
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
ميچکا غيرقانوني ميخواند
1
زني شبيه ذوزنقهام
تکثير و هي تکثير ميشوم
گوشهايم در پنهانکاريهاي تو پناه ميگيرد
گوشهي ديگر از لاسِ شبانه باز ميگردد
گوشهاي هم گوشهگيري ميکند
هي ميخواهد بگويد بيهودهام بيهودهاي
گوشهي ديگرم قاه قاه ميخندد
و ميگويد: بيخيالِ همه
گوشهي ديگر کمي آنطرفتر
راست ايستاده است و هي ميگويد:
دير است زود باش
و من هول هول ميبلعم
همه چيز را ميبلعم
گوشههايم که سخت شبيهِ من هستند
هميشه هم گوشههاي ذوزنقه نيستند
گاهي به مربع ميمانم
و در آن چهارتاق خفه ميشوم
گوشههايم که به جانِ هم ميافتند
قي ميکنم
و براي ناتوانيام دلم ميلرزد!
کلن. 2004