دهد:‌ «هر گرایش جنسی غیر از دگرجنس‌خواهی در ایران بیماری روحی روانی تلقی می‌شود و فردی که به روانشناس مراجعه می‌کند، در واقع قدم در مسیر تغییر جنسیت و اعمال جراحی تغییر ظاهر فیزیکی می‌گذارد. ازدواج اجباری لزبین‌ها در ایران معمولا تحت فشار خانواده‌ها و یا به دلایل اقتصادی صورت می‌گیرد، در حالیکه این ازدواج مهر مجاز زدن بر فشارهای روحی و خشونت‌های فیزیکی خانوادگی‌ست. در واقع انتخاب شریک زندگی غیرهمجنس برای یک لزبین، انواع فشارهای روحی و جسمی را برای او به بار می‌آورد.»<br />
با این که به نظر می‌رسد به دلیل قوانین حاکم بر ایران، زندگی لزبین‌ها در محیط‌های عمومی ساده‌تر از زندگی گی‌ها باشد، گزارش‌هایی از دستگیری زنان همجنسگرا در خیابان به دلیل «نوع قدم زدن با زنی دیگر» و یا « عدم رعایت حجاب و ظاهر مردانه»‌ وجود دارد.</p>
<p>اگر دستگیری و عواقب بعدی آنرا هم یکی از انواع خشونت بر لزبین‌های ایرانی بدانیم، می‌توانیم بگوییم لزبین‌ها در همه جای دنیا در اماکن عمومی مورد تهدید بیشتری واقع می‌شوند. بر طبق پژوهش لزبوفوبی (<a href="http://www.sos-homophobie.org/enquete-sur-la-lesbophobie/enquete-sur-la-lesbophobie">http://www.sos-homophobie.org/enquete-sur-la-lesbophobie/enquete-sur-la-lesbophobie</a>) منتشر شده توسط سازمان اورژانس هموفوبی فرانسه (<a href="http://www.sos-homophobie.org/">http://www.sos-homophobie.org</a>) در سال ۲۰۰۸، لزبین‌ها بیش از هرجا در محیط‌های عمومی چون پارک‌ها و خیابان مورد آزار و خشونت قرار گرفته‌اند. بیش از ۴۵٪ لزبین‌های مورد مطالعه اعلام کرده‌اند که حداقل یک‌بار هدف این خشونت‌ها قرار گرفته‌اند. این خشونت‌ها شامل ۹۶٪ ناسزا و فحاشی، ۱۹٪ تهدید، ۱۱٪ خشونت فیزیکی بوده است. این زنان دلیل این که هدف لزبوفوبی قرار گرفته اند را ” آشکار بودن گرایش جنسی‌شان در زمان بروز حمله” می‌دانند: ۷۳٪ همراهی دوست‌دختر خود، ۳۰٪ ظاهر خود را -که مردانه قضاوت می‌شود-، ۲۰٪ رفتارشان  و ۱۰٪ صحبت‌های خود را در زمان وقوع حمله علت آن دانسته‌اند.</p>
<p>این فشارهای روانی و فیزیکی برای پنهان کردن گرایش جنسی موجب می‌شود در کشوری چون فرانسه زنان همجنسگرا دو و نیم برابر بیشتر از زنان دگرجنس‌خواه دست به خودکشی بزنند و در ایران بسیاری از آنها بی‌آنکه دلیل خودکشی‌ یا اقدام به آن مشخص شود، با مرگ خود را از فشارها رهانیده‌اند.  از طرفی عموما لزبین‌ها به مراتب کمتر از گی‌ها به خشونت‌های هموفوب اعتراض می‌کنند.  از سال ۱۹۹۴ تاکنون در فرانسه از هر ۵ تماس تلفنی با سازمان اورژانس هموفوبی تنها یک تماس از جانب لزبین‌ها بوده است و این در حالیست که طبق  پژوهش سال ۲۰۰۸  منتشر شد، ۵۷٪ جامعه آماری لزبین اظهار داشته اند که حداقل یکبار قربانی لزبوفوبی بوده اند. وقتی آمار و دلایل خشونت علیه زنان – از هر نوع گرایش جنسی-  را در فرانسه بررسی می‌کنیم به نرخ تأمل‌برانگیز مرگ یک زن هر دو روز و نیم بر اثر خشونت‌های خانگی بر‌می‌خوریم.  بی‌تردید آموزش‌های سکسیت و تبعیض‌آمیز که زن را در قبال خشونت‌های فردی و اجتماعی به سکوت فرامی‌خواند، در این ناپیدایی و عدم اعتراض نقش عمده‌ای دارد.</p>
<p>مبارزه با لزبوفوبی، نه تنها به دلیل تبعیض‌های مضاعف که بر زنان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا روا داشته می‌شود، که به دلیل دفاع از حق آزادی انتخاب گرایش جنسی زنان برای فمینیست‌ها اهمیت میابد. چرا که هر دو اینها محورهای تلاش‌ها و مطالبات فمینیستی برای تحقق آرمان برابری جنسیتی، بدون دسته‌بندی نقش‌های زنانه – مردانه و حق انتخاب برابر هستند.</p>
<p>حقوق قانونی و اجتماعی برابر برای لزبین‌ها، گی‌ها، دوجنس‌گرایان و ترانس‌ها یکی از محورهای مطالبات کمپین‌های اخیر فمینیست‌های فرانسوی در طول انتخابات بود.  فرانسوا اولاند، رئیس جمهور جدید فرانسه با اعطای حق ثبت ازدواج همجنسگرایان موافق است وتغییر سیاست‌های فراگیر در کشوری چون فرانسه می‌تواند امیدی برای احقاق حقوق شهروندی لزبین‌ها، همچون سایر شهروندان  باشد.  در امریکا هم باراک اوباما عدم مخالفت خود را با ازدواج همجنسگرایان اعلام کرده است. در سال‌های ۱۹۶۰ لزبین‌ها در کنار سایر زنان برای حق پایان دادن داوطلبانه به بارداری در فرانسه مبارزه کردند و اینبار جنبش فمینیستی در کنار جنبش دگرباشان برای حق برابر شهروندی و انتخاب گرایش جنسی تلاش می‌کند.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2053/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حمله از درون به نظم برساخته/ به مناسبت مرگ آدرین ریچ/ مهشب تاجیک</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/2036/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/2036/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 22:12:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2036/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="rich" /></a>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود. امروزه جنبش...<a href="http://shabakeh.de/sex/2036/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2037" title="rich" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/04/rich-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>کمتر از یک هفته از مرگ آدرین ریچ می‌گذرد و مشخص نیست که چگونه هنوز تمایل به استفاده از فعل‌هایی چون «هست» و «گفت» بیشتر از «بود» و «گفته است» وجود دارد؛ چنان­که گویی او هنوز در آرا و شعرهایش شکل دارد و هستی‌اش در آن‌چه از او هستی یافته است تکثیر می‌شود.</p>
<p>امروزه جنبش زنان در آغاز قرن بیستم، به جنبشی تمام و کمال سیاسی و فرهنگی برای احقاق حقوق زنان بدل گشته است. نخست زبان و نوشتار زنانه به‌عنوان گونه‏ای از زبان، توسط نویسندگان و شاعران این‏ جنبش حیات پیدا کرد و پس از مدتی، وجود چنین زبانی با منطق شکل‏گیری خود زبان ناسازگاری پیدا کرد چراکه درحال‌حاضر عنصر جنسیت نمی­تواند عامل موثری برای ایجاد زبانی‏ بیان‌گر و راه‌برنده باشد. بنابراین، زبان و نوشتار زنانه موجودیتی است که خود را نه به‌وسیله­ی نوشتاری که زنانه است و تنانگی دارد که به‌وسیله­ی زنانی که روزگاری این زن را روایت کرده­اند و عناصر و درون‌مایه­های زنانگی را در جامعه­ای که قوام و دوام مردسالارانه در آن رسوخ کرده است، باز می‌نمایاند.</p>
