<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; اعتراضات در ایران</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/tag/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺎ ﺗﻮﺷﻪ ی ﺭاﻫﻤﺎﻥ / عسل اخوان</title>
		<link>http://shabakeh.de/activities/2316/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/activities/2316/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 00:12:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش مراسم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2316/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="IMG_6841" /></a>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴ روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای...<a href="http://shabakeh.de/activities/2316/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2317" title="IMG_6841" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2014/02/IMG_6841-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p>۲۹ ژانویه ۲۰۱۴</p>
<p>روز دوشنبه پس از آنکه از سمینار سالانه زنان ایرانی در آلمان به برلین بازگشتم، با مطلب شخصی به نام اختر قاسمی با عنوان &#8220;درددل های زنانه و انتقادهای یک زن از برخی برخوردهای زنان فمینیست &#8220;مواجه شدم و به عنوان کسی که دو سال پیش در برلین در کمیته برگزارکننده برای بار اول شرکت کردم و امسال هم از شرکت کنندگان سمینار بودم خود را موظف دانستم که نکاتی را درباره ی یادداشت اختر قاسمی از منظر خودم، با شما در میان بگذارم. اول از همه باید بگویم، این نوشته را به وبسایت شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان، خواهم داد چرا که مخاطبان این نوشته قطعأ مردانی نخواهند بود که برای اختر قاسمی در وبسایت گویا نیوز با نگاه زن ستیزشان، دست زدند و هورا کشیدند، بلکه انسانهایی هستند که با نگاه غیر زن ستیز و همجنسگراستیز، در پی نقد و نه تخریب هستند. قبل از شروع به نوشتن نکات مد نظرم، باید این نکته را بگویم که نوشتن این چند خط کاری بسیار دشوار است چرا که پاسخ دادن به نوشته ای انتزاعی همواره کار پاسخ دادن به روشی غیرانتزاعی را دشوار می کند.</p>
<p>لازم می دانم نوشته را با ذکر این نکته آغاز کنم که همواره در زندگی شخصی و سیاسی ام تلاش داشته ام با نگاه انتقادی مسائل را ببینم و تحلیل کنم، این خصوصیت منجر به حذف مستقیم یا غیرمستقیم من توسط خودم یا دیگران از بسیاری از فضاهای سیاسی موجود چه در ایران و چه در غرب شده است (هرچند اکثر این فضاهای سیاسی نگاهی مردمحور به سیاست داشته اند).</p>
<p>زمانی  کمتر از سه سال پیش به آلمان مهاجرت کردم، تلاشم بر این بود که فضاهای سیاسی، فمینیستی و اجتماعی موجود در آلمان چه ایرانی و چه بین المللی را بشناسم و تجربه کنم. همین موضوع منجر به این شد که دو سال پیش، زمانی که سمینار سراسری زنان ایرانی در آلمان در شهر برلین برگزار می شد، به کمیته برگزاری بپیوندم و با زنانی که سالها پیش از من فعالیت فمینیستی و سیاسی خود را آغاز کرده بودند تبادل نظر و اطلاعات کنم چه در بخش نظری چه عملی. همین نکته نقض گفته ی خانم اختر قاسمی را در خود دارد، چرا که به عنوان فرد جوانی! که تازه وارد آلمان شده بود، توانستم خود را همراه و در یک سطح با زنانی ببینم که سالهای سال بود که این سمینارها را برگزار می کردند بدون اینکه آنها فکر کنند اولویتی نسبت به من دارند یا من اجازه دهم تفاوت سنی ما تبعیضی بین ما ایجاد کند. متأسفانه خانم اختر قاسمی در نوشته ی خود، از مفاهیم کاملأ تبعیض آمیز استفاده کرده اند که من در این نوشته در پی بازتولید آن مفاهیم نیستم، آنجا که ایشان به موهای سفید شرکت کنندگان اشاره کرده اند، برای من &#8220;سن گرایی&#8221; یا &#8220;تبعیض سنی&#8221; را به صورت کلی و  در نوشته ی ایشان واضحأ جوان گرایی  را در خود جای داده است. هرچند که گفته ی ایشان به هرحال محلی در واقعیت ندارد که برای مثال، سمینار امسال در فرانکفورت طیف های سنی مختلفی را به عنوان سخنران و شرکت کننده داشت، هرچند اگر ایشان این فکر را می کنند که جوانان در این سمینارها نمی آیند می توان این سوال را از جوانان پرسید که چرا شرکت نمی کنید؟! در عین حال، باید این نکته را تأکید کنم که نقدهای من به این سمینار زنان مانند دیگر فضاهای فمینیستی و سیاسی موجود، وجود دارد. دو سال پیش زمانی که به عنوان سخنران در سمینار زنان آلمان در برلین شرکت داشتم، بخشی از دغدغه های تئوریک خود را مبنی بر اینکه چه کسی زن است و می تواند در این سمینارها شرکت کند(آیا فقط زن بیولوژیک؟)، همراه با سه تن دیگر از دوستان در پنلی، بیان کردیم که علاقمندان می توانند آنها را در اینترنت بخوانند. اما برای من مسئله ی حیاتی ای موجود است که آیا من خودم را خارج از این جمع می بینم و می خواهم آن را نقد (یا با روش خانم قاسمی تخریب) کنم یا از داخل سعی در بهبود آن چه در بخش نظری و چه در بخش عملی، خواهم کرد. خوشبختانه باید بگویم که با توجه به اینکه وجود چنین جمع ها و سمیناری را نه تنها مطلوب بلکه ضروری می دانم، و با توجه به اینکه خود را فمینیستی می دانم که قرار نیست دستهایم را بالا بگیرم و بدون تلاشی از جانب خودم، بقیه ی انسانهایی که مبارزه می کنند را تخریب کنم، خود را عضوی کوچک از زنانی می بینم که قرار است دست در دست هم مبارزات علیه مردسالاری، همجنس گرا ستیزی، دگرجنس گرایی اجباری و زن ستیزی را که زنان ایرانی در آلمان ۳۵ سال پیش شروع کرده اند را با تمام چالش ها و کمی و کاستی هایش، پیش ببریم. خانم اختر قاسمی در بخشی گفته اند که همیشه سخنرانان و شرکت کنندگان افراد یکسانی هستند، سوال من از کسانی که مانند ایشان فکر می کنند این است که آیا شما تا بحال برای سخنران بودن درخواست کرده اید و رد شده اید یا آیا شما تا بحال خواستید به عنوان شرکت کننده در این سمینار باشید و به شما این اجازه داده نشده است؟! چرا ما همیشه متوقع هستیم که دیگران به ما اصرار ورزند در سمیناری شرکت کنیم که از آن ماست، که برای ماست، از ماست. هر ساله، برای هفته های متمادی، تبلیغ این سمینار در فضای مجازی همه جا به چشم می خورد و از کسانی که می خواهند در سمینار به عنوان سخنران شرکت کنند درخواست می شود که طرح پیشنهادی خود را برای کمیته برگزار کننده بفرستند، همانطور که پس از آن، آگهی ثبت نام در سمینار برای شرکت کنندگان باز هم در فضای مجازی منتشر می شود و علاقه مندان می توانند ثبت نام کنند. پس شانس و موقعیت شرکت برای همه ی زنان از هر سنی موجود است، اینکه افرادی متوقع هستند به صورت شخصی از آنها دعوت شود بحثی جداگانه است که به نظر نگارنده محلی از اعراب ندارد. ایشان گفته اند که در این سمینارها هیرارشی عجیب و رهبری پشت پرده ای وجود دارد، و این جمع، جمعی مافیایی ست، متأسفانه به این بخش آنگونه که می خواهم نمی توانم بپردازم چرا که ایشان اینقدر انتزاعی و تخریبی بحث کرده اند که در رد صحبت ایشان تنها می توان گفت: خیر اینگونه نیست، یا اینکه گفت: از چه هیرارشی ای صحبت می کنید؟ رهبری چه کسانی؟ همه ی کسانی که شرکت می کنند؟ و آیا شما تلاش کرده اید اگر واقعأ معتقدید هیرارشی وجود دارد این موضوع را بشکنید، هرچند اتهامات شما بی هیچ پایه و مدرکی ارائه شده اند و برای شما آسان است که خیلی کلی، جمعی بزرگ و متنوع را مافیا بخوانید چرا که ظاهرأ شما قرار نبوده که پاسخگوی کسی باشید. ایشان در جایی دیگر، می گویند که اگر زنی مستقل باشد و نگوید من فمینیست ام، جایی در این سمینار ندارد. این حرف باز هم بدون مدرک ارائه شده است و واقعی نمی تواند باشد، چرا که من و بسیاری از زنان دیگر در این سمینار خودمان را مستقل می دانیم، فعالیت های دیگر هم می کنیم و البته که احتمالأ هراسی از بلند فریاد زدن &#8220;من فمینیست هستم &#8221; نداریم. سوالی که باید اینجا مطرح شود این است، وابسته به چه چیزی؟ وابسته به فمینیسم؟ در عین حال که می دانیم فمینیست بودن هم طیف وسیعی از افکار فمینیستی مختلف را در بر می گیرد. خانم اختر قاسمی، به شدت بدون ارائه دلیل می خواهد،واقعأ مافیایی را برای مخاطب از این سمینار بسازد که یا داخلش هستی یا خارج، این صحبت در مورد سمینار زنان در آلمان که هر ساله عده ای شرکت می کنند، عده ای جدید وارد می شوند، عده ای دیگر نمی توانند شرکت کنند و غیره صدق نمی کند. بعضی اوقات، هیرارشی را خود ما به وجود می آوریم در ذهن خود، در عمل خود، با حذف خود از جایی که باید از آن ما باشد و در بهبودش تلاش کنیم، پس از آن خود را در موضع قربانی  می گذاریم و همه دشمنان ما می شوند در  قصه ای که ما  در ذهن  خود پرورانده ایم و نقش پری بی گناه قصه را از آن خود کرده ایم.</p>
<p>خانم اختر قاسمی، در جایی دیگر زنانی را که سالهای سال است با وجود تهدیدهای دولتی و جوامع ضد زن و همجنسگراستیز، آشکارا زندگی کرده اند و در زندگی روزانه خود مقاومت و مبارزه کرده اند را تهدید به افشای رازهای زندگی خصوصیشان کرده است. تئوری از عمل نمی تواند جدا باشد همانطور که شخصی، سیاسی است. آیا ایشان با بیان این نکته اعلان جنگ کرده اند؟ جنگ علیه زنانی که جنگ را زندگی کرده اند و زنده مانده اند. خانم اختر قاسمی، ما سالهای سال است که در جنگیم، جنگ با دولتها، جنگ با مردسالاری، جنگ با زن ستیزی، جنگ با همجنس گرا ستیزی. ما سالهای سال است جنگیده ایم که حذف نشویم به خاطر زن بودن، که به حاشیه کشیده نشویم، از پدران خود فرار کرده ایم که خود را سانسور نکنیم، جلوی پدران و برادرانمان ایستاده ایم، با دولت ایران جنگیده ایم، با نگاه سیستماتیک ضد زن دولت ها. ما سانسور را مبارزه کرده ایم، شما بیایید و زندگی ما را افشا کنید که برخوردهای زن ستیز و همجنس گرا ستیز شما با ما زنان، اولین بار نیست که سعی در به پستو کشیدن ما می کند و ما مقاوم می مانیم.</p>
