<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی &#187; دیدگاه‌ها</title>
	<atom:link href="http://shabakeh.de/category/opinion/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabakeh.de</link>
	<description>تریبون زنان و نوشته های زنان</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Nov 2022 12:37:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>جنگ روایت‌ها، این‌بار به زبان آلمانی/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2453/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2453/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Nov 2022 12:26:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2453/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2453/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/11/FAZ-Reiner-Hermann-300x178.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="تظاهرات مزدوران جمهوری اسلامی در سالگرد اشغال سفارت آمریکا" title="FAZ-Reiner-Hermann" /></a>تلاش این مطلب در این است که بگوید اگر ما بر ضرورت ادامه روابط با ایران، ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایران تاکید می کنیم و موافق نیستیم که جامعه جهانی در کنار سرکوب شدگان بایستد، دلیلش این است که پیروزی ای ممکن نیست و بالعکس بدلیل ترس از ساخت بمب اتمی، بایستی روابط و گفتگویمان با نمایندگان این رژیم را ادامه دهیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/11/FAZ-Reiner-Hermann.jpeg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2461" title="FAZ-Reiner-Hermann" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/11/FAZ-Reiner-Hermann-300x178.jpg" alt="تظاهرات مزدوران جمهوری اسلامی در سالگرد اشغال سفارت آمریکا" width="300" height="178" /></a></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>تاثیرگزاری بر سیاست دول اروپایی برای تنظیم روابطشان با جمهوری اسلامی و قطع مناسبات اقتصادی سیاسی با این نظام جنایتکار یکی از اصلی ترین فعالیت های ایرانیان خارج از کشور در هفته های اخیر بوده است. بدیهی است دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز ساکت ننشسته و با تمام ابزار و آلات خود به مقابله با این تلاش‌ها برخیزد. گفتمانی که جمهوری اسلامی در فضای مجازی دائم دنبال کرده، در تازه ترین مثال، مقاله اخیر فرانکفورتر آلگماینه، سومین روزنامه پرتیراژ آلمان به قلم راینر هرمن، روزنامه‌نگار سرشناس و اسلام شناس آلمانی به شکل خطرناکی جلوه یافته است.</p>
<p>این مطلب به قصد تاثیرگذاری بر سیاست آلمان و همینطور رسانه‌های ملی آن نوشته شده و تیتر آن این است: “ملاها سقوط نمی‌کنند “ و در توضیح تیتر آمده: “کسی که فکر کند رژیم تهران در حال سقوط است، ساده لوح است. این را ممکن است ایرانیان در غربت (حتی در میان ما)  نخواهند بشنوند و از ناظران هوشیار خشمگین شوند. امری که تبعات تهدید آمیزی به همراه دارد. “در این مطلب، که در تداوم یک تلاش هماهنگ است که اخیرا شاهد آن بودیم، روزنامه‌نگاران ایرانی رسانه‌های جریان اصلی آلمان که اخبار انقلاب ۱۴۰۱ را پوشش می‌دهند به عنوان کسانی که مرز بین روزنامه نگاری و اکتیویسم را مخدوش کرده‌اند معرفی شده‌ و کسانی مثل ولی نصر، فرناز فصیحی، نگار مرتضوی و عدنان طباطبایی به عنوان ناظران هوشیار و قربانیان نفرت‌پراکنی معرفی شده‌اند. مطلب به جای بررسی مواضع اینان در در مورد سیاست‌های این رژیم در تمامی سال‌های گذشته، اپوزیسیون را به عنوان انسان‌های خطرناکی که تحمل شنیدن هیچ صدای دیگری را ندارند معرفی کنند.</p>
<p>بخش مهمی از مبارزه امروز ما با جمهوری اسلامی، جنگ روایت‌هاست. لازم است مراقب این تحرکات که در نهایت به انکار انقلاب ۱۴۰۱، خواسته‌های مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و سلب آزادی بیان ما رد خارج از ایران منتهی خواهد شد باشیم. جمهوری اسلامی و عواملش از رگ گردن به ما نزدیک‌تر و همچنان دارای قدرت مالی و امکانات رسانه ای هنگفت هستند. صداهایمان را بلندتر کنیم والا حتی در شبکه‌های اجتماعی نیز همچنان که تا کنون شاهد بوده‌ایم صدایمان را خفه خواهند کرد.</p>
<p>خلاصه‌ای از این مقاله را در ادامه ترجمه کرده‌ام و با توضیحات مختصری می آورم.</p>
<p>&#8220;گفتمان سیاسی در ایران جهتش را گم کرده است. در شرایطی که با یک نگاه درست به ایران از یک سو آزادی خواهی در مردم را می بینی و از سوی دیگر اراده رژیم را برای اینکه اجازه ندهد او را به زیر بکشند (از قدرت جارویش کنند) هر کس به لحاظ اخلاقی خود را به‌حق می‌داند، خود را مجاز می‌داند دیگران را پس زده و آنها را به عنوان مدافعان رژیم معرفی کند. &#8221;</p>
<p>این مقدمه مقاله طولانی فرانکفورتر آلگماینه (FAZ)، سومین روزنامه پرتیراژ آلمان است که در شماره ۸ نوامبر خود و با تصویری از تجمع طرفداران حاکمیت به مناسبت اشغال سفارت امریکا مزین شده است.</p>
<p>این مطلب ضمن اشاره به شجاعت معترضین در به چالش کشیدن جمهوری اسلامی، به عنوان یک سوی ماجرا، سوی دیگر را نیروهای با انگیزه و معتقد دستگاه سرکوب می‌داند که رژیم می‌تواند روی آنها حساب باز کرده و آنها را برای نابودی اعتراضات به خیابان بکشاند.</p>
<p>نویسنده می‌گوید: &#8220;رژیمی که حتی تظاهرات سه میلیونی در سال ۸۸ هم نتوانست آن را به لرزه درآورد. رژیمی که از فرصت نبود یک توافق اتمی، برای ساختن بمب اتم بهره می‌جوید. در چنین شرایطی صحبت از یک انقلاب و یا اصولا موفقیت آن، تنها رمانتیسم و در عین حال ساده لوحانه است. &#8221;</p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/11/shadi2.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2455" title="shadi2" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/11/shadi2-300x300.jpg" alt="" width="300" height="300" /></a></p>
<p>سپس با اشاره ناقصی به هانا آرنت می‌گوید: &#8220;می دانیم که برای انقلاب هم به فعالینی نیاز است که به خیابانها بیایند و هم به انقلابیون حرفه‌ای که بتوانند در هنگام سقوط رژیم خلا قدرت را پرکنند. &#8221; و ادامه می‌دهد: &#8220;این یکی از نقاط ضعف ایرانیان مهاجر است که بر عکس آنچه خمینی در سال ۵۷ کرد، نتوانسته‌اند آلترناتیوی برای این حکومت ایجاد کنند.&#8221;</p>
<p>بعد هم با اشاره به بهار عربی و عدم تکرار آن در ده سال گذشته نتیجه می‌گیرد: &#8220;یک گفتمان سیاسی که این پیچیدگی‌ها را در نظر بگیرد، در جلوی ما نیست. برعکس هر کس که این گفتمان ایجاد شده در خارج از کشور را همراهی نکند و این معادلات قدرت را درنظر بگیرد، به شکل ابلهانه‌ای به دفاع از رژیم متهم شده و با استدلال‌های غیر قابل راستی آزمایی با شدت و حدت علیه او دروغ پراکنی می‌شود. نمونه‌ها چه در امریکا چه در اینجا به یک صورت از کارزار تنفر پراکنی تبعیت می‌کند. در امریکا دو ژورنالیست ایرانی، نگار مرتضوی و فرناز فصیحی، هر دو به عنوان کارشناسان مرجع حول موضوع ایران هستند، اما اکنون در ترس زندگی می کنند. به گفته مرتضوی،  قبلا رژیم به آنها حمله می‌کرد و حالا فعالین در غربت هستند که به آنها حمله می‌کنند. &#8221;</p>
<p>راینر هرمن در ادامه می‌گوید:&#8221; اورشلیم پست و رسانه سعودی العربیه نیز آنها را به عنوان مدافعین رژیم انگ زده و معرفی می‌کنند. این روزنامه‌نگاران تهدید شده‌اند که به علت دفاع &#8220;ناکافی‌شان&#8221; از انقلاب &#8220;هزینه&#8221; خواهند داد.&#8221;</p>
<p>بعد به خبری استناد می‌کند که دروغ بودنش ثابت شده و می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;آنها تهدید به مرگ می‌شوند و اخیرا وقتی &#8220;مرتضوی&#8221; قرار بود در دانشگاه شیکاگو سخنرانی کند، به علت تهدید به بمب گذاری، این برنامه کنسل شد.وضعیت فرناز فصیحی خبرنگار نیویورک تایمز هم فرقی با وی ندارد. در یک مقاله که او همزمان با بررسی فساد در حاکمیت به نقش تحریم‌های امریکایی در وضعیت وخیم اقتصادی اشاره کرده بود، فعالین، یک دادخواست علیه او تنظیم کردند، خانواده‌اش را تهدید کردند و یک تظاهرات مقابل دفتر نیویورک تایمز که پشتیبان همکارشان است، سازمان دادند&#8221;<br />
خوشبختانه همه ما امروز می‌دانیم که تهیدید به بمب‌گذاری برای لغو سخنرانی نگارمرتضوی یک دروغ بوده و کتبا نیز از سوی پلیس رد شد.</p>
<p>نویسنده ادامه می‌دهد:&#8221;مرتضوی معتقد است این حملات علیه او کاملا هماهنگ شده هستند. با این کارها، این ایرانیان دیاسپورا می‌خواهند به گونه‌ای وانمود کنند که در تحولات ایران نقش دارند. از آنجایی که در داخل هیچ نقشی ندارند، در خارج از ایران &#8220;هدف های نرم&#8221; را انتخاب می کنند. و به این ترتیب کافیست تا از توافق اتمی دفاع کنی تا شما را به مدافع رژیم بدل کند.</p>
<p>یکی دیگر از کسانی که در این کارزار تنفرپراکنی هدف قرار پرفته باربارا اسلوین است از اتاق فکر مشاوره آتلانتیک، ولی نصر، رابرت مالی (مشاور ایران دولت امریکا) که بعد از یک توییت در رابطه با اعتراضات مجبور شد به رسانه سعودی ساخته &#8220;ایران اینترنشنال&#8221; مصاحبه بدهد تا دوباره آبرویش را بازگرداند.</p>
<p>این کارزار به آلمان نیز کشیده شده. آنجایی که محمد باقر فروغ ازانستیتوی  لایبنیتز برای مطالعات منظقه و جهان، وقتی او از کاهش اعتراضات حرف زد و ایرانیان خارج از کشور را مسئول ارائه اطلاعات نادرست در مورد تراکم و وضعیت این اعتراضات خواند. &#8221;</p>
<p>نویسنده ضمن اشاراتی گنگ به کامنت‌هایی که در مخالفت با برخی برنامه‌های تلویزیونی یا مطالب روزنامه‌ها شده است، امری که همه ما هر روزه در زیر مصاحبه و مطالبمان به کرات با آن روبرو می‌شویم، ادعا می‌کند که فضای سرکوب هر نظر مخالفی از سوی ایرانیان مخالف رژیم به پیش برده می‌شود.</p>
<p>نویسنده تهدیداتی که مخالفین بطور جدی و با توجه به سابقه جمهوری اسلامی در ترور در خاک اروپا دارد، را اساسا نمیبیند. من دو سال قبل پرونده تهدیداتی که داشتم در همین آلمان به دادستانی ارائه شد و به دلیل منبع قابل اثبات آن یعنی وزارت اطلاعات رژیم، جدی هم گرفته شد. ترور میکونوس نشان می‌دهد که این طرفین توافق هسته ای در کارکشتار و حذف مخالفین خود مهارت دارند. آدم ربایی و اعدام روح الله زم نشان می‌دهد که آنها تا چه حد درمیان ما نفوذ دارند.</p>
<p>نویسنده در پایان دقیقا به جایی می‌رود که منتظرش بودم. یعنی به عدنان طباطبایی می‌رسد و می‌نویسد: &#8220;از همه حادتر در این کشور عدنان طباطبایی و سازمانش کارپو (Carpo) مورد این حملات قرار گرفتند. اینکه او از یک خانواده بانفوذ می‌آید که پدرش از معتمدین خمینی بوده است برای او بدل به یک داغ لعنت شده است. &#8221;</p>
<p>نویسنده سپس ادامه می‌دهد: &#8220;می توان نقدهای به ظاهر روشنفکرانه در مورد تحلیل‌های سیاسی میدانی او را پذیرفت، اما آیا حق دارند که به یک &#8221; مجازات جمعی&#8221; علیه او اقدام کنند؟ آیا این بخشی از گفتمان آنهاست که آدرس او را علنی کنند؟ به دیوار دفترش رنگ بپاشند و یا تصویر با رنگ قرمز ضربدر خورده او را در تظاهرات حمل کنند؟ و این با ژورنالیسم هم تناقض دارد که اطلاعات غلط در مورد او از یک نشریه سراسری (احتمالا منظور نشریه بیلد است که در مورد وی مفصل نوشته است) به شکل کپی- پیست از یک رسانه به دیگری منتقل شود.&#8221;</p>
<p>نویسنده در آخر مدعی می‌شود که برخی همکاران رسانه‌های عمومی در آلمان که ایرانی‌تبار هستند نیز در این کارزار شرکت دارند. آنها مرز بین روزنامه‌نگاری با ارجاع به واقعیات و اکتیویسم که یک دستور کار را دنبال می‌کند، را رعایت نمی‌کنند.آنها باعث تضعیف گفتمان می‌شوند و باعث حذف صداهای بسیاری می‌شوند. این گفتمان تضعیف می‌شود چون بسیاری از صداهایی که حرفهای متعادل‌تری برای گفتن دارند نیز از ترس مورد حمله قرار گرفتن، سکوت می‌کنند. این یعنی درک ما از آنچه در ایران می‌گذرد بهتر نخواهد شد.</p>
<p>به نظر می‌آید این مقاله زمینه به سکوت کشاندن یا محدود کردن خبرنگاران ایرانی- آلمانی است که در رسانه‌های آلمانی به جایگاه معتبری دست یافته و در عین حال در مقابل جنایات این رژیم همیشه صدایشان را بلند کرده و حاضر به &#8220;بی‌طرفی&#8221; نشده‌اند.</p>
<p>این مطلب تهدیدی جدی برای صدای رسا و شفاف ایرانیان مخالف در رسانه‌هاست. تهدیدی جدی برای آزادی عمل روزنامه‌نگارانی که به شیوه فرناز فصیحی و نگار مرتضوی به قربانی‌انگاری دائمی خود از یکسو و از سوی دیگر توجیه سیاست‌های یک دولت کودک‌کش مشغول نیستند، است.</p>
<p>از آنجایی که من سال‌هاست مورد تهدید و تخریب آشکار دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بوده و مورد حملات سیستماتیک سایبری و کمپین دروغ پراکنی آنها بوده و هستم، و اتفاقا یاران سیاسی این افراد نقش جدی در این کارزارها داشته و دارند، از آنجایی که من به دلیل یک توییت نقد به مواضع رومانتیک نگار مرتضوی در مورد وضعیت ایران مورد تهدید او واقع شده و مرا مجبور کردند توییتم را پاک کنم، و نشانه‌های بسیار دیگر در مورد بسیاری از فعالین زن همچون شقایق نوروزی و یا خبرنگار شناخته شده، فرانک عمیدی و بسیاری دیگر که حتی نگران بیان تجربه شان به شکل علنی هستند و از قدرت مالی و نفوذ اینان وحشت دارند، ثابت می‌کند اینان در صدد خفه کردن صدای ما در فضای رسانه‌ای و اینبار در رسانه‌های بین‌المللی هستند،  به نظرم این مطلب بایستی از سوی فعالین در آلمان جدی گرفته شده و به آن بپردازند. از جمله درخواست ازفرانکفورتر آلگماینه برای درج پاسخ به این دروغگویی‌ها و از جمله دروغ لغو سخنرانی نگار مرتضوی در شیکاگو بدلیل تهدید به بمب‌گذاری و ارائه تصویر خشونت بار از ایرانیان مخالف رژیم و یک دست کردن آنها با ترول‌های موجود. پاسخ به تطهیرعدنان طباطبایی که گویی قربانی فعالین خارج از کشور شده بدون اینکه به نقش پدرش در ایجاد و برپایی جمهوری جنایت اشاره شود و نقش خود وی در ارائه تصویر دروغین و متعادل از یک جمهوری جنایتکار در جهان به نقد کشیده شود و تمام امتیازاتی که ناشی از فرزندی چنین پدری است مطرح شود.</p>
<p>۱۰ نوامبر ۲۰۲۲</p>
<p>shadi@6rang.org</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2453/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنگسار در کلاب هاوس/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2440/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2440/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 04 Apr 2022 07:47:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2440/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2440/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/04/shadi-2022-300x225.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="shadi-2022" /></a>بیش از دو سال است که دادگاه حمید نوری در برخی محافل بدل به موضوع جدل و قهرمان و ضدقهرمان‌سازی شده است. اخیرا نیز در اتاقی در کلاب هاوس که برای پخش و «بررسی» شهادت‌ها تشکیل داده می‌شود، دیگربار حملاتی شدید و بی‌بنیاد علیه شادی صدر و من صورت گرفته‌است. این اتاق که ترکیب گردانندگانش...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2440/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/04/shadi-2022.jpeg"><img class="alignnone size-medium wp-image-2446" title="shadi-2022" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/04/shadi-2022-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2022/04/shadi-2022.jpeg"></a>بیش از دو سال است که دادگاه حمید نوری در برخی محافل بدل به موضوع جدل و قهرمان و ضدقهرمان‌سازی شده است. اخیرا نیز در اتاقی در کلاب هاوس که برای پخش و «بررسی» شهادت‌ها تشکیل داده می‌شود، دیگربار حملاتی شدید و بی‌بنیاد علیه شادی صدر و من صورت گرفته‌است. این اتاق که ترکیب گردانندگانش در نتیجه‌ی درگیری‌های شخصی و سیاسی بین خودشان بارها تغییر کرده است، در روز چهارشنبه سوم فروردین طبق روال همیشه به پخش روند دادگاه پرداخت. شادی صدر به دعوت دادستانی سوئد به عنوان شاهد کارشناس حضور یافته بود تا به سوالات درباره تحقیقات عدالت برای ایران درباره کشتار ۶۷ و گورهای جمعی که از مدارک مورد استناد دادگاه در این پرونده است پاسخ دهد.  او همچنین به سوالاتی درباره نظام قضایی جمهوری اسلامی و دادگاههای انقلاب و شکنجه در زندانهای دهه شصت پاسخ داد. این حضور، مرحله مهمی بود در جریان همکاری شادی صدر با دادگاه سوئد در مورد پرونده حمید نوریِ؛ همکاری‌ای که از تماس وی در دسامبر ۲۰۱۹ با پلیس و دادستانی سوئد برای دراختیار گذاشتن سه لیست شاهدان و خانواده‌ها آغاز شد، بسیاری از آنها بعدا توسط دادستانی به دادگاه دعوت شدند و در جایگاه شاهدان و شاکیان این پرونده قرار گرفتند و بدین ترتیب باعث شدیم که این دادگاه از گزند انحصارطلبی و کارشکنی این آقایان برای دخالتگری دیگران،  تا حدود زیادی مصون بماند.</p>
<p>شادی صدر در همان زمان نیز با خانم گیتا هدینگ ویبری تماس گرفته و وی را به عنوان وکیل گروهی از شاکیان وارد پرونده می‌کند. وی طبق شهادت صریحش در دادگاه در فوریه ۲۰۲۰ مورد بازپرسی دادستانی در جلسه ای در لندن قرار می‌گیرد و ساعتها به سوالات دادستانی پاسخ گفته و به توضیح تحقیقات عدالت برای ایران می پردازد. پس از آن نیز در تمام این دو سال از هیچ اقدامی برای تقویت این پرونده و آن هم به‌دور از هیاهو و جنجال های رایج، کوتاهی نمی‌کند. وی مستقلا اقدامات مهمی را در مورد روند این محاکمه به پیش برده و اسناد، فیلم مصاحبه ها و برخی اطلاعات تعیین کننده در مورد قوانین جمهوری اسلامی و بستر سیاسی جامعه ایران هنگام کشتاررا به عنوان کارشناس مستقل، به دادگاه ارائه داده است. شهادت شادی صدر به گواهی ناظران ایرانی و غیرایرانی یکی از موثرترین و مهمترین شهادت های کارشناسی تاکنون ارایه شده بوده است که فایل صوتی آن در <a href="https://www.youtube.com/watch?v=AF_1CTlyX-4">اینجا</a> در دسترس است.<a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_edn1">[۱]</a></p>
<p>با این همه، و برعکس همیشه که در زمانهای استراحت و ناهار شرکت کنندگان به تحلیل شهادت‌های ارائه شده  می‌پرداختند، در آن روز خاص این اتاق کلاب هاوس به جای بررسی محاکمه نوری به محاکمه شادی صدر و من بدل شد. فهرست بلندبالایی از اتهامات سیاسی، مالی و اخلاقی علیه ما از سوی کسانی که خود را به اصطلاح دادخواه دهه شصتی معرفی می‌کردند، مطرح شد که  همه آنها سراسر دروغ و افترا بود.</p>
<p>در این مطلب تنها به دو مورد اصلی این افتراهای بغایت ضد انسانی می‌پردازم.</p>
<p>تاریخ و زندگی و مبارزه سیاسی‌ام به من نشان داده است که حقیقت پشت ابر نمی‌ماند؛ هرچند گاه هنگام فوران هیجانات فوری و جمعی، حقیقت ممکن است تا سالها پشت گرد و غبار ناشی از جنجال‌های مخالفین آن گم شود تا جایی که هیچ تلاشی نتواند برای کسانی که نمی‌خواهند ببینند راهگشا باشد.</p>
<p>من تمام این نکات را فقط برای ثبت در تاریخ می نویسم و اینکه نشان دهم چگونه یک اتاق کلاب هاوس به یک میدان سنگسار مجازی بدل شد.</p>
<p><strong>１. </strong><strong>مورد تبهکارانه حمید اشتری: افترا و جعل فتوشاپی</strong><strong> </strong></p>
<p>حمید اشتری، کسی‌ که پس از ده سال غیبت کبری، با دستگیری حمید نوری دهان باز کرده و به باور من، پس از این دادگاه هم باز به کنج خانه‌اش خواهد خزید یکی از گردانندگان این معرکه افترا و دروغ و فحاشی بود. او درپاسخ به اعتراضی که به تهمت‌پراکنی از سوی وی می شود و در اثبات اینکه اهل اتهام و تهمت زدن نیست و برای هر سخن گوهربارش سندی در آستین دارد، شروع به خواندن یک ای‌میل که ادعا می کند من به شادی صدر فرستادم می‌کند تا به اصطلاح فساد مالی ما را اثبات کند. این متنی است که او خوانده است:</p>
<p>&#8220;شادی اگر احد قنبری درباره هزینه در ترکیه پیله کرد بگو اینویس JFI3-01 که از حساب AKA Bank پرداخت شده به مبلغ صد و بیست و سه هزار یورو، صرف خریداری ساختمان برای پروژه خانه پناهندگان ال جی بی تی شده. سر شهر و لاکیشن اگر پیله کرد بگو در آنتالیا یک ویلاطور خریدیم که پناهنده های ال جی بی تی را بیاوریم یک هفته مانند اردو هم هوا بخورند هم آموزش بدهیم. از پنج اتاق ویلا بنویس سه اتاق برای آسایشگاه بچه هاست و دو اتاق برای کلاسها. زیاد اگر پیله کرد بهش بگو هرری. حسابدار که نباید در کار رییسش دخالت بکند. من بروم سوار هواپیما شوم. این ای میل را پاک بکن. تلفنت را چرا جواب نمی دهی؟&#8221;</p>
<p>منبع حمید اشتری که از آن نامی نمی‌برد، یک کانال یوتیوب دست ساخته نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است که تصویری از این ای‌میل جعلی را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرده است. هرکس اندک سواد اینترنتی داشته باشد یا حتی یک حساب کاربری  جی‌میل داشته باشد با دیدن این تصویر و مقایسه آن با ای میلهای خودش به فتوشاپی بودن آن پی می‌برد. برای خواننده این مطلب، لازم است به منبع این ای‌میل فتوشاپی برگردیم و به گفته‌های کسی استناد کنیم که ولی فقیه حمید اشتری و سایر گردانندگان این اتاق کلاب هاوسی است، یعنی ایرج مصداقی.</p>
<p>مصداقی اخیرا در پاسخ به اینکه چگونه می‌توان ارتش سایبری رژیم و فعالیت‌هایش را شناسایی کرد، در برنامه‌ای در تلویزیون منوتو می‌گوید: &#8220;از نظر من مهمترین موردی که ما می تونیم تشخیص بدیم سره را ازناسره، با توجه به اینکه متخصص هم نیستیم و مردم شناختی هم ندارند، اینه که مادامی که مسئولیت اون کانالی که داره  خبر را پخش می کند مشخص نیست، این مشکوکه، هر کسی می خواد باشه، کانال خبری باشه توییتر باشه که شما ندونید او کیست. و ندونید از کجاست. مهم اینه که بتونید اگر خواستید راستی‌آزمایی بکنید یا شکایت بکنید بدونید از کی بکنید. این چیزی است که می تونه ما رو از افتادن در دام جلوگیری بکنه.&#8221; (دقیقه ۱۰ تا ۱۰ و ۵۵ دقیقه <a href="https://www.manototv.com/episode/14338">این ویدیو</a>)<a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_edn2">[۲]</a></p>