<p>تقریبن می‌توان گفت که تمام انسان­ها در سن و زمان خاص خود، توانایی‏ تعریف وجود خود از طریق زبان جنسیت را پیدا می‏کنند و تا حدود هفت‌سالگی توانایی درک و بیان این قاعده­ی رایج جنیستی را فرامی‌گیرند. قریب به هزاران سال است که به هر انسان در آغاز کار، جنسیت را در قالب دو هستی مجزای زن و مرد می‌شناسانند و تنها به این نوع تعریف بسنده می‌کنند چراکه این گونه از تعریف، قابلیت بازنمایی هویت از طریق ایجاد تفاوت و تمایز را دارد، ولی در این راستا وجه پرسنده­ی درون به پاسخی دست می­یابد که بیشتر او را به‌سمت نادانی هدایت می­کند. گاهی در این بازی­های جنسیتی با مسایلی حادتر رویارو می‌شویم؛ این سختی زمانی خود را نشان می‌دهد که زنان و مردانی که نوع زیست و جهان ذهنی و بیرونی آن‌ها یکسر متفاوت است و میل شناخت این جنسیت را بنا به تعاریف رایج ندارند در چرخه‌ی باطل جنسیت سنتی قرار می‌گیرند. آن‌ها از سکوی خودشان به زندگی پرتاب می‌شوند و سپس مسیری را پیش می­گیرند که آشکارسازنده­ی میل آن‌هاست. این گروه انسانی، از عشق­ورزی خود تا سرشارترین لحظات زیستشان به گفت­وگویی ناخودآگاهانه با خود روی می­آورند که در صورت عدم پاسخگویی با دریچه­ی نیستی و تباهی و سیاهی روبه­رو می­شوند.</p>
<p>هریک از ما به‌طور حسی متوجه تفاوت‌های زبان‏ بدن هستیم. زبان بدن پس از فراز و نشیب­هایش به زبانی ایستا تبدیل می­شود، درحالی­که ناخودآگاه ما هنوز به کشمکش با این زبان می­پردازد. با نگاهی به زندگی بسیاری از زنانی که فعالان جنبش زنان و جنبش حقوق همجنس­خواهان بوده­اند، مانند «آدرین ریچ» خواهیم دید که این­ها در ابتدا زنانی دگرجنس­خواه بوده­اند، ازدواج کرده‌اند و بچه­دار شده­اند و پس از طی کشاکش منطقی وجودی خودشان، شیوه­ی زیست خود را تغییر داده­اند، اما چرا؟</p>
<p>واقعیت این است که زندگی همیشه ثابت و تغییرناپذیر نیست، ولی چه می­شود که زنی مانند آدرین ریچ و بسیاری از زنان شناس و ناشناس دیگر چون او، در برش­های بعدی زندگی‌شان به همان شکلی که باید با خود ارتباط برقرار می­کنند و قابلیت تغییر و تصحیح ریست خود را پیدا می­کنند. آن‌ها با رویکردی چون کاشفان قاره‌ای جدید نسبت به گفتمان مسلط جامعه واکنش نشان دادند و از این رهگذر، به بازتعریف خود و ساختار موجود پرداختند. شاید در وهله­ی نخست دلیل عمده، این باشد که این زنان، زیست خود را می­­شناسند، آن را آزموده­اند و مادرانگی را هم تجربه کرده­اند، پس آن‌گاه دست از واکنش­های محافظه‌کارانه می­کشند و به زندگی سلام می­کنند.</p>
<p>اینک به همان نسبت که زندگی دگرجنس­خواهانه و همجنس­خواهانه­ی آن‌ها در نمودهای‏ زبانی­شان متفاوت جلوه می‌کند، از سویی دیگر، این تغییر زیست برای منتقدان دست‌آویزی فراهم می‌آورد و همچنین دریچه‏های‏ بیشتری را برای تاویل و تفسیر، بر روی ایشان و متن‌های نقادانه‌‌ی خشمگینانه‌شان می‌گشاید. از سوی دیگر زیست آن‌ها هم مانند اثر ادبی­شان به گونه‏ای برای پیوند با مخاطبان خویش در تلاش خودآگاه و ناخودآگاه است. هرچند که به‌لحاظ سیالیت خویش در دالان‏ها و معبرهای لغزنده از دسترس خواننده بگریزند، با این همه آن‌ها هم مانند اثر ادبی‌ای که به‌وجود می­آورند، خواه‌ناخواه به‌واسطه‌ی کیفیت زیستی خود، در شاه‏راه ارتباط­گیری با مخاطب راهنما خواهند بود. حال اگر اندکی از قاعده­های زیستی معمول چنین زنانی پای فراتر بگذاریم، اگر آن‌ها نتوانند اثر و گونه‌های متفاوت زیست خود را برای مخاطب شرح دهند، آن‌گاه است که با زبان­پریشی روایت خود برخورد خواهند کرد.</p>
<p>مساله­ای که آدرین ریچ با تمام ذکاوتش از آن جان سالم به در برد، فراروی از مرزهای محدود نقش‌پذیری و رهایی از حصار امکان‌های دست‌وپاگیر جنسیت بود. او با تیزهوشی توانست ساختارهای ازپیش‌تعیین‌شده­ را هم در زندگی زنانه/مادرانه­ی خود و هم در ساحت ادبی خویش بشکند. او زیست خود را به‌جای این‌که به اجزایی آشفته و پیچیده بدل کند، زندگی را با منطقی همگن به پیش می‌راند و این‌چنین است که در شعر و زیست خود لحظه­های اکنونی­اش را برای مخاطب تعریف می­کند و درست به همین سبب، شاید هنوز برای او از فعل‌هایی چون «هست» و «می­گوید» استفاده می­شود.</p>
<p>آدرین ریچ همان زیستی زنانه‌ای است که در ترکیب­بندی پیچیده­ای حضور خود را نمایان ساخته است و وجود برساخته‌ی او در قامت یک زن، مادر، سفیدپوست، زنی که زمانی دگرجنسگرا و زمانی هم همجنسگرا بوده است، موقعیتی را ایجاد کرده است که نمی­توان هیچ‌کدام از آن صورت‌های زیسته را بخشی از او تعریف کرد، گویی تمام این موقعیت‌های زیسته، مصالح او برای قوام موقعیتی هستند که در آن با یاری هم موجودیتی به نام آدرین ریچ را به‌وچود بیاورند. مساله­ی دیگر، قدرت قلمرو آدرین به‌عنوان زنی فعال است که به او شناخت می‌دهد و این زن در آن قلمرو به تولید می­پردازد. به‌وسیله‌ی شناخت قلمروی او، می­توان ایده­های او را بازشناخت. برای نمونه، قدرت آدرین زمانی نمد می‌یابد که او هنوز به‌عنوان زنی یهودی با یهودی­ستیزی مواجه بود، اما در آن حال، آثار او به آه و ناله­های متعصبانه تقلیل نیافتند و مناسبات خانوادگی و روابط اجتماعی تعریف‌شده در زمان او، او را تبدیل به یک مومیایی متحرک نکردند.</p>
<p>این مسایل همه در حالی قابل توجه و کنکاش هستند که آدرین ریچ از همان آغاز نه‌تنها نسبت به مبارزه، مبارزه­ی طبقاتی و حق زن‌بودگی بیگانه نگه داشته می‌شود، بلکه به زیستی پنهانی و به دور از هر تنش عادت داده می­شود و فراتر از آن، تلاش بی­وقفه­ای است که او به کار می‌گیرد تا دست­آوردهای خانوادگی خود را با هنجارهای روز مطابقت دهد. او با صفت‌های مختلف خود به‌مثابه عیبی­هایی برخورد می­کند که می‌بایست در پوشاندن آن‌ها کوشید. در همان حال، محدودیت­های آدرین به‌عنوان یک زن یهودی می­رود تا او را به یک موجود سازش­پذیر تیدیل کند، اما او مانند ققنوس از خاکستر خویش برمی­خیزد و زندگی خانوادگی را ترک می­کند تا به‌عنوان یک همجنس­خواه به زیست خود نه با الگوهای سازش­پذیر که با الگوهایی که برای خود بازتعریف می­کند ادامه دهد.</p>
<p>mahshab.tajik@gmail.com</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/2036/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«با شما یا بدون شما» / نهال نوریان</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2034/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2034/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Apr 2012 22:08:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2034/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2034/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="shadi-web" /></a>«کسانی از بین ما که در این جامعه به‌عنوان ناشایست و نامطلوب تعریف می‌شوند، کسانی از بین ما که در کوره‌ی ذوب تفاوت‌ها ذوب شده‌اند، کسانی از بین ما که بی‌چیزند، هم‌جنس‌گرا هستند، سیاه‌پوست یا پیرتر هستند می‌دانند که ادامه‌ی بقا یک توانایی آکادمیک نیست. (معنایش یاد گرفتن است، به تنهایی استوار ایستادن است، نامطلوب...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2034/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«کسانی از بین ما که در این جامعه به‌عنوان ناشایست و نامطلوب تعریف می‌شوند، کسانی از بین ما که در کوره‌ی ذوب تفاوت‌ها ذوب شده‌اند، کسانی از بین ما که بی‌چیزند، هم‌جنس‌گرا هستند، سیاه‌پوست یا پیرتر هستند می‌دانند که ادامه‌ی بقا یک توانایی آکادمیک نیست. (معنایش یاد گرفتن است، به تنهایی استوار ایستادن است، نامطلوب و گاهی مورد تمسخر بودن است. معنایش این است که یاد بگیریم چگونه با دیگرانی که خارج از این ساختارها تعریف می‌شوند کار مشترک انجام دهیم.) معنایش این است که بر تفاوت‌هایمان صحه بگذاریم و آن‌ها را به قدرتمان بدل کنیم.»</p>
