<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; کارگری</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>قطعنامه مشترک به مناسبت روز جهانی کارگر &#8211; اول ماه مه ۲۰۱۱ &#8211; ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/1618/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/1618/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Apr 2011 16:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[کارگری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1618/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/1618/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/04/1mai.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="1mai" /></a>اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران  ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی  میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود...<a href="http://shabakeh.de/activities/1618/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/04/1mai.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1619" title="1mai" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/04/1mai.jpg" alt="" width="150" height="142" /></a></p>
<p><strong>اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران  ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی  میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.</strong></p>
<p><strong>شور و شعف</strong><strong> </strong><strong>و رزمندگی</strong><strong> </strong><strong>کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه  میاورد که کارگران  ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات  خیابانی، هر روزه  و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با  طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد،  با افزایش سرسام آور  قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی  از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور  قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی</strong><strong> </strong><strong>۹</strong><strong> </strong><strong>درصد افزایش میدهند.</strong></p>
<p><strong>از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا  ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong>- آزادی بی قید و شرط  برپایی تشکل های مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادی بیان و مطبوعات حق مسلم ما است و این خواسته ها باید ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی</strong><strong>،</strong><strong> به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران و عموم مردم ایران به رسمیت شناخته شوند.</strong></p>
<p><strong>۲</strong><strong>-</strong><strong> </strong><strong>ما جامعه ای را که</strong><strong> </strong><strong>اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی  هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما</strong><strong>افزایش</strong><strong> </strong><strong>۹</strong><strong> </strong><strong>درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها  و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها  مصرانه خواهان  توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و  تعیین  دستمزدها   توسط  نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.</strong></p>
<p><strong>۳</strong><strong>- ما خواهان محو قراردادهای موقت و سفید امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار  و زندگی هستیم</strong></p>
<p><strong>۴</strong><strong>- دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود</strong></p>
<p><strong>۵</strong><strong>-  اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری متناسب با یک زندگی انسانی برخوردار شوند</strong></p>
<p><strong>۶</strong><strong>- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و  سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست  نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.</strong></p>