<p>به دلیل جلوگیری از طولانی تر شدن این نوشته، بحث خود را با آموزه ای از فمینیست های سیاه که در چند سال اخیر، من را تحت تأثیر قرار داده تمام می کنم، باید که خواهری (sisterhood) را به عنوان سرکوب شدگان این جامعه، سرمشق خود قرار دهیم. خواهری نه در مفهوم خانواده، بلکه در مفهوم فمینیستی آن، در مفهوم همبستگی داشتن، رفاقت کردن و فهمیدن یکدیگر. همراه دیگر رفقایم تلاش سالهای سال آنها و ما را برای مبارزه علیه زن ستیزی ارج می نهم و از درون هر روزه و هر ساله سعی در بهبود مبارزه مان می کنم.</p>
<p>لینک مطلب اختر قاسمی در گویانیوز</p>
<p>http://news.gooya.com/politics/archives/2014/01/174247.php</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/activities/2316/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آقای روحانی، در این سی و چهار سال شما و همراهان تان هر چه توانستید بر سر ما آوردید(از نامه منصوره بهکیش به حسن روحانی)</title>
		<link>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2013 12:54:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادها]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2254/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/uncategorized/2254/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>آقای روحانی صدای ما را بشنوید! شما به عنوان رییس جمهور حکومت جمهوری اسلامی ایران معرفی شدید و در مراسم سوگند بیان کردید که &#8220;نماینده&#8221; تمامی مردم ایران هستید. به عنوان یک ایرانی لازم دیدم یادآوری کنم که شما نماینده امثال ما که رای نداده ایم نیستید. ما به دلیل غیر دموکراتیک بودن شیوه انتخاب...<a href="http://shabakeh.de/uncategorized/2254/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1>آقای روحانی صدای ما را بشنوید!</h1>
<div>
<div dir="rtl">
<div><a href="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-8VEnX8P_aww/UgHsrjPZSSI/AAAAAAAABVo/gtQQvQszITc/s1600/images1.jpg" border="0" alt="" /></a></div>
<div>شما به عنوان رییس جمهور حکومت جمهوری اسلامی ایران معرفی شدید و در مراسم سوگند بیان کردید که &#8220;نماینده&#8221; تمامی مردم ایران هستید. به عنوان یک ایرانی لازم دیدم یادآوری کنم که شما نماینده امثال ما که رای نداده ایم نیستید. ما به دلیل غیر دموکراتیک بودن شیوه انتخاب شدن و انتخاب کردن و هم چنین نبود آزادی بیان و امکان ایجاد تشکل های مستقل و مردمی، انتخابات را در ایران آزادانه نمی دانیم ولی معتقدیم رییس جمهور یک کشور به عنوان مهم ترین مقام اجرایی آن موظف است که بدون تبعیض در جهت خواسته های همه مردم حرکت کند و پاسخ گوی همه آنهایی که رای داده و رای نداده اند، باشد.</div>
<div>شما در مقابل مردم سوگند یاد کردید و گفتید زمانی می توان قفل درب های بسته را باز کرد که همه چیز شفاف باشد. عالی است، شفاف بودن یکی از ارکان مدیریت سالم است و امیدوارم لااقل خودتان این شعار را عملی سازید. چیزی که ما در این سی و چهار سال ندیدیم و به آن نیاز داریم. ولی تنها شفاف بودن کافی نیست، مسوولیت پذیری و پاسخ گویی و هم چنین نبود تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی ارکان دیگر مدیریت سالم و انسانی است.</div>
<div>ما از همان ابتدای سال ۵۸ که مردم به جمهوری اسلامی رای آری دادند، با مشکلات بسیاری روبرو شدیم ولی همواره مسوولان حکومتی از مردم می خواستند که دندان روی جگر بگذارند و امید به آینده ای روشن داشته باشند تا آرامش و آسایش و آزادگی در کشور برقرار شود ولی تفاوت گفتار و کردار از زمین تا به آسمان بود. آقای خمینی در نوفل لوشاتو گفت همه، حتی کمونیست ها آزادند ولی در دهه شصت و به ویژه در تابستان شصت و هفت هزاران نفر از بهترین فرزندان ایران زمین به دستور شخص ایشان اعدام شدند.</div>
<div>به جای آینده روشنی که برای مردم ترسیم کرده بودید، بگیر و ببندها و شکنجه و اعتراف گیری و کشتار مخالفان و دگراندیشان شروع شد؛ سپس جنگ و پیامدهای خانمان برانداز آن؛ حجاب اجباری؛ بستن دانشگاه ها و اخراج دانشجویان؛ اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت در کمتر از یک ماه در حالی که بسیاری از آنان حکم زندان داشتند؛ دفن گروهی آنها با لباس در کانال هایی در خاوران بدون اطلاع و حضور خانواده های شان؛ قتل های زنجیره ای نویسندگان در سال ۷۷ بدون آن که  پرونده آن به سرانجامی برسد؛ حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ و کشته و زخمی و بازداشت شدن تعدادی از دانشجویان؛ بازداشت و کشتار مردم معترض در خیابان در سال ۸۸؛ شکنجه و قتل زندانیان در زندان کهریزک و قتل های خاموش در زندان ها که هنوز پاسخ روشنی بر چرایی و چگونگی هیچ یک از آن ها داده نشده است.</div>
<div>آقای روحانی، در این سی و چهار سال شما و همراهان تان هر چه توانستید بر سر ما آوردید و با کشیدن تیغ بر روی مخالفان و مردمی که شاه را برای به دست آوردن آزادی و آزادگی و داشتن زندگی بهتر و انسانی تر بیرون کرده بودند، حکومت کردید و هر کدام تقصیرها را گردن دیگری انداختید.</div>
<div>من و بسیاری از ما بهترین عزیزان مان را به خاطر نبود آزادی در جمهوری اسلامی از دست داده ایم و شاهد نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران بوده و هستیم. ولی امروز دیگر دهه شصت نیست که تنها با حذف بی صدای دگراندیشان بتوانید به زندگی خود ادامه دهید. این بار با مردمی روبرو هستید که نه تنها از فشار اجتماعی و سیاسی بلکه از فشار اقتصادی و بیکاری و گرانی سرسام آور به تنگ آمده اند و اغلب از روی ناچاری شما را انتخاب کرده اند زیرا نه شیفته جمهوری اسلامی اند و نه شیفته امثال شما، بلکه  خواهان یک زندگی شرافتمند و انسانی به دور از تبعیض و جنگ و خون ریزی هستند.</div>
<div>ما خانواده ها و بستگان مان نیز چیزی جز ساختن دنیایی انسانی نمی خواستیم ولی در طی این سال ها در بدترین شرایط زندگی کرده و سرکوب شده ایم. جمهوری اسلامی نه تنها حق زندگی را از عزیزان ما گرفت، بلکه مادران و پدران و همه ما را کشت و از داشتن یک زندگی انسانی محروم کرد. نه تنها ما، بلکه دختران و پسران ما را نیز درگیر این بیداد کرد و سایه تهدید و محروم شدن از زندگی فردی و اجتماعی همواره روی سر ما بوده است. من یک نمونه ام که برای کشف حقیقت و برقراری عدالت و پیگیری دادخواهی بارها بازداشت و ده ها بار به وزارت اطلاعات احضار و از کار بیکار شده ام. از اسفند ۸۸ پاسپورت ام در فرودگاه ضبط شده است و به چهار سال حبس، سه و سال و نیم تعلیقی و شش ماه تعزیری محکوم شده ام و هر لحظه در انتظار اجرای حکم زندان هستم و پس از آخرین احضار برای اجرای حکم و معرفی خودم به زندان اوین در پانزده بهمن ۹۱، به خانه باز پس فرستاده شدم تا روزی دیگر و هنوز چمدان ام در گوشه اتاق خاک می خورد و نمی دانم با بیان بخشی از حقیقت تلخی که بر ما رفته است چه سرانجامی در انتظارم خواهد بود.</div>
<div>عمق فاجعه اینجاست که تا به حال هیچ مقام مسوولی به ما خانواده ها و دادخواهان پاسخی نداده است که چه بر سر عزیزان ما در زندان ها آورده اند. از شما که به دنبال شفاف سازی هستید می خواهم این حداقل را برای ما روشن کنید:</div>
<div>۱-     اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت و به ویژه کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ چگونه انجام شده است؟</div>
<div>۲-     چرا زندانیانی که حکم زندان داشتند بی خبر از خانواده ها اعدام شدند؟</div>
<div>۳-     چرا محاکمه آنها توسط کمیسیون مرگ پشت درهای بسته انجام شده است؟</div>
<div>۴-     چرا هیچ مقام مسوولی پاسخی رسمی مبنی بر چگونگی و چرایی این کشتارها به ما نداده است؟</div>
<div>۵-     چرا محل دقیق دفن آنها را به ما نمی دهند؟</div>
<div>۶-     چرا وصیت نامه های آنها را به ما نمی دهند؟</div>
<div>۷-     چرا خانواده ها را از حضور در خاوران منع می کنند یا مورد پیگرد و آزار و اذیت قرار می دهند؟</div>
<div>۸-     چرا نمی گذارند آزادانه در منازل یا در خاوران و دیگر گورستان ها مراسم یادبود بگیریم؟</div>
<div>۹-     چرا خاوران را برای چندمین بار در سال ۸۷ زیر و رو کردند و پاسخ شکایت ما به بهشت زهرا را نداده اند؟</div>
<div>۱۰-   چرا پنج سال است درب اصلی خاوران را بسته اند و مادران و پدران پیر مجبورند مسافت زیادی را با پای پیاده تا رسیدن به محل نامعلوم دفن عزیزان شان طی کنند؟</div>
<div>۱۱-  چرا اجازه گذاشتن سنگ قبر و کاشتن گل و گیاه و آب یاری و نظافت به ما نمی دهند؟</div>
<div>۱۲-  چرا حق شکایت را از ما گرفته اند و ما را مورد پیگرد و اذیت و آزار قرار می دهند؟</div>
<div>آقای روحانی، آیا می دانید وزیر &#8220;داد&#8221;گستری که شما انتخاب کرده اید، در بیست و پنج سال پیش یکی از اعضای کمیسیون مرگ بوده و چندین هزار نفر از بهترین و صادق ترین انسان ها و از جمله دو برادر نازنین ام که حکم زندان داشتند را به دلیل دگراندیشی اعدام کردند!</div>
<div>و بسیاری از افرادی که به شما رای داده اند از همین خانواده ها هستند، کسانی که پدر یا مادرشان، همسرشان، خواهر یا برادرشان و پسر یا دخترشان در جمهوری اسلامی کشته شده اند. خانواده هایی که با تمام این فشارها باز هم دوام آوردند و این شرایط را تحمل می کنند. آنها از سر درد و ناچاری به این جا به جایی ها دل بسته اند ولی اگر این بار به نیازها و خواسته های آنها بی توجهی شود، قطعا راه دیگری را برای تحقق مطالبات شان پیدا خواهند کرد. شما اگر واقعا آگاه به زمان و موقعیت خود شده اید و این حقیقت تلخ را به همراه تمامی مسوولان پذیرفته اید که حداقل برای نجات خودتان باید کاری دیگر کنید، همین امروز انجام دهید، زیرا فردا دیر است.</div>