<p>فایل صوتی را از اینجا بشنوید</p>
<p><object id="pod_audio_1" width="290" height="24" type="application/x-shockwave-flash" name="pod_audio_1" data="http://radiokoocheh.com/wp-content/plugins/podcasting/player/player.swf"></object></p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_Nourian_-ketabkhaneye-Koochake-man_-ba-shoma-ya-bedoone-shoma.mp3">دانلود فایل صوتی</a></p>
<p>با هم قسمتی از مقاله‌ی «خانه‌ی حاکمان را نمی‌توان با ابزارهای خودشان ویران کرد.» را از متن کتاب «قدرت و لذت» دنبال کردیم. این کتاب مجموعه‌ای از مقاله‌ها و شعرهای انتخابی شادی امین از دو زن آمریکایی تاثیرگذار است. درگذشت «آدرین ریچ» شاعر، فیمنیست و نظریه‌پرداز پژوهش‌های زنان که یکی از نویسنده‌های این کتاب است، بهانه‌ای شد تا برای گرامی‌داشت یاد این شاعر و نویسنده‌ی تاثیرگذار، به مرور کتاب «قدرت و لذت» بنشینیم.</p>
<p>متن پی‌دی‌اف «قدرت و لذت» برای نخستین‌بار در سال ۱۳۸۷ در اینترنت عرضه شد و در آن، به جز گزیده‌ای از مقاله‌ها و شعرهای آدرین ریچ، با شعرها و مقاله‌های «اودری لرد» نیز روبه‌رو می‌شویم و در حالی به مرور این کتاب می‌پردازیم که اودری لرد را سال‌ها پیش در سال ۱۹۹۲ از دست داده‌ایم و آدرین ریچ هم در ۲۷ مارس امسال، در سن هشتاد و دو سالگی از دنیا رفت.</p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg"><img title="shadi-web" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/shadi-web.jpg" alt="" width="431" height="631" /></a></p>
<p>هر دو نویسنده‌ی این کتاب زنانی متاهل بودند، دارای فرزند هستند و در نویسندگی و شعر موفق هستند و خود را وقف آموزش کرده‌اند. آدرین و اودری، هر دو با آگاهی و آشکارا با هویت هم‌جنس‌گرایانه‌ی خود روبه‌رو شده‌اند و این هویت را به جزیی از محتوای کار و زندگی اجتماعی خود بدل کرده‌اند.</p>
<p>مترجم «قدرت و لذت» از آن‌جایی که جای چنین کتاب‌هایی را که به مباحثی چون «هستی هم‌جنس‌گرایانه و دگرجنس‌گرایی اجباری» و «یهودی‌ستیزی» و مانند این‌ها بپردازند را خالی می‌دیده است، دست به ترجمه‌ی این کتاب به فارسی از روی نسخه‌ی آلمانی آن زده است. مترجم معتقد است که «بایستی تناقضات و موانع زندگی زنان را بازشناخت.» او تصریح می‌کند که «اساسی‌ترین گام ما می‌بایست رهایی از تعاریف و تعابیر مردسالارانه‌ی موجود و تلاش برای یک هویت‌یابی زنانه باشد». حال از سویی آدرین ریچ معتقد است که «نشان دادن تناقضات فکری‌ای که زنان بسیاری در آن غرق می‌شوند نیاز به تحقیقات دقیق‌تری دارد. تناقضاتی که هیچ زنی در درازمدت از آن به‌طور کامل در امان نخواهد بود.»</p>
<p><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_ketabkhane1_koocheh.jpg"><img title="20120403_ketabkhane1_koocheh" src="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_ketabkhane1_koocheh.jpg" alt="" width="430" height="513" /></a></p>
<p>می‌توان با مترجم موافق بود که اگرچه مقاله‌های این کتاب مجموعه‌ای قدیمی به‌لحاظ تاریخی هستند، ولی برای جنبش زنان ایران راه‌گشا و بحث‌برانگیز خواهند بود. جستارهای این کتاب، دری را به سوی آگاهی جسورانه‌ای می‌گشاید که شاید هر زنی خواستار مواجهه با آن نباشد، زیرا که ورود به چنین ساحتی و گام نهادن در راه کشف و شناخت «خود» به معنی ترک کردن و پشت سر گذاشتن اکنونی است که زنجیر انسانیت و آزادگی ما شده است. حرف بر سر باور است، باور آن‌چه از آن یک زن می‌تواند باشد، ولی از او دریغ می‌شود و خود او نیز آن را از خود دریغ می‌دارد چراکه زیست ما در فرم‌های به‌خود محدود و مردسالارانه قالب گرفته شده است و فرصت رهایی از این چفت و بست، همان باور و آگاهی به قدرت است تا بتوانیم به معنی واقعی کلمه مسئول خود باشیم:</p>
<p>«وقتی ما خارج از «خود» زندگی می‌کنیم، منظورم این است که به‌جای نیازها و آگاهی درونی‌مان بر طبق قواعد بیرونی زندگی می‌کنیم وقتی که از علایم اروتیک در درون خودمان جدا زندگی می‌کنیم، آن‌وقت زندگی‌مان براساس فرم‌های از خود بی‌گانه و بیرونی محدود می‌شود و ما خود را براساس نیازهای ساختار موجود تطبیق می‌دهیم، ساختاری که براساس نیازهای انسانی و یا فردی بنا نشده است، اما زمانی که شروع به زندگی در خارج از آن کنیم و قدرت اروتیسم درون خودمان را لمس کنیم و اجازه دهیم که این قدرت بر محیطمان تاثیر گذارد، آن‌وقت به معنی واقعی کلمه مسئول خودمان هستیم.»</p>
<p>فایل پی‌دی‌اف را<em><a href="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/Ghdrat-wa-LazatA41.pdf" target="_blank"> از این‌جا</a></em> دانلود کنید</p>
<p>به نقل از رادیو کوچه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2034/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://koochehcdn.s3.amazonaws.com/wp-content/files/20120403_Nourian_-ketabkhaneye-Koochake-man_-ba-shoma-ya-bedoone-shoma.mp3" length="4296556" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;کوییر&#8221; ها همه جا هستند!/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/sex/1695/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/sex/1695/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 May 2011 18:45:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنسيت و سکس]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1695/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/sex/1695/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/05/kiana-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="kiana-150x150" /></a>برگرفته از وب سایت ۶ رنگ: در هفته های گذشته ما شاهد حرکتی در مقابله با روز مبارزه علیه همجنسگراستیزی (روز مقابله با هموفوبیا) در شبکه های سایبری تحت عنوان &#8220;ما همه جا هستیم&#8221; بودیم. این حرکت که افرادی غیرهمجنسگرا و غیر ترانس ایرانی را نیز با خود همراه کرده بود نقدهایی نظری در مورد...<a href="http://shabakeh.de/sex/1695/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/05/kiana-150x150.jpg"><img class="size-full wp-image-1696 alignright" title="kiana-150x150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/05/kiana-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>برگرفته از <a href="http://6rang.org/172/" target="_blank">وب سایت ۶ رنگ:</a></p>
<p><strong>در هفته های گذشته ما شاهد حرکتی در مقابله با روز مبارزه علیه همجنسگراستیزی (روز مقابله با هموفوبیا) در شبکه های سایبری تحت عنوان &#8220;ما همه جا هستیم&#8221; بودیم. این حرکت که افرادی غیرهمجنسگرا و غیر ترانس ایرانی را نیز با خود همراه کرده بود نقدهایی نظری در مورد درک از مفهوم &#8220;کوییر&#8221; را به ذهن من آورد که با خوانندگان این مطلب در میان می گذارم.</strong></p>