<p>مصداقی در مورد ویدیوهای کانال مجهول‌الهویه منتشر کننده این ایمیل  به نام ارتش فیمینیستی در برنامه مورخ هفتم ژوئن ۲۰۱۸ خود در جعبه فحاشی میهن تی‌وی، در میانه دهها دقیقه تهمت و افترا به من و همکارانم، در مورد این کانال یوتیوب و از جمله ویدیویی که علیه شادی صدر گذاشته اند می‌گوید: &#8220;از نظر من تردیدی نیست که این ویدیو رو وزارت اطلاعات گذاشته است&#8230; تاکید می‌کنم این نوار رو وزارت اطلاعات گذاشته. این از اسمش مشخص است، ارتش فمینیستی ایران، ارتش فمینیستی ایران، اسمش هم معنا داره، ارتش فمینیستی ایران، یعنی دستپخت ارتش سایبری ایران&#8230; ارتش فمینیستی ایران. &#8221; (از دقیقه ۲۸:۳۳ تا  ۲۹:۲۸ <a href="https://www.youtube.com/watch?v=NMb1tn9x3HU&amp;list=PLY_FHgXJnH24wm2mceJXCa1aqYmmLixdq&amp;index=129">این ویدیو</a>)<a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_edn3">[۳]</a></p>
<p>اما دو سال بعد که کم آورده و هنوز نتوانسته است مدرکی برای ادعاهای دو سال گذشته‌اش مبنی بر دزدی و یا دریافت پول از مجاهدین و یا سند ادعایی و دروغین خانه شادی صدر در لندن ارائه دهد به همین &#8220;دستپخت ارتش سایبری&#8221; آویزان می‌شود و با استفاده ازحربه کثیف ارائه اطلاعات هجو و هجوم اطلاعات غلط، برای انحراف افکار مخاطب، متن آن ای میل جعلی فوتوشاپی را به عنوان سند &#8220;دزدی&#8221; ما عینا می خواند. (از دقیقه ۵۲:۵۰ تا ۵۶:۲۰<a href="https://www.youtube.com/watch?v=GCPtd3HXLHw"> این ویدیو</a>)<a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_edn4">[۴]</a></p>
<p>در پایان هم که یادش می‌افتد قبلا خودش این کانال را &#8220;دستپخت ارتش سایبری&#8221; خوانده بود، می‌گوید: &#8220;من سوالم اینه&#8230; ببینید دوستان&#8230; از خودمون سوال کنیم&#8230;. اگر جعلیه و اگر رژیم درست کرده بیاین من خودم در دفاع ازشادی صدر یا ببخشید شادی امین مطلب بنویسم! &#8221;</p>
<p>این تمام مسئولیت اینان نسبت به حیثیت یک فعال سیاسی است. افترای دستگاه اطلاعاتی را روخوانی کنند و قول عذرخواهی در صورت عدم صحت مدرک بدهند. اینها نه در قدرتند و نه ارتش و زرادخانه ای دارند. همین حالا بوی گندشان همه فضا را پر کرده است.</p>
<p>بیهوده نیست که حمید اشتری به پیروی از مولا و مقتدای خود این ای میل را در کلاب هاوس بار دیگر نشخوار می کند. او دیده است که کسی ایرج مصداقی را پاسخگو نکرد. اینها دیده اند که فرهنگ مصونیت، بیش از چهار دهه است که نه فقط برای جنایتکاران حاکم، بلکه در بین این مدعیان عدالت نیز بشدت رایج است و اتفاقا با سقوط ارزش‌ها اینگونه برنامه‌های مدل سیاست لس‌آنجلسی طرفداران بیشتری هم یافته است. ایا واقعا می‌توانست کسی اخلاق سالمی داشته باشد و در آن اتاق بماند و پرسشگری نکند؟</p>
<p>این همه در حالی است که در یک سیستم حقوقی مدرن و انسانی، اصل بر برائت است مگر عکس آن ثابت شود. همان گونه که طی دادگاه حمید نوری می‌بینیم. برای اثبات جنایت یک متهم به جنایاتی در ابعاد کشتار ۶۷ دادستان و پلیس و همه ما و شاهدان و وکلا و بعدا قضات در بررسی و راستی آزمایی اسناد بیش از دو سال است مشغولند. اما اتهام‌زنندگان کلاب‌هاوسی اسناد شان علیه ما را از کانالی که به اعتراف خودشان  &#8220;دستپخت ارتش سایبری&#8221; است بیرون می کشند. این‌دسته که موظفند اسناد پایه‌ی اتهامشان را منتشر، و صحت آن را اثبات کنند، اثبات خلاف آن را بر عهده متهم می‌گذارند. ببینید اگر سیستم حقوقی جهان بر این اساس، یعنی آنچه در جمهوری اسلامی شاهدیم، می گذشت، چطور همه با اتهامات واهی سال‌ها در بند می ماندند. تا جایی که من در نظام‌های حقوقی جهان مدرن و جز جمهوری اسلامی و همپالگی‌هایش دیده‌ام، اثبات جرم بر عهده اتهام‌زننده است. بایستی سند و صحت آن را بتواند ثابت کند. اما اینان که رویه کارشان پیرو رویه کار جمهوری اسلامی و دستگاه امنیتی-اطلاعاتی آن است، شما را جاسوس و دزد و قاتل می‌نامند و شما باید بیایید عکسش را ثابت کنید والا سرنوشت همه قربانیان دادگاههای چند دقیقه ای رژیم در انتظار شماست؛ و چه چیزی نگران‌کننده‌تر از دیدن این جماعت در هیبت مخالفین جمهوری اسلامی. وقتی این‌چنین تکرار چرخه لاجوردی شکنجه شده به لاجوردی شکنجه‌گر را شاهدیم، فقط باید امیدوار باشیم که اینان نیز عمرشان با عمراین نظام به سرآید.</p>
<p>به هر روی پس از قرائت این ایمیل به قول خودشان &#8220;دستپخت ارتش سایبری&#8221; حتی یک نفر از این مدعیان دادخواهی در آن اتاق نمی پرسند منبع این ایمیل کجاست و چگونه به‌دست شما افتاد و چگونه صحت آن را آزمودید؟  این به اصطلاح سند حمید اشتری و صدای او در کلاب هاوس که آن را می خواند، سند خوبی است برای اینکه او را به دلیل افترا طبق قوانین انگلیس، جایی که در آن زندگی می کند و البته زبانش را نمی‌داند، به دادگاه کشانده و او را پاسخگو کنم.</p>
<p><strong>２. </strong><strong>مورد رقت‌انگیز استانداردهای دوگانه، رفوزگی اخلاقی و شکست و استیصال شهلا شفیق </strong><strong> </strong></p>
<p>شهلا شفیق یکی از مدعیان دادخواهی در این اتاق است که ادعا می‌کند دارد با دقت تمام بحث‌ها را دنبال می کند و به همه گوش می‌دهد. پس معنایش این است که اظهار نظر حمید اشتری مبنی بر اینکه ما پول‌های کلانی به جیب زده‌ایم و محتویات «سند»ی را هم که برای این ادعایش ارائه و قرائت کرد -یعنی آن ایمیل جعلی منتسب به من- را شنیده است.</p>
<p>هنوز باورم نمی‌شود که این  شهلا شفیق است که آن بالاست و ساکت است. یاد سال ۲۰۰۶ می‌افتم، حوالی ساعت ۱۱ شب بود که دیدم زیر مقاله‌ای از شهلا شفیق یک نفر علاوه بر اتهاماتی مربوط به زندگی خصوصی‌اش، او را متهم به پول گرفتن از اسراییل کرده بود. حالم بد شد. نویسنده یک فعال چپ بسیار شناخته شده بود. متعجب و برافروخته بودم. فردا صبح بلافاصله به این خانم زنگ زدم و احوالش را جویا شدم. بسیار برآشفته بود. گفت: &#8220;می‌بینی چه وضعیتی شده؟ اینها خطرناکند. اینها ناراحتند چون می‌بینند من در پاریس با این جماعت کاری ندارم و دارم با فرانسوی‌ها کارخودم را می‌کنم. هر چی می خوان می‌گند. خجالت هم نمی‌کشند. کاش جوابش را می‌دادی. &#8221; گفتم: &#8220;فکر کردی بی‌جواب می‌گذارم؟ تا دو صبح داشتم با طرف کامنت نویسی می‌کردم و وادارش کردم حرفش را اگر سندی برایش ندارد پس بگیرد. &#8221; همینجا بگویم من نه آن‌موقع و نه امروز از منابع بودجه خانم شفیق نه اطلاع داشتم و نه دارم. بحث من دفاع از اصل مقابله با افترا و دفاع از حقیقت و مسئولیت ارائه شواهد و اسناد برای ادعاهایمان به ویژه وقتی به حیثیت اجتماعی افراد بر می‌گردد بود. برای همین باور نمی‌کردم که این شفیق همان کسی است که زمانی از طرح یک ادعای بدون سند چنان آشفته شده بود و حالا اینجا که افترا علیه فرد دیگری ست، که اتفاقا دوست سابقش هم هست، برای حقیقت و عدالت تره هم خرد نمی‌کند.</p>
<p>با این مقدمه ببینیم شهلا شفیق که بطور ثابت و هر روزه در این اتاق کلاب هاوس حاضر است، در این روز حالش چگونه است؟ او با هیجان بسیار و در حالی که صدایش از ناراحتی اینکه شادی صدر به‌عنوان شاهد کارشناس در دادگاه نوری حضور یافته می لرزد از رضا معینی نقل قول می آورد که اینها پروژوی هستند. و البته کسی هم نمی گوید که رضا معینی به عنوان حقوق بگیر مادام العمر سازمان گزارشگران بدون مرز خودش از فاندهای ایران و افغانستان  این سازمان ارتزاق می‌کند. و این دو، در عین جانماز آب کشیدن، مدام به نشخوار گفتمان ساخته دستگاه امنیتی یعنی &#8220;پروژه&#8221; و &#8220;بودجه گرفتن&#8221; علیه کسانی که به آنها دشمنی و حسادت و غرض شخصی می ورزند مشغول بوده اند بی آنکه کسی منابع مالی زندگی خودشان را که از همین پروژه هاست مورد سوال قرار دهد.</p>
<p>او میکروفونش را باز کرده و می گوید:&#8221;خوب است این بحث‌های چالشی انجام شود.&#8221; درک شفیق از &#8220;چالشی&#8221; هم تنها تایید فحاشی و اتهامات حاضرین در استیج است. در ادامه به تکرار گفتمان امنیتی‌های جمهوری اسلامی بر می‌گردد. وی برای حمله به ما انگیزه‌خوانی می‌کند و می‌گوید: &#8220;پروژوی یعنی انگیزش اون فعالیت پول است&#8230; من اصلا اون تحقیق ] منظورش جنایت بی‌عقوبت است[ بخش اولش که به دستم رسید رو دیدم حیرت زده شدم.. یعنی یکی از چیزای جدی بودن یکی از دلایل جدی بودن یعنی در یک کار عینیتی وجود نداره یک کارباید مراجع را ذکر کنید. ... " (اشکالات دستوری در اینجا و نقل قول‌های بعدی مربوط به آشفتگی‌های زبانی شهلا شفیق است.) و ادامه می دهد: "یکی از شرایطی که انگیزه‌اش را تدقیق می کنید به همه دوستان توصیه می‌کنیم. نگاه کنید به رفرنس‌ها اشاره کنید. آیا به کارهای قبلیش ارجاع داده یا نه. هرگز عدالت برای ایران این کار را نکرده در هیچ کاریش این کار را نکرده. "</p>
<p>دوباره بشنویم ایشان چه گفت؟ او تاکید کرد: "نگاه کنید به رفرنس ها اشاره کنید. ایا به کارهای قبلیش ارجاع داده یا نه. هرگز عدالت برای ایران این کار را نکرده. در هیچ کاریش این کار را نکرده." بگذارید همینجا پاسخش را بدهم. در هر تحقیق ما در عدالت برای ایران صدها زیر نویس داریم که ارجاع به منابع و ادبیات مورد اشاره ما دارد. البته که شفیق چون هیچکدام از نوشته هایش اساسا مورد ارجاع ما نبوده اسمی ازاو نیست. متاسفیم که بی ربطی‌اش به تحقیقات ما ناراحتش کرده است. اما دروغ می گوید که ما به کارهای دیگران از جمله کتاب مورد اشاره‌اش یعنی کتاب ایرج مصداقی‌ ارجاع نداده ایم و منابع مورد استفاده که اصلا به معنای اهمیت یا پذیرش آنها نیست، را ذکر نکرده‌ایم. در تحقیقات مورد نظر شما یعنی جنایت بی عقوبت، حداقل به ۲۰ کتاب خاطرات زندان تا خاطرات نوری و منتظری و ... ارجاع داده شده است.روزنامه ها و مجلات جداگانه نام برده شده اند، به ۴۹ وب‌سایت اینترنتی و چندین منبع انگلیسی زبان ارجاع داده شده است.در پایین هر صفحه نیز مثل هر تحقیق مستندی به ارجاعات دقیق اشاره شده است و حاصل آن صدها زیرنویس در کل کتاب است که نه درچاپ اول در قطع بزرگ و نه در چاپ دوم، هیچ مطلبی از شفیق نیست و به همین جهت، نامش هم در هیچیک از آثار تحقیقی ما نیست.</p>
<p>پس دروغ می گوید وقتی که می گوید: "من خودم با خانم امین در یک جایی بحث داشتم که دوستانم هم بودند. به خانم امین ایرادم رو دقیق به ایشان گفتم و این گزارش رو نقد کردم از جاهایی که کپی کرده بودند  از کار خود من و خانم امین می‌گفت اشکالی نداره ما حالا می‌گیم. بعدا (اسم) میاریم و همین کار رو کردند در بخش دوم و اسمم رو آوردند و از اول باید می آوردند و بعد در شماره بعد آوردند ولی باز دقیق نیست باید مرجع بدی صفحه به صفحه بدی باید بگین در کجا از کی و چجوری و من می بینم . این کار را با کارهای آقای مصداقی و گزارشهای دیگه در مورد زندان کار کردند هم کرده اند."</p>
<p>خب ایشان اگر دروغگو نیست بگوید در کدام چاپ تحقیق جنایت بی عقوبت یا هر تحقیق دیگر ما اسم ایشان آورده شده؟ چون می‌گوید نام را در چاپ دوم/کتاب دوم آوردند ولی دقیق نیست و صفحاتش از قلم افتاده. اگر کسی غل و غشی درش نباشد به کتابهای عدالت برای ایران که با رفرنس‌هایشان بر روی وب‌سایت ما در دسترس است رجوع می‌کند.  اما اینها که بر روی عدم تحقیق مستقل مخاطب حساب باز کرده‌اند شرم نمی‌کنند. اینها روی سکوت ما هم حساب باز کرده‌اند. تا به حال هم پیش برده‌اند. ولی چرخ دنیای کوچک و تا نوک دماغ شما همیشه به همین منوال نخواهد چرخید!</p>
<p>شفیق مصاحبه‌های عمیق ما با بیش از ۱۲۰ زندانی زن را فاقد فکر و مفهوم می داند. خودستایی و نارسیسم  دارد اینها را از درون متلاشی می‌کند. بعد از شنیدن این فایل رفتم و در اینترنت جستجو کردم ببینم کتاب ایشان که می‌گوید در مورد روایت زندان نوشته و ما از آن “دزدی” کرده ایم چیست؟ کتاب مورد نظر ایشان، یک مقاله ۱۸ صفحه ای است که در سال ۲۰۰۴ در وبسایت بیداران منتشر شده است. این کتاب (!) ۱۸ صفحه ای، بررسی پنج کتاب خاطرات زنان زندانی است (که ما با سه نفر آنها مصاحبه عمیق داشته ایم و هر پنج کتاب خاطرات جزو مطالعه ادبیات تحقیقی ما بوده است) و کتاب پنج مرد زندانی که  در مطالعه ادبیات زندان از سوی ما هم مورد بررسی قرار گرفته‌اند. من با ایشان هیچگاه صحبتی دال بر اینکه عنوان کند ما از حرفهای ایشان کپی پیست کرده‌ایم نداشته ام و او با سواستفاده از سابقه دوستی‌مان دروغ می‌گوید. اگر سرقت ادبی رخ داده ایشان چرا مطلب ساده ای نمی‌نویسد و این نمونه‌ها را برای مخاطب نشان نمی‌دهد؟ و البته برای این کار نزدیک به ۹ سال فرصت داشته است.</p>
<p>شما همیشه این‌قدر دروغگو بودید و من نفهمیده بودم یا از فضایل یا شروط ورود به "فرقه" است؟!</p>
<p><strong> </strong></p>
<p>شفیق دست آخردرادامه تئوری‌بافی‌اش برای کار "پرژوی" می‌گوید:" دومین مطلب اینکه اون مطلب رو نتایجی که ازش می گیرید چیه.  شما می گویید حرفهای ایشون ] شادی صدر [ به نفع دادخواهیه.  این جریان عکس از بالا، نمی دونم گورهای جمعی... می‌دونید در مستند‌سازی حقیقت اندازه گیری شده یعنی در واقع  شما باید بتونید یک چیزی رو دقیقش کنی و  تدقیقش کنید و بتونید ثابتش کنید. اصلا چنین چیزی وجود نداشته. من نمی‌گم چنین چیزی وجود ندارد ولی اینها اونچه رو که به‌عنوان کشف محیرالعقول خودشون می گویند همه نه مستند است و نه... همه فیل هوا کردنه. همه مبالغه‌های پرژوی است. ...</p>
<p>چقدر از حضور پررنگ تحقیقات عدالت برای ایران از جمله درباره گورهای جمعی در پرونده نوری آشفته و خانه خراب شده‌اید که کارتان به نفی وجود گورهای جمعی و جنایات جمهوری اسلامی رسیده؟ چرا زحمت نمی‌کشید حرفهایتان را در یک بستر تحقیقی ارائه دهید؟ این جیغ زدن‌های مضحک شما با فریادهای لمپنانه دوستانتان خدمت به کدام دادخواهی است؟ کدام مادر، پدر و یا خواهر و فرزندی که دادخواه است با شنیدن حرف‌های شما لبخند بر لبش می‌آید؟ کدام انسان منصفی می‌تواند چنین بی‌حرمتی به شهادت خانواده‌ها در مورد مزارهای عزیزان‌شان را تحمل کند؟<br />
او همچون کسی که اختیار از کف داده، ادامه می‌دهد:" کسی نمی‌خواهد کسی را متهم کند... بنابر این خواهش می کنم.... اینکه بیاییم  ایشون چرا امروز به‌عنوان کارشناس در این دادگاه حضور پیدا می کند خود داستانی است پر از آب چشم. ولی این یک ماجرایی است که ما باهاش روبروییم."</p>
<p>البته به فاصله چند دقیقه پس از این اظهارات سخیف،  شادی صدر صریح و ساده جریان همکاری اش با دادستانی و ارائه اسناد برای پرونده را ذکر می کند و دهان اینها در این مورد بسته می‌ماند. اما من می‌توانم تصور کنم که چه شوکی به اینها وارد شده وقتی اسم شادی صدر را در میان شهود کارشناس دادستانی دیدند. آب چشم که سهل است، خون دلها خوردند.</p>
<p>شفیق به عنوان یک زن بالای شصت و اندی ساله، به شادی صدر که دو نسل از وی جوانتر است روا ندارد که به عنوان شاهد کارشناس در این پرونده ورود کرده باشد. و این را علنا با لرزش صدا و عصبیت کم نظیرش نشان می‌دهد. سقوط  اینان از مرزهای انسانی بسیار تاسف آور است و خوشحالم که می‌بینم در عرصه سیاست امروز ایران هیچ نقشی ندارند.</p>
<p>...و جای رضا دانشور چقدر خالیست. او مناسبات فرقه‌ای را می‌شناخت. به رابطه مرید و مرادی واقف بود و بشدت به آن نقد داشت، جای رضای دانشور خالی‌ست تا شاید اگر نور امیدی ببیند، به او نهیب زند و بگوید:" شهلا تو چرا؟" و بلافاصله دریابد که دیگر خیلی دیر شده است....</p>
<p><strong>چرا سنگسار می کنند؟</strong></p>
<p>تمام این فعالیت‌های پیش‌برنده و یاری‌رساننده به جریان عدالت‌جویی در دادگاه حمید نوری برای عده‌ای به معنای مصادره دادخواهی است. برای این فرقه پرهیاهو، دادخواهی امری انحصاری و ملک طلق دارودسته خودشان است. اگر کسی برای دادخواهی تلاش می‌کند، باید با اجازه از اینان باشد والا جزو دشمنان رده‌بندی می‌شود. من با وجود اینکه فایل آن اتاق را با فاصله چند روز گوش کردم، اما گاه می‌ترسیدم. عینا مانند دادگاه‌های تفتیش عقاید بود. اگر باورش برایتان سخت است، خودتان این سند بضاعت این جماعت را بیابید و به آن گوش کنید. همه نشسته‌اند تا برای طناب‌هایشان گردنی بیابند. به رفتارهای هم هیچ نقدی ندارند. همه در هیجان فحاشی دهان‌شان کف کرده و از هم سبقت می‌گیرند. اعتراضات چندین نفر در کامنت‌ها و سخنان تعداد اندکی روی استیج نه تنها به جایی نمی‌رسد، بلکه افراد معترض به روند بی‌اخلاقی حاکم در اتاق، به‌شدت در فضای ارعاب قرار داده می‌شوند. خانم محمدی و صدیقه پورمحسن عزیز خطر کرده و هرکدام به نوع خود از اصل مستند حرف زدن و عدم انحصارطلبی دفاع می‌نمایند. چنان چه خانم پورمحسن به‌درستی نکته‌ای حیاتی را برجسته کرده و می‌گوید: "<strong>حواسمان باشد که دادخواهی متعلق به هیچکس نیست و حتی متعلق به خانواده‌ها. دادخواهی متعلق به همه است.</strong> " اما او هم که برادرش به دست جمهوری جنایت و در دهه شصت اعدام شده است، نادیده گرفته می‌شود و سخنش بی‌واکنش می‌ماند.</p>
<p>مهم است که به این مساله بپردازیم که چطور آسیب‌دیدگان یک فاجعه تاریخی یا کسانی که تصور می‌کنند تحولات تاریخی دوره آنها مانع از خوشبختی و موفقیت‌های عظیم در زندگی‌شان شده می توانند بدل به دیکتاتورهای کوچکی شوند که رفتار و کرداری مشابه سرکوبگران خود داشته باشند؟ بدتر از همه اینکه چطور در گیرودار حس عقب‌ماندگی و شکست می‌توانند به رفتارهایی مشابه سرکوبگران، بازجویان، شکنجه‌گران و زندانبانان خود متوسل شده و در دشمن‌پنداری اختلال گونه خود تا آنجا پیش بروند که علنا هر کس که با فرقه آنها نیست، دشمن خوانده و مانع مسیر خود بدانند و برای حذف آنها، با پیروی از اصل "هدف وسیله را توجیه می‌کند" به روش‌هایی که خود زمانی از قربانیان آن بوده‌اند، دست بزنند. آنها بر کارآمدی این روش واقفند. دستگاه امنیتی سال‌هاست این روش‌ها را علیه ما به طرز موفقیت‌آمیزی با کمک عناصر اینچنینی به کار برده است.</p>
<p>به باور من علت چنین رفتاری را باید در عدم موفقیت این جامعه کوچک در مبارزاتی که برایش هزینه داده است بازبینی کرد. این بدان معنی نیست که همه شکست خوردگان از انسانیت تهی می شوند، خیر. اما اگر تحلیل دقیقی از دلایل شکست و شناخت توانایی یا ضعف هایمان نداشته باشیم، نتیجه همین کینه‌ورزی‌های مخرب است. با این استدلال که اگر اینها نبودند، ما فکرهایمان را بیشتر چاپ می‌کردیم... اگر اینها نبودند، مسیر دادخواهی‌ ما خیلی ساده تر بود ...اگر اینها نبودند، ما فیل هوا می‌کردیم...</p>
<p>آشفتگی در بیان، تناقض گویی در استدلال، استاندارد دوگانه، دروغ، دروغ ، دروغ، دروغ و خلاصه کینه‌ای خانمان‌برانداز در وجود اینان هست که درمانش بس دشوار است. آری اینها تمام مختصات یک فرقه را دارا هستند. هیچ گفت‌و‌گویی برای اینان نجات بخش نیست. اینها آرزو می کردند می‌توانستند ما را در بند کنند. آنها در نهان و در محافل فرقه‌شان آرزو می‌کنند کاش "ایرج" می‌توانست با یک دستور حمید اشتری را برای دستگیری ما روانه کند و شهلا شفیق به عنوان سردبیر "کیهان مدرن" پرونده سازی را تکمیل کرده و تیتر بزند" شادی امین به اتهام دریافت کمک مالی از نهادهای غیر ایرانی و بی‌احترامی به مقام معظم رهبری (بخوان مصداقی) دستگیر شد، تعقیب و پیگیری برای یافتن باقی اعضای شبکه‌شان ادامه دارد" و روز بعد تیتر بزند: "شادی صدر به اتهام اقدام خودسرانه در تحقیقاتش و تبلیغ استقلال و نفی اطاعت از مقام معظم رهبری دستگیر شد".<br />
چقدر خوب که اینان فاقد غل و زنجیر و زندان هستند. در یک اتاق کلاب هاوس و با یک میکروفون ساده با حضور کمتر از چند صد نفر خودشان متهم کردند، محاکمه کردند و فقط برای مجازات هنوز دهانشان کف می کند و آرام ندارند. آنها، خلاف همه ادعاهای فمینیست یا حقوق بشری بودن، همچون جمهوری اسلامی، با توسل به تابوهای اجتماعی، با توسل به موقعیت وخیم اقتصادی جامعه، و با حمله به دو زن مستقل، دخالت درمناسبات بین آنها، توسل به دروغ و تهمت در مورد انگیزه آنها برای فعالیت، به "ناانسان‌سازی" ما دست می‌زنند تا ما را از صحنه بیرون کنند. غافل از اینکه ما اصلا در صحنه ناسالم و کثیف شما حضور نداریم. من و شادی صدر نه تنها هنوز زنده هستیم بلکه از کار و فعالیت باز نایستاده و نخواهیم ایستاد. عرصه ما جای دیگری است و تا کنون هم سعی کرده ایم درگیر لاطائلات شما نشویم. اما این‌بار به دلیل سو استفاده‌تان از اتاقی به نام دادخواهی، دوستان زیادی به من پیام داده و خواهان پاسخگو کردن شما شدند؛ این نوشته ادای دینی بود به تاریخ و کسانی که این شیوه های به غایت ضد انسانی شما به روح و روان آنها آسیب زده است و در اینده خواهد زد.</p>
<p>---------</p>
<p>زیرنویس‌ها:</p>
<hr size="1" /><a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_ednref1">[۱]</a> <a href="https://www.youtube.com/watch?v=AF_1CTlyX-4">(۲) دادگاه حمید نوری ۷۶ &#8211; YouTube</a></p>
<p><a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_ednref2">[2]</a> <a href="https://www.manototv.com/episode/143">https://www.manototv.com/episode/143</a>38</p>
<p><a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_ednref3">[3]</a> <a href="https://www.youtube.com/watch?v=NMb1tn9x3HU&amp;list=PLY_FHgXJnH24wm2mceJXCa1aqYmmLixdq&amp;index=127">https://www.youtube.com/watch?v=NMb1tn9x3HU&amp;list=PLY_FHgXJnH24wm2mceJXCa1aqYmmLixdq&amp;index=127</a></p>
<p><a href="file:///T:/Shadi's%20tresor/Takhrib/%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%20%D9%88%D8%B1%DA%98%D9%86%20%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C.docx#_ednref4">[4]</a> <a href="https://www.youtube.com/watch?v=GCPtd3HXLHw">https://www.youtube.com/watch?v=GCPtd3HXLHw</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2440/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درمان کمر شکسته‌ی اعتماد (پیرامون وقایع کنفرانس زنان در استکهلم)، سعیده سعادت</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2424/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2424/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Oct 2018 20:23:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد پژوهش ها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2424/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2424/"><img align="right" hspace="5" width="150" height="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/saeedeh1-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="saeedeh" /></a>واقعیت اسف‌بار این است که بخش بزرگ بدی‌ها را کسانی مرتکب می‌شوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمی‌گیرند، آن‌ها توانایی اندیشیدن ندارند.(هانا آرنت؛ تفکر و ملاحظات اخلاقی) *** سمینارها و کنفرانس‌های زنان ایرانی در تبعید در سه دهه‌ی اخیر یکی از مهم‌ترین و مداوم‌ترین مراکز گردهم‌آیی زنان فعال و متفکر  جنبش...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2424/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/saeedeh1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-2426" title="saeedeh" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/saeedeh1-300x227.jpg" alt="" width="300" height="227" /></a></p>