<div>آقای رییس جمهور، امسال بیست و پنج سال از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ می گذرد و ما هم چنان به دنبال کشف حقیقت و پاسخ گویی مسوولان جمهوری اسلامی هستیم و تا زمانی که حقیقت آنچه بر بستگان ما در زندان های جمهوری اسلامی گذشته است روشن نشود، این داغ برای ما هم چنان تازه است و پیگیری های ما ادامه خواهد داشت.</div>
<div>ما از شما می خواهیم که به اذیت و آزار مادران و دیگر بستگان اعدام شدگان و ناپدید شدگان قهری پایان دهید؛ درهای خاوران به روی ما گشوده شود و برای برگزاری مراسم سالگرد خانواده ها محدودیت و مزاحمت ایجاد نشود؛ ما می خواهیم محل دفن عزیزان گمشده مان را مشخص کنیم و آنجا را به سلیقه خودمان بیاراییم؛ این حداقل حق ما خانواده های آسیب دیده است و از شما می خواهیم که این حق را محترم بشمارید و به رسمیت بشناسید.<br />
<strong><strong>تلاش ما دادخواهان برای ساختن دنیایی بهتر و انسانی تر است تا جهان شاهد بروز و تکرار چنین جنایت هایی نباشد.</strong></strong></div>
<div><strong>منصوره بهکیش</strong></div>
<div><strong>۱۶ مرداد ۱۳۹۲</strong></div>
</div>
</div>
<div>منتشر شده توسط مادران پارک لاله ایران</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/uncategorized/2254/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>می‌خواهی بدانی چه چیزی تغییر کرده است؟ / شادی صدر</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2098/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2098/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Jun 2012 23:59:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2098/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2098/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/shadisn.jpg&amp;w=250&amp;far=C&amp;q=95&amp;zc=C" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ شادی صدر، وکیل و فعال حقوق بشر، در تیرماه ۸۸ پیش از حضور در نماز جمعه تهران بازداشت و به شش سال زندان و شلاق محکوم شد. او پس از خروج از ایران سازمان عدالت برای ایران را بنیان گذاشته است. می‌خواهی بدانی؟! واقعا بعد از سه سال، می‌خواهی بدانی؟! می‌خواهی...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2098/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div>دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱</div>
<div><img src="http://mardomak.org/resizer/phpThumb.php?src=/library/uploads/news/regular/shadisn.jpg&amp;w=250&amp;far=C&amp;q=95&amp;zc=C" alt="" /></p>
<div>
<p>شادی صدر، وکیل و فعال حقوق بشر، در تیرماه ۸۸ پیش از حضور در نماز جمعه تهران بازداشت و به شش سال زندان و شلاق محکوم شد. او پس از خروج از ایران سازمان عدالت برای ایران را بنیان گذاشته است.</p>
<p>می‌خواهی بدانی؟! واقعا بعد از سه سال، می‌خواهی بدانی؟!</p>
<p>می‌خواهی بدانی چه چیزی تغییر کرده؟! راستش خیلی چیز‌ها. مثل خیلی از کسان دیگر، زندگی من هم تکان درست و حسابی خورد. مثل خانه عروسکی که یکباره چپه شود. هیچ چیزش دیگر سر جای خودش نبود. اما اشیا، هنوز آنجا بودند، چارچوب خانه هنوز وجود داشت.</p>
<p>۲۲ خرداد ۸۸ و وقایع پس از آن، به طور برنامه ریزی نشده‌ای، زندگی مرا هم مثل خیلی‌های دیگر تغییر داد. مهم‌ترین و بنیادی‌ترین تغییر اینکه من چند روز پس از آزاد ى‌ام از زندان از ایران خارج شدم. منی که خودم و شاید مثل خیلی‌های دیگر فکر می‌کردم آخرین نفری هستم که ممکن است از ایران بیرون بیایم. منی که فکر می‌کردم هرچقدر هم فشار زیاد شود، باز هم می‌شود راههای باریکی برای ادامه فعالیت پیدا کرد.</p>
<p>همه چیز، در عرض ۳۰ ثانیه اول هنگام دستگیرى‌ام اتفاق افتاد. زمانی که من سعی کردم از دست ماموران لباس شخصی که با یک پژو آر- دی به شکار من آمده بودند، در خلوت تقاطع بلوار کشاورز و خیابان فلسطین فرار کنم. مسئولشان، مردی قوی هیکل با شلوار جین و تی شرت قرمز، که هیچ به اطلاعاتی‌ها نمی‌برد، دنبالم دوید. اول، روسریم را کشید که در دستش ماند، بعد مانتویم را چنگ زد، دکمه‌های مانتو پاره شد و من دست‌هایم را از آستین مانتو بیرون آوردم و همچنان مى دویدم. اما چند لحظه بعد، تی شرتی را که زیر مانتو تنم بود را گرفت، بلندم کرد و پرتم کرد توی ماشین. شوکر برقى را هم گذاشت روی سرم و گفت: تکون بخوری، می‌زنم.</p>
<p>ه‌مان جا، چیزی در درون آدم خشمگینی که سرش را روی زانویش گذاشته بود، تکان خورد و برای همیشه تغییر کرد: یک درک عمیق از اینکه دیگر، هیچوقت، هیچگونه مذاکره‌ای با این سیستم برای تو امکان پذیر نیست؛ درکی که بعد‌ها، در روزهای طولانی و داغ و نفس گیر انفرادی، از سطح احساس به سطح عقلانیت رسید. یعنی دریافتم که نه تنها من دیگر قادر به هیچ نوع مذاکره‌ای با این سیستم نیستم، بلکه سیستم هم دیگر هیچ مذاکره‌ای با من انجام نخواهد داد. می‌دانم که منظورم برایت مبهم است. توضیح می‌دهم.</p>
<p>نمی‌دانم برای تو هم اینطور است یا نه اما برای من، تصویر برخی از لحظات، درون یک قاب در ذهنم خشک می‌شود و برای همیشه می‌ماند. هیچوقت نه از یاد می‌رود و نه محو می‌شود. تصویر لحظه‌ای که من در چنگ آن مامور وزارت اطلاعات بودم، با تصمیمم برای ترک جمهوری اسلامی ایران، گره خورده است. درست در آن لحظه بود که من فکر کردم دیگر قادر نخواهم بود با این سیستم، وارد هیچ گفت‌و‌گویی شوم.</p>
<p>تو در جمهوری اسلامی ایران زندگی کرده‌ای. می‌دانی که آدم، به عنوان شهروند عادی، همواره مجبور به مذاکره با سیستم است؛ هرچقدر هم قائل به این نباشد که سیستم، یک چیز یکپارچه و یک دست است که نیست، باز مجبور است با کلیت غیر یکدست آن مدام وارد مذاکره شود. وقتی سر و کارش به هر دلیل، مثلا گرفتن مدرک تحصیلی، یا پرداختن مالیات یا حتی اینکه کیفش را زده باشند، به یک بخشی از این سیستم می‌افتد، مجبور به گفت‌و‌گوست، مجبور به مذاکره است و طبیعتا، چانه زنی. و این یعنی تو مجبوری حداقل مشروعیتی به این سیستم بدهی برای اینکه به عنوان شهروند، کار و زندگی‌ات پیش برود. این مذاکره، حتی پیش از آن، در ذهن آدم آغاز می‌شود وقتی اول صبح می‌خواهد برود بیرون و فکر می‌کند چه بپوشد که هم خودش راضی باشد و هم اگر گشت ارشاد جلویش را گرفت، قابلیت چانه زدن داشته باشد.</p>
<p>در سطح دیگری، به عنوان وکیل دادگستری، من ناگزیر از مذاکره با سیستم قضایی برای دفاع از موکلانم بودم. این، نه فقط مذاکره و چانه زنی با قاضی و بازپرس، که شامل ماموران کلانتری، زندان و دادسرا، مدیردفتر‌ها، کارمندان و حتی گاهی خانمهایی می‌شد که دم در نشسته بودند که حجاب تو را چک کنند و کیفت را بازرسی کنند.</p>
<p>در سطح دیگری، به عنوان فعال جنبش زنان، باید با سیستم سیاسی مذاکره می‌کردی؛ حتی اگر این مذاکره، برای تو که سکولار بودی و می‌خواستی مستقل از دولت بمانی، معنایش نوشتن مقاله و بیانیه و رفتن به تجمع اعتراضی و یا در ‌‌نهایت خود، رفتن دسته جمعی به مجلس بود برای اعتراض به لایحه حمایت خانواده. از سوی دیگر، به عنوان متهم پرونده دار که بسیاری از فعالان جنبش زنان نیز اینچنین بودند، همواره در معرض انواع فراخوانده شدن به بازجویی بودی که بخشی از گفت‌و‌گوی اجتناب ناپذیر تو با این سیستم بود.</p>
<p>برای من، در آن پیش از ظهر داغ ۲۶ تیر ماه ۸۸، راه هرگونه مذاکره‌ای، به عنوان شهروند، به عنوان وکیل دادگستری و به عنوان فعال جنبش زنان، در عرض چند ثانیه بسته شد. ابتدا فکر می‌کردم این اتفاق، یکطرفه و فقط از سوی من افتاده است. اما روند بازجویی‌ها و حوادث پس از آن ثابت کرد که این بسته شدن راه مذاکره، دو طرفه بوده است. در آن بازجویی‌های طولانی که هر بار، تیم تازه‌ای به سراغم می‌آمد که تا همین امروز هم نفهمیدم هرکدام وابسته به کدام نهاد امنیتی بودند، فهمیدم که تا چه حد دیگر حتی کوچک‌ترین حرکتم تحمل نخواهد شد. فهمیدم که اگر قبلا، مضمون بازجویی‌ها عتاب و انذار بود که چه کارهایی نباید بکنم وگرنه ال می‌کنند و بل می‌کنند، حالا این است که چه کارهایی باید بکنم، چه باید بنویسم، از چه زاویه‌ای باید بنویسم و بد‌تر از همه، دوستانم و عزیزانم&#8230; یا باید آن‌ها را باید بفروشم یا هرگونه ارتباطی را با آن‌ها فراموش کنم؛ به عبارت دیگر، «سوخته» بودم!</p>
<p>یعنی براى منی که زندگى و نوع فعالیتم با گفت‌و‌گو و مذاکره با نهادهاى مختلف گره خورده بود و علنیت جزئى از ضروریات کارى‌ام بود، این به معنى توقف هر فعالیتى و سکوت در مقابل این سیستم بود.</p>
<p>با این همه، از تجربه بازداشت سال ۸۵‌ام می‌دانستم که آدم خیلی وقت‌ها در زندان تصمیم‌هایی می‌گیرد یا به نتایجی می‌رسد که در بیرون از زندان عملی‌اش نخواهد کرد. فکر می‌کردم زمان، می‌گذرد و خشم من هم با گذشت زمان کهنه می‌شود.</p>
<p>اما راستش را بگویم، نشد که این خشم، کهنه شود. سه شنبه‌ای که آزاد شدم، فهمیدم دلشان نمی‌خواسته مرا آزاد کنند. به یمن دوستان خوبم در سراسر دنیا، <a href="http://shadisadr.wordpress.com/2010/07/17/507/">آنقدر به‌شان فشار آمده بود که دیگر نگه داشتنم برایشان نیارزد</a>. به زور وثیقه و دو پرونده باز، به هرحال حساب کرده بودند که در چنگشان هستم. بعد‌ها دانستم مقام اطلاعاتی که سال‌ها مسئول پرونده من بود گفته بود: این آدمی نیست که از ایران برود. که البته روی هم رفته شناخت خیلی غلطی هم از من نبود.</p>