<p>همانطور که حامد شهیدیان میگوید ، &#8220;همه ی ما بر اساس ساختار بدنی خود به جنسیت زیست شناختی ویژه ای (Sex) تعلق داریم. اما معنای زنانگی و مردانگی، زنانه و مردانه، یعنی جنسیت جامعه شناختی (Gender) ، در جامعه و بر اساس هنجار ها و ارزش های اجتماعی تعریف و تعیین می شود. هویت جنسی ما نه یکبار و برای همیشه، بلکه به گونه ای مداوم و در روند زندگی روزمره بازتعریف و باز تولید می شود. یعنی زنان و مردان نمی توانند تنها به صرف اینکه جامعه در ابتدای تولد به ایشان هویت خاصی داده است، خود را زن یا مرد بشمارند، این هویت ها با به کارگیری و عرضه ی رفتار ها و نماد های پذیرفته شده از سوی جامعه مدام باز تولید می شود (شیوه لباس پوشیدن، راه رفتن، نشان دادن ویژگیهای &#8220;مردانه&#8221; یا &#8220;زنانه&#8221; در رفتار، گفتار و ارزشها و &#8230;)&#8230; از آنجا که زنان و مردان هویت خود را بر اساس ارزش های مرد سالاری حاکم بر جامعه می سازند(مثلا زن بودن را در رفیقه، آشپز، نظافت گر، و مادر بودن خلاصه می کنند)، آفرینش و باز آفرینی جنسیت زیست شناختی ، سبب باز تولید سامانه مرد سالاری می شود. اما این روند در عین حال با نشان دادن نقش قرار دادی تعاریف، با نشان دادن این که ارزشها، نه پدیده های طبیعی، بلکه ساخته و پرداخته محیط اجتماعی هستند، راه را برای تغییر روابط جنسی و تعاریف اجتماعی جنسیت باز می گذارد.&#8221;<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn1">[۱]</a></p>
<p>رفتار های از پیش تعریف شده &#8220;مردانه&#8221;، و &#8220;زنانه&#8221; در عین حال تعاریف حقوقی معینی را نیز در هر جامعه با خود به همراه داشته است. یعنی هویت اجتماعی و جایگاه اجتماعی ما نیز متاثر از این تعاریف دو جنس گونه (زنانه و مردانه) تعیین میشود و همانطور که فوکو می گوید:&#8221; پدیده جنسیت باید به عنوان برآیند اعمال روابط قدرت در نظر گرفته شود.&#8221;</p>
<p>&#8220;جنسیت زنان در تعریف زیست شناختی اش با قدرت زایش و تولید مثل آنان بیان شده است. قدرت زایشی که بقای نسل را هدف قرار داده است. این توانایی، خود به علتی برای تعلق زن به مردان خانواده و طایفه و قبیله ای که زن به آن تعلق داشت بدل شد. کنترل بر سکس و بدن زن و ارائه تعاریف محدودکننده و سرکوب گرایانه برای رفتاراجتماعی زنان به عنوان مسئله ای محوری در سامانه مردسالار از همین جا ناشی می شود. این توانایی زنان که به عنوان طبیعت آنان نامگذاری می شود، البته عواقب معینی دارد و آن نیز تعریف عمل جنسی ای است که بایستی ضامن این &#8220;بقای نسل&#8221; باشد! عمل جنسی ای که با وجود یک مرد و زن انجام پذیرد، (یعنی تحمیل دگرجنس گرایی به عنوان قاعده (نرم)) و با دخول آلت جنسی مرد در واژن زن عینیت می یابد. در چنین درکی است که هر گونه اروتیسم بین زنان<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn2">[۲]</a> انکار می شود،  با چنین تعریفی از عمل جنسی است که ارضاء جنسی به ارگاسم واژنی محدود شده و ارگاسم از طریق کلیتوریس انکار می شود و البته رابطه جنسی و اروتیسم به تماس جسمی – بدنی (آن هم صرفا&#8221; بین زن و مرد) تنزل می یابد.<br />
در دوران های مختلف جایگاه اجتماعی انسانها و تعلق طبقاتی آنها، تعیین کننده سکس و اشکال رابطه جنسی بین افراد بوده است. تبعات این تعریف مردسالارانه از رابطه جنسی عرصه های دیگری را نیز در برمی گیرد. چنین تعریف از پیش داده شده ای از رابطه جنسی، باعث تنظیم و کنترل رفتار جنسی ما شده و هویت فردی ما را سلب می کند. برای مثال تعاریفی چون زن نجیب، باعفت، با وفا، خانه دار، محجوب، مادر و &#8230; آن زنجیرهای فرهنگی ای هستند که با تعیین استاندارد مشخص برای &#8220;زنان مقبول&#8221; بردگی جنسی زنان را ممکن می سازند.&#8221;<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn3">[۳]</a></p>
<p>هستی همجنسگرایانه بین زنان این آلت محوری مردسالارانه را به چالش کشیده و مناسباتی که بر این اساس تعریف می شوند را نقد می کند. بدیهی است که مردان همجنسگرا نیز این تعاریف جنسیتی را به زیر سوال می کشند اما هنوز در مراتب قدرت اجتماعی و در نفع زنان و مردان همجنسگرا برای مقابله با مردسالاری و جایگاه قدرت مردان (به طور کلی) تفاوت فاحشی وجود دارد و نباید آنها را یکی پنداشت؛ هر چند که نقاط اشتراکی داشته باشند.</p>
<p>در حالی که زیر سوال بردن مناسبات جنسی دگرجنسگرایانه، ضرورتا به نفی نورم های دیگر اجتماعی، همچون نهاد خانواده و تولید مثل و ارزش هایی مثل جوانی در سکس، در انتخاب معشوق و ازدواج و&#8230;نمی انجامد. با این وجود ما در تاریخ مثله شده همجنسگرایان با کشتار و مجازات های سخت آنان روبرو هستیم. همجنسگرایی تعریف معینی دارد و رفتار و کشش عاطفی و جنسی به هم جنس را بیان میکند. نوک تیز حمله جامعه دگر جنس گرا بر چنین &#8221; انحرافی&#8221; از &#8220;نورم&#8221; استوار است. &#8220;انحرافی&#8221; که یکی از پایه ای ترین ستون های هترونورماتیویته یعنی بلامنازعه بودن رابطه دوجنس، را در هستی اجتماعی خود به چالش میکشد.</p>
<p>تاریخ همجنسگرایی و تئوری های مرتبط با آن اما تاریخی تک خطی و رشد یابنده نیست. این تاریخ مملو از پروسه دخالت علوم مختلف تحت عنوان درمان و پیشگیری (از سوی علوم پزشکی و روانشناسی در سال های ۱۸۵۰ تا ۱۹۷۰) می باشد. آنچنان که فلوریان میلدنبرگر در کتاب خود، &#8221; تباه شده به عنوان همجنسگرا&#8221; ترسیم می کند.<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn4">[۴]</a></p>
<p>شکنجه &#8211; درمانی، برداشتن تخم مردان، عمل مغز زنان و مردان همجنسگرا وآزمایشات دارویی بر روی آنها همه در طی این سالها در اروپا بر روی افراد همجنسگرا تحت عنوان مداوای آنها صورت می پذیرفته است. ذکر این تاریخ از این جنبه اهمیت دارد که ما خشم و تنفر جامعه دگر جنس گرا یا هتروسکسوال بر علیه همجنسگرایان (و نه مثلا سادو مازوخیست ها یا طرفداران پولیاموری- ایجاد رابطه موازی با چند نفر با اطلاع یکدیگر- و یا آسکسوالها و &#8230;) را مرور کنیم. در واقع از دید جامعه این عملِ ایجاد رابطه همجنسگرایانه است که در راس رفتارهای جنسی &#8220;ناهنجار&#8221; باید &#8220;معالجه&#8221; شود. نگرانی اصلی نهاد دگر جنس گرا و هترونورماتیو (هنجار انگاری دوجنس گونه گی<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn5">[۵]</a>)، زیر سوال بردن دگرجنس گرایی و نقش های جنسیتی تعیین شده برای مردان و زنان و در پی آن الغاء درک جنسیتی ای است که زنان را در بر آوردن نیازهای عاطفی و جنسی اشان وابسته به مردان می انگارد.</p>