<p><em>واقعیت اسف‌بار این است که بخش بزرگ بدی‌ها را کسانی مرتکب می‌شوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمی‌گیرند، آن‌ها توانایی اندیشیدن ندارند.</em><em>(هانا آرنت؛ تفکر و ملاحظات اخلاقی)<br />
***</em></p>
<p>سمینارها و کنفرانس‌های زنان ایرانی در تبعید در سه دهه‌ی اخیر یکی از مهم‌ترین و مداوم‌ترین مراکز گردهم‌آیی زنان فعال و متفکر  جنبش زنان ایرانی در تبعید بوده‌اند. این سمینارها به مدت سه دهه‌ی متداوم محلی بوده‌اند برای تبادل نظر، تازه کردن دیدارها، پیدا کردن دوستان و هم‌فکران جدید و عمق دادن به دوستی‌های چند ده ساله. اتفاقات کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ۲۰۱۸ موجب به وجود آمدن شکافی جدی میان بخشی از فعالان این سمینارها و بحرانی جدی در این نشست‌ها گشته است. چرا که در این کنفرانس به طور غیر قابل باوری دیالوگ جای خود را به تک زبانی و بی صبری، تفکر به پرخاش‌گری، هم‌کاری به دسته‌بندی کردن، دوستی به دشمنی و مقابله علیه هتاکان به حمایت و حفظ آنان داد. بحران‌ها ضربه زننده و نیرو برنده هستند اما به خودی خود موضوعی منفی نیستند، چرا که آن‌ها اکثرن تنها نشانی از وجود مشکلاتی هستند که ازدیر زمان وجود داشته‌اند، اما به دلایل مختلف جدی گرفته نشده‌اند و عمق و وسعت یافته‌اند. حضور بحران، به دلیل انرژی‌ای که در آن نهفته است، بهترین امکان را به انسان‌های درگیر آن می‌دهد که مشکلات را جدی بگیرند و برای‌شان راه حل‌های ریشه‌ای پیدا کنند. وگرنه انرژی‌ها تحلیل می‌روند و با جدی نگرفتن و یا سطحی حل کردن مشکلات، به زودی بحران‌هایی دیگر با شدتی بیش‌تر سر بلند می‌کنند. به همین دلیل اگر بحران کنونی سمینارهای زنان جدی گرفته نشود، حتا چنان‌چه جو سمینارهای آتی در کوتاه مدت مجددن آرام‌تر شود، خطر آن است که دو باره در فضایی دیگر، مکانیزم‌های ضربه زننده‌ی مشابه کنفرانس ۲۰۱۸، سر بر آورند و مشکلات بحران‌ساز عمیق‌تری را سبب شوند و به جنبش زنان لطمه‌های جدی‌تری وارد کنند.</p>
<p>به نظر من راه حل از بین بردن شکاف کنونی، ترمیم اعتماد شکسته شده‌ی به یک‌دیگر و حفظ و تداوم هم‌رزمی و هم‌کاری، آن هم نه تنها در چهارچوب این سمینارها بل‌که فرای آن، از طرفی برخورد فعال و انتقادی به اتفاقاتی را که در کنفرانس بنیاد ۲۰۱۸ افتاد می‌طلبد و از طرف دیگر جلوگیری از جو تشنج و خشونت می‌باشد که از طریق نشان دادن کارت قرمز به هر گونه برخورد خشونت‌آمیز و توهین کننده، نقد به خود، راه اندازی دیالوگ و نقد صلح‌آمیز و بدون خشونت به دگراندیشان و به خصوص کسانی که در این ماجرا در صف ما قرار نداشتند، ممکن می‌باشد. حتا چنان‌چه به نظر ما برخوردهای اینان شروع و یا عامل ادامه‌ی ظهور بحران بوده باشد.</p>
<p>من در این نوشته سعی می‌کنم با حفظ چنین روحیه‌ای مشاهدات و نظرات خودم از مشکلات بحران‌ساز کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان سال ۲۰۱۸ را ارایه دهم.</p>
<p>۱- بر طبق  توضیح بنیاد، خانم شادی امین زمانی که متوجه می‌شود که خانم قزلو به عنوان یکی از سخن‌رانان بنیاد انتخاب شده است، از طرق مختلف سعی می‌کند در وحله‌ی اول بنیاد را قانع کند که تصمیمش را پس بگیرد و زمانی که می‌بیند بنیاد حاضر به پس گرفتن تصمیمش نیست، سعی می‌کند با هم کاری با خانم شادی صدراز طریق تماس گرفتن با سخن‌رانان سوئدی و جمع‌آوری امضای فعالان زن در اعتراض به انتخاب خانم قزلو، بنیاد را زیر فشار بگذارد که تصمیمش را عوض کند. کمیته‌ی بنیاد علی‌رغم گرایشش به کنار گذاشتن خانم قزلو، این اقدام را در ابتدا غیر عملی ارزیابی می‌کند و زمانی که شادی امین از خواسته‌اش کوتاه نمی‌آید، رفتار او را زورگویی و غیر دمکراتیک تحلیل می‌کند و تصمیم می‌گیرد در مقابلش بایستد و به هر شکل شده سمینار را همان طور که برنامه ریزی شده بود، به پیش ببرد. من یکی از کسانی بودم که تا حدود یک هفته‌ی قبل از سمینار از موضوع این اختلاف‌ها، تماس‌های گرفته شده، نامه‌ی نوشته شده و امضاهای جمع‌آوری شده بی اطلاع بودم. هم‌چنین به کسانی تعلق داشتم که نوشتن این نامه و امضا کردن زیر آن را حق مدنی خانم امین و دوستان امضا کننده می‌دانستم و به آن احترام می‌گذاشتم، اما این حرکت را شخصن قبول نداشتم و برای حل مشکل پیش آمده کمک کننده نمی‌دانستم. امید من این بود که در کنفرانس بتوانیم با احترام به تفاوت‌های‌مان راجع به روش‌های درونی اعتراضات‌مان صحبت کنیم و راه‌های جدیدی برای رفع چنین مشکلاتی بیابیم. اما روندی که این کنفرانس به خود گرفت و به خصوص برخوردهای بعضن به شدت منفی دوستان بنیاد به شادی امین و هم‌چنین توضیحاتی که خانم قزلو در مورد نحوه‌ی انتشار نامه‌ی‌شان از طریق آقای آرشام پارسی‌ دادند، از من امکان بحث و تبادل نظر منتقدانه بر روی این تاکتیک را گرفت. چرا که بحث و دیالوگ نیازمند به فضایی است که در آن تفکر، سوال، طرح نظر خود و گوش دادن به نظر مقابل امکان‌پذیر است. این فضا تنها زمانی به وجود می‌آمد که تک تک ما شرکت کننده‌گان و به خصوص سازمان دهنده‌گان سمینار بنیاد مطلقیت صحت نظر خود و دوستان هم‌راه‌مان را زیر سوال می‌بردیم و علیه جو پرخاش و علیه همه‌ی اشکال بی حرمتی و رفتارهای خشونت‌آمیز و توهین کننده موضع‌گیری می‌کردیم. آن‌چه اما در این سمینار جای خودش را به نقد سازنده، دیالوگ و تبادل نظر داده بود بی حوصله‌گی، بی مهری و ناسازگاری، برخوردهای تلافی‌جویانه و افشاگرانه، دسته‌بندی کردن‌ها واز همه بدتر سکوت و حتا توجیح دوستان کنفرانس بنیاد و بسیاری از فعالان منفرد در مقابل این نفرت پراکنی‌ها و خشم‌های بیرون ریخته شده بود.</p>
<p>۲- ماجرای «هم‌کاری» خانم قزلو با آقای آرشام پارسی‌ در خشونت سایبری:</p>
<p>خانم قزلو نامه‌ای را به آقای پارسی‌ می‌دهد که در آن، از زبان فردی سوم ناشناس، اتهاماتی سنگین به خانم امین وارد می‌شود. این نامه در جریان خشونت سایبری آقای آرشام پارسی‌ علیه خانم امین به طوری درازمدت مورد استفاده قرار می‌گیرد. خانم قزلو بر اساس نوشته‌های بنیاد پژوهش‌ها در ابتدا هم‌کاری خودشان با آقای پارسی‌ در این خشونت سایبری را انکار می‌کنند. اما مدتی بعد در نوشته‌شان به نقش داشتن در خشونت سایبری اعتراف می‌کنند و می‌گویند که ایشان در این جریان بی تقصیر بوده‌اند. خانم قزلو در توضیح بی تقصیر بودن‌شان نامه‌ی مذکور و اتهامات سنگینی که در آن به خانم امین وارد شده است را به چاقویی تشبیه می‌کنند که ایشان به دست آقای پارسی‌ داده‌اند، بدون این که بدانند وی با این چاقو به جان خانم امین می‌افتد. خانم قزلو با این توضیح نشان می‌دهند که نه دارای علاقه و نه دارای توانایی برای به عهده گرفتن مسوولیت کاری که کرده‌اند، می‌باشند. چاقو شی‌ای است زخم زننده و کشنده که نباید هیچ زمانی بدون دلیل و بدون اطمینان از درستی استفاده از آن، از دستی به دست دیگری داده شود. به خصوص زمانی که چاقوی ما روی ضربه‌اش سمت فرد مشخصی است و فردی که ما چاقو را به دستش می‌دهیم با بیان خشونت‌آمیز و با مشت و لگد مجازی به جان این فرد افتاده است. ایشان یا می‌بایستی در این فضای خشونت چنین شی ضربه زننده‌ای را به دست خشونت‌گر نمی‌دادند، که این کار را کردند، یا می‌بایستی حداقل قبل و بعد از دادن این چاقو به دست آقای آرشام پارسی‌ با او عهد می‌کردند، از آن در مناسبات خشونت استفاده نکنند، که این کار را نکردند. اما چنان‌چه ایشان ناآگاهانه و از سر بی دقتی این اقدام را کرده باشند، می‌بایستی، هر چه قدر هم که با خانم امین اختلاف داشتند، رسمن از او به عنوان فردی که به این گونه از ایشان و مشاورین‌شان زخم خورده‌اند، معذرت خواهی کنند و در مقابل سو استفاده‌های بعدی از این نامه بایستند. اما خانم قزلو بر عکس عمل کردند و در ادامه خودشان نه تنها در کنار بل‌که در صف اول ضرب زننده‌گان جدید قرار گرفتند. این برخورد نشان می‌دهد که خانم  قزلو اگر هم ناآگاهانه اقدامی‌کرده باشند، کاملن آگاهانه مسوولیت این اقدام خشونت‌ساز، دادن ابزاری کشنده به دست کسی که توانایی کشتن دارد، و نتایج آن، ضرب خوردن طولانی مدت خانم امین، را به عهده نگرفتند.</p>
<ol>
<li>۳- اما مشکل تنها این نبود و نیست که خانم قزلو قدرت مسوولیت پذیری ندارند، بل‌که چرا بنیاد مسوولیت این اتفاق را به عهده نگرفت و تا حل شدن اتهامات وارده دعوت ایشان برای سخن‌رانی را معلق نکرد. به خصوص زمانی که تناقضات اعترافات خانم قزلو، در ابتدا گفتن هم‌کاری نداشتن در خشونت سایبری و بعد از آن اعتراف به دادن نامه، بیرون آمد. حتا طرح موضوع چاقو و ضربه و عدم توانایی انتقاد به خود باعث تغییر تصمیم بنیاد نشد. و این سئوال هم چنان معلق و بدون جواب مانده است که چرا بنیاد علیرغم آگاهی به این موضوعات و علیرغم تمام پیشنهاداتی که دوستان مختلف در طی کنفرانس به وی کردند تا این حد منفعل و دفاعی عمل کرد و نه متعهد و فعال در ساختن فضائی سازنده و جمعی. (۱)</li>
</ol>
<p>۴- روزهای دشوار قبل از سمینار:</p>
<p>روزهای قبل از سمینار من بیش از همه با دوستانی بحث می‌کردم که نامه اعتراضی شادی صدر و شادی امین را امضا کرده بودند. همان‌طور که در بالا نوشتم، من علی‌رغم این که حق دوستان می‌دانستم که این گونه اعتراض‌شان را به گوش سازمان دهنده‌گان سمینار برسانند، مخالف این تاکتیک بودم و در بحث‌هایم این اقدام دوستان امضا کننده را به بحث و نقد می‌کشیدم. تا این که فیلم های ویدئویی آقای ایرج مصداقی، که عملش پخش بذر نفرت و خشم علیه  شادی‌ها و نابود کردن و منزوی کردن آن‌ها در جنبش زنان بود و هست و فیلم‌های مشابهی را دیدم که در ارتش فمینیستی از طرف جمهوری اسلامی علیه شادی امین انتشار یافته بودند. با دیدن این فیلم‌ها من با این انتظار به جلسه‌ی جمعه رفتم که همه‌ی مسوولان و فعالان و شرکت کننده‌گان، با تمام انتقادات‌شان به شادی امین و صدر در مقابل این ویدئو‌های نفرت پراکن و نابودساز موضع می‌گیرند و نه تنها از دوست و هم‌رزم تا دیروزشان بل‌که از یک زن و از پرنسیب دیالوگ و انتقاد و نه نفرت پراکنی، انزوا و نابودی دفاع می‌کنند. چرا که تا قبل از این سمینار اگر هم گه‌گاهی روش‌های ما در مقابل اشتباهات دیگران روش‌هایی خشن بودند اما نابود کننده نبودند. و به خصوص روش‌های نابود کننده کم‌تر توجیه می‌شدند و مورد دفاع قرار می‌گرفتند. اما انتظار من بی نتیجه ماند. دوستانی که تا دیروز روی داشتن روحیه‌ی هم‌یاری و فعال‌شان زمانی که زنی و به ویژه دوستی مورد حمله و نابودی قرار می‌گیرد قسم می‌خوردم، چنان از اقدامات شادی‌ها برای کنار گذاشتن خانم قزلو، از امضا جمع کردن‌های آن‌ها و به خصوص بدون این‌که منبع خبر را ذکر کنند، می‌گفتند که شنیده‌اند برنامه‌ی شادی‌ها به هم ریختن جلسه است، خشم‌گین بودند که نه تنها کاری علیه این جو مسموم و نابود کننده نمی‌کردند بل‌که بعضن خودشان با صدای بلند به فحش دادن به آن‌ها و دیگر امضا کننده‌گان و به خصوصی کردن و توجیه کردن صحبت‌های ویدئویی نابود کننده و نفرت پراکن آقای مصداقی می‌پرداختند.</p>
<p>۵- روزهای سمینار</p>
<p>در دو روز اول سمینار بحث‌های داخل سالن به آرامش برگزار شدند، اما جو بسیار ملتهب بود. تا در سالن بحث یا برنامه‌ی هنری باز می‌شد، گروه‌های بحث و جدل، بعضن با برخوردهای دشمنانه و هتاکانه، به سرعت شکل می‌گرفتند. کلماتی چون کثافت‌ها ، کثافت بازی، آشغال‌ها، آشغال بازی، احمق‌ها، احمقانه، بی خود کردند، نشان‌تان می‌دهم، به درک، بروند و گم بشوند و غیره با صدای بلند و نیمه بلند بگوش می‌خورد، که روی اصلی‌شان به امضا کننده‌گان و سازمان دهنده‌گان این اعتراض بودند. بدبختی آن جا بود که اگر چه تمام این برخوردها در چهارچوب سمینار بنیاد انجام می‌گرفت، اما عمل‌کرد بنیاد، کمیته‌ی محلی و هم رزمان‌شان و یا ده‌ها زن فعالی که سال‌ها در کنار هم بحث و مبارزه کرده بودند، این نبود جلوی این بددهنی‌ها و برخوردهای دشمنانه و هتاکانه را بگیرند. و بگویند بس است. توهین نکنید، فحش ندهید. و یا این که تصمیم بگیرند چند ساعتی جریان سمینار را تغییر دهند و با اعلام قطعنامه‌ای و یا برگزاری بحثی مخالفت خود را با روش‌هایی که ما را هر لحظه بیش‌تر به منجلاب می‌کشاند، اعلام کنند. من این راه حل را در روزهای سمینار به سه یار و مشاور بنیاد  پیش‌نهاد کردم و در هر سه مورد جواب منفی گرفتم. جواب این بود که قطع سمینار خواسته‌ی شادی‌ها است و ما این کار را نمی‌کنیم. به این طریق مقابله‌ی با شادی‌ها هم‌چنان اهمیتش بالاتر از به وجود آوردن فضای دیالوگ و هم‌کاری و مقابله‌ی علیه هتاکی و بی احترامی قرار گرفت. و با این اتفاق به نظر من یکی از مهم‌ترین اهداف این سمینارها که دامن زدن به فضای تفکر و دیالوگ برای ساختن دنیایی بهتر با صلح و صفای بیش‌تر با خشونت و اهانت کم‌تر است، قربانی سیاستی مقابله جویانه و خشم‌گینانه شد. از این نظر برای من و شاید برای بسیاری دوستان دیگر فعال جنبش زنان، روند این کنفرانس شکست مبارزات‌مان بود که معنای‌شان نه اصل برگزاری یک سمینار و یا بحث و فصح تئوریک، بل‌که مبارزه برای ساختن دنیایی بدون خشونت بود و می‌باشد.</p>
<p>۶- عبوز از خط قرمز تا کنونی علیه تهاجم فیزیکی</p>
<p>در سومین روز سمینار به قول دوستی زخم چرکین ترکید. آقای ایرج مصداقی با مصاحبه‌های ویدئوهائی‌شان در مورد شادی‌ها، برخوردهای لفظی‌شان در فواصل برنامه‌ها با کسانی که به ویدئوهایشان انتقاد داشتند و به خصوص حمله‌ی فیزیکی‌شان در روز سوم سمینار به مردی دیگر در بالا بردن جو تشنج و فضاسازی‌های نفرت علیه شادی ها نقش بسیار مهمی بازی کردند.</p>
<p>یکی از بحث‌های بعد از سمینار تحت نام «زد یا نزد» حول هجوم فیزیکی ایرج مصداقی به مرد دیگری بود. من در این جا نگاهی کوتاه به بحث‌ها و نوشته‌های بعد از کنفرانس در این مورد می‌اندازم که من را به شدت به یاد فیلم نادر و سیمین می‌اندازند، که در آن مداومن سعی می‌شد بدون این که دروغی گفته شود بخش مهمی از واقعیت پنهان نگه داشته شود.</p>
<p>بعد از سخن‌رانی خانم قزلو خانم دیگری در اعتراض به او اسم فردی را می‌برد که «در زندان‌های ج.ا. تواب بوده» و «در سازمان کنونی خانم قزلو مسوولیت مهمی به عهده دارد.» و به این هم‌کاری اعتراض می‌کند. به وی، به حق، اعتراض می‌شود که چرا اسم برده است. یکی از یاران فعال کنفرانس‌ها به این دلیل از او می‌خواهد سالن را ترک کند. صدا بالا می‌گیرد. مردی که در صف سوال کننده‌گان قرار دارد به سمت دوست فعال کنفرانس‌ها که یکی از دوستانش است می‌رود تا او را در آغوش بکشد و از او بخواهد آرام شود. آقای مصداقی (که بعد از برنامه‌ی هنری روز دوم سمینار در مقابل من و چند دوست دیگر شرکت کننده‌ی کنفرانس با این مرد، که به برنامه‌های ویدئویی او انتقاد داشت، برخورد لفظی شدیدی داشتند) علی‌رغم آغوش باز شده‌ی این فرد، تصور می‌کنند که وی می‌خواهد دوست مشترک را بزند و به سمت وی هجوم می‌آورند از قرار معلوم او را از پشت می‌گیرند و به سمت خود می‌کشند تا وی از دوست مشترک جدا شود و بر اثر حدت این هجوم مشت‌شان به پهلوی این فرد می‌خورد. من در ردیف اول جلوی این اتفاق‌ها نشسته بودم. دعوای دوست‌مان با خانم سوال کننده را دیدم و شنیدم. اما در زمان حمله‌ی آقای مصداقی چشمم به مجری بحث بود به امید این که وی اقدامی بکند که ناگهان صدای «نزن بی شعور» دوستی را شنیدم که کنارم نشسته بود. بعد از مکالمه‌ی اعتراضی کوتاه با این دوست سر برگرداندم و مجددن صحنه را دیدم. آقایی که ایرج مصداقی به وی حمله کرده بود هم‌چنان با آغوش باز جلوی دوست‌مان ایستاده بود و با او با مهربانی حرف می‌زد. با این حال چندین نفر جلوی آقای مصداقی راگرفته بودند و خواهش می‌کردند که از هجومش دست بر دارد و آرام شود. من با دیدن این صحنه پا شدم به سمت این گروه رفتم و فریاد زدم: «بسه تمام کنید، این چه وضعیه آخه» چند دقیقه‌ی بعد مرد مورد هجوم که نوبت سوال کردنش بود پای بلندگو گفت که برای اولین بار در تمام این سمینارها احساس امنیت نمی‌کند چرا که در کنار تهاجمات لفظی در جریان این درگیری با مشت به پهلویش زده شده است. من بعد از این جلسه با چندین دوست مشاور و هم‌کار بنیاد صحبت کردم و به موضع نگرفتن‌شان علیه آقای مصداقی که او را مدام خشن‌تر کرده تا جایی که فیزیکی به مخالفانش حمله می‌کنند، اعتراض کردم. هیچ کدام ازاین دوستان از جمله دوستانی که در این جریان در کنار آقای مصداقی بودند، نگفتند که نزده است، بل‌که گفتند اشتباه کرد، فکر کرد که به دوست‌مان حمله شده است. اما بعد از پایان سمینار بحث‌ها جهت دیگری گرفتند و آن این که زده یا نزده. بحث من در این جا بر این نیست که زد یا نزد، چرا که این بحث اصل قضیه را برای من لوث می‌کند. یکی از خوبی‌های جلسات تا کنونی زنان این بود که هجوم فیزیکی، چه موفق چه ناموفق، در آن‌ها وجود نداشت و چنین هجوم‌هایی به شدت مورد انتقاد قرار می‌گرفتند. اما در برخورد به هجوم بدنی مصداقی، فعالان این کنفرانس بر خلاف این سنت برخورد کردند. چرا که در این مورد اگر هم آقای مصداقی این فرد را نزد به او با خشم هجوم فیزیکی آورد، مشتش به بدن وی خورد، حال نه برای این که او را بزند بل‌که برای این که او را از دوست‌مان جدا کند. او نزد ولی فرد مربوط خورد. چندین نفر لحظاتی جلوی ایشان را، که صورت‌شان از خشم برافروخته بود، گرفته بودند تا ایشان به این فرد هجوم جدیدی نکند و از او خواهش می‌کردند دست بر دارد. این رفتار تا کنون کنفرانس‌ها و سمینارهای زنان در تبعید نبودند، بل‌که به شدت در این سمینارها مورد انتقاد قرار می‌گرفتند. چرا این هجوم بدنی مورد انتقاد قرار نگرفت؟ چرا هجوم لفظی و برخوردهای نفرت پراکن و نابودکننده‌ی وی مورد انتقاد فعالان سمینارها و یاران بنیاد قرار نگرفت؟ در کنفرانس این را با فعالان این سمینارها که دوستان آقای مصداقی و دوستان خودم هم هستند مطرح کردم. دوستی که خود هجوم را دیده بود گفت: ایرج دوست من است. من خصوصی به او گفتم که رفتار او اشتباه است و نتیجه‌اش به ضرر خود او تمام می‌شود. ولی او ادامه می‌دهد. کاری هم از دست من و بقیه بر نمی‌آید و برای توجیه موضع نگرفتنش خصوصی‌ترین مشکلات آقای مصداقی را برایم تعریف کرد که نشان دهد وی رفتارش در حال حاضر دست خودش نیست.</p>
<p>حداقل دو رفیق زن فعال سمینارهای زنان دیگر گفتند، مصداقی دوست‌مان است. علنی جلویش نمی‌ایستیم. دوست فعال زنی گفت تقصیر خود شادی است. انگشتش را تو لونه‌ی زنبور کرده است. چرا من باید از او دفاع کنم و خودم هم انگشتم را توی این لونه بکنم. توضیحات من که ما خود این لانه را با سکوت‌مان و توجیحات‌مان به لانه‌ی زنبور تبدیل کرده‌ایم، چیزی که فردا یقه‌ی دیگر زنان را خواهد گرفت و اتفاقن چون آقای مصداقی دوست شما است، شما مسوولیت بیش‌تری در واکنش نشان دادن دارید، چرا که او از دوستی شما اعتبار می‌گیرد و شدیدتر به زخم زدن‌هایش ادامه می‌دهد، فایده‌ای نکردند. حتا بعد از کنفرانس دوستان در این مورد نوشتند و پخش کردند و موضوع را به نزدن خلاصه کردند و به این طریق نیمی از حقیقت را گفتند تا نیم دیگر آن را که مورد انتقاد قرار گرفته بود پوشیده نگه دارند. فعالیت سیاسی آقای مصداقی و کوشایی و پرکاری شان از طرفی و دوستی‌شان برای این دوستان پیکر زیبایی بود که باید به هر قیمتی که شده، به خصوص به قیمت سکوت در مقابل ترویج بذر نفرت و روپوشانی و توجیه خشونت و هجوم فیزیکی ایشان، حفظ می‌شد.</p>
<p>۷- دوای کمر شکسته‌ی اعتماد</p>
<p>سمینار بنیاد ۲۰۱۸ و اتفاقاتی که در آن افتاد جزو بدترین تجربیات زنده‌گی سیاسی من در بیست و هشت سال اخیر بودند. تجربیاتی بودند که خشونت‌های تجربه شده‌ی زندگی شصت ساله‌ی من و بسیاری از یاران زنم را جلوی چشمم زنده کردند. تجاربی چون: زدن، توهین کردن، تهدید کردن و سعی در منزوی و نابود کردن زنی از طرف مردی به بهانه‌ی اشتباهات این زن و اختلافات شخصی و سیاسی با وی؛ سکوت و توجیه این پرخاش‌گری‌ها و خشونت‌ها و تنها گذاشتن این زن از طرف «نزدیک‌ترین یاران» تا دیروز به بهانه‌ی اشتباهات وی و برای حفظ یاران امروز، به خصوص مرد پرخاش‌گر؛ انگشتان پر از خشم نشانه گرفته به یک دیگر، فریاد زدن و فحش دادن علنی زنی، که خشم‌گین از رفتار «ناپسند و اشتباه» زنی دیگر بود و نمی‌دید که این پرخاشگری در جمع، تا چه حد نابود کننده است. بی زبانی و بی عملی دوستان زنی که چندان موافق فحش دادن نبودند ولی نمی‌خواستند با مخالفت علنی‌شان علیه فحش و توهین، دوستان فحش دهنده را علیه خود بسیج کنند و یا از دست بدهند.</p>
<p>این تجربیات کابوس‌هایی در زنده‌گی من بودند که تصور داشتم آن‌ها را با داشتن دوستان زن عزیز و آگاهی که در جریان مبارزات جنبش زنان پیدا کرده‌ام، دیگر هرگز در زنده‌گی‌ام تجربه نکنم. تجربه‌هایی که موفق شدند، کمر اعتماد مرا به توان شیوه‌های کنونی مبارزات‌مان برای پیش بردن مبارزه‌ی جمعی صلح‌آمیز، چند صدایه، محترمانه، تقویت‌گرا و پشتی‌بانی کننده با یک‌دیگر، به خصوص زمانی که اختلافات و مشکلات در میان می‌آیند، بشکنند.</p>
<p>تجربه‌ای که باعث ضرب خوردن عمیق به اعتماد من به دوستان «هم‌رزم» جنبش زنانم و تصمیم به پایان دادن فعالیت مستقیم و مشترک سی ساله‌ی  من با گروه‌های برگزاری سمینارهای زنان و زنان هم‌جنس‌گرا و هم‌چنین بنیاد پژوهش‌ها گشت.</p>
<p>و این متاسفانه بخشی از تجربه‌ی جنبش ترقی‌خواه چپ و جنبش زنان است، که نه تنها هم‌چون خانم شادی امین بل‌که مانند بسیاری از دیگر فعالان و گروه‌های جنبش چپ و جنبش زنان، یاران‌شان را به دلیل رفتار جنگ طلبانه و خشونت آمیز با دیگر هم‌رزمان‌شان و بی اعتبار کردن و تضعیف آنان و نیازمندی به تک صدایی و داشتن حقانیت یک طرفه از دست دادند و از دست می‌دهند. تا زمانی که ما این تجارب را به نقد نکشیم، نتایج خراب کننده‌ی آن را جدی نگیریم و پی‌گیرانه و مسوولانه در صدد پیداکردن راه‌هایی که مبارزه‌ی چند صدایی را ممکن می‌کنند نباشیم، بحث تئوریک اتحاد ما را قوی تر نخواهد کرد و مبارزه‌مان را به ثمر نخواهد رساند. با امید به رسیدن چنین روزی.</p>
<p>نیما یوشیج چه زیبا گفت:</p>
<p>فکر را پر بدهید</p>
<p>و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر</p>