<p><strong>۷</strong><strong>- ما ضمن محکوم کردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی  از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم</strong></p>
<p><strong>۸</strong><strong>- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم</strong></p>
<p><strong>۹</strong><strong>- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم</strong></p>
<p><strong>۱۰</strong><strong>- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امکانات آموزشی رفاهی و بهداشتی یکسان و رایگان جدا از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادگی شان، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی می بایدبرسمیت شناخته شود.</strong></p>
<p><strong>۱۱</strong><strong>- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان  میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم</strong></p>
<p><strong>۱۲</strong><strong>- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج  و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم</strong></p>
<p><strong>۱۳</strong><strong>- ما ضمن قدردانی از تمامی حمایت های بین المللی کارگری و مردمی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی کارگران برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید می کنیم</strong></p>
<p><strong>۱۴</strong><strong>- اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد</strong></p>
<p><strong>زنده باد اول ماه مه</strong></p>
<p><strong>زنده باد همبستگی بین المللی کارگران</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong> </strong><strong>مه</strong><strong> </strong><strong>۲۰۱۱</strong><strong> </strong><strong>-</strong><strong> </strong><strong>۱۱</strong><strong> </strong><strong>اردیبهشت</strong><strong>۱۳۹۰</strong></p>
<p><strong>سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه</strong></p>
<p><strong>اتحادیه آزاد کارگران ایران</strong></p>
<p><strong>هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان</strong></p>
<p><strong>هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک</strong></p>
<p><strong>کانون مدافعان حقوق کارگر</strong></p>
<p><strong>کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری</strong></p>
<p><strong>کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/1618/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فراخوان به تظاهرات / روز جمعه ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ ساعت ۱۲ ظهر / فرانکفورت</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1063/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1063/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Dec 2010 11:50:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[کارگری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1063/</guid>
		<description><![CDATA[کارگر زندانی آزاد باید گردد کمپین برای آزادی کارگران زندانی فرانکفورت:مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران روز جمعه ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ ساعت ۱۲ ظهر جمهوری اسلامی، فعالین کارگری را زیر فشار گذاشته است، تا تشکل های آنها را که ظرف اتحاد و مبارزه کارگران است، در هم شکند. این کارگران را زیر فشار گذاشته است تا...<a href="http://shabakeh.de/news/1063/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong> </strong><strong>کارگر زندانی آزاد باید گردد</strong><strong> </strong><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong>کمپین برای آزادی کارگران زندانی</p>
<p><strong><span style="text-decoration: underline;">فرانکفورت</span></strong><span style="text-decoration: underline;">:</span><span style="text-decoration: underline;">مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی ایران</span><span style="text-decoration: underline;"> </span></p>
<p><strong><span style="text-decoration: underline;">روز جمعه ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ ساعت ۱۲ ظهر</span></strong></p>