<p>فردی که تن به ازدواج نمی دهد یا از وظیفه مادری و بچه دار شدن روی برمی گرداند، و یا روابط دیگر جنسی را تجربه میکند، یعنی رابطه جنسی ای دارد که با اخلاق &#8220;غالب&#8221; سازگاری ندارد، هرچند در جامعه به عنوان زنی &#8220;ناکامل&#8221; یا &#8220;منحرف&#8221; دیده می شود و ممکن است برخی از امتیازهای اجتماعی را از دست بدهد، اما این هنوز تفاوت زیادی با عواقب داشتن یک رابطه همجنسگرایانه دارد؛ هم به لحاظ ریسک اجتماعی آن و هم از نظر قوانین و مجازات هایی که در جوامعی چون جامعه ما در انتظار اوست. یعنی تا سر حد مجازات اعدام و قتل آنها ، یعنی حذف فیزیکی آنها، تا آنها دیگر&#8221;همه جا نباشند&#8221;.</p>
<p>&#8220;تئوری کوییر&#8221; با در هم آمیختن مفاهیمی چون جنس و جنسیت و میل جنسی در واقع تلاش می کند درک دو جنس گونه (زن/ مرد)  از مناسبات را به چالش بکشد. در واقع در زمانی که تمامی نهاد های اجتماعی در حال ارائه یک تصویر منجمد و ثابت از نقش های جنسیتی و تعیین قالب هایی از پیش تعیین شده برای هر یک از دو جنس هستند، و به تقدیس و تبلیغ هتروسکسوالیتی مشغولند، رویکرد انتقادی به هترونورماتیویته از ساختارهای اجتماعی ، ما را از سیطره این تبیین  بر مبنای رابطه صرفا جنسی هتروسکسوال (رابطه جنسی منحصر به رابطه زن با مرد) رها کرده و به نقد مجموعه مناسباتی که به بازتولید این مناسبات انجامیده و حتی برای روابط هتروسکسوال نیز قواعد و پیش فرض های خود را تحمیل میکند می پردازد. تعاریف دو جنس گونگی از مناسبات اجتماعی تا آنجا به پیش می روند که تمام حرکات و رفتار و زندگی ما را از پیش تعیین و تبیین می کنند. بر این اساس &#8220;زن&#8221;و &#8220;مرد&#8221; دارای خصوصیات ظاهری و رفتاری معینی هستند. انحراف از این خصوصیات در جامعه و در خانواده پذیرفته نشده و مورد نکوهش قرار می گیرد. در چنین جامعه ای بر اساس این تعاریف ، به میزان به اصطلاح انحراف از مرز های تعیین شده ، جامعه و قوانین با آن برخورد کرده و تا حد مجازات فرد &#8220;خاطی&#8221; به پیش می روند.</p>
<p>در واقع تئوری کوییر از مجموعه رفتارها و &#8220;بودن&#8221;هایی پرده بر میدارد که با این قواعد و اجراهای هترونورماتیو به نوعی سر ناسازگاری دارند. در راس چنین اجراهایی رابطه همجنسگرایانه است. به ویژه زمانی که این رابطه علاوه بر تمایل جنسی به هم جنس، در عین حال به نقد ساختارهای موجود نیز میپردازد.<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn6">[۶]</a></p>
<p>کوییر به معنای داشتن رابطه و یا رفتار جنسی ای است که با رفتار &#8220;نورم&#8221; (مطابق قاعده) مطابقت ندارد. در حقیقت هر گونه تقابل و به چالش کشیدن تعاریف  تعیین شده ساختار هترونورماتیو ، مثلا نداشتن رابطه جنسی به مفهوم بی نیازی جنسی، داشتن روابط موازی همزمان (<strong>Polyamory</strong>) ، داشتن رابطه سادو مازوخیستی، داشتن رابطه همجنسگرایانه یا هموسکسوالیتی، ترانس جندربودن (فرا جنسیتی به مفهوم اجتماعی جنسیت) ، دوجنسی بودن (به معنای بیولوژیک آن) ، به زیر سوال بردن مادری زنان، شکستن مرزهای نژادی، طبقاتی، و سنی در روابط جنسی خود ، به زیر سوال بردن نهاد خانواده و در یک کلام به زیر سوال بردن هترونورماتیویته یاهنجار انگاری دوجنس گونه گی.</p>
<p>در سال های اخیر شاهد ترجمه ای بد قد و قامت از این واژه (کوییر) تحت عنوان &#8220;دگرباش&#8221; بوده ایم. دگر باش در حقیقت با تایید &#8220;نورم&#8221; به تعریف یا بیان &#8220;دیگری&#8221; می پردازد . نقد های بسیاری به این واژه صورت گرفته که من از تکرار آنها خودداری می کنم.<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn7">[۷]</a></p>
<p>البته واژه &#8220;دگرباش&#8221; در عین حال برای همجنسگرایی نیز به کار برده میشود. این امر به کتمان تفاوت و یا تنوع موجود در جامعه کوییر خدمت کرده و در نهایت &#8220;همه&#8221; را در یک ظرف ریخته و مانع تعمق و تدقیق گفتمان اجتماعی حول مقولات مشخص می شود.</p>
<p>در حقیقت در کانتکست جامعه ایران ما به بحث هایی پرووکاتیو و چالشگر نیاز داریم. تئوری هایی که ملزومات تابو شکنانه ما را تقویت کند . انرژی ما زنان لزبین و همچنین افراد ترانس بایستی برای طرح مطالباتمان و مقابله با قوانین کشنده ای که زندگی ما را احاطه کرده است، صرف شود. این متفاوت است از کسی که به دلیل مثلا تن ندادن به ازدواج و یا بچه دار شدن خارج از ازدواج و یا &#8230; خود را کوییر میداند. اینکه در بین جامعه کوییر حول موضوعات مشخص میتواند اتحاد عملی صورت گیرد امری شدنی است. اما اگر قرار است به قیمت زیر سایه بردن هستی همجنس گرایانه باشد، جعلی است که تنها سرکوبگران ما از آن سود خواهند برد.</p>
<p>آری فراموش نکنیم که در آفریقا، عراق، ایران، افغانستان وووو زنان و مردانی برای تمام عمر گرایش جنسی خود را مخفی میکنند ، از تجربه یک زندگی سالم وعاشقانه محروم میشوند و یا با ترسی کشنده گاه به رابطه ای تن میدهند. خطر هر روزه ای که آنها با آن روبرو هستند، تحقیر هایی که به همجنسگرایان در جامعه روشنفکری خودمان میشود و &#8230; همه بایستی مشخص و روشن بیان شود. کسی به دلیل &#8220;کوییر&#8221; بودن، با خطر اعدام روبرو نمیشود. زنان آفریقایی به دلیل &#8220;کوییر&#8221; بودن مورد تجاوزهای دسته جمعی قرار نمیگیرند. آنها به دلیل لزبین بودنشان چنین از سوی مردان مورد خشونت واقع میشوند. ضمن به رسمیت شناختن نقاط وحدتمان ، رسالت امروز ما شفافیت بخشیدن به این تنوع و رنگارنگی و بیان صریح آن است.</p>
<p>کپی ناقص از این مفهوم از بحث هایی که در غرب و در دهه ۹۰ و بر اساس ضروریات اجتماعی معین ایجاد شد، بی توجهی به کانتکست ایران است. حتی در آمریکا و اروپا که این مفهوم ایجاد شده است ما با تشکل های خاص همجنسگرایان و طرح مطالبات مشخص آنها روبرو هستیم. مهمترین گرایش درون جامعه &#8220;کوییر&#8221; همجنسگرایان و ترانس سکسوئل ها هستند، هر تلاشی که منجر به نفی اهمیت تامین حقوق این گرایشات در لوای هم سطح دانستن همه افراد &#8220;کوییر&#8221; شود، قطعا دستش به آتش هموفوبیا نسوخته است. باز هم تاکید میکنم که باید تمام این مفاهیم و مقولات را در کانتکست (بستر و زمینه) مشخص خودشان که در آن شکل گرفته اند بررسی کرد.</p>
<p>در جامعه امروز ایران نیز شاهد انواع مجازات ها ، تحقیرها و محدودیت های اجتماعی برای همجنسگرایان و ترانس سکسوئل ها هستیم. همچنان در بیش از ۶۵ کشور جهان همجنسگرایی رسما ممنوع و با مجازات هایی از جریمه نقدی تا شلاق، حبس و اعدام روبروست.<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn8">[۸]</a></p>
<p>امروزه ما حتی در آمریکا شاهد تلاش های به اصطلاح علمی برای مقابله با همجنس گرایی هستیم. در اروپا نیز همچنان روانشناسان محافظه کار در تلاش برای حفظ جامعه دگر جنس گرا انواع روش های درد آور و سخت تراپی را برای همجنسگرایان به کار میگیرند و در بسیاری موارد غیر لازم به مراجعین (لزبین و گِی) خود ترانس سکسوئل بودن را القا می کنند تا با عمل جراحی، قواعد جامعه دو جنس گونه را بقا بخشند<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn9">[۹]</a>.</p>