<p>فکر باید بپرد<br />
برسد تا سر کوه تردید<br />
و ببیند که میان افق باورها<br />
کفر و ایمان چه به هم نزدیک‌اند<br />
&#8230;<br />
فکر اگر پربکشد<br />
جای این توپ و تفنگ، این همه جنگ<br />
سینه‌ها دشت محبت گردد<br />
دست‌ها مزرع گل‌های قشنگ<br />
&#8230;<br />
فکر اگر پر بکشد<br />
هیچ‌کس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست<br />
همه پاکیم و رها&#8230;</p>
<p>یکم سپتامبر ۲۰۱۸</p>
<p>(توضیح گاه نامه ۹۱: این سروده به نیما یوشیج و و چند سراینده‌ی دیگر منسوب است.)</p>
<p>این نوشته برای اولین بار در گاه نامه ی شماره ۹۱ سپتامبر ۲۰۱۸ درج شده است.</p>
<p>(۱)     در مقاله ی اصلی چاپ شده در گاه نامه در این قسمت نقل قولی را از خانم ناهید نصرت آوردم، که چون این نقل قول نه متعلق به فرد وی بلکه متعلق به کل کمیته ی بنیاد بود و موضوعش دیگر به مضمون این مقاله نمی خورد در این جا آن را تکرار نکردم. با تشکر از خانم نصرت به خاطر تذکرش و معذرت خواهی از او به خاطر این اشتباه!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2424/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به زندگی سلامی دوباره می کنم/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2420/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2420/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Oct 2018 20:11:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد پژوهش ها]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2420/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2420/"><img align="right" hspace="5" width="150" height="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/WIN_20180615_16_41_25_Pro-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="WIN_20180615_16_41_25_Pro" /></a>۱۶ ژوئن ۲۰۱۸ حقیقت و ایستادگی بر آن، تنها بخشی از مبارزه است و در هر گوشه زندگی و کار ما می‌تواند بیان و نمایان شود. اما این ایستادگی نباید ما را از کارهای اساسی پیش رویمان بازدارد. سیستمی بس قدرتمند و کارآمد می خواهد من و همراهانم را نابود کند، اگر به قواعد بازی آنها...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2420/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img title="WIN_20180615_16_41_25_Pro" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2018/10/WIN_20180615_16_41_25_Pro-300x168.jpg" alt="" width="300" height="168" /><br />
۱۶ ژوئن ۲۰۱۸</p>
<p>حقیقت و ایستادگی بر آن، تنها بخشی از مبارزه است و در هر گوشه زندگی و کار ما می‌تواند بیان و نمایان شود. اما این ایستادگی نباید ما را از کارهای اساسی پیش رویمان بازدارد. سیستمی بس قدرتمند و کارآمد می خواهد من و همراهانم را نابود کند، اگر به قواعد بازی آنها تن دهم، بی شک بازنده نهایی من و ما خواهیم بود. آنها با عصبیتی بی پایان و مرعوب‌کننده به همه می گویند: اگر ساکت نشوید به سرنوشت شادی امین و دوستانش دچار خواهید شد. شادی صدر را مورد حمله قرار می‌دهند تا درس عبرتی باشد برای دیگران. به همه اخطار می‌دهند : از آنها فاصله بگیرید تا در امان بمانید!<br />
دروغی که تنها برای مدت کوتاهی به یارکشی‌شان کمک می‌کند. متوهمین به در امان ماندن اما، قربانیان ناآگاهی خویش در تحلیل عمیق قضایا هستند. اینان مرا به یاد کسانی می اندازند که به وقت ضرورت،  به جای ایستادن کنار سرکوب شدگان،  در کنارسرکوبگران می ایستند تا احساس قدرت کنند و خود را در توهم شراکت قدرت با آنان راضی کنند؛ رضایتی کاذب و زودگذر.</p>
<p>اما این وضعیت &#8220;برهم ریختگی مرزها&#8221; برای من دردناک است. &#8220;دوستانم&#8221; را در صفی می بینم که از آن ما نبوده است. با بی‌پرنسیبی‌هایی همراه می‌بینم که دست در دست هم علیه آن‌ها جنگیده‌ایم. در کنار کسانی می‌بینم که از انسانیت بویی نبرده‌اند. آری کسانی که بتوانند سه سال در زخم زدن بر جان کسی بی وقفه توطئه کنند، فاقد خصیصه‌های انسانی، و شکنجه‌گران روانی هستند؛ چه حقوق بگیر و مزدور باشند و چه بیمار. این تصاویر برای منی که سه سال زخم بر جانم دارم و برای همیشه بخش عظیمی از آن را با خودم حمل خواهم کرد، دردآورند. اما باید این به اصطلاح دوستان و جایگاه جدیدشان را واگذارم و از آن گذر کنم. در غیر این‌صورت، تکرار این تصاویر برعمق زخم‌هایم به شدت می‌افزاید. باید از نو دوستانم را تعریف کنم. برای بار چندم در زندگی و در یک بحران جدی، در سر پیچی خطرناک، همراهانی را برای همیشه از دست می‌دهم ومی‌گویم: &#8220;اگر به یاری‌تان امیدی نیست، نمک بر زخم هایم نپاشید.&#8221;</p>
<p>از این مرداب بیرون می‌آیم چرا که خوب می دانم علت این حملات بیش از هر چیز تلاش‌های من و همکارانم در سازمان دادن  و ایجاد گفتمانی است که در حوزه های گوناگون، قدرتمردان را خوش نمی‌آید. وقتی به کارنامه ۸ سال گذشته‌ام در کنار شادی صدر و همراهان دیگرمان در شش رنگ و عدالت برای ایران نگاه می‌کنم، می توانم علت این میزان دشمنی را دریابم. پس ادامه همان کارها، ادامه همان تلاش‌ها، آن عرصه‌ای است که از آن پیروز بیرون خواهم آمد.<br />
آنها از همه تلاش های ما بیزارند. ببینید که چطور از نتیجه کارهای ما براشفته شده و فریاد می زنند &#8220;چرا ما نه؟!&#8221; تا به بیننده بباورانند که کسی حق ورود به برخی حیطه‌ها را ندارد و عرصه‌هایی ملک شخصی آن‌ها و هم قبیله‌ای‌هایشان است. من می‌گویم، خط قرمزهای شما و بزرگترهای‌تان را نمی پذیرم. من همه عمرم برای مقابله با دیکتاتورهای کوچک و بزرگ صرف شده، شما که دیگر رسالت‌تان به پایان رسیده است و جای خود دارید. پس باید برای پایان بردن کارهای نیمه تمام آستین‌ها را بالا زد و بیش از این وقت عزیز و مفید خود را برای دفع سموم عده ای بدکردار که فعالیت‌شان به نشستن در مقابل دوربین و فحاشی و یا نشستن در تاریکی و در خفا و پشت کامپیوتر و تولید انبوهی از افترا است، تلف نکنم. من موفق شده‌ام اسامی آنها را علنی و افشایشان کنم. این موفقیت کم نظیری است. موفق شدم مسئول کمپین قبلی‌اشان را به دادگاه بکشانم و محکوم کنم. آخر برای چه باید اجازه دهم که باز هم کارهایم به تعویق بیفتد. این همان چیزی است که فارس نیوز و روباه نیوز و جمهوری اسلامی آرزو می کنند؛ ما برویم و بنشینیم خانه. اما زورشان نمی‌رسد. هر چه فشار را بیشتر کنید، ما کارهایمان را بهتر و بهتر به انجام می‌رسانیم. شما به ما دائم یادآوری می‌کنید که ما مزاحم و موی دماغتان هستیم. ما قدم‌هایمان  را مصمم‌تر در راه می گذاریم و می‌گوییم: گل همینجاست، همین‌جا برقص!</p>
<p>از این پس هر که، هر چه بنویسد یا بگوید، از سوی من بی‌پاسخ خواهد ماند، همچنان‌که تا کنون نیز در بسیاری موارد سکوت کرده‌ام. دیگر وقت و انرژی‌ام را برای مفتریان و هم قبیله‌ای‌هایشان هدر نخواهم کرد. طی روزهای گذشته اینان به اشکال گوناگون دوستان مرا آزرده‌اند. تهدید کرده‌اند، سعی کرده‌اند آنها را مرعوب کنند و بر سرشان داد کشیده‌اند. دسته جمعی دروغ گفته‌اند تا قدرت همبسته خود را در مقابل فردیت مستقل ما به نمایش بگذارند. من از این لجنزار شما خارج می‌شوم و همه آن را به شما و دوستان تازه و قدیم‌تان وامی‌گذارم.</p>
<p>این جملات آخر من است به مدعیان انسانیت که خود را به‌طرز مضحکی در کنار اینان جای داده‌اند: &#8220;شما غیر قابل باور هستید. کسی که بویی از انسانیت برده باشد مفتری و شکنجه گر روحی را پاسخگو می کند. از او فاصله می گیرد. چه مرد باشد چه زن. چه زندانی مقاوم سابق باشد چه تواب. چه دوست باشد و چه نباشد. شما نشان دادید در مقابل منافع قبیله، بر زخم‌های من و ما چنگ می‌زنید. ما را دعوت به سکوت کردید تا آرامش قبیله بر هم نخورد و قبیله محلی امن شد برای مفتریان. نه، من از شما نیستم. هیچ‌وقت نبوده‌ام. شما در مقابل افتراهایی که مستند و تصویری بود نیز به غُرزدن‌های سطحی و درگوشی بسنده کردید، اما مخالفت‌تان با ما را فریادی کردید گوشخراش. شما قابل اعتماد نیستید و من قطعا از شما نیستم.&#8221;</p>
<p>من به زندگی و مبارزه‌ام بر می‌گردم؛ با زخم‌هایی نامرئی. زخم‌هایی که اگر خوب تیمارشان کنم، قدرت مرا افزون خواهند کرد. برای درمان این زخم‌ها، به دستان نوازشگر همه کسانی که طی این سال‌ها در کنارم بودند، با من غمگین شدند، با من شادی کردند، با من جدل کردند و صیقلم دادند، بیش از قبل محتاجم. آنها تا من زنده‌ام، ترور روانی شان را پایان نخواهند داد. اما من به شیوه خودم از تیررسشان خارج می‌شوم و به زندگی و همه شمایی که به تخریب و افترا &#8220;نه&#8221; گفتید، سلامی دوباره می‌کنم.</p>
<p>برگرفته از فیسبوک شادی امین:</p>
<p>https://www.facebook.com/shadi.aminn/videos/vb.828594520/10156496353859521/?type=2&amp;video_source=user_video_tab</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2420/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با شما هستم!/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2397/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2397/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Jun 2016 17:58:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[هم‌جنس من]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2397/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2397/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="external" /></a>به بهانه حمله و کشتار نزدیک به ۵۰ همجنسگرا در اورلاندا/ فلوریدا ************* با شما هستم! با شما که بر نفرت و جنون مسلمان هموفوبی که ۵۰ انسان را به قتل رساند، تاختید. با شمایی که امروز از گوشه و کنار جهان و به اشکال مختلف با بازماندگان این ترور و جنایت، ابراز همبستگی کردید...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2397/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به بهانه حمله و کشتار نزدیک به ۵۰ همجنسگرا در اورلاندا/ فلوریدا</p>
<p>*************</p>
<p><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2398" title="external" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/external-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a><br />
با شما هستم!<br />
با شما که بر نفرت و جنون مسلمان هموفوبی که ۵۰ انسان را به قتل رساند، تاختید.<br />
با شمایی که امروز از گوشه و کنار جهان و به اشکال مختلف با بازماندگان این ترور و جنایت، ابراز همبستگی کردید و از آزادی عشق گفتید و در مذمت همجنسگراهراسی نوشتید.<br />
بله، با شما هستم.</p>
<p>من هر روز در وحشت قربانی شدن در &#8220;اورلاندو&#8221; زندگی کرده ام. من و ما هر روز از ترس ضرب چاقوی فردی که ما را خوش نمی دارد، کوچه های خالی را طی کرده ایم.<br />
ما دیروقت شب در اتوبوسی خلوت و یا متروی شبانه نگران نگاه کنجکاوی بوده ایم که براندازمان کرده تا بفهمد &#8220;زن&#8221; هستیم یا&#8221; مرد&#8221;؟</p>
<p>ما همجنس گرایان و ترنس جندرها، هر روز طعم تلخ نگاه های بدتر از شلیک گلوله شما را حس کرده ایم.<br />
امروز گفتند قاتل خودش همجنس گرا بوده و مورد تمسخر پدرش، از خود بپرسید اگر چنین است، چرا دو بار همسران زن اختیار کرده است؟ بپرسید چگونه شاید تحت فشار اخلاق و آموزه های دینی و فشار و خشونت خانواده خود را و وجودش را انکار و پنهان کرده است و در وجودش تنفر انباشته است.<br />
وقتی از هموفوبیای درونی و نهادینه شده در ایران و در بین همجنسگرایان گفتیم، ناباور نگاهمان کردید، هموفوبیایی حاصل آزادی و ژست و افتخارات و امتیازات دگرجنس گرایانی چون شما.</p>
<p>اصلا از خود پرسیده اید چرا همجنس گرایان اورلاندو، فرانکفورت، برلین، پاریس، آمستردام و و و همجنسگرایان کپ تاون و مکزیکوسیتی، نیاز به کلوپ های مجزا دارند؟<br />
با خودتان صادق باشید، آن زمان که ما شریک و پارتنر همجنس مان را در مقابل شما بوسیده ایم، چندش شما را حس کرده ایم و خشم مان را فرو خورده ایم.<br />
ما زمزمه دل های شما را شنیده ایم وقتی زیر لب فکر کرده اید &#8220;حالا لازم بود جلوی همه همدیگر را ببوسند؟&#8221; و خود عکس بوسه هایتان را برای دوستانتان کارت دعوت سالگرد ازدواجتان کرده اید.</p>
<p>ما خشم شما را وقتی که در مقابل کودکانتان جرات کرده ایم از پارتنر همجنس مان سخن بگوییم دیده ایم، زمانی که با &#8220;محبت&#8221; به ما گوشزد می کنید &#8220;بچه اینجاست&#8221; و خود از دوست پسر و دوست دخترهای جوانیتان به کرات می گویید و از &#8220;هیزی&#8221; پسر ۵ ساله و &#8220;عشوه گری&#8221; دختر ۴ ساله تان حرف می زنید و به آن می بالید.<br />
ما نگاه شما را بر تمام انداممان حس کرده ایم وقتی که زن لزبینی به &#8220;جرم&#8221; شلوارپوشیدن، مورد تمسخر شما واقع می شود و &#8220;مثل مردها&#8221; خطابش می کنید.<br />
ما شنیده ایم و دیده ایم و حس کرده ایم تلخی کلامتان را وقتی به ما می گویید که &#8220;برای من این چیزها اصلا مهم نیست، من در دانشگاه چند نفر مثل تو را می شناختم&#8221; و یا&#8221; در دوران سربازی از این چیزها زیاد دیده ام&#8221;.</p>
<p>ما نفرت نهفته بسیاری از شما را دیده ایم، وقتی کسی از انتخابش گفته و شما تلاش داشته اید به ما بفهمانید که &#8220;ژنتیک&#8221; است، تا ظریف و ساده ما را &#8220;غیر طبیعی&#8221; بدانید و البته به این شرط &#8220;حق حیاتمان&#8221; را به ما بذل بفرمایید.<br />
ما تحلیل های شما را خوانده ایم وقتی که مهربانانه (!) نوشتید: “تظاهر به همجنس‌خواهی را از نظر روانی باید بررسی کرد.”<br />
و نتیجه گرفتید: &#8220;تظاهر به همجنس‌خواهی و اعلام بی مورد و بی نیازش وقتی نیازی به آن نیست، قدری به آسیب روانی نزدیک است&#8221; و هر &#8220;تظاهر&#8221; به همجنس خواهی ما را &#8220;آسیب روانی&#8221; نامیدید. و خواننده متونتان را به پنهان شدن و انزوا فراخواندید.<br />
شما که بوسه های ما، دست در دست هم داشتن ما، سر بر شانه هم گذاشتن ما را نیز &#8220;به تشخیص نیاز&#8221; از سوی خودتان وانهادید.<br />
با شما هستم!<br />
ما اگر صد به صد، در کلوپی از آن خودمان جمع می شویم، تا بهترین گزینه برای یک مرتجع، اسلام زده و جانی شویم، برای این است که شما بوسه ها و دست های در هم ما را درحضور خودتان، بر نمی تابید.<br />
ما هنوز و هنوز هم نیازمند فضاهایی هستیم که از نگاه و کلام تلخ شما رها شویم. ما نیازمند پذیرش اجتماعی هستیم، اجتماعی که از بیخ و بن بیمار است و پر از خشونت مردسالارانه و آلت محور.<br />
ما نیازمند رهایی حس ها و آغوش هایمان هستیم، رهایی ای که شما با درکتان از زنانگی و مردانگی متحجر و محدود کننده اش، بر ما روا نمی دارید.</p>
<p>با شما هستم!<br />
در کنار همدردی مجازی و گذرا با قربانیان این فاجعه انسانی، به درون خودتان نگاه کنید.<br />
ببینید کجا در به حاشیه راندن همجنسگرایی در محدوده روابطتان نقش داشته اید. کجا با شوخی های بی مزه و جوک های هموفوب راه را بر چنین آموزه هایی هموار کرده اید.<br />
ببینید چرا دوستان همجنسگرا و ترنسجندر شما، برای گذراندن آخر هفته و ساعات فراغتشان، شما را انتخاب نمی کنند؟ و شما نیز به خاطر رعایت هموفوب های درون جمع هایتان از دعوت آنها سرباز می زنید.<br />
ببینید چرا در موقعیت شغلی ای که دارید، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و شاعر و نویسنده و هنرپیشه و وکیل و رفتگر و بنا و نقاش و مهندس و پزشک و&#8230; مواظبید که گونه ای رفتار نکنید که به خاطر &#8220;دوستی&#8221; اتان با یک لزبین یا گی، &#8220;انگ&#8221; همجنسگرا بخورید.<br />
اگر قرار است کشته شدگان اورلاندا پیامی را در جهان ما به یادگار بگذارند، آن پیام جز پذیرش تمام و کمال تفاوت های بین انسان ها نیست. تفاوت هایی که با آموزه های مذهبی و خرافی ما جور نیست، اما هست.<br />
اگر قرار است زنان و مردانی که در میانه شادی و خنده و رقص به خون خود غلتیدند، برای ما درسی بر جای گذارند، پذیرش عشق و شادی و لذت دیگران است، آنگونه که خود می خواهند.<br />
این درس ابتدایی، گویا هنوز آویزه گوش بسیاری از مردم در این جهان نشده است. وگرنه ترس ها و نگرانی های هر روزه ما، در کوچه های تهران و کرمان و شیراز و پاریس و وین و نیویورک و کویت و کراچی و لاهور و کابل و استانبول و دنیزلی و جای جای دیگر این جهان، دیگر مجالی برای بروز نداشت.<br />
چشمان ما به جای جست و جوی خطر و به قصد مهار و کنترل آن، بر زیبایی های دنیای اطرافمان باز می شد.<br />
ما می ترسیم&#8230; هر روز می ترسیم و هر شب از مقاومت و قدرت خود به خود می بالیم و به استقبال روز دیگر می رویم.<br />
این مردسالاری دگرجنس گرا وآغشته به مذهب و خشونت است که قربانی گرفته است. علیه آن، با خانه تکانی در اندیشه های خودمان اقدام کنیم.</p>
<p>۱۴ جون ۲۰۱۶</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/orlando-nightclub-shooting-reactions-940x5401.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-2400" title="orlando-nightclub-shooting-reactions-940x540" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/06/orlando-nightclub-shooting-reactions-940x5401.jpg" alt="" width="658" height="378" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2397/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دومین کنفرانس جهانی زنان در نپال – کاتماندو/ سیمین اصفهانی</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2391/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2391/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Apr 2016 20:50:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2391/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2391/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/04/nepal1-150x150.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="nepal" /></a>در سال ۲۰۰۸ تعدادی از فعالان بین المللی جنبش زنان به پیشتهاد خانم مونیکا گردنرانگل (آلمان) مصمم به برگزاری کنفرانس بین المللی زنان گردیدند. همه امور برگزاری این کنفرانس، ازجمع آوری کمک های مالی برای برگزاری تا سازمان دهی و اجرای آن ، همگی توسط فعالین بین المللی جنبش زنان انجام می شود. تلاش بر...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2391/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="_mcePaste"><a href="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/04/nepal1.jpg"><img class="aligncenter size-thumbnail wp-image-2393" title="nepal" src="http://shabakeh.de/wp-content/uploads/2016/04/nepal1-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></div>
<div id="_mcePaste">در سال ۲۰۰۸ تعدادی از فعالان بین المللی جنبش زنان به پیشتهاد خانم مونیکا گردنرانگل (آلمان) مصمم به برگزاری کنفرانس بین</div>
<div id="_mcePaste">المللی زنان گردیدند. همه امور برگزاری این کنفرانس، ازجمع آوری کمک های مالی برای برگزاری تا سازمان دهی و اجرای آن ،</div>
<div id="_mcePaste">همگی توسط فعالین بین المللی جنبش زنان انجام می شود. تلاش بر این است که فعالین جنبش زنان هر پنج سال یکبار در یکی از</div>
<div id="_mcePaste">کشورهای محروم جهان گرد هم آیند. اولین کنفرانس در سال ۲۰۱۱ در ونزوئلا برگزار گردید. پس از پنج سال، دومین کنفرانس</div>
<div id="_mcePaste">زنان در نپال و با شعار &amp;quot;زنان بلند ترین قله ها را فتح می کنند&amp;quot; برگزار گردید. این مطلب گزارشی است مختصر از برنامه و</div>
<div id="_mcePaste">چگونگی برگزاری این کنفرانس.</div>
<div id="_mcePaste">در این کنفرانس حدود ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ زن از ۴۸ کشور مختلف دنیا شرکت کردند. متاسفانه با توجه به اینکه ایران یکی از زن</div>
<div id="_mcePaste">ستیز ترین رژیم ها ی حاکم در جهان را داراست، از این کشور نماینده ای از تشکل های مستقل زنان چه در ایران و چه در خارج از</div>
<div id="_mcePaste">ایران حضور نداشتند. خانم سیمین اصفهانی به طور فردی در کنفرانس حضور یافت. در طی ۶ روز کنفرانس شرکت کنندگان در</div>
<div id="_mcePaste">باره موضوعات مختلف مبارزه برای آزادی زنان، نقش زنان در حرکت های انقلابی، ارتباط حرکت زنان و مبارزه طبقاتی و در</div>
<div id="_mcePaste">باره نقش زنان در حرکت های آلترناتیو مثل حرکت های محیط زیستی و رهائی بخش گفتگو کردند. شعار &amp;quot; زنان بلند ترین قله ها را</div>
<div id="_mcePaste">فتح می کنند&amp;quot; با آگاهی انتخاب شده بود. این شعار به دلیل برقراری کنفرانس در کاتماندو و رابطه این سرزمین با بلند ترین قله دنیا</div>
<div id="_mcePaste">انتخاب گردید.</div>
<div id="_mcePaste">کنفرانس زنان کار خود را با تظاهراتی با شرکت بیش از ۲۰۰۰ نفر در کاتماندو آغاز کرد و در همان روز موفق شد موافقت دولت</div>
<div id="_mcePaste">برای اجازه ورود چند زن سوریه آی و زنی افغانی را بگیرد. از ورود این گروه به بهانه ناخوانا بودن پاسپورت ها جلوگیری شده</div>
<div id="_mcePaste">بود. سپس رئیس پارلمان نپال خانم آنساری گارتی ماگار کنفرانس را با سخنانی آغاز کرد. نپال یکی از فقیرترین کشورهای جهان</div>
<div id="_mcePaste">است. زلزله هولناک سال گذشته مناطق بسیاری را در این کشور تخریب کرده و به مشکلات اقتصادی آن که قبلا هم از بلوکه تجاری</div>
<div id="_mcePaste">هند رنج می برد، افروده است. ۸۰% زنان این کشور هنوز بی سواد هستند. با این حال در چند سال گذشته در مورد مساوات زنان</div>
<div id="_mcePaste">حرکت های مثبت بسیاری انجام داده است. این موضوع را می توان در پشتیبانی و مشارکت زنان درهمه عرصه ها مشاهده کرد.</div>
<div id="_mcePaste">در روز دوم و سوم کنفرانس شرکت کنندگان در ۱۰ گروه کاری تقسیم شده و در مورد موضوعات مختلف بحث و گفتگو کردند. این</div>
<div id="_mcePaste">گروه ها عبارتند از:</div>
<div id="_mcePaste">۱٫امپریالیسم، کاپیتالیسم و ستم بر علیه زنان</div>
<div id="_mcePaste">۲٫حرکت های زنان و فمینیسم (حرکت زنان کرد، کردستان عراق، ترکیه و روژاوا)</div>
<div id="_mcePaste">۳٫جنگ و نقش زنان در جنبش های آزادی طلبانه و مبارزه برای استقلال</div>
<div id="_mcePaste">۴٫زنان شاغل، نقش آنان در مبارزه طبقاتی و اتحادیه ها</div>