<p>سه شنبه‌ای که آزاد شدم و خیلی از شما‌ها با مهربانی به دیدنم آمدید، فهمیدم در همین دوره کوتاه که من در حبس بودم یک عالم اتفاق افتاده: برملا شدن فاجعه کهریزک مهمترینش بود. اما برای من، یک موضوع در زندان بسیار برجسته شده بود و آن تجاوز و شکنجه جنسی زندانیان سیاسی بود. موضوعی که اگرچه همواره و به خصوص پس از انقلاب، یک «موضوع» بود اما تنها پس از انتخابات ۸۸، و با مطرح شدن در سطح مقامات بالای سیاسی (کروبی- رفسنجانی) و در سطح خیابان‌ها (شعارهای «تجاوز توی زندان/ اینم بود توی قرآن؟! و توپ، تانک، تجاوز، دیگر اثر ندارد)،» موضوعیت «اجتماعى یافته بود. دلم می‌خواست روی این موضوع کار کنم و تمام آنچه از فمینیسم و از زندان آموخته‌ام، در آن خرج کنم. اما می‌دانستم این کار، با وجود» بودن «م در ایران ممکن نخواهد بود. هنوز اما حتی این هم کافی نبود. اگرچه در یادداشتهای زندانم به خود قول داده بودم این کار را انجام دهم اما حتی ناممکن بودن آن در ایران، باز هم کافی نبود تا مرا از زندگى در ایران و دوستان و عزیزانم بکََند.</p>
<p>صبح زود اولین شنبه پس از آزادی‌ام با تلفن یکی از جنبش زنانی‌ها از خواب پریدم. بهم گفت:» خبر فارس رو دیدی؟ کیفرخواست دادستانی است، نوشته تو هم یکی از رهبران انقلاب مخملى بوده‌ای&#8230;. «پریدم پای کامپیو‌تر. هنوز کاملا بیدار نبودم اما این جمله را خواندم:» بازوی اجرایی این پروژه یعنی کودتای مخملی دارای شش زیرمجموعه می‌باشد. ۱. زیرمجموعه زنان که از چند طیف تشکیل شده است. مهم‌ترین لیدرهای این طیف خانم شادی صدر و خانم شیرین عبادی هستند&#8230; «؛ متن کامل کیفرخواست به همراه گزارش اولین جلسه دادگاه نمایشی در کیهان فردایش <a href="http://www.kayhannews.ir/880511/14.htm">چاپ شد</a>. و من دانستم قصه سر دراز دارد. اما شاید دیدن تصویر ابطحی در تلویزیون، که با قیافه‌ای درهم شکسته علیه خود و دوستانش اعتراف می‌کرد، ضربه آخر را زد. فکر کردم: نمی‌دانم چقدر خواهم توانست دربرابر تسلیم نشدن به اعتراف نمایشی در مقابل دوربین مقاومت کنم اما هرگز نمی‌خواهم در چنین موقعیتی قرار بگیرم؛ نه برای خودم و نه برای دوستانم و آرمان جمعیمان، چنین سرنوشتی نمی‌خواهم.</p>
<p>چهل و هشت ساعت پس از دیدن این تصاویر و یک هفته بعد از آزاد شدنم، مرز زمینی بازرگان را درست هنگام طلوع آفتاب و بعد از ساعت‌ها انتظار و اضطراب <a href="http://shadisadr.wordpress.com/2010/08/04/ararat/">رد کردیم</a>.</p>
<p>و به این ترتیب، زندگی من عوض شد. خیلی چیز‌ها را جا گذاشتم، خیلی آدم‌ها و خاطره‌هایی را که نتوانستم ازشان خداحافظی کنم. آدم‌ها و خاطراتی که هیچوقت، هیچوقت نخواهم توانست آنطور که شایسته بود، در زمانی که وقت درستش بود، و به شکلی که حق خودم و آن‌ها بود، برایشان توضیح دهم: چرا؟! و بعد، در آغوششان بگیرم، گریه کنیم، بخندیم، دوباره گریه کنیم و خداحافظی. آدم‌ها و خاطراتی که از آن طلوع آفتاب کوههای آرارات ترکیه تا هر غروب آفتابی در هر کجای زمین، همواره حسی آمیخته به خیانت، تنها گذاشته شدن، بی‌معرفتی و خطاکاری درباره من خواهند داشت.</p>
<p>» در زندگی دردهایی هست «&#8230; شاید به خاطر همین دردهاست که تا به حال نتوانسته‌ام درباره‌اش راحت حرف بزنم. همین را می‌خواستی بدانی؟! خب، حالا دانستی! چیزی عوض شد دوست من؟!</p>
<p>خیلی چیز‌ها عوض شده، در زندگی من و در زندگی هزاران دیگر؛ اگر نگویم میلیونهای دیگر. خیلی تغییرات، مشابه همدیگر است. مثلا همین آشتی ناپذیری با سیستم موجود، در عرصه بسیار وسیع تری برای خیلی‌های دیگر هم اتفاق افتاده است. برای خیلی‌ها هم البته نیفتاده است. آدم‌ها با هم متفاوتند. لحظه‌های تغییرات بنیادین، درست موقعی اتفاق می‌افتد که اصلا انتظارش را نداری یا بد‌تر از آن، اصلا نمی‌خواهی‌اش. مثل عاشق شدن است. برای بعضی‌ها هم اصلا اتفاق نمی‌افتد. برای بعضی‌ها چندین بار در یک زندگی اتفاق می‌افتد.</p>
<p>من آن لحظه را انتخاب نکردم دوست من، آنچه پس از آن اتفاق افتاد را هم نمی‌خواستم. همه خشم من ناشی از این است که این سیستم، مرا در چنین لحظه‌ای قرار داد، و من، همانجا، ماندم: خشک شده در یک قاب ١٠ در ١۵ در بلوار کشاورز. اما زنده، آنقدر زنده که همین الان می‌توانم جلو چشمم ببینمش؛ زنی را که سعی می‌کند از دست ماموران بگریزد. و جمله‌ای را که‌‌ همان روز، از یکی از آن‌ها شنید:» به آرزوت رسیدی خانوم صدر؟! بی‌حجاب توی خیابانهای تهران&#8230; «و این تنها جمله‌ای بود که می‌توانستم در آن وضعیت رقت بار، با مانتویی که دگمه‌هایش کنده شده بود، بهش بخندم. روی هم رفته راست می‌گفت.</p>
<p>می‌گویند سه سال، دوره یک عشق است. عشق آتشینی که آغاز می‌شود، اوج می‌گیرد و در پایان سه سال، فروکش می‌کند و یا تبدیل به عادت می‌شود و یا به پایان می‌رسد. می‌گویند سه سال، دوره ترک عشق است. سه سال لازم است برای اینکه عشقی را که در آن شکست خورده‌ای، عشقی را که ترکش کرده‌ای، بتوانی فراموش کنی.</p>
<p>کارنامه سه ساله‌ام را که نگاه می‌کنم، می‌بینم با گفتمان دوقطبی «خارج – داخل»‌ و تحقیر تبعید در عمل فاصله گرفته‌ام. توانسته‌ام خودم را در موقعیت جدید تعریف کنم و وظایف جدیدی مقابل خودم بگذارم و نگذارم دلتنگى‌ها و دورى‌ها فلجم کند و یا تحت عنوان بى اهمیتی کار در خارج از کشور، اهمیت کارهاى جدى را دست کم بگیرم. <a href="http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/05/Crime-without-Aida-final22.pdf">کار تحقیق مربوط به شکنجه و آزار جنسی زنان زندانی سیاسی</a> با همراهى دوستانم دارد تمام می‌شود، بنایى را که با مشارکت صمیمی‌ترین دوستانم <a href="http://justiceforiran.org/">ساخته‌ایم</a>، هر روز مستحکمتر مى شود، و هر روز و هر ساعت آزادی و امنیتی را که دارم، می‌بینم و قدرش را می‌دانم، از ترومای <a href="http://www.mardomak.org/SPECIAL/shadisadr/">یکی از شدید‌ترین هجمه‌های اینترنتی که جامعه مجازی فارسی زبان به خود دیده</a> نسبتا فاصله گرفته‌ام، نگاهم نسبت به خیلی چیز‌ها، بسیار تغییر کرده، یکی از آن چیز‌ها، جامعه ایرانی است. یکی از آن چیز‌ها، فمینیسم ایرانی است و یکی دیگر، نگاهم و رویکردم به زندگی شخصی است. شاید در نامه‌های بعدی‌ام درباره هرکدام از این موضوعات و تغییراتی که کرده‌ام بیشتر برایت بنویسم اما در یک کلام، امروز با محدودیت‌ها و امکانات کاملا متفاوتى در زندگى و فعالیتم روبرو هستم و چالشهایی نو.</p>
<p>در مجموع، اگر این نامه‌ای که می‌رود به سویش می‌توانست رویش را هم ببوسد، ملالی نبود جز دوری شما که آن هم امیدوارم به زودی زود برطرف شود.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2098/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۴۰ دقیقه بازجویی اینترنتی از کارمند بی‌بی‌سی فارسی</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1964/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1964/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 19:10:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1964/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1964/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/02/info-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="info" /></a>در طی هفته های گذشته پای بازجویان به طور رسمی به آپارتمان کسانی کشیده شده که در خارج از ایران زندگی و کار می کنند. طبق گزارش های منتشر شده، سیستم گروگان گیر جمهوری اسلامی در پی دستگیری های گسترده هفته های گذشته، تعدادی از خانواده های کارکنان رسانه هایی چون بی بی سی را...<a href="http://shabakeh.de/news/1964/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h1><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/02/info.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1965" title="info" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/02/info-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></h1>
<h1>در طی هفته های گذشته پای بازجویان به طور رسمی به آپارتمان کسانی کشیده شده که در خارج از ایران زندگی و کار می کنند.<br />
طبق گزارش های منتشر شده، سیستم گروگان گیر جمهوری اسلامی در پی دستگیری های گسترده هفته های گذشته، تعدادی از خانواده های کارکنان رسانه هایی چون بی بی سی را تحت فشار گذاشته و از آنان باج خواهی می کند.<br />
تهیه فیلم از اعترافات دروغین و دیکته شده و از سوی دیگر فشار به فردی که در خارج از کشور زندگی و کار می کند برای همکاری به عنوان شرط آزادی اعضای خانواده سیاستی کهنه است که امروز در موردی مشخص علنی و رسانه ای شده است.</h1>
<h1>به نظر ما بایستی خود قربانیان وظیفه رسانه ای کردن چنین مواردی را بر عهده بگیرند. نباید گذاشت که جمهوری اسلامی در خفا و با استفاده از حس ترس و آبرو در خانواده ها هر کاری را که می خواهد به پیش ببرد.</h1>
<h1>تهیه فیلم از اعترافات دروغ به عنوان شرط آزاد کردن حربه ای ست که در مورد افرادی چون سعید ملک پور نیز به کار بستند و تازه پس از این اعترافات که با فشارهای بسیار از او گرفتند، با اتکا به همان اعترافات حکم اعدام برایش صادر کرده اند.</h1>
<h1>این رژیم و دستگاه سرکوبش، نیروی انتظامی و قوه قضاییه اش، هیچکدام قابل اعتماد نیستند.</h1>
<h1>بایستی دستگیری ها و گروگان گیری ها را علنی کرد. بایستی هرچه بیشتر افکار عمومی و نهاد های مترقی را در جریان این حوادث قرار داد. نباید گذاشت در پی پرده ترس و &#8220;حیثیت&#8221; حیاط خلوتی ایجاد کنند که در آن شکنجه و فشار به انسان ها امری روزمره گردد.<br />
برای ایجاد جو اعتماد در خارج از کشور، محیط فعالیت سیاسی و محیط های کاری، بایستی چنین تماس هایی سریعا علنی شود.<br />