<p>جمهوری اسلامی، فعالین کارگری را زیر فشار گذاشته است، تا تشکل های آنها را که ظرف اتحاد و مبارزه کارگران است، در هم شکند. این کارگران را زیر فشار گذاشته است تا مانع اتحاد و مبارزات سازمانیافته کارگران شود. باید با تمام قدرت در مقابل این فشار ها ایستاد</p>
<p>به اتحادیه های کارگری و تمام انسانهای آزادیخواه در سراسر جهان</p>
<p>ما از سازمانهای کارگری و انسانهای آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم که برای نجات جان رضا شهابی و در حمایت از کارگران ایران به هر شکلی که میتوانند اقدام کنند و جمهوری اسلامی را برای آزادی رضا شهابی و سایر زندانیان سیاسی تحت فشار قرار دهند و بخواهند که دست از تهدید و دستگیری و اذیت و آزار فعالین کارگری و دیگر فعالین جنبش های حق طلبانه بردارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1063/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من یک کارگر زنم؛ جرم این است / تارا بنیاد</title>
		<link>http://shabakeh.de/interview/338/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/interview/338/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Apr 2010 12:11:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفت‌وگو و چهره‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[کارگری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/?p=338</guid>
		<description><![CDATA[پشت صحنه زندگی زنان کارگر چنان خودت را می‌بینی که وقتی زنی در فرقونی سبزی‌های مرتب و دسته کرده را می‌فروشد، بی‌اینکه به زن بگویی، خسته نباشید، می‌گویی، به چه سبزی‌ای!! چه فکر می‌کنیم همیشه درباره زنان کارگر، زنانی که دست‌هاشان پینه بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه...<a href="http://shabakeh.de/interview/338/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>پشت صحنه زندگی زنان کارگر</p>
<p>چنان خودت را می‌بینی که وقتی زنی در فرقونی سبزی‌های مرتب و دسته کرده را می‌فروشد، بی‌اینکه به زن بگویی، خسته نباشید، می‌گویی، به چه سبزی‌ای!!</p>
<p>چه فکر می‌کنیم همیشه درباره زنان کارگر، زنانی که دست‌هاشان پینه بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خودشان را می‌خورند.<br />
یازدهم اردیبهشت ماه، روز جهانی کارگر است. چقدر در این روز زنان کارگر دیده می‌شوند، زنانی که با کفش‌های تنگشان می‌دوند تا آینده فرزندانشان را روشن کنند. ای‌کاش دست کم در این روز از کنار کارگرانی که در ایستگاه اتوبوس می‌بینیم، زنی که در رستوران میزمان را پاک می‌کند، دختری که برای نظافت به خانه‌مان می‌آید، بی‌تفاوت رد نشویم.<br />
ای‌کاش دست کم در این روز با یک لبخند در را بر روی مستخدم اداره باز کنیم، ای کاش در این روز آن زن را به یاد بیاوریم که می‌گفت: «از کودکی هیچ‌کس مرا نمی‌خواست، پدر و مادرم که مردند، آواره خانه این و آن شدم، همه می‌گفتند اگر پسر بود می‌شد برایش کاری کرد، اما دختر نمی‌خواهم».<br />
زنی که از فرط بی‌کسی در شانزده سالگی ازدواج می‌کند و از مرد معتادش جدا نمی‌شود که سایه مرد بالای سرش باشد، زنی که شب و روز سبزی پاک می‌کند تا کودکانش به مدرسه بروند و از مردش کتک نخورد، زنی که می‌گفت: تا پیش از این که حامله شوم، نان خشک جمع می‌کردم و آب می‌زدم و می‌‌خوردم؛ حامله که شدم برای بچه‌ام شیر می‌خوردم، بچه که به دنیا آمد بزرگ که شد، و بچه بعدی هم؛ روزی بس که از کارهای یک روزه و دست‌فروشی، کلافه شده بودم، چند بسته‌ سبزی خریدم، تمیزشان کردم و به یک مدرسه دخترانه بردم و به معلم‌ها فروختم بسته‌ای ۲۰۰ تومان، مدت‌ها بود که غذای گرم نخورده بودیم. شب‌ با چند تخم‌مرغ و گوجه‌فرنگی خانه رفتم، شام که درست می‌کردم، اشک می‌ریختم، سفره گذاشتم و به بچه‌هایم گفتم «بیایید غذا بخورید»، خوشحالی بچه‌هایم دور سفره باعث شد که اشکم تا صبح قطع نشود.<br />
زن این کار را ادامه داد، آنقدر که مشتری‌های ثابت پیدا کرد و حالا نزدیک به چهار سال است این حرفه‌اش شده است، روزی یکی از مشتریانش به او و فرزندانش هدیه‌‌ای می‌دهد، زن تعریف می‌کند: هدیه را که باز کردم یک دست کامل لباس نو بود، مانتو، شلوار، روسری، حتی جوراب و برای بچه‌هایم هم همین‌طور، به جای این‌که لباس‌ها را ببینم یا بپوشمشان لباس‌ها را بغل کرده و می‌بوییدمشان، آخر من هرگز عطر لباس نو را حس نکرده بودم، اولین بار بود در زندگیم، که اصلا لباس نو می‌دیدم.<br />