<div id="_mcePaste">۵٫زنان جوان، موقعیت آنان و تلاش هایشان در آموزش، کار، ورزش و فعالیت های تفریحی؛ شرکت آنان در حرکت های زنان و</div>
<div id="_mcePaste">۶٫زنان برای حفظ کره زمین مبارزه می کنند؛ زنان و حرکت های محیط زیستی</div>
<div id="_mcePaste">۷٫مبارزه برای آزادی زنان</div>
<div id="_mcePaste">۸٫شکست سکوت. مبارزه بر علیه خشونت جنسی در زمان جنگ و هنگام فرار از جنگ</div>
<div id="_mcePaste">۹٫زندگی و مشکلات زنان در مناطق روستایی.</div>
<div id="_mcePaste">۱۰٫نقش زنان در ارتش های رهایی بخش در تصمیات استراتژیک و سیاسی</div>
<div id="_mcePaste">در روز چهارم و پنجم همه گروه های کاری گزارش خود را به کنفرانس ارائه کرده و بحث وتبادل نظر ها در سالن عمومی نیز</div>
<div id="_mcePaste">ادامه یافت. حدود ۵۰ قطعنامه تصویب شده نشانگر وسعت طیف شرکت کنندگان است. این قطعنامه ها در طول ۶ روز و در نتیجه</div>
<div id="_mcePaste">۱۰ گروه کاری تهیه شدند و در طی این مدت هم سخنرانان مختلف موضوعات متفاوتی را مطرح نمودند.علاوه بر بحث های انجام</div>
<div id="_mcePaste">شده در گروه های کاری ، چهار نفر به عنوان نماینده چهار قاره آسیا، اروپا، آمریکا و افریقا از طرف شرکت کنندگان انتخاب شدند.</div>
<div id="_mcePaste">این چهار نقر جداگانه در مورد مسائل زنان در قاره های یاد شده گزارش کاملی را ارائه کردند. علاوه بر این گزارشات جامع به</div>
<div id="_mcePaste">نماینده هر کشور ۵ دقیقه وقت داده شد که در صورت لزوم نکات تکمیلی را به جمع ارائه نمایند. خانم سیمین اصفهانی از این</div>
<div id="_mcePaste">فرصت داده شده برای صحبت در باره قوانین مذهبی زن ستیز در ایران استفاده نمود. این بخش از صحبت در تکمیل وقت اختصاص</div>
<div id="_mcePaste">یافته به نمایندگان زنان کرد از چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه صورت گرفت. این نمایندگان تنها شرکت کنندگانی بودند</div>
<div id="_mcePaste">که به مسائل زنان ایران اشاره نموده و خواهان محکوم کردن رژیم ایران به دلیل قوانین زن ستیزانه و زندانی کردن و اعدام هزاران</div>
<div id="_mcePaste">زن مبارز سیاسی در ایران شدند.. گزارش زنان مصر یاد آور تجربه جنبش زنان ایران بود. نماینده مصر در باره نقش کلیدی زنان</div>
<div id="_mcePaste">در مبارزه با رژیم مبارک صحبت نمود. وی همچنین یاد آور شد که زنان همچنان در دوران کوتاه حکومت اخوان المسلمین و رژیم</div>
<div id="_mcePaste">نظامی مرسی در مبارزه برای حفظ حقوق خود به زندان ها افکنده ، شکنجه شده و به مرگ محکوم می گردند. نظام حاکم بر مصر</div>
<div id="_mcePaste">خواهان حاشیه نشین کردن زنان و تثبیت سلطه مردان بر زندگی آنان است. نمونه چشمگیر دیگری از مبارزات زنان که بسیار بر آن</div>
<div id="_mcePaste">تاکید شد، مبارزه مسلحانه زنان روژوا در کردستان سوریه بود. آنها تاکید داشتند که مسئله زنان مسئله ای جهانی است و با مذهب و</div>
<div id="_mcePaste">یا ناسیونالیسم قابل حل نیست.زنان باید برای بهبود بخشیدن به وضعیت خود در منطقه خاورمیانه در همه عرصه ها حضور داشته</div>
<div id="_mcePaste">باشند. در همین قسمت به ادامه کشتار و تجاوز اسرائیل و مبارزات زنان فلسطین برای احقاق حقوق خود نیز اشاره شد.</div>
<div id="_mcePaste">در روز ششم انتقادات ، پیشنهادات، جمع بندی و نکات تکمیلی برای تشکیل کنفرانس آینده مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.</div>
<div id="_mcePaste">دراین روز تصمیم گرفته شد که کنفرانس بعدی در سال ۲۰۲۱ در قاره آفریقا تشکیل شود. همچنین در این روز و روز هفتم بحث</div>
<div id="_mcePaste">های مفصلی در باره قطعنامه پایانی کنفرانس انجام گرفت. این قطعنامه ضمیمه این گزارش شده است. در عین حال در روز هفتم</div>
<div id="_mcePaste">برنامه های هنری رقص ، موسیقی و تئاتر با تمرکز بر رنج ها و شادی های زنان ارائه گردید. زبان اصلی کنفرانس انگلیسی بود</div>
<div id="_mcePaste">ولی همه گزارشات همزمان به عربی، آلمانی، نپالی، اسپانیایی و روسی ترجمه می گردید. همچنین در پایان کنفرانس خانم پرزیدنت</div>
<div id="_mcePaste">بیدهایا دوی بانداری تعدادی از شرکت کنندگان در کنفرانس را به حضور پذیرفت. پرزیدنت و رئیس مجلس نپال هر دو چند ماهی</div>
<div id="_mcePaste">بیشتر نیست که در پست های خود مشغول به کار هستند و همچنین این برای اولین بار است که زنان در این پست ها انتخاب می</div>
<div id="_mcePaste">شوند. علیرغم حضور گسترده وسائل ارتباط جمعی و اکثر پخش گزارشات این کنفرانس به صورت زنده در برخی کشورهای</div>
<div id="_mcePaste">آمریکای لاتین و آسیا، این کنفرانس در رسانه های غربی هیچ انعکاسی نداشت.</div>
<div id="_mcePaste">قطعنامه پایانی کنفرانس بین المللی زنان</div>
<div id="_mcePaste">زنان بلند ترین قله های دنیا را فتح خواهند کرد!</div>
<div id="_mcePaste">کاتماندو، ۱۷ مارس ۲۰۱۶</div>
<div id="_mcePaste">دومین کنفرانس بین المللی زنان در کاتماندو با شعار &amp;quot; زنان بلند ترین قله ها را در می نوردند&amp;quot; از ۱۳ تا ۱۸ مارس ۲۰۱۶ در نپال</div>
<div id="_mcePaste">برگزار شد. ۲۰۰۰ زن و تعدادی از مردان در راه پیمایی گشایش کنفرانس در ۱۳ مارس شرکت کردند. ۱۳۰۰ نفر از ۴۸ کشور،</div>
<div id="_mcePaste">شامل حدود ۲۰۰ نفر از نپال و داوطلبان بین المللی در این کنفرانس شرکت کردند. زنان از حدود ۶۱ کشور مستقیما در برگزاری</div>
<div id="_mcePaste">کنفرانس شرکت داشتند ولی همه آنها نتوانستند در کنفرانس شرکت کنند. برنامه را خانم آنساری گارتی ماگار سخنگوی پارلمان آغاز</div>
<div id="_mcePaste">کرد. بدنبال آن در ۱۴و ۱۵ مارس گروه های کاری با ۵۶۰ شرکت کننده در مورد ۱۰ مسئله بحث و گفتگو کردند.</div>
<div id="_mcePaste">در نشست عمومی ۱۶ و ۱۷ مارس ۷۴ نماینده از ۴۰ کشور ، ۱۳ کشور از آفریقا، ۴ کشور از آسیا، ۱۳ کشور از اروپا، ۴ کشور</div>
<div id="_mcePaste">از خاور میانه و ۹ کشور از آمریکای لاتین شرکت کردند.</div>
<div id="_mcePaste">زنان جوان و تعدادی مرد جوان که داوطلبانه حضور داشتند کارهای روزانه کنفرانس را انجام دادند.</div>
<div id="_mcePaste">اصول اعتقادی کنفرانس یعنی فراخوان به گروه های مبارز زنان و سازمان های زنان کارگر در همه جهان و کار فراگیرانه بر</div>
<div id="_mcePaste">اساس دموکراسی توانسته تعداد زیادی از زنان را که بر علیه ساختارهای پدر سالارانه و امپریالیسم وبرای رهایی زنان مبارزه می</div>
<div id="_mcePaste">کنند دور هم گرد آورد.</div>
<div id="_mcePaste">اهمیت این امربا توجه به شدت یافتن بحران های ناشی از امپریالیسم در سراسر دنیا و افزایش فشار زندگی به طبقات زحمتکش</div>
<div id="_mcePaste">بخصوص زنان هر چه بیشتر می شود. در نتیجه این بحران ها ما شاهد تشدید بیکاری و افزایش فقر هستیم. زنان در درجه اول شغل</div>
<div id="_mcePaste">خود را از دست می دهند ویا حقوقشان کمتر می شود. هنوز هم زنان در همه جا کمتر از مردان حقوق می گیرند.</div>
<div id="_mcePaste">آسیا با گسترش امپریالیسم با بحران شدیدتری مواجه است: بیکاری ، فقر، جابجایی ، و گسترش ستم طبقاتی. دولت های منطقه که</div>
<div id="_mcePaste">توسط طبقات ثروتمند اداره می شوند، منابع طبیعی منطقه را در اختیار سرمایه جهانی قرار داده اند. آنها همچنین کشورهای منطقه را</div>
<div id="_mcePaste">به روی امپریالیسم میلیتاریستی گشوده و در واقع جنگی مجازی بر علیه طبقات زحمتکش و زنان را آغاز کرده اند. همچنین</div>
<div id="_mcePaste">هنجارهای فئودالی حالکم بر اغلب مناطق در آسیا شرایط زندگی زنان را مشکل تر می نماید. زنان از نظر اجتماعی فرودست</div>
<div id="_mcePaste">محسوب می شوند و هزاران سنت دست و پا گیر این محدودیت ها را تشدید می کند. هزاران زن فقیر مجبور به مهاجرت از کشور</div>
<div id="_mcePaste">خود به دیگر مناطق شده اند ، بسیاری کارگر مهاجردر کشورهای منطقه خلیج فارس هستند. اینان از آزار و شکنجه به اضافه رنج</div>
<div id="_mcePaste">دور بودن از خانه و خانواده خود و زیر پا گذاشته شدن حقوق انسانی رنج می برند. کارگران مهاجر مجبورند مانند برده در خانه ها</div>
<div id="_mcePaste">بخصوص در منطقه خلیج فارس کار کنند. صد ها نفر از آنان در این راه جان خود را از دست می دهند.</div>
<div id="_mcePaste">در خاور میانه امپریالیسم جهانی در حال تغییر جغرافیای منطقه است. بیش از یک قرن است که زنان و مردان این منطقه از جنگ</div>
<div id="_mcePaste">در رنج هستند. اکنون دائش بطور سیستماتیک بر علیه زنان می جنگد. دائش می خواهد هر گونه جنبش زنان را از میان بردارد. آنها</div>
<div id="_mcePaste">نه تنها زنان را از میان بر می دارند بلکه بطور گسترده آنان را به بردگی می کشند. امروزه علاوه بر دائش، اختلافات فرقه ای قبیله</div>
<div id="_mcePaste">ای نیز به این مسائل افزوده است.</div>
<div id="_mcePaste">آفریقای شمالی که در ۲۰۱۱ آغازگر &amp;quot;بهار عرب&amp;quot; برای برقراری دموکراسی و عدالت اجتماعی و علیه نظام استبدادی حاکم بود،</div>
<div id="_mcePaste">هر چه بیشتر درمعرض چنگ امپریالیسم و جنگ افروزی اصول گرایی قرار می گیرد. در چند سال گذشته آفریقا مرکز تاراج</div>
<div id="_mcePaste">امپریالیستی می باشد. مردم آفریقا که خود را از چنگ کلنیالیسم رهانیده بودند اکنون در دست امپریالیسم قرار گرفته اند.</div>
<div id="_mcePaste">آمریکای لاتین که بر علیه آمریکا بلند شده و به دنیا نشان داده است که می توان سیستم های دیگری را نیز داشت دو باره شاهد</div>
<div id="_mcePaste">افزایش ارتجاع دست راستی می باشد. نتایج انتخابات در ونزوئلا و برزیل نشانگر این مسئله هستند.</div>
<div id="_mcePaste">در اروپا پیشرفت های بسیاری در حقوق زنان انجام گرفته است اما ستم مضاعف همچنان برقرار است. زنانی که خود را ارگانیزه</div>
<div id="_mcePaste">کرده و مبارزه می کنند مورد حملات سازمان های ضد کمونیستی هستند. این مبارزات زنان اروپایی را مستحکم تر می کند.</div>
<div id="_mcePaste">بحران های ناشی از امپریالیسم در آفریقای غربی و آفریقا موج جدیدی از پناهندگان را موجب شده است میلیون ها نفر بی خانمان</div>
<div id="_mcePaste">شده و به سمت اروپا روی آورده اند. اما در اینجا هم آنان را باز می گردانند. آنها با شرایط بسیار سختی به طور کلی و زنان به طور</div>
<div id="_mcePaste">اخص با خشونت مواجهند. هزاران مهاجر در مدیترانه جان خود را از دست داده اند. سیل مهاجران به اروپا را به دلیل مشکلات</div>
<div id="_mcePaste">مختلف در این کشورها مورد ملامت قرار می دهند.</div>
<div id="_mcePaste">در تمامی دنیا نیروهای فاشیستی و اصول گرا رو به افزایش هستند. در آمریکا، اروپا وآسیا ما شاهد گسترش فاشیزم و اصول گرایی</div>
<div id="_mcePaste">که در درجه اول زنان را مورد ضرب قرار می دهند هستیم. از طرف دیگر زنان بسیاری در مبارزات سیاسی فعال شده و برعلیه</div>
<div id="_mcePaste">ستم جنسی و نژاد پرستی مبارزه می کنند.</div>
<div id="_mcePaste">در تمامی دنیا آزادی زنان همچنان چالش انگیز است. ساختارهای پدرسالارانه مورد حمایت امپریالیسم مردم را به دو دسته تقسیم</div>
<div id="_mcePaste">کرده و زنان را مورد ستم قرار می دهند. اما زنان همچنان برعلیه امپریالیسم خود را متشکل می کنند. تعداد اندکی از مونوپول ها با</div>
<div id="_mcePaste">استفاده از مالکیت خصوصی دنیا را تحت سلطه خود دارند. فلسفه کاپیتالیسم عبارت است از شی ء ساختن و استفاده کردن از زنان به</div>
<div id="_mcePaste">عنوان وسیله ای برای تولید مثل. این در حالی است که نقش مردان در اجتماع نیز پایدار ساختن مالکیت خصوصی و رشد امپریالیسم</div>
<div id="_mcePaste">است. یک سال مانده به صدمین سالگرد انقلاب روسیه زنان همچنان از حقوق نابرابر ، نداشتن حقوق برابر در کار رنج می برند.</div>
<div id="_mcePaste">زنان هنوز به عنوان کالا محسوب شده و خرید و فروش می شوند. قانونی کردن روسپی گری در اروپا و سوء استفاده از حقوق زنان</div>
<div id="_mcePaste">به گسترش ساختارهای مافیایی کمک کرده است. این مسئله را حتی در ارتش برقراری صلح سازمان ملل هم می بینیم. در تمامی</div>
<div id="_mcePaste">مناطق جنگی روسپی خانه ها یی تشکیل می گردند که زنان جوان را مجبور به خود فروشی می نمایند.</div>
<div id="_mcePaste">اما علیرغم چیرگی مالکیت خصوصی – فئودالیسم ، نئو کلونیالیسم یا کاپیتالیسم- زنان برعلیه ساختارها و طرز تفکر پدرسالارانه و</div>
<div id="_mcePaste">امپریالیسم ایستادگی می کنند و در کشورهای مختلف خود را متشکل می نمایند.</div>
<div id="_mcePaste">با توجه به این مطالب کنفرانس جهانی زنان نقش اساسی بسیج کردن زنان مبارز در همه دنیا را با همگامی با مبارزات زنان دنیا به</div>
<div id="_mcePaste">عهده گرفته و تلاش دارد پلاتفرمی بین المللی ایجاد نماید که سلطه امپریالیسم و ساختارهای پدرسالارانه را به چالش می کشد. و این</div>
<div id="_mcePaste">دقیقا کاری است که همه ما در چند سال گذشته کرده ایم.</div>
<div id="_mcePaste">برگزاری این کنفرانس ۶ روزه کار بسیار سختی بود ولی ما موفق شدیم. ما از بعد از اولین کنفرانس در کاراکاس ونزوئلا در</div>
<div id="_mcePaste">۲۰۱۱ موفقیت های زیادی را به دست آوردیم. زنان بسیاری در جنبش سه روزه حرکت و تلاش در۸ مارس، ۱ ماه مه و ۲۵ نوامبر</div>
<div id="_mcePaste">شرکت کردند. آنان با مبادله اطلاعات بر علیه گسترش خشونت علیه زنان، جنگ، فاجعه های محیط زیستی، تعطیل کارگاه های</div>
<div id="_mcePaste">تولیدی و دزدی زمین مبارزه می کنند. حمایت از مبارزات روژاوا/سوریه فقط دفاع از جنبش زنان نبود بلکه حرکتی بود بر علیه</div>
<div id="_mcePaste">استعمار زنان وبرای برقراری دموکراسی و آزادی زنان. ما دریافتیم که می توان حتی دشمنی مثل دائش را به زانو در آورد. روژاوا</div>
<div id="_mcePaste">در کردستان نمونه ای است از آنچه زنان مبارز می توانند به دست آورند.</div>
<div id="_mcePaste">کنفرانس بین المللی زنان ساختارهایش و هماهنگی ها را گسترش داده است. ما آموختیم که با گسترش شبکه همکاری می توانیم هر</div>
<div id="_mcePaste">چه بیشتر فعالیت های سیاسی خود را افزایش داده و مستقل تر شویم. ما با تکیه بر منابع مالی گرد آمده توسط زنان این استقلال را</div>
<div id="_mcePaste">تحقق بیشتری بخشیدیم.</div>
<div id="_mcePaste">ما باید از برگذاری دومین کنفرانس هم درس هایی بگیریم. شعار &amp;quot;زنان قله های بلند را درمی نوردند&amp;quot; تحقق پذیرفت. اولا در نپال</div>
<div id="_mcePaste">زلزله ای خانمان برانداز رخ داد و بعد هندوستان با سیاست های گسترش طلبانه استقلال کشور نپال را مورد تهدید قرار داد. زنان</div>
<div id="_mcePaste">نپالی همراه دیگر اقشار جامعه از استقلال کشور خود دفاع می کنند. تشکیل دومین کنفرانس بین المللی زنان به این دلیل در خطر</div>
<div id="_mcePaste">بود. مسائل مالی مشکل بزرگ دوم بود. اما زنان شجاع نپالی و داوطلبان بین المللی توانستند بر این چالش پیروز شوند.</div>
<div id="_mcePaste">گسترش امپریالیسم ، فاجعه های زیست محیطی، بحران های اقتصادی و گسترش جنگ همچنان برای ما چالش هایی را به وجود می</div>
<div id="_mcePaste">آورند. اما در عین حال این مسائل باعث سازمان یافتگی زنان دنیا نیز می شوند. ما باید هر چه بیشتر در باره آلترناتیوها صحبت</div>
<div id="_mcePaste">کنیم. ما باید به دنبال پاسخی به سوالات خود بوده و نظراتمان را عمیق تر نماییم. به همین دلیل ما بحث های تئوریک را در</div>
<div id="_mcePaste">سمینارهای کنفرانس شروع کردیم. یکی از این بحث ها در باره آزادی زنان بود. هماهنگ کنندگان بین المللی موظف شده اند که</div>
<div id="_mcePaste">طرحی برای سمینارها و بحث های تئوریک مسائل زنان در فاصله دومین و سومین کنفرانس ایجاد نمایند. این سمینارها درکشورهای</div>
<div id="_mcePaste">مختلف انجام خواهد شد.</div>
<div id="_mcePaste">ما در حال شکل دادن حرکت بین المللی زنان بر اساس اصول بنیادی خود هستیم: اولا ما فرا حزبی هستیم. دوما کارها و تصمیمات</div>
<div id="_mcePaste">ما در فضایی دموکراتیک انجام می گیرند؛ سوما ما مستقل هستیم و خود را از یکدیگر جدا نمی کنیم. ما پایه های مالی خود را</div>
<div id="_mcePaste">مستحکم می کنیم. چهارم ما مثل جهان گرایان کار و فکر می کنیم. پنجم ما فرهنگ بحث دموکراتیک را پی می گیریم. و مهم تر از</div>
<div id="_mcePaste">همه ما می خواهیم حرکت اعتراضی زنان پیگیرانه انجام گردد.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید سرسختانه ساختارهای بین المللی و روابط محلی و منطقه ای خود را</div>
<div id="_mcePaste">گسترش دهیم. بیایید کارهای سازمانی خود را بهتر کنیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید ارتباطات خود را با استفاده از تکنولوژی و استفاده از امکانات ایمنی</div>
<div id="_mcePaste">گسترش دهیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید مبارزات خود را هماهنگ کنیم. در هر مبارزه زنان باید حس کنند که از</div>
<div id="_mcePaste">آنان حمایت می شود و دیگران از مبارزاتشان مطلع می شوند.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید فرهنگ و هویت خود را مستحکم کنیم. ما باید زنان و مردان دنیا را از</div>
<div id="_mcePaste">ساختارها و فرهنگ پدرسالارانه مطلع سازیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیاید از مواردی که زنان از خود دفاع می کنند و پاسخی قانونی به مشکلاتشان</div>
<div id="_mcePaste">می یابند حمایت کنیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید از دیگر مبارزات اجتماعی ، حرکت کارگران، کشاورزان، صلح جویی،</div>
<div id="_mcePaste">حمایت از محیط زیست و فعالان مبارزه با خشونت جنسی و یا تبعیض نژادی، مذهبی</div>
<div id="_mcePaste">و بطور خلاصه از هر که برای آزادی مبارزه می کند حمایت کنیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید آلترناتیوی برای سرمایه داری بیابیم. وضعیت زنان اگر وضعیت سیاسی،</div>
<div id="_mcePaste">اقتصادی و اجتماعی عوض نشود تغییر نخواهد کرد. برای ایجاد این تغییر جنبش زنان</div>
<div id="_mcePaste">باید با دیگر جنبش های انقلابی نزدیک شود.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید حرکت مبارزه طلبانه زنان را با هدفی شفاف شکل دهیم.</div>
<div id="_mcePaste">-بیایید جنبش زنان جوان را تقویت کنیم تا مسولیت آنان برای جنبش آینده زنان</div>
<div id="_mcePaste">فرا گرفته شود.</div>
<div id="_mcePaste">ما با الهام از موفقیت این کنفرانس به آینده نگاه می کنیم و منتظر برگزاری کنفرانس</div>
<div id="_mcePaste">بین المللی زنان در قاره ای دیگر در ۲۰۲۱ هستیم.</div>
<div id="_mcePaste">زنان جهان بلند ترین قله های جهان را فتح می کنند.</div>
<div id="_mcePaste">ما جامعه ای خواهیم ساخت که در آن زنان مورد تبعیض و بهره برداری قرار</div>
<div id="_mcePaste">نخواهند گرفت.</div>
<div id="_mcePaste">سیمین اصفهانی – مهرنوش کیان</div>
<p>دومین کنفرانس جهانی زنان در نپال – کاتماندو</p>
<p>http://conferenciamundialdemujeres.org/</p>
<p>( لطفا برای گزارشات کاملترو اطلاعات بیشتر به سایت بالا مراجعه کنید)<br />
در سال ۲۰۰۸ تعدادی از فعالان بین المللی جنبش زنان به پیشتهاد خانم مونیکا گردنرانگل (آلمان) مصمم به برگزاری کنفرانس بین<br />
المللی زنان گردیدند. همه امور برگزاری این کنفرانس، ازجمع آوری کمک های مالی برای برگزاری تا سازمان دهی و اجرای آن ،<br />
همگی توسط فعالین بین المللی جنبش زنان انجام می شود. تلاش بر این است که فعالین جنبش زنان هر پنج سال یکبار در یکی از<br />
کشورهای محروم جهان گرد هم آیند. اولین کنفرانس در سال ۲۰۱۱ در ونزوئلا برگزار گردید. پس از پنج سال، دومین کنفرانس<br />
زنان در نپال و با شعار &amp;quot;زنان بلند ترین قله ها را فتح می کنند&amp;quot; برگزار گردید. این مطلب گزارشی است مختصر از برنامه و<br />
چگونگی برگزاری این کنفرانس.<br />
در این کنفرانس حدود ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ زن از ۴۸ کشور مختلف دنیا شرکت کردند. متاسفانه با توجه به اینکه ایران یکی از زن<br />
ستیز ترین رژیم ها ی حاکم در جهان را داراست، از این کشور نماینده ای از تشکل های مستقل زنان چه در ایران و چه در خارج از<br />
ایران حضور نداشتند. خانم سیمین اصفهانی به طور فردی در کنفرانس حضور یافت. در طی ۶ روز کنفرانس شرکت کنندگان در<br />
باره موضوعات مختلف مبارزه برای آزادی زنان، نقش زنان در حرکت های انقلابی، ارتباط حرکت زنان و مبارزه طبقاتی و در<br />
باره نقش زنان در حرکت های آلترناتیو مثل حرکت های محیط زیستی و رهائی بخش گفتگو کردند. شعار &amp;quot; زنان بلند ترین قله ها را<br />
فتح می کنند&amp;quot; با آگاهی انتخاب شده بود. این شعار به دلیل برقراری کنفرانس در کاتماندو و رابطه این سرزمین با بلند ترین قله دنیا<br />
انتخاب گردید.<br />
کنفرانس زنان کار خود را با تظاهراتی با شرکت بیش از ۲۰۰۰ نفر در کاتماندو آغاز کرد و در همان روز موفق شد موافقت دولت<br />
برای اجازه ورود چند زن سوریه آی و زنی افغانی را بگیرد. از ورود این گروه به بهانه ناخوانا بودن پاسپورت ها جلوگیری شده<br />
بود. سپس رئیس پارلمان نپال خانم آنساری گارتی ماگار کنفرانس را با سخنانی آغاز کرد. نپال یکی از فقیرترین کشورهای جهان<br />
است. زلزله هولناک سال گذشته مناطق بسیاری را در این کشور تخریب کرده و به مشکلات اقتصادی آن که قبلا هم از بلوکه تجاری<br />
هند رنج می برد، افروده است. ۸۰% زنان این کشور هنوز بی سواد هستند. با این حال در چند سال گذشته در مورد مساوات زنان<br />
حرکت های مثبت بسیاری انجام داده است. این موضوع را می توان در پشتیبانی و مشارکت زنان درهمه عرصه ها مشاهده کرد.<br />
در روز دوم و سوم کنفرانس شرکت کنندگان در ۱۰ گروه کاری تقسیم شده و در مورد موضوعات مختلف بحث و گفتگو کردند. این<br />
گروه ها عبارتند از:<br />
۱٫امپریالیسم، کاپیتالیسم و ستم بر علیه زنان<br />
۲٫حرکت های زنان و فمینیسم (حرکت زنان کرد، کردستان عراق، ترکیه و روژاوا)<br />