بنا به اهمیت چنین مباحثی است که ما اقدام به انتشار مصاحبه مسئول بی بی سی فارسی با دویچه وله کرده و گزارش منتشر شده در ندای سبز آزادی را هم جهت اطلاع در زیر می آوریم.</h1>
<h1>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی</h1>
<div>
<div><a href="http://www.dw-world.de/popups/popup_lupe/0,,15714364,00.html" target="_blank"><img src="http://www.dw-world.de/image/0,,3968903_1,00.jpg" border="0" alt="" /></a></p>
<div><em><a href="http://www.dw-world.de/popups/popup_lupe/0,,15714364,00.html" target="_blank"></a></em></div>
</div>
<div>
<h4>صادق صبا مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی در گفت و گو با دویچه‌وله تایید کرد که یکی از خبرنگاران بی‌بی‌سی مجبور به انجام بازجویی اینترنتی شده تا عضو خانواده او که در ایران بازداشت بوده آزاد شود.</h4>
</div>
</div>
<div>
<p>ماموران اطلاعات سپاه پاسداران یکی از کارکنان بی‌بی‌سی فارسی را به صورت چت اینترنتی مورد بازجویی قرار دادند. خواهر این فرد قبلا از سوی همین نیروها بازداشت شده و تحت فشار برای اعترافات تلویزیونی بوده است.</p>
<p>ماموران سپاه به کارمند بی‌بی‌سی گفته‌اند که اگر حاضر به پاسخ‌گویی به سوالات آن‌ها نشود، خواهرش را آزاد نمی‌کنند.</p>
<p>به گزارش تارنمای ندای سبز آزادی، کارمند بی‌بی‌سی حدود ۴۰ دقیقه مورد بازجویی قرار گرفته و سپس خواهرش آزاد شده است. خواهر وی پس از آزادی گفته که در زندان مجبور شده مقابل دوربین سخنان دروغینی درباره بی‌بی‌سی بگوید.</p>
<p>وی همچنین گفته ماموران سپاه او را قبل از آزادی به سلول مرضیه رسولی، خبرنگار اخیرا بازداشت‌شده برده‌اند تا خانم رسولی را به اعتراف به داشتن رابطه با بی‌بی‌سی فارسی تشویق کند.</p>
<p>صادق صبا مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی در گفت و گو با دویچه‌وله ضمن تایید این خبر گفت: «در ماه‌های اخیر حکومت ایران فشار بسیار زیادی را بر بعضی از اعضای خانواده‌‌های برخی کارمندان ما در ایران وارد کرده و در مواردی پاسپورت‌هایشان توقیف شده و در مواردی آن‌ها را بازجویی کرده‌اند. در روزهای اخیر هم یکی از اعضای خانواده یکی از اعضای بخش ما را در ایران بازداشت کردند و سعی کردند از طریق او کارمند ما را تحت فشار قرار دهند».</p>
<p>وی این اقدام را بر خلاف تمام مقررات بین‌المللی دانست و گفت بی‌بی‌سی این اقدام را محکوم می‌کند.</p>
<p><a href="http://www.dw-world.de/popups/popup_single_mediaplayer/0,,15714326_type_audio_struct_10506_contentId_15108145,00.html"><strong>بشنوید: گفت و گو با صادق صبا</strong></a></p>
<p>آقای صبا در پاسخ به این پرسش دویچه‌وله که آیا خبرنگار بی‌بی‌سی قبل از رفتن به این جلسه بازجویی اینترنتی، مدیران بی‌بی‌‌سی را در جریان گذاشته یا خیر گفت: «سیاست کلی بی‌بی‌سی همیشه این است که امنیت خبرنگاران و رفاه آنان در درجه اول اهمیت قرار دارد اگر خبرنگاری در هرجای دنیا در یک موقعیتی قرار بگیرد که تحت فشار مجبور شود با کسی صحبت کند ما به عنوان یک سیاست کلی می‌گوییم که شما می‌توانید این کار را انجام دهید چون بی‌بی‌سی یک تشکیلات شفاف است و چیزی برای پنهان کردن ندارد».</p>
<p>وی درباره اقدام قانونی در این باره و احتمال شکایت بی‌بی‌سی تاکید کرد که این رسانه در هر شرایطی خود را موظف می‌داند که از کارمندان وخبرنگاران خود حمایت کند. آقای صبا ادامه داد: «ما در این مورد با وکلای بی‌بی‌سی صحبت می‌کنیم ببینیم واقعا چه کارهایی در داخل ایران و یا احیانا در خارج ایران می‌توانیم انجام دهیم که این نوع کارها را محکوم کنیم. ما به طور قطع تمام راه‌ها را بررسی می‌کنیم که حکومت ایران نتواند این کارها را ادامه دهد».</p>
<p>صادق صبا تاکید کرد که این اقدام چیزی نیست که تنها علیه بی‌بی‌سی باشد بلکه علیه خبرنگاری آزاد است و همه باید در قبال آن موضع بگیرند. وی گفت: «ما با سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری تماس می‌گیریم و از آن‌ها می‌خواهیم این اقدام را محکوم کنند و تلاش همه‌جانبه‌ای صورت بگیرد تا انسان‌های بیگناه مجبور نباشند تاوان همکاری اعضای خانواده‌شان با یک رسانه خارجی را در ایران پس بدهند، بدون اینکه نقشی در این قضیه داشته باشند».</p>
<p>مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی ضمن محکوم کردن این اقدام حکومت ایران تاکید کرد که بی‌بی‌سی همچنان به کار حرفه‌ای بی‌طرفانه خود ادامه خواهد داد.</p>
<p>پرستو دوکوهکی، سهام‌الدین بورقانی و مرضیه رسولی خبرنگارانی هستند که اخیرا بازداشت شده و گفته می‌شود تحت فشار برای اعترافات دروغین علیه کارمندان بی‌بی‌سی هستند.</p>
<p><strong>فشار بر خانواده‌ها از ماه‌ها پیش آغاز شد</strong></p>
<p>این اولین بار نیست که خانواده‌های کارمندان بی‌بی‌سی فارسی در ایران تحت فشار و تهدید قرا میگیرند. پاییز امسال پس از پخش مستندی از زندگی آیت‌الله خامنه‌ای در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و بازداشت شش مستندساز به اتهام همکاری با این رسانه، تعدادی از خانواده‌های کارمندان این رسانه در ایران، مورد تهدید و ارعاب قرار گرفتند.</p>
<p>مدیر سرویس جهانی بی‌بی‌سی در مطلبی که در همان زمان در وبلاگ سردبیران بی‌بی‌سی منتشر شد، تحت فشار گذاشتن خانواده‌های کارمندان این رسانه در ایران را محکوم کرد.</p>
<p>&#8220;پیتر هاروکس&#8221; در مطلب خود نوشت: «ماموران دولت ایران، در ماه های اخیر به بازداشت، بازجویی و ارعاب خویشاوندان کارکنان ایرانی بی بی سی دست زده‌اند و مطلع شده‌ایم که با خویشاوندان و دوستان ۱۰ تن از کارکنان ما در ایران چنین برخوردی صورت گرفته است».</p>
<p>وی سپس با ذکر مواردی از  این تهدیدها، از طرف بی بی سی از دولت ایران خواست تا از اقدامات ماموران خود در این زمینه تبری جوید. مدیر سرویس جهانی بی‌بی‌سی همچنین از دولت بریتانیا و سایر کشورهای جهان درخواست کرد که به هرگونه اقدام لازمی دست بزنند تا مانع اقدامات دولت ایران در راستای تضعیف رسانه‌های آزاد شوند.</p>
<p>سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۹۰ ضمن بازنشر سخنان مدیر سرویس جهانی بی‌بی‌سی در وبسایت خود نوشت: «این نخستین بار نیست که رژیم ایران خانواده‌های روزنامه‌نگاران تبعیدی را برای تحمیل خواست‌های خود بر رسانه‌های خارج از کشور به گروگان می‌گیرد. تنها از سال ١٣٨۴ تا امروز گزارش‌گران بدون مرز بیش از پنجاه مورد تهدید، بازداشت و ارعاب خانواده‌های روزنامه‌نگاران تبعیدی را بازشماری کرده است. بیش از دویست روزنامه‌نگار و وب‌نگار در پی سرکوب اعتراضات مردم به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد مجبور به ترک ایران شده‌اند. این موج خروج همچنان ادامه دارد، بسیاری از روزنامه‌نگاران تبعیدی هم‌اکنون با رسانه‌های مستقل در خارج از کشور همکار می‌کنند، برخی از آن‌ها و خانواده‌ها‌شان از سوی نهادهای امنیتی رژیم تحت فشار و تهدید قرار گرفته‌اند».</p>
<p>میترا شجاعی</p>
<div id="content-header">
<div>
<div>
<div>سپاه خانواده این خبرنگار را گروگان گرفته بود</div>
</div>
</div>
<h1>بازجویی اینترنتی از خبرنگار بی‌بی‌سی در لندن</h1>
</div>
<div id="content-area">
<div id="node-19230">
<div>ایجاد شده در: ۰۲/۰۲/۲۰۱۲ &#8211; ۱۶:۰۵, به روز شده در: ۰۲/۰۲/۲۰۱۲ &#8211; ۲۱:۵۴</div>
<div>
<div>
<div><a title="Blog this on Blogger" rel="nofollow" href="http://www.blogger.com/blog_this.pyra?t&amp;u=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;n=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86&amp;pli=1" target="_blank"></a><a title="Share this on Delicious" rel="nofollow" href="http://del.icio.us/post?url=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Digg this!" rel="nofollow" href="http://digg.com/submit?phase=2&amp;url=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Share this on Facebook" rel="nofollow" href="http://www.facebook.com/share.php?v=4&amp;src=bm&amp;u=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;t=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Share this on FriendFeed" rel="nofollow" href="http://www.friendfeed.com/share?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86&amp;link=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230" target="_blank"></a><a title="Add this to Google Bookmarks" rel="nofollow" href="http://www.google.com/bookmarks/mark?op=add&amp;bkmk=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Post this to MySpace" rel="nofollow" href="http://www.myspace.com/Modules/PostTo/Pages/?u=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;t=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Share this on Sabzlink" rel="nofollow" href="http://www.sabzlink.com/login.php?phase=2&amp;url=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Stumble upon something good? Share it on Stumbleupon" rel="nofollow" href="http://www.stumbleupon.com/submit?url=http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;title=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86" target="_blank"></a><a title="Tweet this!" rel="nofollow" href="http://twitter.com/home?status=%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1+%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86+-+http://www.irangreenvoice.com/article/2012/feb/02/19230&amp;source=shareaholic" target="_blank"></a></div>