زن حالا توانسته بود فرش و یخچال دست دوم بخرد، اما چادرش را کنار می‌زند و جای دندان‌های نداشته‌اش را نشانم‌ می‌دهد: می‌گوید، برای خانه‌ای سبزی بردم که از پله‌هایش افتادم و چهار دندان با هم رفت، حتی نمی‌توانم به برگرداندن دندان‌هایم فکر کنم، آنچه درمی‌آورم، گرچه آنقدر است که دیگر برای سیر کردن فرزندانم در گوشه خیابان دنبال نان خشک نگردم اما، آنقدر هم نیست که برای درست کردن دندان‌هایم حرامش کنم.<br />
از او می‌گذرم، از زنی که بعد از چهار سال سبزی پاک کردن دستانش به رنگ گل سبزی در آمده بود و بوی سبز می‌داد. هرگز به این فکر نکرده بودم که ممکن است چه کسی پشت سبزی‌های تمیز و خرد و خشک شده باشد که توی ماهی‌تابه، جلز و ولز می‌کند و من با خیال راحت یک تخم‌مرغ در آنها می‌شکنم و دلم خوش است که غذا درست کرده‌ام. هرگز به این فکر نکرده بودم که وقتی در یخچال را باز می‌کنم و یک قاشق بزرگ پیاز داغ آماده برمی‌دارم و خالی‌اش می‌کنم ته قابلمه، اشک چشم زنی برایش خشک شده است، زنی که پسرش معلول است و شوهرش جانباز شیمیایی‌ای که پرونده‌اش سوخته و هزینه‌های درمانش از اشک چشم و بوی دائمی پیاز داغ تامین می‌شود. هرگز به این فکر نکرده بودم که وقتی خسته به خانه می‌آیم و جنازه‌ام روی فرش می‌افتد و خستگی‌ام را فرش می‌خورد، زنی پشت دار قالی آنقدر شانه زده که صدای شانه‌ زدن، موسیقی متن زندگی‌اش شده، زنی که از شوهر کراکی‌اش جدا شده اما هنوز بعد از ده سال تنها بودن کسی نمی‌داند که همسر ندارد، کفش‌های مردانه همیشه پشت در دهان همسایه‌ها را می‌بندد که مرد در خانه است و این زن بی‌کس نیست. ده سال پیش خانه‌های مردم را تمیز می‌کرد، بدترین روز زندگی‌اش وقتی بود که پیرمردی که دو سال پرستارش بود مرد. حالا باید چه می‌کرد، دوباره به خانه‌های مردم بازگشت، اما این بار خیری در راهش قرار می‌گیرد، تا بتواند هنری را که از چهار سالگی داشته اما به خاطر نداشتن سرمایه نتوانسته دنبالش کند، با سرمایه او آغاز کند. حالا حتی شاگردانی دارد که قالی‌بافی را یادشان می‌دهد، دخترکانی که در ابتدای جوانی‌اند و فکر می‌کنند: شاید روزی این هنر به دردشان بخورد.<br />
به هر گوشه زندگی‌مان که نگاه کنیم کارگرانی زحمت‌کش راحتی ما را فراهم می‌کنند، که بسیاری‌شان زنان کارگراند که نه تنها نادیده گرفته می‌شوند، بلکه بسیار هم مورد اجحاف قرار می‌گیرند. در محیط‌های کار مردانه و در جامعه‌ای مردانه‌تر، زنی که مسئول حراست یک شرکت بزرگ نیمه‌دولتی است، می‌گوید: تمام همکارهایم مرد هستند و می‌دانند که من مطلقه‌ام. آنقدر نگاه‌ها سنگین است و پیشنهادهای کریه که مرتب در بخش‌های مختلف شرکت جابجا می‌شدم، حالا چند سالی است که در حراست مانده‌ام، اما جرات ندارم جواب سلام همکاری را بدهم، چرا که مرد است و من هم بی‌شوهر. ‌از طرفی دیگر اگر پا به پای مردان کار کنی حتی بهتر از آن، هرگز ارتقای سمت پیدا نمی‌کنی، آخر مردها آنقدر هستند که نوبت تو نرسد و از آن بدتر کارفرما آنقدر ترسو است که از عکس‌العمل دیگران پس از ارتقا دادن به یک زن بترسد.<br />
زنی که در یک کارخانه داروسازی کار می‌کرد و کمی باسوادتر از دیگران بود و سرپرست خانوار، می‌گفت: در کارخانه با کسی مشکل ندارم، ‌حتی کارخانه ما مهدکودک هم دارد.‌ مشکل من که شاید مشکل خیلی‌های دیگر هم باشد، قوانینی است که از سوی وزارت کار مرتب تغییر می‌کند و حالا هم همه نگران قانون کاهش ساعت کاری زنان هستیم، قانونی که احتمالا همه ما را بی‌کار می‌کند. طبیعی است کارفرمایی که می‌تواند مردی را استخدام کند که دو ساعت از من بیشتر کار می‌کند قرارداد مرا تمدید نمی‌کند و حق هم دارد. من هم جای او بودم همین کار را می‌کردم، چرا باید با یک مبلغ پول دو ساعت کمتر، کار دریافت کند.<br />
همه ما در زندگی دغدغه‌هایی داریم، اما شاید همیشه چنین دغدغه‌هایی را تنها در فیلم‌ها می‌دیدیم. با این زنان که حرف می‌زنی و اشک‌هایی را که می‌بینی و قدرتی را که حس می‌کنی، باورت می‌شود که چقدر از قافله عقبی و چقدر کور در زندگی‌ات غرقی و چنان خودت را می‌بینی که وقتی زنی در فرقونی سبزی‌های مرتب و دسته کرده را می‌فروشد، بی اینکه به زن بگویی، خسته نباشید، می‌گویی، به چه سبزی‌ای!! </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/interview/338/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