۳٫جنگ و نقش زنان در جنبش های آزادی طلبانه و مبارزه برای استقلال<br />
۴٫زنان شاغل، نقش آنان در مبارزه طبقاتی و اتحادیه ها<br />
۵٫زنان جوان، موقعیت آنان و تلاش هایشان در آموزش، کار، ورزش و فعالیت های تفریحی؛ شرکت آنان در حرکت های زنان و<br />
۶٫زنان برای حفظ کره زمین مبارزه می کنند؛ زنان و حرکت های محیط زیستی<br />
۷٫مبارزه برای آزادی زنان<br />
۸٫شکست سکوت. مبارزه بر علیه خشونت جنسی در زمان جنگ و هنگام فرار از جنگ<br />
۹٫زندگی و مشکلات زنان در مناطق روستایی.<br />
۱۰٫نقش زنان در ارتش های رهایی بخش در تصمیات استراتژیک و سیاسی<br />
در روز چهارم و پنجم همه گروه های کاری گزارش خود را به کنفرانس ارائه کرده و بحث وتبادل نظر ها در سالن عمومی نیز<br />
ادامه یافت. حدود ۵۰ قطعنامه تصویب شده نشانگر وسعت طیف شرکت کنندگان است. این قطعنامه ها در طول ۶ روز و در نتیجه<br />
۱۰ گروه کاری تهیه شدند و در طی این مدت هم سخنرانان مختلف موضوعات متفاوتی را مطرح نمودند.علاوه بر بحث های انجام<br />
شده در گروه های کاری ، چهار نفر به عنوان نماینده چهار قاره آسیا، اروپا، آمریکا و افریقا از طرف شرکت کنندگان انتخاب شدند.<br />
این چهار نقر جداگانه در مورد مسائل زنان در قاره های یاد شده گزارش کاملی را ارائه کردند. علاوه بر این گزارشات جامع به<br />
نماینده هر کشور ۵ دقیقه وقت داده شد که در صورت لزوم نکات تکمیلی را به جمع ارائه نمایند. خانم سیمین اصفهانی از این<br />
فرصت داده شده برای صحبت در باره قوانین مذهبی زن ستیز در ایران استفاده نمود. این بخش از صحبت در تکمیل وقت اختصاص<br />
یافته به نمایندگان زنان کرد از چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه صورت گرفت. این نمایندگان تنها شرکت کنندگانی بودند<br />
که به مسائل زنان ایران اشاره نموده و خواهان محکوم کردن رژیم ایران به دلیل قوانین زن ستیزانه و زندانی کردن و اعدام هزاران<br />
زن مبارز سیاسی در ایران شدند.. گزارش زنان مصر یاد آور تجربه جنبش زنان ایران بود. نماینده مصر در باره نقش کلیدی زنان<br />
در مبارزه با رژیم مبارک صحبت نمود. وی همچنین یاد آور شد که زنان همچنان در دوران کوتاه حکومت اخوان المسلمین و رژیم<br />
نظامی مرسی در مبارزه برای حفظ حقوق خود به زندان ها افکنده ، شکنجه شده و به مرگ محکوم می گردند. نظام حاکم بر مصر<br />
خواهان حاشیه نشین کردن زنان و تثبیت سلطه مردان بر زندگی آنان است. نمونه چشمگیر دیگری از مبارزات زنان که بسیار بر آن<br />
تاکید شد، مبارزه مسلحانه زنان روژوا در کردستان سوریه بود. آنها تاکید داشتند که مسئله زنان مسئله ای جهانی است و با مذهب و<br />
یا ناسیونالیسم قابل حل نیست.زنان باید برای بهبود بخشیدن به وضعیت خود در منطقه خاورمیانه در همه عرصه ها حضور داشته<br />
باشند. در همین قسمت به ادامه کشتار و تجاوز اسرائیل و مبارزات زنان فلسطین برای احقاق حقوق خود نیز اشاره شد.<br />
در روز ششم انتقادات ، پیشنهادات، جمع بندی و نکات تکمیلی برای تشکیل کنفرانس آینده مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.<br />
دراین روز تصمیم گرفته شد که کنفرانس بعدی در سال ۲۰۲۱ در قاره آفریقا تشکیل شود. همچنین در این روز و روز هفتم بحث<br />
های مفصلی در باره قطعنامه پایانی کنفرانس انجام گرفت. این قطعنامه ضمیمه این گزارش شده است. در عین حال در روز هفتم<br />
برنامه های هنری رقص ، موسیقی و تئاتر با تمرکز بر رنج ها و شادی های زنان ارائه گردید. زبان اصلی کنفرانس انگلیسی بود<br />
ولی همه گزارشات همزمان به عربی، آلمانی، نپالی، اسپانیایی و روسی ترجمه می گردید. همچنین در پایان کنفرانس خانم پرزیدنت<br />
بیدهایا دوی بانداری تعدادی از شرکت کنندگان در کنفرانس را به حضور پذیرفت. پرزیدنت و رئیس مجلس نپال هر دو چند ماهی<br />
بیشتر نیست که در پست های خود مشغول به کار هستند و همچنین این برای اولین بار است که زنان در این پست ها انتخاب می<br />
شوند. علیرغم حضور گسترده وسائل ارتباط جمعی و اکثر پخش گزارشات این کنفرانس به صورت زنده در برخی کشورهای<br />
آمریکای لاتین و آسیا، این کنفرانس در رسانه های غربی هیچ انعکاسی نداشت.<br />
قطعنامه پایانی کنفرانس بین المللی زنان<br />
زنان بلند ترین قله های دنیا را فتح خواهند کرد!<br />
کاتماندو، ۱۷ مارس ۲۰۱۶<br />
دومین کنفرانس بین المللی زنان در کاتماندو با شعار &amp;quot; زنان بلند ترین قله ها را در می نوردند&amp;quot; از ۱۳ تا ۱۸ مارس ۲۰۱۶ در نپال<br />
برگزار شد. ۲۰۰۰ زن و تعدادی از مردان در راه پیمایی گشایش کنفرانس در ۱۳ مارس شرکت کردند. ۱۳۰۰ نفر از ۴۸ کشور،<br />
شامل حدود ۲۰۰ نفر از نپال و داوطلبان بین المللی در این کنفرانس شرکت کردند. زنان از حدود ۶۱ کشور مستقیما در برگزاری<br />
کنفرانس شرکت داشتند ولی همه آنها نتوانستند در کنفرانس شرکت کنند. برنامه را خانم آنساری گارتی ماگار سخنگوی پارلمان آغاز<br />
کرد. بدنبال آن در ۱۴و ۱۵ مارس گروه های کاری با ۵۶۰ شرکت کننده در مورد ۱۰ مسئله بحث و گفتگو کردند.<br />
در نشست عمومی ۱۶ و ۱۷ مارس ۷۴ نماینده از ۴۰ کشور ، ۱۳ کشور از آفریقا، ۴ کشور از آسیا، ۱۳ کشور از اروپا، ۴ کشور<br />
از خاور میانه و ۹ کشور از آمریکای لاتین شرکت کردند.<br />
زنان جوان و تعدادی مرد جوان که داوطلبانه حضور داشتند کارهای روزانه کنفرانس را انجام دادند.<br />
اصول اعتقادی کنفرانس یعنی فراخوان به گروه های مبارز زنان و سازمان های زنان کارگر در همه جهان و کار فراگیرانه بر<br />
اساس دموکراسی توانسته تعداد زیادی از زنان را که بر علیه ساختارهای پدر سالارانه و امپریالیسم وبرای رهایی زنان مبارزه می<br />
کنند دور هم گرد آورد.<br />
اهمیت این امربا توجه به شدت یافتن بحران های ناشی از امپریالیسم در سراسر دنیا و افزایش فشار زندگی به طبقات زحمتکش<br />
بخصوص زنان هر چه بیشتر می شود. در نتیجه این بحران ها ما شاهد تشدید بیکاری و افزایش فقر هستیم. زنان در درجه اول شغل<br />
خود را از دست می دهند ویا حقوقشان کمتر می شود. هنوز هم زنان در همه جا کمتر از مردان حقوق می گیرند.<br />
آسیا با گسترش امپریالیسم با بحران شدیدتری مواجه است: بیکاری ، فقر، جابجایی ، و گسترش ستم طبقاتی. دولت های منطقه که<br />
توسط طبقات ثروتمند اداره می شوند، منابع طبیعی منطقه را در اختیار سرمایه جهانی قرار داده اند. آنها همچنین کشورهای منطقه را<br />
به روی امپریالیسم میلیتاریستی گشوده و در واقع جنگی مجازی بر علیه طبقات زحمتکش و زنان را آغاز کرده اند. همچنین<br />
هنجارهای فئودالی حالکم بر اغلب مناطق در آسیا شرایط زندگی زنان را مشکل تر می نماید. زنان از نظر اجتماعی فرودست<br />
محسوب می شوند و هزاران سنت دست و پا گیر این محدودیت ها را تشدید می کند. هزاران زن فقیر مجبور به مهاجرت از کشور<br />
خود به دیگر مناطق شده اند ، بسیاری کارگر مهاجردر کشورهای منطقه خلیج فارس هستند. اینان از آزار و شکنجه به اضافه رنج<br />
دور بودن از خانه و خانواده خود و زیر پا گذاشته شدن حقوق انسانی رنج می برند. کارگران مهاجر مجبورند مانند برده در خانه ها<br />
بخصوص در منطقه خلیج فارس کار کنند. صد ها نفر از آنان در این راه جان خود را از دست می دهند.<br />
در خاور میانه امپریالیسم جهانی در حال تغییر جغرافیای منطقه است. بیش از یک قرن است که زنان و مردان این منطقه از جنگ<br />
در رنج هستند. اکنون دائش بطور سیستماتیک بر علیه زنان می جنگد. دائش می خواهد هر گونه جنبش زنان را از میان بردارد. آنها<br />
نه تنها زنان را از میان بر می دارند بلکه بطور گسترده آنان را به بردگی می کشند. امروزه علاوه بر دائش، اختلافات فرقه ای قبیله<br />
ای نیز به این مسائل افزوده است.<br />
آفریقای شمالی که در ۲۰۱۱ آغازگر &amp;quot;بهار عرب&amp;quot; برای برقراری دموکراسی و عدالت اجتماعی و علیه نظام استبدادی حاکم بود،<br />
هر چه بیشتر درمعرض چنگ امپریالیسم و جنگ افروزی اصول گرایی قرار می گیرد. در چند سال گذشته آفریقا مرکز تاراج<br />
امپریالیستی می باشد. مردم آفریقا که خود را از چنگ کلنیالیسم رهانیده بودند اکنون در دست امپریالیسم قرار گرفته اند.<br />
آمریکای لاتین که بر علیه آمریکا بلند شده و به دنیا نشان داده است که می توان سیستم های دیگری را نیز داشت دو باره شاهد<br />
افزایش ارتجاع دست راستی می باشد. نتایج انتخابات در ونزوئلا و برزیل نشانگر این مسئله هستند.<br />
در اروپا پیشرفت های بسیاری در حقوق زنان انجام گرفته است اما ستم مضاعف همچنان برقرار است. زنانی که خود را ارگانیزه<br />
کرده و مبارزه می کنند مورد حملات سازمان های ضد کمونیستی هستند. این مبارزات زنان اروپایی را مستحکم تر می کند.<br />
بحران های ناشی از امپریالیسم در آفریقای غربی و آفریقا موج جدیدی از پناهندگان را موجب شده است میلیون ها نفر بی خانمان<br />
شده و به سمت اروپا روی آورده اند. اما در اینجا هم آنان را باز می گردانند. آنها با شرایط بسیار سختی به طور کلی و زنان به طور<br />
اخص با خشونت مواجهند. هزاران مهاجر در مدیترانه جان خود را از دست داده اند. سیل مهاجران به اروپا را به دلیل مشکلات<br />
مختلف در این کشورها مورد ملامت قرار می دهند.<br />
در تمامی دنیا نیروهای فاشیستی و اصول گرا رو به افزایش هستند. در آمریکا، اروپا وآسیا ما شاهد گسترش فاشیزم و اصول گرایی<br />
که در درجه اول زنان را مورد ضرب قرار می دهند هستیم. از طرف دیگر زنان بسیاری در مبارزات سیاسی فعال شده و برعلیه<br />
ستم جنسی و نژاد پرستی مبارزه می کنند.<br />
در تمامی دنیا آزادی زنان همچنان چالش انگیز است. ساختارهای پدرسالارانه مورد حمایت امپریالیسم مردم را به دو دسته تقسیم<br />
کرده و زنان را مورد ستم قرار می دهند. اما زنان همچنان برعلیه امپریالیسم خود را متشکل می کنند. تعداد اندکی از مونوپول ها با<br />
استفاده از مالکیت خصوصی دنیا را تحت سلطه خود دارند. فلسفه کاپیتالیسم عبارت است از شی ء ساختن و استفاده کردن از زنان به<br />
عنوان وسیله ای برای تولید مثل. این در حالی است که نقش مردان در اجتماع نیز پایدار ساختن مالکیت خصوصی و رشد امپریالیسم<br />
است. یک سال مانده به صدمین سالگرد انقلاب روسیه زنان همچنان از حقوق نابرابر ، نداشتن حقوق برابر در کار رنج می برند.<br />
زنان هنوز به عنوان کالا محسوب شده و خرید و فروش می شوند. قانونی کردن روسپی گری در اروپا و سوء استفاده از حقوق زنان<br />
به گسترش ساختارهای مافیایی کمک کرده است. این مسئله را حتی در ارتش برقراری صلح سازمان ملل هم می بینیم. در تمامی<br />
مناطق جنگی روسپی خانه ها یی تشکیل می گردند که زنان جوان را مجبور به خود فروشی می نمایند.<br />
اما علیرغم چیرگی مالکیت خصوصی – فئودالیسم ، نئو کلونیالیسم یا کاپیتالیسم- زنان برعلیه ساختارها و طرز تفکر پدرسالارانه و<br />
امپریالیسم ایستادگی می کنند و در کشورهای مختلف خود را متشکل می نمایند.<br />
با توجه به این مطالب کنفرانس جهانی زنان نقش اساسی بسیج کردن زنان مبارز در همه دنیا را با همگامی با مبارزات زنان دنیا به<br />
عهده گرفته و تلاش دارد پلاتفرمی بین المللی ایجاد نماید که سلطه امپریالیسم و ساختارهای پدرسالارانه را به چالش می کشد. و این<br />
دقیقا کاری است که همه ما در چند سال گذشته کرده ایم.<br />
برگزاری این کنفرانس ۶ روزه کار بسیار سختی بود ولی ما موفق شدیم. ما از بعد از اولین کنفرانس در کاراکاس ونزوئلا در<br />
۲۰۱۱ موفقیت های زیادی را به دست آوردیم. زنان بسیاری در جنبش سه روزه حرکت و تلاش در۸ مارس، ۱ ماه مه و ۲۵ نوامبر<br />
شرکت کردند. آنان با مبادله اطلاعات بر علیه گسترش خشونت علیه زنان، جنگ، فاجعه های محیط زیستی، تعطیل کارگاه های<br />
تولیدی و دزدی زمین مبارزه می کنند. حمایت از مبارزات روژاوا/سوریه فقط دفاع از جنبش زنان نبود بلکه حرکتی بود بر علیه<br />
استعمار زنان وبرای برقراری دموکراسی و آزادی زنان. ما دریافتیم که می توان حتی دشمنی مثل دائش را به زانو در آورد. روژاوا<br />
در کردستان نمونه ای است از آنچه زنان مبارز می توانند به دست آورند.<br />
کنفرانس بین المللی زنان ساختارهایش و هماهنگی ها را گسترش داده است. ما آموختیم که با گسترش شبکه همکاری می توانیم هر<br />
چه بیشتر فعالیت های سیاسی خود را افزایش داده و مستقل تر شویم. ما با تکیه بر منابع مالی گرد آمده توسط زنان این استقلال را<br />
تحقق بیشتری بخشیدیم.<br />
ما باید از برگذاری دومین کنفرانس هم درس هایی بگیریم. شعار &amp;quot;زنان قله های بلند را درمی نوردند&amp;quot; تحقق پذیرفت. اولا در نپال<br />
زلزله ای خانمان برانداز رخ داد و بعد هندوستان با سیاست های گسترش طلبانه استقلال کشور نپال را مورد تهدید قرار داد. زنان<br />
نپالی همراه دیگر اقشار جامعه از استقلال کشور خود دفاع می کنند. تشکیل دومین کنفرانس بین المللی زنان به این دلیل در خطر<br />
بود. مسائل مالی مشکل بزرگ دوم بود. اما زنان شجاع نپالی و داوطلبان بین المللی توانستند بر این چالش پیروز شوند.<br />
گسترش امپریالیسم ، فاجعه های زیست محیطی، بحران های اقتصادی و گسترش جنگ همچنان برای ما چالش هایی را به وجود می<br />
آورند. اما در عین حال این مسائل باعث سازمان یافتگی زنان دنیا نیز می شوند. ما باید هر چه بیشتر در باره آلترناتیوها صحبت<br />
کنیم. ما باید به دنبال پاسخی به سوالات خود بوده و نظراتمان را عمیق تر نماییم. به همین دلیل ما بحث های تئوریک را در<br />
سمینارهای کنفرانس شروع کردیم. یکی از این بحث ها در باره آزادی زنان بود. هماهنگ کنندگان بین المللی موظف شده اند که<br />
طرحی برای سمینارها و بحث های تئوریک مسائل زنان در فاصله دومین و سومین کنفرانس ایجاد نمایند. این سمینارها درکشورهای<br />
مختلف انجام خواهد شد.<br />
ما در حال شکل دادن حرکت بین المللی زنان بر اساس اصول بنیادی خود هستیم: اولا ما فرا حزبی هستیم. دوما کارها و تصمیمات<br />
ما در فضایی دموکراتیک انجام می گیرند؛ سوما ما مستقل هستیم و خود را از یکدیگر جدا نمی کنیم. ما پایه های مالی خود را<br />
مستحکم می کنیم. چهارم ما مثل جهان گرایان کار و فکر می کنیم. پنجم ما فرهنگ بحث دموکراتیک را پی می گیریم. و مهم تر از<br />
همه ما می خواهیم حرکت اعتراضی زنان پیگیرانه انجام گردد.<br />
-بیایید سرسختانه ساختارهای بین المللی و روابط محلی و منطقه ای خود را<br />
گسترش دهیم. بیایید کارهای سازمانی خود را بهتر کنیم.<br />
-بیایید ارتباطات خود را با استفاده از تکنولوژی و استفاده از امکانات ایمنی<br />
گسترش دهیم.<br />
-بیایید مبارزات خود را هماهنگ کنیم. در هر مبارزه زنان باید حس کنند که از<br />
آنان حمایت می شود و دیگران از مبارزاتشان مطلع می شوند.<br />
-بیایید فرهنگ و هویت خود را مستحکم کنیم. ما باید زنان و مردان دنیا را از<br />
ساختارها و فرهنگ پدرسالارانه مطلع سازیم.<br />
-بیاید از مواردی که زنان از خود دفاع می کنند و پاسخی قانونی به مشکلاتشان<br />
می یابند حمایت کنیم.<br />
-بیایید از دیگر مبارزات اجتماعی ، حرکت کارگران، کشاورزان، صلح جویی،<br />
حمایت از محیط زیست و فعالان مبارزه با خشونت جنسی و یا تبعیض نژادی، مذهبی<br />
و بطور خلاصه از هر که برای آزادی مبارزه می کند حمایت کنیم.<br />
-بیایید آلترناتیوی برای سرمایه داری بیابیم. وضعیت زنان اگر وضعیت سیاسی،<br />
اقتصادی و اجتماعی عوض نشود تغییر نخواهد کرد. برای ایجاد این تغییر جنبش زنان<br />
باید با دیگر جنبش های انقلابی نزدیک شود.<br />
-بیایید حرکت مبارزه طلبانه زنان را با هدفی شفاف شکل دهیم.<br />
-بیایید جنبش زنان جوان را تقویت کنیم تا مسولیت آنان برای جنبش آینده زنان<br />
فرا گرفته شود.<br />
ما با الهام از موفقیت این کنفرانس به آینده نگاه می کنیم و منتظر برگزاری کنفرانس<br />
بین المللی زنان در قاره ای دیگر در ۲۰۲۱ هستیم.<br />
زنان جهان بلند ترین قله های جهان را فتح می کنند.<br />
ما جامعه ای خواهیم ساخت که در آن زنان مورد تبعیض و بهره برداری قرار<br />
نخواهند گرفت.<br />
سیمین اصفهانی – مهرنوش کیان</p>
<div id="_mcePaste">http://conferenciamundialdemujeres.org/</div>
<p>( لطفا برای گزارشات کاملترو اطلاعات بیشتر به سایت بالا مراجعه کنید)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2391/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر زن نبودم، مرد هم نبودم/ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2383/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2383/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2015 18:34:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2383/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2383/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://ichef-1.bbci.co.uk/news/ws/624/amz/worldservice/live/assets/images/2015/11/21/151121094652_100women_640x360__nocredit.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="" title="" /></a>بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان خواهد داشت با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی کوتاه با این عنوان برای‌مان بنویسند: اگر زن نبودم؛ یادداشتی درباره خودشان و اینکه با توجه به جایگاه اجتماعی که اکنون دارند که شاید به دلیل زن بودن...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2383/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em>بی‌بی‌سی فارسی مانند سالهای گذشته، امسال هم صفحه ویژه‌ای درباره زنان خواهد داشت با عنوان ۱۰۰ زن. به همین مناسبت از زنان موفق جامعه خواسته‌ایم که مطلبی کوتاه با این عنوان برای‌مان بنویسند: اگر زن نبودم؛ یادداشتی درباره خودشان و اینکه با توجه به جایگاه اجتماعی که اکنون دارند که شاید به دلیل زن بودن برای رسیدن به هدفشان دشواری‌های فراوانی را پشت سرگذاشته که احتمالا همکاران مردشان کاملا از این مشکلات به دور بودند، اگر زن نبودند در چه موقعیتی قرار داشتند.</em></p>
<p>شادی امین، فعال حقوق همجنسگرایان از روزی می‌گوید که دوآلیسم زنانه مردانه در جهان وجود نداشته باشد.</p>
<p>_________________________________________________________</p>
<p><img src="http://ichef-1.bbci.co.uk/news/ws/624/amz/worldservice/live/assets/images/2015/11/21/151121094652_100women_640x360__nocredit.jpg" alt="" width="640" height="360" />Image copyright</p>
<p>از من خواستید به عنوان یک &#8220;زن&#8221; موفق مطلبی برای ویژه امسالتان بنویسم. نمی‌دانم معیار شما برای &#8220;زن&#8221; بودن و یا &#8220;موفق&#8221; بودن چیست که مرا انتخاب کرده اید، با اینجال به درخواست شما پاسخ مثبت می‌دهم.</p>
<p>در جهانی که در مقابل موفقیت زنان صدها مانع و سنگ اجتماعی وجود دارد، نظم ناعادلانه ای تمام زندگی ما را فراگرفته است، نمی دانم معیار موفقیت چیست؟ من اما به سهم خودم توانسته ام با برخی از این موانع مقابله کنم و بر جهان پیرامونم تاثیرگزار باشم. این به این معنی نیست که شکست را تجربه نکرده و یا نمی کنم. به هیچ وجه. بارها و بارها از بی عدالتی و نابرابری ها رنجیده ام و در مقابل نیروی سازمان یافته و فزاینده شان شکست خورده ام، اما ایستاده ام و این ایستادگی برای من ارزشی است فرای زنانگی یا مردانگی.</p>
<p>من به تجربه زندگی‌ام آنقدرها هم &#8220;زن&#8221; نیستم. لااقل زنی که همیشه و در همه جا می بینید نیستم. کمی یا بیشتر جور دیگری هستم. آنطور که دلم می خواهد باشم، هستم. اگر زن نبودم، با خصوصیاتی که از خودم می شناسم، قطعا مرد هم نبودم، لااقل مرد معمول هم نبودم. آری، من اگر زن نبودم، همین بودم که هستم. انسانی فرای مرزهای تعیین شده جنسی و جنسیتی که خود تعیین می کند چه بپوشد، عاشق چه کسی بشود و چگونه سخن بگوید، موهایش چه شکلی باشد و یا چگونه راه برود، چه بازی‌هایی را دوست بدارد و یا چه شغلی داشته باشد.</p>
<p><em><strong>___________________________________</strong></em></p>
<p><em><strong>من اگر&#8221;زن&#8221; نبودم، همین بودم که هستم. خوب یا بد، اما می‌دانم اگر زن نبودم و یک &#8220;مرد معمولی&#8221; بودم، در این جهان &#8220;موفق&#8221; تر بودم. نه برای اینکه قدرتمند تر و تواناتر می شدم، ابدا، بل به این علت که جهان در مجموع و نه همیشه با مردانگی و مرد بودن مهربان تر است.</strong></em></p>
<p><em><strong>_____________________________________</strong></em></p>
<p>من اگر&#8221;زن&#8221; نبودم، همین بودم که هستم. خوب یا بد، اما می‌دانم اگر زن نبودم و یک &#8220;مرد معمولی&#8221; بودم، در این جهان &#8220;موفق&#8221; تر بودم. نه برای اینکه قدرتمند تر و تواناتر می شدم، ابدا، بل به این علت که جهان در مجموع و نه همیشه با مردانگی و مرد بودن مهربان تر است.</p>
<p>با همه اینها اما من با تمام علائم اولیه و ثانویه جنسی زنانه بدنیا آمدم پس من یک زن هستم. اما چه خوب است که می شود زنی بود که زن نیست و در عین حال نه مرد بود و نه آرزومند آن. کاش این جهان دو قطبی در این روزهای گرماگرم مبارزه با خشونت علیه زنان به چالش کشیده شود. کاش این دوآلیسم جنسی، زمانی در نظر ما و در زندگی ما غیر ضرور آید.</p>
<p>قدم‌های اولیه شکستن این نگاه مبتنی بر دوگانه جنسی زن و مرد در جامعه ایرانی برداشته شده. هر کدام قدم کوچک دیگری برداریم. بچه‌هایمان را با آبی و صورتی قاب نکنیم. آنها نیازمند و آرزومند رنگ‌های بیشتری هستند. من اگر زن نبودم، باز شادی امین بودم.</p>
<p>منبع:</p>
<p>http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151121_l44_100w_amin_ifiwere</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2383/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;ضد زن&#8221;، تنها یک فحش حقیر؟ &#8220;ضد مرد&#8221;، یک ضد ارزش؟ شادی امین</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2356/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2356/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Dec 2014 23:57:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عليه خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2356/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2356/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://news.gooya.com/politics/archives/images/ShadiAmin.gif" class="alignright wp-post-image tfe" alt="شادی امین" title="" /></a>ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان در روزهای اخیر در شبکه های مجازی حول مقوله سکسیسم (یا جنسیت گرایی)...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2356/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><img src="http://news.gooya.com/politics/archives/images/ShadiAmin.gif" alt="شادی امین" width="50" height="65" /></div>
