بازدارنده از تكرار جرايم
اگر قاتل را نكشند ، قتل زياد ميشود ؛ و فِيالْقِصاصِ حَيوةٌ ؛ در قصاص زندگي است . اگر ما درِ قصاص را ببنديم ، هر كسي بكشد كارش نداشته باشيم ، قتل زياد ميشود ؛ زندگي مردم از بين ميرود ؛ هر كس دلش خواست هر كسي را ميكشد . قصاص براي اين است كه زندگي بشر تامين بشود . تربيت است ، براي مصلحت جامعه است . تمام حدود الهي براي مصلحت جامعه است . اگر آن آدمي كه فلان كار را ميكند و در شرع برايش فلان جزا را قرار دادهاند ، اگر اين جزا نباشدامثالش زياد ميشود . آن كسي كه رفته مثلاً با زن كسي چه كرده است ، اگر چنانچه اين را جزا به او ندهند ، خوب ، اين فحشا زياد ميشود . جلو فحشا را بايد گرفت . دزدها را ميگرفتند و ميبردند تويحبس ، آنجا تعليم دزدي ميكردند
و چه جور جيببري ، بهتر است ؟ ! اگر چهار تا دزد كه روي موازيني كه البته هست ، بگيرند و جزاي آنها را بدهند ، دست دزدي از ايران قطع ميشود ، از عالم قطع ميشود . چهار نفر دزد را به آنطوري كه شارع فرموده است – آن شارعي كه راضي نيست به يك بشر كه هيچ ، به يك حيوان ظلم بشود – امر ميكند كه بايد كه اين جرم را كرده است اينحد را هم بخورد . اين براي اين است كه مصلحت بشر را دارد ملاحظهميكند ، براي حفظ حقوق بشر است . حدود الهي براي حفظ حقوق بشر است . بشر – همه – حقّ حيات دارند ؛ اگر نكشند اين آدم جاني را و اين آدمي كه آدم كشته است ، آدمكشي زياد ميشود . اگر به جرم دزدي ، چهار نفر را كه دزدي كردهاند و رفتند منزل مردم مالش را از بينبردهاند ، جزا به آنها ندهند ، جنايت زياد ميشود . گرفتن و بردن تويحبس و نگه داشتن و در همان جا هم باز جيببري را تعليم و تعلم كردن - اين - اسبابِ زيادياش ميشود . اين را حبس نبايد كرد ؛ بايد همان جزايي كه گفتند بكنند و رهايش كنند برود . ديگر [زياد] نميشود . اگر آن كسي كه به نواميس مردم [تعرض] كرده است ، با آن شرايطي كه دارد بياورند بكشند ، ديگر اين زياد نميشود . حق بشر را اسلام دارد ادا ميكند . ( بيانات امام در جمع اعضاي هيات بازرگاني ايراني ، صحيفه نور ج ۶ ، ص۷ - ۱۷۶ ) ۵۸/۲/۲۵
سزاي جنايتكاران و فاسدان
سوال : از پانصد نفري كه بعد ازانقلاب اسلامي در ايران اعدام شدهاند ، صحبت كنيم . شما تاييد ميكنيد طرز كار اين دادگاهها را ، نه وكيل مدافع در آن است و نه ميشود تقاضاي فرجام كرد ؟ امام : مسلما شما غربيها ناديده ميگيرند كه چه كساني بودند اينهايي كه اعدام شده اند و يا تعمدا آنها را ناديده ميگيرند . اينها كساني بودند كه در خيابانها و ميدانها در كشتار شركت كرده بودند ، ويا افرادي بودند كه دستور قتل عام داده بودنندو يا اشخاصي بودند كه خانه ها را به آتش كشيده بودند ، يا كساني كه زنده زنده دست و پاي جوانهاي ما را اره كرده بودند . و يا اينكه بر روي تاوه سرخ ميكردند . با اينها چه كار ميتوانستيم بكنيم ؟ آنها را ميبخشيديم ؟ مي گذاشتيم بروند ؟ اجازه دفاع كردن از خود و به اتهامات را ما به آنها داديم و ميتوانستند هر چيزي را كه بخواهند بگويند . ولي وقتي گناه آنها ثابت شد ، چه نيازي بود و اصلا چه نيازي هست به اينكه فرجام بخواهند ؟ اگر ميخواهيد برعكسش بنويسيد ، قلم در دست شماست . و در هر حال ملت من برايش اين سوالات مطرح نيست ، و اضافه ميكنم كه اگر ما اين اعدامها را نمي كرديم ، انتقام مردمي ابعاد وسيعي به خود ميگرفت و قابل كنترل نبود و حتي تمام كارگزاران رژيم گذشته كشته ميشدند ، پس بدين ترتيب پانصد نفر كشته نميشدند بلكه هزاران نفر كشته ميشدند . سوال : موافقم ، ولي منظورم الزاما شكنجه گران و جلادان ساواك نبود ، منظورم بيشتر به اعدام شدگاني است كه اصلا ربطي به رژيم سابق نداشتند و منظورم اشخاصي هستند كه هنوز اين روزها اعدام ميشوند براي زنا ، فحشا يا لواط . . به نظر شما اين عدالت است كه فاحشه بدبختي و يا زني كه به شوهرش خيانت ميكند و يا مردي كه مرد ديگري را دوست دارد ، اعدام شود ؟ امام : اگر يك انگشت شما قانقاريا گرفت ، چه كار بايست كرد ؟ ميگذاريد كه مرض به تمام دست و بعد به تمام بدن سرايت كند و يا اينكه انگشت را قطع ميكنيد ؟ چيزهايي كه فساد ايجاد ميكند در ميان ملتي ، بايد ريشه كن شود . همانند علف هرزهاي يك مزرعه گندم . . . مجازات آنهايي كه فساد را اشاعه ميدهند و جوانان ما را فاسد ميكنند لازم است ، حال چه شما خوشتان بيايد و يا خوشتان نيايد . ما نميتوانيم تحمل كنيم كه فاسدان فسادشان را اشاعه دهند . بگذريم مگر شما غربيها همين كار را نميكنيد ؟ وقتي كه يك دزد ، دزدي ميكند او را به زندان نمي اندازيد ؟ در خيلي از ممالك ، مگر قاتلين را اعدام نمي كنند ؟ اين كار را ميكنيد براي اينكه اگر آزاد و يا زنده بمانند سايرين را آلوده مي كنند و لكه بدكاري را توسعه ميدهند . آيا اينطور نيست ؟ بله بدكاران را بايد حذف كرد ، بايد ريشه كن كرد . مثل علفهاي هرزه و فقط با از ريشه درآوردن آنها كشور تصفيه خواهد شد .
سوال : [امام ، چطور امكان دارد يك شكنجه گر يا حيوان وحشي ساواكي را با يك فرد عادي كه ميخواهد آزادانه تمايلات جنسي خود را برآورده كند مقايسه كرد ؟ مثلا آن جواني كه ديروز به خاطر لواط اعدام شد ؟ ]
امام : فساد ، فساد است . لازم است فساد حذف شود .
سوال : [مثالي ديگر ، زن هيجده ساله آبستني كه چند هفته قبل به خاطر زنا در بهشر اعدام شد . . ]
امام : آبستن ؟ دروغ است . دروغي است همانند اينكه ميگويند سينه زنان را مي برند . در اسلام چنين وقايعي اتفاق نمي افتد ، زن آبستن را اعدام نمي كنند .
سوال : [دروغ نيس امام ، تمام روزنامه هاي ايران در باره آن نوشتند و همچنين در تلويزيون ميز گردي تشكيل شد ، براي اينكه به مردي كه با او زنا كرده بود فقط صد ضربه شلاق زده بودند]
امام : اگر اينطور است شايد حقش بوده باشد ، من چه مي دانم ، شايد آن زن كار ديگري كرده بوده . از دادگاهي كه آن را محكوم كرده سوال كنيد .
( طليعه انقلاب اسلامي ، صص ۷ - ۳۵۶ ) ۵۸/۷/۲
...اين جامعه مثل يك انسان ميماند : گاهي وقتها براي اصلاح جامعه يك كسي را تاديب ميكنند . آن هم تاديبي كه گاهي وقتها منتهي به كشتن ميشود . يك نفر آدمي كه يك مملكت را ميخواهد فاسد بكند ، يك كشور را ، يك گروه را ، فاسد ميخواهد بكند ، و قابل اصلاح نيست ، اين را بايد براي تهذيب جامعه ، براي حفظ جامعه ، اين غده سرطاني را بايد از اين جامعه دور كرد . دور كردنش هم به اين است كه اعدامش كنند . اعدامهاي اسلامي اينطوري است ؛ نه مثل اعدامهاي غربي ميماند . آنها ميريزند ميكشند ميبرند از بين ؛ و همه آن براي اين است كه جا براي خودشان باز كنند . اعدامهايي كه در اسلام است اعدامهاي رحمت است . يك طبيبي است كه چاقو را برداشته و اين جامعه را ازيك موجودي كه اگر باشد فاسد ميكند جامعه را ، از شرّ اين نجات ميدهد جامعه را . يك حد از حدود الهي وقتي كه واقع بشود ، يك جامعه اصلاح ميشود . اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومي ، دزدي تمام ميشود . اگر چهار تا آدمي كه به فحشا مبتلاست آن را شلاق بزنند ، در جامعه فحشا از بين ميرود . اين غده سرطاني است كه طبيب براي حفظ يك انسان ناچار است كه اين غده را بيرون بياورد . گاهي چاقو برميدارد چشم آدم را بيرون ميآورد . رحمت است اين ؛ حفظ است . ( بيانات امام در جمع روحانيون و طلاب قم ، صحيفه نور ج ۷ ، ص۸ - ۲۲۷ ) ۵۸/۴/۷
بيداران