<p>ماگنوس هیرشفلد<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn10">[۱۰]</a>، محقق علوم جنسیتی در سال ۱۹۱۰ تحقیقاتی در مورد روابط جنسی و گرایشات مختلف را انجام داد که واژه ترانس وستیت((transvestit  از سوی او برای تعریف کسانی که فارغ از اینکه چه گرایش جنسی ای دارند، علاقمند به پوشیدن (در اکثر موارد در شکل بسیار افراطی) لباس جنس مخالف هستند ابداع شده است. در سال ۱۹۲۳ او بین &#8220;مبدل پوشی&#8221; (ترانسوستیت) و &#8220;ترانس سکسوالیته&#8221; به عنوان امری روحی، یعنی نیاز به داشتن بدن جنس دیگر تفاوت قائل شد تا نیاز برخی از ترانس وستیت ها را به داشتن بدنی دیگر توضیح دهد. در سال ۱۹۵۳ هری بنیامین در کتاب پدیده ترانس سکسوالیته به بررسی مشخصات زن و مرد و توضیح ترانس سکسوئل ها پرداخت. سالها بعد (در دهه ۷۰) یعنی درست زمانی که جنبش همجنسگرایان و تحقیقات محققین روشنفکر باعث شده بود که ضمن تعدیل در قوانین مربوط به همجنس گرایان و حتی در برخی کشور های اروپایی لغو قوانین مجازات و همچنین خارج کردن همجنسگرایی از لیست بیماری های روانی، گام بزرگ و موفقیت آمیزی در راه آزادی جنسی و اعاده حیثیت از همجنس گرایان و توقف سرکوب قانونی آنها بردارد، کلینیک &#8220;اختلالات جنسیتی&#8221; در آمریکا ترانس سکسوالیته را به لیست بیماری ها اضافه کرد. براساس تعریف این کلینیک، ترنس سکسوال کسی است که  با مدل تبیین شده برای زن و مرد همخوانی ندارد. یعنی کسانی که با تعاریف معمول در این رابطه خود را &#8220;بیمار&#8221; و در بدن &#8220;اشتباه&#8221; میبینند، وادار میشوند که در مدل جنسیتی جنس دیگر مدتی زندگی کرده و پس از آن با استفاده از علم پزشکی و عمل جراحی بین جنسیت اجتماعی و بیولوژیک آنها تطبیق حاصل شود. در همینجا لازم است توضیح دهم که غالبا به اشتباه گفته میشود که از دهه ۷۰ همجنسگرایی از لیست بیماریها حذف شد. در صورتیکه در دهه ۷۰ تنها انجمن روانشناسان آمریکا همجنسگرایی را از لیست بیماریهای روانی خارج کرد. ابتدا در سال ۱۹۹۰ (۱۷ مای ) بود که سازمان بهداشت جهانی همجنسگرایی را از لیست بیماری ها حذف کرد؛ یعنی تازه ۲۱ سال قبل!<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn11">[۱۱]</a></p>
<p>برجسته کردن این موضوعات از این جهت اهمیت دارد که با یک کاسه کردن همه انواع رفتار های جنسی غیر&#8221;نورم&#8221; تحت عنوان &#8220;کوییر&#8221;، سرکوب همجنسگرایان را همطراز با مشکلات یک فرد آسکسوئل (بی نیاز جنسی) یا یک فرد سادومازوخیست قرار داده ایم. فرد سادومازوخیست ، ب د اس ام (Bondage &amp; Discipline, Dominanz &amp; Submission, Sadismus &amp; Masochismus) هم کوییر است، زنی که در انتخاب شریک زندگی مرد خود قواعد جامعه، سلسله مراتب اجتماعی یا نژادی را نادیده میگیرد نیز کوییر است. مردی که در انتخاب همسر خود به باکرگی وی اهمیت نمی دهد و یا در رابطه ای خارج از ازدواج یا با زنی مسن تر از خودش زندگی می کند نیز در تعریف کوییر می گنجد. اما آیا با یکی کردن و همسان انگاری سرکوب اجتماعی همه انواع رفتار های جنسی، بر روی ستم و سرکوب همجنس گرایی، به عنوان یک روش زندگی اجتماعی و نه فقط یک رفتار جنسی، سایه نینداخته ایم؟ آیا بحث اینکه &#8220;گرایش جنسی مهم نیست و همه ما انسانیم و باید همه از حقوق بشر برخوردار باشیم&#8221;، شما را به یاد استدلال بسیاری از مردان نمی اندازد که به زنان فمینیست دائم یاد آوری می کنند که انسانها را نباید به زن و مرد دسته بندی کرد، همه انسانیم! و فراموش می کنند که در این بین اما برخی انسان ترند!<br />
کسانی که  تفاوت های بین جامعه &#8220;کوییر&#8221; را علنا انکار می کنند و تلاش دارند هستی همجنسگرایانه، به ویژه  همجنسگرایی زنان را در آمیخته ای از انواع دیگر رفتار های جنسی تعریف کنند، کمکی به شکستن ساختارهای موجود نمی کنند، بلکه بالعکس به هموفوبیا نفسی تازه می بخشند. چرا که ما از جامعه ای صحبت میکنیم که هنوز بر روی مفاهیم ابتدایی ای که حداقل آزادی های جنسی را نیز تبیین کند به توافق نرسیده و گفتمان دقیقی را حول آنها به پیش نبرده است. ارائه درک های مغشوش از سوی فعالان ایرانی که با این تئوری ها بیگانه هستند، امری است قابل پیش بینی. به میان آوردن خام و استفاده غلط از تئوری هایی که هنوز در کشورهایی که تولید شده اند نیز درک یکسانی درباره آنها موجود نیست به عنوان تئوری هایی جهانشمول و بلامنازعه، تنها یک جعل است . جعلی که با نهان کردن بحث های زمینه ای و پیشینه ای آن، همچون تئوری های مربوط به همجنسگرایی و ترانسسکسوالیتی، تنها به در پستو کردن این گرایشات خواهد انجامید. تئوری کوییر در امریکا و اروپا پس از بیش از ۳۰ سال مبارزه آشکار همجنسگرایان برای احقاق حقوقشان و همچنین با به رسمیت شناختن تفاوت های میان اشکال و انتخاب های متفاوت روابط جنسی ساخته شد. برخی از مدعیان روشنفکری در جامعه ایرانی &#8221; کوییر&#8221; را آن کلمه جادویی میدانند که همه چیز را در خود دارد و بنابراین ما را از تمام تعاریف و مفاهیم دیگر بی نیاز میکند!</p>
<p>تئوری ها قرار است راه را بر عمل ما هموار کنند، از چنین منظری معتقدم کسانی که در یک حرکت اکتیویستی<a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_edn12">[۱۲]</a> تحت عنوان عام &#8220;کوییر&#8221; و بدون تعریف مشخص آن ، بار دیگر به پنهان کردن همجنسگرایان و ترانس سکسوئل ها که تحت شدیدترین سرکوب ها و تحقیر های اجتماعی و دولتی هستند، می پردازند. این روش کمکی به حل معضل جامعه ایران در مورد همجنسگرایی نمی کند. ما نیازمند قابل رویت کردن همجنسگرایی و انسان هایی هستیم که با انتخاب این روش زندگی، در جامعه ای با فرهنگ هموفوب(همجنسگرا هراس و همجنسگرا ستیز)، دائما در تیر رس تحقیر و تهدید های آشکار و نهان هستند. و کسانی که چنین عمل کردند و از خط قرمز ها شجاعانه عبور کردند و میکنند، هدف چنین حرکتی یعنی مبارزه با هموفوبیا را به جا آورده اند.</p>
<p>پیوستن برخی غیر همجنسگرایانی که  خود را کوییر تعریف میکنند به صف مدافعین حقوق همجنسگرایان و چالش علنی آنها با هترونورماتیویته و ساختارهای قدرت، امری است پسندیده و  قابل تایید، اما نمی توان همه انواع رفتارهای جنسی &#8220;فراهنجار&#8221; را یک کاسه کرده و از صدا زدن&#8221;بچه&#8221; به نام خود طفره رفت و بار دیگرآب به آسیاب طرفداران پنهانکاری ریخت.</p>
<p>آینده از آن ماست.</p>
<p>۲۵ ماه مه ۲۰۱۱</p>
<p>shadiashadi@gmail.com</p>