<p>ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان<a name="more"></a></p>
<p>در روزهای اخیر در شبکه های مجازی حول مقوله سکسیسم (یا جنسیت گرایی) بحث های بسیاری در جریان بوده است. از نقد طنز مهدی ژوله که اشارات &#8220;طنز&#8221; آلوده درباره &#8220;کلودیا رومانی&#8221; مدل ایتالیایی که اعلام شده است، به عنوان اولین داور زن ایتالیا در رقابت‌های لیک حرفه‌ای مردان ظاهر خواهد شد، تا برنامه اخیر &#8220;طنز&#8221;آلوده &#8220;مکس امینی&#8221; در صدای آمریکا و شوخی های مجری برنامه درباره آئین شوهر یابی و شوهر داری زنان، استفاده از واژه هایی چون &#8220;ترشیده&#8221;، اشاره به توجه زنان به دارایی مردان و کارت اعتباریشان همچون مهمترین معیار در انتخاب شوهر.</p>
<p>استاتوس مهدی ژوله هزاران لایک خورد و نزدیک به هزار بارنیز بازنشر شد و مدافعین بسیاری را به دنبال خود کشاند. برنامه مکس امینی نیز با تحلیل های متفاوتی روبرو شد و عده ای اعتراض به این برنامه را &#8220;حساسیت&#8221; بی مورد دانستند.</p>
<p>اما زنان بسیاری به همراه برخی از فعالین حوزه برابری جنسیتی، با نوشتن نامه های جمعی و یا بیان اعتراضات فردی به اشکال مختلف تلاش کردند نشان دهند که جوک های سکسیستی بخشی از ابزار تحقیر و برپایی بساط نابرابری زن و مرد و سلطه مردسالاری است. هرچند برخی مردان و زنان همراه‌شان در پاسخ نوشتند: &#8220;خانم های فمینیست و فمینازیسم و فمیفاشیست وارد دور شده و باز ضدیتشان با مردان را به نمایش گذاشته اند.&#8221;</p>
<p>زنانی که با این اعتراضات همراه شده و یا مطلبی نگاشته بودند هم متهم به ضدیت با مردان و &#8220;ضد مرد&#8221; بودن شده و حملات شخصی بسیاری را متحمل شدند. مردان، سخت پشت هم ایستادند و به مطالب یکدیگر لایک زدند ودر تایید یکدیگراسمایلی گذاشتند. در این میان تنها تعداد معدودی از مردان بودند که علنا مرز خود را با چنین شیوه تقویت سکسیسم و تحقیر زنان روشن کرده و آشکارا به مقابله با آن برخاستند و یا بر علیه آن مطلب نوشتند. (۱)</p>
<p>زنان نیز همه و یکپارچه مخالف این طرز رفتار &#8220;نوشتاری&#8221; و این خشونت بر علیه زنان نبودند. زنان بسیاری آرزوی انقراض فمینیست ها را کردند و به آقای ژوله اطمینان دادند که پشت امثال او ایستاده اند و هرگز با هیچ زنی علیه قدرت سرکوبگر مردان هم صدا نخواهند شد.</p>
<p>زنان در زندگی روزمره یاد داده می شوند که از استراتژی های متفاوتی برای بقا استفاده کنند. استراتژی همراهی مستقیم با مردان و استراتژی میانجیگری.</p>
<p>به قول آدرین ریچ &#8220;زنان با دلگرمی دادن به مردان و در کنار آنان قرار گرفتن، برای خود جایگاهی نزدیک به قدرت دست و پا می کنند، با این توهم که مردان آنان را در قدرت خود سهیم کنند.&#8221; امری که تا کنون نه عینیت یافته و نه عینیت خواهد یافت.</p>
<p>این استراتژی &#8220;همراهی&#8221; مرا به یاد سندروم استکهلم می اندازد. سندرومی که فرد قربانی خود را با سرکوبگرانش تعریف می کند و حیات خود را به تایید سرکوبگرانش وابسته می داند. قدردان کوچکترین امتیازات اهدایی او می شود و حاضر است هر کاری بکند تا سرکوبگرانش را راضی کند. این موضوع به ویژه در مورد بسیاری از زنانی که خشونت حاد تجربه کرده اند به کرات مشاهده شده است. این زنان در گرداب این خشونت، هویت مستقل و اعتماد به نفس شان را آنچنان از دست می دهند که تنها با نزدیک شدن به قدرت مردان هویت می یابند.</p>
<p>آنها به رهایی خود بدون تایید سرکوبگرانشان ناباورند. به دیگر قربانیان به دیده تحقیر می نگرند و مبارزه و مقاومت آنان را تهدیدی برای بقا و حیات خود می دانند. این، همان امری است که زنان را وا می دارد تا در کنار مردان ایستاده و تحقیر و سرکوب زنان را تحسین کرده یا خود ان را اجرا کنند. این قدرت مداری زاییده مناسبات نابرابر قدرت و فرو دستی زنان است.</p>
<p>این شراکت ظاهری در قدرت، اما استراتژی بقای دیگری را نیز پیش پای زنان قرار می دهد. زنان بسیاری به استراتژی میانجیگری روی می اورند. آنها نیز به جای مقابله با این بی حقوقی دائم، به سرکوبگران و مردان صاحب امتیاز چشمک زده و با آنها هم پیمان می شوند. البته به زنان معترض نیز نجوا می کنند که حق باشماست ولی روش‌تان درست نیست! امیدشان هم این است که از تضاد دو جنس و تقابل دو جنس جلوگیری کنند. استراتژی &#8220;میانجیگری&#8221; از سوی مردان همیشه مورد استقبال قرار گرفته و زنان را برای دست یازی به آن تحریک می کنند. این استراتژی مانع از تقویت صفوف زنان در مقابله با مردسالاری خشن و عنان گسیخته‌ای است که هر روزه زندگی آنان را هدف قرار داده است.</p>
<p>وقتی شما از این دو استراتژی فاصله می‌گیرید و استراتژی مبارزه شفاف و صریح با مناسبات موجود را در دستور کار خود قرار می دهید، به قدرت خود متکی هستید و در سخنان‌تان از منافع خود و هم جنسان‎تان سخن می گویید و این فالوس محوری را به چالش می کشید، متهم به &#8220;ضدیت بامردان&#8221; شده و لقب &#8220;ضد مرد&#8221; می گیرید و این صفت آنقدر بار معنایی منفی دارد که انگارضد مرد، یعنی ضد انسان! یعنی ضد ارزش!</p>
<p>بی دلیل نیست که انرژی بسیاری از زنان که خود در سیطره بندهای مردسالاری گرفتارند و از آن رنج می برند، صرف تلاش برای نشان دادن این است که فمینیست با آن&#8221;معنای ضد مردش&#8221; نیستند. یا اصلا &#8220;فمینیست&#8221; و &#8220;ضد مرد&#8221; نیستند.</p>
<p>اما چرا کمتر می بینیم که مردان برای اثبات ضد زن نبودنشان تلاش کنند. چرا ضد زن فحش سخیفی است که حتی باعث تقویت موقعیت بسیاری در جامعه مردانه نیز می‌شود. ترس زنان از لقب &#8220;ضد مرد&#8221; هیچ چیز نیست جز ترس‌شان از قدرت جامعه مرد محور که می تواند به راحتی شما را حذف کند. ترس از نامرئی شدن. ترس از رانده شدن از بهشت قدرت مردان و پذیرفته نشدن توسط آنان.</p>
<p>اما چرا وقتی اسید بر صورت زنان می پاشند و طبق آمار فرمانده نیروی انتظامی تنها در سال گذشته ۳۸۰ نفرقربانی اسیدپاشی می‌شوند (۲) یا وقتی حجاب اجباری زنان بسیاری را حتی از بهداشت و دسترسی به آموزش محروم کرده و مردان خانواده های بسیاری هم با آن همراهند و یا سکوت می کنند، هیچ مردی به ضدیت با زنان متهم نمی شود. (۳) وقتی که خشونت خانگی زندگی زنان بسیاری را به جهنم بدل می کند (طبق آمار رسمی در ایران در بیش از ۶۶ درصد خانواده های ایرانی زنان خشونت خانگی را تجربه کرده اند). (۴) این مردان کجایند؟ چرا قتل سالانه نزدیک به سه میلیون زن به دلیل خشونت های جنسی توسط مردان (آماری بیش از مرگ و میر توسط ایدز) هیچ مردی را به ضدیت با زنان متهم نمی کند؟ (۵) یا وقتی اعلام می شود بیش از ۷۷ در صد قربانیان کودک آزاری دختر بچه ها هستند و بیش از ۹۷ در صد عاملان آن مردان هستند. این مردان کجایند؟ اگر اینها نویسندگان این مقالات ضد زن نیستند، آیا در خوشبینانه ترین حالت با سکوت شان بر تداوم چنین جنایاتی صحه نمی‌گذارند؟</p>
<p>حال اگر زنی به این مناسبات بشورد، مردانی پیدا می شوند که سلاح همیشگی‌شان را بیرون می کشند و زنان معترض را دارای &#8220;حساسیت&#8221; بیش از حد دانسته و متهم به &#8220;فمینیسم افراطی&#8221; می کنند و آنطور که تازگی ها برخی می نامندش به &#8220;فمی‌نازیسم&#8221; متهم می کنند. در حالی که با وجود اینکه تاریخ جنایت، تاریخی مردانه است اما تا کنون فمنیست ها از واژه ماسکونازیسم یا ماسکوفاشیسم (نازیسم/ فاشیسم مردانه) برای بیان آن استفاده نکرده اند .</p>
<p>طبق آمار موجود، خشونت و نابرابری در اکثریت قریب به اتفاق موارد بر علیه زنان است. هیچ مردی در خیابان ها از دست زنان اسیدپاش به خانه پناه نمی برد. هر ۱۸ ثانیه یک‌بار، مردی در جهان به دست یک زن به قتل نمی رسد. پس در واقع این &#8220;ضد زن&#8221; بودن است که باید جرم انگاشته شود و ضدیت با مردان مجری این نابرابری بایستی امتیاز و عین بشردوستی و با ارزش قلمداد شود. با این حال ضدیت با مردانی که ارزش‌های مردسالار را بازتولید و تبلیغ و ترویج می کنند، اغلب به مثابه &#8220;ضدمرد&#8221; بودن تلقی می شود و اگر یک بار انگ ضد مرد خورده باشید چون مثلا گفته باشید &#8220;مردان ایرانی بلوغشان با متلک گویی همراه است&#8221;. یا جایی نوشته باشید، &#8220;مردان از نظام مردسالار نفع می برند و در تثبیت آن شریکند&#8221;. یا نوشته باشید &#8220;طنز ژوله سکسیستی است و حافظ نابرابری جنسیتی&#8221;. یا به فلان مجری و فلان طنز و برنامه نقد کرده باشید، آن وقت شما ضد مرد هستید.</p>
<p>در واقع ضدیت با مردان به عنوان ضدیت با ارزش های انسانی قلمداد شده و یکی دانستن منافع مردان و ارزش های مردانه با منافع کلی جامعه و ارزش‌های انسانی گستره خود را به حیطه جنبش های اجتماعی نیز می کشاند. به گونه ای که مردان کارگر ، حقوقشان اهمیت ویژه می یابد و خشونت جنسی در محیط کار و یا درامد پایین تر زنان کارگر و عدم امنیت شغلیشان کمتر از سوی تشکل های کارگری مردان به بحث گذاشته می شود.</p>
<p>دانشجویان مرد درون جنبش دانشجویی ارجح ترند و از سوی جامعه روشنفکری و فعالین حقوق بشری بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. ۳۶ سال بهاره هدایت ها با حجاب اجباری روبرو هستند و از آن رنج میبرند هیچ کمپینی از سوی مردان در مقابل حجاب اجباری نه تنها راه اندازی نمی شود بلکه حمایت جدی هم نمی شود، اما وقتی مجید توکلی &#8220;زن&#8221; میشود، آن هم تنها به ظاهر، شمار زیادی از مردان به طور دست جمعی در مقابل این &#8220;تحقیر&#8221; قیام می کنند.</p>
<p>در جامعه همجنسگرایان و ترنسجندرها نیز همین سلسله مراتب موجود است. به عنوان مثال برخی مردان همجنسگرا با مردانگی شان که قاعدتا بایستی آن را مورد چالش جدی قرار دهند، بر موضوعات مربوط به زنان لزبین و ترنس ها سایه می اندازند. یا اغلب وقتی که صحبت از قوانین مجازات همجنسگرایی است، تنها از لواط می گویند. انگار نه انگار که همجنسگراها فقط مردان نیستند. اگر هم مرد همجنسگرایی را به دلیل برخوردهای مردمحورش نقد کنید و با مردان مردسالار در جامعه غیرهمجنسگرا مقایسه کنید به &#8220;گی فوبیا&#8221; متهم می شوید و این در حالیست که اصلا واژه &#8220;لزبو فوبی&#8221; برایشان بیگانه است. حتی در برخی موارد وقتی کسی به عنوان همجنسگرای مرد، می‌خواهد نقش قربانی را بازی کند به این گزینه متوسل می شود و سعی می‌کند اطرافیانش را علیه زنان &#8220;ضد مرد&#8221; بسیج کند.</p>
<p>ایستادگی در مقابل این ارزش انگاری &#8220;مردانه&#8221; ، نهراسیدن از انگ &#8220;ضد مرد&#8221; و دفاع از ارزش‌هایی که هر روزه توسط چنین مردانی زیر گرفته می شوند، آن استراتژی ایست که از سوی نظریه پردازانی چون باتلر در مقابلمان قرار داده می شود. بایستی با صدای بلند اعلام کنیم که استراتژی &#8220;همراهی&#8221; و&#8221;میانجیگری&#8221; با سرکوبگرانمان را نیز قبول نداریم و به کار نمی بندیم. هر کس در این مسیر با این فالوس محوری و چنین ضدیت بیمارگونه ای با زنان مخالف است ، همراه ماست، چه زن و چه مرد!</p>
<p><strong>شادی امین</strong></p>
<p>ــــــــــــــــــــــــــــــ<br />
۱-<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/11/141115_l44_nazeran_sexism_irony">http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/11/141115_l44_nazeran_sexism_irony</a><br />
۲- <a href="http://bit.ly/1sZld8j">http://bit.ly/1sZld8j</a><br />
۳- <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf">http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf</a><br />
۴- <a href="http://bit.ly/1uuFLee">http://bit.ly/1uuFLee</a><br />
۵- <a href="http://www.unicef.org/emerg/files/women_insecure_world.pdf">http://www.unicef.org/emerg/files/women_insecure_world.pdf</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2356/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شادی امین: امروزه عبارت «ما زنان» بی‌معناست</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2338/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2338/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jun 2014 08:52:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان جهان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی امین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2338/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2338/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2013/04/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="زنان کردستان" title="" /></a>آیدا قجر/ مصاحبه گر

آیا جنبش زنان از آرمان‌های پیشین مانند «عدالت اجتماعی» و «اقتصاد برابر» عبور کرده است؟ در شرایط امروز چه هدف مشترکی میان جریان‌های مختلف فمینیستی وجود دارد؟ اگر چتری از سرکوب بر سر زنان ملیت‌ها، طبقات و گرایش‌‌های مختلف وجود داشته باشد، چقدر از شکاف‌ها و انشعاب‌های موجود را ناشی از خود جنبش زنان ایران می‌دانید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="_mcePaste"></div>
<div class="post-content" style="color: #555555; font-family: 'Mitra LT W20 Bold', Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 16px; line-height: 16px;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" rel="attachment wp-att-61077" href="http://shabakeh.de/?attachment_id=61077"><img class="aligncenter size-full wp-image-61077" style="vertical-align: middle; max-width: 540px; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; transition: all 0.5s ease-in;" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2013/04/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86.jpg" alt="زنان کردستان" width="508" height="316" /></a></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">آیا همین حد موجود از حضور زنان در عرصه‌ اشتغال – با توجه به نابرابری‌های شغلی و درآمدی- نوعی ارزش است؟ چه مسئله‌ای باید در مقابله با استثمار امروزی مطرح شود و از چه زاویه‌ای می‌توان به آن نگریست؟ خواسته برابری اقتصادی میان جنبش زنان ایران چه جایگاهی دارد و آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این پرسش‌ها را با شادی امین، پژوهشگر، فمینیست، فعال حقوق زنان و همجنسگرایان در میان گذاشته‌ایم.<strong> </strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong> آیا جنبش زنان از آرمان‌های پیشین مانند عدالت اجتماعی و اقتصاد برابر عبور کرده است؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>شادی امین</strong> - به نظر من مقاله‌ خانم فریزر  نوعی کلی‌گویی ا‌ست که با درک من از فمینیسم مغایرت دارد.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">«تابو و انگ» هم‌جنس‌خواهی همچنان حمله‌ای است که از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بسیاری از فعالان جنبش زنان را مورد تهدید قرار می‌دهد و از همین تابو بسیار استفاده شده تا بحث حول این گروه اجتماعی از اساس نتواند میان جنبش زنان آن‌طور که شایسته است، جای خود را باز کند.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">فمینیسمی که ایشان از آن صحبت می‌کند، فمینیسمی ذات‌گراست که گویی در خود مناسباتی عادلانه‌ای برقرار کرده و پاسخگوی تمام مشکلات جهان است. ایشان شرایط تاریخی و ضروریات اجتماعی که در آن  مکاتب فمینیستی مختلف شکل گرفته‌اند، از نظر دور نگهداشته است. نمی توان در توضیح بی‌عدالتی موجود، به دنبال مقصرانی گشت که خود تلاش داشتند بخشی از بی‌عدالتی‌ را در حوزه‌‌های مختلفی چون مناسبات بین دو جنس، مسائل طبقاتی و نژادی از بین ببرند. نانسی فریزر می‌گوید: «باید با مبارزه­ بی­امان برای شکلی از زندگی که کار دستمزدی را از مرکزیت خارج کند و به فعالیت­های بی­دستمزد و از جمله – اما نه فقط – کار مراقبت از دیگران ارزش نهد، پیوند بی­اساس بین نقدمان از دستمزد خانواده وسرمایه­داری انعطاف‌پذیر را قطع کنیم.» و ما را با این سئوال تنها می‌گذارد که ارزشگذاری بر کار مراقبت از دیگران آن هم بدون دستمزد یعنی چه؟ چرا زنان باید بار دیگر وظایف مراقبتی را بر دوش گیرند؟ و به این ترتیب تلاش فمینیست‌ها برای مبارزه با مزدوری خانگی زنان و حضور زنان در بازار کار و حق برابر آنان را در کسب درآمد نفی می‌کند. بگذریم از اینکه زنان مورد نظر خانم فریزر آنطور که از این متن بر می آید زن سفید طبقه متوسط دارای خانواده و هتروسکسوئل است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>در واقع معتقدید که تحلیل خانم فریزر، به دوره‌ زمانی کنونی ما تعلق ندارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بله.  من در رابطه با طرح «فمینیسم» یا «زنان» به عنوان مقولات کلی و ازلی با تعاریف ایستا مشکل دارم و در این مورد بیشتر خود را به نظر جودیت باتلر نزدیک می دانم که اساسا مفهوم «ما زنان» را هم به درستی نقد می‌کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" rel="attachment wp-att-126105" href="http://shabakeh.de/?attachment_id=126105"><img class="alignleft size-full wp-image-126105" style="vertical-align: middle; max-width: 540px; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; transition: all 0.5s ease-in; margin: 0px 1em 1em 0px;" src="http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/uploads/2014/02/%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86.-%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg" alt="شادی امین" width="300" height="200" /></a>تعریف خانم فریزر به دوره‌ای برگشته که صحبت از توده واحد زنان می‌توانست معنا داشته باشد، اما امروز دیگر چنین نیست؛ چراکه تعریف تفاوت‌های میان زنان به یک اصل در مباحث اجتماعی تبدیل شده است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">در واقع امروزه با زنانی مواجه هستیم که تعلقات طبقاتی، ملی ، نژادی، نسلی گوناگونی داشته یا گرایش‌های جنسی متفاوتی را نمایندگی می‌کنند.‌ اینها تفاوت‌های به رسمیت شناخته‌شده‌ و بدیهی است. در نقد ایشان ما با زیر سئوال بردن فمینیسم به شکل یک کل واحد روبه‌رو هستیم یا حداقل می‌توان چنین برداشتی را از این مقاله کرد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>بحثی که خانم فریزر مطرح کرده تا چه اندازه میان جریان‌های مختلف فمینیستی وجود دارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اتفاقاً بحث عمیقی که بین گرایشی از فمینیست‌ها موجود بوده و همچنان موجود است، بحث برابری اقتصادی یا عدالت اجتماعی است که آن را با عدالت جنسیتی در هم آمیزند و هر بار سهم خود را در تمام عرصه‌ها طلب کنند. این مسئله‌ای است که پیشتر هم وجود داشته است. در عمل هم زنان بسیاری در مبارزه‌ جاری علیه این مناسبات دخیل بودهاند و از گردانندگان و سازمان‌دهندگان آن هستند و خواسته و اعتراض خود را علیه نظم موجود عنوان می‌کنند. ما شاهد چنین حضوری از جنبش اشغال وال استریت تا مبارزات مردم در مصر و ایران و عراق و … هستیم.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>تکثری را که از آن صحبت کردید و آن را بر پایه‌ خواسته‌هایی برشمردید که اولویت‌های طبقاتی، ملی و نژادی و گرایش‌های جنسی مختلف دارد، آیا در مورد ایران نیز صادق می‌دانید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بله. درست است که ما در ایران فضایی نداریم که این گرایش‌ها یا تفاوت‌ها بتوانند در قالب سازمان‌ها و تشکل‌های ویژه خود در عرصه‌ اجتماعی ابراز هویت کنند، ولی واقعیت این است که این تکثر موجود است. بحثی که اتفاقاً حداقل در عرصه‌ نظری درگرفت و زنانی به فمینیست‌ها و تشکل‌های موجود که صدایی در رسانه‌ها داشتند، اعتراض کردند که جنبش زنان ایران، جنبشی مرکزمحور و فارس محور است.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">وقتی وب‌لاگ‌نویس زن بلوچ دستگیر و بعد فراری می‌شود، جایی از او صحبت نمی‌شود. زنان مرکز به موارد بسیاری که در کردستان، اهواز و مناطق جنوب رخ داده، توجهی نشان ندادند؛ چراکه مسئله‌ی آن‌ها نبوده است.</p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این عده، زنان ملیت‌های مختلف بودند. زنان کرد و عرب که گفتند: «خواسته‌های ما در هیچ‌یک از خواسته‌هایی که جنبش زنان مطرح می‌کند، نهفته نیست. زمانی هم که می‌خواهیم دخالت کنیم یا حضوری داشته باشیم، با توجه به حساسیتی که در مورد زنان کرد یا عرب وجود دارد، مقابل ورود ما گرفته می‌شود و نگرانی نزدیکی با ما در بخش‌هایی از جنبش زنان، دیده می‌شود.»</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">این تکثر در ایران هم وجود دارد. در رابطه با گرایش‌های جنسی نیز چنین مقاومتی دیده می‌شود. «تابو و انگ» همجنس‌خواهی همچنان حمله‌ای است که از سوی دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بسیاری از فعالان جنبش زنان را مورد تهدید قرار می‌دهد و از همین تابو بسیار استفاده شده تا بحث حول این گروه اجتماعی از اساس نتواند میان جنبش زنان آن‌طور که شایسته است، جای خود را باز کند. این انشعاب‌ها و انشقاق‌ها تحت تاثیر فضای امنیتی موجود که بر فراز سر مبارزان و فعالان جنبش زنان، سایه انداخته، باعث شده که به جای نگاه کردن به این تفاوت‌ها و مطرح کردن آن‌، حضور آنان انکار شود. سعی شده که یک جنبش زنان یک‌دست قشر میانه‌ جامعه‌ شهری، به عنوان تصویری از جنبش زنان ارائه شود؛ در حالی‌که چنین نیست و ما با تکثر هویت‌ها و به طبع آن، مطالبات روبه‌رو هستیم. هر چند همه آنها امکان بروز یکسان ندارند. در غرب هم جنبش زنانی که خانم فریزر مطرح می‌کند، به آن شکل یک‌دست و یک‌پارچه در واقعیت وجود ندارد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>اگر قبول داشته باشیم که چتری از سرکوب بر سر زنان و ملیت‌ها، طبقه‌ها و گرایش‌های مختلف وجود دارد، چقدر از شکاف و انشعابی که به آن اشاره کردید را ناشی از خود جنبش زنان ایران می‌دانید؟ آیا مانعی از سوی جنبش زنان برای ورود آن‌ها وجود دارد؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اولین مشکلی که ما داریم، اعتماد میان گروه‌های مختلف اجتماعی‌ست که حاصل نشده است. در واقع زمانی می‌توان به گروه‌های مختلف اجتماعی گفت که در باز است و شما می‌توانید بیایید که شما به عنوان کسانی‌ که صاحب قدرت هستید و با زبان قدرت ـ فارسی ـ صحبت می‌کنید (در حالی‌که زن کرد و عرب و بلوچ و آذری باید زبان فارسی را بیاموزد و چه بسا تحت اجبار باید یاد بگیرد)، از دردها و زندگی‌ و خواسته‌های آنان صحبت کنید.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">باید پرسید که رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران برای پرداختن به حوزه‌ی زنان، تا چه اندازه دقت دارند که زنانی از گرایش‌ها، ملیت‌ها و زبان‌ها و طبقه‌های پایین را در بحث شرکت دهند؟ یا چقدر سعی شده که رسانه‌ها تریبونی باشند برای طرح این مسائل و آیا در تعادل حضور گروه‌های مختلف اجتماعی زنان و گرایش‌های فکری مختلف، دقت لازم را دارند؟<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">بسیار مهم است که ما از امتیازهای خود حرف بزنیم و در این صورت است که ما تازه می‌توانیم زمینه‌ اعتمادسازی را ایجاد کنیم.  ما از امتیاز خودمان به عنوان زنان فارس زبان و  هتروسکشوال (هم‌جنس‌خواه) حرف بزنیم که ما چقدر امتیاز داریم وقتی می‌توانیم به واسطه رنگ پوستمان، زبانمان، تعلق طبقاتی‌مان و یا تحصیلات‌مان و یا … با همسران خود در مجامع عمومی بدون طرد شدن از طرف جامعه ظاهر شویم و چطور خود می‌توانیم انواع شکاف و فوبیا را بازتولید کنیم.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">ما باید توضیح دهیم که چه روندی در مناسبات قدرت باعث به حاشیه راندن این زنان در عرصه‌ اجتماعی و فعالیت‌های اجتماعی موجود می‌شود. به نظر من جنبش زنان در این رابطه کم کار کرده و در واقع به آن‌چه در شهرها و مناطق دیگر می‌گذرد، کم نگریسته. وقتی وب‌لاگ‌نویس زن بلوچ دستگیر و بعد فراری می‌شود، جایی از او صحبت نمی‌شود. زنان مرکز به موارد بسیاری که در کردستان، اهواز و مناطق جنوب رخ داده، توجهی نشان ندادند؛ چراکه مسئله‌ آن‌ها نبوده است. ما از امتیازات و ابزاری که در اختیار داریم برای آنکه بتوانیم سهم خود را در مقابله با بی‌عدالتی و ظلمی که اتفاق می‌افتد و در وهله‌ اول هم از سوی دولت اعمال می‌شود، ادا نماییم، کم استفاده کردیم. حتی باید پرسید که رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران برای پرداختن به حوزه‌ زنان، تا چه اندازه دقت دارند که زنانی از گرایش‌ها، ملیت‌ها و زبان‌ها و طبقات پایین را در بحث شرکت دهند؟ یا چقدر سعی شده که رسانه‌ها تریبونی باشند برای طرح این مسائل و آیا در تعادل حضور گروه‌های مختلف اجتماعی زنان و گرایش‌های فکری مختلف، دقت لازم را دارند؟ ما حتی در رابطه با نسبت حضور مردان و زنان در رسانه ها مشکل جدی داریم . در مجموع  به نظرم باید حساسیت‌های جنسیتی، ملی، سنی و طبقاتی مختلفی را که باعث تفاوت و نابرابری بین انسان‌ها می‌شود، مد نظر داشته باشیم. در واقع هویت‌های چندگانه زنان را به رسمیت بشناسیم. به نظرم در مطلب خانم نانسی فریزر این هویت‌های چندگانه نادیده گرفته شده است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>اگر بخواهیم به مسئله‌ نابرابری اقتصادی برگردیم، در واقع شما همین حد از حضور زنان در عرصه‌ اشتغال با توجه به نابرابری شغل‌ها و درآمدها را ارزش می‌دانید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">من فکر می‌کنم بپذیریم که این حق بشر، خارج از جنسیت اوست که بتواند شغلی را که دلش می‌خواهد، یاد گرفته و از طریق آن امرار معاش کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">مقاله‌ خانم فریزر مرا به سوی این ایده سوق می‌دهد که گویا اگر زنان به بازار کار نمی‌آمدند، سرمایه‌داری، نمی‌توانست از این نیروی کار ارزان بهره ببرد و مسائلی مانند دادن وام به زنان جنوب پیش نمی‌آمد و سرمایه‌داری با بحران روبه‌رو می‌شد. نمی‌توان از عدالت اجتماعی حرف زد و از نیمی از جامعه خواست که از بی‌عدالتی‌ای که به واسطه جنسیت‌اش بر او روا می‌شود «موقتاً» چشم بپوشد و از آن حرفی نزند. زنان در دوره‌ها و عرصه‌های مختلف در اعتراض‌ها حضور پیدا کردند و  از برابری گفتند و سهم خود را خواستند.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">زنانی هستند که اساسا به سوسیالیسم یا عدالت اجتماعی به این معنی، اعتقاد ندارند. ما نمی‌توانیم از تمام زنان بخواهیم به صرف تشابه بیولوژیک خود، واحد بیاندیشند و یکسان عکس‌العمل نشان دهند. به نظر من این یک اتوپیا است.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">زنان در بسیاری از مبارزات برای عدالت اقتصادی حضور داشتند؛ در انقلاب مشروطه ایران نیز زنان حاضر بودند ولی سهم زنان از آن چه شد؟ باز هم در قانون از آنان کنار مجنونان و دیوانه‌گان اسم برده شد و حق‌شان در همان حد شناخته شد. حتی حق رای را از آنها دریغ داشتند. همچنان از این زنان به دلیل حضورشان در انقلاب مشروطه تجلیل می‌شود. با این وجود کسی نمی‌گوید ک که سهم زنان از آن انقلاب چه شد. یا سهم ما از انقلاب بهمن ۵۷ چه شد؟ اگر بخواهیم جمع‌بندی بدبینانه‌ای از نوشته‌ خانم فریزر داشته باشیم، صحبت‌های ایشان حاوی آن است که زنان همان بهتر است که خصوصیت مراقبتی خود را  نسبت به بچه‌ها، افراد سالخورده یا بیمار خانواده حفظ کنند و امر عدالت جنسیتی را کنار بگذارند و مبارزه‌ خود را برای عدالت اقتصادی پیش ببرند تا بتوانند مجدداً دوشادوش مردان ارکان نظام سرمایه‌داری را به لرزه درآورند. این شعاری بیش نیست. واقعیت این است که در جاهایی زنان مورد استثمار قرار گرفته‌اند و در این زمینه در سندیکاها و تشکل‌های خود حضور دارند. شما نمی‌توانید از یک زن مدیر بانک و متعلق به طبقه حاکم بخواهید که اعتقادات عدالتجویانه شما را اجرا کند. این مسئله ربطی به زن یا مرد بودن ندارد، بلکه تعلقات طبقاتی او، خواسته‌های معینی را برایش ایجاد می‌کند. اما خانم فریزر در واقع به نوعی تمام فمینیست‌ها را با خواسته‌های اقتصادی یکسان برای ما به تصویر می‌کشد؛ در حالی‌که زنان هم مثل مردان در جایگاه‌های اجتماعی مختلف، خواسته‌ها و شعارهای متفاوت خود را به پیش می‌برند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>با توجه به اینکه معتقدید زمان طرح این مسئله از سوی خانم فریزر به دنیای امروز بی‌ارتباط است، چه مسئله‌ای باید در مقابله با استثمار امروزی مطرح شود؟ از چه زاویه‌ای می‌توان به آن نگریست؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به نظر من همه‌ زنان خواهان برابری اقتصادی و عدالت اجتماعی نیستند. از همین رو، این انتظار که زنان بتوانند تمام این مشکلات را به تنهایی حل کنند، غلط است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">فمینیسم در طرح مسئله نابرابری‌های جنسیتی و در بین تمام اقشار و پرده برداشتن از این بی‌عدالتی نقش بدون انکاری بازی کرده است. بحث امروز این است که ما به عنوان زنانی که در حوزه‌های مختلف مشغول به کار هستیم، چقدر به نابرابری‌های اقتصادی و در واقع به مسئله استثمار، همچنان نظر داریم. این مسئله به طبقه‌ اجتماعی هرکدام از ما برمی‌گردد، همان‌طور که مارکس می‌گوید، شعور شما را جایگاه اجتماعی‌تان تعیین می‌کند. به این معنی اگر من در موضع استثمارگر باشم، طبیعتاً وظیفه‌ای برای خودم و برای حل این بی‌عدالتی قائل نیستم. به همین دلیل مخاطب خانم فریزر بسیار مبهم و ایده‌آلیستی است که تمام زنان علیه ظلمی که وجود دارد، اعتراض کنند. از طرفی ایشان چنین خطابی را به مردان ندارند. هرچند که من معتقدم در رابطه با مردان هم این مسئله صدق نمی‌کند. مردان هم تعلقات طبقاتی و مطالبات و اساسا هویت‌های چندگانه ای دارند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">در نقدی که خانم سیما راستین در مورد مطلب خانم فریزر نوشته است، به درستی به این مسئله اشاره کرده که در واقع زنان سوسیال فمینیست ـ اگر این تقسیم‌بندی را قبول داشته باشیم ـ از کسانی هستند که همچنان معتقدند که در عین مبارزه برای از بین بردن سیستم موجود و برقراری یک عدالت اجتماعی در چارچوب سوسیالیسم، می‌بایست برای برابری جنسیتی در دنیای امروز مبارزه کرد. زنانی هستند که اساسا به سوسیالیسم یا عدالت اجتماعی به این معنی، اعتقاد ندارند. ما نمی‌توانیم از تمام زنان بخواهیم به صرف تشابه بیولوژیک خود، واحد بیاندیشند و یکسان عکس‌العمل نشان دهند. به نظر من این یک اتوپیا است. در عین اینکه این نفی تلاش فمینیست‌های رنگین پوست، لزبین  و زنان فقیر است که تلاش کردند تسلط فمینیسم زنان سفید دگرجنس گرای طبقه متوسط و بالا را زیر سئوال ببرند و زنان «به حاشیه رانده شده» را با هویت‌های مشخص‌شان به مرکز مجادلات سیاسی بیاورند. به این ترتیب ضمن نشان دادن تفاوت‌های بین زنان، بر اشتراک منافع آنها می‌توان تکیه کرد و خطر همکاری زنان با قدرت مردسالار و طبقه مسلط را دائم گوشزد کرد.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong>خواسته‌ برابری اقتصادی میان جنبش زنان ایران چه جایگاهی دارد و آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟</strong></p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به گمان من در سال‌های اخیر این بخش از فعالیت ها یا طرح مطالبات گوناگون از سوی جنبش زنان، بسیار کم‌رنگ بوده است.</p>
<blockquote style="margin: 0px 0px 30px 20px; padding: 55px 0px 0px; width: 200px; float: right; font-size: 22px; line-height: 24px; color: black; transition: all 0.5s ease-in; -webkit-transition: all 0.5s ease-in; background: url(http://www.radiozamaneh.com/u/wp-content/themes/rz-510/img/toranj.png) 80px 0px no-repeat;">
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">اگر جنبش زنان برای پیوند با جنبش دانشجویی تلاش‌هایی هرچند ناچیز داشته، اما دیگر جنبش‌های اجتماعی همچنان در درون خود، بی‌عدالتی جنسیتی را بازتولید کرده‌اند. جنبش کارگری نیز وظیفه‌ی خود را در بسیاری از حوزه‌ها انجام نداده است.<em> </em></p>
</blockquote>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">ما جنبش‌های اجتماعی و یا گروه های متفاوت معترض به وضع موجود داریم که در آن زنان و مردان کنار هم حضور دارند؛ جنبش کارگری، جنبش ملیت‌ها، جنبش دانشجویی یا گروه‌های هم‌جنس‌خواهان، هرکدام جایگاه خود را دارند اما متاسفانه جنبش زنان در دوره‌هایی نسبت به خواسته‌های دیگر جنبش‌های اجتماعی، بی‌تفاوت بوده است. کما اینکه این نقد به جنبش کارگری هم وارد است که همچنان به خواسته‌های جنسیتی بی‌تفاوت است. اگر جنبش زنان برای پیوند با جنبش دانشجویی تلاش‌هایی هرچند ناچیز داشته، اما دیگر جنبش‌های اجتماعی همچنان در درون خود، بی‌عدالتی جنسیتی را بازتولید کرده‌اند. جنبش کارگری نیز وظیفه‌ خود را در بسیاری از حوزه‌ها انجام نداده است. جنبش‌های مختلف اجتماعی نسبت به هم کم‌علاقه‌اند یا آنقدر نسبت به خودشان مسئله دارند که کمتر به یکدیگر می‌پردازند. در حالی‌که به نظر من راه برون‌رفت از وضعیت موجود، نگاه به جنبش‌های اجتماعی دیگر و تقویت نقاط اشتراک و تا جایی‌که می‌شود همراهی و هم‌گامی با همدیگر است.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">به نظرم در مجموع، بحثی که بر اساس صحبت‌های خانم فریزر درگرفته، بحث تازه ای نیست. یعنی تقابل نگرشی که مناسبات قدرت بین زنان را نادیده گرفته و فمینیسم را ذاتاً پاسخی به تمام نابرابری‌ها می‌داند و نگرشی که بر هویت‌های چندگانه زنان و جایگاه های متفاوت آنان تاکید می‌کند.</p>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">مهم است که بگوییم درعین اینکه با توده‌ بی‌شکلی از زنان روبه‌رو نیستیم و از فردیت، استقلال و شکوفایی خواسته‌های مختلف درون این گروه‌های اجتماعی دفاع می‌کنیم، در عین حال منافع مشترک خود در تقابل با این نظام را نیز دریابیم. اتفاقا برعکس آن‌چه ایشان می‌گوید و ما را به یک کلیت واحد و بی‌شکل دعوت می‌کند، ما از تفکیک این خواسته‌ها و مشخص کردن این تفاوت‌ها در جنبش زنان باید دفاع کنیم؛ چراکه هربار که ما یک بخش یا گروه را از میان جنبش زنان با نام و خواسته‌های خودش مطرح نکردیم، در واقع به حاشیه رانده شده مانند زنان فقیر یا زنان همجنس‌خواه و یا زنان ملیت‌های دیگر. وقتی از آن‌ها صحبت نمی‌کنیم در واقع به حاشیه رانده شدن آن‌ها کمک کرده‌ایم. فکر می‌کنم ما موظفیم که نگران انشقاق بر اساس تفاوت‌ها نباشیم بلکه بپذیریم که این تفاوت‌ها باعث نشان دادن قدرت ما و چندگانگی ماست و همانطور که اودری لرد می‌گوید: «ﺧﺸﻢ ﭘﺮ از داﻧﺶ و اﻧﺮژی اﺳﺖ. وﻗﺘﯽ ﻣﻦ از زﻧﺎن رﻧﮕﯿﻦ‌ﭘﻮﺳﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﻮرم زﻧﺎن ﺳــﯿﺎه ﻧﯿﺴـﺘﻨﺪ. ﻣـﻦ از زﻧـﺎن آﺳـﯿﺎﯾﯽ، آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫـﺎی ﮐﺎراﺋﯿﺒﯽ، آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽﻫﺎی ﻣﮑﺰﯾﮑﯽ، ﻻﺗﯿﻨﯽﻫﺎ، اﺳﭙﺎﻧﯿﺎیﯽﻫﺎ و ﺑﻮﻣﯿﺎن آﻣﺮﯾﮑﺎ  ﻧﯿﺰ ﺣﺮف ﻣﯽزﻧﻢ، و ﻫﺮﮐﺪام از ﻣﺎ ﺣﻖ دارﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧــﻮد ﺧﻄـﺎب ﺷـﻮﯾﻢ. زن رﻧﮕﯿﻦ ﭘﻮﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺧﺮده ﻣﯽﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺒﺎرزات ﺿﺪ ﻧﮋاد ﭘﺮﺳﺘﺎﻧﻪ او را دﻗﯿﻘﺎً ﻫﻤﺎن ﻣﺒﺎرزات ﺧﻮد اﻧﮕﺎﺷﺘﻪام و ﻣــﯽﮔﻮﯾـﺪ ﺑـﺎ اﯾـﻦ ﮐـﺎر او را ﻧـﺎﻣﺮﺋﯽ ﮐﺮده‌ام، دارد ﻧﮑﺘﻪای را ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻮﺷﺰد ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﻢ. در ﻏﯿﺮ اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻣﺎ اﻧﺮژیﻣﺎن را در اﯾﻦ راه ﻫﺪر ﻣﯽدﻫﯿــﻢ ﮐـﻪ ﺑـﻪ ﺧـﺎﻃﺮ ﺣﻘﯿﻘﺖﻫﺎﻣﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺸﺎﺟﺮه ﮐﻨﯿﻢ. زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﻧﺎآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ در ﺳﺮﮐﻮب ﺧﻮاﻫﺮاﻧﻢ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ- و از ﻃــﺮف آﻧـﻬﺎ ﻣـﻮرد ﺑﺎزﺧﻮاﺳـﺖ ﻗـﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮم- و ﺧﺸﻢ آﻧﻬﺎ را ﺑﺎ ﺧﺸﻢ ﺧﻮدم ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽدﻫﻢ، ﻣﺤﺘﻮای واﻗﻌﯽ ﺟﺪلﻣﺎن را ﺑﺎ ﯾﮏ واﮐﻨﺶ ﭘﻨﻬﺎن ﻣﯽﮐﻨﻢ، اﻧﺮژی ای ﮐﻪ ﺑﺮای ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﯿﺎز دارم، ﻫﺪر ﻣﯽدﻫﻢ. و ﺑﻠﻪ ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺨﺖ اﺳﺖ ﺳﺎﮐﺖ ﻧﺸﺴﺘﻦ و ﮔﻮش ﻓﺮا دادن ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ زﻧﯽ دﺷﻮاری ﯾﮏ ﺳﺮﮐﻮب را ﺗﺼﻮﯾــﺮ ﮐﻨـﺪ؛ ﺳـﺮﮐﻮﺑﯽ ﮐـﻪ ﻣـﻦ ﻗﺮﺑـﺎﻧﯽاش ﻧﯿﺴﺘﻢ و ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ در آن ﺳﻬﯿﻢ ﺑﻮده ﺑﺎﺷﻢ.»<a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="file:///C:/Users/Chaloos/Downloads/2.doc#_ftn1">[۱]</a>و دقیقاً این نکته‌ای است که ما در عدم بیان هویت‌های متفاوت زنان انجام می‌دهیم. همکاری در سرکوب آنان  و نادیده گرفتن آنها.</p>
<div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;">
<hr style="box-sizing: content-box; height: 1px; border: 0px; margin: 10px 0px; padding: 0px; clear: both; background: #cccccc;" size="1" />
<div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="file:///C:/Users/Chaloos/Downloads/2.doc#_ftnref1">[۱]</a> کتاب “قدرت و لذت”<br />
نوشته آدریان ریچ و اودری لرد. مترجم شادی امین. صفحه ۱۱۳٫ انتشارات ایدا<br />
<a style="text-decoration: none; transition: all 0.5s ease-out; -webkit-transition: all 0.5s ease-out; color: #108bae;" href="http://6rang.org/fa/literature/power-and-pleasure/">http://6rang.org/fa/literature/power-and-pleasure/</a></p>
</div>
</div>
<p style="margin: 1em 0px; line-height: 27px; font-size: 17px; -webkit-font-smoothing: antialiased;"><strong> </strong></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2338/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سی و پنج سال در حجاب؛ گزارشی پیرامون نقض گسترده حقوق زنان در ایران</title>
		<link>http://shabakeh.de/opinion/2329/</link>
		<comments>http://shabakeh.de/opinion/2329/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Mar 2014 15:43:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>راه‌بر</dc:creator>
				<category><![CDATA[ديدگاه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[قوانين]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت برای ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shabakeh.de/uncategorized/2329/</guid>
		<description><![CDATA[<a href="http://shabakeh.de/opinion/2329/"><img align="right" hspace="5" width="150" src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/p.jpg" class="alignright wp-post-image tfe" alt="Print" title="" /></a>عدالت برای ایران، ۱۶ اسفند ۱۳۹۲: براساس آمارهای رسمی، بیش از ۳۰ هزار زن در ده سال گذشته به دلیل قوانین مربوط به حجاب بازداشت شده اند. گزارش تحقیقی “۳۵ سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران” که هم زمان با روز جهانی زن منتشر شده است نشان می‌دهد که حقوق اولیه زنان...<a href="http://shabakeh.de/opinion/2329/"> ادامه مطلب </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/p.jpg" alt="Print" /></p>
<p>عدالت برای ایران، ۱۶ اسفند ۱۳۹۲: براساس آمارهای رسمی، بیش از ۳۰ هزار زن در ده سال گذشته به دلیل قوانین مربوط به حجاب بازداشت شده اند.</p>
<p>گزارش تحقیقی “۳۵ سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران” که هم زمان با روز جهانی زن منتشر شده است نشان می‌دهد که حقوق اولیه زنان در ایران به شکلی سازمان‌یافته و گسترده به دلیل  رعایت نکردن قوانین مربوط به حجاب، نقض شده است.</p>
<p>سی و پنج سال پیش، در چنین روزی، تنها ۲۵  روز پس از پیروزی انقلاب، آیت‌الله خمینی در یک سخنرانی دستور داد که زنان از این پس حق ندارند بدون حجاب، در ادارات دولتی حضور داشته باشند. فردای آن روز که مصادف با ۸ مارس، روز جهانی زن بود، هزاران زن در خیابان‌های تهران در اعتراض به این دستور، راهپیمایی کردند. این دستور و تظاهرات زنان، سرآغاز تحمیل حجاب بر زنان از یک سو و مقاومت آنان در برابر حجاب اجباری از سوی دیگر بود.</p>
<p>“۳۵ سال در حجاب”، نخستین گزارش حقوق بشری است که به روشنی نشان می‌دهد زنان در ایران بیشترین و فراگیرترین آزار و اذیت‌ها را به خاطر مقاومت در برابر حجاب اجباری تجربه کرده‌اند و طیف گسترده‌ای از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی‌شان تنها به دلیل تبعیت نکردن از قوانینی که آنها را مجبور به پوشاندن سر و بدن خود می‌کند، به شکلی سازمان‌یافته نقض شده است.</p>
<p>این گزارش براساس آمارهای رسمی و نیز مصاحبه با ۲۱ زن که حقوق‌شان به دلیل عدم رعایت قوانین مربوط به حجاب نقض شده، نشان می دهد که جمهوری اسلامی برای سال‌ها، تعهدات بین‌المللی خود در زمینه اصل عدم تبعیض و اصل منع شکنجه را با اجبار حجاب، به عنوان یک مصداق بارز تبعیض جنسیتی و آزار و اذیت زنان برای اعمال این اجبار، زیرپا گذاشته است.</p>
<blockquote><p>“۳۵ سال در حجاب”، نخستین گزارش حقوق بشری است که به روشنی نشان می‌دهد زنان در ایران بیشترین و فراگیرترین آزار و اذیت‌ها را به خاطر مقاومت در برابر حجاب اجباری تجربه کرده‌اند و طیف گسترده‌ای از بدیهی‌ترین حقوق شهروندی‌شان تنها به دلیل تبعیت نکردن از قوانینی که آنها را مجبور به پوشاندن سر و بدن خود می‌کند، به شکلی سازمان‌یافته نقض شده است</p></blockquote>
<p>یافته‌های گزارش عدالت برای ایران، که بر مبنای جمع زدن آمارهای پراکنده رسمی به دست آمده، نشان می‌دهد علاوه بر بازداشت بیش از ۳۰ هزار زن در ۱۰ سال گذشته (۱۳۸۲-۱۳۹۲)، دست‌کم  ۴۶۰ هزار و ۴۳۲ زن به خاطر نوع پوشش‌شان مورد توبیخ قرار گرفته‌اند که در اغلب موارد  این توبیخ‌ها با رفتارهای توهین‌آمیز و ازار و اذیت همراه بوده است. براساس همین آمارها، بیش از هفت‌هزار زن مجبور به دادن تعهد برای رعایت حجاب اسلامی شده‌اند و پرونده دست‌کم چهار هزار و ۳۵۸ زن به دادسراهای قضایی ارجاع شده است.</p>
<p>این گزارش همچنین نشان می‌دهد چگونه حق اشتغال، حق تحصیل، حق امنیت، حق برخورداری از خدمات عمومی، حق دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی، حق تردد و حق شرکت در زندگی فرهنگی صدها هزار زن در سی و پنج سال گذشته نقض شده است. همچنین هزاران کودک دختر، برخلاف تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی مجبور به پوشیدن حجاب شده اند.</p>
<p>“سی و پنج سال در حجاب” همچنین برخی از موارد شدید از خشونت دولتی را برای اعمال قوانین مربوط به حجاب، مستند کرده است که منجر به بازداشت، شکنجه و حتی تجاوز در بازداشتگاه به زنان شده و آثار آن زندگی تعداد زیادی از زنان ایرانی را برای همیشه، تغییر داده و منجر به ترک وطن، افسردگی و یا حتی خودکشی برخی از آنان شده است.</p>
<p>عدالت برای ایران در انتهای گزارش خود که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است، خواستار پایان دادن به نقض حقوق زنان به دلیل حجاب اجباری شده است. همچنین از رسانه ها، سازمان‌های حقوق بشری و نیز جامعه بین المللی خواسته است دولت ایران را وادار به اجرای تعهدات بین‌المللی خود و پایان دادن به تبعیض جنسیتی و خشونت دولتی گسترده علیه زنان به دلیل حجاب کنند.</p>
<p>متن کامل گزارش سی و پنج سال در حجاب را <a href="http://justice4iran.org/wp-content/uploads/2014/03/Hijab-report-Final-FA.pdf">اینجا</a> بخوانید.</p>
<p>برای کسب اطلاعات بیشتر با عدالت برای ایران تماس بگیرید:</p>
<p><a href="mailto:info@justiceforiran.org">info@justiceforiran.org</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shabakeh.de/opinion/2329/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