</div>
<div>
<div>
<div><img src="http://www.irangreenvoice.com/sites/default/files/imagecache/Index_page_200x133/bbc.jpg" alt="" width="200" height="133" /></div>
</div>
</div>
<p>ماموران اطلاعات سپاه پاسداران ایران، در اقدامی بی‌سابقه با گروگان‌گیری اعضای خانواده یکی از کارمندان تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، به مدت ۴۰ دقیقه در لندن و با استفاده از چت تصویری از این خبرنگار بی‌بی‌سی بازجویی کرده‌اند.</p>
<p>بر اساس گزارش‌های موثق رسیده به ندای سبز آزادی، در روزهای اخیر و در موج بازداشت‌ها در تهران، خواهر یکی از کارمندان تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نیز توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده و در سلول‌های انفرادی بند دو الف زندان اوین نگه داشته شده است. ماموران امنیتی سپاه بعد از فشارهای زیاد به این فرد، از طریق او با خواهرش در لندن تماس گرفته و از او خواسته‌اند با آنها صحبت کند تا خواهرش را آزاد کنند.</p>
<p>بر اساس این گزارش، این خبرنگار بی‌بی‌سی بعد از مشورت با رئیس ارشد بخش فارسی و عدم ممانعت جدی او، از خانه خود در شهر لندن با ماموران امنیتی سپاه به مدت ۴۰ دقیقه چت تصویری کرده است به نحوی که ماموران سپاه این خبرنگار را می‌دیده‌اند اما او فقط صدای آنها را می‌شنیده است.</p>
<p>بعد از این بازجویی، خواهر این خبرنگار از زندان آزاد شده است. او بعد از آزادی به خواهر خود اعلام کرده که در زندان اعترافات دروغین مفصلی درباره ارتباط خود با بی‌بی‌سی فارسی انجام داده که به صورت تلویزیونی ضبط شده است.</p>
<p>بر اساس همین گزارش ماموران امنیتی سپاه در زندان اوین درست قبل از آزاد کردن خواهر این خبرنگار، او را به سلول مرضیه رسولی، خبرنگاری که بیش از دو هفته پیش بازداشت شده، برده‌اند تا خانم رسولی را تشویق کند که او هم به رابطه نداشته خود با بی‌بی‌سی فارسی اعتراف کند.</p>
<p>به این ترتیب به نظر می‌رسد دلیل موج بازداشت‌های اخیر از جمله بازداشت پرستو دوکوهکی، مرضیه رسولی و سهام‌الدین بورقانی کاملاً روشن می‌شود. اطلاعات سپاه قصد دارد در پروژه جدید خود با فشار شدید بر روزنامه‌نگارانی که به دلیل سابقه خود در مطبوعات، ارتباطات دوستانه‌ای با بعضی روزنامه‌نگاران بی‌بی‌سی فارسی دارند از آنها اعتراف بگیرد که با این رسانه در ارتباط کاری بوده‌اند. این در حالی است که تحقیقات ندای سبز آزادی نشان می‌دهد که این افراد علی‌رغم داشتن دوستان قدیمی در بی‌بی‌سی فارسی به هر دلیل در همه این سال‌ها هیچ‌گونه ارتباط کاری با این رسانه نداشته‌اند.</p>
<p><strong><br />
</strong></p>
</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1964/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه مطبوعاتی: روزنامه نگاران بازداشت شده در بند ۲ الف سپاه پاسداران هستند</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1958/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1958/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 11:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1958/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1958/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="parastoomarzie" /></a>پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی، دو روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی، حدود یک هفته است که در بند دو الف زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه ایران اداره می شود در سلول انفرادی هستند. هفته گذشته مامورین به خانه های پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی ریخته اند و آنها را همراه با وسائل و...<a href="http://shabakeh.de/news/1958/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1960" title="parastoomarzie" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2012/01/parastoomarzie1-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی، دو روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی، حدود یک هفته است که در بند دو الف زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه ایران اداره می شود در سلول انفرادی هستند. هفته گذشته مامورین به خانه های پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی ریخته اند و آنها را همراه با وسائل و لپ تاپ هایشان با خود برده اند. علت دستگیری این دو روزنامه نگار مشخص نیست و تنها اتهام های مبهم &#8220;تبلیغ علیه نظام&#8221; و &#8220;اقدام علیه امنیت ملی&#8221; به آنها تفهیم شده است. این روزنامه نگاران تا به حال از داشتن وکیل محروم بوده اند و موفق به ملاقات با خانواده های خود نشده اند. خانواده های آنها هم اطلاع بیشتر از وضعیت آنها ندارند و از صحبت با رسانه ها خودداری می کنند. به نظر می رسد خانواده های این روزنامه نگاران نیز همچون موارد مشابه که پیش از این بارها گزارش شده است، از سوی مقامات امنیتی مجبور به سکوت شده اند.<br />
مرضیه و پرستو تنها روزنامه نگارانی نیستند که در روزهای اخیر دستگیر شده اند. روزنامه نگاران، وب نگاران و فعالان اجتماعی دیگری از جمله سهام الدین بورقانی، فاطمه خردمند، احسان هوشمند، سعید مدنی، فرشاد قربان‌پور، محمد سلیمانی نیا، نسرین نعمت اللهی، پیمان پاک مهر و شهرام منوچهری هم در چند روز گذشته دستگیر شده اند. تعدادی از روزنامه نگاران هم در هفته های اخیر بازجویی و تهدید شده اند. خانواده های برخی خبرنگاران مشغول به کار در رسانه های خارج از کشور از جمله خانواده های خبرنگاران بی بی سی فارسی هم اخیرا <a href="http://www.bbc.co.uk/blogs/theeditors/2011/10/families_of_bbc_staff.html">اذیت و آزار یا بازداشت شده اند.</a> در چند روز اخیر تعدادی از دانشجویان و شهروندان عادی هم مورد بازجویی و ضرب و شتم قرار گرفته اند.<br />
با توجه به موج دستگیری ها و فشارها در هفته ها و ماه های اخیر، به نظر می رسد برخی خبرنگاران و وب نگاران ساکن ایران و دوستان و خانواده های خبرنگاران شبکه های خارجی قربانی سیاست های امنیتی و پیشگیرانه حکومت ایران برای کنترل جریان اطلاع رسانی در مورد انتخابات پیش رو شده اند.<br />
ما از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهیم این روزنامه نگاران را هر چه زودتر آزاد کند. از کلیه نهادهای حقوق بشری و جوامع بین المللی هم می خواهیم این فشارها و ارعاب ها را محکوم کنند، وضعیت روزنامه نگاران دستگیر شده را پیگیری کرده و از دولت ایران بخواهند تا این روزنامه نگاران را هر چه سریع تر آزاد کند.<br />
برای اطلاع بیشتر درباره دستگیری های اخیر و دریافت اطلاعات تماس نزدیکان این روزنامه نگاران زندانی برای مصاحبه می توانید با این ایمیل تماس بگیرید:<a href="mailto:free.parastoo.marzieh@gmail.com">free.parastoo.marzieh@gmail.com</a><br />
جمعی از دوستان پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی<a href="http://parastoomarzieh.blogspot.com/">http://parastoomarzieh.blogspot.com/</a></p>
<p><strong>درباره پرستو دوکوهکی</strong>پرستو دو کوهکی، روزنامه نگار، وبلاگ نویس و فعال حقوق زنان از عصر یکشنبه ۲۵ دی ماه در زندان اوین است. عصر یکشنبه ماموران به خانه او در تهران ریختند و وسایل شخصی او از جمله لپ تاپش را همراه با خودش بردند. پرستو دو کوهکی از سال ۱۳۷۷ با مجله فمینیستی &#8220;زنان&#8221; همکاری می کرد. او همچنین با روزنامه های متعددی از قبیل یاس نو، اقبال، اعتماد ملی و شرق کار کرده است. دوکوهکی یکی از مشهور ترین وبلاگ نویسان زن ایرانی است که سال ها درباره مسائل اجتماعی ایران و خصوصا مسائل زنان می نوشت. وبلاگ او در سال ۱۳۸۴ برنده جایزه بهترین وبلاگ ژورنالیستی دویچه وله شد. او همچنین با گروه های حقوق زنان همکاری هایی داشته و در یکی از کمپین های زنان برای ورود زنان به استادیوم فعالانه حضور داشته است. او در سال ۲۰۰۷ به انگستان رفت و در دانشگاه سواز در رشته مطالعات رسانه دوره کارشناسی ارشد را گذراند. وی پس از فارغ التحصیلی به ایران بازگشت. او پیش از این هم یک بار در ۱۳ اسفند ۱۳۸۵ به اتهام &#8220;اقدام علیه امنیت ملی&#8221; دستگیره شده بود که در ۴ خرداد ۱۳۸۹ از این اتهام در دادگاه تبرئه شد. دوکوهکی در ماه های اخیر با بنیاد شریعتی همکاری می کرد. او بیمار است و با تشخیص پزشک نیاز به مصرف مداوم دارو دارد.<br />
<strong>درباره مرضیه رسولی<br />