<hr size="1" /><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref1">[1]</a> حامد شهیدیان، در حاشیه یک بحث؛ باز آفرینی جنسیت و ارتش ذخیره کار (از مقاله های منتشر نشده)</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref2">[۲]</a> منظور من از اروتیسم بین زنان، مجموعه ای از رفتارها و گفتارهایی است که می توانند جنبه جنسی داشته باشند و نفی کننده این تصور غلط هستند که زنان در کنار زنان، همچون چوب خشک هستند. اروتیسم بین زنان، در تاریخ و فرهنگ ما ریشه دار است. کافی است شوخی های مادربزرگهایمان و حرفهای سکسی که به هم می زدند را به یاد بیاوریم. این بخش از فرهنگ ما با ورود مدرنیته و تسلط ارزشهای دگرجنسگرا به حاشیه رانده شده است.</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref3">[۳]</a> : شادی امین، یک صد سال لذت ، جنسیت و قدرت، سخنرانی ارائه شده در کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان، ۲۰۰۵، مونترال</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref4"></a> [۴] Florian Mildenberger,&#8221;&#8230; in der Richtung der Homosexualität verdorben.&#8221;, Bibliothek Rosa Winckel, 2002</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref5"></a> [5] ترجمه از نگارنده است.</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref6"></a> [۶] برای نمونه رک:  جودیت باتلر، آشفتگی جنسیت، ترجمه امین قضایی، منتشر شده در نشانی اینترنتی زیر:</p>
<p>http://farsiebook.com/ebook/4690.htm</p>
<p>و</p>
<p>Gudrun Perko, Queer-Theorien als Denken der Pluralität: Kritiken  – Hintergründe  – Alternativen  –</p>
<p>Bedeutungen, in this internet address:</p>
<p><a href="http://www.social-justice.eu/texte/QueerTheory%5BPerko%5D.pdf">http://www.social-justice.eu/texte/QueerTheory%5BPerko%5D.pdf</a></p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref7">[7]</a> برای مثال می توانید مطالب زیر را ببینید که هرچند ضرورتا شخصا با همه آنها موافق نیستم اما هریک نقدها و نکات قابل تامل و به جایی را مطرح می کنند:</p>
<p><a href="http://www.asar.name/2007/05/blog-post_25.html">http://www.asar.name/2007/05/blog-post_25.html</a></p>
<p><a href="http://hamghabile.blogspot.com/2009/11/blog-post_6087.html">http://hamghabile.blogspot.com/2009/11/blog-post_6087.html</a></p>
<p><a href="http://www.asar.name/2007/04/blog-post_9341.html">http://www.asar.name/2007/04/blog-post_9341.html</a></p>
<p><a href="http://tizbin.wordpress.com/2007/05/24/%D8%AA%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%AF%25">http://tizbin.wordpress.com/2007/05/24/%D8%AA%D8%A2%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%AF%</a></p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref8">[8]</a> برای اطلاع درباره جزییات قوانین مربوط به همجنسگرایی، ضمیمه دو این نوشته را بخوانید.</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref9">[۹]</a> Florian Mildenberger,  ibid</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref10">[10]</a> Magnus Hirschfeld</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref11">[11]</a> The World Health Organization&#8217;s ICD-9(1977) listed homosexuality as a mental illness; it was removed from the ICD-10, endorsed by the Forty-third World Health Assembly on May 17, 1990, see more in this link: http://en.wikipedia.org/wiki/Homosexuality</p>
<p><a href="file:///C:/Users/Shadis/Downloads/queer-AMIN.doc#_ednref12">[12]</a> از آنجایی که عنوان کردم که از منظر اکتیویستی به حقوق همجنسگرایان نگاه میکنم یک سوال از مصاحبه ای که حدود ۶ سال پیش انجام داده ام را مجددا نقل می کنم که خالی از لطف نیست.  این مصاحبه در نشریه چراغ شماره ۱۹ منتشر شده است .مصاحبه کننده میپرسد:.با توجه به اینکه همجنسگرایی در قوانین و احکام اسلامی جزو گناهان کبیره محسوب می شود ساختار سنتی و مذهبی جامعه ایران نیز همچنان به قوت خود باقی است روش های بومی سازی و نیز مردمی کردن این جنبش را در ایران چه می دانید؟</p>
<p><em>شادی امین</em>: من فکر میکنم همجنس گرایی در هر کجای جهان که باشد امری &#8220;بومی&#8221; و غیر وارداتی است. از عربستان تا آلاسکا، از آمریکا تا چین ، از ایران تا برزیل و&#8230;اما از&#8221;مردمی کردن&#8221; منظورتان اگر آگاهی دادن بر سر این مقوله و در عین حال ایجاد فرهنگی است که سرکوب و تحقیر گرایشات جنسی و همجنسگرایان را مذموم بشمارد باید بگویم که این کار مدتهاست آغاز شده. توسط آنها یی که با سخن گفتن در این مورد راه را برای دفاع علنی از آن هموار کردند.</p>
<p>آموزش فرهنگی و آگاهی رسانی از ضروریات مبارزه با سنن ، خرافات و فرهنگ عقب مانده و مذهبی ای است که حق دگر گونگی را با ایجاد مدل ها و کلیشه های ارزشی از دیگران سلب کرده و به آنها خشونت اعمال می کند.</p>
<p>اما نهادینه کردن چنین امری نیازمند مناسباتی است که به لحاظ حقوقی نیز با وضع قوانین حمایتی و همچنین تعیین مجازات برای اعمال خشونت، تبعیض و تحقیر بر زنان، همجنسگرایان و &#8230; به اجرای این فرهنگ یاری رساند. این امر با وجود نظام جمهوری اسلامی که اساس آن بر نابرابری و بی عدالتی ، تبعیض و سرکوب مخالفین و دگر اندیشان بنا شده ، در نظامی که مذهب بر خصوصی ترین عرصه زندگی انسانها حکومت میکند ، نظامی که در تحمیل دگر جنس گرایی اجباری تا معمول ساختن تجاوز به دختربچه گان پیش رفته است، امری محال است. منافع جنبش همجنسگرایان از چنین منظری است که با نیروهای جنبش سرنگونی طلب پیوند میخورد.</p>
<p><strong>ضمیمه۱ : توضیح برخی از اصطلاحات به کار رفته در متن</strong></p>
<p><strong>ترانس سکسوئل</strong><strong>:</strong><strong> </strong></p>
<p>افراد ترانس سکسوئل افرادی هستند که احساس می کنند که بدنشان به جنس دیگری جز آنچه که در آن متولد شده اند تعلق دارند و ترجیح می دهند در بدنی منطبق با این حس نیز زندگی کنند.به همین دلیل به طرق مختلف ، تعییر شیوه زندگی، تغییر ظاهر خود، تغییر در شیوه برخورد و رفتار خود تا تغییر جنسیت از طریق عمل جراحی، تلاش می کنند تا به بدن مطلوب و مطابق با جنسیتی که در خود حس میکنند نزدیک و یا با آن همگون شوند. این امر ربطی به گرایش جنسی فرد و انتخاب شریک جنسی اش ندارد.</p>
<p><strong>ترانس جندر و یا ترانس هویت</strong><strong>:</strong><strong> </strong></p>
<p>در بسیاری از موارد واژه ترانس سکسوال که واژه دقیقی نیز هست، به غلط با رفتار جنسی فرد و یا گرایش جنسی او (مثل هموسکسوالیته و یا بی سکسوالیته) یکی فرض شده و اشتباه فهمیده می شود. به همین دلیل برخی معتقد به استفاده از واژه &#8220;ترانس هویت&#8221; هستند. چرا که به واقع ترانس سکسوالیته نه یک معضل جنسی و یا یک گرایش جنسی بلکه یک معضل هویتی است. واژه &#8220;ترانس جندر&#8221; نیز یک مفهوم کلی تر را بیان میکند که قصد دگرگونی مفاهیم دوجنس گونه را دارد.</p>
<p><strong>ترانس وستیت (مبدل پوشی):</strong></p>
<p>افراد ترانس وستیت کسانی هستند که از پوشیدن لباس های &#8220;جنس دیگر&#8221; لذت میبرند. در برخی موارد آنها ظاهر بدن خود را نیز با لباسی که می پوشند تطبیق می دهند. از این جنبه به مرز افراد ترانس سکسوئل نزدیک می شوند. این لذت از پوشیدن لباس &#8220;جنس دیگر &#8221; در بین افراد ترانس سکسوال نیز وجود دارد. در این موارد درک این نکته ضروری است که آیا پوشیدن لباس &#8220;جنس دیگر&#8221; آیا به همینجا ختم میشود یا در تداوم خود نوعی تغییر در رفتار و روش زندگی را نیز در بر میگیرد. این نکته برای تشخیص تفاوت بین فرد ترانسوستیت با فرد ترانس سکسوئل مهم است.</p>
<p><strong>اینتر سکسوالیته</strong><strong>:</strong><strong> </strong></p>
<p>سالانه تعداد بسیار زیادی کودک متولد می شوند که تشخیص جنسیت آنها ممکن نیست.(این رقم در آلمان نزدیک به ۲۰۰۰ کودک می باشد)این امر متاثر از نا هنجاری های کروموزوم ها تا مشکلات هورمونی میباشد. غالبا علم پزشکی و همینطور جامعه این افراد را آنطور که هستند نمی پذیرد و بلافاصله پس از تولد با عمل جراحی آنها را به عنوان &#8220;دختر&#8221; یا &#8220;پسر&#8221; قطعی و بدون اگر و مگر بدل می کنند. این امر در اکثر موارد به آسیب های روحی روانی شدید در کودک منجر می گردد.</p>
<p>برخی از افراد &#8220;اینتر سکسوئل&#8221; بعدها در سنی که خود میتوانند تصمیم بگیرند، یک جنسیت را برای خود تعیین کرده و آگاهانه آن را عملی می نمایند. مشکلات روحی این افراد اما کاملا با مشکلات روحی افراد ترانس سکسوئل متفاوت است.</p>
<p><strong>همجنس‌گرایی ، هستی هم‌جنس‌گرایانه</strong><strong>:</strong><strong> </strong></p>
<p>همجنس گرایی تمایل به رابطه جنسی و عشق و احساس اروتیک به همجنس می باشد. همجنسگرایی زنان در عین حال انتخاب یک روش زندگی، و پشت کردن به مناسبات دگرجنس گرایانه اجباری است. همجنسگرایی در قوانین ایران جرم شناخته شده و مطرود می باشد. (ر. ش. به کتاب قانون مجازات اسلامی)</p>
<p><strong>ضمیمه ۲: قوانین مربوط به همجنسگرایی</strong></p>
<p>کتاب قانون مجازات اسلامی چاپ اول ، مشروح این قانون چنین است:</p>
<p><strong><em>فصل اول‌- تعریف و موجب لواط</em></strong></p>
<p><em>ماده ۱۰۸‌- لواط وطی مذکر است ‌چه بصورت دخول باشد یا تفخیذ</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۰۹‌- فاعل و مفعول لواط هر دو محکوم به حد خواهند شد</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۰‌- حد لواط در صورت دخول قتل است و کیفیت نوع آن در اختیار حاکم شرع است‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۱‌- لواط در صورتی موجب قتل میشود که فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۲‌- هر گاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط کند فاعل کشته میشود و مفعول اگر مکره نباشد تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر میشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۳‌- هرگاه نابالغی نابالغ دیگر را وطی کند تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر میشوند مگر آنکه یکی از آنها اکراه شده باشد‌.</em></p>
<p><em> </em></p>
<p><strong><em>فصل دوم‌- راههای ثبوت لواط در دادگاه</em></strong></p>
<p><em>ماده ۱۱۴‌- حد لواط با ‌چهار بار اقرار نزد حاکم شرع نسبت به اقرار‌کننده ثابت میشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۵‌- اقرار کمتر از ‌چهار بار موجب حد</em><em> </em><em>نیست و اقرار‌کننده تعزیر میشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۶‌- اقرار در صورتی نافذ است که اقرار‌کننده بالغ‌، عاقل‌، مختار و دارای قصد باشد</em><em>‌‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۷‌- حد لواط با شهادت ‌چهار مرد عادل که آن را مشاهده کرده باشند ثابت میشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۸‌- با شهادت کمتر از ‌چهار مرد عادل لواط</em><em> </em><em>ثابت نمیشود و شهود به قذف محکوم میشوند</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۱۹‌- شهادت زنان به تنهایی یا به ضمیمه مرد لواط را ثابت نمیکند</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۰‌- حاکم شرع میتواند طبق علم خود که از طریق متعارف حاصل شود‌، حکم کند</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۱‌- حد تفخیذ و نظایر آن بین دو مرد بدون دخول برای هر یک صد تازیانه است‌.</em></p>
<p><em>تبصره‌: در صورتی که فاعل غیر‌مسلمان باشد‌، حد فاعل قتل است</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۲‌- اگر تفخیذ و نظایر آن سه بار تکرار و بعد از هر بار حد جاری شود در مرتبه ‌چهارم حد آن قتل است</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۳‌- هر‌گاه دو مرد که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت در زیر یک </em><em>پوشش</em><em> بطور برهنه قرار گیرند هر دو تا ۹۹ ضربه شلاق تعزیر میشوند‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۴‌- هر‌گاه کسی دیگری را از روی شهوت ببوسد تا شصت ضربه شلاق تعزیر میشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۵‌- کسی که مرتکب لواط یا تفخیذ و نظایر آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه کند</em><em> </em><em>حد از او ساقط میشود و اگر بعد از شهادت توبه نماید حد از او ساقط نمیشود</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۶‌- اگر لواط و تفخیذ و نظایر آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و </em><em>پس</em><em> از اقرار توبه کند قاضی میتواند از ولی امر تقاضای عفو نماید</em><em>‌.</em></p>
<p><em> </em></p>
<p><strong><em>باب سوم‌- مساحقه</em></strong></p>
<p><em>ماده ۱۲۷‌- مساحقه</em><em>‌، </em><em>همجنس‌بازی زنان است با اندام تناسلی‌</em><em>.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۸‌- راههای ثبوت مساحقه در دادگاه همان راههای ثبوت لواط است</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۲۹‌- حد مساحقه برای هر یک از طرفین صد تازیانه است</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۳۰‌- حد مساحقه درباره کسی ثابت میشود که بالغ‌، مختار و دارای قصد باشد</em><em>‌.</em></p>
<p><em>تبصره</em><em>‌: </em><em>در حد مساحقه فرقی بین فاعل و مفعول و هم‌چنین فرقی بین مسلمان و غیر‌مسلمان نیست</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۳۱‌- هر‌گاه مساحقه سه بار تکرار شود و بعد از هر بار حد جاری گردد در مرتبه ‌چهارم حد آن قتل است</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۳۲‌- اگر مساحقه‌کننده قبل از شهادت توبه کند حد ساقط میشود اما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نیست‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۳۳‌- اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وی </em><em>پس</em><em> از اقرار توبه کند قاضی میتواند از ولی امر تقاضای عفو کند</em><em>‌.</em></p>
<p><em>ماده ۱۳۴‌- هر‌گاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر میشوند‌. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبه سوم به هر یک صد تازیانه زده میشود‌.</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/sex/1695/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