</strong>مرضیه رسولی روزنامه نگار حوزه فرهنگ و ادب و یکی از معروف ترین وبلاگ نویس های اجتماعی فارسی از سه شنبه ۲۷ دی ه در زندان اوین است. ماموران به خانه او ریختند و وسائل شخصی او از جمله لپ تاپ او را با خود بردند. هنگامی که ماموران به خانه او ریختند ایمیل او باز بوده و پس از دستگیری از ایمیل او با برخی دوستانش تماس گرفته شده و از قول مرضیه گفته شده که او دستگیر نشده است و خبر دستگیری او شایعه است که این مساله به شدت نگران کننده است. مرضیه سابقه همکاری با خبرگزاری دانشجویان ایران، و روزنامه های متعددی از جمله ایران، شرق و اعتماد را در حوزه ادب و فرهنگ دارد. او درسال ۱۳۸۴ به خاطر مجموعه گزارش های فرهنگی اش در روزنامه شرق، برنده جایزه اول جشنواره مطبوعات وزارت ارشاد شد. در مهر ۱۳۸۹ هنگامی که می خواست برای یک سفر تفریحی از ایران خارج شود در فرودگاه پاسپورتش ضبط و ممنوع الخروج شد. در پیگیری هایش برای پس گرفتن پاسپورت به او گفته شده بود اتهامش جاسوسی است اما چند هفته پیش به او گفته بودند که از او رفع اتهام شده است و می تواند پاسپورت خود را پس بگیرد. مرضیه بارها مورد بازجویی وزارت اطلاعات قرار گرفته است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1958/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرستو فروهر به وزارت اطلاعات فراخوانده شد</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1909/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1909/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Nov 2011 00:50:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1909/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1909/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.iranpressdigest.com/images/resized/images/forohar_200_200.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="forohar" title="" /></a>پرستو فروهر امسال نیز مثل هرسال به ایران رفت تا مراسم بزرگداشت سیزدهمین سالگرد جان باختن پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر را در روز اوّل آذرماه در خانه آن دوجانباخته، واقع در خیابان سعدی شمالی خیابان هدایت کوچه شهید مرادزاده پلاک ٢٢ برگزار کند. آخرین گزارش از تهران حاکی است که پرستو فروهر...<a href="http://shabakeh.de/news/1909/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<div><a rel="jagroupgroup" href="http://www.iranpressdigest.com/images/forohar.jpg"><img src="http://www.iranpressdigest.com/images/resized/images/forohar_200_200.jpg" alt="forohar" /></a></div>
</div>
</div>
<p>پرستو فروهر امسال نیز مثل هرسال به ایران رفت تا مراسم بزرگداشت سیزدهمین سالگرد جان باختن پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر را در روز اوّل آذرماه در خانه آن دوجانباخته، واقع در خیابان سعدی شمالی خیابان هدایت کوچه شهید مرادزاده پلاک ٢٢ برگزار کند.<br />
آخرین گزارش از تهران حاکی است که پرستو فروهر و آقایان خسرو سیف و مهرداد سید عسگری از اعضای حزب ملت ایران به وزارت اطلاعات فراخوانده شدند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1909/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیانیه اعلام موجودیت, اعضای هییت موسس برای تشکیل سندیکای کارگران زن شرکت کیف و کفش زنانه ی مهرانه شوشتر</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1823/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1823/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Aug 2011 14:39:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زحمتکش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1823/</guid>
		<description><![CDATA[کارگران وفعالان جنبش کارگری ایران درود بر شما این بیانه ی اعلام موجودیت هییت موسس برای تشکیل سندیکای کارگران زن شرکت تولیدی کیف وکفش مهرانه شوشتر است. ماکارگران این شرکت تولیدی ازتبعیضی که بواسطه ی زن بودنمان بر ما روا داشته اند همواره در رنج بوده ایم و بر علیه آن مبارزه کرده ایم اما...<a href="http://shabakeh.de/news/1823/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کارگران وفعالان جنبش کارگری ایران درود بر شما<br />
این بیانه ی اعلام موجودیت هییت موسس برای تشکیل سندیکای کارگران زن شرکت تولیدی کیف وکفش مهرانه شوشتر است. ماکارگران این شرکت تولیدی ازتبعیضی که بواسطه ی زن بودنمان بر ما روا داشته اند همواره در رنج بوده ایم و بر علیه آن مبارزه کرده ایم اما این مبارزه به دلیل متشکل نبودن و نداشتن ارتباطات لازم با فعالین کارگری و اورگانها و سازمان های بین المللی کارگری به جایی نرسیده است .ما در حالت مساوی به لحاظ کاری و شغلی نسبت به مردان حقوق بسیار کمتری میگیریم و تازه از اهرم حجاب نیز در محیط کار به عنوان حربه ای برای سرکوب ما کارگران زن استفاده می شود با خود متعهد شده ایم که برای تساوی حقوق و برداشتن تبعیض و رسیدن به اهداف و مطالبات طبقاتی مشترک تلاش کنیم ما در این راه به یاری همه ی کارگر و فعالین کارگری و نهاد های بین اللمللی کارگری نیاز مندیم. امیدواریم روزی برسد که مسئولین محترم کشورمان رعایت حق و حقوق همه ی کارگران به خصوص کارگران زن را بر طبق موازین پذیرفته شده ی کارگری بین المللی سر لوحه ی کار خود قرار دهند.<br />
با تشکر<br />
اعضای هییت موسس برای تشکیل سندیکای کارگران زن شرکت کیف و کفش زنانه ی مهرانه شوشتر‬</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1823/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رئیس مجلس آلمان و عکاسان ایرانی: مریم مجد را آزاد کنید</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1776/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1776/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Jul 2011 13:20:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان و زندان]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1776/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1776/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/07/Maryam-Majd-150x143.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="Maryam-Majd" /></a>نوربرت لامرت، رئیس مجلس آلمان، خواستار آزادی مریم مجد، خبرنگار عکاس ایرانی، و روشن شدن وضعیت او شد. در بیانیه‌ای دیگر ۳۲ عکاس مطبوعاتی ایرانی درخواست آزادی همکار خود مریم مجد را کردند. نوربرت لامرت، رئیس مجلس آلمان، در نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران درخواست کرده است که مریم مجد،...<a href="http://shabakeh.de/news/1776/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/07/Maryam-Majd.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-1777" title="Maryam-Majd" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2011/07/Maryam-Majd-150x143.jpg" alt="" width="150" height="143" /></a></h4>
<h4>نوربرت لامرت، رئیس مجلس آلمان، خواستار آزادی مریم مجد، خبرنگار عکاس ایرانی، و روشن شدن وضعیت او شد. در بیانیه‌ای دیگر ۳۲ عکاس مطبوعاتی ایرانی درخواست آزادی همکار خود مریم مجد را کردند.</h4>
<p>نوربرت لامرت، رئیس مجلس آلمان، در نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران درخواست کرده است که مریم مجد، عکاس خبری و فعال حقوق زنان را که کمی پیش از سفرش به آلمان بازداشت شد، آزاد کنند.</p>
<p>مریم مجد، عکاس خبری ایرانی است که بطور تخصصی در زمینه ورزش زنان فعالیت می‌کند. او قرار بود برای عکاسی از بازی‌های جام جهانی فوتبال زنان در روز ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد) به آلمان سفر کند. اما میزبانان او در آلمان در وقت مقرر اثری از او در فرودگاه آلمان نیافتند و این خبر منتشر شد که او ناپدید شده است. سپس &#8220;اشپیگل آنلاین&#8221; گزارش داد که مریم مجد را پیش از سفر به آلمان در منزل وی بازداشت و به زندان منتقل کرده‌اند. گزارش &#8220;خانه حقوق بشر ایران&#8221; نیز حاکی از آن بود که مریم مجد را پس از بازداشت به زندان اوین برده و در سلول انفرادی بند ۲۰۹ حبس کرده‌اند.</p>
<p><a href="http://www.dw-world.de/popups/popup_lupe/0,,15210123_ind_1,00.html" target="_blank"></a></p>
<p>مریم مجد از مدافعان برابری زنان در عرصه ورزشی بوده و برای ورود آنان به استادیوم‌های فوتبال نیز تلاش می‌کرده است. او همچنین عکاس خبرنگار ماهنامه توقیف‌شده &#8220;زنان&#8221; بود.</p>
<p>در نامه لامرت به لاریجانی که امروز دوشنبه (۴ ژوییه / ۱۳ تیر) در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته، آمده است که دستگیری این خبرنگار هم غیرمنتظره و هم غیرقابل فهم است. لامرت در ادامه می‌نویسد که در آلمان این دستگیری نه تنها به معنای تهاجم علیه آزادی رسانه‌هاست، بلکه به مثابه نقض آشکار حق آزادی و حقوق بشر است که در پیمان‌‌نامه‌های بین‌المللی قید شده و قانون اساسی ایران نیز آن را تضمین کرده است.</p>
<p>رئیس مجلس آلمان در پایان نامه خود می‌نویسد: «از شما مصرانه خواهش می‌کنم کمک کنید تا واقعیت امر روشن شود و خانم مریم مجد هر چه زودتر آزاد گردد.»</p>
<p><strong>بیانیه ۳۲عکاس مطبوعاتی ایرانی</strong></p>
<p><strong><a href="http://www.dw-world.de/popups/popup_lupe/0,,15210123_ind_2,00.html" target="_blank"></a></strong></p>
<p>همچنین امروز دوشنبه (۴ ژوییه / ۱۳ تیر) ۳۲ تن از عکاسان مطبوعاتی سرشناس ایرانی در حمایت از مریم مجد بیانیه‌ای را منتشر کرده و در آن خواستار آزادی هر چه سریع‌تر همکار خود شده‌اند.</p>
<p>این عکاسان پس از اشاره به شرایط ناپدید شدن، بازداشت و زندانی شدن مریم مجد، از «برخوردهای غیرقانونی با برخی فعالان رسانه‌ای» به عنوان «رویه‌ای باسابقه» یاد کرده و آن را علت نگرانی خود در مورد وضعیت مریم مجد دانسته‌اند.</p>
<p>این عکاسان مطبوعاتی که در میان‌شان نام عکاسان بین‌المللی ایرانی چون رضا دقتی نیز دیده می‌شود، در مورد سابقه کار و فعالیت‌های مریم مجد نوشته‌اند: «مریم مجد سال‌ها در مطبوعات مختلف ایران به انعکاس اخبار و اتفاقات خبری از دریچه دوربینش پرداخته است. او یکی از معدود عکاسانی است که همواره تلاش کرده تا ورزش زنان را به عنوان یک موضوع جدی، دنبال و تصویر کند.»</p>
<p>در پایان این بیانیه از انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی کشور درخواست کرده‌اند «به وظیفه صنفی خود عمل کرده و پی‌گیر بازداشت این عکاس – خبرنگار بوده و جامعه عکاسان مطبوعاتی را از این اتفاق آگاه کند».</p>
<p>پیش از این سخنگوی حقوق بشر حزب سبزهای آلمان، مسئول امور حقوق بشر در دولت آلمان، سازمان گزارشگران بدون مرز، اتحادیه روزنامه‌نگاران آلمان، کانون روزنامه‌نگاران آلمان، اتحادیه خبرنگاران ورزشی آلمان و مدیر کمیته برگزاری جام جهانی فوتبال زنان در آلمان خواستار آزادی فوری مریم مجد شده بودند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1776/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تلاش های بین المللی برای آزادی مریم مجد و مهناز محمدی</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1773/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1773/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Jun 2011 00:19:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زنان زندانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1773/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/news/1773/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.ad-hoc-news.de/bilder/ad-hoc-news-iran-deutschland-rog-dju-und-djv-fordern-freilassung-von-iranischer-sportfotografin-nachrichten-451392_145_145.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin: Berlin (ots) - Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an die iranischen Behörden, die Sportfotografin Maryam Majd sofort freizulassen. Die junge Journalistin wurde am 16. Juni, am ..." title="Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin: Berlin (ots) - Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an die iranischen Behörden, die Sportfotografin Maryam Majd sofort freizulassen. Die junge Journalistin wurde am 16. Juni, am ..." /></a>اتحادیه خیرنگاران آلمانی و خبرنگاران بدون مرز خواهان آزادی فوری مریم مجد و مهناز محمدی شدند. متن اطلاعیه آلمانی را در زیر میبینید Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin Berlin (ots) &#8211; Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an...<a href="http://shabakeh.de/news/1773/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اتحادیه خیرنگاران آلمانی و خبرنگاران بدون مرز خواهان آزادی فوری مریم مجد و مهناز محمدی شدند.</p>
<p>متن اطلاعیه آلمانی را در زیر میبینید</p>
<div><a href="http://www.ad-hoc-news.de/nachrichten--/de/Fotostrecke/22250248/0?ms=News"><img title="Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin: Berlin (ots) - Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an die iranischen Behörden, die Sportfotografin Maryam Majd sofort freizulassen. Die junge Journalistin wurde am 16. Juni, am ..." src="http://www.ad-hoc-news.de/bilder/ad-hoc-news-iran-deutschland-rog-dju-und-djv-fordern-freilassung-von-iranischer-sportfotografin-nachrichten-451392_145_145.jpg" alt="Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin: Berlin (ots) - Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an die iranischen Behörden, die Sportfotografin Maryam Majd sofort freizulassen. Die junge Journalistin wurde am 16. Juni, am ..." /></a></p>
<div><a title="Vergrößern" href="http://www.ad-hoc-news.de/nachrichten--/de/Fotostrecke/22250248/0?ms=News"><img src="http://www.ad-hoc-news.de/theme/classic/img/zoom.png" alt="Vergr��ern" width="15" height="15" /></a><small><strong>Iran/Deutschland: ROG, dju und DJV fordern Freilassung von iranischer Sportfotografin</strong></small></div>
</div>
<p>Berlin (ots) &#8211; Reporter ohne Grenzen (ROG), die Deutsche Journalistinnen- und Journalisten-Union (dju) in ver.di und der Deutsche Journalisten-Verband (DJV) appellieren an die iranischen Behörden, die Sportfotografin Maryam Majd sofort freizulassen.</p>
<p>Die junge Journalistin wurde am 16. Juni, am Vorabend ihrer Reise zur Frauenfußball-WM nach Deutschland, im Haus ihres Vaters in Teheran festgenommen. Über die Gründe der Verhaftung ließen die Behörden bisher nichts verlauten. Zur Zeit wird Majd im Teheraner Gefängnis von Evin festgehalten.</p>
<p>&#8220;Sportberichterstattung ist kein Verbrechen. Maryam Majd wollte lediglich die Mannschafen der Frauenfußball-WM in Deutschland fotografieren. Die Behörden müssen die Journalistin umgehend freilassen&#8221;, so ROG, dju und DJV.</p>
<p>Die 25-jährige Majd wollte auf Einladung der ehemaligen deutschen Nationalspielerin Petra Landers nach Deutschland fliegen, um einen Bildband über die Weltmeisterschaft zu erstellen. Alle erforderlichen Dokumente für die Reise hatte die Reporterin vorgelegt. Auch von der FIFA war Majd für die Spiele der WM akkreditiert gewesen. Mit ihren Berichten über Frauensport und ihrem <a href="http://www.ad-hoc-news.de/engagement--/de/Boersenlexikon/16330393"><strong>Engagement</strong></a> für Frauenrechte hat die Journalistin in ihrer Heimat Bekanntheit erlangt.</p>
<p>Mit Maryam Majd sind in der Islamischen Republik derzeit mindestens 25 Journalisten inhaftiert. Damit ist der Iran nach der Volksrepublik China und Eritrea das größte Gefängnis für Medienmitarbeiter weltweit.</p>
<p>Originaltext: Reporter ohne Grenzen e.V. Digitale Pressemappe: http://www.presseportal.de/pm/51548 Pressemappe via RSS : http://www.presseportal.de/rss/pm_51548.rss2</p>
<p>Pressekontakt: ROG	 Anja Viohl Pressereferentin	 Tel.: 030 202 15 10 16	 presse@reporter-ohne-grenzen.de</p>
<p>dju Ulrike Maercks-Franzen Bundesgeschäftsführerin Tel. 030 69 56 23 22 ulrike.maercks-franzen@verdi.de</p>
<p>DJV Saskia Brauer Stellv. Pressesprecherin Tel. 030 72 62 79 20 bra@djv.de</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1773/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دولت آلمان خواهان آزادی فوری مریم مجد شد</title>
		<link>http://shabakeh.de/news/1769/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/news/1769/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Jun 2011 22:21:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی صدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/1769/</guid>
		<description><![CDATA[مریم مجد قرار بود در تهیه یک کتاب درباره فوتبالیست های زن در جهان مشارکت داشته باشد دولت آلمان از بازداشت مریم مجد، روزنامه نگار ورزشی که در حین سفر به این کشور برای پوشش خبری جام جهانی فوتبال زنان بازداشت شد، ابراز خشم کرده است. مارکوس لونینگ، کمیسر حقوق بشر دولت آلمان با انتشار...<a href="http://shabakeh.de/news/1769/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مریم مجد قرار بود در تهیه یک کتاب درباره فوتبالیست های زن در جهان مشارکت داشته باشد</p>
<p><strong>دولت آلمان از بازداشت مریم مجد، روزنامه نگار ورزشی که در حین سفر به این کشور برای پوشش خبری جام جهانی فوتبال زنان بازداشت شد، ابراز خشم کرده است</strong><strong>.</strong></p>
<p>مارکوس لونینگ، کمیسر حقوق بشر دولت آلمان با انتشار بیانیه ای بازداشت خانم مجد را به &#8220;دفاع او از حضور زنان در ورزش و سرکوب فعالان حقوق زنان در ایران&#8221; مرتبط دانست و خواهان آزادی فوری او شد.</p>
<p>مریم مجد که متولد ۱۳۶۵ و یک عکاس مطبوعاتی است، قرار بود ضمن تهیه گزارش از مسابقات جام جهانی فوتبال زنان، با همکاری پترا لندرز، بازیکن سابق تیم ملی زنان آلمان، کتابی درباره زنان فوتبالیست در جهان تهیه کند.</p>
<p>او قرار بود ۲۷ خرداد روانه آلمان شود ولی یک روز قبل از سفر بازداشت شد.</p>
<p>آقای لونینگ گفت: &#8220;تصادفی نیست که خانم مجد که به طورعلنی برای حضور فعال زنان در رخدادهای ورزشی تلاش می کرد، در آستانه سفر از پیش برنامه ریزی شده خود بازداشت شده است.&#8221;</p>
<p>آقای لونینگ همچنین با اشاره به بازداشت مهناز محمدی، فیلم ساز و فعال حقوق زنان و ناپدید شدن مریم بهرام، منصوره بهکیش و زهرا یزدانی در هفته های اخیر، بر آزادی فوری خانم مجد و سایر فعالان زن بازداشت شده، تاکید کرد.</p>
<p>آقای لونینگ ادامه داد: &#8220;این (موضوع) نمونه ناگوار دیگری از ارعاب و سرکوب فعالان حقوق زنان به وسیله حکومت ایران است.&#8221;</p>
<p>مارکوس لونینگ همچنین از حکومت ایران خواست به تعهدات بین المللی خود در قبال حقوق بشر پایبند باشد.</p>
<p>جام جهانی فوتبال از یکشنبه گذشته در آلمان شروع شده و قرار است نه شهر آلمان به مدت سه هفته میزبان این مسابقات باشند.</p>
<p>کانال دو تلویزیون آلمان نیز در روز چهارشنبه گزارشی در مورد دستگیری مریم مجد و ورزش زنان در ایران داشت که در این برنامه با شادی صدر حقوقدان و فعال حقوق زنان و همچنین پترا لندرز بازیکن سابق تبم ملی فوتبال زنان آلمان و میزبان مریم مجد مصاحبه هایی صورت گرفته بود.<br />
شادی صدر در این مصاحبه ضمن ابراز نگرانی از وضعیت مریم مجد به تلاش های او برای طرح میائل مربوط به ورزش زنان اشاره کرد و گفت که او یکی از فعالان کمپین ورود زنان به ورزشگاه ها بوده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/news/1769/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
